Fallosafah | فلسفه محمد سعید حنایی کاشانی
رفتن به کانال در Telegram
بازنشر فرستههای این کانال تنها به صورت مستقیم رواست. عاقبت منزل ما وادی خاموشان است حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز Website: fallosafah.com/old Website: fallosafah.com Academia.edu: https://sbu-ir.academia.edu/Sahaka محمد سعید حنایی کاشانی
نمایش بیشتر816
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
Repost from دکتر محمد دهقانی
🔴بشنو این نی چون حکایت میکند!
🔺داستان غریبی داشتم این روزها با یک شیعهی هندی اهل کشمیر که گویا استاد زبان فارسی در دانشگاه علیگرهی هند است.
🔺 نامش چنان که خود نوشته "عابد حسینی" است. در اینستاگرام برایم پیغام گذاشت که "استاد، به کتاب تاریخنگاری فارسی شما نیاز دارم. سایت آمازون آن را به بهایی گران میفروشد و من نمیتوانم تهیه کنم. ممکن است شما کتاب را برایم بفرستید و من پولش را به ریال بدهم؟"
🔺دیدم برادر مسلمانی که مدرس زبان فارسی هم هست در آن سوی دنیا و از بد حادثه محتاج من شده است. شرط مروّت را به جا آوردم و یک نسخهی کتاب را از چاپهای پیشین آن و آرشیو شخصی خودم برداشتم و از او خواستم که دوست هندی دیگری را در تهران پیش من بفرستد تا کتاب را به او بسپرم.
🔺 جوان خوشقدوبالایی که شبیه تصویر ایزدان هندو بود به دیدارم آمد و خود را "سیف علی راتار" معرفی کرد. او هم کشمیری و دانشجوی سال چهارم پزشکی دانشگاه بهشتی بود. دولت شیعهپرور ایران او را بورسیه کرده و علاوه بر حقوقی مختصر خوابگاه هم به او داده بود. برای پدرومادرش هم بلیت هواپیمای مجانی گرفته بود و آنها را برای دیدار فرزندشان و شرکت در جشن نیمهی شعبان به ایران آورده بود. جوانک با خوشحالی شکرگزار جمهوری اسلامی و رهبر آن بود و میگفت با پدرومادرش عازم جمکران است!
🔺 تقدیمنامهای برای آقای عابد حسینی در صفحهی عنوان کتاب نوشتم و آن را به دست آقای راتار سپردم. حدود یک هفتهی بعد پیام تشکر عابد را دریافت کردم و خوشحال شدم. برایش نوشتم: "چه عالی. دوست عزیز نادیده" و در عوض از او خواستم که برای ما ایرانیان دعا کند تا از جور و ستم ضحاکوار جانیان روزگار و بت اعظمشان برهیم.
🔺 برآشفت و پیغامهایی برایم فرستاد که "شما قدر نعمتی را که خدا به شما داده است نمیدانید. تاریخ نخواندهاید و مقلد غرب و آمریکای استعمارگر شدهاید!" البته کوتاه نیامدم و در جوابش نوشتم: "تو لازم نیست غم ما ایرانیان را بخوری. اگر جرئت داری و میتوانی همان کشمیر خودت را از یوغ ستم دولت بهظاهر دموکرات و در باطن تبعیضآمیز هندوستان آزاد کن. اگر نمیتوانی زیادهتر از دهانت حرف مزن، اگر نه تو را هم میگذارم کنار همان شیعهی عراقی که چهلوسه سال پیش به جنگش رفتم و او تحت زعامت صدام جنایتکار هشت سال کشور مرا به خاک و خون کشید. ما ایرانیان فراموشکار نیستیم و بهموقع پاسخ مفتخواریهاتان را خواهیم داد."
❌نکتهی قابل توجه برای رئیس دانشگاه بهشتی: چه شده است که اکنون یک افغانستانی بیسواد به نام شیخزاده دانشجوی دکتری ادبیات آن دانشگاه است؟ این جوان هندی کشمیری، با فارسی شکسته و بستهاش، چگونه دانشجوی سال چهارم پزشکی در آن دانشگاه است؟
❌نکتهی قابل توجه برای ناشرانم: سایت جهانی آمازون بر چه اساسی و با کدام قرارداد کتابهای مرا به بهای گزاف (از ۱۰ و ۱۵ یورو یا دلار تا ۶۰ و ۷۰ و بلکه بیشتر) به معرض فروش نهاده است؟ چرا از این همه چیزی به من نمیرسد؟
@dmdehghani
Repost from سایت خبری-تحلیلی کلمه
🔴 بیانیه ٤١٦ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت معترضان به کشتار دیماه و تاکید بر شکلگیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم
▫️ملت شریف و بزرگ ایران،
موج سرکوب و دستگیری مخالفان و منتقدان داخلی حکومت که با بازداشت خانم ویدا ربانی، آقایان عبدالله مومنی و مهدی محمودیان و سپس دکتر قربان بهزادیان نژاد از چهرههای گذارطلب شروع و در ادامه منجر به بازداشت فعالان سیاسی اصلاحطلب از جمله خانم آذر منصوری و آقایان ابراهیم اصغرزاده، محسن امینزاده، جواد امام، علی شکوریراد و حسین کروبی شد؛ علاوه بر آنکه مطابق معمول نشان از سرکوب آزادی بیان دارد، انتقامجویی از صدای حق خواهی و عدالت طلبی این فعالان است که در یکی از تلخترین هنگامه های تاریخی که ایران ما تجربه میکند، در برابر به خون کشیده شدن اعتراضات مردمی دیماه و عزادار شدن ملت ایران سکوت نکردند. صدور احکام حبس طولانی برای خانم نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و دکتر مصطفی مهرآئین، جامعهشناس و تداوم بازداشت خانم سپیده قلیان نیز برگی دیگر از همین دفتر است.
▫️سناریوسازیهای ناشیانه، تکراری و نخنماشده علیه نزدیکان مهندس میرحسین موسوی از جمله دکتر اردشیر امیرارجمند، گویای هراس سلسلهجنبانان استبداد دینی از پیشنهاد روشنگرانه و وحدتبخش مهندس میرحسین موسوی در ضرورت تشکیل «جبهه نجات ایران» با حضور تمام سلایق ملی در کشور برای عبور از بحران است. بر خلاف صورتبندی جعلی نهادهای امنیتی و قضایی و دنبالههای رسانهای آنها، رویکرد پیشنهادی مهندس میرحسین موسوی، نقشه راه نجات کشور از استبداد، جنگ داخلی، سلطه خارجی و تبیین گفتمانسازی ملیگرایانه در مسیر درست خود است.
▫️حاکمیت با اشتباه محاسباتی، ماهیت اقتدارطلبانه، خشونت ویرانگر دولتی، ایستادگی سرسختانه در برابر مطالبات ملت و تحمیل شرایط فلاکتبار اقتصادی عملا فرش قرمز برای مداخله بیگانگان در کشور انداخته و باعث شده تا برخی از هموطنان از سر استیصال به اپوزیسیون اقتدارگرای در کمین نشسته و قدرتهای خارجی دل ببندند. حکومت به جای انتساب اتهامات واهی «وابستگی»، به فکر ترمیم آسیبپذیریهای فناوری و سایبری و پر کردن حفرههای بزرگ اطلاعاتی و امنیتی ایجاد شده دردرون نهادهای حاکمیتی و پیدا کردن رد جاسوسان و نفوذیها در صفوف خودیها باشد تا شاهد ترور، ناامنی و انفجار در گوشه و کنار کشور نباشد.
▫️ما امضاکنندگان این بیانیه، بازداشتها و صدور احکام حبس برای فعالان سیاسی، مدنی و روشنفکران و جرمانگاری برای معترضان زندانیشده از جمله هزاران معترض بازداشتی را به شدت محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط بازداشتشدگان یادشده و آزادی کلیه زندانیان سیاسی وعقیدتی هستیم. مقامهای حکومتی در خیالی باطل هستند که مردم تحت ستم و جان به لب رسیده ایران کشتار گسترده دیماه ١٤٠٤ را از یاد برده و مطالبهی خود برای تغییرات اساسی در ساختار قدرت و رهایی از وضعیت رقتبار معیشتی و نابرابریهای فزاینده درعرصه اقتصادی را کنار بگذارند.
▫️ما با تاکید بر شیوههای مدنی و مقاومت جمعی از مردم ایران دعوت میکنیم تا در آستانه چهلم جانهای عزیز کشتهشده در حد توان خود بر دادخواهی آنها، ضرورت تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل و مخالفت با مجازات اعدام اصرار ورزیده و اجازه ندهند تا روایت نادرست حکومت، حقیقت فاجعه بزرگ کشتار معترضان به ستوه آمده از بیداد، فقر و محرومیت را بپوشاند.
به باور ما، اجماع ملی و حفظ انسجام درونی ملت واحد و متکثر ایران، نیازمند تغییر ساختار قدرت، پایان دادن به انسداد سیاسی و امنیتیسازی عرصه عمومی و آماده کردن فضا برای انتقال قدرت به مردم از طریق تضمین حقوق اساسی چون آزادی بیان، آزادی تجمعات، آزادیهای رسانهای، گردش آزاد اطلاعات، گشایشهای سیاسی و رعایت موازین حقوق بشری است.
📎متن کامل و امضاها
@kaleme
Repost from تحکیم ملت
♦️ هشدار میدهم
✍️محمد مالجو
آیا خطر فقط در قدرتگرفتنِ فاشیسم است یا در عادیشدنِ منطقِ فاشیسم در ذهن و زبان ما؟
برای پاسخ به این پرسش فقط کافی است تاریخ را ورق بزنیم و دو شعار را روبهروی هم قرار دهیم، دو جملۀ کوتاه، دو ضربآهنگ خیابانی، دو ادعای نجات: یکی «حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله» و دیگری «رهبر ما پهلویه، هر کی نگه اجنبیه».
ظاهرشان متفاوت است اما، اگر دقیق گوش بدهیم، یک منطق مشترک در هر دو طنین میاندازد: انحصار حقیقت و نفی کثرت. یکی با صراحت میگفت جز این حزب اصلاً هیچ حزب دیگری حق زیستن ندارد؛ دیگری با همان روحیه القا میکند جز این رهبر اصلاً هر نام دیگری نشانهٔ بیگانگی است و هر بدیلی سزاوار طرد. در هر دو اصلاً سیاست از رقابت برنامهها به حذف امکانها فروکاسته میشود. مرز نه میان دیدگاهها که میان «خودیِ نجاتبخش» و «بیگانۀ خطرناک» کشیده میشود. مخالف حالا دیگر نه رقیب سیاسی که خطری برای بقاست. باید بیاعتبار شود، طرد شود، خاموش شود. اختلاف نظر به خیانت تقلیل مییابد و تنوع به تهدید بدل میشود. این همان نقطهای است که زبان، پیش از آن که قدرتی تسخیر شود، تمرین حذف را آغاز میکند.
اینجاست که باید تمایزی اساسی را با خطی پررنگ ترسیم کرد: پتانسیلهای فاشیستی با فاشیسمِ بالفعل فرق دارد. فاشیسمِ بالفعل یک نظم مستقر است: دولت دارد، حزب دارد، ابزار قهر و سرکوب دارد، و حذف مخالف را از شعار به قانون منتقل میکند. در آنجا دیگر برچسب کافی نیست؛ نوبت بازداشت و اعدام و سانسور و حذف فیزیکی میرسد. چنین وضعی امروز در اردوگاه پادشاهیخواهان وجود ندارد. نه قدرت سیاسی در دست دارند نه از دستگاه سرکوب برخوردارند. این را باید صریح گفت تا تحلیل به برچسبزنی فروکاسته نشود.
اما پتانسیلهای فاشیستی به تصرف دولت نیاز ندارند. در زبان رشد میکنند، در عادتهای فکری، در واکنشهای جمعی. اینجا میدان سیاست را به یک دوراهیِ هراسآلود فرومیکاهند: «یا با مایی، یا نابودت میکنیم.» اینجا کثرت را ضعف تلقی میکنند و اقتدار را فضیلت. اینجا نقد دیگر حق شمرده نمیشود بلکه «خیانت در لحظۀ حساس» خوانده میشود. اینجا هنوز زندانی ساخته نشده اما منطق زندان عادی شده است.
بخشی از پادشاهیخواهان امروز دقیقاً با همین منطق سخن میگویند و عمل میکنند. مسئله این نیست که سلطنتطلباند. مسئله این است که سیاست را میدان نجات اضطراری میبینند نه عرصۀ رقابت آزاد. در این نگاه، رهبر را «منجی» میدانند و منتقد را «مزاحم». اینها فاشیسم نیست اما خاک حاصلخیزی برای فاشیسم است. این منطق، اگر در فضای عمومی تکرار و عادی شود، محدود به یک اردوگاه نمیماند بلکه به عادت ذهنیِ گستردهتری بدل میشود.
نگرانی اصلی دقیقاً همینجاست: مسئله فقط احتمالِ هرچند ناچیزِ قدرتگیری یک اقتدارگرایی جدید نیست، مسئله این است که درصدی از هموطنان ما، در داخل و خارج، آمادگی ذهنی پذیرش چنین الگویی را دارند. وقتی جامعهای بپذیرد آزادی را موقتاً قربانی «نجات» کند و قدرت را در دستان یک منجی متمرکز سازد، منطق اقتدارگرایی فعال شده است، حتی اگر هنوز به قدرت دولتی دست نیافته باشد.
تجربۀ جمهوری اسلامی هشدار میدهد. اسلامگرایانِ ۵۷ نیز نه با فاشیسمِ بالفعل بلکه با پتانسیلهای فاشیستی آغاز کردند. با حذف در شعار، پیش از حذف در عمل. فاجعه زمانی ممکن شد که این زبان عادی شد و انحصار را طبیعی جلوه دادند.
فاشیسمِ بالفعلِ دیگری غیر از آنچه اکنون در قالب حکومتِ مستقر وجود دارد ممکن است هرگز پدیدار نشود. اما اگر پتانسیلهای فاشیستی در ذهنها ریشه بدوانند، همیشه امکانی برای بازگشت خواهند داشت، با هر نامی.
میان دو تیغۀ بُران یک منطق مشترک گیر افتادهایم: از یک سو فاشیسم بالفعلِ حکومتِ فرسودهای که دههها آزارمان داده، از سوی دیگر پتانسیلهایی فاشیستی که اکنون در ذهن و زبان جامعه جوانه زدهاند و هیچ نمیدانیم به کجا خواهند رسید. هشدار باید داد، هم دربارۀ استمرار حیات فاشیسم بالفعلِ حکومتی و هم دربارۀ پتانسیلهای فاشیستی در میان ما مردمان.
@mmaljoo
🔷 آیا باید به استقبال مرگ حتمی رفت؟
اندیشههایی از برتولت برشت که از پیش از انقلاب ۵۷ از برداشتم و در این بیست و چند سالی که وبلاگ داشتم بارها بازنشر کردهام. این کتاب اندیشههای متی او را بسیار دوست میدارم. همچون تزهایی درباره فویرباخ مارکس بسیار فکربرانگیز است.
🔷 بازجويی نيکان
🔶 جلو بيا! میشنويم که مرد نيکی هستی.
خودت را نفروختهای، اما صاعقه هم
که به خانه میزند خريدنی نيست.
به حرفت پايبندی، خوب، حرفت چه بوده است؟
راستگو هستی، عقيدهات را میگويی.
کدام عقيده را؟
شجاعی؟ دشمنت کيست؟
خردمندی؟ برای که؟
چشم بر منافع خود ندوختهای؟
پس در پی منافع که میروی؟
دوستی خوب هستی،
آيا با مردم خوب هم دوستی میکنی؟
اينک گوش کن:
ما میدانيم
که دشمن مايی. به اين علت میخواهيم نابودت کنيم.
ولی به ملاحظۀ خدمتها،
و صفتهای خوب تو،
ديواری نيکو انتخاب کردهايم که تو را بر آن واداريم،
و با تفنگی اعلا، رگباری از گلولههای خوب،
نثارت میکنيم و دفنت میکنيم
با يک بيل خوب در خاکی مرغوب. (ص ۴٠)
🔷 انواع مختلف قتل
🔶 قتل انواع گوناگون دارد. میشود با چاقو شکم کسی را پاره کرد يا نانش را بريد يا بيماريش را علاج نکرد. میتوان کسی را در دخمهای جا داد و يا تا حد مرگ به کار کشيد. ممکن است کسانی را هم به خودکشی مجبور کنند يا به جنگ بفرستند و از اين قبيل. فقط بعضی از اين نوع قتلها در کشور ما ممنوع است. (ص ۴٣)
🔷 در رد اخلاق رسمی
🔶 متی میگفت: بيش از مرگ بايد از زندگی بد ترسيد. شايد گاهی لازم شود که زندگی بدمان را به خطر اندازيم تا زندگی بهتری به دست آوريم. ولی هرگز نبايد به استقبال مرگ حتمی رفت. (ص ۵٢)
برتولت برشت، انديشههای متی، ترجمهٔ بهرام حبيبی
#برشت
#اعدام
#نیکان
#متی_اندیشههای
پنجشنبه، ۲۳ بهمن، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
Repost from زيتون | Zeitoons@
کشتار دیماه، کنش یا واکنش؟
چه کسی خشک و تر را با هم سوزاند؟
طاها پارسا
پس از کشتار دیماه، وسوسهی پخشکردن مسئولیت، حتی برخی از مخالفان و منتقدان نامدار جمهوری اسلامی را، درگرفت. گروهی -گاه پس از تأکید بر مسئولیت قدرت حاکم- کوشیدند سهمی نیز برای «دیگران» قائل شوند: نیروهای بیرونی، دشمنان خارجی، اپوزیسیون، رسانهها یا بازیگران حاشیهای. حتی در برخی روایتها، کشتار نه بهمثابه تصمیم یک قدرت مسلح، بلکه بهعنوان پیامد تحریک و نفوذ دیگران توضیح داده شد؛ گویی کنشهایی رخ داده که «مستبدان را برانگیخته» تا «خشک و تر را با هم بسوزانند»*.
نتیجهی این رویکرد، اغلب نه روشنشدن حقیقت و نه نزدیکشدن به عدالت، بلکه تقویت همان روایتی بود که حکومت از کشتار ارائه میکرد و از این رو رسانههای جمهوری اسلامی -موزیانه خندههای فتحشان بر لب- در بازنشر سخنان این منتقدان و مخالفان کم نگذاشتند.
این گرایش به پخشکردن مسئولیت البته بیریشه نیست. کارل یاسپرس پس از جنگ جهانی دوم، در بحث «مسئله گناه آلمان»، از نوعی هممسئولیتی اخلاقی سخن گفت. بهنظر او، مسئولیت تنها به عاملان مستقیم جنایت محدود نمیشود؛ سکوت، انفعال و تحمل نیز میتوانند شرایطی بیافرینند که جنایت در آن ممکن شود. این ایده در بستر تاریخی خود کوششی بود برای گریز از تبرئهی جمعی و مواجهه با خودآگاهی تاریخی.
اما درست در همین نقطه، بود که شاگرد یاسپرس خطر یکیکردن خشک و تر را دریافت! هانا آرنت هشدار داد که اگر مفهوم هممسئولیتی بیتمایز و بیدقت به کار رود، نتیجه نه تعمیق اخلاق، بلکه ابهام سیاسی است. از نظر آرنت، گناه و مسئولیت همواره به کنش مشخص گره خوردهاند: به دستور، به تصمیم، به فرمان، به شلیک، به سرکوب. او میگوید لحظهای که بگوییم «همه مقصرند»، در عمل گفتهایم هیچکس پاسخگو نیست.
آرنت با تفکیک میان گناه حقوقی و مسئولیت اخلاقی موافق است، اما تأکید میکند که گناه همواره فردی است؛ تعمیم آن به «همه» یا توزیع آن به «دیگران»، بیگناهی واقعی را نیز بیمعنا میکند. وقتی همه گناهکار باشند، مسئول مشخصی باقی نمیماند. در برابر این منطق، آرنت از مسئولیت سیاسیِ غیرقابلواگذاری دفاع میکند؛ مسئولیتی که به «کنش» و انتخاب معین گره خورده است. در نظر آرنت کشتار کنش است و نه واکنش.
او همچنین هشدار میدهد که مفهوم گناه متافیزیکی میتواند ناخواسته مسئولیت کنشگران واقعی را در مهی اخلاقی حل کند و مرز میان جنایتکار، همدست و تماشاگر را مخدوش سازد. آنچه مانع تکرار فجایع سیاسی میشود، احساس گناه کلی یا توزیع مسئولیت نیست، بلکه توان داوری و امتناع فردی است؛ توانایی گفتن «نه» در لحظهی تصمیم.
غفلت روشنفکر از جان انسان گناهی بخشودنی نیست! آنجا که پای جان انسانها در میان است، باید میان تحلیل شرایط و تعیین مسئولیت تمایز گذاشت. ممکن است نفوذ وجود داشته باشد؛ ممکن است خشونتهای حاشیهای رخ داده باشد؛ ممکن است بازیگران بیرونی در پی مصادرهی اعتراض باشند. اینها میتوانند موضوع تحلیل باشند، اما مبنای تقسیم مسئولیت کشتار نیستند. مسئولیت کشتار بر عهدهی نهادی است که دستور میدهد، سلاح در اختیار دارد و تصمیم میگیرد شلیک کند.
خلط این دو سطح -تحلیل و مسئولیت- دقیقاً همانجایی است که روایت را ، آگاهانه یا ناآگاهانه، به سود قدرت تقویت میکند. وقتی گفته میشود «تحریک کردند»، فاعل خشونت به واکنشگر فروکاسته میشود. وقتی گفته میشود «برانگیختند»، تصمیم به اجبار تبدیل میشود. و وقتی سخن از «پیچیدگی شرایط» به میان میآید، فرمان کشتار و فرمانده اصلی از مرکز دید کنار میرود.
آرنت در تحلیل «ابتذال شر» نشان میدهد که شر سیاسی اغلب نه در هیولاهای بیرونی، بلکه در تعلیق داوری و امتناع از نامبردن مسئول واقعی پدیدار میشود. آنجا که مسئولیت در مفاهیم کلی حل شود، حتی نقد نیز میتواند ناخواسته به تطهیر قدرت بدل گردد.
حتی اگر بپذیریم کنشهایی بوده که «مستبدان را برانگیخته»، این گزاره هرگز مسئولیت را از خود استبداد سلب نمیکند. برانگیختهشدن جایگزین تصمیم نمیشود و تحریک، اختیار را لغو نمیکند. آنچه دیماه را به کشتار بدل کرد، نه آلودگی یک خیزش، بلکه انتخاب آگاهانهی قدرتی بود که میتوانست شلیک نکند اما کرد. اگر نام مسئول را دقیق بر زبان نیاوریم، اگر فرماندهی کل قوا، نهاد ولایت فقیه و سپاه را بهعنوان بازوی کشتار به روشنی نشانه نرویم، نه خشونت مهار میشود و نه حافظهی جمعی از تکرار آن در امان میماند. چنین است که روشنکفر هم مردود میشود و فحش میخورد که به جای آنکه صدای جامعه باشد به گلوی استبداد و بلندگوی قدرت حاکم تبدیل شده است حتی اگر بارها و بارها از استبداد داخلی و خارجی نالیده و زخمخورده باشد و آن را «در همهی شکلهای آن، شدیداً محکوم» کرده باشد.
Repost from دکتر محمد دهقانی
⛔️الاصلاحات (۱۸+)
وقتی گزارش اخیر پروفسور مسعود نیلی اقتصاددان را (که خود از کارگزاران مهم و مؤثر دولت سازندگی و دولتهای اصلاحطلب و شبه اصلاحطلب بوده است) در باب فاجعهی اقتصادیای دیدم که در جامعهی ما به دست همین حضرات رقم خورده است، داغ دلم تازه شد و یاد مثنوی هزلآمیزی افتادم که در زمستان ۱۳۷۹ از سر خشم و استیصال (به سبب خیانتی که به رأی مردم در انتخابات مجلس شد و همهی امیدهای جوانان آن روزگار را برای اصلاح به باد داد) در ظرف دو سه ساعت نوشتم و جمعی از خود دوستان اصلاحطلب که دستی هم بر آتش انتخابات داشتند آن را تایپ و تکثیر و پخش کردند. اکنون وقتش است که آن را علنی کنم و در این روزهای تلخ شما را کمی بخندانم. این مثنوی را به اقتفای هزلپردازان دردمند و نامداری چون عبید زاکانی و یغمای جندقی و ایرج میرزا نوشتهام. مرا هم مثل آن بزرگان ببخشید به سبب فاشگویی و ژاژواژههایی که به کار بردهام. چارهای جز این نداشتم. در قالب فابل است و سمبلیک، مثل "موش و گربه"ی عبید. خودتان تفسیرش کنید و ببینید شیر و خرس و گرگ و روباه نماد چه کسانی هستند.
@dmdehghani
🔷 دوگانههای مشکل ساز کجاست و چیست؟
🔶 حسین قاضیان مسائلی از امور سیاسی و اندیشه سیاسی و تفکر انتقادی را با آوردن مثالهایی بهروشنی شرح میدهد تا ما بتوانیم تصویری روشن از «واقعیت»، «حق»، «وظیفه»، «هست/است»، «باید» و «سیاست و جامعه» یا «امر سیاسی» داشته باشیم. کار روشنفکر و متفکری که نخواهد عقیده یا ایدیولوژی خاصی را ترویج کند بلکه بخواهد نخست بفهمد واقعیت چیست و بعد انتقاد کند «روشنگری» و تبیین و استدلال است و در این وانفسای «بازار خودفروشی» و «همه چیزدانی و هیچندانی» فهمیدن و استدلال کردن به جای شعار دادن و از این و آن نقل قول کردن غنیمتی مغتنم است. اندیشیدن دیگر است و سرسری حکم صادر کردن دیگر.
پنجشنبه، ۱۶ بهمن، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
Repost from تحکیم ملت
♦️اجماع حداکثری بر اصول حداقلی برای نجات ایران
تا بیش تر از این دیر نشده است، در این راهِ پر ثمر پیش قدم شویم✍️اردشیر امیرارجمند| مشاور ارشد میرحسین موسوی حوادث پر شتاب اخیر، تشکیل و انسجام اپوزیسیون ملی و جبهه ای فراگیر و متشکل از همه سلایق ملی را تبدیل به ضرورتی فوری کرده است. شکل گیری جبهه نجات ایران بر مبنای سه اصل مذکور در بیاینه اخیر ِمیرحسین موسوی، یعنی عدم مداخله خارجی، نفی استبداد و گذار دموکراتیک و مسالمت امیز، می تواند با تغییر توازن قوا به نفع مردم و عقب نشاندن حاکمیت به برگزاری رفراندم مجلس موسسان بر اساس موازین انتخابات آزاد, سالم و منصفانه برای تاسیس نظامی منطبق با خواست و اراده مردم کمک کند. واقعیتهای میدانی ایرانِ امروز حاکی از تکثر غیر قابل انکار جامعه چه در بعد نخبگانی و چه در بعد همگانی آن است. هر کس یا هر جریانی که این واقعیت را نبیند، یا درست درک نکند یا عمدا چشم بر آن ببندد، هم خود شکست خواهد خورد و هم در خدمت نجات ایران نخواهد بود. مردم ایران و نسل های آینده مسئولین چنین شکستی را نخواهند بخشید. هیچ کدام از ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که تمام خواستههایمان تامین شود. پس هر کدام باید قدمی به پیش بگذاریم و از بخشی از خواستههای خود صرف نظر کنیم. منتظر یک دیگر نمانیم و تا بیش تر از این دیر نشده است، در این راهِ پر ثمر پیش قدم شویم تا اجماع حداکثری بر اصول حداقلی برای نجات ایران از آرزو به واقعیت تبدیل شود. نقطه آغازین و قلب این اجماع، آن گوهری ست که همه ما را، با همه تفاوت ها و فاصله ها، به هم پیوند می زند و آن گوهر جاودان ایران است. پس طبیعی ست که ایران و منافع ملت ایران موضوع اصلی اجماع باشد. در این راستا، اصول زیر از آن جمله اصولی هستند که به نظر می رسد حائز اجماع حداکثری بوده و می توانند راهنمای این جبهه در مبارزه خود برای گذار دموکراتیک و استقرار دموکراسی، عدالت، حکومت قانون، امنیت، صلح و توسعه پایدار باشند: ۱-استقلال و یک پارچگی سرزمینی ایران؛ ۲- تعیین نظام سیاسی آینده بر اساس رای مردم از طریق رفراندمی آزاد سالم و منصفانه؛ ۳- اعمال موازین جهانی حقوق بشر، از جمله اصل عدم تبعیض در تمام ابعاد و اشکال آن؛ ۴- جدایی نهاد حکومت از دین؛ ۵- پایبندی به اصول عدالت انتقالی. پاینده ایران اردشیر امیرارجمند بهمن 1404 #جبهه_نجات_ایران @tahkimmelat
Repost from دکتر محمد دهقانی
یادداشت زیر را دخترم در صفحهی اینستاگرامش "قصه" (استوری) کرده بود. از او اجازه گرفتم و اینجا آوردم. ما همه سوکواریم.
[همین الان صدای یکی از جوانان از دست رفته را شنیدم. ذوق داشت برای رفتن به خیابان. میگفت: "آزاد بشویم، دیگر از تعمیر گوشی خبری نیست. میتوانیم گوشی نو بخریم."
من هر روز گریه میکنم، بجز روزهای اول، که در حیرت و بیحسی بودم و مرحلهی نخست سوگ را میگذراندم. اما الان روزی نیست که گریه نکنم. حالِ برگشته از خاکسپاری عزیزی را دارم: خسته و خاک آلود و ناباور، گویی تکهای از خودم در گورها جا مانده است. به مامان گفتم: "چطور میتوانم بازگردم و در خیابانهای تهران پای نَهم، خیابانهایی که قتلگاه شدهاند؛ خونها روی آسفالتها و سنگفرشها جاری شده." مامان با چشمهای اشکآلود گفت: "خیابانهایمان شرف پیدا کردهاند." این جملهی مامان را باید هر روز تکرار کنم. خیابانهای ما شرف پیدا کردهاند.]
زاهدان بهمن ۱۴۰۴
@dmdehghani
Repost from مرضیه حاجی هاشمی
🔴⚫️ سرخ ترین صفحات تاریخ یک سرزمین
✍ مرضیه حاجی هاشمی
🗒 جایی که هزاران کشته و زخمی از اعتراضات خیابانی به جای می ماند و حتی این روند بعد از پراکنده نمودن جمعیت نیز ادامه دارد، به لحاظ جامعه شناختی باید در پی شناخت الگوی جدیدی غیر از الگوهای سرکوب باشیم؛ الگویی که می تواند به روشنی وضعیت درغلطیدن ساختار قدرت به فاز بقا را به نمایش بگذارد.
⬅️ در ادبیات سرکوب یک خط قرمز مفهومی وجود دارد که وقتی نیروهای سرکوب، تعقیب میکنند، نه صرفاً متفرق، وقتی به فضای خصوصی (کوچه، خانه، بیمارستان) وارد میشوند، وقتی فردِ غیرتهدیدکننده یا زخمی هدف قرار میگیرد و وقتی حذف ادامه پیدا میکند؛ حتی بعد از پایان تجمع، در این نقطه، منطقِ «کنترل جمعیت» عملاً فرو میریزد.
⬅️ ترس و پراکندگی جمعیت معترض با سه شاخص کار میکند: نمایش قدرت، هزینهسازی، و عقبنشینی کنترلشدهٔ معترضان؛ اما تعقیب پس از فرار و یا احیانا تیر خلاص به زخمیها هیچکدام به این منطق خدمت نمیکند. فردِ زخمی، فراری، یا پناهگرفته دیگر کنشگر فعال میدان اعتراضات شهری نیست. از نظر عملیاتی هم تهدید فوری محسوب نمیشود. پس چرا حذف؟
⬅️ اینجاست که الگوی دیگری خود را نشان می دهد، الگوی سرکوب اعتراضِ اکنون، جای خود را به الگوی حذف برای کاهش ظرفیت انسانی اعتراضِ آینده داده است. در این الگو، هدف فقط امروز نیست، فردا هم هست. منطقش این است که نه فقط «بترسان»؛ بلکه «کم کن». کم کن تعداد کسانی را که میتوانند دوباره به خیابان بیایند، روایت بسازند، شاهد باشند، یا زنده بمانند تا حافظهٔ جمعی را حمل کنند.
⬅️ در تمام مطالعات مربوط به خشونت سازمانیافته، «نقض حرمت مراکز درمانی» یک شاخص بسیار سنگین است. بیمارستان جایی است که حتی در جنگهای کلاسیک هم (حداقل روی کاغذ) خط قرمز محسوب میشود. ورود نیروهای سرکوب برای بازداشت یا کشتن مجروحان، اگر سیستماتیک باشد، معمولاً نشانهٔ این است که حکومت دیگر تمایزی میان «شهروند» و «دشمن» قائل نیست و بدن انسان را نه موضوع حقوق؛ بلکه متغیری برای حذف میبیند. این دقیقاً همان جایی است که بسیاری از پژوهشگران از واژههایی مثل «خشونت نابودگر» استفاده میکنند، خشونتی که هدفش مدیریت نیست؛ بلکه پاکسازی ظرفیت مقاومت است.
⬅️ لذا می توان گفت وقتی در گستره یک کشور چنین الگویی تکرار شده باشد، دیگر با الگوی «ارعاب صرف» سازگار نیست و با «الگوی حذف فیزیکی برای شکستن آیندهٔ اعتراض» همخوانی بیشتری دارد. این معمولاً نشانهٔ اقتدار پایدار نیست؛ نشانهٔ حکومتی است که دیگر به بازسازی رابطه با جامعه فکر نمیکند؛ بلکه فقط به حیات خودش می اندیشد و وارد فاز بقا شده است و خود بیش از همه آگاه است که عمرش چنان دوام نخواهد یافت که نیاز به ترمیم رابطه اش با جامعه باشد.
⬅️ وقتی ساختار قدرت در فاز مدیریت جامعه و نظم بخشی باشد، هرگز اینچنین از خود مشروعیت زدایی نمی کند و این الگوی مواجهه با مردمانِ خود؛ نه سپاه دشمن، کاملا یک الگوی مشروعیت زدا و بسیار هزینه بر است؛ زیرا تاریخ بهطرز بیرحمانهای نشان داده که این نوع بقا، حتی اگر مدتی دوام بیاورد، هزینهای دارد که نسل ها آن را حمل میکنند؛ نه فقط قربانیان؛ چرا که ساختار قدرت را زیر آوار خشم و نفرت مدفون کرده و می نگارد سرخ ترین صفحات تاریخ یک سرزمین را.
https://t.me/M_Hajihashemi_iran1
Repost from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
ای عاشقانِ خستهجان
▪️و قالَ لَهُ عَلیه السّلام:
اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَاحْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَيْفَ فَاِنَّ الْعَسْفَ يَعودُ بِالْجَلاءِوَالْحَيْفَ يَدْعوا اِلَى السَّيْفِ.
عدالت را اجرا كن و از زورگويى و ستمگرى بپرهيز، زيرا زورگويى، مردم را به ترکِ وطن وامىدارد، و ستم، آنان را به قيامِ مسلّحانه مىكشاند.
نهجالبلاغه، حکمت ۴۷۶
ویدیو: هنر و نوای مرحوم استاد سید خلیل عالینژاد
#شاه_مردان
Repost from سهام نیوز
✅چند سوال ساده از حکومت!!!
💥اول :
چرا تروریستهای اسرائیلی و امریکایی در شب ۱۸ دی چند هزار نفر معترض را قتل عام کردند اما در ۲۲ دی تظاهرات طرفداران نظام یک نفر را نکشتند .. تروریستها مخالف معترضین بودند یا طرفداران نظام بودند یا اینکه همان شب همه نیست و نابود شدند و برگشتند به خارج از کشور ؟!!
💥دوم :
چرا قبل از تظاهرات معترضین یک تروریست یا سلاح انها شناسایی و بازداشت و توقیف نشد .. مسولین امنیتی کشور کجا بودند و چه میکردند با این همه هزینه ای که بر کشور تحمیل میکنند بطوریه در ۴۸۰ شهر اشوب و کشتار صورت گرفت
💥سوم :
اگر تروریست ها مردم را قتل عام کردند چرا اینترنت را قطع کردید تا فیلم ها و عکسهای جنایت انها منتشر نشود و مردم ایران و جهان اگاه نشوند
💥چهارم :
طبق اعلام حکومت ۳۱۱۷ نفر کشته شدند که حدود ۱۴۰۰ نفر انها شهید و مابقی غیر شهید بودند و حدود ۳۵۰ نفر نظامی و انتظامی و بسیجی کشته شدن . چرا حکومت برای شهید شدن ۱۴۰۰ نفر از مردم اعلام عزای عمومی نکرد چرا برای شهادت حدود ۳۵۰ مامور خود هیچ عزای عمومی نگرفت . حکومتی که برای فوت یک پیرمرد ۹۹ ساله در تهران یا قم چندین روز عزای عمومی میگیرد برای جان هزاران نفر از مردم چرا هیچ اهمیتی قائل نیست و در زمان کفن و دفن انها صدا و سیما جشن و پایکوبی راه میاندازد و فیلم های کمدی و طنز پخش میکند
💥پنجم :
صدا و سیما اعلام پیروزی میکند وقتی طبق امار ۹۹/۹درصد کشته شدگان و بازداشتی ها ایرانی بودند دقیقا حکومت در برابر چه کشوری و چه چیزی پیروز شده
💥ششم:
دادستانی بیانیه صادر کرده که انتشار فیلم و عکس حواث جرم است .. اگر تروریست ها جنایت کردند چرا باید انتشار فیلم و عکس جنایت تروریستها جرم داشته باشد ؟
💥هفتم :
وقتی تروریست ها مردم را به رگبار بستند چرا باید پزشکانی که مجروحین را مورد مداوا قرار داده اند مورد پیگرد قرار گیرند و چرا باید مردمی که مورد حمله تروریستها قرار گرفتند ترس از مراجعه به بیمارستان داشته باشند؟
💥هشتم :
طبق دستور نظام قرار بود مردم از واتس اپ و اینیستا و تلگرام استفاده نکنند و از بله و ایتا استفاده کنند که داخلی است و امن و مورد اعتماد نظام است و همیشه در دسترس .. چرا بله و ایتا و حتی تلفن و اس ام اس و ... را کلا قطع کردید پس چه فرقی داشت شبکه های خارجی با داخلی .. چرا حکومت همه نوع دسترسی و اطلاع رسانی را قطع کرد ؟ یعنی شبکه های داخلی هم دست دشمن افتاده ؟ میشه مشخص بشه دقیقا چه چیزی دست دشمن نیست؟ و حکومت چه چیزی دستش هست که باید پاسخگوی ان باشد ؟
💥نهم :
گفته شد ماموران حکومتی هیچ سلاح جنگی در دست نداشتند .. پس ان چند صد نفر تروریست چگونه کشته شدند
💥دهم :
امار کفن و دفن در گورستانها و تعداد انها با نام و نشان و شماره قطعه و ردیف در سایت قبرستانها روزانه و ساعتی مشخص بود چرا از دسترس خارج شد
💥یازدهم :
چندین هزار کاور مشکی جهت کشته شدگان از قبل اماده بود ایا پیش بینی ان تعداد از قبل صورت گرفته بود ؟
💥دوازدهم :
سلاح رسمی نیروهای انتظامی و امنیتی کشور چیست ؟ اکثر کشته شدگان با چه نوع سلاحی کشته شدند ؟ تروریست ها از چه سلاحی استفاده کرده اند و از کجا انها را تهیه کردند؟
💥سیزدهم :
اگر تروریستها کشتار کردند چرا سردار حسن عباسی از گشتار حمایت میکند و انرا حجامت خونهای کثیف میداند که نیاز حکومت اسلامی است ایا تروریستها برای حفظ حکومت دارن حجامت را انجام میدن ؟
💥چهارهم :
چرا در روز ۲۲ دی بسیج ادارات و نهادها و ارگانها مکلف به انتقال کارکنان خود با اتوبوس به محل تجمع شدند ؟ که خوشبختانه بدون هیچ حادثه تروریستی پایان یافت برخلاف تجمع معترضین
💥پانزدهم
مهمترین وظیفه حکومت حفظ جان و امنیت مردم است با کشته شدن چندین هزار نفر مردم عادی در خیابانها و کوچه های شهرهای مختلف در یک شب ایا حکومت به وظایف خودش عمل کرده ؟ ایا کوتاهی و قصوری نشده ؟ ایا از مسولین نظامی و امنیتی کسی عزل و اخراج یا بازداشت و محاکمه شده؟ ایا مسئولی بخاطر وقوع این همه جنایت و کشتار بی سابقه عذرخواهی کرده ؟
💥شانزدهم :
ایا تماشاگران فوتبال هم تروریست هستند که تمام بازیهای فوتبال را بدون تماشاگر کردید
💥هفدهم :
مسولین نظام حاکمی را سراغ دارند که با کشتار و ظلم به مردم خود سر سلامت به سر برده باشد؟
🔻هجدهم :
منتظر نظر و پاسخ مسولین هم نیستیم چون نه مسئولند و نه دلسوز وطن
@Sahamnewsorg
Repost from Reza Alijani
🔹گفتوگوی رضا علیجانی با یورو نیوز
✅ نباید برای کشتار مردم توسط حکومت شریک تراشید و این فاجعه هولناک را به گردن خشونت مخالفین و یا این و آن انداخت.
🔹کشتار معترضان تنها یک دلیل محوری داشت؛ احساس خطرِ موجودیتی به خاطر حضور فراطبقاتی و گستره وسیع جغرافیاییِ انبوه مردم و امواج انسانی بزرگی که نشانه ترکیدن یک بغض در گلو مانده بود.
🔹ما شاهدیم که خانم آذر منصوری در داخل کشور بدون هیچ اما و اگری این کشتار را بدون اینکه پای دیگران را وسط بکشد، محکوم میکند و یا خانم مژگان ایلانلو مستندساز و پژوهشگرِ شجاع مدنی در داخل کشور فرضیات توطئهمحور را به سخره میگیرد.
🔹خشونت و تخریبِ(واقعی و جعلی)، از قدیم بخشی از صحنه اعتراضات اجتماعی و نشأت گرفته از ملغمهای از عوامل و ریشههای مختلف بوده است. این خشونت قابل فهم است، هر چند قابل دفاع نیست.
🔹به فراخوان اول آقای پهلوی هیچ اشکالی وارد نیست. اما او باید پاسخگوی سیاسی و اخلاقی در رابطه با فراخوان دومش باشد چون اولا...
🔹گزارشهای میدانی حاکی است که شعارهای به نفع آقای پهلوی را یک چهارم تا حداکثر یک سوم معترضین خیابانی تکرار میکردهاند.
https://t.me/rezaalijani41
🔺من متأسفم که افرادی هزاران کیلومتر دورتر از کشور برای توضیح سرکوب و کشتار حکومت دنبال عوامل موساد و مجاهدین میگردند...
🔺این روایت من را یاد روایت کثیف بعد از اعدامهای سال 67 میاندازد که میگفتند...
🔺خشونت از شورشهای دهههای قبل تا هم اکنون، بخشی از صحنه اعتراضات اجتماعی و عکسالعمل جامعه به وضعیت خودش، عملکرد حکومت و یا سرکوبگری نیروهای امنیتی در میدان اعتراضات بوده است؛ جدا از تخریب و خشونتهایی که خود عوامل حکومت انجام میدادند اما به گردن معترضین میانداختند تا سرکوبشان را توجیه کنند.
🔺حتی در یک مورد بسیجی ها مسجدبان را کتک زده اند که داشته اعتراض میکرده که شما چرا خودتان دارید مسجد را آتش میزنید!؟
🔺مساجد در ج.ا دیگر مثل سابق صرفا محلی برای نماز و عبادت نیست؛ بسیاری از مساجد اینک...
🔺اما کشتار مخالفین نه به خاطر این خشونت و تخریبها و یا عوامل نفوذی اسرائیل و مجاهدین! که اگر هم بودهاند قطرهای در این دریای بزرگ بودهاند، بلکه به خاطر...
🔺اعتراضات از هفتم دی ماه شروع شد. آقای پهلوی روز شانزدهم وارد شد و برای هجدهم و نوزدهم، یعنی یازده روز بعد از شروع اعتراضات فراخوان داد. این یک برخورد کاملا طبیعی از سوی فردی است که بخشی از معترضین در مناطق مختلف اسم او را صدا میزدند..
🔺در روزهای قبل از این فراخوان نیز ج.ا دیده بود که جمعیت دارد از هر کوچه و خیابانی میجوشد...
🔺جمعیت کف خیابان دیگر فقط جوانها نبودند بلکه بسیاری به صورت خانوادگی، پیر و جوان، زن و مرد، در بسیاری از شهرها، حضور داشتند.
🔺ج.ا از پنجشنبه غروب اینترنت را قطع و دست به کشتار زد. خبرهای کشتار اما از جمعه عصر بیرون آمد و بیبیسی هم آن را منتشر کرد. برخی دیگر اما...
🔺فراخوان دوم آقای پهلوی قابل نقد و پرسش از مسئولیتپذیری است. چون اولا اخبار کشتار داشت میآمد و ثانیا، جدا از این، هر رهبر سیاسی باید ارزیابی دقیقی از توازن قوا بین جامعه و حکومت داشته باشد؛ اگر زور جامعه میرسد.../ و اگر نمیرسد باید...
🔺در این مقطع به آقای پهلوی این احساس دست داد که گویی در حد فاصل نوزده تا 22 بهمن 57 هستیم و بر اساس آن مراکز مشروعی برای حمله مشخص کرد و گفت در تدارک بازگشت به کشور و آقای ترامپ هم در حال کمک است!
🔺از این نقطه خطای سیاسی وی بر اساس توهماتی که این طیف روی شرایط ایران، ضعف حکومت و پایگاه خودشان دارند، شروع شد.
🔺در حالی که نه ج.ا شبیه حکومت قبل است و نه هنوز تغییر توازن قوا و امواج انسانی به حد کافی رسیده و نه آنها نفوذ و قدرت خمینی را دارند.
🔺سخنرانی تند آقای پهلوی بعد از پایان کشتار خطاب به خامنهای من را یاد سخنرانی مسعود رجوی در سال شصت انداخت که...
🔺نقد و پرسش و بازخواست از مسئولیت سیاسی، اخلاقی و انسانی یک مسئله است و مسئولیت کشتار معترضین مسئلهای دیگر. چه آقای پهلوی فراخوان میداد و چه نمیداد ج.ا در برابر اعتراضاتی به این وسعت که آقای پهلوی یازده روز بعد به آن ورود کرد همین کشتار را انجام میداد. این دو نکته را باید با دقت ازهم تفکیک کرد. هیچکس حق ندارد مسئولیتش را به گردن دیگری بیندازد. نه از توحش تصمیم ج.ا در کشتار باید کاست و نه از نقد برخورد غیرمسئولانه و توهمآمیز آقای پهلوی در فراخوان دومش پرهیز کرد.
🔹نکات کاملتر در فایل صوتی:
https://t.me/RezaAlijaniarchive/782
ارزیابی کوتاه:
۱) اکثریت اپوزیسیون غیرسلطنتطلبْ اساساً قبل از روزهای ۱۸ و ۱۹ دی استقبال مردم را از فراخوان رضا پهلوی بیاهمیت میشمردند. در واقع او را فاقد این پشتوانه میدانستند که بتواند چنین حجمی از مردم را به خیابان بکشاند. بنابراین، دستکم باید از خودشان انتقاد کنند که در تشخیصشان از پایگاه تودهای پهلوی کاملاً بیراهه رفتند. روز دوشنبه یا سهشنبه منتهی به آن دو روز فاجعه رضا پهلوی فراخوان داد. من حتی یک نمونه ندیدم که کسی یا جریانی در این فاصله بگوید این جنایت است که مردم را دستخالی به خیابان میفرستید. نقد رفتار فاجعهبار پهلوی و اعوان و انصارش بدون نقد نیروهای مخالف پهلوی دربارهی واکنش به این فراخوان ریاکارانه است.
۲) به نظرم خود پهلوی نیز احتمال نمیداد که میلیونها نفر به خیابان سرازیر شوند. او به دروغ مدعی بود که داخل نیروهای رژیم ریزش شده. به دروغ مدعی بود که ۵۰ هزار نظامی به او لبیک گفته و ارتباطها برقرار است. و در تقلیدی مضحک از خمینی فراخوان ریختن به خیابان و تسخیر مراکز دولتی را داد. شاهد این مدعا ادعای تلویزیون اینترنشنال است که اسم این را وزنکشی گذاشت. یعنی کل براورد آنها این بود که قدرت خود را بسنجند. در واقع به نظر میرسد که پهلوی میخواست عین جنبش زن زندگی آزادی این جنبش را در همین شکل تظاهرات معمولی خیابانی تصاحب کند و به کارفرمای غربیاش قدرت متعارف خود را نشان دهد و به رقبای اپوزیسیون نشان دهد که نیرویی است. او هیچ تصوری از قدرت نظامی، از مفهوم تدارک و سازماندهی، از پلنهای جایگزین، از معنای حمله به کلانتری و قرارگاه و پادگان نداشت. او با چشمانی کورشده از فرصت بهرهبرداری از یک موقعیت مردم را به مسلخ گسیل کرد.
۳) ابعاد کشتار که روز به روز آشکار میشود دو چیز را به طور مشخص نشان میدهد: آمادگی قبلی رژیم برای کشتار که محال است طی دو روز به این سطح برسد. و دوم ترس از سقوط که در فضایی پر تنش بینالمللی ناشی از سقوط مادرو و لاف و گزافهای آمریکا و نیز فضای پر تنش داخلی حاصل ده دوازده روز تظاهرات و به احتمال بالا اطلاعات بسیار بسیار دقیق رژیم از حضور میلیونی مردم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی. یعنی برخلاف پهلوی و اپوزیسیون غیرپهلوی رژیم به خوبی میدانست که با چه چیزی روبرو میشود. حمله به کلانتریها و مراکز بسیج و پادگانها و تصاحب سلاح بیتردید نیروی عظیم در اختیار مردم قرار میداد. حجم وسیع کشتار حتی در همین سطح سه هزار نفری رسما اعلام شده نشانهی آمادگی رژیم و نیز ارزیابی از قدرت معترضان است.
۴. بیتردید رضا پهلوی یکی از عاملان مهم در کشاندن مردم به این دام مرگ بود. اما او با این فراخوان نسنجیده که ناشی از جهالت او از اوضاع واقعی ایران است فقط مردم را به کشتن نداد. کارت او نزد آمریکاییها و اسراییلیها سوخت. کسی که در یک میدان نبرد سعی میکند با بلوف به مقابله با نیروهای واقعی بپردازد (اعلام ریزش نیروهای مسلح و حمایت ارباب) عملا به ارباب نشان می دهد در یک جنگ فراگیر از هر نوع برنامهریزی ناتوان است. اینجا شاید بتوان تغییر نظر کنونی و مقطعی آمریکا از جنگ به مصالحه را دید. پهلوی هم به مردم ایران و هم به آمریکاییها نشان داد در قدوقواره یک بدیل واقعی نیست.
۵. جمهوری اسلامی نیز به رغم پیروزی مقطعی در یک نبرد و رفع خطر یک قیام فراگیر برای دورهی کنونی، عملا دلیل وجودی خود را به مثابه دولت زیر سوال برد. اعلام کشتار ۳۰۰۰ نفر فقط طی دو روز بر مبنای امار رسمی عملا بهانه برای حملهی نظامی آمریکا و اسراییل را با به اصطلاح دلائل «بشردوستانه» در اختیار گذاشت، تودهی خاکستری و غیرفعال را به میدان مبارزه کشاند، یک پایگاه تودهای بزرگ را در اختیار سلطنتطلبها قرار داد، امکان ضعیف هر نوع اصلاحات و سازش میان دستگاه دولتی و تودهی مردم را از بین برد و سرانجام به طور قطعی باعث گسست تودهی مردم از رژیم حاکم شد. این کشتار از لحاظ تاکتیکی به نفع رژیم تمام شد اما تداوم استراتژیک رژیمی به نام جمهوری اسلامی را از بین برد.
۶. و تودهی مردم. برای چندمین بار در تاریخ ثابت شد که تودهی مردم تا زمانی که سرنوشت خویش را به دست نگیرد، تا زمانی که آگاهانه و با چشمانی تیز به گذشته و حال و آینده چشم ندوزد، تا زمانی که رهایی خود به دست خویش را پرچم خویش نسازد، مثل همه تاریخ گوشت دم توپ خواهد بود و هر بار عددهایی برای نمایش قربانی در دست این سرکوبگر یا آن سرکوبگر. شورش ۱۸ و ۱۹ دی نشان داد که به معنای مطلق کلمه راه زیادی تا آزادی وجود دارد.
فب. حسن مرتضوی
Repost from محمد مالجو
⭕️ ایران در خط قرمز تاریخ
ایران دیگر صرفاً در اتاق فشار محبوس نیست. دیماه ۱۴۰۴ نشان داد دیوارهها ترک خوردهاند و هر شوک تازه میتواند کل سازه را فروبریزد.
چهار ظرف درهمتنیدۀ سیاست بینالمللی، اقتصاد بینالمللی، اقتصاد داخلی و سیاست داخلی اکنون وارد فاز ناپایدار شدهاند، فازی که در آن فشار نهفقط منتقل بلکه تکثیر میشود. اعتراضات خیابانی سراسری، تهدید علنی تهاجم نظامی آمریکا، تشدید صفبندی منطقهای و فرسایش توان حکمرانی عملاً این چرخه را به آستانۀ انفجار واقعی رسانده است.
سیاست بینالمللی. منطق مهار جای خود را به منطق تنبیه و ضربه داده است. تهدید نظامی آمریکا دیگر فقط ابزار چانهزنی نیست، سناریوی روی میز است، آنهم در کنار اسرائیلی که عملاً نقش ماشۀ بیثباتسازی را بازی میکند. تحریمها از فشار اقتصادی به ابزار خفهسازی ساختاری ارتقا یافتهاند و حتی مسیرهای نیمبند تنفس با چین و روسیه نیز زیر ضرب رفته است. هر تنش تازه اکنون نه تدریجی بلکه ضربتی به سه ظرف دیگر سرریز میشود.
اقتصاد بینالمللی. شوکها پیش از آن که در بازار ارز دیده شوند، در قطع جریانهای مالی و اختلال زنجیرۀ تأمین فوران میکنند. درآمدهای ارزی شکنندهتر از همیشهاند و واردات حیاتی بهمراتب گرانتر و نامطمئنتر از پیش. سقوط پول ملی دیگر نوسان نیست بلکه مسیری است تثبیتشده. اقتصاد ایران وارد مرحلۀ فرسایش شتابان شده، جایی که هر فشار خارجی مستقیماً تولید داخلی را بیشازپیش خفه میکند و تورم را به سلاح تخریب اجتماعی بدل میسازد.
اقتصاد داخلی. دی ۱۴۰۴ نشان داد رکود تورمی از آمار عبور کرده و بیشازپیش به تجربۀ زیسته تبدیل شده است. معیشتِ فروپاشیده، بیکاریِ انباشته، حذف تدریجی یارانههای واقعی و نابودی افق آینده، جملگی، جامعه را به نقطۀ بیچیزی فعال رساندهاند، وضعیتی که مردم دیگر چیزی برای ازدستدادن ندارند. بستههای حمایتی به علت شکاف عمیق میان سطح کمکها و شدت بحران معیشتی نه کارکرد تعدیلکنندۀ فشار بلکه کارکردی نمادین یافتهاند که عملاً ناتوان از مهار نارضایتی اجتماعی است. اقتصاد داخلی اکنون نه فقط قربانی فشار بلکه موتور انفجار اجتماعی است.
سیاست داخلی. چهار شکاف به مرحلۀ بحرانی رسیدهاند. تنش طبقاتی از نارضایتی به خشم پایدار بدل شده و اعتراضات دفاعی جای خود را به طغیانهای سراسری داده است. شکاف درون حاکمیت از رقابت به فلج راهبردی رسیده. هیچ بلوکی توان طراحی و اجرای تصمیم بزرگ ندارد. گسست میان حکومت و ملت به سطح بیاعتمادی ساختاری سقوط کرده و مشروعیت نه تضعیف که تهی شده است. در پیرامونها، تجمیعِ تقاطعیِ ستمهای طبقاتی و قومیتی به بشکۀ باروت بدل شده که هر جرقۀ امنیتی میتواند منفجرشان کند.
بازگشت فشار به سیاست بینالمللی. حکومتی که پشتوانۀ اجتماعیاش فروریخته، در مذاکره ضعیف و در جنگ بس لرزان است. اعتراضات داخلی مستقیماً محاسبات خارجی را تهاجمیتر میکند و تهدید خارجی نیز خشم داخلی را تشدید. این چرخه اکنون با سرعتی سرسامآور میچرخد.
اتاق فشار وارد مرحلۀ شکستِ سازهای شده است. دیگر سخن از هشدار نیست، سخن از حرکت به سوی لحظۀ گسست است. یا این چهار ظرف بهطور همزمان تخلیه میشوند یا انفجار از یکی آغاز میشود و به بقیه سرایت مییابد.
دی ۱۴۰۴ پیامی روشن داشت: جامعه به سقف تحمل رسیده است. تهدید جنگ نیز نشان میدهد جهان بیرون روی فرسایش درونی ایران شرط بسته است. مهار بحران فقط زمانی میسر است که تغییر اساسی در سیاست داخلی با رفع انزوای خارجی و بازسازی اقتصاد همراه شود. اتاق فشار یا با تحول ساختاری باز میشود یا با ویرانی تاریخی فرومیریزد.
🆔 @mmaljoo
🔷 چرا انقلاب حق مردم است؟
🔶 حسین قاضیان جامعهشناس است، اما بهتر از بسیاری از دزدان اندیشهها و ژاژخایان «فلسفهگو» و «فلسفهنویس»، و نه فیلسوف، اندیشیدن فلسفی را با اندیشیدن شرح میدهد. کسانی که جز نقل قول از این یا آن کتاب و استناد به نام این یا آن فیلسوف و نقل ابیاتی از شاعران و عارفان بزرگ هنری ندارند و قادر به تفکر انتقادی نیستند و تمام هنرشان در سجع و قافیهپردازی و کلمات مطنطن و خطابه است «سوفسطایی»اند و نه فیلسوف.
قاضیان در این سخنان کوتاه بهدرستی استدلال میکند:
۱) چرا مردم «حق انقلاب» دارند؟
۲) چرا مردم وقتی نمیتوانند با «انتخابات» چیزی را عوض کنند ناگزیرند «انقلاب» کنند؟
۳) چرا حکومتی که مردم را در کوچه و خیابان میکشد «نامشروع» است و متکی به مردم نیست؟
۴) چرا حکومت است که مسوول «انقلاب» است؟
۵) چرا «اصلاحات» در ایران «ولایت (خودخوانده) مطلقه فقیه» شعاری توخالی است و راه به جایی نمیبرد؟
درباره سخنان پوپر و در پاسخ به عبدالکریم سروش و اینکه چرا در غرب «اصلاحات» پیروز شد و در «شرق» انقلاب سکه روز شد بعد جداگانه مینویسم.
#حق_انقلاب
#انقلاب_آزادی
#انقلاب_ایران
#اصلاحات_فروشان
#سرکوب_خونین_دی
#ایران_خونینکفنان_آزادی
شنبه، ۱۱ بهمن، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
Repost from آیا حقوق بشر؟ (رضا اسلامی)
اساتید و دانشگاهیان در آزمون "زیستن در دایره حقیقت"
= ایرانیان همه در سوگ و ماتم اند؛ در عزای هزاران ایرانی به خون غلتیده به جرم اعتراض که توسط خون آشامان به خشونت و خونریزی کشیده شد. تسلیت به هزاران خانواده داغدار
= در میانه این سوگ جمعی ملت ایران و خانواده های بی شمار که جان باختن هزاران تن و ده ها هزار زخمی را شاهدیم، جز معدودی، صدایی از دانشگاهیان به شکل فردی و یا جمعی در محکومیت کشتار وحشیانه هزاران انسان شنیده نشد.
= ده ها حق و آزادی شهروندان، ددمنشانه نقض و پایمال شد اما هیچ دانشکده حقوقی دم برنیاورد؛ جنایت و سرکوب را محکوم نکرد؛ و پاسخگویی آمران و عاملان را خواستار نشد. این حجم از محافظه کاری و بی اعتنایی به خون انسان ها به نظر دور از تعهد و اخلاق حرفه ای است.
= کاش، تا دیر نشده، در دایره حقیقت باشیم و در این آزمون رد نشویم که تا سال ها دامان دانشگاهیان را خواهد گرفت.
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار
تلگرام: آیا حقوق بشر؟ (رضا اسلامی)
اینستا: reza_eslami1963
Repost from آیا حقوق بشر؟ (رضا اسلامی)
فریاد صلح طلبی در حصاری از فیلترنت، ناترازی، اعتراض و خشونت
حق بر صلح و امنیت، حقوق بشر است
= بار دیگر، اعتراض مدنی و آگاهانه شهروندان در سراسر ایران به ناترازی های حکمرانی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی توسط نابخردان و خشونت طلبان داخل و خارج به سرعت به سرکوب، آشوب و خونریزی انجامید و جان هزاران ایرانی را به کام مرگ فرستاد؛ ده ها هزار خانواده ایرانی را داغدار و عزادار کرد و با قطع کامل و سراسری اینترنت، ارتباطات، آموزش و کسب و کار میلیون ها ایرانی را مختل کرد که بررسی علل، عوامل و تبعات همه آنها آن نیازمند بررسی های تفصیلی توسط اندیشمندان و کارشناسان و فعالان مدنی است.
= اما، در شرایط فعلی که ناقوس جنگ به صدا درآمده است و خطر تهاجم خارجی بیش از پیش احساس می شود، فریاد صلح طلبی، اهتمام به کاستن تنش های موجود و جلوگیری از جنگ افروزی که جان و مال هزاران هزار شهروند ایرانی را تهدید می کند ضرورت فوری امروز ایران است.
= مردمان ایران حق مسلم بر زندگی در صلح و امنیت و رفاه دارند. بر عموم مردم، خصوصا اندیشمندان، اساتید، وکلا، نهادهای مدنی و فعالان سیاسی اجتماعی لازم است بدون ترس و لکنت، صلح را از حکمرانان داخل و خارج مطالبه کنند و آنان را از شروع مجدد جنگ بازدارند.
= از طرفی، انکار حق بر تعیین سرنوشت و سرکوب آزادی اعتراض ایرانیان، شرایط را برای تهاجم خارجی و احیانا مداخله بشردوستانه مهیا می کند و از طرف دیگر، تهاجم خارجی نه تنها صلح و دمکراسی به ارمغان نمی آورد، بلکه اعتراض مسالمت آمیز شهروندان را به آشوب و بلوا و خشونت می کشاند. در این بین، جان هزاران ایرانی قربانی سرکوب اعتراض مدنی از طرفی و سوءاستفاده خشونت بار مهاجم خارجی از طرف دیگر می شود.
= صلح، امنیت و برخورداری از استانداردهای یک زندگی شایسته حق یکایک ایرانیان است. با رجوع به رای مردم و تبعیت از خواست و اراده اکثریت ایرانیان و با رفع فیلترینگ و مقابله با رانت و فساد سیستماتیک، قدم های کوچکی در جهت تقویت انسجام ملی برداریم و آنان را از جنگ و کشتار دور کنیم.
= مطالبه صلح و فریاد صلح طلبی، کنشگری حقوق بشر است. صلح را امروز باید فریاد زد، شاید فردا دیر باشد.
تلگرام: آیا حقوق بشر؟ (رضا اسلامی)
اینستا: reza_eslami1963
🔷 رهاننده، منجی یا کشورگشا: آرزوی رهایی یا نجات به دست بیگانگان، چرا؟
🔶 «رهاننده» کیست، «منجی» کیست؟ چرا به آنان نیاز است؟ میگویند بابلیها بیهیچ مقاومتی و بدون جنگ دروازههای بابل را به روی کوروش بزرگ گشودند و شهر را به او تسلیم کردند، و حال آنکه بابل دژی تسخیرناپذیر بود و مدافعانی شکستناپذیر داشت! میگویند مصریان و برخی از مناطق فنیقیه، بدون جنگ و پشتیبانی از هخامنشیان، صیدا و برخی دیگر از شهرهای آسیای صغیر را به اسکندر تسلیم کردند! میگویند اسکندر بهراحتی توانست هخامنشیان را با اینکه از حیث شمار بیشتر بودند در طی دو سال از مصر و لبنان و سوریه و غزه و فلسطین بیرون براند و آنان را حتی در ایران شکست دهد و سلسلهٔ هخامنشی را براندازد، چون کسانی به هخامنشیان خیانت کردند، یا چنانکه باید خوب نجنگیدند! میگویند ساسانیان از تازیان شکست خوردند، چون مردم از ستم آنان بهستوه آمده بودند و از آنان در برابر تازیان دفاعی استوار نکردند! اسلام و مسیحیت چگونه «جهانگیر» شدند؟ آیا مفاهیمی همچون «رهاننده» و «مُنجی» یا «نجاتدهنده» کارکردی صرفاً «دینی» دارند یا «سیاسی» و «دنیوی»اند؟ چرا فیلسوفان آلمانی شیفتهٔ «انقلاب فرانسه» بودند؟ چرا تصور میشد که ناپلئون «جانِ جهان» است و با جهانگیری خود دارد «اندیشهٔ انقلاب» را به همهٔ جهان صادر میکند؟ چرا کمونیستهای بینالمللگرا و مارکسگرایان روسی در پی «صدور انقلاب» و «انقلاب جهانی» بودند؟ آیا در زیر سایۀ «جبّاریّت»، «بیداد»، «تبعیض»، «غارت»، «فقیرسازی»، «بهره کشی»، «زورگویی»، «بی تحمّلی»، «تحقیر» و «شکنجۀ» هموطنان جبّار و خودکامه، ولی بهظاهر همدین و هممذهب و همعقیده، زیستن از زیستن در زیر سایۀ «آزادی» و «داد» و «نعمت» و «تحمّل» بیگانگان، ولی با دین یا مذهب یا عقیدهای دیگر، بهتر است؟ یا آیا «دادگری» و «آزادی» و «ارج» و «احترام دیدن» از «بیگانگان» و «ناهمدینان» و «ناهممذهبان» بهتر از تحمّل «بیداد» و «زورگویی» و «تحقیر دیدن» از «هموطنان» و «همدینان» و «هممذهبان» است؟ در این پژوهش میکوشم نشان دهم که چگونه «زور» و «ستم» و «بندگی» و «بهرهکشی» «احساس تعلّق خاطر» (“feeling of belonging”) یا «حس تعلّق» (“sense of belonging”) به کشور و دین و مذهب و وطن و خانواده و هرچیز و هرکس دیگر را از میان میبرد و تار وپود همهٔ پیوندهای اجتماعی و حتی خانوادگی را از هم میگسلد.
کلیدواژهها. رهاننده، منجی، کشورگشا، جهانگشا، کوروش، اسکندر، ناپلئون، تهاجم خارجی، جبّاریّت، تاریخ ایران، تاریخ جهان
متن پی دی آف مقاله را از زیر بردارید.
#رهاننده_بیگانه
#انقلاب_آزادی
#انقلاب_ایران
#منجی_دین
#کشورگشایی_نجاتبخشی_سیاسی
#وطن_تعلق_آزادی
چهارشنبه، ۲۳ آبان، ۱۴۰۳
چهارشنبه، ۸ بهمن، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
