fa
Feedback
همچون‌ درخت | نیما اورازانی

همچون‌ درخت | نیما اورازانی

رفتن به کانال در Telegram
3 005
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2830 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+36
در 2 کانال‌ها
ژوئن '26
+60
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+35
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+24
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+36
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+81
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+109
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+38
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+46
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+39
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+37
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+65
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+123
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+93
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+135
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+109
در 9 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+71
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+202
در 11 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+167
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+109
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+93
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+134
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+99
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+406
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+74
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+81
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+174
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+43
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+70
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+100
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+120
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+366
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+141
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+349
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+222
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+100
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+315
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+208
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+238
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 ژوئیه+1
10 ژوئیه+3
09 ژوئیه+4
08 ژوئیه+3
07 ژوئیه+2
06 ژوئیه+1
05 ژوئیه+3
04 ژوئیه+4
03 ژوئیه+7
02 ژوئیه+2
01 ژوئیه+6
پست‌های کانال
در اوایل دهه‌ی 1380، سرمایه‌ی اجتماعی ایران در وضعیت نسبتا متوازنی قرار داشت. اعتماد عمومی به نهادهای اجرایی و آموزشی بالایی بود و شاخص امید به آینده به دلیل ثبات نسبی اقتصادی و گشایش‌های سیاسی، در سطح قابل قبولی قرار داشت. مشارکت‌های مدنی و انجمن‌ها در حال شکل‌گیری بودند. با آغاز تحریم‌های سنگین، نوسانات شدید ارزی و وقایع آبان ۹۸، سرمایه اجتماعی عمودی دچار ریزش جدی شد. در پیمایش سال 1397 مشخص شد که اعتماد به نهادهای دولتی و به ویژه نهادهای داوری مثل قوه قضاییه یا مجلس افت شدیدی کرده است. با این حال، هنوز شاخص امید به بهبود اوضاع به طور کامل صفر نشده بود و مردم منتظر اصلاحات اقتصادی یا توافق‌های بین‌المللی بودند. آمار اخیر رونمایی‌شده توسط سازمان امور اجتماعی کشور، سه تفاوت نگران‌کننده با تمام پیمایش‌های ۲۰ سال گذشته دارد.

2
از متن: همچنین تقابل میان حس دلبستگی ملی و مهاجرت گسترده نشان‌دهنده‌ی یک تراژدی جامعه‌شناختی است. مردم ایران وطن خود را دوست دارند اما به دلیل احساس بی‌عدالتی  و انسداد اقتصادی، ماندن را همراه با نابودی آینده‌ی فرزندانشان می‌بینند.
163
3
https://ghalamrorefah.ir/id/2845/
171
4
https://ghalamrorefah.ir/id/2232/?utm_source=ig&utm_medium=social&utm_content=link_in_bio&fbclid=PAdGRleAS_EzRwZG9mAmV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDzEyNDAyNDU3NDI4NzQxNAABp4AyvtdTo9LLwDdsedozZDF6eYlbkqtWZlDr8h1zX4DCX0P9TjfGdtzooPeW_aem_sdf0d7Am47r13BUpo9yXpA
168
5
دفتر خاطرات یکی از همدوره‌ای‌های ما، شنبه ۱۹ تیر ۱۳۷۸ .
دفتر خاطرات یکی از همدوره‌ای‌های ما، شنبه ۱۹ تیر ۱۳۷۸ .
293
6
چند عکس عالیه مطلب‌زاده از فردای حمله به کوی .+3
چند عکس عالیه مطلب‌زاده از فردای حمله به کوی .
265
7
شعرخوانی عزت ابراهیم‌نژاد، تنها دانشجویی که جان‌باختنش در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به رسمیت شناخته شد.
شعرخوانی عزت ابراهیم‌نژاد، تنها دانشجویی که جان‌باختنش در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به رسمیت شناخته شد. بخشی از شعر او: ««ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. شور عشق درسینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.» .
223
8
📷 طرح روی جلد شماره ۳۲ «پیام امروز»، مرداد ۱۳۷۸
📷 طرح روی جلد شماره ۳۲ «پیام امروز»، مرداد ۱۳۷۸
216
9
خاطره‌ای از ۱۸ تیر برای نشون‌دادن سرعت بسیار پایین انتشار اخبار در اون دوره ما یه فامیلی داشتیم که جمعه‌صبح‌های خیلی زود می‌رفت سالن تربیت‌بدنی دانشگاه تهران (درست روبروی کوی) با دوستاش والیبال بازی می‌کرد. ۱۸ تیر صبح زنگ زد خونه ما که من کله سحر پا شدم برم والیبال ولی امیرآباد رو از سر جلال بسته بودن و درگیری بود و خرده‌شیشه و پر مامور و اینا. راستش ما خیلی باور نکردیم. یعنی جدی نگرفتیم. گفتیم حتما از این شلوغیای کوی بوده که هرازچندی پیش میاد. دقت کنین که اون موقع ما و اکثریت بالایی از جامعه نه اینترنت خونگی داشتیم و نه موبایل. من اون موقع دانشجوی ترم دوم بودم. دو روز قبلش امتحانام تموم شده بود و اون روز رفتم خونه دوستم ولنجک که دانشجوی پلی‌تکنیک بود. خونه ما نزدیک دانشگاه تهران بود ولی من به جای چمران، از مدرس رفتم بالا و هیچ چیز غیرعادی هم ندیدم. حرفای اون فامیل هم یادم رفته بود. اون دوستم شنبه ساعت ۲ بعدازظهر آخرین امتحانش رو داشت. ساعت ۱۰ و ۱۱ یکی از بچه‌ها از پلی‌تکنیک زنگ زد که انجمن اومده در سالنای امتحان رو قفل زده و گفته به بچه‌های دانشگاه تهران حمله شده و دانشگاه تعطیله. بیخود پا نشو بیا. بازم ما درست نفهمیدیم چی شده. راهی هم برای خبر گرفتن نداشتیم. ولنجک هم مثل امروز نبود. رسما جدا از شهر بود و سوت و کور. خلاصه راه افتادیم که بیایم سمت شهر ببینیم دنیا دست کیه. سر راه گفتیم بریم دانشگاه ملی و از اونا هم یه خبری بگیریم. از همون در بالا رفتیم تو دانشکده دندونپزشکی. رفتیم تو دفتر انجمنشون. یه پسره رو صندلی ولو شده بود و داشت با ۱۱۰۰ش اسنیکز بازی می‌کرد (جزو اقلیت موبایل‌دار بود). بهش گفتیم ریختن بچه‌های تهران رو زدن و دانشگاه‌ها داره تعطیل میشه. گفت نه بابا، خبری به ما نرسیده. دقت کنین که اون موقع نزدیک ۳۰ ساعت از اصل ماجرا گذشته بود. دوستم اصرار کرد که بابا من دانشجوی پلی‌تکنیکم و الان زنگ زدن گفتن دانشگاه تعطیل شده و همه دارن میرن دانشگاه تهران. یه پیگیری بکن. تلفن رو برداشت و به یه جایی (شاید دفتر تحکیم، شاید انجمن تهران) زنگ زد و اون ور خط تایید کردن و اینم هول شد و بلند شد بره ببینه چه کار میشه کرد. گفتم امتحانا رو تعطیل نمی‌کنین؟ گفت الان که فکر نکنم بتونیم. اومدیم بیرون. بچه‌ها همه کاملا بی‌خبر از همه‌جا تو دانشگاه بودن و داشتن می‌رفتن امتحان بدن. ما هم بالاخره خودمون رو به شهر رسوندیم و کم‌کم در جریان ماجرا قرار گرفتیم. خلاصه اون موقع، حتی در سطح دانشجوها که پیگیر اخبار بودن، چنین وضعی بود. پنجشنبه جمعه رسما از دنیا قطع می‌شدیم. تا جایی که می‌دونم بیشتری‌ها اولین خبر رو از رادیو بی‌بی‌سی شنیدن، حتی یادمه یکی از مقامات رده‌بالا گفته بود من خبر رو از بی‌بی‌سی شنیدم. پایان خاطره. .
179
10
علی ملیحی: «اعتراضات دانشجویی پس از واقعه کوی دانشگاه تهران، تیر۱۳۷۸، عکس از پیمان هوشمندزاده» .
علی ملیحی: «اعتراضات دانشجویی پس از واقعه کوی دانشگاه تهران، تیر۱۳۷۸، عکس از پیمان هوشمندزاده» .
160
11
منابعی برای دانستن بیشتر درباره ۱۸ تیر ۷۸ کامل‌ترین گزارش ویژه‌نامه مفصل و جامعی است که مجله چشم‌انداز ایران در ششمین سالگرد ۱۸ تیر (سال ۸۴) و به همت پروین امامی منتشر کرد. مخصوصا گزارش حدودا ۳۰ صفحه‌ای اول مجله که روایت دقیقی است از ماجرا. بعد هم تحلیل و گفت‌وگو با افرادی که مستقیم درگیر ماجرا بودند و نیز اسناد مربوط به واقعه ازجمله متن کامل گزارش هیات ویژه شورای عالی امنیت ملی. واقعا دست خانم امامی درد نکند که کار ماندگاری کرد. نسخه پی‌دی‌افش را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. مجله پیام امروز، که یکی از بهترین مجله‌های تاریخ مطبوعات ایران است و گزارش‌هایش از برجسته‌ترین نمونه‌های گزارش‌نویسی، همان زمان گزارش مفصلی درباره وقایع کوی منتشر کرد. حسن سربخشیان که چندتا از معروف‌ترین عکس‌های آن ماجرا را گرفته هم چند سال پیش در کلیپی از عکس‌هایش روایتش از ۱۸ تیر را بیان کرد که آن‌ها را می‌توانید در یوتیوب ببینید یا از اینجا دانلود کنید. این ویدیو هم روایت مصطفی تاجزاده از ماجراست. تاجزاده در آن زمان معاون سیاسی وزیر کشور بود و از جمله مسئولانی بود که ساعت‌های زیادی در کوی حضور داشت. بعد هم عضو کمیته تهیه گزارش شورای عالی امنیت ملی بود. مستند شتک خون روایت جواد منتظری و آسیه امینی از این واقعه است. منتظری، دبیر عکس وقت روزنامه خرداد و همسرش امینی، روزنامه‌نگار، از اولین کسانی بودند که صبح روز ۱۸تیر برای تهیه عکس و خبر به کوی دانشگاه رسیدند. عکس‌های پیمان هوشمندزاده از کوی دانشگاه، ۱۳۷۸ دست‌کم یک رمان هم هست که ماجرایش در روزهای کوی می‌گذرد: پاگرد نوشته محمدحسن شهسواری که دو سه سال بعد از اتفاقات کوی منتشر شد. چند نفر در خیابان‌های اطراف دانشگاه از دست ماموران فرار می‌کنند و به خانه‌ای پناه می‌برند. هر کدامشان، ازجمله صاحبخانه، قصه‌ای دارند. معرفی مفصل‌تر این کتاب را اینجا می‌توانید بخوانید. گزارشی درباره نقش فرهاد نظری (فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران) در کوی دانشگاه در پست‌های بعدی چند عکس و فیلم مرتبط را هم می‌گذارم. .
159
12
اول خلاصه‌ای خیلی کلی از ماجرا، برای کسانی که اطلاعی ندارند: اوایل سال ۷۸ طرحی در مجلس پنجم (با اکثریت محافظه‌کار) ارائه شد برای اصلاح قانون مطبوعات و در واقع محدودکردن روزنامه‌هایی که در دوران بعد از دوم خرداد رشد کرده بودند. روزنامه سلام (از اصلی‌ترین روزنامه‌های جریان چپ داخل حکومت در آن زمان) در روز ۱۵ تیر ۱۳۷۸ نامه محرمانه‌ای را منتشر کرد که سعید امامی چند ماه پیش از آن به دری نجف‌آبادی (وزیر اطلاعات وقت) نوشته و با ارائه طرحی (خیلی شبیه طرح ارائه‌شده در مجلس) خواهان محدودکردن مطبوعات شده بود. سعید امامی معاون سابق وزارت اطلاعات بود که به جرم طراحی و فرماندهی قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۷۷ بازداشت شد و کمی بعد در زندان خودش را کشت. دادستانی بلافاصله روزنامه سلام را توقیف کرد (بعدتر که دادگاه این روزنامه برگزار شد، محمود احمدی‌نژاد و کامران دانشجو، برگزارکننده انتخابات ۸۸، از جمله شاکیان این روزنامه بودند). در آن زمان برگزاری تجمع‌های اعتراضی در دانشگاه‌ها و همین‌طور کوی دانشگاه معمول بود. آن شب هم تعدادی از دانشجویان کوی در اعتراض به توقیف سلام تجمع کردند و بعد هم به خیابان امیرآباد آمدند و تا سر بزرگراه جلال پایین رفتند (که این هم بی‌سابقه نبود و هر از چندی پیش می‌آمد). بعد هم به داخل کوی برگشتند. از این زمان تا بامداد اتفاقات عجیبی افتاد. هم ماموران نیروی انتظامی و هم بعدتر نیروهای لباس شخصی به داخل کوی حمله کردند و با داس و قمه و چماق و ... دانشجوها را کتک زدند. دست‌کم یک دانشجو به نام عزت ابراهیم‌نژاد کشته شد، چندین نفر چشمشان را از دست دادند و خیلی‌ها هم آسیب‌های شدیدی دیدند. چندین دانشجو هم بازداشت شدند. من دو روز بعد از این واقعه به کوی رفتم و به ساختمان‌هایی که هدف حمله بودند سر زدم. رسماً انگار داخل اتاق‌ها بمب انداخته بودند. درها و شیشه‌های شکسته، وسایل داغان‌شده، خون به دیوار مالیده. انگار یک‌سری غارتگر وحشی به اتاق‌های خوابگاه حمله کرده بودند. این ماجرا منجر به اعتراضات گسترده دانشجویی شد. دانشجوها تا روز چهار روز بعد از آن در محل کوی یا خود دانشگاه تهران تجمع می‌کردند (من هم دانشجوی سال اول بودم و حاضر در این تجمعات) و در خیابان‌های اطراف دانشگاه هم مردم در حال اعتراض بودند. در نهایت دوشنبه عصر با شلیک گاز اشک‌آور به داخل دانشگاه و تهدید جدی حمله همه‌جانیه نیروها، دانشجوها تجمع را تمام کردند و شورای متحصنین منتخب دانشجوها مامور پیگیری ماجرا شد. دو روز بعد از آن، چهارشنبه ۲۳ تیر، تظاهراتی حکومتی در تهران برگزار شد که به قول خودشان پایانی بود بر اغتشاشات و سخنران مراسم هم حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، که به گفته اعضای آن زمان شورا اصرار به برخورد داشت. موضع کلی دولت خاتمی حمایت از دانشجوها بود. معین، وزیر علوم، به جمع دانشجوها آمد و از مقامش استعفا داد (که قبول نشد). هیاتی از طرف خاتمی هم مامور بررسی شد و گزارش مفصلی ارائه کرد. اما در نهایت در دادگاه فقط یک سرباز وظیفه به جرم دزدیدن یک ریش‌تراش محکوم شد و بقیه ماموران نیروی انتظامی تبرئه شدند. پای لباس شخصی‌ها هم که اصلا به دادگاه نرسید. خاتمی همان موقع گفت حمله به کوی تاوان پیگری قتل‌های زنجیره‌ای بوده و خیلی‌ها هم عقیده داشتند این حمله انتقام از حمایت گسترده دانشجوها از خاتمی در دوم خرداد بوده است. در ادامه چند مطلب می‌گذارم که اگر دوست داشته باشید بیشتر درباره این ماجرا بدانید کمکتان می‌کند. .
152
13
مروری بر وقایع کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ چند سال پیش در صحبت با دانشجویی که فعال و علاقه‌مند به موضوعات سیاسی هم بود متوجه شدم نمی‌داند قتل‌های زنجیره‌ای چیست. کلیاتی شنیده بود ولی از جزئیاتش هیچ نمی‌دانست. اتفاقاً دوست داشت بیشتر بداند و من هم تا جایی که می‌توانستم برایش گفتم و لینک‌هایی فرستادم که بخواند. او زمان قتل‌ها ۲ سال داشت و وقتی فکر می‌کردی طبیعی بود چیزی نشنیده باشد. الان ۲۵ سال از ۱۸ تیر ۷۸ گذشته و دانشجوهای سال اولی قاعدتا متولد ۱۳۸۴ هستند، یعنی شش سال بعد از فاجعه کوی دانشگاه به دنیا آمده‌اند. پس اصلاً عجیب نیست اگر هیچ از آن ماجرا ندانند یا صرفاً کلیتی شنیده باشند. من و همسن‌هایم هم وقتی رفتیم دانشگاه قاعدتاً از جزئیات خیلی از وقایع سال‌های ابتدایی دهه پنجاه بی‌خبر بودیم. وظیفه ما این است که مدام درباره وقایع تاریخی کشورمان حرف بزنیم تا هم نسل بعدی با سابقه مبارزه و آزادیخواهی در ایران آشنا شوند و هم با فکرکردن و بحث‌کردن دسته‌جمعی درباره این وقایع بفهمیم اشتباه‌ها چه بود و شاید راه آینده‌مان روشن‌تر شود. نوشتن حتی اطلاعات ویکی‌پدیایی درباره وقایعی مثل کوی دانشگاه (و قتل‌های زنجیره‌ای، شورش‌های شهری اسلامشهر و مشهد و اراک و ...، اتوبوس ارمنستان، عزل منتظری، اعدام‌های ۶۷، ترورهای دهه شصت و حتی به‌زودی جنبش سبز) حتماً ذهن‌هایی را روشن می‌کند. دریغ نکنید. در پست‌های بعدی چند پست جدید و تکراری مربوط به کوی می‌گذارم. لطفاً برای هر کسی که فکر می‌کنید دوست دارد بیشتر بداند بفرستید. .
213
14
««در صبح زودِ ۱۳ دسامبر، افسران پلیسی که در پاسخ به تماس ۹۱۱ به خانه‌ای در هال، ماساچوست، شهری ساحلی نزدیک بوستون، رفته بودند، دختری چهارساله به نام ربکا را روی کف اتاق‌خواب والدینش یافتند؛ او مرده بود... پلیس گفت این دختر از دو سالگی، زمانی که تشخیص اختلال کم‌توجهی و اختلال دوقطبی برای او گذاشته شده بود ــ اختلالی که با نوسانات خلقی مشخص می‌شود ــ ترکیبی قوی از داروهای روان‌پزشکی مصرف می‌کرد... در واقع، عمل درمان داروییِ تهاجمی برای کودکان خردسالی که برچسب دوقطبی دریافت کرده‌اند، در سراسر کشور رایج شده است. تنها در دههٔ گذشته، نرخ تشخیص دوقطبی در کودکان زیر ۱۳ سال تقریباً هفت برابر شده است... و درمان معمول شامل چندین داروست. ربکا سروکوئل، داروی ضدروان‌پریشی؛ دپاکوت، دارویی به همان اندازه قوی؛ و کلونیدین، داروی فشار خون که اغلب برای آرام کردن کودکان تجویز می‌شود، مصرف می‌کرد.» — نیویورک تایمز، ۱۵ فوریهٔ ۲۰۰۷»
632
15
«این سخن به معنای مخالفت با استفادهٔ محتاطانه از داروهای روان‌گردان نیست؛ موارد بسیاری وجود دارد که می‌توان استدلالی قوی به سود استفاده از آن‌ها مطرح کرد. با این حال، در این نقطه، فرهنگ از گسترش یک گفتمان واحد و خاموش شدنِ پیامدینِ بدیل‌ها به خطر افتاده است. بحث دربارهٔ فرایندهای تاریخی و فرهنگیِ معناسازی خاموش می‌شود؛ فرایندهایی که تعیین می‌کنند چه چیزی مشکل و چه چیزی راه‌حل محسوب شود. توجه از محیط‌های فرهنگی‌ای که در شکل‌گیری وضعیت‌های رنج و اضطراب سهم دارند، برداشته می‌شود. ما دیگر بر فرایند هم‌کنشی‌ای تمرکز نمی‌کنیم که معنای رویدادهای زندگی از دل آن پدید می‌آید. صداهای اقلیت شنیده نمی‌شوند، و توانایی‌های مردم در کنار یکدیگر برای پرورش تاب‌آوری تضعیف می‌شود. نیاز به گفت‌وگویی گسترده و فراگیر ضروری است.» همان
565
16
اینکه علاقهٔ شرکت‌های داروسازی به زیستی‌کردنِ مشکلات رفتاری تا چه اندازه انسان‌دوستانه است، جای بحث دارد. برای مثال، سود حاصل از رشد داروی ضدافسردگی پروزاک را در نظر بگیرید. بنا بر گزارشی در نیوزویک در ۲۶ مارس ۱۹۹۰، یک سال پس از ورود این دارو به بازار، فروش آن به ۱۲۵ میلیون دلار رسید. یک سال بعد، فروش آن تقریباً سه برابر شد و به ۳۵۰ میلیون دلار رسید. تا سال ۲۰۰۲، پروزاک به صنعتی ۱۲ میلیارد دلاری تبدیل شده بود و تنها در ایالات متحده بیش از ۲۵ میلیون نسخه برای پروزاک یا معادل ژنریک آن نوشته شده بود. تعداد مشابهی نسخه برای زولوفت، دارویی بسیار نزدیک به آن، نوشته می‌شود و ۲۵ میلیون نسخهٔ دیگر نیز برای ترکیبی از رقبای دیگر صادر می‌گردد. به یاد داشته باشیم که در آغاز قرن بیستم، افسردگی تقریباً به‌عنوان یک دغدغهٔ فرهنگی وجود نداشت. اما از طریق تلاش‌های گستردهٔ روان‌پزشکان، صنعت داروسازی، و رسانه‌های جمعی، امروزه گفته می‌شود بیش از یک‌دهم جمعیت افسرده‌اند، و بیش از ۸۸ میلیون وب‌سایت دربارهٔ افسردگی وجود دارد. «اینکه علاقهٔ شرکت‌های داروسازی به زیستی‌کردنِ مشکلات رفتاری تا چه اندازه انسان‌دوستانه است، جای بحث دارد. برای مثال، سود حاصل از رشد داروی ضدافسردگی پروزاک را در نظر بگیرید. بنا بر گزارشی در نیوزویک در ۲۶ مارس ۱۹۹۰، یک سال پس از ورود این دارو به بازار، فروش آن به ۱۲۵ میلیون دلار رسید. یک سال بعد، فروش آن تقریباً سه برابر شد و به ۳۵۰ میلیون دلار رسید. تا سال ۲۰۰۲، پروزاک به صنعتی ۱۲ میلیارد دلاری تبدیل شده بود و تنها در ایالات متحده بیش از ۲۵ میلیون نسخه برای پروزاک یا معادل ژنریک آن نوشته شده بود. تعداد مشابهی نسخه برای زولوفت، دارویی بسیار نزدیک به آن، نوشته می‌شود و ۲۵ میلیون نسخهٔ دیگر نیز برای ترکیبی از رقبای دیگر صادر می‌گردد. به یاد داشته باشیم که در آغاز قرن بیستم، افسردگی تقریباً به‌عنوان یک دغدغهٔ فرهنگی وجود نداشت. اما از طریق تلاش‌های گستردهٔ روان‌پزشکان، صنعت داروسازی، و رسانه‌های جمعی، امروزه گفته می‌شود بیش از یک‌دهم جمعیت افسرده‌اند، و بیش از ۸۸ میلیون وب‌سایت دربارهٔ افسردگی وجود دارد.»
513
17
در بالا نوشتم «اما جامعه‌شناسی می‌پرسد چه نوع جامعه‌ای، چه نوع روابطی، و چه نوع شرایطی احتمال رسیدن افراد به آن نقطه را بیشتر می‌کند.» اما مگر نه اینکه صحبت از روابط در روان‌شناسی نیز معنا دارد؟ به نزد من، این جدایی روان‌شناسی و جامعه‌شناسی چندان معنای محصلی ندارد
527
18
خودکشی را نمی‌توان صرفاً به یک پدیدهٔ روان‌شناختی تقلیل داد. البته این به معنای انکار سویه‌های روان‌شناختی خودکشی نیست. روشن است که در سطح فردی، عواملی مانند افسردگی، ناامیدی، تروما، احساس بی‌معنایی، بحران‌های عاطفی و تجربه‌های شدید رنج می‌توانند در شکل‌گیری افکار یا رفتارهای خودکشی‌گرایانه نقش داشته باشند. از این جهت، روان‌شناسی برای فهم تجربهٔ فرد، پیشگیری بالینی، مداخله در بحران، و مداخلات درمانی اهمیتی جدی دارد. اما پرسش اصلی این است که آیا خودکشی را می‌توان فقط با روان‌شناسی توضیح داد؟ از منظر جامعه‌شناختی، به‌ویژه در سنت دورکیمی، مسئله صرفاً این نیست که «چرا یک فرد خاص به این نتیجه رسید که باید خودکشی کند؟» بلکه این است که «چرا نرخ خودکشی در برخی گروه‌ها، طبقات اجتماعی، دوره‌های تاریخی، جنسیت‌ها، جوامع یا شرایط اجتماعی بالاتر یا پایین‌تر است؟» اینجاست که خودکشی به‌عنوان یک پدیدهٔ اجتماعی مطرح می‌شود. وقتی می‌بینیم خودکشی با عواملی مانند انزوای اجتماعی، بیکاری، فقر، فروپاشی پیوندهای جمعی، فشارهای جنسیتی، جنگ، مهاجرت، تبعیض، بحران اقتصادی، بی‌ثباتی اجتماعی یا فقدان حمایت اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً مسئله‌ای درون ذهن فرد دانست. به بیان ساده‌تر، روان‌شناسی می‌تواند توضیح دهد که فرد چگونه به نقطهٔ ناامیدی رسیده است و در نقطهٔ ناامیدی چه تجربه‌هایی دارد؛ اما جامعه‌شناسی می‌پرسد چه نوع جامعه‌ای، چه نوع روابطی، و چه نوع شرایطی احتمال رسیدن افراد به آن نقطه را بیشتر می‌کند. بنابراین مسئله، ضدیت با روان‌شناسی نیست؛ مسئله، نقد تقلیل‌گرایی روان‌شناختی است. اگر خودکشی را فقط به افسردگی، اختلال روانی یا مشکلات فردی فروبکاهیم، ممکن است ساختارهای اجتماعیِ تولیدکنندهٔ رنج را از دید پنهان کنیم. روان‌شناسی می‌تواند به افراد کمک کند زنده بمانند، حمایت دریافت کنند و مسیر درمان را طی کنند؛ اما حل مسئلهٔ خودکشی در سطح اجتماعی نیازمند چیزی فراتر از درمان فردی است. کاهش فقر و بی‌ثباتی، تقویت حمایت اجتماعی، کاهش تنهایی، دسترسی عادلانه به خدمات سلامت روان، مقابله با تبعیض و خشونت، و ساختن جامعه‌ای که افراد در آن کمتر احساس بی‌پناهی و بی‌معنایی کنند، همگی بخشی از مواجههٔ جدی با خودکشی به‌عنوان یک مسئلهٔ اجتماعی‌اند.
1 220
19
ما بدهکاری‌های بسیاری داریم، چه به خویش و چه به دیگران. یکی از آنها بدهکاری‌مان به محمدرضا شجریان است. یک تشییع با شکوه
660
20
شکرانه - ماهور قدیم
617