1 957
مشترکین
+524 ساعت
+87 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
1 956
و اگر اینجا بودی بیگمان دستم را به روی دستانت میگذاشتم و زیر گوشت آهسته میگفتم که از جان عزیزترم؛
این شبها تمام میشوند، بیگمان.
از تو میخواهم قوی بمانی.
و میخواهم بدانی چیزی که مرا در این روزها از انحطاط باورهای نورسته دور نگاه میدارد، تصور تصویر رؤیای توست؛ در میانهٔ روزهای شادی. افسوس که من از آن روز بسیار دورم.
1 956
من از همهی آنچه که نداشتهام، اشباع شدهام. لبریز شدهام.خسته شدهام؛ همهی آنچه که نیست، از من دارد سر میرود.
1 956
Repost from Saved Messages
ذهنام گورستان خاطرات و آدمهاییست که روزگاری برایم بسیار عزیز و ارزشمند بودند اما چارهای جز مدفون کردن در کنج ذهن و رها کردنشان نداشتم. گاهی آدمی چارهای جز نادیدهگرفتن و زیر پا گذاشتن احساس قلبیاش ندارد.
این بیرحمی با خویشتن هم شکل غمانگیزی از جبر زندگیست.
1 956
Repost from N/a
تمام تلاشم رو برای برقراری ارتباط و تعامل با دیگران انجام میدم. سعی میکنم اهمیت بدم، وقت بگذارم، گوش بدم و لبخند بزنم اما واقعاً هیچچیزش برام اهمیت نداره.
مطلقاً هیچچیز. و خب که چی؟ مگه مهمه اصلاً؟
1 956
Repost from ناجه
شرط هر تغییر، قبولِ وجود مشکل است و ما میتوانیم ببینیم که چقدر برای هر کدام از ما سخت است که قبول کنیم نقاط ضعف داریم.
- ۳۵۳ -
1 956
Repost from ناجه
دیدن و حس کردن فاصلهها و احترام به این «واقعیت» برای بسیاری از ما سخت و غیرقابل تحمل است. به همین علت به افسانههایی پناه میبریم که قرار است با عشقی عجیب و فرازمینی هر نوع فاصلهای را بین دو آدم از بین ببرد و دوست داریم ایمان بیاوریم به این جملهها:
ما یک روح هستیم در دو بدن.
ما قرار بوده همیشه با هم باشیم.
ما نیمه گمشده یکدیگر هستیم.
ما بدون هم نمیتوانیم نفس بکشیم.
ما برای یکدیگر ساخته شدهایم.
ما یک نفر هستیم و بدون هم حتی یک شب هم نمیتوانیم دوام بیاوریم.
و هزاران جمله شبیه به این در فیلمها و داستانها و شعرها.
- ۳۵۲ -
1 956
آدم باید کسی را داشته باشد که بیهراس از هر قضاوتی به او بگوید که این پوستهی ظاهری را نبین، من از درون شکل یک بنای متروکهام.
فقط تواناییام در حفظ ظاهر مثال زدنیست وگرنه سالها قبل ویران شدهام. و سپس یکبار دیگر در آغوش او فرو بریزد.
1 956
Repost from و عمر سرفه کوتاهی؛ 🇦🇷
افسردگی و ناراحتی باهم تفاوت دارن و بیشتر مردم ایندو رو اشتباه میگیرن با هم.
ناراحتی یعنی غمگین بودن درباره اتفاقی که افتاده یا هنوز نیفتاده. یا غم از دست دادن عزیزی یا غم هر چیز دیگهای.
اما افسردگی اینجوریه که ذهنت و بدنت بهت میگه لعنت بهت؛ من دیگه نمیخوام "تو" باشم، نمیخوام این شخصیت باشم. نمیخوام به زندگی در این شخصیتی که ساختی ادامه بدم.
انگار بدنت به یه استراحت عمیق نیاز داره تا از شخصیتی که ساختی فاصله بگیره.
1 956
باید بگویم دیگر چیزهای زیادی برایم آن اهمیت سابق را ندارند و این خوب که نه، عالی است.
1 956
Repost from صاحبِپوتینهایبزرگ
از اون روزی که از آقام، رهبرم، مرجعِ تقلیدم، جانم، سیدعلیالحسینیالخامنهای شنیدم که گفت: شهادت، مرگِ تاجرانه است ؛ هر بار شهیدی رو آوردن غمگین نشدم، غبطه خوردم.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
