Reverie.
رفتن به کانال در Telegram
بگو که آیا نور به نجاتِ ما خواهد تابید؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=1245558402
نمایش بیشتر353
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1530 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+2
در 0 کانالها
ژوئن '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+109
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+5
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+60
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+4
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+2
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+48
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+89
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+64
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+114
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+179
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+152
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+271
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+448
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+117
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+1 222
در 2 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 29 ژوئیه | 0 | |||
| 28 ژوئیه | 0 | |||
| 27 ژوئیه | 0 | |||
| 26 ژوئیه | 0 | |||
| 25 ژوئیه | 0 | |||
| 24 ژوئیه | 0 | |||
| 23 ژوئیه | 0 | |||
| 22 ژوئیه | 0 | |||
| 21 ژوئیه | 0 | |||
| 20 ژوئیه | 0 | |||
| 19 ژوئیه | 0 | |||
| 18 ژوئیه | 0 | |||
| 17 ژوئیه | 0 | |||
| 16 ژوئیه | 0 | |||
| 15 ژوئیه | 0 | |||
| 14 ژوئیه | 0 | |||
| 13 ژوئیه | 0 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | +1 |
پستهای کانال
| 2 | به این فکر میکنم
که اگر دستهای تو
در امتداد این تاریکی نبود،
مدتها پیش،
تمام پنجرههای درونم
بیآنکه صدایی کنند،
به روی جهان بسته شده بودند.
آنچه هنوز در من
به نام زندگی نفس میکشد،
نه از توان قلب من،
که از حضوریست
که هر بار
مرا از اندیشیدن به پایان،
بازمیگرداند. | 30 |
| 3 | حسود | 16 |
| 4 | بدون متن... | 18 |
| 5 | بدون متن... | 1 |
| 6 | نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت | 49 |
| 7 | واقعا از دست میرم | 21 |
| 8 | مردم برای خوشگلیت | 22 |
| 9 | :) | 22 |
| 10 | در آغوشم بگیر؛
پیش از فروریختنِ واپسین نگاه.
شاید چشمهایم،
پیش از آنکه در انجماد
از یاد بروند،
پاکیِ آوازِ آبها را
به یاد آورند. | 49 |
| 11 | خوشا فصلی که دور از غم ... | 240 |
| 12 | بدون متن... | 240 |
| 13 | 😭😭 | 17 |
| 14 | تقریبا از قصه ها اومده | 250 |
| 15 | تقریبا زیبایی شقایق روانیم میکنه | 251 |
| 16 | زنده بودیم اگه فردا ... | 257 |
| 17 | بدون متن... | 249 |
| 18 | نه باد خزان و نه تیغ زمان؛ آنچه هستیام را خم کرد، بار بیشمار نامهایی بود که از کوچهها برخاستند و دیگر به خانه بازنگشتند. از آن روز، هر در که گشوده شد، چشم مادری به راه ماند؛ هر چراغ که افروختند، سایهی فرزندی را طلبید که دیگر از در نیامد.
نه دی به سر آمد و نه داغ به در شد؛ که آن دی، دیِ تقویم نبود، دیِ تقدیر بود؛ دیای که آفتاب را در آستانهی سحر سر بریدند و برف را به خون نوشتند.
ما از سرمای دی بازماندهایم، نه برای ماندن، که برای بهیادماندن. تا ایران، اگر هزار بار نیز در خون خویش بغلتد، نام رفتگان، از رگ روزگار نریزد. | 277 |
| 19 | قضیه چیه | 7 |
| 20 | مفتبری ؟ مگه من مردم بدون من مفتبری میکنید | 8 |
