تجربه بودن | محمود مقدّسی
محمود مقدّسی دکتری فلسفه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی در اینجا از دغدغههایم درباره زندگی، فلسفه، روانکاوی و ادبیات مینویسم @TheWorldasISee ارتباط : @mahmoodmgh http://instagram.com/mahmood.moghaddasi
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام تجربه بودن | محمود مقدّسی
کانال تجربه بودن | محمود مقدّسی (@theworldasisee) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 466 مشترک است و جایگاه 1 244 را در دسته روانشناسی و رتبه 19 956 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 466 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 22 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -71 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 9 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 27.17% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 11.58% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 4 472 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 907 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نوشتن, وقت, جا, چیز, آدم تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“محمود مقدّسی
دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
در اینجا از دغدغههایم درباره زندگی، فلسفه، روانکاوی و ادبیات مینویسم
@TheWorldasISee
ارتباط :
@mahmoodmgh
http://instagram.com/mahmood.moghaddasi”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته روانشناسی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 ژوئن | +12 | |||
| 22 ژوئن | +9 | |||
| 21 ژوئن | +2 | |||
| 20 ژوئن | +2 | |||
| 19 ژوئن | +1 | |||
| 18 ژوئن | +2 | |||
| 17 ژوئن | +2 | |||
| 16 ژوئن | +1 | |||
| 15 ژوئن | +3 | |||
| 14 ژوئن | +1 | |||
| 13 ژوئن | +8 | |||
| 12 ژوئن | +4 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | +2 | |||
| 09 ژوئن | +2 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | +2 | |||
| 06 ژوئن | +3 | |||
| 05 ژوئن | +2 | |||
| 04 ژوئن | +1 | |||
| 03 ژوئن | +23 | |||
| 02 ژوئن | +2 | |||
| 01 ژوئن | +2 |
| 2 | .
▫️چوبخطِ ابهامم پَر شده
گفت: ظرفیت ابهامم پُر شده. دیگه کشش نامعلوم بودنِ چیز جدیدی رو ندارم. الان حتی شده زندگیم رو کوچیکتر کنم، میخوام همه چیز روشن باشه. به قدر کافی همه چیز اون بیرون روی هوا بوده و هست، دیگه جا ندارم توی محیط اطرافم و توی زندگی شخصیم هم چیزها مبهم و نامشخص باشن. من تعارف ندارم. الان نیاز به قطعیت و وضوح دارم. جایی نمیرم یا کاری نمیکنم که شاید زمانی جواب بده یا نده. توی رابطهای نمیرم که هی لازم باشه چیزها رو چک کنم. من الان ظرفم برای عدمقطعیت پُرِ پُره. نه فقط ظرفم پره، که اون روشهای قدیمم برای پریدن از روی موقعیتهای مبهم و گنگ رو هم ندارم؛ خیلی از آدما نیستن، خیلی از تفریحا در دسترس نیستن، خیلی کارا رو نمیشه کرد. خلاصه ابزارم ندارم لعنتی که بتونم چیزی رو توی سرم یا اون بیرون حل و فصل کنم یا روی هوا نگه دارم.
پذیرفتمش دیگه. سرِ همین یک سری چیزهای بلاتکلیف و ناروشنو همین روزا تموم کردم. فکر هم میکنم که لااقل الان کارم درسته. کمک میکنه زنده بمونم. امّا میدونی، اینطوری دنیای آدم امنتر میشه ولی کوچیکتر هم میشه. اینطوری آدم زنده میمونه ولی زندهتر نمیشه. اینطوری چیزها روشن میشن ولی خیلی از لذتها و ناشناختهها جا میمونن پشت در. به نظرت کسی میفهمه اگر بگم جهان من به ناگزیر امنتر امّا کوچکتر شده یعنی چی؟ کسی میفهمه دلم لک زده برای پرت کردن خودم توی ابهام و ناروشنی، شاید حتی با درد، لذتی ببرم یا با سختی چیزی کشف کنم؟ اگه بگم کسی میفهمه یعنی چی که من ناامنیزده، ابهامزده، تعلیقزده و کوتاهبرد شدم؟ سخت شده،م مخمود، بلد شدم زنده بمونم ولی زندگی یادم رفته.
@TheWorldasISee | 2 679 |
| 3 | .
▫️یک حقیقتِ سادۀ عجیب
من به یک حقیقتِ ساده امّا عجیب پی بردهام. از آن چیزها که شاید بعضیها اصلاً قبولش نداشته باشند یا برای خیلی از شما اصلاً چیز عجیب و مهمّی نباشد. امّا من هر بار که به آن فکر میکنم، نمیتوانم جلوی حیرتم را بگیرم. آن حقیقت ساده این است که هیچ آدمی یک قصّه زندگی واحد ندارد. من وقتی قصّۀ زندگیام را برای خودم تعریف میکنم یک شکل دارد. وقتی برای شما تعریفش میکنم یک شکل دیگر پیدا میکند. بعد وقتی آن قصّهای را که برای شما تعریف کردهام برای خودم تعریف میکنم یک شکل سومی پیدا میکند (چون شما آن را شنیدهاید و به مدل خودتان به آن واکنش نشان دادهاید و به منِ راوی و منِ توی آن قصّه شکل دادهاید). همین من وقتی قصّهام را برای خانوادهام تعریف میکنم یک شکل دیگر پیدا میکند، وقتی به درمانگرم میگویم شکلش عوض میشود، اگر قرار باشد توی بازجویی از آن حرف بزنم، یک شکل میشود، اگر بخواهم آن را در اینترنت (و برای مخاطبی نامعلوم که فقط حدس میزنم چه شکلی است) بفروشم یک شکل دیگر پیدا میکند و ... .. خلاصه اینکه فرق میکند مخاطب من چه کسی باشد، چه هدفی از گفتن قصّۀ زندگیام داشته باشم، آن را از بیرون روایت کنم یا از درون، خلاصه تعریفش کنم یا مفصّل، روی نقاط خوبش تمرکز کنم یا نقاط بدش، نقش دیگران را در آن برجسته کنم یا نقشِ خودم را، دیگران قصّهام را روایت کنند یا خودم، قصّهام تمام شده باشد یا نشده باشد (زنده باشم یا نه)، قصّهام را بعد از یک موفقیت تعریف کنم یا یک شکست و ...، همه اینها تعیین میکنند قصّۀ زندگی من چه باشد.
امّا آن چیزی که باعث حیرتم میشود این نیست. این است که من "واقعاً" یک قصّۀ واحد را زندگی نکردهام و نمیکنم. زندگی، یعنی زندگیِ تجربهشده و زندگیِ تجربهشده، یعنی زندگیِ اندیشیده شده و زندگیِ اندیشیده شده به نحوی از انحاء یعنی زندگی روایتشده و روایت زندگی یک آدم به همۀ آن دلایلی که گفتم میتواند شکلهای متفاوتی به خود بگیرد. در یک قصّۀ زندگی من واقعاً آدمِ بیچارۀ تمامشدهای هستم که به هیچ دردی نمیخورد و دقیقاً همان احساساتی را تجربه میکنم که یک آدم تمامشده تجربه میکند. امّا همین من در یک روایتِ دیگر آدمی هستم که تازه قرار است شروع بشود و در آستانه ایستاده و چه امیدها که به او نمیتوان داشت. در یک قصّه من مجموعهای از تواناییها و موفقیتها هستم و بعد همین من در یک قصّه دیگر، آدمی هستم آنقدر معمولی که معلوم نیست بعد از این چه کاری میتواند بکند. همین من در جایی و در روایتی پیرم و در جایی و روایتی جوان، در جایی و روایتی آدم خوبی هستم و در جایی و روایتی آدمِ بدی. واقعاً آدم بد ها. یعنی همان احساساتِ یک آدم بد را تجربه کردن و مثل یک آدم بد زندگی کردن.
حرفی که میخواهم بزنم کمی گنگ و پیچیده است. بگذارید یک بار دیگر خلاصهاش کنم، شاید واضحتر شد. میخواهم بگویم هر آدمی واقعاً چند زندگی را زندگی میکند و این یعنی مهم است که زندگیاش را برای چه کسی، چطور و از چه زاویهای روایت میکند. بخشی از زندگی خوب را نه محتوای آن که راوی و مخاطبِ آن تعیین میکنند. آدم برای خوب زیستن باید بگردد دنبالِ نحوههای متفاوت روایت و مخاطبهای بهتر. و این است که مایۀ حیرتم میشود؛ اینکه همین من ممکن است روایتگری متفاوتی را یاد بگیرم یا مخاطبِ بهتری پیدا کنم و زندگیام را جور دیگری کرده باشم و جور دیگری هم بعد از آن پیش ببرم.
@TheWorldasISee | 3 635 |
| 4 | فردا موضوع اضطراب رو آغاز میکنیم. توی این دوره میخوایم از سطح به عمق بریم، از تجربۀ بدنی اضطراب به فهمِ روانی از اون، از اضطرابهای ثانویه به اضطرابهای اوّلیه و از اضطرابهای غیرقابلفهم به اضطرابهای قابلفهمتر. توی این ترم از ارتباط اضطراب با شرم میگیم، از ارتباطش با تجاربِ تروماتیک، از اضطرابهای اجتماعی، اضطرابهای وجودی و اضطرابهای پیچیده و بینام. این دوره هم مثل همۀ دورههای کلاس اطلس دنیای درون، رویکردی کاربردی و قراره کمک بکنه در نهایت بتونیم بهتر از قبل با اضطراب کار کنیم و کاری برای اضطراب بکنیم. | 3 888 |
| 5 | درباره توجّه (پرسش و پاسخ)_1.m4a | 1 501 |
| 6 | درباره توجّه.m4a | 3 882 |
| 7 | http://meet.google.com/nqh-zdzg-nne | 4 367 |
| 8 | .
▫️دربارهی دوره:
اضطراب؛ آنکه تجربهاش کرده باشد میداند از چه چیز حرف میزنم. و کیست که کم یا زیاد تجربهاش نکرده باشد. اضطراب گویی شناختنی نیست. گاهی حتی معلوم نیست چرا شروع میشود و چطور پایان مییابد. تنها آن حال بدِ بیقراری است که میآید و آدم را از همه چیز و حتی از خودش قطع میکند. اضطراب که میآید، فکر که از کار میافتد، سراسیمگی که آدم را فرا میگیرد، آنوقت تنها کاری که باقی میماند، گریختن از آن به هر نحوی است. آنوقت این شیوههای گریختن از اضطراب میشود زندگیِ آدم.
امّا اضطراب شناختنی است. روانشناسی، روانپزشکی و علوم اعصاب دانش زیادی دربارۀ اضطراب، منشاء و عملکرد آن به ما دادهاند که میتواند به کار فهم اضطراب بیاید.
در این دوره ابتدا کمی از چیستی، معنا، اقسام و کارکردِ هیجانات حرف میزنیم و با این مقدّمات بحث از اضطراب را آغاز میکنیم.
▫️هزینه:
خارج از ایران: ۴۰ دلار (پیپل)
ایران: ۱.۴ میلیون تومان
▫️اگر هزینه برای شما مانع استفاده از کلاس است، اطلاع دهید تا راهحلی پیدا کنیم.
▫️شروع دوره: شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
▫️ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
@aban_workshops (تلگرام و اینستاگرام | 4 814 |
| 9 | جلسه تحلیل فیلم داستان ازدواج.m4a | 4 390 |
| 10 | این جلسه تحلیل فیلم چند سال پیش برگزار شده بود. اگر فیلم داستان جدایی رو دیدید، شاید این تحلیل هم به کارتون بیاد 👇 | 4 002 |
| 11 | آموختن، حتی در سختترین روزها هم به من کمک کرده است. حتی نمیتوانم دقیق توضیح بدهم که چه کاری با من یا برای من میکند. امّا حالم را عوض میکند. انگار نفسِ آموختن برای بعضی از آدمها (به هر دلیلی) کارکردی آرامشبخش دارد. آدم را بزرگتر می کند؟ احساس سنگینی به آدم میدهد؟ مثل سفر و کشف جاهای تازه است؟ بیرون کشیده شدن از شرایط موجود است؟ صرفِ لذّتِ فهمیدن است؟ نمیدانم. هرچه هست، وجدی را تجربه میکنم که همزمان بیقرار و آرامم میکند. هیچ وقت نتوانستهام این را درست برای کسی توضیح بدهم. نشان فرهیختگی یا چه و چه هم نیست. همزمان نشانِ بلد نبودنِ زندگی و گیر افتادن توی سر خود هم نیست. یک جور هیجان و آرامش توأمان است. هر کسی به دلیلی با چیزی یا چیزهایی آرام میشود. یادگیری هم، فارغ از به کار آمدن یا نیامدنش و حتی گاهی فارغ از موضوعش، این کار را با من و احتمالاً بعضی آدمهای دیگر میکند. مثل یک جور تغذیه شدن و بعد با احساس سیری آرام گرفتن است. چیزی شبیه همین است انگار. | 5 944 |
| 12 | تغییر_در_چهارچوب_روانشناسی_اجتماعی.mp3 | 1 |
| 13 | بیکلمه بودن.mp3 | 326 |
| 14 | .
و بالا آوردن همۀ اینها را
این از معدود دفعاتی است که ابتدا عنوانِ یک متن به ذهنم میرسد و بعد به محتوای آن فکر میکنم. حتی به این هم فکر کردم که آن "و" در ابتدای این عنوان چه میگوید. دیدم آن "و" یعنی یک عالمه اتفاق افتاده است که همه از آنها با خبریم و تنها یک خبر باقی مانده: اینکه فارغ از درست و غلط، فارغ از آینده و گذشته و فارغ از اینکه در این مسیرِ طولانی نهایتاً چه باید کرد، من دلم میخواهد همۀ این سالها را بالا بیاورم (و دیدهام در این پُری و احساس تهوّع تنها نیستم). تهاش که یاد گرفتهایم بجنگیم، ادامه بدهیم و پیِ عقلانیتی بگردیم تا شاید زمانی اوضاع برای خودمان و آیندگانمان بهتر از این بشود. امّا حقِ این بالا آوردن، نتوانستن، کم آوردن، از ریز و درشت ِهمۀ این تحمیلها، اضطرابها، خشمها، غمها و سوگها به ستوه آمدن را بعد از این و همیشه باید به خودمان بدهیم.
باید ادبیاتِ تهوّع داشته باشیم و از این مسمومیت طولانی که تاریخچۀ زندگی هر کدام از ما شده است، حرف بزنیم. باید دست برداریم از این روانشناسیگری که میگوید قربانی نباشید و از آن انقلابیگری که میگوید باید کار را یکسره کرد و چه جای نالیدن است. ما به جایی در این میان نیاز داریم. به بالاآوردن در میانۀ راهی طولانی. به خشم داشتن نه فقط به حکومت که به جهان، به هستی و به همه چیز. ما، برده و باختهمان، تاریخچه فشار و فقدانیم. از همۀ سالهای کودکی و بزرگسالیمان بگذر، همین چندماه را ببین. من یکی که بعضی روزها تنها یک چیزم: فریادی فروخورده و قلبی مچاله. گاهی دردم میگیرد از اینکه اینقدر یاد گرفتهام بمیرم و بعد بنشینم و بگویم خب، اشکالی ندارد، زندهایم، بیا ادامه بدهیم و ببینیم چه باید کرد. انگار هر روز صبح همۀ اینها را بالا میآورم و بعد تبدیل به آدمِ معقول (و البته لت و پار) همیشه میشوم و به کارم ادامه میدهم. حتی همین معقول بودن و ادامه دادن را هم میخواهم بالا بیاورم. | 5 860 |
| 15 | لیست دورههای برگزارشده:
▫️رشد و بحران
▫️دربارهی عشق
▫️درماندگی و امید
▫️جعبهابزاری برای فکر کردن به معنای زندگی
▫️تصمیمگیری در زندگی روزمره
▫️اندیشههایی برای پایان
▫️احساسات طبیعی در فرایند سوگ
▫️مصائب بچههای خوب
▫️چگونه سوگ ما را تغییر میدهد
▫️روایتی برای پایان
—————————
دورهی «رواندرمانی اگزیستانسیال»:
▫️ترم 1: مقدمه
▫️ترم 2: زندگی، مرگ و اضطراب (1)
▫️ترم 3: زندگی، مرگ و اضطراب (2)
▫️ترم 4: مرگ و رواندرمانی؛ آزادی و مسئولیت (1)
▫️ترم 5: آزادی و مسئولیت (2)
▫️ترم 6: احساس گناه وجودی؛ تغییر در رواندرمانی
▫️ترم 7: تصمیمگیری؛ مواجهه با تنهایی
▫️ترم 8: تنهایی (1)
▫️ترم 9: تنهایی (2)
▫️ترم 10: تنهایی و رواندرمانی
▫️ترم 11: تنهایی و معنای زندگی
▫️ترم 12: احساس پوچی و پرسش از معنای زندگی
▫️ترم 13: جستوجوی معنا در جهانی خالی
▫️ترم 14: معنای زندگی و مداخلات درمانی
—————————
دورهی «پرسشهای بزرگ فلسفی»:
مقدمه:
▫️ترم 1: از فلسفه چه انتظاری میتوان داشت؟
مبحث «خودشناسی فلسفی»:
▫️ترم 1: خود چیست؟
▫️ترم 2: ناخودآگاه
▫️ترم 3: دیگر نظریات درباره خود و جمعبندی
مبحث «سرشت واقعیت»:
▫️ترم 1: انواع واقعیت؛ واقعیت فردی
▫️ترم 2: واقعیت مشترک؛ واقعیت عینی
▫️ترم 2.5: روایاتی فلسفی از واقعیت عینی
مبحث «اخلاق و زندگی خوب»:
▫️ترم 1: قلمروی اخلاق؛ زندگی خوب (1)
▫️ترم 2: زندگی خوب (2)؛ پیششرطهای اخلاق
▫️ترم 3: جبر و اختیار، امکان دیگرگزینی
▫️ترم 4: نظریههای اخلاق (1)
▫️ترم 5: نظریههای اخلاق (2)
▫️ترم 6: روانشناسی رشد اخلاقی
▫️ترم 7: نظریههای اخلاق (3)
مبحث «فلسفهی دین»:
▫️ترم 1: فلسفهی دین چیست و به چه کار میآید؟
▫️ترم 2: دیندار بودن به چه معناست؟
▫️ترم 3: تجربهی دینی
▫️ترم 4: تصورات گوناگون دربارهی خداوند
▫️ترم 5: از خدا چه انتظاری میتوان داشت؟
▫️ترم 6: معمای وجود خدا
▫️ترم 7: معنویت (دینی و غیردینی)
مبحث «فلسفهی سیاسی»:
▫️ترم 1: فلسفهی سیاسی چیست و آشنایی با آن به چه کار یک شهروند میآید؟
▫️ترم 2: در جستوجوی آزادی و عدالت
▫️ترم 3: شیوههای حکمرانی و کنشگری سیاسیِ مردم
مبحث «زیباییشناسی»:
▫️ترم 1: چرا زیباییشناسی؟
▫️ترم 2: فلسفهی هنر (۱)
▫️ترم 3: فلسفه هنر (۲)
◽️ترم 4: زیباییشناسی زندگی روزمرّه (۱)
◽️ترم 5: زیباییشناسی زندگی روزمرّه (۲)
مبحث «معنای زندگی»:
▫️ترم 1: درد فلسفی یا رنج روانشناختی
▫️ترم 2: فیلسوفان چگونه به مسئلهی معنای زندگی فکر میکنند؟
▫️ترم 3: پر کردنِ خالیِ زندگی
▫️ترم 4: من کجا ایستادهام؟
—————————
دورهی «اطلس دنیای درون»:
مبحث «مبانی»:
▫️ترم 1: وقتی از دنیای درون حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟ (۱)
▫️ترم 2: وقتی از دنیای درون ... (۲)
▫️ترم 3: وقتی از دنیای درون ... (۳)
▫️ترم 4: وقتی از دنیای درون ... (۴)
برای کسب اطلاعات دربارهی دورهها به کانال @AbanCourses مراجعه کنید، و برای تهیهی دورهها به آیدی @Aban_Workshops پیام بدهید | 4 888 |
| 16 | در کانال آبان میتوانید بعضی از دورههای قابلتهیه سالهای اخیرم رو ببینید. این دورهها دو دسته هستند: دورههای کوتاه با عناوین خاص و دورههای ترمیک بلند با عنوان واحد امّا موضوعات متفاوت.
طی سالهای گذشته، دو سال و نیم شنبهها رواندرمانی اگزیستانسیال تدریس کردم، حدود سه سال دورهای با عنوان پرسشهای بزرگ فلسفی که با رویکرد فلسفه کاربردی و با هدف بازسازی جهانبینی طراحی شده بود و در حال حاضر هم مشغول تدریس دوره اطلس دنیای درون هستم که قرار است مسیری طولانی با محوریت شناخت احساسات و عواطف و هیجانات را پیش ببرد. | 4 508 |
| 17 | لیست دورههای برگزارشده:
▫️رشد و بحران
▫️دربارهی عشق
▫️درماندگی و امید
▫️جعبهابزاری برای فکر کردن به معنای زندگی
▫️تصمیمگیری در زندگی روزمره
▫️اندیشههایی برای پایان
▫️احساسات طبیعی در فرایند سوگ
▫️مصائب بچههای خوب
▫️چگونه سوگ ما را تغییر میدهد
▫️روایتی برای پایان
—————————
دورهی «رواندرمانی اگزیستانسیال»:
▫️ترم 1: مقدمه
▫️ترم 2: زندگی، مرگ و اضطراب (1)
▫️ترم 3: زندگی، مرگ و اضطراب (2)
▫️ترم 4: مرگ و رواندرمانی؛ آزادی و مسئولیت (1)
▫️ترم 5: آزادی و مسئولیت (2)
▫️ترم 6: احساس گناه وجودی؛ تغییر در رواندرمانی
▫️ترم 7: تصمیمگیری؛ مواجهه با تنهایی
▫️ترم 8: تنهایی (1)
▫️ترم 9: تنهایی (2)
▫️ترم 10: تنهایی و رواندرمانی
▫️ترم 11: تنهایی و معنای زندگی
▫️ترم 12: احساس پوچی و پرسش از معنای زندگی
▫️ترم 13: جستوجوی معنا در جهانی خالی
▫️ترم 14: معنای زندگی و مداخلات درمانی
—————————
دورهی «پرسشهای بزرگ فلسفی»:
مقدمه:
▫️ترم 1: از فلسفه چه انتظاری میتوان داشت؟
مبحث «خودشناسی فلسفی»:
▫️ترم 1: خود چیست؟
▫️ترم 2: ناخودآگاه
▫️ترم 3: دیگر نظریات درباره خود و جمعبندی
مبحث «سرشت واقعیت»:
▫️ترم 1: انواع واقعیت؛ واقعیت فردی
▫️ترم 2: واقعیت مشترک؛ واقعیت عینی
▫️ترم 2.5: روایاتی فلسفی از واقعیت عینی
مبحث «اخلاق و زندگی خوب»:
▫️ترم 1: قلمروی اخلاق؛ زندگی خوب (1)
▫️ترم 2: زندگی خوب (2)؛ پیششرطهای اخلاق
▫️ترم 3: جبر و اختیار، امکان دیگرگزینی
▫️ترم 4: نظریههای اخلاق (1)
▫️ترم 5: نظریههای اخلاق (2)
▫️ترم 6: روانشناسی رشد اخلاقی
▫️ترم 7: نظریههای اخلاق (3)
مبحث «فلسفهی دین»:
▫️ترم 1: فلسفهی دین چیست و به چه کار میآید؟
▫️ترم 2: دیندار بودن به چه معناست؟
▫️ترم 3: تجربهی دینی
▫️ترم 4: تصورات گوناگون دربارهی خداوند
▫️ترم 5: از خدا چه انتظاری میتوان داشت؟
▫️ترم 6: معمای وجود خدا
▫️ترم 7: معنویت (دینی و غیردینی)
مبحث «فلسفهی سیاسی»:
▫️ترم 1: فلسفهی سیاسی چیست و آشنایی با آن به چه کار یک شهروند میآید؟
▫️ترم 2: در جستوجوی آزادی و عدالت
▫️ترم 3: شیوههای حکمرانی و کنشگری سیاسیِ مردم
مبحث «زیباییشناسی»:
▫️ترم 1: چرا زیباییشناسی؟
▫️ترم 2: فلسفهی هنر (۱)
▫️ترم 3: فلسفه هنر (۲)
◽️ترم 4: زیباییشناسی زندگی روزمرّه (۱)
◽️ترم 5: زیباییشناسی زندگی روزمرّه (۲)
مبحث «معنای زندگی»:
▫️ترم 1: درد فلسفی یا رنج روانشناختی
▫️ترم 2: فیلسوفان چگونه به مسئلهی معنای زندگی فکر میکنند؟
▫️ترم 3: پر کردنِ خالیِ زندگی
▫️ترم 4: من کجا ایستادهام؟
—————————
دورهی «اطلس دنیای درون»:
مبحث «مبانی»:
▫️ترم 1: وقتی از دنیای درون حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟ (۱)
▫️ترم 2: وقتی از دنیای درون ... (۲)
▫️ترم 3: وقتی از دنیای درون ... (۳)
▫️ترم 4: وقتی از دنیای درون ... (۴)
برای کسب اطلاعات دربارهی دورهها به کانال @AbanCourses مراجعه کنید، و برای تهیهی دورهها به آیدی @Aban_Workshops پیام بدهید | 84 |
| 18 | در کانال آبان میتوانید بعضی از دورههای قابلتهیه سالهای اخیرم رو ببینید. این دورهها دو دسته هستند: دورههای کوتاه با عناوین خاص و دورههای ترمیک بلند با عنوان واحد امّا موضوعات متفاوت.
طی سالهای گذشته، دو سال و نیم شنبهها رواندرمانی اگزیستانسیال تدریس کردم، حدود سه سال دورهای با عنوان پرسشهای بزرگ فلسفی که با رویکرد فلسفه کاربردی و با هدف بازسازی جهانبینی طراحی شده بود و در حال حاضر هم مشغول تدریس دوره اطلس دنیای درون هستم که قراره مسیری طولانی با محوریت شناخت احساسات و عواطف و هیجانات رو پیش ببره. | 20 |
| 19 | مکثِ طولانی و شکستنِ شیشۀ آگاهی
به دستت نگاه کن. طولانی نگاه کن. کمی که میگذرد، چیز متفاوتی میبینی. این دست، دیگر دستِ تو نیست. یک شیئ جاندار نرم است که تو داری به آن نگاه میکنی. این دست، حالا هم دستِ تو هست و هم نیست. با اراده تو تکان میخورد امّا اکنون به چیزی جدای از تو، عجیب وحیرتانگیز تبدیل شده است. تنها چند لحظه نگاه کردن به دستت کافی است که آن رشته پیوستۀ آگاهی را از هم باز کند و از همین جهانِ آشنا، چیزی غریبه و عجیب بیرون بکشد.
به صورت خودت در آینه نگاه کن. تنها زمان کوتاهی لازم است که خودت را در برابر پیکرۀ جاندار ناآشنایی بیابی که هم تو هست و هم تو نیست. نام خودت را چندین بار تکرار کن. کمی نمیگذرد که نامت هم برایت غریبه و نامفهوم میشود. به قصّّۀ زندگیات فکر کن. آن را شمرده شمرده برای دیگری بگو، میبینی بیرون ایستادهای و داری آدمِ دیگری را میبینی که هم تو هست و هم تو نیست. میبینی که داری خطوط زندگیِ کسی را روایت میکنی که هم او را میشناسی و هم نمیشناسی. با خودت میگویی این منم؟ میبینی، هیچ چیز متفاوتی در مورد من/او وجود ندارد. یک قصّه است مثل قصّۀ همۀ آدمها. انگار سنگ خورده باشد توی شیشه آگاهیات. چیزی میشکند و به زمین میریزد.
این آگاهیِ عجیب به آگاهی، این نگریستنِ از بیرون به خود، این آشناییزداییِ گاه خوفانگیز، همیشه حیرتزدهام میکند. هربار که به نحوی زندگی از مسیرِ معمولش خارج میشود، این لحظاتِ غربتِ هشیاری به سراغم میآیند. مثل همین روزها که همه چیز انگار مثل قبل هست و نیست. هر روز ناگهان از خودم پرت میشوم بیرون و برای لحظاتی به خودم نگاه میکنم. آوقت همهچیز آشنا و غریبه میشوند. این زندگی ِمن هست و نیست. این شهر من هست و نیست. این کشور من هست و نیست. این بدن من هست و نیست. این من هست و نیست.
چه آگاهیِ کشدارِ بهتزدهای. دست خودم را میگیرم و بیرون میآیم. خودم را دوباره پرت میکنم میان چیزها و کارها. آدم دیوانه میشود اگر اینقدر طولانی همه چیز را از بیرون ببیند. آدم دیوانه میشود اگر زندگی اینقدر طولانی متوقف و ناآشنا بشود. | 7 089 |
| 20 | سوگ و فشار همرنگی.mp3 | 7 391 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
