fa
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

رفتن به کانال در Telegram
1 154
مشترکین
+224 ساعت
-57 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
بیست‌وپنجم فبروری در چنین روزی از سال ۱۹۹۴ میلادی، قتل عام و کشتار مسجد ابراهیمی در شهر الخلیل فلسطین رخ داد. در آن روز چندین روزنامۀ جهانی در مورد این کشتار با تیترهایی نوشتند: «آن‌ها در حال نماز کشته شدند.» این روز، مصادف با پانزدهم رمضان بود. مردم در حال ادای نماز بودند و هنگامی که امام سورۀ فاتحۀ را به پایان برد و گفت «ولا الضالین» صدای آمین با نفیر تیر «گلدشتاین» در هم آمیخت. در هر صورت، این کشور تروریستی یک پادگان بزرگ است و همه افراد داخل آن از دانش‌آموزان گرفته تا پیرزال‌هایی که در خانه نشسته‌اند، سربازاند. پس از آن کمیته‌ای تحقیقی به نام «شمغار» تشکیل شد که بیشتر به یک نمایش شرم‌آور نزدیک بود تا کمیتۀ تحقیق. این کمیته اعلان کرد که گلدشتاین از یک اختلال روانی رنج می‌برده است. کسی نمی‌داند رابطۀ حضرت ابراهیم با یهودیان چیست؛ زیرا حضرت ابراهیم حدود هزار سال پیش از حضرت موسی زندگی می‌کرد. «در این روز صهیونیست‌ها با حمله به نمازگزاران بی‌گناه فلسطینی در مسجد ابراهیمی در شهر الخلیل ۲۹ نفر را شهید و ۱۵۰ نفر دیگر را زخمی کردند. امروز با گذشت سی سال از این جنایت، رژیم صهیونیستی همچنان در سایۀ حمایت غربی‌ها به ویژه آمریکا به کشتار خود علیه ملت مظلوم فلسطین ادامه می‌دهد. باروخ گلدشتاین شهرک‌نشین صهیونیست ۳۰ سال پیش در چنین روزی که با روز جمعه مصادف شده بود، در یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط اشغالگران صهیونیست، به داخل مسجد حضرت ابراهیم در شهر الخلیل در کرانه باختری رود اردن یورش برد و نمازگزاران را به گلوله بست. در جریان این اقدام تروریسیتی، نظامیان صهیونیست با هدف جلوگیری از خروج نمازگزاران فلسطینی، درهای مسجد الخلیل را بستند و همچنین از ورود افرادی که از بیرون برای نجات مجروحان می‌آمدند به داخل مسجد جلوگیری کردند. در همین حال، برخی نمازگزاران به سوی این صهیونیست جنایت‌کار یورش برده و او را به هلاکت رساندند. اما جنایت رژیم اشغالگر صهیونیست به اینجا ختم نشد و در مراسم تشییع پیکرهای این ۲۹ شهید نیز نظامیان این رژیم به سوی شرکت‌کنندگان در مراسم تیراندازی کردند که تعداد شهدا به ۵۰ نفر افزایش یافت. شورای امنیت سازمان ملل این قتل عام را محکوم کرد و خواستار اتخاذ تدابیر برای حمایت از فلسطینی‌ها از جمله خلع سلاح شهرک‌نشینان صهیونیست شد. در پی این جنایات، درگیری‌ها با نیروهای رژیم اشغالگر اسرائیل در الخلیل و روستاهای آن و تمامی شهرهای فلسطین بالا گرفت و در پی این درگیری‌ها نیز ۶۰ فلسطینی شهید و صدها نفر مجروح شدند. در پاسخ به این جنایات و قتل عام صهیونیست‌ها، گردان‌های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس پنج عملیات استشهادی را بین آوریل و دسامبر ۱۹۹۴ اجرا کردند که در پی آن ۳۶ صهیونیست به هلاکت رسید و ۱۰۰ صهیونیست دیگر زخمی شدند. پس از قتل عام صهیونیست‌ها در مسجد ابراهیمی در الخلیل، نیروهای رژیم اشغالگر صهیونیستی به بهانه رسیدگی به این جنایت، مسجد و بخش قدیمی شهر قدس را به مدت شش ماه کامل بستند. در آن زمان، مقامات رژیم اشغالگر اسرائیل چندین توصیه از جمله تقسیم مسجد ابراهیمی به دو بخش و تحمیل شرایط سخت اشغالگران بر زندگی فلسطینی‌ها در بخش قدیمی شهر قدس و اعمال تدابیر شدید امنیتی بر مسجد و واگذاری حق حاکمیت این رژیم اشغالگر بر بخش بزرگی از مسجد صادر کردند و استفاده از این مسجد در طول سال فقط ۱۰ روز برای مسلمانان و همین مدت برای صهیونیست‌ها در نظر گرفته شد. بخشی از مسجد ابراهیمی که توسط رژیم اشغالگر اسرائیل تصرف شد، شامل زیارت‌گاه‌ها و قبور پیامبران و شخصیت‌های تاریخی و همچنین صحن مسجد است. با این حال پس از گذشت۳۰ سال از این قتل عام، نظامیان رژیم اشغالگر و شهرک‌نشینان صهیونیست به برنامه‌ها و حملات خود علیه مسجد ابراهیمی ادامه می‌دهد تا آن را به طور کامل در سیطرۀ خود در آورند و شهر الخلیل را یهودی‌سازی کند؛ به طوری که در سال ۲۰۲۲ مسجد ابراهیمی به مدت ۱۰ روز تعطیل و ۶۱۳ بار پخش اذان در این مسجد ممنوع شد.» #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

♦️آیا با وجود.. می توانم از شوهرم طلاق بگیرم؟ خواهری چند سوال به شرح زیر مطرح کرده اند: اول اینکه: آیا یک زن در اسلام اجازه دارد بخاطر بی نمازی شوهر از او طلاق بگیرد؟ دوم اینکه: وقتی یک زن وشوهر ۷ تا ۸ ماه بر از اثر جنگ ودعوا از هم جدا هستند وحتی در این مدت فکر طلاق بسرشان باشد آیا باز هم برای هم محرم هستند؟ سوم اینکه: آیا گناهانی که مرد در این مدت انجام می‌دهد به گردن زن هست؟ این سوال آخری به این خاطر کردم که زن در اسلام بیشتر بخاطر گناه مورد خطاب قرار می‌گیرد تا مرد. 🔸الجواب: پاسخ از سوال اول: بی نمازی گناه بزرگی است؛ اما شخص بی نماز، ما دامی که کفری آشکار از وی سر نزند -کفری مانند این‌که: نماز را توهین کند و یا آن را قبول نکند و یا چیزی از مسلمات دین را انکار کند و یا به الله یا رسول یا قرآن دشنام گوید و... مادامی‌که کفری آشکار از او سر نزند تنها با ترک نماز از روی کسالت کافر نمی شود و نکاح هم چنان باقی است. وظیفه یک خانم در برابر این گونه شوهر، این است که در حد توان او را نصیحت کند و همواره از بی نمازی اش ناراحتی خود را ابراز دارد و در حق وی دعای هدایت نماید، اما این که دوام زندگی با وی بهتر است یا گرفتن طلاق؟ پاسخش این است که اگر شوهر حقوق همسر را رعایت می کرد و او را از دین داری اش باز نمی داشت و امر به معصیت الله نمی کرد و از دوام زندگی با وی، زیانی به دین یا زندگی اش وارد نمی شد در آن صورت دوام زندگی بهتر و طلب طلاق مناسب نیست و اگر عکس این بود و می توانست زندگی مستقل آبرومندی داشته باشد در آن صورت، شرعاً حق دارد طلاق خویش را از وی مطالبه کند. پاسخ از سوال دوم: جدایی زن و شوهر و متارکه در طی ماه ها با همدیگر گناه است؛ مگر این که یک طرف، دلیل و عذر موجهی در این کارش داشته باشد که در آن صورت وی بی گناه شمرده شده و مقصر، جانب دیگر خواهد بود. هر چند این متارکه کار درستی نیست؛ اما تنها از آن، خانم طلاق نمی شود و نیز این که شوهر تنها در دل قصد طلاق دادن و جدایی در آینده را داشته باشد از آن، خانم طلاق نمی شود؛ مگر این که آن را به زبان جاری کند. پس این زن و شوهر از هم حرام نشده اند. پاسخ از سوال سوم: گناهانی که شوهر انجام می دهد در صورتی که خانمش وی را در آن ها کمک نکرده و به آن گناهان قلباً راضی نباشد به او گناهی نمی شود؛ بلی، مسوولیت او است تا اگر در توان خویش می بیند او را نصیحت کرده و در هدایتش تلاش ورزد. و این که گفتید: "در اسلام زن بیشتر به خاطر گناه مورد خطاب قرار می گیرد" باید گفت که گناه و ثواب و دستورات شرع در این باره، جنسیت نمی شناسد؛ بلکه زن و مرد هر دو مورد خطاب الهی قرار دارند؛ و اگر در اموری، خانم ها بیشتر توصیه شده اند باز در اموری دگر که به مردها تعلق دارد مرد ها توصیه شده و به زن ها چیزی گفته نشده است- والله اعلم. ✍️ضیاءاحمد فاضلی؛ مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

بیست‌ودوم فبروری در چنین روزی از سال ۱۸۷۳ میلادی، «علامه محمد اقبال لاهوری» شاعر و فیلسوف اسلام دیده به دنیا گشود. خانوادۀ اقبال در اصل از خانواده‌های برجستۀ برهمن بودند؛ اما جد بزرگوارش سه‌صد سال قبل از تولد نوه‌اش محمد اقبال، اسلام آورد. علامه محمد اقبال بر اسلام به دنیا آمد و بر اسلام وفات یافت و در مورد زندگی میان این دو، خود گفته بود:
«نصیحتی که بیش از همه نصایح در زندگی من تأثیر گذاشته است، نصیحت پدرم بود که هنگام جوانی در حالی که قرآنکریم را با عجله تلاوت می کردم، دستم را گرفت و به من گفت: فرزندم! قرآن را چنان بخوان که انگار بر تو نازل شده است.»
علامه اقبال روشن‌فکر درجه یک و دانشگاهی ممتاز بود. وی در کمبریج در رشتۀ فلسفه و اقتصاد تحصیل کرد و دکترای فلسفه را از دانشگاه مونیخ به دست آورد و سپس به لندن بازگشت و مدرک حقوق گرفت؛ اما وی به‌جای فلسفه و حقوق و اقتصاد، تدریس زبان عربی را در دانشگاه برگزید. علامه اقبال به زبان عربی و هر آن چیزی که با پیامبر اسلام ارتباط داشت، علاقمند بود. وی می‌گفت: عالم عرب در فهم اسلام و حمل امانتِ آن از دیگران تواناتر بود. علامه محمد اقبال از معدود شاعرانی است که شعر خویش را وقف اسلام نمود. مضامین اشعار وی غالبا حول محور قرآن‌کریم و سنت مبارک نبوی می‌چرخید و در عمق دریای مجد و عظمت این امت غوطه‌ور بود. وی تلاش می‌کرد تا امت را به سرچشمه‌های خطا و عوامل زوال آن آشنا سازد و ایشان را به راهی که آنان را به شکوه و مجد و عظمت گذشتۀشان برساند، رهنمایی می‌نمود. علامه اقبال برای دعوت به سوی خداوند، هیچ فرصتی را از دست نداد. هنگامی که اطلاع یافت لنین کتابی از وی خوانده است، نامۀ معروف خویش را به وی فرستاد و در آن به وی خطاب کرده بود:
«از خدا بترس ای لنین؛ زیرا تو کمر پدیدۀ سرمایه‌داری را شکستی و خوب کردی؛ پس این کار خویش را با لا اله الا الله دنبال کن.»
از سخنان زیبای علامه محمد اقبال، اینک گفته‌هایی تقدیم‌تان می‌داریم:
اربابان و حاکمان، حاکمیت و سیادت خویش را مدیون بردگان و زیردستان خویش‌اند؛ زیرا اگر آنان نمی‌بودند، ایشان هرگز ارباب و حاکم نمی‌گردیدند.
گفتم پروردگارا این دنیا برایم پسندیده نیست. او را یافتم که گفت: آن را از بین ببر و بهتر از آن را بساز.
برده‌داری قربانی دارد که بردگی است؛ آیا آزادی قربانی ندارد که آزادی باشد؟!
تاکی ساکت بمانم و در دور و اطراف من امتی باشد که سلطان و درویش با آن بازی می‌کنند؛ یکی با شمشیر و دیگری با تسبیحش؟!
خدایا برایم قدرتی عطا کن تا «نه» بگویم؛ و عقل و خردی نصیبم کن تا بدانم چطور آن را بگویم؛ و حکمت و بینشی روزی‌ام گردان تا بدانم چه وقت آن را بگویم.
خدایا اگر به من توفیقی نصیب کردی، خضوع و فروتنی را از من نگیر؛ و اگر تواضعی بهره‌ام ساختی، غرور و عزت نفس را از من نگیر.
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

🔸آمادگی ها در سطح مسجد به ویژه در هفته اخیر شعبان: 1- برگزاری اجتماع دینی مقتدیها هرروز نیم ساعت بعد از نماز شام در مسجد محل؛ 2- صفایی کامل مساجد؛ ترمیم و رنگ آمیزی؛ رسیدگی به آب وبرق؛ دستگاه صوت.. 3- تدارک برای برگزاری ختم قرآن در نماز تراویح (البته باید به رضایت همه باشد؛ ورنه، ترک آن بهتر است). 4- کار روی اصلاح نماز تراویح که با تمکین و بدور از عجله خوانده شود؛ 5- توظیف ناظمی برای تنظیم اطفال در مسجد؛ 6- نصب بنری دم مسجد در وصف رمضان و اهل آن؛ 7- راه اندازی قرآن دوره روزانه در مسجد؛ 8- ایجاد صنف تجوید برای ذکور واناث؛ 9- تهیه جای مناسب برای زنان در تروایح؛ 10- تقاضای تفسیرجزء30 قرآن کریم از امام مسجد بعداز عصر؛ 11- احیای سفره افطاری در مسجد؛ حد اقل: تدارک آب و خرما؛ 12- ایجاد بسته های غذایی وتوزیع آن ها به فقرای محل؛ 13- ایجادصندوق خیریه رمضانی برای کمک به فقرای محل؛ 14- راه اندازی برنامه احیای زکات و دعوت از اغنیای محل وتوجیه وتشویق شان.

♦️شعبان و استشمام بوی رمضان🌙 ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات. بسمه تعالی از روایات دینی ما معلوم می شود که شعبان، ماه بسیار مبارکی است؛ پس نباید یک مسلمان از برکات آن محروم بماند. اینک پاره ای از فضایل و مسایل ماه شعبان. 🔸فضیلت ماه شعبان: نبی(ص) در فضیلت آن فرمودند: «ذَلِكَ شَهْرٌ يَغْفُلُ النَّاس عَنْهُ بَيْنَ رَجَبٍ وَرَمَضَانَ وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ». [سنن نسایی:2357] (شعبان، ماهی است که مردم از [فضل و برکات] آن غافل اند؛ ماهی که میان رجب و رمضان واقع شده است؛ ماهی است که اعمال بندگان به پروردگار عالمیان بلند و عرضه می شود؛ پس من دوست دارم در حالی اعمالم در این ماه به پروردگار، بلند و عرضه شود که روزه داشته باشم). 🔸بهترین عبادت نافله شعبان: امام بخاری از عایشه(رض) روایت می کند که فرمود: "ما رأيت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- استكمل صيام شهرٍ إلا رمضان، وما رأيت أكثر صياماً منه في شعبان" [حدیث: 1969] (ندیدم که نبی(ص) روزه ماهی را کامل گرفته باشند؛ مگر رمضان؛ و ندیدم که ماهی را به اندازه شعبان آن همه زیاد روزه گرفته باشند). از دو روایت دیگر عایشه(رض) معلوم می شود که به جز اندکی، تمام ماه شعبان را روزه می گرفتند و البته این اندک، هم به گمان اغلب اخیر شعبان بوده است تا شعبان با رمضان خلط نشود. 🔸سه حکمت کثرت روزه پیامبر(ص) در شعبان: کثرت روزه های پیامبر(ص) در شعبان ما را حکمت ها و امور زیر متوجه می سازد: 1- حین غفلتِ غافلان، بیشتر باید به یاد الله بود (ذاك شهر يغفل الناس عنه بين رجب ورمضان) و این، مثل قیام شب است که چون دیگران در خواب و از آن غافل اند این همه فضیلت یافته است و یا مثل آن چه که آمده است: «بَدَأَ الْإِسْلَام غَرِيبا وَسَيَعُودُ غَرِيبا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ» [صحيح مسلم] (اسلام در ابتدا غريب و بيگانه بود و در آخر نيز به همان صورت نخست غريب خواهد شد، پس مژده باد به آنان که در دوران غربت اسلام پابند آنند) آری، در آغاز، پیروان اسلام که هم نسبت به سایر مردم، کم و نیز پابند بیشتر به اسلام بودند کار شان نزد دیگران، بسیار نا آشنا و غریب می شد. 2- این که شعبان، ماه تعیین سرنوشت اعمالِ سالِ انسان در آسمان است: (وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ) فی المثل، اگر به متهمی در زندان بگویند: در فلان روز پرونده¬ات درمحکمه فیصله میشود، این فرد در آن روز معین، چه احساسی خواهد داشت؟ همین است احساس مسلمان در شعبان که می داند پروندة اعمال او نزد پروردگار عرضه می شود؛ پس به همین جهت بود که پیامبر(ص) مشتاق آن همه روزه در این ماه بودند: (فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ) 3- آماده شدن به رمضان. رمضان، آمادگی میخواهد؛ درست مانند: آمادگی مسافر قبل از سفر؛ آمادگی تاجر قبل از ورود وقت خاصِّ تجارتی و آمادگی پسته چین، قبل از شکسته شدن شول پسته؛ پس مسلمان خود را در شعبان برای رمضان آماده نسازد در رمضان چیز چندانی نصیب وی نخواهند شد. 🔸چگونه خود را برای رمضانی بهتر آماده سازیم؟ مهمترین آماده گی ها به قرار زیر اند: 1) توبه؛ 2) کثرت روزه های نافله؛ 3) دعاومناجات؛ 4) افزودن به اشتیاق خود به فضایل رمضان از طریق مطالعه؛ 5) تقدیم صدقه؛ 6) همراهی صالحین؛ 7) تصفیه معاش و رزق و روزی از حرام؛ 8) ادای مظلمه و حقوق بندگان. 🔸سایرآمادگی ها: 1- تدارک صحت؛ درصورت بیماری؛ 2- تنظیم کار و مشاغل تا فرصتهای مناسب برای عبادت در رمضان وجود داشته باشد؛ 3- تهیه مواد خوراکی و سایر امور لازم؛ البته باید از اسراف در این زمینه پرهیز نمود و به عوض آن، به مساکین دست گیری داشت و صله رحم را قوت بخشید؛ 4- برنامه ریزی دراشتراک به برنامه های قرآنی (چه از فضای حقیقی یا مجازی) 5- ایجاد جوّ رمضانی درفضای خانه؛ با: ـ راه اندازی درس جمعی درخانه؛ ـ تلاوت مشترک و عبادت مشترک؛ ـ ضرورت به تنظیم و توجیه اطفال؛ ـ تنظیم خواب و بیداری اعضای خانه؛ ـ تصفیه فضای خانه ازمنکرات.

♦️شعبان و استشمام بوی رمضان🌙 ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات. بسمه تعالی از روایات دینی ما معلوم می شود که شعبان، ماه بسیار مبارکی است؛ پس نباید یک مسلمان از برکات آن محروم بماند. اینک پاره ای از فضایل و مسایل ماه شعبان. 🔸فضیلت ماه شعبان: نبی(ص) در فضیلت آن فرمودند: «ذَلِكَ شَهْرٌ يَغْفُلُ النَّاس عَنْهُ بَيْنَ رَجَبٍ وَرَمَضَانَ  وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ». [سنن نسایی:2357] (شعبان، ماهی است که مردم از [فضل و برکات] آن غافل اند؛ ماهی که میان رجب و رمضان واقع شده است؛ ماهی است که اعمال بندگان به پروردگار عالمیان بلند و عرضه می شود؛ پس من دوست دارم در حالی اعمالم در این ماه به پروردگار، بلند و عرضه شود که روزه داشته باشم). 🔸بهترین عبادت نافله شعبان: امام بخاری از عایشه(رض) روایت می کند که فرمود: "ما رأيت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- استكمل صيام شهرٍ إلا رمضان، وما رأيت أكثر صياماً منه في شعبان" [حدیث: 1969] (ندیدم که نبی(ص) روزه ماهی را کامل گرفته باشند؛ مگر رمضان؛ و ندیدم که ماهی را به اندازه شعبان آن همه زیاد روزه گرفته باشند). از دو روایت دیگر عایشه(رض) معلوم می شود که به جز اندکی، تمام ماه شعبان را روزه می گرفتند و البته این اندک، هم به گمان اغلب اخیر شعبان بوده است تا شعبان با رمضان خلط نشود. 🔸سه حکمت کثرت روزه پیامبر(ص) در شعبان: کثرت روزه های پیامبر(ص) در شعبان ما را حکمت ها و امور زیر متوجه می سازد: 1- حین غفلتِ غافلان، بیشتر باید به یاد الله بود (ذاك شهر يغفل الناس عنه بين رجب ورمضان) و این، مثل قیام شب است که چون دیگران در خواب و از آن غافل اند این همه فضیلت یافته است و یا مثل آن چه که آمده است: «بَدَأَ الْإِسْلَام غَرِيبا وَسَيَعُودُ غَرِيبا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ» [صحيح مسلم] (اسلام در ابتدا غريب و بيگانه بود و در آخر نيز به همان صورت نخست غريب خواهد شد، پس مژده باد به آنان که در دوران غربت اسلام پابند آنند) آری، در آغاز، پیروان اسلام که هم نسبت به سایر مردم، کم و نیز پابند بیشتر به اسلام بودند کار شان نزد دیگران، بسیار نا آشنا و غریب می شد. 2- این که شعبان، ماه تعیین سرنوشت اعمالِ سالِ انسان در آسمان است: (وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ) فی المثل، اگر به متهمی در زندان بگویند: در فلان روز پرونده¬ات درمحکمه فیصله میشود، این فرد در آن روز معین، چه احساسی خواهد داشت؟ همین است احساس مسلمان در شعبان که می داند پروندة اعمال او نزد پروردگار عرضه می شود؛ پس به همین جهت بود که پیامبر(ص) مشتاق آن همه روزه در این ماه بودند: (فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ) 3- آماده شدن به رمضان. رمضان، آمادگی میخواهد؛ درست مانند: آمادگی مسافر قبل از سفر؛ آمادگی تاجر قبل از ورود وقت خاصِّ تجارتی و آمادگی پسته چین، قبل از شکسته شدن شول پسته؛ پس مسلمان خود را در شعبان برای رمضان آماده نسازد در رمضان چیز چندانی نصیب وی نخواهند شد. 🔸چگونه خود را برای رمضانی بهتر آماده سازیم؟ مهمترین آماده گی ها به قرار زیر اند: 1) توبه؛ 2) کثرت روزه های نافله؛ 3) دعاومناجات؛ 4) افزودن به اشتیاق خود به فضایل رمضان از طریق مطالعه؛ 5) تقدیم صدقه؛ 6) همراهی صالحین؛ 7) تصفیه معاش و رزق و روزی از حرام؛ 8) ادای مظلمه و حقوق بندگان. 🔸سایرآمادگی ها: 1- تدارک صحت؛ درصورت بیماری؛ 2- تنظیم کار و مشاغل تا فرصتهای مناسب برای عبادت در رمضان وجود داشته باشد؛ 3- تهیه مواد خوراکی و سایر امور لازم؛ البته باید از اسراف در این زمینه پرهیز نمود و به عوض آن، به مساکین دست گیری داشت و صله رحم را قوت بخشید؛ 4- برنامه ریزی دراشتراک به برنامه های قرآنی (چه از فضای حقیقی یا مجازی) 5- ایجاد جوّ رمضانی درفضای خانه؛ با:   ـ راه اندازی درس جمعی درخانه؛   ـ تلاوت مشترک و عبادت مشترک؛   ـ ضرورت به تنظیم و توجیه اطفال؛   ـ تنظیم خواب و بیداری اعضای خانه؛   ـ تصفیه فضای خانه ازمنکرات.

♦️خواهری که خواب نبی(ص) را زیاد می بیند!! ❓خواهری سوال کرده اند: یکی از خواهران ما چند وقت شده خیلی خواب حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و حضرت عایشه را میبینه و هم این که حضرت عایشه دست اور میگیرن میبرن به بهشت و دوزخ رو هم به او نشان میدن.. حکم آن چیه؟ اگر توضیح دهید! 🔸الجواب: از مجموع دلایل معلوم می شود که ممکن است شیطان در خواب انسان، دستبرد زده و به هر چهره ای که بخواهد به وی ظاهر شود؛ مگر هر گز از چهرة پیامبر(ص) تقلب کرده نمی تواند؛ پس ما هر کسی غیر از نبی(ص) از صحابه یا دیگر بزرگان امت را به خواب ببینیم ممکن است راست باشد و نیز ممکن است دستبرد شیطان باشد؛ البته از روی پیامِ خواب که چقدر صحیح و الهام بخشِ خیر وهدایت هست یا نیست می توان تا حد زیادی پَی برد که آیا شیطان هم دستبردی در آن داشته یا نداشته است؛ اما خواب پیامبر(ص) بدون هیچ دغدغه ای راست و درست است. البته شرط صحت خواب آن حضرت(ص) این است که چهره ای را که می بیند باید با خصوصیات چهره آن حضرت همانگونه که در کتاب های حدیث آمده است مطابقت داشته باشد؛ چنان چه ابن سیرین تابعی(رح) که متخصص این امت در تعبیر خواب شناخته شده است، حسب آن چه امام بخاری در ذیل حدیث رویت نبی(ص) به خواب (حدیث:6993) از وی آورده که صحت خواب را به همین نکته مشروط می دانسته گفته است: «إِذَا رَآهُ فِي صُورَتِهِ». (در صورتی، خواب نبی(ص) دیدن دقیق و درست است که ایشان را در چهره خود ایشان ببیند). لذا، در صورتی این گونه خواب دقیق و درست است که با خصوصیات چهرة نبی(ص) مطابقت داشته باشد. البته اگر کسی چنین سعادتی نصیب وی می شود بهتر است به هر کس قصه نکند تا مبادا دچار غرور شده و از برکات معنوی آن محروم گردد. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

♦️محفوظیت قرآن از تحریف؛ اما مسلمان ها چه؟ ❓سوال شده است که: یهودیان تورات را تغییر دادند ومسیحیان انجیل را، و چون کفار فهمیدند که قران را تغییر داده نمیتوانند پس مسلمانان را تغییر دادند آیا این درست است؟ اگر بلی چگونه؟ 🔸الجواب: این که یهود و نصارا کتابهای آسمانی خویش را تغییر داده اند حقیقت تلخی است که تاریخ و واقع و نیز آیات زیادی درقرآن آن را تصدیق می کند. و این که قرآن مجید با گذشت بیش از 14 قرن همچنان، سالم و دست نخورده بمانند روز نزولش باقی مانده است هم حقیقتی است که کمتر کسی در جهان می تواند منکر آن شود. البته این که قرآن را کسی تغییر داده نمی تواند به معنی این است که همواره جمع عظیمی در هر نسل از ابنای این امت بوده و خواهند بود کسانی که الفاظ قرآن را حفظ داشته باشند و نیز در کتب درج باشد تا اگر کسی تغییری در الفاظ آن آورد زود شناخته شده و کارش بر ملا و رد شود و نیز جمع زیادی معنی و تفسیر آن را درست دانسته و عهده دار تفسیر صحیح قرآن باشند تا اگر کسی معنی را تحریف می کند هم شناخته شود و در نتیجه، نه در حد الفاظ و نه در حد معنی، چیزی از قرآن از بین نرود و از آن جا که قرآن برای تمامی بشر تا آخر دنیا نازل شده است؛ پس اهل هر عصر و نسلی به آن دسترسی داشته و از آن محروم نمانند و نیز حجت الهی در حق آنان تمام شود؛ پس معنی حفظ قرآن این نیست که هیچ کس زبان و یا قلمش قادر نخواهد شد تا چیزی بر خلاف آن بگوید یا بنویسد؛ بلکه همواره تحریف¬گرانی بوده و خواهند بود که با بیان و نوشتار، دست به تحریف قرآن –به ویژه تحریف معنا و تفسیر آن- زده و می زنند. البته یهود و نصارا در حفاظت کتاب خویش، این لیاقت را نیافتند و الله متعال نیز آنان را بر این امر یاری نکرد؛ از این رو، آنچه الآن به نام تورات و انجیل موجود است نمی توان اعتماد کرد که کدام قسمت آن اصلی و کدام بخش آن، جعلی و دستکاری شده است؛ و تنها برخی موارد آن را با قرائنی دیگر اگر بتوان تشخیص داد. و این ادعا که کفار در پی تغییر مسلمان¬ها باشند حرف دقیقی است؛ همواره جهت های شرور شان تلاش کرده و می کنند تا مسلمان ها را از قرآن دور داشته و فرهنگ و روش زندگی خویش را بر ایشان بقبولانند و معنی: "تهاجم فرهنگی" که از آن زیاد می شنویم هم دقیقاً همین است و می بینیم که چگونه با استفاده از رسانه ها و شیوه های های مختلف دیگر شب و روز در پَی زشت جلوه دادن چهرة اسلام و جا انداختن الگوی خود اند و از این سو هم در میان امت اسلامی ما، کم نیستند از حکام و رعیت، کسانی که تحت تأثیر ایشان قرار گرفته و تدریجاً از اسلام، دور و به رنگ ایشان رنگ می گردند؛ و متأسفانه اوضاع نابسامان ما مسلمان ها و تجربه های ناقص و نا کام در سطح جهان اسلام از تطبیق اسلام هم مانند نفت بر آتش، آن را شعله ور تر کرده است. والله المستعان. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

بیست‌ویکم فبروری در چنین روزی از سال ۱۹۶۵ میلادی، «مالکوم ایکس» یکی از مشهورترین مبلغان و دعوتگران اسلام در ایالات متحدۀ آمریکا ترور شد. «مالکوم ایکس فعال سیاه‌پوست و مسلمان فعال حقوق بشر و مدافع حقوق آفریقایی‌ها بود. نام خانوادگی وی لیتل بود. در اظهار عمومی این اسم متعلق به سیاه‌پوستان بود و ترجمهٔ آن در فرهنگ لغت به معنای کوچک و حقیر است. او به دلیل مبارزات شجاعانه علیه تبعیض نژادی و همچنین زندگی پر فراز و نشیبش مشهور است. مالکوم ابتدا تحت تأثیر اندیشه‌های الایجا محمد سیاستمدار مسلمان آمریکایی رهبر گروه ملت اسلام (امة الاسلام)، به ضدیت کامل با سفیدپوستان دست زد. اما بعد از سفر حج تغییر عقیده داد و به برابری کامل انسان‌ها معتقد شد. وی در پی بیدار کردن غرور خفتۀ نژاد سیاه‌پوست ساکن آمریکا از طریق فعالیت‌های مدنی و اجتماعی بود. مالکوم ایکس همچنین باوری به اندیشه مبارزۀ عاری از خشونت نداشت و معتقد بود اگر دولت مایل یا قادر به تأمین عدالت و امنیت برای سیاه‌پوستان نیست، آن‌ها می توانند با اعمال خشونت از خود محافظت کنند.» [ویکیپیدیا] مالکوم ایکس زندگی خود را به عنوان یک کفاش آغاز کرد، سپس در رستوران پیش‌خدمت شد، بعد از آن مرتکب جرمی شد که او را به زندان کشانید و در زندان آن‌طور که باید و به معنای کامل کلمه، انسان آزاده ای شد؛ زیرا با تکرار کلمۀ طیبه، به اسلام گروید. مالکوم از زندان، انسان دیگری بر آمد. کفاش دیروز، یکی از برجسته‌ترین مبلغان اسلام و مخالفان نژادپرستی در آمریکا شد. این اسلام، دین بزرگی است که معجزات خود را بار دیگر به ما نشان می‌دهد، دینی که شبانان شبه‌جزیرۀ عربی را به تمدن‌سازانِ بزرگ و فاتحان امپراتوری‌های بزرگ مبدل نمود؛ همین دین و همین آیین، زندگی مالکوم ایکس را نیز زیر و رو و دگرگون کرد و از وی انسان آزاده‌ای ساخت. مالکوم ایکس در سفر حج خویش نوشت:
«در تمام عمرم هیچ‌چیز واقعی‌تر از این برادری بین مردم از هر رنگ و نژادی ندیده‌ام. آمریکا باید اسلام را درک کند؛ زیرا این تنها دینی است که می‌تواند مشکلات نژادپرستی را در آن حل کند.»
با آنکه مالکوم ایکس ادیب نبود؛ با آن‌هم سخنانی جاودانه و ماندگار از خود به جای گذاشته است و گویا اندیشه‌ها از انسان‌ها ماندگارتراند؛ از جمله سخنان وی، اینک گفته‌هایی تقدیم خوانندگان عزیز می‌نماییم.
اولین قدم برای موفقیت در امتناع شما از تسلیم شدن در برابر شرایط اطراف و محیط نهفته است.
اعتماد مانند انسان است؛ سال‌ها طول می‌کشد تا رشد کند و بزرگ شود و ثانیه‌ها طول می‌کشد تا بمیرد.
وقتی یک اشتباه را همیشه و هر بار تکرار می‌کنید، عذر و بهانه ارزشی ندارد.
زندگی آسان‌تر نمی‌شود؛ شما باید قوی‌تر شوید.
اگر هنر نادیده گرفتن را درست نیاموخته باشید، چیزهای زیادی را از دست خواهید داد که نخستین آن سلامتی شماست.
شکست اول دردناک است؛ اما بقیه شکست‌ها فقط درس‌هایی‌اند که انسان را تقویت می‌کنند و بس.
فاصله‌ای که بین خودمان و برخی افراد حفظ می‌کنیم، به معنای تکبر و غرور و خودبرتربینی نیست؛ بلکه به معنای تمایل به استمرارِ احترام است.
حقیقت با مظلومان است.
برای آرامشِ خاطر، چنان سکوت کن گویا چیزی نمی‌دانی؛ و طوری نادیده بگیر انگار چیزی ندیده‌ای.
فقط یک احمق به دشمنش اجازه می‌دهد تا فرزندانش را تعلیم دهد.
اگر مراقب نباشید، روزنامه‌ها با شما کاری خواهند کرد که از ستمدیدگان متنفر باشید و به ستمگران عشق بورزید.
در محکوم کردنِ افراد فقط به این خاطر که او کاری که تو می‌کنی را انجام نمی‌دهد یا مثل تو فکر نمی کند، عجله نکن؛ چون زمانی بود که تو هم چیزی که امروز می‌دانی را نمی‌دانستی.
شما نمی‌توانید صلح را از آزادی جدا کنید؛ چرا که هیچ‌کس نمی‌تواند در صلح باشد، مگر اینکه آزادی داشته باشد.
من خیلی زود در زندگی‌ام یاد گرفتم که اگر می‌خواهی به چیزی برسی، بهتر است کمی سروصدا ایجاد کنی.
قبلا یک بار مجرم بودن مایهٔ شرمساری نیست؛ مجرم باقی ماندن مایۀ شرمساری است.
هیچ‌کس آزادی را به شما هدیه نمی‌دهد؛ هیچ‌کس برابری و عدالت را به شما اعطا نمی‌کند؛ برای به دست آوردن آن خود باید اقدام کنید.
من طرف حقیقت هستم، مهم نیست چه کسی آن را می‌گوید؛ من طرف عدالت هستم، مهم نیست برای چه کسی یا علیه چه کسی است.
مالکوم ایکس به سیاه‌پوستان می‌گفت:
«زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‌کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‌های آمریکایی‌ها لذت ببرید. اما شما از این میوه‌ها لذت نبرده‌اید. شما تنها از خارها و سختی‌ها لذت برده‌اید برای اینکه شما باید سخت‌تر کار می‌کردید تا به میوه‌ها دست یابید.»
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

Repost from امروز...
فضای زیر یک انگشت سیاره و نظام شمسی ما به تناسب کهکشان و کاینات، نقطه‌ای هم در عالم محسوب نمی‏‌شود؛ چه برسد به وجود ما و از آن کوچک‏‌تر، فرض کنیم انگشت‌مان و یا قسمتی از آن؛ اما اگر این قسمتِ کوچکِ این عضوِ کوچک را بر چشم خویش قرار دهیم، مانع دیدنِ همه‌چیز حتی دنیا و از آن گذشته کاینات با همه وسعت‌اش می‌گردد؛ محدودۀ فراگیری آن، بستگی به میزان دور و نزدیکی با دید، و قسمتی دارد که بر آن گذاشته می‏‌شود؛ اگر فرض کنیم انگشت خویش را روی تصویری که نشانگرِ یک برگ است بگذاریم، ممکن است در طول و عرض خویش، حدودا دو یا حد اکثر سه سانتی متر مربع جای را روی این برگ اشغال کند، و اما در تصویر دیگر اگر آن را بر کوهی بگذاریم، این حد گسترش بیشتری می‏‌یابد، و فضای زیر انگشت‌مان، ممکن چندین متر مربع از آن کوهِ سر به فلک کشیده را در بر بگیرد؛ و اگر این عملیه را روی تصویر سوم؛ کرۀ زمین انجام دهیم، محدودۀ یک قاره و یا حد اقل، چندین کشور را احتوا می‌نماید؛ و اگر آن را روی تصویر مجموعهٔ نظام شمسی بگذاریم، حالا علاوه بر زمین ما، شاید یکی دو سیارۀ دیگر نظام شمسی را نیز در بربگیرد؛ هم‌چنان ادامه می‏‌دهیم، حالا ما را حیرت فراگرفته است، این انگشت کوچک ما، با گذاشته شدن بر یک کهکشان، قسمت بزرگی از آن را پوشانیده است؛ عجیب‏‌تر این‌که با عبور از آن، و گذاشتنِ انگشت بر فضایی دورتر، حالا ما می‌توانیم با خود، چندین کهکشان را داشته باشیم، به این تناسب، هر چه محدوده‌های دورتری با انگشت خویش بپیماییم، محدودۀ گسترده‌تری از کاینات را در بر می‏‌گیرد. حالا به انگشت خویش بنگریم، و فضایی که در عالم کاینات می‌تواند بپوشاند. آری این انگشت‌مان گر چه کوچک است؛ اما اگر با غرور آن را بر دید خویش بنهیم، مانع بینایی ما می‏‌گردد و در ورای آن، جز همین پارۀ کوچک گوشتی، چیزی نمی‏‌بینیم؛ هم‌چنین اگر ما موانعی را بر چشمِ دلِ خویش بنهیم، هم‌چنان مانع بینشِ درونی ما می‏‌گردد و ما با کورسویی، از کنار حقایق می‌گذریم و بدان وقعی نمی‏‌نهیم؛ بدان ارزشی نمی‌دهیم؛ که اصلا آن را حس نمی‌کنیم. و این بدان خاطر نیست که ما با حرکت یک انگشت، بتوانیم بر حجم اشیاء تاثیر بگذاریم؛ بلکه این فریبی است که بر دید خویش می‏‌زنیم و سرپوشی که بر بینش خود می‏‌نهیم. حالا بر می‌گردیم به تصویر نخست، دوباره نگاهی می‌اندازیم به فرجامین تصویر، و سپس به خود و این انگشت کوچک و این انسانی که چنین دید و بینشی دارد. #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

📢 یک مژده از مدرسه‌ احیاءالعلوم هرات: 📚 آغاز دوره‌های: خُرد و کلان حدیث نبوی(ص) با شروع ماه رمضان🌙 (در دو بخش: برادران و خواهران) ♦️اماکن ثبت نام: ۱- مدرسه احیاءالعلوم، واقع: سرک برامان، مقابل تالار کینگ؛ کوچه ملاسیان؛ اول کوچه (ویژه خواهران) 2- دارالعلوم شاه ولی الله دهلوی؛ واقع: جاده انصاری(برای خواهران وبرادران) ♦️زمان ثبت نام: الی 15 حوت؛ همه روزه از ساعت 9 الی 12 ظهر. ♦️ محل برگزاری دوره‌ها: مدرسه احیاءالعلوم، واقع: کوچه ملاسیان ♦️تایم درسی: همه روزه، بعد از ظهرها به مدت چهار ساعت نجومی در ده ماه سال. ♦️شرایط پذیرش: 1- داشتن سند فراغت از مدارس دینی یا پوهنحی‌های شرعیات. 2- کامیابی در امتحان ورودی. 3- امضای تعهدنامه‌ پابندی به مقررات و آداب لازم. 💧پذیرش محدود است؛ عجله نمایید! برای معلومات بیشتر: 0790022879- 0790130033

رویال فارغ حقوق پیشنهاد کار بمدرسه: سلام علیکم جناب استاد انشاءالله که صحتمند باشید غرض از مزاحمت سوالی داشتم به ارتباط میراث آیا مرد میتونه مال خو را در زمان حیات خو به پسرا خو ببخشه که به دختران نرسه و آیا او بخشش نیاز به امضای دختران داره ؟ ضياء احمد فاضلي: علیک السلام و.. تبعیض بین اولاد در بخشش کدام چیزی گناه و ظلم است، نبی(ص) به کسی که ایشان را شاهد می‌گرفت در چنین بخششی، فرمودند: می‌خواهی مرا بر ظلمی شاهد بگیری؟ و اگر چنین کرد نتیجه اش به قرار زیر است: ۱- اگر به گونه سند تملیک درحیات خود به برخی فرزندان داده باشد بعد از وفات پدر، دختران آن را نقض کرده نتوانسته و محروم می مانند. ۲- اگر به گونه وصیت بعد از سر باشد با وفات آن شخص، این وصیت بی‌اعتبار می شود، اگر چه دختران هم سند وصیت را امضا کرده باشند. نبی(ص) فرمودند:  "وصیت برای وارث اعتبار ندارد" ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت صدونهم) همسر خلیفه هارون‎الرشید ام عزیز ملقب به زبیده بود. ایشان زنی عرب، از تیره‎ی عباسی و دختر جعفر بن منصور بود. وی را زبیده لقب داده بودند؛ زیرا پدربزرگش خلیفه منصور هنگام خردسالی وی، او را به علت سفید پوستی‎اش زبیده صدا می‏‌کرد که به این نام معروف گردید. هارون‎الرشید در زمان خلافت پدرش مهدی با وی ازدواج نمود و ثمره‎ی این ازدواج، فرزندش امین شد. زبیده زنی بزرگوار، زیبا و علاقمند امور خیریه و دارای منزلتی والا بود و محبوب‎ترین شخص به نزد هارون‎الرشید شمار می‏‌رفت. تاریخ‏‌نگار مشهور ابن خلّکان می‏‌گوید: زبیده خدمت‏‌گزاران خویش را دستور می‏‌داد تا قرآن‏‌کریم را حفظ نمایند. گفته شده است وی هنگامی‎که فریضه‎ی حج را انجام داد، سه میلیون دینار به امور خیریه و فقرا به مصرف رسانید. او آب را از چشمه‎ای که به نام خودش مسمی گردید، به حرم مکه‎ی مکرمه انتقال داد. زبیده ۶۲ سال عمر نمود که از آن جمله ۲۳ سال بعد از وفات هارون‎الرشید بود. سرانجام در سال ۲۱۶ هجری در بغداد دیده از جهان فروبست. وفات هارون‎الرشید هارون‎الرشید در سال‏‌های اخیر زندگی‎اش بران شد تا یکی از فرزندانش را به عنوان ولی‏‌عهد خویش برگزیند. درین باب، درباریان و اراکین دولت، به دو دسته تقسیم گردیده بودند؛ گروهی خواهان به خلافت رسیدن امین فرزند زبیده بودند، و توده‎ای نیز بران بودند تا خلیفه فرزند خویش مأمون را به عنوان ولی‏‌عهد انتخاب نماید. سردسته‎ی گروه دوم، فضل بن سهل بود که خود نیز اصالت فارسی داشت. به این علت که مأمون از امین بزرگ‎تر است، وی را سزاوار این مقام می‏‌دانست و هم برای این‎که مراجل مادر مأمون نیز از تبار فارس بود. در حالی‎که گروه اول که زعامت آن را وزیر دربار فضل بن ربیع و زبیده مادر امین بر عهده داشتند، برای حفظ کیان عربیت در دربار خلافت، خواهان به خلافت رسیدن امین بودند که از مادری عرب به دنیا آمده بود. هارون‎الرشید در فرجام تصمیم خویش را اتخاذ و آن را برای همگان آشکار ساخت؛ وی ولی‏‌عهدی را به ترتیب برای امین، سپس مأمون، و در پی، قاسم ملقب به مؤتمن قرار داد؛ تا یکی بعد از دیگری به عهده‏‌داری امور بپردازند. وی این دستور خویش را بعد از انجام فریضه‎ی حج در سال ۱۸۷ هجری، به روی پارچه‎ای نوشت و امیران و وزیران و دانشمندان و قاضیان را بران گواه گرفت و آن را در داخل خانه‎ی کعبه گذاشت. هارون‎الرشید برای تضمین این پیمان و جهت تفاهم و هم‎کاری و عدم رسوخ حسادت و کشمکش میان فرزندانش، برای هر یکی از این سه، امارتی سپرد؛ امین را عهده‎دار امارت شام و عراق نمود؛ خراسان و بلاد ماوراءالنهر و مشرق را به مأمون داد و مؤتمن را نیز بر مسؤولیت جزیره و مرزها و مناطق هم‏‌مرز با روم گماشت. هم‎چنان از امین و مأمون پیمان گرفت تا یکی به شؤون امارت مناطق تحت حیطه‎ی دیگری دخالت ننماید. هم‎چنان از هر دو پیمان گرفت تا به جزیره، منطقه‎ی تحت سیطره‎ی برادرشان مؤتمن نیز دخالت ننمایند. در سال ۱۹۳ هجری مصادف با ۸۰۹ میلادی فتنه‎ای در ترکستان به زعامت رافع بن لیث سر بلند نمود و رفته‎رفته خطر آن بزرگ و بزرگ‎تر شد. جهت خاموش نمودن آتش این فتنه، خلیفه خود در رأس سپاهی عازم ترکستان شد. هنگامی‎که به شهر طوس در خراسان رسید، مریض شد و آهسته‎آهسته بیماری‎اش شدت یافت و در فرجام، در چهل و پنجمین سال عمر خویش بعد از بیست و سه سال خلافت وفات نمود. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

شرح یک حدیث نبوی(ص) عنوان: تأثیر مشکلات و مصایب، بر پاکی مسلمان از گناه از ابوسعيد و ابوهريره - رضي الله عنهما - روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلاَ وَصَبٍ وَلاَ هَمٍّ وَلاَ حَزَن وَلاَ أَذًى وَلاَ غمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةُ يُشَاكُها إِلاَّ كفَّر اللَّه بهَا مِنْ خطَايَاه» [متفقٌ عليه] ترجمه: هيچ رنج و بيماري و غم و اندوه و آزار و اذيتي به شخص مسلمان نمي رسد و يا حتي خاري به پاي او فرو نمي رود، جز آن که خداوند آن را کفاره ي گناهانش قرار مي دهد. کلمات کلیدی: نصب: خستگی. وصب: درد. هَمّ: مشکلی که انسان را به فکر فروبرد. حَزَن: اندوه. أَذًى: آزار. الشوکة: خار. فواید علمی و تربیتی: 1- مشکلات و ناگواری ها در مسیر زندگی انسان از یک نوع نبوده؛ بلکه متنوع و گوناگون است. 2- مسلمان، بخواهد یا نخواهد با مشکلات رو برو می¬شود؛ البته عموم انسان¬ها چنین اند؛ الله متعال فرموده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ». [البلد: 4] (ما آد مي را براي رنج و محنت آفريده ايم). انسان اگر این حقیقت را درک کند و آن را همیشه به خاطر داشته باشد که وجود مشکلات در زندگی انسان، بخشی از سنت های لا یتغیر الهی بوده و این سنت الهی بالای عموم بشر ساری و جاری است در آن صورت تحمل مصیبت برایش سهل¬تر و آسان-تر خواهد شد. 3- هر مشکل و مصیتبی که مسلمان با آن رو برو می¬شود –و لو به کوچکی خلیدن یک خار در پا باشد- هر کدام به نوبة خود –اگر او از خود صبر و تحمل نشان دهد- سبب کفارة گناهان وی و پاکیزگی او از گناهان می¬شود. 4- مسلمان در برابر مصایب و ناگواری¬ها خود را نباخته و دچار یأس و افسردگی نمی¬شود؛ چه این که می¬داند اگر مصیبت، ظاهری تلخ دارد؛ اما ثمره اش شیرین است؛ در حالی که مصیبت در زندگی فرد بی¬ایمان که از چنین باور و عقیده ای محروم بوده و حسب برداشت نادرست خویش آن را محض خشم طبیعت برای خود قلمداد می¬کند نتیجه¬ای جز اندوه و حسرت و بسا افسردگی برایش در پَی ندارد. 5- برای یک مسلمان -از برکت ایمان و عقیده اش- هر چیز این دنیا معنی و هدف دارد؛ و هیچ چیز آن، عبث و بیهوده نیست؛ پس او مانند یک انسان بی¬باور، زندگی را در تحیر و سردرگمی سپری نکرده و از پوچی و بیهودگی، رنج نمی¬برد. ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاء العلوم هرات.

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت صدوهشتم) 🏷️ مجالس اجتماعی هارون‎الرشید نمادی از کرم و بخشش بود. ادیبان و شاعران و صاحبان فصاحت و بلاغت، و خوانندگان همه گرد وی گرد آمده بودند و همواره در کاخ خلافت وی نشست‏‌های ادبی و علمی برگزار می‏‌گردید و دران هر کس با همتایان خویش به رقابت می‏‌خاست و شاعران با هم به مشاعره می‏‌پرداختند. هم‎چنان مجالس ویژه‎ای برای دل‎خوشی و گفتارهای فصیح و خوانندگی برگزار می‏‌گردید. از مشهورترین ادیبان، شاعران و... عهد خلیفه هارون‎الرشید، می‏‌توان افراد زیر را نام برد: اصمعی؛ ادیب بزرگ، شاعر و نویسنده. خلیفه مسؤولیت تعلیم فرزند خویش امین را به وی سپرده بود. اصمعی در سال ۷۴۰ میلادی در بصره به دنیا آمده و در سال ۸۲۸ میلادی وفات نمود. ابوالعتاهیه؛ وی را به علت علاقه‎ی خاص وی به شوخی و بی‏‌باکی، ابوالعتاهیه لقب داده بودند. وی در کوفه رشد نمود و شاعری مشهور بود. او در زمان هارون‎الرشید و تا هنگام خلافت مأمون زنده بود و در سال ۸۲۵ میلادی وفات یافت. ابونواس؛ او از شاعران بزرگ عصر عباسی بود. وی زندگی خود را در قرب هارون‎الرشید سپری نمود. در سال ۷۶۲ میلادی در کوفه چشم به جهان گشود و در سال ۸۱۳ میلادی در بغداد دیده از جهان فروبست. ابراهیم موصلی؛ موسی‌قی‏دان مشهور، شاعر، خواننده و از ندیمان خلیفه هارون‎الرشید بود. در سال ۷۴۲ میلادی در کوفه به دنیا آمد و در سال ۸۰۴ میلادی در بغداد از دنیا رفت. از مشهورترین طبیبان دوره‎ی خلافت هارون‎الرشید، جبرائیل بختیشوع طبیب مسیحی از قبیله‎ی سریان بود که دارای کتاب‎های متعددی در حوزه‎ی علم طب است. وی در سال ۸۳۰ میلادی در گذشت. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔹 مهمانی رمضان در راه است، برای استقابل آماده شوید 📝 نویسنده: عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات. موارد مطلوب برای استقبال از رمضان برای اینکه بتوانیم رمضان را بدون خستگی و احساس سنگینی، سپری نماییم و از لحظه لحظه‏ ی آن کمال استفاده را ببریم، پسندیده به نظر می رسد که بر مواردی قبل از فرارسیدنِ این ایام، تمرکز نماییم تا با روح و روانی آماده به پیشوازِ رمضان برویم: 🌙عزمِ خویش را انجام اعمال صالح جزم نماییم و هر آن و هر لحظه، خود را به عبادت مشغول بداریم. 🌙فرصت را از دست ندهیم؛ زیرا ممکن است این آخرین سال و آخرین فرصتی باشد که این ایام را درک می کنیم. 🌙 با توبه و رجوع به الله متعال، خود را از دام گسترده‏ی دنیا برهانیم و در نعیمِ رحمت و بخشش الهی قرار دهیم. 🌙برنمازهای خویش مواظبت نموده و همواره در پیِ به دست آوری پاداش جماعت و صف اول و تکبیر افتتاح باشیم. 🌙مواظب سنت های مؤکد باشیم، تا هرگز از دست مان نرود؛ زیرا انجام سنت های مؤکد، دارای اجر و پاداش بزرگی است، پیامبر فرمودند: «مسلمانی که روزانه غیر از فرایض دوازده رکعت نماز می خواند خداوند برایش در جنت خانه ای می سازد. یا برای او خانه ای در جنت بنا می شود» [مسلم]. 🌙بر روزه گرفتن، آزمند باشیم؛ خاصتا روزهای دوشنبه و پنج شنبه‏ ی هفته، روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه و یا با روزه گرفتنِ یک روز و افطار روز دیگر. 🌙بر تلاوت قرآن، مواظبت نماییم و تا با به خوانش گرفتن آن، به استقبال ماه قرآن برویم. 🌙ذمه و دوش خود را از حقوق دیگران خلاص نماییم و قرض و وامی که از دیگران به دوش داریم، به اهلش برگردانیم تا با خاطری آسوده و دلی فارغ، به رمضان روی بیاوریم و همه‏ ی توجه ما به خداوند و روز آخرت باشد. 🌙اذکار و اوراد مأثور را با زبان جان و حضور قلب، بخوانیم. از جمله اذکار صبح و شام، اذکار بعد از نمازها و...     و به دقت متوجه باشیم تا از این اوقات متبرک به خوبی استفاده نموده و این فرصت استثنایی را به هیچ صورتی، از دست ندهیم. الله بلغنا رمضان و بارک لنا فی شعبان 📝 متن کامل :   http://eslahe.com/?p=22999

در معنی دعایی قنوت کمی تفکر کنید چقدر لذت بخش است . وچه عهد وپیمانی که هرشب با خدا"ج" میبندیم وفردا فراموش مان میشود. *اَللّهُمَّ اِنّا نَسْتَعینُکَ وَ نَسْتَغْفِرُکَ* اَی الله از تو کمک و بخشش می طلبیم *وَ نُؤْمِنُ بِکَ*    =     و بر تو ايمان مى آوريم *وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیْکَ*    =    و برتو توکل میکنیم *وَ نُثْنی عَلَیْکَ الْخَیْرِ*  = و تو را ستایش می کنیم به ذکرِ خیر *وَ نَشْکُرُکَ*     =      و از تو شکر گذارى می کنیم *وَ لا نَکْفُرُکَ*       =         و ناشکری نمی کنیم *وَ نَخْلَعُ*      =          جدا ميشويم  *وَ نَتْرُکُ مَنْ یَفْجُرُکَ*  =   ورها میکنیم آن کسی را که از تو پیروی نمی کند *اَللّهُمَّ اِیّاکَ نَعبُدُ*   =    يا الله براى تو عبادت مى كنيم *وَ لَکَ نُصَلّی*    =       و برای تو نماز ادا می کنیم *وَ نَسْجُدُ*   =       و برای تو سجده می کنیم *وَ اِلَیْکَ نَسْعی*  =       و بسوی تو می دویم *وَ نَحفِدُ*   =       و برای هر امرِ تو حاضر هستیم *وَ نَرجُوا رَحمَتَکَ*  =    و امیدوارِ رحمت تو هستیم *وَ نَخْشی عَذَابَك*  =    و از عذابِ  تو می ترسیم *اِنَّ عَذابَکَ بِالْکُفّارمُلْحِق*   =      بی شک عذابِ تو تنها برای کافران است..!

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت صدوهفتم) 🏷️ شکوفایی علم و دانش و صنعت و تجارت تمدن اسلامی در زمان هارون‎الرشید به شکوفایی خاصی رسید و در عرصه‎ی تجارت، دارای فعالیت‏‌های ملموسی بود که بیش از هزار سال پیش‎تر از مهندس فیردینان دولیسیبس فرانسوی، وی در اندیشه‎ی وصل دریای مدیترانه به دریای سرخ بود. از زمره‎ی عوامل توسعه‎ی تجارت در زمان حکومت‎داری هارون‎الرشید، گسترش دامنه‎ی جغرافیای دولت اسلامی و از جانبی تعامل دولت اسلامی با روم و چین و آفریقا و دیگر ملت‏‌های مختلف دنیا در داد و ستد بود. عرب‏‌ها در تجارت خویش در ناحیه‎ی شرقی تا چین و در ناحیه‎ی غربی تا اقیانوس اطلس، از جنوب به جزیره‎ی ماداگاسکار و با گذر از صحرای آفریقا خود را به نهر نیجر رسانیده بودند. هارون‎الرشید به امور رعیت به درستی رسیدگی می‏‌نمود؛ تا جایی‎که پنهانی و به شکل ناشناس در کوچه‏‌ها و بازارهای بغداد قدم می‏‌زد تا با درماندگان هم‎کاری نماید. در زمره‎ی کارکردهای مهم خلیفه هارون‎الرشید، تأمین راه‏‌های تجاری و حفر چاه در مسیر راه‏‌ها برای استفاده‎ی مسافران و رهگذران بود. وی در مسیر راه‏‌ها، کاروان‏‌سراهایی برای توقف قافله‏‌ها آماده کرده بود تا مسافران دران توقف نموده و نیازهای خویش را برطرف نمایند. هم‎چنان مدارس، مساجد و بیمارستان‏‌های عدیده‎ای ساخت و در دسترس ملت گذاشت. تالیف و ترجمه را رونق داد و به ترجمه‎ی کتاب‎های نوشته شده‎ی هندی، فارسی و رومی به زبان عربی، تشویق نمود. هارون‎الرشید به گسترش علوم توجه خاصی مبذول می‏‌داشت. وی دستور داد تا مراکزی برای دانش‎سرای علوم طبی تأسیس گردد و از آن‎جا طبیبانی به جامعه تقدیم گردد. دران زمان دو نوع مرکز آموزشی علوم طبی وجود داشت؛ بیمارستان یا شفاخانه‏‌هایی که به شکل عملی بیماران را مورد تداوی قرار می‏‌دادند و مراکزی‎که به شکل نظری، آیین طبابت برای دانش‎آموزان دران تدریس می‏‌گردید. هم‎چنان خلیفه هارون‎الرشید صنعت را در ولایت‏‌های مختلف اقلیم خلافت اسلامی رونق داد که از مهم‎ترین آن، در زمان وی صنعت فرش‎بافی رواج نیکویی یافت و فرش‏‌هایی از حریر و پنبه و پشم ساخته می‏‌شد. صنعت بافندگی و فرش‎بافی‏‌هایِ با نقش و نگار نیز ایجاد گردیده و شکوفایی یافته بود و پارچه‎های مختلفی دران تهیه می‏‌گردید. صنعت ظروف و شیشه‏‌سازی و سفالینه‏‌گری نیز رونقِ به‎سزای خویش را داشت. در زمان وی، هر شهر و محیط و منطقه، صنعت کالای خاص خود را داشت و به اساس آن شهرت یافته بود. کالای ساخته شده‎ی کوفه به کوفیات مشهور بود و دمشق نیز به ساخت نوعی از لباس که اروپایی‏‌ها نام دمشقی را بر آن گذاشته بودند، مشهور گردیده بود. موصل عراق به صنعت نوعی لباس شهرت یافته بود که عرب‏‌ها آن را موصلی یاد می‏‌نمودند. مصر نیز کالای مشهور خودش را داشت که به نام‎های دمیاطی منسوب به دمیاط، شناخته می‏‌شد. دمشق به صنعت کاشی‎سازی و سنگ‎کاری نیز شهرت یافته بود. در بسیاری از شهرهای اسلامی، صنعت زیورآلات و براق‏‌سازی سنگ‏‌های گران‎قیمت، پیشرفت خاصی نموده بود و مروارید و یاقوت و زمرد و الماس، از زمره‎ی کالاهایی بود که مورد پسند مردم ثروتمند بود. مشهورترین جواهر در تاریخ اسلامی، یاقوت سرخ بزرگی بود که پادشاهان ساسانی پیشین فارس، آن را به ارث برده بودند و سپس به دسترس خلیفه هارون‎الرشید قرار گرفت و آن را به چهل هزار دینار خرید. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

بدون شک، ثروت و نفوذ و بهره‏‌وری برمکیان از قدرت، و توزیع هدایا و مناصب به دوستان و یاران خویش، شعله‎ی دشمنی و خشم بسیاری از مردان قصر و اعضای کادر رهبری دولت و شخصیت‏‌های دربار و اعیان مملکت را علیه برمکیان برانگیخت؛ تا جایی‎که زبیده همسر خلیفه بر یحیی بن خالد برمکی پدر جعفر و فضل خشم گرفت و چندین‌بار به خلیفه هارون‎الرشید شکایت کرد که وی بر خانواده‎ی خلیفه در امر نفقه، سخت‎گیری می‏‌کند؛ در حالی‎که برای خانواده و قصرهای فرزندان خویش، با دستی پر و با کمال سخاوت از خزینه‎ی دولت مصرف می‏‌کند. سرانجام خلیفه تصمیم گرفت خاندان برمکی را از بین ببرد؛ لذا خادم امین خویش مسرور را با حماد بن سالم ابوعصمت همراه با گروهی از ارتش به قصر جعفر فرستاد، و آنان نیز در پیوند به این دستور، جعفر را دستگیر نموده و به زندان انداختند و در نتیجه سرش را بریدند. جعفر درین زمان ۳۷ سال سن داشت. هم‎چنان در همان شبی که جعفر کشته شد، خلیفه دستور داد یحیی را همراه با فرزندش فضل نیز به زندان اندازند که این دو نیز تا پایان عمر در زندان ماندند. یحیی در سال ۱۸۸ هجری مصادف با ۸۰۳ میلادی به سن ۷۰ سالگی در زندان بغداد و فرزندش فضل نیز در سال ۱۹۲ هجری به عمر ۴۵ سالگی در زندان رقه وفات نمودند.خلیفه همه اموال و ممتلکات برمکیان را مصادره نمود. بردگان و کنیزان‎شان را آزاد، و قصر و کابینه‎ی دولت را از وجود پیروان و یاران‎شان خالی کرد. با این عمل‎کرد خلیفه در سال ۱۸۷ هجری برابر با ۸۰۲ میلادی، کار برمکیان پایان یافت و آثارشان از بین رفت. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت صدوششم) 🏷️ از بین رفتن برمکیان توسط هارون‎الرشید اصل خاندان برمکی به برمک مجوسی بر می‏‌گردد. ایشان خانواده‎ی فارسی ریشه‏‌داری‎اند. اولاد برمک مسلمان شده و ایمان آوردند. یکی از ایشان خالد نام داشت و با عباسیان از نخستین آوان تشکیل دولت، همراه و هم‎کار بود و با وسایل مختلف و همه‎ی آن‎چه در دست داشت، این دولت را یاری نمود؛ لذا به پاداش این هم‎کاری‎های وی، سفاح خلیفه‎ی عباسی وی را به عنوان وزیر خویش برگزید. خلیفه منصور نیز در زمان خلافت خویش، مسؤولیت عهده‎داری فارس، و سپس موصل را به وی داد. هم‎چنان هنگامی‎که هارون‎الرشید به مسند خلافت تکیه زد، یحیی بن خالد برمکی را به خود نزدیک نمود و او را جایگاهی والا داد و از وی شخصیتی بزرگ در دولت ساخت؛ هم‎چنان پسرانش فضل و جعفر را نیز به خود نزدیک نمود و مناصب بزرگی به ایشان سپرد. خاندان برمکی، محبوب‎ترین و بهره‏‌مندترین خانواده نزد هارون‎الرشید بودند. خیزران مادر هارون‎الرشید، فضل بن یحیی را شیر داده بود و مادر فضل و جعفر نیز هارون‎الرشید را شیر داده بودند؛ لذا فضل، برادر رضاعی هارون‎الرشید بود. از گفتار و تألیفات تاریخ‎نویسان بر می‏‌آید که برمکیان توسط دانش و فرهنگ و تجربه‎ی خویش، خدمات ارزنده‎ای برای خلیفه هارون‎الرشید تقدیم نمودند و با او در استحکام پایه‎های حکومت وی سهم بزرگی بر دوش کشیده و نقش مبرمی ایفا نمودند. این خانواده هفده‌سال با نفوذ و صلاحیت‏‌های مطلقی که در عرصه‎ی اداره‎ی امور دولت بدیشان سپرده شده بود، ثروت فراوانی گرد آورده بودند و قصر و بناهای بزرگی برای خود اعمار نموده و خادمین و موالی عدیده‎ای برگزیده بودند که با داشته‏‌های خلیفه همتایی می‏‌نمود. تاریخ‏‌نگاران در سبب خشم خلیفه بر خاندان برمکی، نظرهای مختلف و متفاوتی دارند که موجب از بین رفتن و از ریشه کشیده شدن این خاندان گردید. عده‎ای به این نظراند که سبب عمده درین باب، مربوط به قضیه‎ای در باره‎ی عباسه خواهر هارون‎الرشید است؛ خلیفه خواهرش عباسه را به شکل صوری به نکاح جعفر برمکی در آورده بود تا جعفر بتواند در مجالس خانوادگی دربار اشتراک نماید و با او شرط نموده بود که در پیوند به این ازدواج، هیچ علاقه‎ای با خواهرش عباسه ابراز ندارد؛ اما مدتی نگذشت که عباسه از شوهرش جعفر باردار گردید و فرزندی به دنیا آورد. خواهرش مخفیانه این نوزاد را همراه با کنیزی به مکه فرستاد تا وی را درانجا توسط دایه‎ای تربیت کرده و به وی رسیدگی نماید. هنگامی‎که خلیفه از این امر با خبر شد، بر جعفر خشم گرفت و سرش را برید و همه خاندان برمکی را از میان برداشت. این حکایت که بر سر زبان‎ها افتاده است و به شکل‏‌های مختلف و روش‏‌های متفاوت بازگو شده است، سبب اصلی این امر به نظر نمی‏‌رسد؛ بلکه درین باب، اسباب مهم‎تری از این روایت وجود دارد که ممکن سبب اصلی این خشم و انقراض شمرده شوند. مهم‎ترین این اقوال، قرار زیر است: برمکیان در سال‎های اخیرِ موجودیت خویش، پاره‎ای از امور دولت را بدون اخذ رأی از خلیفه انجام می‏‌دادند و خلیفه از آن بی‏‌خبر بود؛ از جمله می‏‌توان به قضیه‎ی یحیی بن عبدالله اشاره کرد که ایشان وی را با آن‎که سرکردگی شورشی را در بلاد دیلم علیه دولت عباسی رهبری می‏‌کرد، بدون در میان گذاشتن با خلیفه، آزاد نمودند که در نتیجه خلیفه از این امر اطلاع یافت و این عمل جعفر را خیانت شمرده بر او خشم گرفت و وی را کشت. ثروت‎اندوزی برمکیان و مصرف بی‎رویه و بدون حساب از اموال بیت‎المال و خزینه‎ی دولت برای اعمار قصرهای خویش، و توزیع ثروت برای خدمت‎گزاران و پیروان و هم‎کاران خود، که این امر بر شدت خشم خلیفه بر برمکیان افزود و چنان‎چه ابن جریر تاریخ‎نگار و دیگران می‏‌نویسند؛ هنگامی‎که خلیفه باخبر شد جعفر برای بنای قصر شخصی خویش اموال فراوانی به ارزش دو و نیم میلیون دینار از خزانه‎ی دولت گرفته و به مصرف رسانیده است، با وی چنین برخورد نمود و او را از بین برد. نفوذ و سیطره‎ی برمکیان در دولت ازدیاد یافته بود. در پیوند به این امر خلیفه از خطر نفوذشان بر خود می‏‌ترسید؛ تا مبادا ایشان با کسب قدرت بیشتر، خلافت را از وی بگیرند. هم‎چنین توسط بعضی از نزدیکان، خبرهایی به خلیفه رسیده بود که گویا برمکیان به علوی‏‌ها تمایل دارند و چه بسا ممکن در آینده چون خود اصالت فارسی داشتند، ضمن قیامی خواهان اعاده‎ی دولت به فارس شوند و یا هم بخواهند علوی‏‌ها را در رأس قدرت قرار دهند. این موارد اموری است که با تبانی دسیسه‏‌هایی از جانب درباریان منجر به فلاکت برمکیان گردید.