عبدالله محمد
Открыть в Telegram
عبدالله شیخ آبادی | نظارهگر زمان و جهان اخبار و شخصینویسی: @abdollah1400 یوتیوب: youtube.com/@abdollah1400 اینستاگرام: instagram.com/aksemahtab اولین پست کانال: https://t.me/akseMahtab/3
Больше9 336
Подписчики
+424 часа
+1217 дней
+16630 день
Архив постов
9 336
Repost from N/a
ـــــــــــــ
جملهای از علی عزت بگوویچ خیلی زیبا بود. او میگوید (نقل به معنا همراه با ادویهجات) وقتی ما میگوییم من انسان هستم، این جمله معنایش این است که من هم انسانم، ممکن است خطا کنم، از من درگذر. و در عین حال وقتی میگوییم «ما انسان هستیم» این یعنی ما باید برتر از حیوانات باشیم و به چیزی فراتر از این زندگی فکر کنیم. من انسان هستم (من ضعیفم) و من انسان هستم (من مسئولم). تو ممکن است برای انسان بودنت خطا کنی و دقیقا باید برای انسان بودنت توبه کنی. چگونه دو معنای به ظاهر متضاد در یک کلمه یکجا میشود؟
✍️ عبدالله محمد
9 336
Repost from عبدالله محمد
باران صبح، غم شب را میشوید و میبرد. آمد و شد بین باران و غم، انسان را معتدل نگه میدارد. اگر همهاش باران بود سقف دل نم میداد و اگر همهاش خشکی غم بود، روح ترک برمیداشت، اما همهاش «تَعاقُب»* است دوستان من. زمستان است و تابستان و دو فصل ملایم، مابینِ این دو موسم جدی: پاییز و بهار. درون ما نیز با گذر این ملایمت و ناملایمت به تعادل میرسد. زیرا در پایان خوشبختی ما محصول رفاه ما نیست، بلکه نتیجهٔ تعادل است: انسانی که نه مغرور است و نه نومید. زمستانِ درگذشت خدیجه به بهار اسرا و معراج میرسد و اگر زندگیات را ببینی، این تعاقب بسیار آشکار است. باران صبح، نلاملایمت دیشب را شست. آن ناملایمت من را نخواهد شکست چون باران را از یاد نمیبرم.
* تَعاقًب: از پی هم آمدن. مثلا: تعاقب شب و روز.
9 336
Repost from Pezhvaak | پژواک
🎙 نفرین مغاک
همۀ ما از دشمنان خود فاصله داریم، اما آیا همزاویه نیستیم؟ چرا گاهی بر دیگران ذرهبین میگذاریم و بر خود چشم میبندیم؟ این اپیزود دربارۀ پیشگیری از هیولاشدن است.
__________________
@pezhvaak_ch
9 336
🎧 ۸- همخوانی مدارج السالکین: منزلگاه فکر - منزلگاه محاسبه
🧭 مدت زمان: 34:50
📋 مباحث مطرح شده: دیدن جنایت خود - منزلت فکر و اندیشه - انواع فکر - منزلت محاسبه - ارکان محاسبه - نحوهٔ تشخیص نعمت از نقمت یا فتنه - نحوهٔ تشخیص منت از حجت یعنی آنکه این نعمت آیا برای توست، یا حجتی علیه تو؟
#همخوانی_مدارج
🎧 ۸- Ҳамхонӣ аз китоби «Мадориҷус-соликин»: Манзилгоҳи тафаккур – Манзилгоҳи муҳосиба
🧭 Давомнокӣ: 34:50
📋 Мавзӯъҳои матраҳшуда: Дидани гуноҳи худ – Манзилати тафаккур ва андеша – Навъҳои тафаккур – Манзилати муҳосиба – Аркони муҳосиба – Чӣ гуна неъмат аз нақмат ё фитна ташхис дода мешавад – Чӣ гуна «миннат» аз «ҳуҷҷат» ташхис дода мешавад; яъне оё ин неъмат ба суди туст ё ҳуҷҷате алайҳи туст?
#ҳамхонӣ_мадориҷ
9 336
برخی از صبرها، صبرهای دیگر را آسانتر میکنند. مثلا تغییر سبک زندگی کار آسانی نیست. عبور از عدم انس نخست هم آسان نیست. هر عادت جدیدی مانند ورود به یک شهر جدید است که با خودش «وحشه» دارد، عدم انس دارد، غریبگی و ناآشنایی دارد که به جرات میشود گفت، بیشتر مردم از همین عدم انس شکست میخورند و تغییر نمیکنند.
اما این صبری که، صبرها را آسان میکند چیست؟ این یک عامل یاری دهنده است که کمکم موانع تو در برابر تغییر را از بین میبرد. بهترین مثالش دوست خوب است. اگر میخواهی به سمت زندگی مؤمنانه بروی اما از تغییر میترسی یا این محیط برایت ناآشناست ببین در میان کسانی که دلت به آنها نزدیک است، چه کسی سبک زندگیاش این است؟ به همان شخص نزدیک شو. البته که حتی همان شخص هم هرچند از نظر قلبی به او نزدیک هستی، صبر لازم دارد. زندگی با اهل عقل و درستی صبر میخواهد چون هوای نفس با این سبک نمیسازد.
نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است که کمکم سختیها به نظرت آسانتر از قبل میآید. وقتی کسی نماز مستحبش ترک نمیشود، تو هم نماز فرض را آسانتر از قبل میبینی. وقتی کسی فحش نمیدهد، تو هم فحش دادنهایت کمتر میشود یا حداقل وقتی پیش او هستی رعایت میکنی و همین کمتر گفتن به تدریج باعث پاکتر شدن سخنانت میشود. خیلی چیزهای دیگر هم هست. مثلا وقتی کسی چند روز یک بار یک کتاب را تمام میکند و تو این را میبینی، کتاب دیگر برایت ترسناک نیست. حداقلش جرات نزدیک شدن به آن را پیدا خواهی کرد. و کلی مثال دیگر...
این کد تغییر را از دست نده. یک صبر، صبرها را آسان میکند. آن صبر چیست؟ نزدیکی به خوبان.
9 336
🕊چهل حدیث در سلامت روان
🎧 پیشدرآمد: مقدمهای در سلامت روان
⏱️ مدت زمان: 29:16
⬜️ هر انسان عاقلی باید سلامت روان را به عنوان یکی از اصلیترین دغدغههای زندگی خود و عزیزانش قرار دهد به ویژه در دوران کنونی - داشتن سلامت روان یکی از بزرگترین اسباب رستگاری و توانایی حرکت در مسیر فلاح دنیا و آخرت است - راهنماهای تشخیصی معاصر سلامت روان را بر اساس اختلال کارکردی و میزان رنج درونی فرد تعریف میکنند - داشتن سلامت روان با صرفاً بیمار نبودن تفاوت دارد و اختلالات روی یک خط ممتد و پیوستاری از شدت و ضعف سنجیده میشوند - هدف نخستین علم طب از دیدگاه دانشمندان کلاسیک و مدرن صیانت و حفظ خودِ سلامت است نه فقط درمان بیماری - حرکت در مسیر صیانت از روان بر اساس سنت نبوی یک بندگی آرامشبخش است که با درمانهای مادی تعارضی ندارد - برداشتهای روانشناختی از متون دینی یک فضای اجتهادی و خطاپذیر است که نباید آن را عین دین مطلق پنداشت
🎙 ارائه و توضیح: عبدالله شیخ آبادی
t.me/akseMahtab
9 336
سپس اهل بهشت گفتند: {الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ} (ستایش الله را که غم را از ما زدود).
کی میتوانم بگویم که واقعا خوشبخت هستم؟ وقتی که واقعیت و مثال به هم برسند. مثل آنکه یک بهشتی بگوید: من خوشبختم، مانند یک بهشتی. یک خوشبختی مستقر، آرام یافته، تثبیت شده. نه فتنهای است پس از آن، نه تغییری، مگر به سوی بهتر.
غمش دیگر باز نمیگردد، چون نرفته، بلکه برده شده. غم را پروردگارت برداشته و چیزی به جای آن داده تا پس نگیرد. خوشبختی را، خوشبختی مستقر. چه لذتی دارد فکر کردن به استقرار، در این خانهٔ اجارهای.
#بهشت_اندیشی
9 336
Repost from تفسیر قرآن کریم
🟠دنیا را فراموش نکن؟!
با خودم فکر میکردم که قارون اگر در زمان ما بود بعضی از دعوتگران چگونه او را دعوت میکردند؟
قارونی که نمونهٔ یک ابرثروت مغرور و بخیل بود و حاضر نبود حق اموال خود را ادا کند.
احتمالا بسیاری به او میگفتند: خدا نگفته است مال و اموال بد است و دین هیچوقت به دنیای تو ضرر نمیرساند، اما در کنار دنیا آخرتت را هم نباید فراموش کنی. یا حرفهایی شبیه این..اکنون نگاهی به نصیحت قوم قارون به او که الله متعال آن را در آیهٔ ۷۷ سورهٔ قصص برای ما نقل نموده توجه کنید:
{وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا} «و با آنچه الله به تو بخشیده است، سرای آخرت را بجوی و [در عین حال،] بهرهات را از [زندگی] دنیا نیز فراموش نکن»یعنی قوم او نگفتند بهرهٔ آخرتت را فراموش نکن، بلکه گفتند اصل آخرت است ولی بهرهٔ دنیاییات را نیز فراموش نکن. این تفاوت در نگاه مؤمنان آن زمان با برخی از مسلمانان امروز است. «دنیا خیلی مهم است اما آخرت را فراموش نکن» در برابر: «آخرت مهم است اما دنیا را فراموش نکن». بهرهٔ آخرت را فراموش نکن، در برابر بهرهٔ دنیا را فراموش نکن. ما این فرمودهٔ الله متعال که {وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا} را معمولا برای کسانی به کار میبریم که به خاطر مشغولیت بیش از حد به برخی از عبادتها، حقوق دنیوی خود یا دیگران را ضایع میکنند. اما این سخن خداوند متعال تفسیر دیگری هم دارد که کمتر شنیدهایم و بد نمیدانم اینجا آن را ذکر کنم:
امام طبری در تفسیر خود دربارهٔ این فرمودهٔ الله متعال، از عون بن عبدالله روایت میکند که گفت: «همانا گروهی هستند که این آیه را در غیر از جایگاه [واقعی] آن به کار میبرند (نادرست معنا میکنند)؛ [منظور واقعی از] «سهم خود را از دنیا فراموش مکن» این است که: در این دنیا به طاعت و فرمانبرداری از خدا مشغول باشی.». [تفسیرطبری:۱۹/۵۲۴]چنانکه از مجاهد بن جبر نیز نقل شده که گفته معنایش چنین است: «در دنیای خود برای آخرت خویش عمل کن». به عبارت دیگر سفارش اساسی مؤمنان قوم قارون به او، عمل برای آخرت و استفاده از دنیا برای آخرت بود. درنهایت هم طبق معمول:هر کس آنچه برایش مهمتر است را اصل قرار میدهد. t.me/Qorantafsirr
9 336
Repost from عبدالله محمد
برای اشتباه میشود هزاران نیت و روش داشت. راههای رفتن به دوزخ پرشمار است. این را ضرب کنید در تعداد انفس خلایق.
9 336
Repost from مؤسسةُ الهُدیٰ
«گناه یا دل را میمیراند، یا آن را به بیماری خطرناکی گرفتار میکند، یا نیروی آن را ضعیف میسازد؛ و این ضعف پیوسته ادامه مییابد تا سرانجام انسان را به یکی از هشت چیزی که پیامبر ﷺ از آنها به خدا پناه میبرد، دچار کند: اندوه و نگرانی، ناتوانی و سستی، ترسویی و بخل، سنگینیِ بدهی و گرفتار شدن زیر سلطه و فشار مردم.»
—الداء والدواء، ابن القيم
9 336
Repost from عکسِ مهتاب 🌙
امام احمد بن حنبل پس از پایان فتنهی «خلق قرآن» بسیار در دعایش میگفت: خداوند ابوالهیثم را رحمت کند، خداوند ابوالهیثم را بیامرزد.
اما این ابوالهیثم که بود که امامی چون احمد بن حنبل برایش دعای رحمت میکرد؟ لابد امام یا محدث یا فقیه بزرگی است؟
نقل کردهاند که در محنت امام احمد او را میبردند که تازیانه بزنند. مردی لباس او را از پشت کشید و گفت: مرا میشناسی؟ احمد بن حنبل گفت: خیر.
گفت: من ابوالهیثم نام دارم، دزدی طَرّارم که به شکل پراکنده هجده هزار تازیانه خوردهام، اما در راه طاعت شیطان برای دنیا صبر کردهام، تو برای طاعت رحمان در راه دین طاقت بیاور! [صفة الصفوة]
[طرار: کیسهبُر، جیببُر]
عدهای هم در پاسخ پیامبرشان میگفتند: {این چه پیامبری است که غذا میخورد و در بازارها میگردد!} [فرقان: ۷]
احتمالا یکیاش همین پذیرش نصیحت است که باعث میشود برخی در دین امام شوند، برخی در بهانهگیری.
ــــــــــــــــــــــــــ
همه گناه میکنند، اما برخی تسلیمش نمیشوند و تا روز آخر میجنگند... یکی میخورند اما سه تا میزنند... بعد از گناه صدقه میدهند... بعد از گُلی که میخورند سریع توپ را برمیدارند و وسط زمین میکارند، به بازی برمیگردند... خداوند این بندگانِ متواضعِ سرسخت را دوست دارد.
{وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (۱۰۲) خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا...} [توبه: ۱۰۲ـ۱۰۳]
(و گروهی دیگر که به گناهان خود معترفند، و کار نیک را با [کاری] دیگر که بد است آمیختهاند. امید است که الله توبهی آنان را بپذیرد که الله آمرزندهی مهربان است (۱۰۲) از اموال آنان صدقهای بگیر تا به وسیلهی آن پاک و پاکیزهشان سازی...)
اگر سخنی شبیه نصیحت بود اما به دلت نشست، با خودت بگو نه من از احمد بن حنبل بالاترم نه او از ابوهیثم عیار بدتر، چه بسا او هم تلاش میکند تا لحظهی آخر تسلیم نشود. در هر صورت، خدایش رحمت کند.
instagram.com/akseMahtab
9 336
Repost from Passenger | مُسافر
خیلی از استادهای ما در دانشگاه هنگامی که سر کلاس میآمدند و درس میدادند، تاکید میکردند که شما زمانی میتوانید ناجی کسی باشید که ابتدا خودتان را از قبل نجات داده باشید! هیچگاه احتیاطِ عقل برای ایمن بودن صحنه حادثه را فدای احساس قهرمانبازیِ اول نکنید. نجاتیافته ناجی میشود نه کسی که در صحنه حادثه، خودش حادثه میآفریند.
در پایان نیز میگفتند: خیلی اوقات از شما بابت همین قهرمانبازی یا فداکاری، تشکری نمیشود. کاملا تمهیدات ایمنسازی صحنه را در نظر داشته باشید و بدانید بسیاری اوقات با فدا کردن خودتان، مددجو نجات پیدا نمیکند که هیچ، بلکه در نهایت بار گرانی ابتدا بر دوش همکار و سپس خانوادهتان خواهید شد.
9 336
و دیگر آنکه هجرت از مکه برای بازگشت است نه برای گریز. هجرت به فتح میانجامد و مهاجران، فاتح میشوند. ترک مکه برای فتح مکه بود. اما هیچ وقت این را فراموش نکن که هر هجرتی اول از همه برای نجات خود توست. انسانِ نجاتیافته ناجی میشود.
9 336
تب مدینه نوعی بیماری بود که مهاجران در آغاز هجرت دچارش میشدند و احتمالا به دلیل آب و هوای مدینه بود. به نظر من هرگونه توبهای در دوران ما هم با آثاری مانند تب مدینه روبرو خواهد شد. البته که، مدینه ارزش آن تب را دارد. سپس پیامبر ﷺ دعا کرد تا خداوند آن تب را از مدینه بردارد. انگار مهاجران باید آن هزینهٔ نخست را میپرداختند. والله اعلم.
9 336
Repost from عبدالله محمد
هجرت دشوارترین و مهمترین کاری بود که مسلمانان نخست انجامش دادند و همین بود که بعدا آغاز تاریخشان را از همین هجرت قرار دادند. هجرت مانند لحظهٔ تولد بود، دردناک اما ناگزیر. اینکه من الان با این حروف مینویسم یکی از هزاران نتیجهٔ هجرت آن دو مرد است. هجرت آنقدر سخت بود که بسیاری از صحابه تا مدتها در مدینه زندگی فقیرانهای داشتند. مدینه ظرفیت آن جمعیت ناگهانی را نداشت اما تا فتح مکه همین هجرت دشوار برای مسلمانان واجب بود.
گریزی از هجرت نیست؛ حتی در زندگی فردی هر یک از ما باید لحظهای برای هجرت باشد. از جایی باید تو تصمیم مهم دردناکی را گرفته باشی. آنجا که ناگهان تصمیم میگیری زندگیات را، همراه با اطرافیانت و شاید حتی طرز حرف زدنت و کلی چیز دیگر را عوض کنی و هجرت کنی. هجرت یعنی ترک، چون لیوان زندگی برای دو نوشیدنی جا ندارد. ترک برای جایگزینیست.
شاید ندانید که بسیاری از تازه مسلمانان در کشورهای غربی دوباره به کفر برمیگردند. دلیلش این است که مسلمان شدن فقط تصمیم آغاز نیست، بلکه تغییر جدی بعد از آن شاید مهمتر از تصمیم آغازین باشد. کسانی که مسلمان میشوند یا تصمیم به تغییر میگیرند اما محیطشان همان است و دوستانشان همان و کمکم دلشان برای زندگی گذشته تنگ میشود و به این ترتیب با اسب گم کرده به خانهٔ نخست باز میگردند.
یکی از دوستان که در یکی از مساجد لندن امام است میگفت یک بار یکی از برادران مسلمان شدهٔ انگلیسی را در مسجد دیدم که تنها و غمگین گوشهای نشسته بود. ایام کریسمس بود. حال و احوالش را پرسیدم و او هم درد دل کرد که این روزها خیلی غمگین میشود چون همهٔ خانوادهاش یک سو هستند و او تنها یک سوی دیگر. میگفت سعی کردیم این دوستمان را بیشتر وارد جمع خودمان کنیم. تقریبا همهٔ مسلمان شدههایی که بر دین خود میمانند یا هجرت میکنند یا اگر در کشور خودشان بمانند محیطشان را کاملا عوض میکنند و جذب جامعهٔ جدیدی میشوند.
اوضاع خیلی از ما هم تفاوت چندانی با این دوستان تازهمسلمان ندارد. کم دربارهٔ تنهایی برادران و خواهرانی که دیندار شدهاند نشنیدهایم. دخترانی که اولین مخالف حجابشان، خانوادهٔ خودشان است. و کسانی که به محض تغییر در زندگی از سوی بقیه طرد میشوند. هجرتِ پس از آن تصمیمِ حیاتی، حیاتی است. جامعه در برابر تغییر شما بیتفاوت نخواهد نشست.
تغییرات پس از آن تصمیم بزرگ، ساده نیست. آدمی که کل زندگیاش آشفته بوده باید پنج بار در روز - سر وقت - نماز بخواند. کارهای زیادی دیگر برایش جایز نیست. رفتارهایش باید چارچوبدار شود. دینداری فقط لذت مناجات و دعا و آرامش نماز و داشتن هدف و بیرون آمدن از پوچی نیست. دینداری زیباست، و زیبایی بیهزینه نیست. اما میدانید چرا برخی خیلی سریع با این تغییرات کنار میآیند؟ با یاری جمع! روزه شدن همراه روزهداران آسانتر است. رکوع با راکعان آسان است. هجرت سخت است اما در پایان، سختیها را آسان میکند.
ماندن در سرزمین عادات خوش است، گذر از صحرای هجرت دشوار است و بسیاری در آغاز دچار «تب مدینه» میشوند. اما سرانجام، مدینه نسخهٔ جدید تو را خشنود خواهد کرد. کسی از مدینه برنمیگردد.
9 336
Repost from برهان
📚 خداناباوری؛ پنداری ناممکن
⬅ بخش اول؛ مقدمه
🔘 مؤلف در مقدمهٔ کتابش به واقعِ مسلمانان در مواجهه با موضوع خداناباوری میپردازد و سپس هدف خود را در کتاب و مباحثی که مورد بررسی قرار میگیرد را بیان میکند.✍️ نویسنده: نور الدین قوطیط ✍️ مترجم: شایان زارع #خداناباوری_پنداری_ناممکن ═══ ༻✿༺═══ ••• 📱 Borhan.cc 📱 T.me/borhan_fa 📱 Instagram.com/borhan.ig 📱 Wa.me/+989164545145?text=اشتراک
9 336
Repost from عبدالله محمد
صبر نخست، صبرهای بعد را آسان میکند. اما اگر انسان به گرداب بیصبری وارد شد، صبرهای قبلی هم سنگر به سنگر به اشغال سربازان گناه و ناشکری درمیآیند. عدهای که زمانی اهل صلاح بودند، امروز از گذشتهٔ خود تعجب میکنند که چطور میتوانستم آنقدر نماز بخوانم و روزه بگیرم و نزدیک خیلی چیزها نشوم. او گمان میکند اکنون آگاهی جدیدی حاصل کرده در حالی که قضیه اصلا آگاهی و دانش جدید نیست، بلکه او از جایی به بعد صبرهایش را یکی یکی از دست داده تا اکنون که آثار بیصبری به عقیدهاش رسیده است. توبه کنندگان هم همینطورند. برخی به درستی آموزههای وحی پی میبرند اما از ترک سبک زندگی خود میترسند، اما انسان همینکه با توکل وارد شد، کم کم صبور میشود. او هر روز یک صبر جدید به دست میآورد و هر روز چیزی را درست میکند تا جایی که از گناهان گذشتهاش و از نسخهٔ بیصبر قدیمی تعجب میکند. تمرین صبر کن، صبور میشوی و بدان که پروردگار اگر امری کرده، صبرش را هم به تو خواهد داد و اصلا آن صبر هم از سوی خود اوست: {وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ} [نحل: ۱۲۷] (صبر پیشه کن و صبر تو جز به [یاری و] توفیق الله نیست).
https://t.me/akseMahtab
9 336
Repost from طهور هاشمی
و یا به قولی:
قبر، آخرین ایستگاه آینه است؛ جایی که انسان سرانجام با اصیلترین و عریانترین نسخه از خویشتن، که در تمام عمر با تنهاییهایش بافته بود، روبرو میشود.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
