fa
Feedback
𝘘𝘶𝘰𝘵𝘦𝘴;

𝘘𝘶𝘰𝘵𝘦𝘴;

رفتن به کانال در Telegram

کپی آزاده، پاینده ایران 🖤 اگه اسم کتابی براتون ناآشناس، اون کتاب رو خودم دارم می‌خونم و هنوز ترجمه نشده😬

نمایش بیشتر
8 658
مشترکین
-724 ساعت
-397 روز
-17030 روز
آرشیو پست ها
خوب بود می‌توانستم کاسه‌ی سر خودم را باز بکنم و همه این توده‌ی نرم خاکستری پیچ‌پیچ کله خودم را در آورم بیندازم دور، بیندازم جلو سگ. صداق هدایت - زنده بگور

‏چون که ما زندگی نمی‌کنیم، امثال ما زندگی را تماشا می‌کنند.

عشق از مرگ قوی‌تره؛ چون وقتی کسی رو دوست داشته باشی، اون آدم هیچ‌وقت واقعاً نمی‌میره. ما، اقلیت تاریک - الکسیس پتون

آنها از زن بيدار می‌ترسند، از زنى كه مى‌خندد، مى‌رقصد، انتخاب می‌كند و اجازه نمی‌گیرد؛ چون زن آگاه فقط زندگى نمی‌كند، مرزهاى كهنه را مى‌شكند و جهان را از نو معنا مى‌كند.

تا وقتی که می‌توانیم خیالبافی کنیم، چرا باید فکر کنیم؟ بیژن نجدی

من گمان می‌کنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماری‌اش همین بود. ‌ فئودور داستایفسکی

چطور قلب‌ها می‌توانند با وجود این همه ترک، شکاف و شکستگی همچنان به تپیدن ادامه دهند؟ هرکس می‌گوید «زمان همه زخم‌ها را التیام می‌دهد»، حتماً زخم‌های زیادی نداشته است. ما، اقلیت تاریک - الکسیس پتون

چرا مثل ما دلتنگ نمی‌شوند.. مگر شهرشان شب ندارد؟ محمود درويش

بلاهایی که به سرم اومده بود، اثر خودشون رو گذاشته بودن؛ خیلی از موهام داشت می‌ریخت. سردردها هم ناراحتی‌های زیادی برام درست می‌کرد، به خصوص صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم. گرسنه - کنوت هامسون

همه غرق شادمانی بودند: گیاهان، پرنده‌گان، حشره‌ها، بچه‌ها. اما آدم‌ها، بزرگ‌سالان، آدم بزرگ‌ها، مدام یکدیگر را گول می‌زدند، همدیگر را شکنجه می‌دادند. رستاخیز - تولستوی

بعضی وقت‌ها دلم می‌خواهد ناپدید شوم؛ با درخت‌ها یکی شوم، با رودخانه‌ها، با ستاره‌ها. می‌خواستم جایی باشم که هیچ‌کس از آدم‌هایی که می‌شناسم، چیزی از آن ندانند. یادداشت‌های روزانه - سیلویا پلات

به آدم‌های نادان قدرت بده، و از آن هر طور که دلشان بخواهد سوءاستفاده می‌کنند. ما، اقلیت تاریک - الکسیس پتون

روزی از بدترین بخش ماجرا عبور خواهیم کرد. درد از ما عبور خواهد کرد؛ ما همچنان زخمی خواهیم بود، اما بر اندوه خود فائق آمده‌ایم. از تروما تا التیام - آلن دوباتن

هیچ‌چیز در تمام عمرم به اندازه‌ی صدای او زیبا به نظر نرسیده بود. اشتیاقی در وجودش - زویی دریون

مى‌خواهم كسی كه دوستش دارم آزاد باشد، حتی از من! آن مورو ليندبرگ

شاید روزی از این تنگنا بیرون بیایم اما حس می‌کنم که موجوداتی بی‌نام و نشان در اندرون من می‌لولند. با آن‌ها چه کنم؟ آلبر کامو

هیچ‌چیز یک انسان بی‌شعور را به اندازه‌ روبه‌رو شدن با زنی که می‌داند چگونه بخواند، بنویسد و بیندیشد و در عین حال خصلت‌های زنانه‌ خود را از قلم نیندازد، دچار وحشت نمی‌کند. ‏‌ هزارتوی ارواح - کارلوس روئیث ثافون

حتی آدم‌هایی که عمیق‌ترین احساسات رو تجربه می‌کنن هم ممکنه احساس پوچی کنن. ما، اقلیت مرگبار - الکسیس پتون

خوب فهمیدم که باید بروم؛ امّا هنوز نمی‌دانستم چه وقت؟ چگونه؟ کجا؟» ‏جین ایر؛ شارلوت برونته.

مردهایی مثل او نمی‌توانند درک کنند که شاید خودشان بدترین اتفاقی باشند که ممکن است برای یک زن بیفتد. آن‌ها فقط می‌توانند خودشان را یک موهبت ببینند؛ برایم بمیر - شیرلین اوبوئوبی