fa
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

رفتن به کانال در Telegram
1 960
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
عین صادِ عزیز سلام! حق با شماست. زیاد دور خودمان را شلوغ کرده‌ایم. سرمان پر از حرف‌ها و نکته‌های به درد نخور شده است. مشغول شده‌ایم به امورِ غیرضروری و ضروریات را فراموش کرده‌ایم. درست می‌گویید؛ ما به خودمان نمی‌اندیشیم اما به یک لیوانِ پوچ، بسیار. باید خلوت کنیم و بیشتر به سکوت پناه ببریم.

داستان دست‌ها
داستان دست‌ها

«ویرانم کرده‌ای و اکنون، از خاک‌روبه‌های ویرانی‌‌ام دست بر نمی‌داری.»

Repost from Saved Messages
چیزهایی هست در کنج ذهن‌ام، که شاید هیچ‌وقت به کار نیایند و دردی هم از من دوا نمی‌کنند اما دلم نمی‌آید که آن‌هارا دور بی‌اندازم. این‌ها دقیقا همان چیزهایی هستند که روح مرا آزار داده‌اند و همچنان هم می‌دهند اما هربار موقع دور ریختن‌شان دست و دلم می‌لرزد که مبادا بعد از دور انداختن‌شان پشیمان شوم یا دوباره به کارم آیند؟! انسان تمایل شدیدی به خودآزاری دارد، این‌ موضوع بارها به من ثابت شده‌است‌.

پورمحمدی شهروند تبر بازیه

تلفظات‌شم سراسر مشکل داره بنده خدا

پزشکیان هی وایب ما آریایی هستیم عرب نمیپرستیم میده ولی در واقعیت هی عربی حدیث تلاوت میکنه

پزشکیان لکنت گرفته :)

با توجه به انتقادات کاندیداها از وضع موجود بنده از طرف آحاد مردم بابت شرایط حال حاضر کشور عذرخواهی میکنم

زاکانی زاکانی زاااکانی به خدا تو مسلمون نیستی =)

photo content

«ای خدایی که یوسف را یعقوب، برگرداندی»

« ای خدایی که یوسف را یعقوب، برگرداندی »

photo content

و من چقدر به آن دخترک بازیگوش نشسته در چشمانم ،شادی بدهکارم

ساکت می‌شم و در سکوت می‌میرم.

هر روزی که در این وضع می‌گذرد، مرا به این نتیجه می‌رساند که برای هر عمل یا اتفاقی، حتی مردن، ممکن است دیر شود

Repost from ندانستم
می‌خواستم موجود ویژه‌ای در جهان باشم. برای همین نقاب‌های مختلف را امتحان کردم: خجالتی، دوست‌داشتنی‌، متفكر، خوش‌بین، شاداب، شکننده. این‌ها نقاب‌های ساده بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند. بعدها نقاب‌های پیچیده‌تری به صورت زدم؛ محزون و شاداب، آسیب‌پذیر و شاد، مغرور اما افسرده. از من بشنو؛ نقاب‌های پیچیده زنده زنده تو را می خورند.

مایل به پرایوت؟💁🏻‍♀️ https://t.me/+LMbeO_Pc_QY1YWU0