1 234
Suscriptores
+224 horas
+67 días
+2830 días
Archivo de publicaciones
1 234
Repost from «قلمگاه»
جدی نمیفهمم چطوری توی این شرایط میرین توی اپ داخلی چنل میزنین، تبادل و فعالیت میکنین.
اونیکه نونش از این راه بوده و هست؛ اینکار رو نمیکنه بعد تویی که صرفا اوقات فراغتت رو توی مجازی میگذرونی سریع رفتی چنل زدی؟ عجب!
1 234
به اینجا ۴۲ تا ستاره دادید تاحالا، که بیشترش مال پستای گذشتهست… نمیدونم چرا ولی احساساتی شدم؟
1 234
Repost from نیمفنجان واژه
“دیدم با شوق توی این شلوغی دارین کتاب میخونین، درمورد چیه؟” سوالی از سمت غریبهای که با صداقت برای دنیای کتابها پرسیده شد. گفتم هزار خورشید تابان درمورد زندگی زنان افغانستان و رنجهاشون نوشته شده، و اینطوری بود که مکالمه به سمت روزها و شوق جوانی برای کتاب خوندن رفت؛ میگفت “این روزها انگار کمتر کسی کتاب میخونه، خودم که وقتی جوون بودم یه کتاب پونصد صفحهای رو یک روزه میخوندم. اسمش یاسمین بود، اثر م.مودبپور که ارزش خوندن داره.” قول دادم کتاب رو پیدا کنم و بخونم. از همون لحظاتی بود که یه نور توی دنیای واقعی روشن میشه.
1 234
Repost from 𝖽𝖺𝗂𝗅𝗒 𝖽𝗈𝗌𝖾 𝗈𝖿 𝖻𝗈𝗈𝗄𝗌 🐈⬛️
+1
- The Spirit bares its teeth 👁 ,
این کتاب درباره دربارهی سیلاسه؛ یک پسر ترنس که توی یه دنیای ویکتوریاییِ کریپی و افراطی زندگی میکنه، جایی که میخوان مجبورش کنن “دختر مؤدب” باشه. بعد به یک مدرسه ترسناک میفرستنش برای “درست کردن” دخترای نافرمان، ولی اونجا کمکم میفهمه اتفاقای وحشتناکی داره میفته و آدمها ناپدید میشن.
1 234
Repost from ·Alaska, Alaska·
راستش نمیدونم این چیزی که میخوام بگم خوبه یا بد، ولی من از اینترنت واسه وصل بودن به دنیای آزاد استفاده میکردم. همهی ویدیوها خارجی بودن. یعنی هرچقدر که توی ایران خفقان و اتفاقات ناگوار بود، من از تیکتاک و یوتیوب استفاده میکردم برای اینکه ببینم در یک جهان عادی زندگی چطوریه، دغدغهی بقیهی آدمها چیه، چطور روزشون رو میگذرونن، چه نگرانیهایی دارن یا در حال حاضر چه چیزهایی رو دنبال میکنن. گاهی اوقات از تفاوت دغدغهها خندهم میگرفت ولی همین چیزها باعث میشد به زندگی امیدوار بشم. دیدن آدمهایی که توی یک قارهی دیگه هستن باعث میشد فکر کنم که خب حالا زندگی اونقدر هم بد نیست و امیدی هست؛ به دنیا امیدی هست. بعدش خودم انگیزه میگرفتم که کاری کنم زندگیم کمی به اون حالت نزدیک بشه. فکر میکردم راهی هست که من هم بتونم اون طوری زندگی کنم؛ یا در اینجا، یا جای دیگه. حتی نمیدونم این روش، روش سالم و عقلانیای بود یا نه. ولی جواب میداد! توی این مدت که اینترنت نیست، دیگه اون دنیای آزاد و جالب رو نمیتونم ببینم و واقعا بیشتر از هر زمان دیگهای حس زندانی بودن دارم. تنها چیزی که دارم میبینم همین زندگیای هست که اینجا دارم؛ همین چیز نصفه و نیمه. دوست ندارم اینطوری بمونه. کاش یک روزی برسه که مجبور نباشم این کار رو بکنم.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
