fa
Feedback
عبدالله محمد

عبدالله محمد

رفتن به کانال در Telegram

عبدالله شیخ آبادی | نظاره‌گر زمان و جهان اخبار و شخصی‌نویسی: @abdollah1400 یوتیوب: youtube.com/@abdollah1400 اینستاگرام: instagram.com/aksemahtab اولین پست کانال: https://t.me/akseMahtab/3

نمایش بیشتر
9 217
مشترکین
+424 ساعت
+417 روز
+12030 روز
آرشیو پست ها
صبر نخست، صبرهای بعد را آسان می‌کند. اما اگر انسان به گرداب بی‌صبری وارد شد، صبرهای قبلی هم سنگر به سنگر به اشغال سربازان گنا
صبر نخست، صبرهای بعد را آسان می‌کند. اما اگر انسان به گرداب بی‌صبری وارد شد، صبرهای قبلی هم سنگر به سنگر به اشغال سربازان گناه و ناشکری درمی‌آیند. عده‌ای که زمانی اهل صلاح بودند، امروز از گذشتهٔ خود تعجب می‌کنند که چطور می‌توانستم آنقدر نماز بخوانم و روزه بگیرم و نزدیک خیلی چیزها نشوم. او گمان می‌کند اکنون آگاهی جدیدی حاصل کرده در حالی که قضیه اصلا آگاهی و دانش جدید نیست، بلکه او از جایی به بعد صبرهایش را یکی یکی از دست داده تا اکنون که آثار بی‌صبری به عقیده‌اش رسیده است. توبه کنندگان هم همینطورند. برخی به درستی آموزه‌های وحی پی می‌برند اما از ترک سبک زندگی خود می‌ترسند، اما انسان همینکه با توکل وارد شد، کم کم صبور می‌شود. او هر روز یک صبر جدید به دست می‌آورد و هر روز چیزی را درست می‌کند تا جایی که از گناهان گذشته‌اش و از نسخهٔ بی‌صبر قدیمی تعجب می‌کند. تمرین صبر کن، صبور می‌شوی و بدان که پروردگار اگر امری کرده، صبرش را هم به تو خواهد داد و اصلا آن صبر هم از سوی خود اوست: {وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ} [نحل: ۱۲۷] (صبر پیشه کن و صبر تو جز به [یاری و] توفیق الله نیست). https://t.me/akseMahtab

و یا به قولی: قبر، آخرین ایستگاه آینه است؛ جایی که انسان سرانجام با اصیل‌ترین و عریان‌ترین نسخه از خویشتن، که در تمام عمر با تنهایی‌هایش بافته بود، روبرو می‌شود.

قبر، تنها شدن با نتیجهٔ تنهایی‌های خود است.

برای رها شدن از شرایط غمگین آنچه زمان حال می‌نامیم باید به آینده پناه برد. برای رفتن به آینده باید قرآن خواند. وقایع را باید
برای رها شدن از شرایط غمگین آنچه زمان حال می‌نامیم باید به آینده پناه برد. برای رفتن به آینده باید قرآن خواند. وقایع را باید از دریچهٔ نگاه یک «از ویرانی رستهٔ» رسیده به سرزمین نجات خواند. از آیندهٔ سبز خوشبو باید گذشتهٔ بدبوی غمگین را دید، حتی وقتی که هنوز جسمت در گذشته است. * * * از موقت بودن دنیا همین را بگویم که تو اکنون داری در گذشته‌ات زندگی می‌کنی. قرآن بسیاری اوقات وقایع آخرت را همانگونه روایت می‌کند که داستان یوسف را: با صیغهٔ ماضی. بهشتیان در بهشت خود بر دوزخ مطلع می‌شوند؛ گفتگویی می‌شود، همه چیز در گذشته در جریان است، انگار ما در بهشت خود داریم داستان گذشتهٔ خود را می‌خوانیم. مانند ترس از گل نشدن ضربه‌ای که بیست سال پیش به توپ زده شده و تیم‌مان با آن به جام جهانی رفته و باز با دیدنش دچار اضطراب می‌شویم که نکند این بار گل نشود! تصور می‌کنم بهشتیان هم از امکان گمراه شدن در دنیا یاد می‌کنند که {وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ} [صافات:۵۷] اگر نعمت پروردگارم نبود، بی‌این رحمت من هم مانند تو در جهنم بودم. به احساس امن بعد از این گفتگو فکر کن. ببین، خواندن داستان نجاتی که گذشته زیباست. خواندن گذشته‌ای که گذشته احساس امنیت می‌دهد. چون ما به این دریچه نیازمندیم، امروز سورهٔ «صافات» را بخوان، یا خواهران صافات را. #بهشت_اندیشی

🎧 علم‌خواهی و توکل علمی ⬜️ بسیاری اوقات ما از توان کم خود آگاهیم، برای همین از خداوند در زمینهٔ قدرت یاری می‌جوییم اما نسبت به علم خود و نظر خود اطمینان داریم، در نتیجه فراموش می‌کنیم که از او هدایت و رای درست یعنی علم را هم بخواهیم. اینجا به بررسی کوتاه مفهوم «علم‌خواهی از خداوند» یا همان «توکل علمی» و تبیین سه سطح «نیت درست، علم درست، و عمل درست» مي‌پردازیم. در دعای کامل باید از خداوند هر سه را خواست: اخلاص در نیت، یاری در رسیدن به علم و شناخت درست و انجام درست عمل. 🎙 ارائه و توضیح: عبدالله شیخ آبادی t.me/akseMahtab

ماه را که در آسمان رویایش دید، صبح با قلبی دیگر از خواب بیدار شد. * * * انسان‌ها دل دارند، اما دلی که چندان در کنترل خودشان نیست. همینطور خودکار، یک دفعه می‌بینی خوشحال نیستی. چقدر باید عمیق شوی تا بدانی دلیلش حرف آدمی است که ربع ساعت پیش در واتس اپ پیام گذاشته بود. در این ربع ساعت سری هم به اینستاگرام زدی و دو تا ویدیوی خنده‌دار دیدی، به استوری یکی خندیدی، برگشتی به تلگرام و چند تا جوک دیگر خواندی، اما همین که گوشی را لحظه‌ای کنار گذاشتی، پیام واتس اپ به یاد دلت آمد و غمگینت کرد. البته فقط شادی و غم نیست. چیزهای عمیق‌تری هم در این دنیا هست. اطمینان مثلا، آرامش و رازآلودتر از همه، ایمان. دل آدم هر روز یک حال ندارد. روزهایی هست که احساس می‌کنی زندگی‌ات حل شده و می‌دانی باید چکار کنی. روزهایی دیگر هم هست که فقط خاطرهٔ ایمان روزهای داشته، نگهت می‌دارد. می‌گویی من دیروز مشکلی نداشتم، امید که فردا مانند دیروز باشد... حال بد امروزت را حواله می‌کنی به گنج دیروز. * * * برگردیم به دل... این‌که دلت خیلی هم دست تو نیست کمی این سرگشتگی را حل می‌کند. توفیق خواندن پیام‌هایی که حال قلبت را خوب می‌کند از کجا می‌آید؟ چرا عده‌ای فوری دلشان به صفحهٔ قرآن تنگ می‌شود و بعضی هم باید برایش بجنگند، و بعضی نه دلتنگ می‌شوند و نه تلاشی می‌کنند؟ این احساس خنکی ناگهانی که دل را روشن می‌کند از کجا می‌آید؟ چرا گاه دل می‌شود آسمانی روشن از ماه و ستاره؟ چرا قلبی که شب، صبح روشن بود و رنگین کمان و موج آرام دریا، صبحش کوچه‌ای نمناک می‌شود در شبی تاریک، در یک شهر شلوغ در مکزیک؟ می‌خواهم بگویم، سعی نکن برای آرامش بجنگی. جنگ و آرامش با هم در تضادند. برای آرامش تلاشِ آرام کن. برای آرامش صبر داشته باش. آرامش، مرغ خوش‌خوان پشت پنجره است. قبلا برایش دانه بریز و از پنجره دور شو. در چشمانش زل نزن. به سمتش حمله نکن. عجله نکن، عجله هم‌جنس آرامش نیست. ما پیش از نماز وضو می‌گیریم، ما پیش از نماز رو به قبله می‌کنیم، ما پیش از نماز فرض، نمازهای دیگری را به جای می‌آوریم تا هر چه هیجان و گرمای پیش از نماز بوده از بین برود و برای نماز اصلی آماده شویم. ما در جایی ساکت نماز می‌گزاریم، در بین دو آرامش. این آب و این آبیِ سکوت و نگاهِ به زمین افتاده و آرام خواندن آیات، خانهٔ پرندهٔ اطمینان است. وقتی زندگی‌ات ادامهٔ نمازت باشد دل هم آرام می‌یابد چون در نمازت آرام بوده‌ای. دل، پرنده‌ای در قفس نیست. دل، آهوی آزاد دشت است که سال‌ها آرامش تو، به او اطمینان داده تا از تو نگریزد. با تفنگ و طناب و عجله صاحب آن آهو نخواهی شد. #عبدالله_محمد #خودنصیحتی https://bit.ly/393SX3p

به زودی ان شاء الله... سلسله گفتارهای صوتی تحت عنوان: چهل حدیث در سلامت روان. نسأل الله التوفیق والسداد
به زودی ان شاء الله... سلسله گفتارهای صوتی تحت عنوان: چهل حدیث در سلامت روان. نسأل الله التوفیق والسداد

دوست صالح هم صدقهٔ جاریه است. همسر خوب! غبطه خوردم به حال زنی که شوهرش بعد از وفاتش در به در دنبال کار خیری بود که برای رفیق
دوست صالح هم صدقهٔ جاریه است. همسر خوب! غبطه خوردم به حال زنی که شوهرش بعد از وفاتش در به در دنبال کار خیری بود که برای رفیق رفته‌اش به جا بگذارد. چاه آبی در آفریقا، یا غذا دادن در یمن، یا مسجدی در شهری مرده. تلاش خود را در این دنیا متنوع کن. یافتن نیکوکاران هم نیکوکاری است. فرمود: {بازویت را با برادرت قوی خواهیم ساخت} [قصص: ۳۵].

Repost from Pezhvaak+
در این نوشتار به چند پرسش رایج دربارۀ ازدواج اسلامی پاسخ داده‌ام.

دلیل بیشتر بی‌صبری‌هایم را در این سخن پروردگار متعال یافتم: {تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ} (شما کالای دنیا را می‌خواهید و الله آخرت را [برای شما] می‌خواهد) شما دنیای گذرای نزدیک را می‌خواهید. امتیازش نزدیک بودن است و مشکلش گذرا بودن. به اندازهٔ نزدیک بودنش موقتی است. و اتفاقا سرعت موقتی شدنش بیشتر هم شده. خوشحالی خرید آخرین مدل فلان گوشی ده سال پیش را یادت است؟ همان گوشی را الان حاضری استفاده کنی؟ دیدی خوشحالی‌اش چقدر زود خاموش شد؟ مانند سوختن برگ خشکی بود که در یک لحظه دیده را می‌رباید. دنیای ما هم همان بود، چشمگیر و گذرا، و هر چه چشمگیرتر، گذراتر. اما به نظرت بهشتی‌ها شادی‌های دنیا را چگونه خواهند دید؟ شادی‌های مدل پایین ما به حساب ده سال بعدِ همین دنیا خنده‌دار است چه رسد به حساب آسمان. حالا ده سال قبل را رد کن و برو بالاتر، پنجاه سال قبل. شصت سال... شادی اولین رادیوی خانواده، اولین تلویزیون، اولین تلویزیون رنگی! شادی همان است. سوژه عوض شده. شادی‌های گذشته می‌روند به انباری و موزهٔ عبرت می‌شوند برای گذرا بودن دنیا. - عبدالله محمد

دوست دارم دربارهٔ ترس حرف بزنم. برای آدم‌های آسوده ترس بهتر از آسایش است. برای آدم‌های ترسان، امید. و فکر می‌کنم بیشتر مردم از جایی که باید بترسند آسوده‌اند و از جایی که باید آسوده باشند، ترسان. یکی از ترس‌هایم را بگویم؟ «إن الله ليؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر» (بخاری و مسلم) (بی‌شک الله این دین را با مرد بدکار [هم] یاری می‌دهد). این دین یاری می‌شود. اما تو کجای کاری؟ ترست چیست؟ از شکست خودت بترس. از این‌که در تیم برنده باشی و ببازی.

018SokhananeMohafez.pdf6.02 MB

صدرت -بحمد الله- ترجمة كتاب "العواصم" إلى اللغة الفارسية، فجزى الله مترجمه ومن أعان عليها خير الجزاء. وأرجو من الإخوة والأخوات المتقنين لهذه اللغة المساهمة -لا حرمهم الله الأجر- في نشر المادة في المواقع المناسبة. نفع الله بها، وبارك فيها.

خوانش کتاب «الفصل بین النفس والعقل» اثر شیخ عبدالعزیز الطریفی موضوع: هر خطایی را نباید تنبیه کرد و هر کار خوبی را نباید تشویق کرد شماره: (۱۳۱) #عبدالله_شیخ‌آبادی

این حرف دو معنا دارد؛ یکی از جهت آنچه باید باشد (هدف) و دیگری از جهت آنچه که هست (واقعیت). در دوره‌های سخت تنها کسانی بر ایمان خود پایدار می‌مانند که مؤمن قوی باشند یعنی برای ایمان خود وقت و نیرو بگذارند و اثر نفس و شیطان و فشار جامعه را دست کم نگیرند. این یعنی اگر کسی می‌خواهد به سلامت از دوران دشوار خود عبور کند باید قوی شود. (قوی‌ها می‌گذرند، برای گذشتن باید قوی بود) آنهایی که برای یافتن پاسخ پرسش صد، پاسخ نود و نه پرسش قبل از آن را می‌یابند، پیش از آنکه در میانهٔ زندگی، پرسش‌ها غافل‌گیرشان کند.

کم اما قوی.

دوران ایمانِ سخت، دوران مؤمنان قوی است.

چه فتنهٔ بزرگی است پیروزی باطل، چون به سادگی تمام: مردم پیروِ پیروز هستند و گمان می‌کنند پیروز چیز خاصی دارد که غالب شده است و حتی اگر کاملا تابعِ پیروز نشوند و همهٔ دین او را نگیرند، حداقل شبیه او می‌شوند. پیروزی، سدهای روانی را میان شکست خورده و پیروز از میان برمی‌دارد و شکست خورده را نسبت به او کنجکاو و سپس تحسین‌گر و در مراحل بعد، عاشق می‌سازد.

همان وقتی که نوشتن را دوست نداری،‌ بنویس. در حلیة الأولیاء آمده که سفیان بن عُیینه گفت: «هرگاه سکوت را دوست داشتی، سخن بگو و هرگاه سخن را دوست داشتی، سکوت کن». درست همان وقتی که در دلت احساس کردی برای حضور و نوشتن و انتشار در شبکه‌های اجتماعی بی‌میل هستی، بنویس. نفست را که نوشتن را دوست ندارد برای خشنودی خداوند مجبور به نوشتن کن، خداوند در حروفی که صاحبش برای نوشتنش جز خشنودی پروردگارش را نخواسته، برکت می‌اندازد. - عبدالله بلقاسم