1 171
Suscriptores
+224 horas
+97 días
+430 días
Archivo de publicaciones
♦️حکم استعمال صابون ساخته شده از شیر الاغ
🔸پرسیده اند:
آیا استفاده از صابون شیر الاغ برای دست و صورت جایزاست؟
🔸الجواب:
شیر الاغ در خوردن حرام است، اما نجس نیست که با تماس به بدن، آن را نجس کند، جدا از اینکه غالبا وقتی از یک شیء صابون ساخته میشود ماهیتش تغییر میکند، پس اشکالی ندارد.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️بلوغ عقلی و بلوغ جسمی
پرسیدهاند:
آیا بین بلوغ عقلی و بلوغ جسمی تفاوتی وجود ندارد؟ چون در تفسیر نور فروزان فکر کنم جلد چهارم این موضوعی را مطالعه کردم
🔸الجواب:
آنچه داکتر صاحب فیروز هروی در تفسیر شان گفتهاند دقیق است، ایشان، در مقام استاد برای همه ما هستند..
روشن است که تا چهل سالگی، عقل در حال تکامل است، لذا، انبیاء(ع) در چهل سالگی به نبوت میرسیدند، اما شرع مبین، سن تکلیف را به حد اعلای نضوجت عقلی موقوف نکرده، بلکه با تکمیل شدن مبادی و اولیات آن، که غالبا با پختگی و رشد سِنی همراه است و با علایمی، چون: احتلام، یا قوی شدن صوت، یا رشد اندام خاص و یا لا اقل پورهکردن یک سن معین که [طبق نظر معروفتر] ۱۵ سالگی است حکم به ورود به دایره تکلیف کرده است.
♦️سوال شده است:
۱ . چرا دیه زن نصف دیه مرد است ؟
۲ . چرا حق حضانت طفل مربوط به پدرش است ؟
🔸الجواب:
۱- شما خود بگویید: آیا وقتی خانواده عضو مردش را از دست دهد بیشتر به لحاظ اقتصادی ضرر میکند یا عضو زنش را؟
و دیت هم جبران همین خساره است.
پس گویا همین نکته مد نظر شارع بوده است.
۲- بعد از طلاق، پسر تا ۷ سالگی و از دختر نا نه سالگی نزد مادرش میماند، پدر به زور آنها را از وی گرفته نمیتواند، اگر عروس نشده و حاضر به جمع ایشان باشد، البته هزینه آنها و مزد مادر به دوش پدر است و چون بزرگ شوند نزد فقهاء دو قول است، در یک قول به پدر تسلیم داده می شوند و در قول دیگر، آن دختر و پسر مخیر گذاشته می شوند تا کدام یک را انتخاب می کند، بعد با وی زندگی کرده و تا بلوغت هزینهاش بر دوش پدر است و در ازدواج دختر، ولیاش پدر اوست و نباید رضایت او نادیده گرفته شود.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️نگران آخرت فرزند خویشم
مادر داغدیدهای چند سوال به شرح زیر مطرح کرده اند:
۱- پسرم سال قبل به اثر حادثه ترافیکی به روز چهار شنبه فوت شد و هژده ساله بود وهمچنان یگانه پسرم بود چون من به خارج از کشور بودم جنازه را دفن نکردند تا من برسم دفنش شام پنجشنبه متصل به شب جمعه انجام شد ، آیا از فضیلت شب جمعه بهرهمند است؟
۲- دیگر اینکه پسرم هنوز چهار ماه به نزده سالگیش مانده بود و کمی شوخ طبع بود آیا برایش تخفیفی است
۳-ودیگر اینکه حادثه ترافیکی هم شهید محسوب میشود خودش راننده نبوده بلکه در عقب دوست خود روی موتر نشسته بوده است. خیلی برایش دعا میکنم وزیاد نگران هستم لطفا جهت آرامش قلب من جواب ارائه کنید. خوابهای خوبی می بینم اورا وهمچنان همه دوستان در همچنین خوابهای او را می بینند
🔸الجواب:
خواهر گرامی!
از الله تعالی برای فرزند شهید تان، مغفرت و رفع درجات، و برای شما صبر جمیل استدعا دارم.
-مرگ در حادثهی ترافیکی برای یک سرنشین، انشاءالله شهادت است و در "صاحب الهدم" (کسی که در انهدام چیزی بر او می میرد) که در حدیث نبوی (ص) آمده شامل است. الله متعال درجات رفیع شهداء را نصیبش گرداند.
-۱۹سالگی نزد همه عبور از بلوغت است.
-در حدیث مبارک، مرگ در شب و روز جمعه نوعی امتیاز گفته شده است و امید است که به خاک رفتن شب جمعه هم بیامتیاز نباشد.
-شوخ طبعبودن، به عوض گرفته واخموبودن، به اخلاق اسلامی نزدیکتر است..
-معمولا در نوجوانی، احساساتی، مانند: صافدلی، مهربانی و رقتقلب برای بسا نوجوانان، موج میزند، و انسان در این سن که هنوز گناه زیاد نکرده و دل به دنیا نبسته، حالتی بهتر دارد..
-سعادت بزرگ دیگر برای چنین فرزندی دعای والدین در حق او است و انشاءالله او خوشسعادت بوده که چنین مادر دعاگویی در عقب خود گذاشته است.
-صدقات بیریا و از مال حلال نیز مایه خوشنودی روح میت است.
✍ضیاءاحمد فاضلی
♦️مستمندان اطرافت را دریاب
کمک و اِمداد به اَقربا و ذَوِی الارحام و مساعدت به فقرا و ایتام، دست نوازش کشیدن بر مستمندان و آغوش محبت گشودن به سالمندان، در هوای سرد زمستانی و در اوضاع نابسامان انسانی و شرایط بغرنج و بحرانی؛ مسوولیتی ست ایمانی، وجیبهیست وجدانی، کاریست درخور ستایش و تحمید و عملیست قابل ارج و تمجید.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی یا درمی یا قدمی يا قلمی!♥️
دل نوشته: عزیز نصیر«عزیزی »
فارغ مدرسه احیاءالعلوم ودانشجوی بدحال شرعیات-هرات-
#بازپخش
♦️نگاهی نو به موقف اسلام در برابر بردگی
✍ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات
به نام حکیم دانا
بردگی در ادوار قبل از اسلام یکی از شیوع یافتهترین پدیدههای اجتماعی در سطح ملتها و اقوامِ روی زمین بود؛ طوریکه همواره شمار زیادی از ابنای هر جامعه را برده تشکیل میداد و غمانگیزتر این که ظلم و ستمهای گوناگون و مخیف بر بردهها و سلب هر گونه حق، به دلخواه اربابان از ایشان جزء فرهنگ آن جوامع شده بود. در چنین حالتی بود که خورشید اسلام تابیدن گرفت؛ این آیین بر حق، در نخست، ابواب ازدیاد بردهسازی از نو را بست؛ چنانچه فیالمثل، این شیوههای رایج آن دوران را که بتوان، فرد اختطاف شده، یا قرضدارِ عاجز از ادای قرض، یا مجرم به برخی جرایم و یا بازندهی قمار را برده ساخت، ممنوع نمود و به تمامی بست و تنها پذیرفت که اسیر جنگی را میتوان برده ساخت؛ آنهم اسیری که به حضورش در صف دشمنان علیه مسلمانها دوام داده و تا لحظهی قبل از اسارتش از گفتن شهادتین اباورزیده و در چنین حالتی به چنگ ارتش اسلامی افتاده باشد که در چنین صورتی رهبری دولت اسلامی میتواند حسب مقررات اسلام؛ یا وی را رایگان یا در تبادله و یا با اخذ امتیاز آزاد سازد(نگاه: سورهی محمد، آیت4) اموری که محبوب پیامبر(ص) بود و به کرّات و مرّات مورد تطبیقِ ایشان قرار گرفت و از آن، هزاران اسیر به آزادی رسید؛ اما همزمان، اسلام این را نیز پذیرفت که اسیر، به قتل رسانده شده و یا برده ساخته شود؛ [البته بدان تشویق نکرد و آن را واجب هم نساخت]؛ زیرا عاقلانه نیست که دشمن، یک جانبه حق آن را داشته و علیه اسیر مسلمان به کارش گیرد و طرف مسلمانها از آن، که یک نیروی قوی فشار بر دشمن است محروم باشد؛ از همینرو، اگر دشمن تعهد سپارد که اسیر مسلمانها را نکشد و یا برده اش نسازد جانب مسلمانها نیز میتوانند این عهد را به دشمن بدهند؛ چنانکه امروزه کشورهای عضو سازمان ملل که در آن بسا کشورهای اسلامی نیز شاملاند به ترک قتل و بردهساختن اسیر با یکدیگر تعهد کردهاند. البته، گزینهی بردهساختن که اسیر از آن پس، به حیث شهروندی درجه دو با حفظ حقوقی –هر چند در مواردی، پایینتر از حقوق بقیه- در جامعهی اسلامی زندگی داشته باشد به مراتب از گزینهی اسیرِ مادام العمر که تا آخر زندگی در پشت میلههای زندان بسر برد -چیزی که اغلب، انتخاب غیر مسلمانها با وی به جای برده ساختنش بوده است- به مراتب سهلتر و مفیدتر به حال اسیر است. اما اینکه چرا اسلام، بعد از آمدنش لغو کامل بردگی را اختیار ننمود زیرا لغو ناگهانی آن، بحرانهای اجتماعی و امنیتی و حتی اقتصادی را دامنگیر جامعه میساخت و سبب میشد تا از خودمختاری ناگهانی بردگانِ آزادشده که در نتیجهی آثار شوم بردگی، از اخلاق و تهذیب لازم برخوردار نبودند، نظم جامعه آسیب دیده و انتقامجویی از اربابان شان که کینهی ایشان را به دل داشتند راه افتد و از آن، جامعه دچار هرج و مرج گردد و حتی چرخ اقتصاد که در آن زمان به وسیلهی بردگان میچرخید از حرکت باز ایستد؛ لذا اسلام به جای لغو کامل و آنی بردهگی که این همه پیامدها را به دنبال داشت، نخست به اصلاح و تربیت بردگان پرداخت؛ بدیشان هویت و شخصیت بخشید و دید و تعامل جامعه نسبت بدیشان را تغییر داد؛ حقوق بسیاری را بدیشان به رسمیت شناخت؛ از جمله: حق حیات، حق تامین نیازهای اساسی، حق مصونیت از کارهای شاقه، حق عفاف، حق تدیّن، حق سهمگیری و رقابت در ارزشها و حقوق بسیار دیگری از این دست را که نصوص قرآن و سنت و شیوهی عملی پیامبر(ص) و مسلمانان صدر اسلام بر آن گواه است. متعاقباَ اسلام، راههایی برای آزادی تدریجی ایشان گشود؛ مانند: آزادی برده به کفارهی قتل خطا، کفارهی ظهار، کفارهی نقض روزهی رمضان، کفارهی شکستن سوگند و آزادی در بدل پاداش آخرت و نیز آزادی از طریق قرارداد کتابت و تدبیر و آزادی کنیز از طریق "امولد" که همه و همه آزادی شمار زیادی از برده ها را به صورت روزانه سبب می شد و تحقق میبخشید. بدین گونه، اسلام، شیوهی اصلاح و آزادی تدریجی بردهها را روی دست گرفت و اگر مسیر پیامبر(ص) و خلفای راشدین در ادوار بعدی، به ویژه از جانب حکام اسلامی به درستی دنبال میشد چه زود تاریخ در همان ادوار نخستینِ اسلام، شاهد حل کامل این معضل قرار میگرفت و قرنها به تعویق نمیافتاد.
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسهی احیاءالعلوم هرات.
♦️شرح یک حدیث(8)
🟢عنوان: صبر در مصایب چگونه انسان را از گناه پاک می کند؟
❤️از ابوسعيد و ابوهريره - رضي الله عنهما - روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وآله وسلم - فرمودند: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلاَ وَصَبٍ وَلاَ هَمٍّ وَلاَ حَزَن وَلاَ أَذًى وَلاَ غمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةُ يُشَاكُها إِلاَّ كفَّر اللَّه بهَا مِنْ خطَايَاه» متفقٌ عليه.
🔸ترجمه: هيچ رنج و بيماري و غم و اندوه و آزار و اذيتي به شخص مسلمان نمي رسد و يا حتي خاري به پاي او فرو نمي رود، جز آن که خداوند آن را کفاره ي گناهانش قرار مي دهد.
🔸کلمات کلیدی
نصب: خستگی.
وصب: درد.
هَمّ: مشکلی که انسان را به فکر فروبرد.
حَزَن: اندوه.
أَذًى: آزار.
الشوکة: خار.
🔸فواید علمی و تربیتی:
این حدیث مبارک بر فواید آتی دلالت می¬کند:
1. مشکلات و ناگواری ها در مسیر زندگی انسان از یک نوع نبوده؛ بلکه متنوع و گوناگون است.
2. مسلمان، بخواهد یا نخواهد با مشکلات رو برو می شود؛ البته عموم انسان¬ها چنین اند؛ الله متعال فرموده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» [البلد: 4] (ما آد مي را براي رنج و محنت آفريده ايم). انسان اگر این حقیقت را درک کرده و آن را همیشه به خاطر داشته باشد که وجود مشکلات در زندگی انسان، بخشی از سنت های لا یتغیر الهی بوده و این سنت الهی بالای عموم بشر ساری و جاری می¬باشد در آن صورت تحمّل مصیبت برایش سهل و آسان خواهد شد.
3. هر مشکل و مصیتبی که مسلمان با آن رو برو می¬شود –و لو به کوچکی خلیدن یک خار در پا- هر کدام به نوبة خود –اگر او از خود صبر و تحمل نشان دهد- سبب کفارة گناهان وی و پاکیزگی او از گناهان می شود.
4. مسلمان در برابر مصایب و ناگواری¬ها خود را نباخته و دچار یأس و افسردگی نمی شود؛ چه این که می داند اگر مصیبت، ظاهری تلخ دارد؛ اما ثمره اش شیرین است؛ در حالی که مصیبت در زندگی فرد بی ایمان که از چنین باور و عقیده ای محروم بوده و حسب برداشت نادرست خویش آن را محض خشم طبیعت برای خود قلمداد می کند نتیجه ای جز اندوه و حسرت و بسا افسردگی برایش در پَی ندارد.
5. برای یک مسلمان -از برکت ایمان و عقیده اش- هر چیز این دنیا معنا و هدف دارد؛ و هیچ چیز آن، عبث و بیهوده نیست؛ پس او مانند یک انسان بی باور، زندگی را در تحیر و سردرگمی سپری نکرده و از احساس پوچی، رنج نمی برد.
✍️ضیاء احمد فاضلی؛ مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from تقویم و تاریخ
بیستوهفتم فبروری
در چنین روزی از سال ۲۰۱۱ میلادی، «نجمالدین اربکان» معروفترین سیاستمدار مسلمان در ترکیا به سن ۸۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.
«نجم الدین اربکان نخستوزیر اسبق ترکیه و زادۀ شهر سینوپ بود. وی در دانشگاه استانبول تکنیک در رشته مکانیک دانشآموخته شد و در دانشگاه آخن آلمان دکترا گرفت. وی پس از اینکه به ترکیه بازگشت به درجه پروفسوری دست یافت.
از سال ۱۹۶۹ عملا وارد عرصۀ سیاسی شد و ابتدا به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شد و مؤسس حزبهای مختلف بود؛ طوری که «حزب نظام ملی» را در سال ۱۹۷۰، «حزب سلامت ملی» را در سال ۱۹۷۳، «حزب رفاه» را در سال ۱۹۸۷ تأسیس کرد. حزبی که از طریق آن در سال ۱۹۹۶ در دولت «سلیمان دمیرل» به قدرت رسید و برای یک سال به عنوان نخستوزیر ترکیه انتخاب شد. او بنیانگذار گروه هشت است و در سال ۱۹۹۷ بر اثر کودتای نظامیان طرفدار سکولاریسم از حکومت خلع شد.» [ویکیپیدیا]
نجمالدین اربکان شیخ علمی و دانشآموختۀ شریعت نبود؛ بلکه وی مهندسی بود که دکترایش را در رشتۀ مکانیک گرفته بود؛ اما وی معتقد بود که اسلام نیامده است تا در مساجد منزوی بماند؛ بلکه اسلام آمده است تا بر جامعه حکومت کند.
نجمالدین اربکان میگفت:
بر مسلمانانی که به سیاست توجهی ندارند؛ سیاستمدارانی حکومت خواهند کرد که به اسلام اهتمامی نخواهند داشت.بنابراین وی تصمیم گرفت وارد دنیای سیاست شود. وی برای اولینبار به عنوان نماینده برندۀ انتخابات شد؛ اما به دلیل دشمنی با سکولاریسم از ورود به مجلس منع شد؛ هر چند یکی از مهمترین اصول سکولاریسم احترام به تصمیم مردم در انتخابات است. اربکان تسلیم نشد و ننشست و کمکم به قوت خود ادامه داد تا اینکه معاون نخستوزیر ترکیه شد و ارتش او را به عنوان خطری برای سکولاریسم به شمار آورد. فرماندۀ ارتش، «کنعان أفریم» دست به کودتای نظامی زد و اربکان به مدت سه سال زندانی شد و پس از آن از زندان بیرون شد تا حزب رفاه را تأسیس کند. اربکان به طور کلی از زندگی مسلمانان دور نبود. وی مواضع ضد اسرائیلی داشت. همچنان در اختلاف میان مجاهدین افغانستان، واسطۀ خوبی بود. «علی عزت بیگویچ در خاطراتش دربارۀ وی گفته بود: ما با سی تفنگ که اربکان برای ما فرستاده بود، جمهوری خود را تأسیس کردیم. اربکان خلیفهای راشد نبود؛ بلکه او مردی مسلمان در یک حکومت سکولار بود که اسلام را تهدیدی برای خود میدید. اریکان در این شرایط و محیط کار میکرد و این چیزی است که منتقدان وی نمیفهمند. بسیاری اوقات انتقاد میکنیم چون ما واقعیت را درک نمیکنیم و شرایط دیگران را نمیسنجیم. میگویند روزی چوب به میخ گفت: این تو بودی که سبب سوراخ شدنم شدی! میخ به وی گفت: اگر ضربههایی که به سر من میخورد را میدیدی، مرا معذور میدانستی. در حقیقت ترکیه امروز حاصلی را درو میکند که اربکان در زمانی کاشته بود که در آزمون ورودی ارتش در ترکیه، متقاضی باید زانوهای خود را به افسران نشان میداد تا ببینند آیا بر آنان اثری از سجده وجود دارد که وی را رد کنند یا نه تا وی را بپذیرند؟! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
♦️چگونگی ادای نماز داخل موتر
🔸پرسیده اند:
1- وقت رکوع و سجده به کجا نگاه کنیم؟
2- اگر بداخل موتر باشیم و موتر را ایستاد نکنند نماز را چگونه بخوانیم؟
🔸الجواب:
1- وقت رکوع نگاهِ نمازگزار مقابل چشمانش به روی زمین است و وقت سجده هم.. البته اهتمام به این گونه امور در نماز نباید ما را از اصل خشوع باز دارد؛ بهتر است به جای اندیشیدن به این گونه امور، بیشتر توجه مان را به خشوع در نماز معطوف بداریم چنان که سلف صالحین ما اهتمام بیشتر شان به روح نماز و به خشوع در آن بود.
2- نماز نفل در داخل موتر به هر سمتی که برابر شد و لو به غیر قبله، صحیح میشود، چنان که الله عزوجل فرموده است: {وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ} [البقرة: 115] (مشرق و مغرب از آن الله است؛ پس هر جا که رو آورید آنجا جهت خدا است) مفسرین گفته اند که این آیت در جواز نماز نفل روی مرکب به هر سمت و سوی که برابر شد نازل شده است؛ نبی(ص) خود نیز در مسیر سفر، نمازهای نافله را به همینگونه اداء می کردند؛ اما نماز های فرض را پیاده شده و به صورت کامل آن می خواندند لذا، در فرض، باید از موتر پیاده شده و با قیام و رکوع و سجده و رعایت قبله خوانده شود؛ در آیت شریف آمده است: {فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ} [النساء: 103] (وقتی آرامش یافتید پس نماز را بر وجه کامل آن ادا کنید).
و اگر موتر نمیایستاد و نماز قضا میشد، پس بر داخل موتر بخواند و از قیام و رکوع و سجده و روداشتن به قبله در حدی که در توان دارد کار بگیرد و اگر از برخی و یا از همه عاجز بود، از آنها معذور شناخته میشود.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
♦️شرح یک حدیث نبوی(ص)
🔰عنوان: شکر و صبر، مسلمان را به کجا می رساند؟
از صهیب(رض) روایت است که نبی(ص) فرمودند: «عَجَباً لأمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ لَهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَلِكَ لأِحَدٍ إِلاَّ للْمُؤْمِنِ: إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْراً لَهُ». رواه مسلم.
ترجمه: کار مسلمان، مایه تعجب و شگفتی است؛ زيرا همه کارش براي او خير است؛ و اين، میسر نیست جز برای مسلمان؛ چنان¬چه اگر بدو نعمتی رسد شکر می¬کند و این به خیر او تمام می¬شود و اگر به مشکل و مصیبتی رسد صبر می¬کند و این هم به خیر او تمام می¬شود.
♦️کلمات کلیدی
عَجَباً: تعجب است؛ مایة شگفتی است.
أَصَابَتْهُ: برسد بدو؛ به وی دست دهد.
سَرَّاءُ: خوشی؛ نعمت.
ضَرَّاءُ: ناخوشی؛ مصیبت.
♦️فواید علمی و تربیتی
این حدیث مبارک، بر فواید آتی دلالت دارد:
1- مسلمان به پاس مسلمانی خود به مزایایی دست می¬یابد که هیچ فرد غیر مسلمانی در روی زمین از آن برخوردار شده نمی¬تواند.
2- فواید مسلمانی، قبل از این که نسیه و در آخرت باشد، نقد است و در دنیا.
3- مسلمان، در مقام نعمت، باید از خود شکر نشان دهد و در مقام مصیبت، صبر و بردباری.
4- نعمت، زمانی به خیر مسلمان تمام می¬شود که شکر آن را بجا کند؛ ورنه، چون آزمونی است برای انسانِِ ناکام که چیزی جز اندوه و زیان در پی ندارد.
5- مصیبت، زمانی به زیان انسان است که در برابر آن، از خود بی¬صبری و نارضایتی به تقدیر پروردگار نشان دهد؛ ورنه اگر در برابر آن صبر و شکیبایی اختیار نموده و به قضا و قدر الهی راضی باشد؛ سراسر همة آن به خیر او تمام می¬شود.
6- مسلمان، همان¬گونه که در تحملش به خاطر رضای خداوند در برابر مصیبت، پاداش دریافت می¬کند در شکرگزاری اش بر نعمت¬ها نیز صاحبِ پاداش¬های عظیم می¬گردد؛ پس وی با شکرگزاری¬اش، هم لذت دنیا را می¬برد و هم پاداش آخرت را؛ و این می¬رساند که اسلام بر رغم پندار سکولارها و یا برخی کج¬اندیشانِ مسلمان که دنیا و آخرت را دو حریف آشتی ناپذیر یکدیگر معرفی می کنند، بر رغم آن¬ها میان دین و دنیا جمع کرده و هر دو را به هم¬دیگر طنیده است!
7- خیری که مسلمان از شکر نعمت به دست می¬آورد فراوان است؛ از یک سو، رضای الهی و پاداش عظیم در آخرت؛ و قبل از آن در دنیا آرامش و احساس سعادت و محبوبیت نزد بندگان خدا و فواید دیگری از سر این ها.
🔸نکته: آیا غنی شاکر مقامی بالاتر دارد یا فقیر صابر؟
در این که آیا مقام فقیر صابر نزد خداوند بالاتر است یا ناعم شاکر، برخی بر آنند که فقیر صابر، مقامی والاتر دارد؛ و برخی دیگر از اهل علم، غني و ناعم شاکر را برتر مي دانند؛ ابن قيم (رح) بعد از بحثی طولانی در این باره مي گويد: سخن دقيق تر اين است که گفته شود: هر کدام پرهيزگارتر باشند فضيلتي بيشتر دارند؛ و اگر به فرض، هر دوي شان در تقوا برابر باشند در فضيلت نيز برابر خواهند بود؛ چه اين که الله متعال فقر را بر غنامندي برتري نداده؛ همانگونه که برتري را بر عافيت يا بلا تعيين نکرده و تنها بر تقوا معين نموده است.
ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from تقویم و تاریخ
بیستوپنجم فبروری
در چنین روزی از سال ۱۹۹۴ میلادی، قتل عام و کشتار مسجد ابراهیمی در شهر الخلیل فلسطین رخ داد.
در آن روز چندین روزنامۀ جهانی در مورد این کشتار با تیترهایی نوشتند: «آنها در حال نماز کشته شدند.»
این روز، مصادف با پانزدهم رمضان بود. مردم در حال ادای نماز بودند و هنگامی که امام سورۀ فاتحۀ را به پایان برد و گفت «ولا الضالین» صدای آمین با نفیر تیر «گلدشتاین» در هم آمیخت.
در هر صورت، این کشور تروریستی یک پادگان بزرگ است و همه افراد داخل آن از دانشآموزان گرفته تا پیرزالهایی که در خانه نشستهاند، سربازاند.
پس از آن کمیتهای تحقیقی به نام «شمغار» تشکیل شد که بیشتر به یک نمایش شرمآور نزدیک بود تا کمیتۀ تحقیق. این کمیته اعلان کرد که گلدشتاین از یک اختلال روانی رنج میبرده است.
کسی نمیداند رابطۀ حضرت ابراهیم با یهودیان چیست؛ زیرا حضرت ابراهیم حدود هزار سال پیش از حضرت موسی زندگی میکرد.
«در این روز صهیونیستها با حمله به نمازگزاران بیگناه فلسطینی در مسجد ابراهیمی در شهر الخلیل ۲۹ نفر را شهید و ۱۵۰ نفر دیگر را زخمی کردند. امروز با گذشت سی سال از این جنایت، رژیم صهیونیستی همچنان در سایۀ حمایت غربیها به ویژه آمریکا به کشتار خود علیه ملت مظلوم فلسطین ادامه میدهد.
باروخ گلدشتاین شهرکنشین صهیونیست ۳۰ سال پیش در چنین روزی که با روز جمعه مصادف شده بود، در یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط اشغالگران صهیونیست، به داخل مسجد حضرت ابراهیم در شهر الخلیل در کرانه باختری رود اردن یورش برد و نمازگزاران را به گلوله بست.
در جریان این اقدام تروریسیتی، نظامیان صهیونیست با هدف جلوگیری از خروج نمازگزاران فلسطینی، درهای مسجد الخلیل را بستند و همچنین از ورود افرادی که از بیرون برای نجات مجروحان میآمدند به داخل مسجد جلوگیری کردند.
در همین حال، برخی نمازگزاران به سوی این صهیونیست جنایتکار یورش برده و او را به هلاکت رساندند.
اما جنایت رژیم اشغالگر صهیونیست به اینجا ختم نشد و در مراسم تشییع پیکرهای این ۲۹ شهید نیز نظامیان این رژیم به سوی شرکتکنندگان در مراسم تیراندازی کردند که تعداد شهدا به ۵۰ نفر افزایش یافت.
شورای امنیت سازمان ملل این قتل عام را محکوم کرد و خواستار اتخاذ تدابیر برای حمایت از فلسطینیها از جمله خلع سلاح شهرکنشینان صهیونیست شد.
در پی این جنایات، درگیریها با نیروهای رژیم اشغالگر اسرائیل در الخلیل و روستاهای آن و تمامی شهرهای فلسطین بالا گرفت و در پی این درگیریها نیز ۶۰ فلسطینی شهید و صدها نفر مجروح شدند.
در پاسخ به این جنایات و قتل عام صهیونیستها، گردانهای شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس پنج عملیات استشهادی را بین آوریل و دسامبر ۱۹۹۴ اجرا کردند که در پی آن ۳۶ صهیونیست به هلاکت رسید و ۱۰۰ صهیونیست دیگر زخمی شدند.
پس از قتل عام صهیونیستها در مسجد ابراهیمی در الخلیل، نیروهای رژیم اشغالگر صهیونیستی به بهانه رسیدگی به این جنایت، مسجد و بخش قدیمی شهر قدس را به مدت شش ماه کامل بستند.
در آن زمان، مقامات رژیم اشغالگر اسرائیل چندین توصیه از جمله تقسیم مسجد ابراهیمی به دو بخش و تحمیل شرایط سخت اشغالگران بر زندگی فلسطینیها در بخش قدیمی شهر قدس و اعمال تدابیر شدید امنیتی بر مسجد و واگذاری حق حاکمیت این رژیم اشغالگر بر بخش بزرگی از مسجد صادر کردند و استفاده از این مسجد در طول سال فقط ۱۰ روز برای مسلمانان و همین مدت برای صهیونیستها در نظر گرفته شد.
بخشی از مسجد ابراهیمی که توسط رژیم اشغالگر اسرائیل تصرف شد، شامل زیارتگاهها و قبور پیامبران و شخصیتهای تاریخی و همچنین صحن مسجد است.
با این حال پس از گذشت۳۰ سال از این قتل عام، نظامیان رژیم اشغالگر و شهرکنشینان صهیونیست به برنامهها و حملات خود علیه مسجد ابراهیمی ادامه میدهد تا آن را به طور کامل در سیطرۀ خود در آورند و شهر الخلیل را یهودیسازی کند؛ به طوری که در سال ۲۰۲۲ مسجد ابراهیمی به مدت ۱۰ روز تعطیل و ۶۱۳ بار پخش اذان در این مسجد ممنوع شد.»
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
♦️آیا با وجود.. می توانم از شوهرم طلاق بگیرم؟
خواهری چند سوال به شرح زیر مطرح کرده اند:
اول اینکه: آیا یک زن در اسلام اجازه دارد بخاطر بی نمازی شوهر از او طلاق بگیرد؟
دوم اینکه: وقتی یک زن وشوهر ۷ تا ۸ ماه بر از اثر جنگ ودعوا از هم جدا هستند وحتی در این مدت فکر طلاق بسرشان باشد آیا باز هم برای هم محرم هستند؟
سوم اینکه: آیا گناهانی که مرد در این مدت انجام میدهد به گردن زن هست؟ این سوال آخری به این خاطر کردم که زن در اسلام بیشتر بخاطر گناه مورد خطاب قرار میگیرد تا مرد.
🔸الجواب:
پاسخ از سوال اول: بی نمازی گناه بزرگی است؛ اما شخص بی نماز، ما دامی که کفری آشکار از وی سر نزند -کفری مانند اینکه: نماز را توهین کند و یا آن را قبول نکند و یا چیزی از مسلمات دین را انکار کند و یا به الله یا رسول یا قرآن دشنام گوید و... مادامیکه کفری آشکار از او سر نزند تنها با ترک نماز از روی کسالت کافر نمی شود و نکاح هم چنان باقی است.
وظیفه یک خانم در برابر این گونه شوهر، این است که در حد توان او را نصیحت کند و همواره از بی نمازی اش ناراحتی خود را ابراز دارد و در حق وی دعای هدایت نماید، اما این که دوام زندگی با وی بهتر است یا گرفتن طلاق؟ پاسخش این است که اگر شوهر حقوق همسر را رعایت می کرد و او را از دین داری اش باز نمی داشت و امر به معصیت الله نمی کرد و از دوام زندگی با وی، زیانی به دین یا زندگی اش وارد نمی شد در آن صورت دوام زندگی بهتر و طلب طلاق مناسب نیست و اگر عکس این بود و می توانست زندگی مستقل آبرومندی داشته باشد در آن صورت، شرعاً حق دارد طلاق خویش را از وی مطالبه کند.
پاسخ از سوال دوم: جدایی زن و شوهر و متارکه در طی ماه ها با همدیگر گناه است؛ مگر این که یک طرف، دلیل و عذر موجهی در این کارش داشته باشد که در آن صورت وی بی گناه شمرده شده و مقصر، جانب دیگر خواهد بود. هر چند این متارکه کار درستی نیست؛ اما تنها از آن، خانم طلاق نمی شود و نیز این که شوهر تنها در دل قصد طلاق دادن و جدایی در آینده را داشته باشد از آن، خانم طلاق نمی شود؛ مگر این که آن را به زبان جاری کند. پس این زن و شوهر از هم حرام نشده اند.
پاسخ از سوال سوم: گناهانی که شوهر انجام می دهد در صورتی که خانمش وی را در آن ها کمک نکرده و به آن گناهان قلباً راضی نباشد به او گناهی نمی شود؛ بلی، مسوولیت او است تا اگر در توان خویش می بیند او را نصیحت کرده و در هدایتش تلاش ورزد. و این که گفتید: "در اسلام زن بیشتر به خاطر گناه مورد خطاب قرار می گیرد" باید گفت که گناه و ثواب و دستورات شرع در این باره، جنسیت نمی شناسد؛ بلکه زن و مرد هر دو مورد خطاب الهی قرار دارند؛ و اگر در اموری، خانم ها بیشتر توصیه شده اند باز در اموری دگر که به مردها تعلق دارد مرد ها توصیه شده و به زن ها چیزی گفته نشده است- والله اعلم.
✍️ضیاءاحمد فاضلی؛ مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from تقویم و تاریخ
بیستودوم فبروری
در چنین روزی از سال ۱۸۷۳ میلادی، «علامه محمد اقبال لاهوری» شاعر و فیلسوف اسلام دیده به دنیا گشود.
خانوادۀ اقبال در اصل از خانوادههای برجستۀ برهمن بودند؛ اما جد بزرگوارش سهصد سال قبل از تولد نوهاش محمد اقبال، اسلام آورد.
علامه محمد اقبال بر اسلام به دنیا آمد و بر اسلام وفات یافت و در مورد زندگی میان این دو، خود گفته بود:
«نصیحتی که بیش از همه نصایح در زندگی من تأثیر گذاشته است، نصیحت پدرم بود که هنگام جوانی در حالی که قرآنکریم را با عجله تلاوت می کردم، دستم را گرفت و به من گفت: فرزندم! قرآن را چنان بخوان که انگار بر تو نازل شده است.»علامه اقبال روشنفکر درجه یک و دانشگاهی ممتاز بود. وی در کمبریج در رشتۀ فلسفه و اقتصاد تحصیل کرد و دکترای فلسفه را از دانشگاه مونیخ به دست آورد و سپس به لندن بازگشت و مدرک حقوق گرفت؛ اما وی بهجای فلسفه و حقوق و اقتصاد، تدریس زبان عربی را در دانشگاه برگزید. علامه اقبال به زبان عربی و هر آن چیزی که با پیامبر اسلام ارتباط داشت، علاقمند بود. وی میگفت: عالم عرب در فهم اسلام و حمل امانتِ آن از دیگران تواناتر بود. علامه محمد اقبال از معدود شاعرانی است که شعر خویش را وقف اسلام نمود. مضامین اشعار وی غالبا حول محور قرآنکریم و سنت مبارک نبوی میچرخید و در عمق دریای مجد و عظمت این امت غوطهور بود. وی تلاش میکرد تا امت را به سرچشمههای خطا و عوامل زوال آن آشنا سازد و ایشان را به راهی که آنان را به شکوه و مجد و عظمت گذشتۀشان برساند، رهنمایی مینمود. علامه اقبال برای دعوت به سوی خداوند، هیچ فرصتی را از دست نداد. هنگامی که اطلاع یافت لنین کتابی از وی خوانده است، نامۀ معروف خویش را به وی فرستاد و در آن به وی خطاب کرده بود:
«از خدا بترس ای لنین؛ زیرا تو کمر پدیدۀ سرمایهداری را شکستی و خوب کردی؛ پس این کار خویش را با لا اله الا الله دنبال کن.»از سخنان زیبای علامه محمد اقبال، اینک گفتههایی تقدیمتان میداریم:
اربابان و حاکمان، حاکمیت و سیادت خویش را مدیون بردگان و زیردستان خویشاند؛ زیرا اگر آنان نمیبودند، ایشان هرگز ارباب و حاکم نمیگردیدند.
گفتم پروردگارا این دنیا برایم پسندیده نیست. او را یافتم که گفت: آن را از بین ببر و بهتر از آن را بساز.
بردهداری قربانی دارد که بردگی است؛ آیا آزادی قربانی ندارد که آزادی باشد؟!
تاکی ساکت بمانم و در دور و اطراف من امتی باشد که سلطان و درویش با آن بازی میکنند؛ یکی با شمشیر و دیگری با تسبیحش؟!
خدایا برایم قدرتی عطا کن تا «نه» بگویم؛ و عقل و خردی نصیبم کن تا بدانم چطور آن را بگویم؛ و حکمت و بینشی روزیام گردان تا بدانم چه وقت آن را بگویم.
خدایا اگر به من توفیقی نصیب کردی، خضوع و فروتنی را از من نگیر؛ و اگر تواضعی بهرهام ساختی، غرور و عزت نفس را از من نگیر.#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
🔸آمادگی ها در سطح مسجد به ویژه در هفته اخیر شعبان:
1- برگزاری اجتماع دینی مقتدیها هرروز نیم ساعت بعد از نماز شام در مسجد محل؛
2- صفایی کامل مساجد؛ ترمیم و رنگ آمیزی؛ رسیدگی به آب وبرق؛ دستگاه صوت..
3- تدارک برای برگزاری ختم قرآن در نماز تراویح (البته باید به رضایت همه باشد؛ ورنه، ترک آن بهتر است).
4- کار روی اصلاح نماز تراویح که با تمکین و بدور از عجله خوانده شود؛
5- توظیف ناظمی برای تنظیم اطفال در مسجد؛
6- نصب بنری دم مسجد در وصف رمضان و اهل آن؛
7- راه اندازی قرآن دوره روزانه در مسجد؛
8- ایجاد صنف تجوید برای ذکور واناث؛
9- تهیه جای مناسب برای زنان در تروایح؛
10- تقاضای تفسیرجزء30 قرآن کریم از امام مسجد بعداز عصر؛
11- احیای سفره افطاری در مسجد؛ حد اقل: تدارک آب و خرما؛
12- ایجاد بسته های غذایی وتوزیع آن ها به فقرای محل؛
13- ایجادصندوق خیریه رمضانی برای کمک به فقرای محل؛
14- راه اندازی برنامه احیای زکات و دعوت از اغنیای محل وتوجیه وتشویق شان.
♦️شعبان و استشمام بوی رمضان🌙
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
بسمه تعالی
از روایات دینی ما معلوم می شود که شعبان، ماه بسیار مبارکی است؛ پس نباید یک مسلمان از برکات آن محروم بماند. اینک پاره ای از فضایل و مسایل ماه شعبان.
🔸فضیلت ماه شعبان:
نبی(ص) در فضیلت آن فرمودند: «ذَلِكَ شَهْرٌ يَغْفُلُ النَّاس عَنْهُ بَيْنَ رَجَبٍ وَرَمَضَانَ وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ». [سنن نسایی:2357] (شعبان، ماهی است که مردم از [فضل و برکات] آن غافل اند؛ ماهی که میان رجب و رمضان واقع شده است؛ ماهی است که اعمال بندگان به پروردگار عالمیان بلند و عرضه می شود؛ پس من دوست دارم در حالی اعمالم در این ماه به پروردگار، بلند و عرضه شود که روزه داشته باشم).
🔸بهترین عبادت نافله شعبان:
امام بخاری از عایشه(رض) روایت می کند که فرمود: "ما رأيت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- استكمل صيام شهرٍ إلا رمضان، وما رأيت أكثر صياماً منه في شعبان" [حدیث: 1969] (ندیدم که نبی(ص) روزه ماهی را کامل گرفته باشند؛ مگر رمضان؛ و ندیدم که ماهی را به اندازه شعبان آن همه زیاد روزه گرفته باشند).
از دو روایت دیگر عایشه(رض) معلوم می شود که به جز اندکی، تمام ماه شعبان را روزه می گرفتند و البته این اندک، هم به گمان اغلب اخیر شعبان بوده است تا شعبان با رمضان خلط نشود.
🔸سه حکمت کثرت روزه پیامبر(ص) در شعبان:
کثرت روزه های پیامبر(ص) در شعبان ما را حکمت ها و امور زیر متوجه می سازد:
1- حین غفلتِ غافلان، بیشتر باید به یاد الله بود (ذاك شهر يغفل الناس عنه بين رجب ورمضان)
و این، مثل قیام شب است که چون دیگران در خواب و از آن غافل اند این همه فضیلت یافته است و یا مثل آن چه که آمده است: «بَدَأَ الْإِسْلَام غَرِيبا وَسَيَعُودُ غَرِيبا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ» [صحيح مسلم] (اسلام در ابتدا غريب و بيگانه بود و در آخر نيز به همان صورت نخست غريب خواهد شد، پس مژده باد به آنان که در دوران غربت اسلام پابند آنند) آری، در آغاز، پیروان اسلام که هم نسبت به سایر مردم، کم و نیز پابند بیشتر به اسلام بودند کار شان نزد دیگران، بسیار نا آشنا و غریب می شد.
2- این که شعبان، ماه تعیین سرنوشت اعمالِ سالِ انسان در آسمان است: (وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ)
فی المثل، اگر به متهمی در زندان بگویند: در فلان روز پرونده¬ات درمحکمه فیصله میشود، این فرد در آن روز معین، چه احساسی خواهد داشت؟ همین است احساس مسلمان در شعبان که می داند پروندة اعمال او نزد پروردگار عرضه می شود؛ پس به همین جهت بود که پیامبر(ص) مشتاق آن همه روزه در این ماه بودند: (فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ)
3- آماده شدن به رمضان.
رمضان، آمادگی میخواهد؛ درست مانند: آمادگی مسافر قبل از سفر؛ آمادگی تاجر قبل از ورود وقت خاصِّ تجارتی و آمادگی پسته چین، قبل از شکسته شدن شول پسته؛ پس مسلمان خود را در شعبان برای رمضان آماده نسازد در رمضان چیز چندانی نصیب وی نخواهند شد.
🔸چگونه خود را برای رمضانی بهتر آماده سازیم؟
مهمترین آماده گی ها به قرار زیر اند:
1) توبه؛
2) کثرت روزه های نافله؛
3) دعاومناجات؛
4) افزودن به اشتیاق خود به فضایل رمضان از طریق مطالعه؛
5) تقدیم صدقه؛
6) همراهی صالحین؛
7) تصفیه معاش و رزق و روزی از حرام؛
8) ادای مظلمه و حقوق بندگان.
🔸سایرآمادگی ها:
1- تدارک صحت؛ درصورت بیماری؛
2- تنظیم کار و مشاغل تا فرصتهای مناسب برای عبادت در رمضان وجود داشته باشد؛
3- تهیه مواد خوراکی و سایر امور لازم؛ البته باید از اسراف در این زمینه پرهیز نمود و به عوض آن، به مساکین دست گیری داشت و صله رحم را قوت بخشید؛
4- برنامه ریزی دراشتراک به برنامه های قرآنی (چه از فضای حقیقی یا مجازی)
5- ایجاد جوّ رمضانی درفضای خانه؛ با:
ـ راه اندازی درس جمعی درخانه؛
ـ تلاوت مشترک و عبادت مشترک؛
ـ ضرورت به تنظیم و توجیه اطفال؛
ـ تنظیم خواب و بیداری اعضای خانه؛
ـ تصفیه فضای خانه ازمنکرات.
♦️شعبان و استشمام بوی رمضان🌙
✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
بسمه تعالی
از روایات دینی ما معلوم می شود که شعبان، ماه بسیار مبارکی است؛ پس نباید یک مسلمان از برکات آن محروم بماند. اینک پاره ای از فضایل و مسایل ماه شعبان.
🔸فضیلت ماه شعبان:
نبی(ص) در فضیلت آن فرمودند: «ذَلِكَ شَهْرٌ يَغْفُلُ النَّاس عَنْهُ بَيْنَ رَجَبٍ وَرَمَضَانَ وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ». [سنن نسایی:2357] (شعبان، ماهی است که مردم از [فضل و برکات] آن غافل اند؛ ماهی که میان رجب و رمضان واقع شده است؛ ماهی است که اعمال بندگان به پروردگار عالمیان بلند و عرضه می شود؛ پس من دوست دارم در حالی اعمالم در این ماه به پروردگار، بلند و عرضه شود که روزه داشته باشم).
🔸بهترین عبادت نافله شعبان:
امام بخاری از عایشه(رض) روایت می کند که فرمود: "ما رأيت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- استكمل صيام شهرٍ إلا رمضان، وما رأيت أكثر صياماً منه في شعبان" [حدیث: 1969] (ندیدم که نبی(ص) روزه ماهی را کامل گرفته باشند؛ مگر رمضان؛ و ندیدم که ماهی را به اندازه شعبان آن همه زیاد روزه گرفته باشند).
از دو روایت دیگر عایشه(رض) معلوم می شود که به جز اندکی، تمام ماه شعبان را روزه می گرفتند و البته این اندک، هم به گمان اغلب اخیر شعبان بوده است تا شعبان با رمضان خلط نشود.
🔸سه حکمت کثرت روزه پیامبر(ص) در شعبان:
کثرت روزه های پیامبر(ص) در شعبان ما را حکمت ها و امور زیر متوجه می سازد:
1- حین غفلتِ غافلان، بیشتر باید به یاد الله بود (ذاك شهر يغفل الناس عنه بين رجب ورمضان)
و این، مثل قیام شب است که چون دیگران در خواب و از آن غافل اند این همه فضیلت یافته است و یا مثل آن چه که آمده است: «بَدَأَ الْإِسْلَام غَرِيبا وَسَيَعُودُ غَرِيبا كَمَا بَدَأَ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ» [صحيح مسلم] (اسلام در ابتدا غريب و بيگانه بود و در آخر نيز به همان صورت نخست غريب خواهد شد، پس مژده باد به آنان که در دوران غربت اسلام پابند آنند) آری، در آغاز، پیروان اسلام که هم نسبت به سایر مردم، کم و نیز پابند بیشتر به اسلام بودند کار شان نزد دیگران، بسیار نا آشنا و غریب می شد.
2- این که شعبان، ماه تعیین سرنوشت اعمالِ سالِ انسان در آسمان است: (وَهُوَ شَهْرٌ تُرْفَعُ فِيهِ الْأَعْمَالُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ)
فی المثل، اگر به متهمی در زندان بگویند: در فلان روز پرونده¬ات درمحکمه فیصله میشود، این فرد در آن روز معین، چه احساسی خواهد داشت؟ همین است احساس مسلمان در شعبان که می داند پروندة اعمال او نزد پروردگار عرضه می شود؛ پس به همین جهت بود که پیامبر(ص) مشتاق آن همه روزه در این ماه بودند: (فَأُحِبُّ أَنْ يُرْفَعَ عَمَلِي وَأَنَا صَائِمٌ)
3- آماده شدن به رمضان.
رمضان، آمادگی میخواهد؛ درست مانند: آمادگی مسافر قبل از سفر؛ آمادگی تاجر قبل از ورود وقت خاصِّ تجارتی و آمادگی پسته چین، قبل از شکسته شدن شول پسته؛ پس مسلمان خود را در شعبان برای رمضان آماده نسازد در رمضان چیز چندانی نصیب وی نخواهند شد.
🔸چگونه خود را برای رمضانی بهتر آماده سازیم؟
مهمترین آماده گی ها به قرار زیر اند:
1) توبه؛
2) کثرت روزه های نافله؛
3) دعاومناجات؛
4) افزودن به اشتیاق خود به فضایل رمضان از طریق مطالعه؛
5) تقدیم صدقه؛
6) همراهی صالحین؛
7) تصفیه معاش و رزق و روزی از حرام؛
8) ادای مظلمه و حقوق بندگان.
🔸سایرآمادگی ها:
1- تدارک صحت؛ درصورت بیماری؛
2- تنظیم کار و مشاغل تا فرصتهای مناسب برای عبادت در رمضان وجود داشته باشد؛
3- تهیه مواد خوراکی و سایر امور لازم؛ البته باید از اسراف در این زمینه پرهیز نمود و به عوض آن، به مساکین دست گیری داشت و صله رحم را قوت بخشید؛
4- برنامه ریزی دراشتراک به برنامه های قرآنی (چه از فضای حقیقی یا مجازی)
5- ایجاد جوّ رمضانی درفضای خانه؛ با:
ـ راه اندازی درس جمعی درخانه؛
ـ تلاوت مشترک و عبادت مشترک؛
ـ ضرورت به تنظیم و توجیه اطفال؛
ـ تنظیم خواب و بیداری اعضای خانه؛
ـ تصفیه فضای خانه ازمنکرات.
♦️خواهری که خواب نبی(ص) را زیاد می بیند!!
❓خواهری سوال کرده اند:
یکی از خواهران ما چند وقت شده خیلی خواب حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و حضرت عایشه را میبینه و هم این که حضرت عایشه دست اور میگیرن میبرن به بهشت و دوزخ رو هم به او نشان میدن.. حکم آن چیه؟ اگر توضیح دهید!
🔸الجواب:
از مجموع دلایل معلوم می شود که ممکن است شیطان در خواب انسان، دستبرد زده و به هر چهره ای که بخواهد به وی ظاهر شود؛ مگر هر گز از چهرة پیامبر(ص) تقلب کرده نمی تواند؛ پس ما هر کسی غیر از نبی(ص) از صحابه یا دیگر بزرگان امت را به خواب ببینیم ممکن است راست باشد و نیز ممکن است دستبرد شیطان باشد؛ البته از روی پیامِ خواب که چقدر صحیح و الهام بخشِ خیر وهدایت هست یا نیست می توان تا حد زیادی پَی برد که آیا شیطان هم دستبردی در آن داشته یا نداشته است؛ اما خواب پیامبر(ص) بدون هیچ دغدغه ای راست و درست است. البته شرط صحت خواب آن حضرت(ص) این است که چهره ای را که می بیند باید با خصوصیات چهره آن حضرت همانگونه که در کتاب های حدیث آمده است مطابقت داشته باشد؛ چنان چه ابن سیرین تابعی(رح) که متخصص این امت در تعبیر خواب شناخته شده است، حسب آن چه امام بخاری در ذیل حدیث رویت نبی(ص) به خواب (حدیث:6993) از وی آورده که صحت خواب را به همین نکته مشروط می دانسته گفته است: «إِذَا رَآهُ فِي صُورَتِهِ». (در صورتی، خواب نبی(ص) دیدن دقیق و درست است که ایشان را در چهره خود ایشان ببیند).
لذا، در صورتی این گونه خواب دقیق و درست است که با خصوصیات چهرة نبی(ص) مطابقت داشته باشد.
البته اگر کسی چنین سعادتی نصیب وی می شود بهتر است به هر کس قصه نکند تا مبادا دچار غرور شده و از برکات معنوی آن محروم گردد.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
