fa
Feedback
❤𔓙زرتشتی اوستایی𔓙❤

❤𔓙زرتشتی اوستایی𔓙❤

رفتن به کانال در Telegram

پیامگیر : @zaraaaave زرتشتی اوستایی: باور به ۷۰ کتاب زرتشتی 🦋ایزد🦋میهن🦋زرتشت🦋ناموس🦋

نمایش بیشتر
1 898
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+257 روز
+630 روز
جذب مشترکین
دسامبر '25
دسامبر '25
+333
در 0 کانال‌ها
نوامبر '25
+443
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+279
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+456
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+668
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+487
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+133
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+89
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+302
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+106
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+50
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+81
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+90
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+158
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+140
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+114
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+206
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+139
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+4 990
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+199
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+192
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+223
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+142
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+128
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+101
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+152
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+125
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+122
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+143
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+84
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+135
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+300
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
24 دسامبر0
23 دسامبر+10
22 دسامبر+26
21 دسامبر0
20 دسامبر+17
19 دسامبر+37
18 دسامبر0
17 دسامبر+20
16 دسامبر+9
15 دسامبر+10
14 دسامبر+1
13 دسامبر+22
12 دسامبر+12
11 دسامبر+20
10 دسامبر+12
09 دسامبر+14
08 دسامبر+13
07 دسامبر+13
06 دسامبر+20
05 دسامبر+27
04 دسامبر+42
03 دسامبر0
02 دسامبر+2
01 دسامبر+6
پست‌های کانال
هشتاد درصد آماده شده تنها تاریخ ساسانی و اسلام مانده که با ریز بینی در نوشتن هستم🌸♥️
هشتاد درصد آماده شده تنها تاریخ ساسانی و اسلام مانده که با ریز بینی در نوشتن هستم🌸♥️

2
مانیتو تاریخ نویس مصر
مانیتو تاریخ نویس مصر
52
3
رامسس دوم
رامسس دوم
48
4
تخ تانبو واپسین فرعون مصر
تخ تانبو واپسین فرعون مصر
48
5
یک مومیایی مصری
یک مومیایی مصری
47
6
پاپیروس های یافت شده
پاپیروس های یافت شده
35
7
ایزدان بزرگ مصر
ایزدان بزرگ مصر
36
8
ایزدان بزرگ مصر
ایزدان بزرگ مصر
1
9
آمن هوتپ چهارم سازنده دین آتون
آمن هوتپ چهارم سازنده دین آتون
27
10
خوفو سازنده هرم های بزرگ
خوفو سازنده هرم های بزرگ
33
11
sticker.webp
1
12
هشتاد درصد آماده شده تنها تاریخ ساسانی و اسلام مانده و تاریخ مصر را زودتر فرستادم تا بخوانید♥️🌸
هشتاد درصد آماده شده تنها تاریخ ساسانی و اسلام مانده و تاریخ مصر را زودتر فرستادم تا بخوانید♥️🌸
1
13
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۴۱♦️ هنگامی که نیمی از سپاه مصر کشته شد آن ها با شتاب به شهر مِنف، پایتخت باستانی خود پس روی کردند. کبوجی منف را دربند و محاصره کرد و پیش نهاد داد که مصریان سرسپرده شوند تا جنگ به پایان برسد. ولی مصریان دویست پیک او را کشته و تکه تکه کردند. سرانجام پس از ماه ها نبرد شهر منف سرنگون شده و کبوجی در کینه دویست سرباز خود دو هزار مصری را به دار بست و پسر فرعون را هم کشت. ولی خود فرعون را بخشید و او را در کاخ منف زندانی کرد. و می خواست او را دوباره استان دار مصر کند که پیام رسید پسامت مردم را برای شورش بر او آماده می کند، و کبوجی او را به دار بست. می گویند برای رهبر و پادشاهی که کشته می شود درخواست آمرزش کنید زیرا او نماد یک سرزمین بوده. کبوجی در آغاز با مصریان رفتار شایسته ای داشت و در پاپیروس ها آمده هرچه از او می خواستند انجام می داد. ولی پس از یکی دو شکست در سودان دیوانه شد و بسیاری از بزرگان ایران و مصر را کشت. و او چند پرستش گاه را ویران نموده، برادر و خواهر و فرزند خودش را هم نابود کرد و در جوانی درگذشت. بخش ۴۲♦️ پس از او داریوش و دیگر شاهان ایران کوشیدند به مصر آمده و با مردم مهربانی کنند تا گذشته فراموش شود. ولی مصریان چندان از رفتار های زشت کبوجی خشم گین بودند که چهل سال پس از مرگ او و ۱۲۰ سال پس از او دو شورش بزرگ نمودند. شورش دوم پیروز شده و مصر را برای ۶۵ سال آزاد کرد. در این زمان نُه فرعون از سه خاندان آمده با یک دیگر نبرد کردند. چنان که سه تن از آن ها کشته شد. این سه خانواده یکی پس از دیگری پادشاه بودند. سرانجام برای جنگ های درونی، مصر دوباره ناتوان شد. خاندان سی ام واپسین دودمان فرعون ها بود و نِخ تانبو واپسین فرعون مصر. او هژده سال به یاری یونانی ها پادشاهی کرد و کوشید پارسیان را از مصر دور کند. و سپاهی هشتاد هزار تنه ساخت. در پایان اردشیر سوم هخامنش با لشگری بی کران به جنگ اش آمده و او را نابود کرد. نِخ تانبو از ترس به سودان گریخت و هنگامی که می رفت سه هزار سال پادشاهی را با خود برد. روزگاری که از مین یکمین فرعون آغاز و با او پایان یافت. بخش ۴۳♦️ پس از فرعون: پس از روزگار فرعون ها، مردم نیل که از سه هزار سال جنگ خسته شده بودند بهتر دیدند که دیگر نبردی نکرده و تنها زندگی کنند. از این رو به کشورهای دیگر وابسته شدند. مصر صد و پنجاه سال به دست ایران، سیصد سال به دست مقدونی، هفتصد سال به دست روم، پانصد سال به دست عرب ها، صد سال به دست کردها، و هفتصد سال دیگر به دست ترک ها بود. در زمان مقدونی ها مانیتو تاریخ مصر را نوشت. در این هنگام نوشتار مصری نابود شد. کلئو پاترا زن زیبای مقدونی و پادشاه مصر از این خاندان بود. در زمان روم مردم مصر مسیحی شده و دین کهن شان نابود شد. و در روزگار عرب ها و ترک ها مردم مصر چندین بار شیعه و سنی شده و زبان شان عربی گشت. تا سرانجام هشتاد سال پیش که جمهوری پدید آمد، واپسین پادشاه ترک نابود شده و مصر دوباره به تاریخ برگشت. هم چنین در زمان یونانی ها دو جنگ جوی نیل کوشیدند دوباره کشور خود را آزاد کنند. نام آنها هورِن فِر و آخنو عِنفِر بود. ولی هر دو کشته شده و به خواب رفتند. با مرگ ایشان همه مردم مصر برای دو هزار سال خوابیدند. هنگامی که برخواستند زبان، دین و فرهنگ باستانی شان نابود شده بود. بخش ۴۴♦️ البته امروزه تلاش های برای زنده شدن فرهنگ باستانی مصر آغاز شده. ولی چرا کشور نیل دیگر به شکوه زمان فرعون نرسید؟ از نگاه من مصر در زمان فرعون ها کشوری خودپا بود، اگر گندم می خواست خودش آن را می کاشت، اگر می خواست پلکان یا هرمی بسازد خودش سنگ می آورد و از دیگران یاری نمی گرفت. ولی آنها در این دو هزار سال آموخته اند که وابسته باشد. یک روز وابسته به یونان، یک روز وابسته به روم. گاهی نیازمند ترک ها و گاهی نیازمند جهان عرب. پس تا زمانی که این وابسته گی را کنار نگذارند نمی توانند به آن روزهای درخشان باز گردند. آزمایش های خونی نشان می دهد که بیشتر از هفتاد درصد از مردم مصر گروه خونی ویژه ای دارند که به همسایه گان عربی، سوری و حتا لیبی و سودانی آنها نزدیک نیست. با فرو رفتن خورشید در رود بزرگ نیل، کشتی ها چراغ های خود را روشن می کنند. چه کسی می داند روان فرعون کجاست؟ در آسمان ها، بیابان های نزدیک لیبی، یا هم چنان که خودش می خواست در اتاق هایی زیر زمین. خدای بزرگ، آتوم از بالا سرزمین خورشید را می نگرد 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
36
14
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۳۶♦️ رامسس دوم در یکی از سنگینه های خود می گوید: پدرم آمون، خدای شهر تبس اینک تو را می خوانم من در میان ارتش بیگانه گان هستم در کشوری دور همه ارتش ها به جنگ من آمدند و من، تنها تو را دارم سربازان بی شماری داشتم که اینک رهایم کرده اند آنها را می خوانم ولی گوش نمی دهند و می گریزند ای خداوند می دانم که تو مانند یک میلیون سربازی یاد تو مانند صد هزار گردانه و بهتر از ده هزار برادر و پسر است کسانی که مانند یک دل هم بسته شدند اینک در سرزمینی دور برای تو نیایش کرده و یاری می خواهم. هنگامی که آمون را خواندم او ناگهان به یاری ام آمد. و به من گفت: پیش برو، با تو همراهم. بخش ۳۷♦️ نابودی مصر: پس از این سه خاندان که پانصد سال برجا بودند، کشور سودان و لیبی، کنعان و سوریه از مصر جدا شده و دارای رهبرانی شدند. فشار آشور از آسیا و فشار لیبی و سودان از آفریقا، مصر را فرسوده کرد و هزاران جنگجوی آن نابود شد. سرانجام ۲۷۰۰ سال پیش آشور توانست برای چند سال مصر را بگیرد و تاراج کند. در این زمان با ناتوانی ارتش، دین و فرهنگ مصر از هم گسیخته و شورشیان در همه جا نمایام شدند. تا جایی که کاهنان آمون در شهر تِبس خود را شاه نامیدند، برای خود ارتشی ساخته و دیگر از فرعون فرمان نبردند. گروهی از کاهنان آمون نیز خود را پیامبر و بالاتر از کاهن می خواندند. کار چنان بالا گرفت که برای دویست سال رهبران لیبی باختر (شمال) و رهبران سودان نیمروز (جنوب) مصر را گرفته و چهار دودمان برای خود ساختند. بخش ۳۸♦️ دودمان بیست و ششم: هرودوت و مانیتو گویند ارتش مصر در بهترین زمان خود چهارصد تا پانصد هزار بود. ولی روشن است که در پایان چیزی بیشتر از دویست هزار نبوده. خاندان بیست و ششم به سختی توانست بیگانه گان را از مصر براند و برابر آشور و کلدان پایداری کند. آن ها از ۲۷۰۰ سال پیش برای صد سال از مصر نگه داری کردند‌. ولی ارتش و مردم مصر جایگاه آنها را نشناخته، بر آنها شورش کردند و واپسین فرعون ایشان آپریه را کشتند. سپس پادشاهی را به یک فرمانده کوچک و بی نشان سپردند که با نامردی فرعون پیشین را کشته بود. اهمسه دوم یا آماسیس. این آماسیس مردی گمنام بود و شبانه روز باده نوشی و هرزه گی می کرد ولی البته ساختمان های بسیاری هم ساخت. و در زمان او فراوانی و ارزانی بسیاری در مصر آمد چنان که همه مردم سیر بودند. بخش ۳۹♦️ گناهان آماسیس: اهمسه دوم در جنگ ایران و لیدی صد هزار جنگجو برای لیدی فرستاد، جنگی که به او پیوند نداشت. همه آنها کشته شده و یا پس از شکست به ایران پیوستند. در پایان لیدی به دست کورش سرنگون شد. هم چنین اهمسه بیش از اندازه به یونان دشمن دیگر ایران نزدیک شد و بارها برای آن ها پیشکشی فرستاد. پس از مرگ کورش پسرش کبوجی تلاش نمود با مصر آشتی کرده و دختر فرعون را خواستگاری کند. ولی آماسیس به جای دختر خودش، دختر فرعون پیشین (که او را کشته بود) را فرستاد و با این کار جنگ را صد در صدی نمود. کبوجی برای رسیدن به مصر نیاز به دو آماده گی داشت، یکم فراهم کردن آب شیرین برای سپاه، زیرا او باید از راه عربستان به سینا می رفت و در آنجا هیچ رودخانه ای نبود. مگر چاه های پنهان که تنها عرب های بیابان می شناختند. پس کبوجی با عرب های باختر (شمال) عربستان پیمان‌ دوستی بست که آنها آب سپاهش را فراهم و به جای آن کبوجی تا همیشه با آنها دوستی کند و به جنگ ایشان نرود. این پیمان تا صدها سال پس از کبوجی برپا بود. دومین کار کبوجی این بود که چون‌ راه سخت و آب کم بود باید از نیم میلیون سپاهش تنها هفت هزار تکاور (آماده ترین جنگ جویان) را گزینش می کرد تا آنها را با اسب به دشمن برساند. بخش ۴۰♦️ نبرد پلوسیوم: در سوی دیگر هم‌ زمان با رسیدن کبوجی، فرعون آماسیس کوشید سپاهی فراهم کند. پیش تر گفته شد که شمار سپاه مصر در بهترین زمان پانصد هزار بود‌. ولی از آنجا که بسیاری از آن ها در جنگ با  عراق و سودان، لیبی و کورش نابود شدند تنها صد تا دویست هزار جنگ جو مانده بود. با نگاه به شتاب کبوجی در رسیدن به مصر، اهمسه نتوانست بیشتر از پنجاه هزار نیرو آماده کند. در این هنگام ناگهان فرعون مُرد و پسرش پِسا مِتیک با شتاب فرمانده شد. کار چنان سراسیمه بود که پسا متیک زمان تاجگذاری هم نیافت و بی آنکه فرعون شود به جنگ آمد. کبوجی با هفت هزار تکاور و پسامِت با پنجاه هزار جنگ جوی ساده در پلوسیوم که دروازه مصر است آماده نبرد شدند. این را هم باید افزود که ارتش ایران راهی برای برگشت نداشت و اگر شکست می خورد از تشنه گی در بیابان نابود می شد. در جنگ پیش آمده دو سپاه به سختی جنگیده و هزاران تن کشته شدند. چنان که هرودوت گوید پنجاه سال پس از نبرد هنوز آنجا پر از جمجمه های ایرانی و مصری بود. اگرچه در آن بیابان رودخانه ای نبود ولی رودخانه هایی از خون به راه افتاد. 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
22
15
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۳۱♦️ نابودی هیکسوس ها: و ایشان شهری به نام آواری در میان مصر ساخته بودند با دیوار و دژهای بسیار. هنگامی که سرانجام این چوپان ها از مصریان شکست خوردند به درون شهر گریختند. فرعون آنجا را با پانصد هزار جنگجو دربند و محاصره کرد ولی پس از نبردهای بسیار راهی برای پیروزی نیافت. پس او پذیرفت با آنها آشتی کند و ایشان به کشور خود بروند. هیکسوس ها که صدها هزار بوده به کنعان رفته و شهر اورشلیم را گرفتند. پس از نگاه مانیتو هیکسوس ها یهودی و کنعانی بودند. البته یک پاپیروس مصری می گوید گروهی از هیکسوس ها در این جنگ اسیر شدند. باستان شناسان نیز در فهرست این شاهان نام های کنعانی و یهودی همچون "یعقوب هِر" را یافته اند که نشان می دهد هیکسوس ها کنعانی بودند. یوسفوس تاریخ نویس یهودی باستان می گوید یوسف نیای یهودیان در زمان هیکسوس ها نخست وزیر شد. البته این دودمان یک خوبی نیز برای مصر داشت. آنها توانستند مصریان را با جنگ افزار های نوین مانند گردانه آشنا کنند. بخش ۳۲♦️ جهان گشایی مصر: هم چنان که گفتیم مصر همیشه ارتشی ناتوان داشت تا زمانی که هیکسوس ها آمده و آنها را با جنگ افزار های نوین مانند گردانه آشنا نمودند. از این پس مصریان به کشور گشایی پرداختند. ۳۶۰۰ سال پیش خاندان هژدهم به جنگ های بزرگی دست زده و توانست قلمروی مصر را برای یکمین بار گسترش دهد. اهمسه یکمین آنها، بیابان های مصر را گشود، پسرش آمن هوتپ یکم، سودان را گرفت و نوه اش توتمس اریتره و لبنان را به قلمروی خود افزود. شگفت آور اینکه مانیتو هیچ سخنی از پیروزی های این خاندان نگفته. هم چنین مانیتو از موسا، پیامبر یهود با نام یوزارسیف یاد کرده و می گوید در زمان آمن هوتِپ سوم، کاهنی مصری کوشید به یاری هیکسوس ها و بیماران خوره دار، دوباره بر فرعون شورش کند. او برای آنها دین و فرامینی ساخت. و سرانجام پس از شکست، همراه پیروان خود از مصر گریخت. کشیش های مسیحی که تاریخ مانیتو را بازنویس کردند می گویند یوزارسیف در این جا همان موسا است. اگر خوب نگاه کنید می بینید که تورات هم می گوید موسا میان مصریان پرورش یافت و هنگام سخن گفتن به زبان عبری آهسته بود. فروید روان شناس هم که خود یهودی بود گمان می کند موسا مصری باشد. بخش ۳۳♦️ آتون پرستی: ولی تنها موسا نبود که در این زمان کوشید دین تازه ای بسازد. آمن هوتِپ چهارم که فرعون پس از او بود نیز در این زمان دینی ساخت به نام آتون پرستی، وی می گفت تنها یک خدا و یک ایزد را باید پرستید، همان آتون خدای نخستین. و می کوشید پرستش گاه ایزدان دیگر را نابود کند. در یک پاپیروس می گوید: "خدای ما آتون از آسمان خم شده تا از زمین نگهداری کند. او خسته می شود تا از جانداران نگه داشت کند. برای ما خورشید و باران را ساخت. از کودک در شکم مادر پاسداری کند. ای پدر ما، ما آفریده های خود را پس از مرگ بالا ببر تا به خانه تو برسیم. بخش ۳۴♦️ يا در سرودی دیگر می گوید: "ای خداوند تو در دل من هستی این جا هیچ کس تو را نمی پرستد. فرزندت را یاری کن تو مرا از خودت آگاه نمودی و زندگی ام به دست نیرومند توست همه جهان برای تو باد. زیرا آفریدگارش تو هستی هرگاه بتابی جهان زنده می شود و هرگاه درون شب بروی جهان می میرد تو جهان را آفریدی برای همه و برای من فرزندت ای پرودگار دو جهان" این فرعون ۱۷ سال پادشاهی کرد و پس از او دین اش تا بیست سال پابرجا بود. سرانجام نوه او دوباره به دین مصریان برگشته و نامش را به آنِخ آمون دگرسان کرد.  و در زمان دودمان نوزدهم نفرین کردن و دشنام گویی به این فرعون گسترش یافت و دینش برای همیشه نابود شد. البته اگر بتوان گفت یکتاپرستی نابود شده. بخش ۳۵♦️ رامسس بزرگ: دودمان نوزدهم و بیستم که هردو از شهر تِبس بود، کوشید قلمروی مصر را تا ۳۱۰۰ سال پیش به همان اندازه بزرگ نگه دارد. آن ها جنگ های فراوان با سوریه، آشور و هیتی ها کرده و بسیاری از این دو خاندان نام رامسس (رع مِسِس) داشتند یعنی فرزند رع (پسر خدا) بزرگ ترین آنها رامسس دوم است که ۱۵ بار لشگرکشی کرد و در همه جنگ ها پیروز شد. در نبرد قادش با بیست هزار جنگجو به نبرد پادشاه هیتی در سوریه رفت که چهل هزار سرباز و دو هزار گردانه داشت. در این نبرد هزاران تن از دو سپاه نابود شد و دو هزار گردانه هیتی درهم شکست. خود رامسس نزدیک بود کشته شود ولی با شتاب از کمین گریخته و با سپاه خود به مصر برگشت. در نبرد های سال آینده رامسس همه کنعان، لبنان و سوریه را از شاهان هیتی پس گرفت. سپس لیبی و سودان را سرکوب نمود و جشن پادشاهی سِت را برای خود برگزار کرد. رامسس برای سال ها ناشناخته بود تا زمانی که باستان شناسان تاریخ او را یافتند. 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
17
16
بدون متن...
17
17
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۲۶♦️ پاپیروس: مصر تنها کشور باستان بود که مردم آن به جای نوشتن بر پوست جانوران، گل و سنگ بر روی برگه می نوشتند. زیرا در آنجا گیاهی بود به نام پاپیروس، شیره این گیاه پس از خشک شدن قهوه ای خواهد شد و اگر آن را خمیر کرده و بر جایی بریزید برگه های نازکی از آن ساخته می شود. باستان شناسان نزدیک سه هزار پاپیروس از مصر یافته اند که پنجاه داستان کوتاه در آن است. در یکی از پاپیروس ها داستان نِفریر کاره یکی از شاهان دودمان پنجم آمده که کاهنی در جشنی نزدیک بود نا خود آگاه او را با گرز بکشد. نفریر کاره دانست که این تنها یک پیشامد است و کاهن را بخشید. یا هنگامی که وزیرش دچار ایست مغز شد بهترین پزشکان را برایش فرستاد و خودش به دیدار او در بالین مرگ رفت، پس از مرگش نیز برایش سوگواری نمود. در این پاپیروس این فرعون ستایش شده و نماد یک شاه دادگر است بخش ۲۷♦️ سی نوهه: در داستانی دیگر پزشکی مصری به نام سی نوهه دوست فرعون بود ولی ناگهان پیام مرگ فرعون در لیبی را دریافت می کند. با شنیدن این پیام از مصر گریخته و به سوریه می رود که دشمن مصر بود. او به زودی پزشک و فرمانده رهبر سوریه شده و زن و فرزندان بسیار می گیرد. ولی برای دوری از کشور خود افسرده می گردد. آن گاه از خدا می خواهد او را به مصر برگشت داده تا در کشور خود خاک سپاری شود. در بخشی از داستان، سینوهه گوید: "اینک من که از میهن خود گریخته ام با اینکه خواست من گریز نبود نه هرگز، این را نمی خواستم، نمی دانم چه چیزی مرا از کشورم جدا کرد مانند یک خواب بود. کسی مرا هشدار نداد کسی مرا آزار نداد من خودم رفتم ولی انگار خداوند می خواست بروم. آری ای خدای خورشید این تو هستی که همه چیز را می خواهی. خورشید و آب به فرمان تو جابجا شود هرکسی را  بخواهی زنده می کنی پس این گرایش تو بود که من آواره گردم" در پایان داستان سرانجام فرعون او را می پذیرد و سینوهه به کشور خود برگشته، در آنجا می میرد. یک نویسنده اروپایی هم داستانی از سینوهه نوشت که پنداری و بی سند است. داستان سی نوهه تنها چند برگه است نه بیشتر. بخش ۲۸♦️ پاپیروسِ دیگر، سفارش نامه ی "آمه نِم هات" فرعونی از دودمان دوازدهم به پسرش است. او در این برگ به پسرش گوید به خواهر و برادر خود هم باور نداشته باش زیرا هر کسی می تواند به تو نامردی کند، چنان که ارتش من اکنون می خواهد مرا بکشد (و سرانجام این پادشاه به دست نگهبان های خود کشته شد) هم چنین چند کتاب دینی از مصر باستان به دست آمده مانند پاپیروس مرده گان. در این کتاب پیرمردی به جوانی پندهای دینی می دهد: خودت را چنان درگیر جهان نکن که جهان دیگر را فراموش کنی، در فرامین خدا باش تا زندگی ات آرام شود، برابر پیرمردان نشسته نمان و جای خود را به آنها بده. هرگز به دنبال زن روسپی نباش چرا که تو را بدبخت می کند. به زنان هرزه نگاه هم نکن. از جنگ و شورش دوری کرده و نماز و جشن های خدا را برگزار کن تا فراموش ات نشود. در یکی از پاپیروس های مصری آمده: مرد و زن می میرد، می پوسد و لاشه اش خاک شود. همه نزدیکانش هم می میرند. ولی نوشته های او خواهد ماند. یک نوشته بهتر از خانه ای بزرگ و یا یک پرستش گاه زیباست. هم چنین نزدیک صد سرود بهاری درباره مهر و عشق به دست آمده مانند این: در من پخش می شود مهربانی تو هم چون پخش مِی در آب بخش ۲۹♦️ نیکورتی از خاندان ششم: دودمان ششم مصر ۱۳۰ سال پادشاهی کرد. یکمین و ششمین فرعون آنها کشته شد. هفتمین فرعون زنی بود به نام نیکورتی، او که از مرگ برادرش به دست بزرگان خشمگین شده بود همه بزرگان را به ارگی در زیر زمین فرا خوانده، سپس خودش گریخت و درها را بست و زیر زمین را به آب گرفت تا همه آنها بمیرند. این زن بی باک پس از گرفتن کینه برادرش خودکشی کرد و دودمان ششم به پایان رسید. مانیتو و هرودوت وی را ستایش کرده و او را زیباترین زنان و بی باک ترین مردان نامیده اند. بخش ۳۰♦️ هیکسوس ها: سرزمین نیل از ده هزار سال پیش آزاد و رنگ بیگانه گان را ندیده بود. این آرامش بهانه ای شد تا به آرامی ارتش مصر ناتوان و از جنگ دور شود. سه هزار و هشتصد سال پیش ناگهان هیکسوس ها از کنعان و اردن به مصر تاخته و به آسانی همه ی نیل را گرفتند. مانیتو گوید: نمی دانم چرا ناگهان بلای آسمانی بر سر ما آمد و بیگانه گانی با خودباوری به مصر تاختند. آنها بدون هیچ نبردی همه مصر را گرفته، شهرها را آتش زدند و پرستش گاه ایزدان را کوبیدند. مردان بسیاری کشته و زنان فراوانی به کنیزی گرفتند. سپس یکی از خودشان به نام سالیتی را پادشاه کردند. او دویست و چهل هزار سرباز و گردانه های بسيار داشت. و مانیتو گوید خاندان چهارده، پانزده و هفدهم کنعانی و لبنانی بوده و می کوشیدند نژاد مصریان را نابود کنند. آنها برای پانصد سال استوار شدند 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
15
18
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۲۱♦️ پلکان های مصر: خاندان چهارم هشت فرعون بود و صد و بیست سال پادشاهی کرد ولی مانیتو به نادرست گفته چهارصد سال. ایشان صدها هزار کارگر را به بیابان برده و به ساخت هرم های بزرگ می پرداخت اند. چنان که از صد و چهل هرم، ده پلکان بزرگ در این زمان ساخته شد. این پلکان ها برای ایزدان بود و هم چنین آرامگاه فرعون، ساختمان هایی از ده تا صد و پنجاه متر که باورش سخت است چگونه مردمی در چهار هزار سال پیش با ابزاری ساده ساخته اند. شگفتی های بیشتری نیز در راه است. در نوک یکی از هرم ها سنگی هفتاد هزار کیلویی نهاده شده و کسی نمی داند مصریان با چه ابزاری آن را صد متر بالا بردند. بخش ۲۲♦️ يا هرمی هست که اتاقی در آن نهاده شده. خورشید تنها دو بار در سال روبروی این اتاق می تابد. روز زایش و روز مرگ همان فرعون. و یا ساخت هر هرم بزرگ نیازمند سی سال زمان و صدها هزار کارگر بود، چیزی که حکومت های کنونی توان هزینه اش را ندارند، پس چگونه فرعون پول و خوراک این همه کارگر را در بیابان فراهم می کرد. و یا هر پلکان دارای راهی پنهان به درون زمین است که پس از پیمایش آن به یک اتاق می رسیم. هرودوت تاریخ نویس یونانی گوید همه ساختمان هایی که ما یونانیان ساخته ایم در برابر یکی از ساختمان های مصریان هیچ است. خوفو دومین شاه از دودمان چهارم بزرگ ترین هرم ها را ساخت. او در نوشته های هرودوت و "دیو دور" مردی سخت گیر است که مصریان تا هزار سال پس از مرگش از او در برگه ها با نام فرعون سخت گیر یاد می کنند. بخش ۲۳♦️ خوفو: هرودوت درباره او گوید وی پادشاهی هراس ناک بود و به مردم کار بسیار می داد. در آغاز همه پرستش گاه ها را بست و به مردم فرمود باید برای من کار کنید. گروهی را فرستاد که تخته سنگ های بزرگ برای او بشکنند، گروهی دیگر سنگ ها را فرسنگ ها جابجا کرده و گروه سوم پلکان ها را برای او می ساخت. همیشه صد هزار کارگر به دست او بود و هر سه ماه کارگران تازه ای به جای آنها می آورد. نزدیک سی سال زمان برد تا سه هرم ۱۵۰ متری او آماده شود. هرودوت گوید خوفو پنجاه سال پادشاه بود و در پایان زندگی بی چیز شده و همه پول های کشور را هزینه هرم کرد. باستان شناسان زمان او را سی سال می دانند. مانیتو درباره اش نوشته او در آغاز زندگی بی دین بود ولی سپس آمرزش کرده و کتابی برای ایزدان نوشت که همه مردم آن را ستایش کردند. هم چنین تاریخ نویسان اسلامی نوشته اند او شب ها خواب ترسناکی می دید درباره ریخته شدن ستاره گان بر روی زمین. و از ترس خود این هرم ها را برای ایزدان ساخت. نام دیگر او مدیدو بود. بخش ۲۴♦️ منکوره: سومین پادشاه این دودمان جِدِف رَع بود که خود را پسر خدا می نامید. او تندیس شیر سنگی (یا ابوالهول) را برای پدرش ساخت و آن را نزد هرم هایی که او پدید آورده بود نهاد. فرعون چهارم خِفرِن برادر خوفو بود که تلاش می کرد هرم های کوچک تری مانند برادر خود بسازد. او نیز سال ها مردم را به کار گرفت. آن گاه منکوره پسر دوم خوفو، رهبر شد. او پادشاهی مهربان بود و کارگران را آزاد نمود. منکوره همه را به شهرهای خود فرستاد و دوباره پرستش گاه ها را گشود. به کسانی که در زمان پدرش آسیب دیده بودند تاوان پرداخت. منکوره دختری داشت بسیار زیبا که شیفته او شد و وی را به همسری گرفت. پس از چندی دختر افسرده شده و خودش را کشت. پدرش برای او تابوتی زرین ساخت و وی را در آن نهاد. و سوگواری بسیار نمود. پس از این پیامبری آمده به او گفت شش سال دیگر بیشتر زنده نیستی. هر کاری داری بکن. منکوره بسیار گریست و به ایزدان گفت آیا در کار شما دادگری نیست؟ به پدرم و برادرش که مردم را بیچاره کردند نزدیک صد سال زمان دادید و من که مردی دادگرم باید بمیرم؟ همان شب خدا به خوابش آمده گفت هان تو چه می دانی که سخن می کنی؟ سرنوشت این بود که مردم مصر برای گناهان خود صد و پنجاه سال سختی بکشند. تو آمدی و برنامه را به هم‌ زدی. این فرعون شش سال پس از آن درگذشت و پنج سال دیگر دودمان او نابود شد. بخش ۲۵♦️ سال مصری: سال مصریان دوازده ماه سی روزه بود. به همراه پنج روز در پایان که آن را پنجه پایانی می گفتند. هر ماه و هر روز نام یکی از ایزدان را داشت و هرگاه نام روز و ماه یکی می شد برای آن ایزد جشن می گرفتند. بزرگ ترین جشن آن ها روز یکم ماه یکم در آغاز بهار بود به نام نِی ریز، و جشن سِت که هر پادشاه در سال سی اُم سال رهبری خود می گرفت. در جشن بوباستی زنان و مردان بر کشتی های کوچک درون رود نیل سوار می شدند و با ساز و نای می نواختند، هرگاه به شهری می رسیدند زنان کشتی به مرد شهر دشنام داده، و هنگامی که مردم شهر به سوی کشتی می تاختند آن ها می گریختند. سرانجام همه کشتی ها به شهر جشن می رسیدند و هفتصد هزار تن در آنجا گردهم می آمد تا سال نو برگزار شود. 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
16
19
تاریخ مصر🦅🦅🦅 بخش ۱۶♦️ دودمان دوم: با مرگ هشتمین فرعون دو پسر او برای چند ماه پادشاه شد. سپس آن ها ناپدید و دودمان یکم نابود شد. مانیتو نام دو پسر و داستان نابودی آنها را نیاورده و تنها می گوید پس از آن دودمان دوم  آمد. خاندان دوم فرعون ها پس از کشتن خانواده یکم به رهبری رسید و نُه تا دوازده رهبر بود. یکمی هوتِپ سِخِم بود و نامش یعنی آرامش. در یکمین گام قربانی انسانی را گناه شمرد و پس از او هرگز این کار انجام‌ نشد. پرستش گاهی برای ایزدان ساخت به نام تاج سپید. مانیتو گوید در زمان او زمین شکافت و هزاران تن در شمال مصر کشته شد. زیرا او فرعون پیش از خود را نابود کرد. نام دیگرش بِدجاعو بود. در یک کتاب کهن مصری آمده ۹۵ سال پادشاه بود. مانیتو گوید ۳۸ سال رهبری کرد ولی باستان شناسان می گویند کمتر از سی. آرامگاه او تا امروز ناشناخته است بخش ۱۷♦️ دومین فرعون از خاندان دوم نِبرا یا کایخوس بود. ایزدان به خواب اش آمده و فرمان دادند اگر می خواهی رنجی به تو نرسد دو گاو پیشانی سپید و یک بز را در پرستش گاه ببر، و از آن ها نگهداری کن، این گونه خدا خشنود می شود. از زمان او پرستش گاو آپیس آغاز شد و هم چنین خوردن گوشت گاو ناروا گشت. چهل سال پادشاه بود و آرامگاه او را کسی نمی شناسد. پس از او پسرش نی نِتر برای پنجاه سال شاه شد. در زمان او پذیرش شد که زن ها نیز می توانند فرعون شوند. پس از مرگش سه تن هم زمان کوشیدند به پادشاهی برسند ولی همگی نابود شده و مانیتو نام آنها را نیاورده. خاندان سوم نزدیک دویست تا سیصد سال پادشاهی کرد. رویداد بزرگ دیگری در زمان آن ها انجام نشد و گمان می شود مصر درگیر شورش های بسیار بوده. در زمان هفتمین فرعون این دودمان، آب رود نیل برای یازده روز مانند شکر شیرین شد. بخش ۱۸♦️ مومیایی: مردم نیل گمان داشتند که روان بزرگان برای جاودان شدن به بخشی از پیکر خود در این جهان نیاز دارد. برای همین آن ها مرده گان خود را با ابزار و گیاهانی مومیایی می کردند. این گونه که پس از مرگ بخش های درونی بدن را بیرون کشیده و دور می ریختند. آن گاه بدن را با مِی خرما و گیاهان خوشبو شسته و می دوختند. سپس گونه ای نمک به آن‌ ریخته و پس از چند ماه که بدن خشکید دوباره آن را می شستند. در پایان به روی پوست روغن های گیاهی می زدند و آن را با نوار های کتان می بستند. چنان که اینک پس از چهار هزار سال هنوز بخش هایی از پیکر فرعون ها تندرست مانده و در موزه است. مصریان تنها مردم جهان هستند که جنازه نیاکان شان هنوز برجاست. بخش ۱۹♦️ فرهنگ مصر: پوشاک باستانی مردم مصر پارچه ای سپید بود که از گردن تا نوک پای آنها می رسید. تنها موی سر، بازو و گردن آن ها بیرون بود. البته فرعون و سربازان هنگام جنگ نیمه برهنه و تن شان پیدا بود. گاهی نیز زنانی با پوشاک بیشتر در سنگینه ها دیده می شوند. البته پیراهن به رنگ خاکی و سبز هم بسیار بود. مصریان باستان هم چون هندیان بسیاری از جانوران را پاک دانسته و آزار ایشان را گناه می شمردند. برای هریک از جانوران، ایزدی نگهدار می شناختند با سر آن جاندار. گاو و بز، مار و وزغ، سوسمار و سگ آبی، شاهین و بوف از این گروه بودند. هرودوت گوید هرکس به دست سوسمار کشته می شد از نگاه مصریان به بهشت می رفت. هرچند هرودوت آورده زنان مصری به سر کار رفته و مردان در خانه می ماندند ولی در بیشتر سنگینه و پاپیروس ها مردان و زنان  هردو در انجام کار هستند و گمان می شود سخن هرودوت چندان درست نیست. بیشتر مصریان مانند یونانی ها تنها یک همسر می گرفتند. بخش ۲۰♦️ ایم هوتِپ دانشمند: خاندان سوم از نگاه مانیتو نُه فرعون بوده و ۲۱۵ سال پادشاهی کرد. ولی باستان شناسان تنها نام هفت فرعون را یافته و گمان دارند زمان آنها ۷۵ سال بود. هم چنین مانیتو نام فرعون ها را جابجا آورده، چنان که فرعون سوم‌ را یکمین پادشاه دانسته‌‌. یکمین شاه این خاندان جوسر یا توسور بود. او توانست خاندان دوم‌ را نابود و واپسین رهبران آن ها را بکشد. بیست تا سی سال رهبری کرد. در زمان او ایم هوتِپ دانشمند افسانه ای زندگی می کرد که تلاش نمود در چهار و نیم هزار سال پیش جمجمه مردم را برای درمان بشکافد و بدوزد. صدها بیمار به روش های خود درمان کرد. او کتاب های بسیار نوشت و نویسنده گان را یاری می داد. پلکان و هرم هایی که با دانش خود ساخت پس از صدها سال هنوز برجاست. مانند هرم سقاره که شصت متر است. سرانجام فرعون او را پسر خدا نامید. سومین شاه این خاندان نِخرِف یا سِن خِت ۲۸ سال پادشاهی کرد. در زمان او مردم لیبی شورش کرده و برای جنگ آماده گشت. یکی از شب ها ماه به زمین نزدیک و بیش از اندازه بزرگ شد. مردم لیبی گمان کردند این خشم خداست. برای همین با پسر خدا آشتی کرده و دوباره فرمانبر فرعون شدند. دیگر شاهان این دودمان کار بزرگی نکردند 🌲🌲🌲🌲 🌲🌲🌲🌲
22
20
بدون متن...
15