fa
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

رفتن به کانال در Telegram
1 149
مشترکین
-224 ساعت
-117 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
پیامی از سورهٔ نصر و تطابق آن با امروز غزه نوشتهٔ اسحاق حنیف، طالب‌العلم صنف یازدهم مدرسه احیاءالعلوم هرات هنگامی‌که سورهٔ مبارکهٔ نصر نازل شد، حاوی دو پیام برای صحابه بود؛ یکی پیام مسرّت‌بخش و دیگری پیام اندوه‌ناک. پیام مسرّت‌بخش آن این بود که دین اسلام پیروز می‌شود و مردم، گروه‌گروه به دین اسلام می‌گروند و این پیام سورهٔ نصر آن‌ها را بسی خوش‌حال و خرسند ساخت. اما پیام دوم آن، این بود که وظیفهٔ پیامبر تمام شده است، پس باید از این دنیا رخت سفر بربندد و به‌سوی پروردگارش برود؛ اما این پیام برای صحابه بسیار غم‌انگیز و اندوه‌ناک بود و جسم و روح‌شان را درد‌ناک ساخت. اما رابطهٔ این امر امروز غزه در این است که اهل غزه از این‌که در مقابل یهودیان سفّاک به مبارزه پرداختند و خواب خوش را از چشمان‌شان ربودند و تعداد زیادی از سربازان‌شان را به جهنم پروردگار روانه ساختند، غلبه و پیروزی‌شان را می‌رساند و ان‌شاءالله پیروز هم خواهند شد و یهود خبیث را از سرزمین مقدس فلسطین بیرون خواهند کرد. این امر، مسلمانان واقعی را مسرّت می‌بخشد و آن‌ها را خوش‌حال می‌کند؛ اما از این‌که تا به این پیروزی دست یابند؛ پدر ومادر، فرزند و جگرگوشۀشان را از دست می‌دهند؛ برادر وخواهری، پدر و مادرشان را از دست می‌دهند، غم‌انگیز است و مسلمانان را اندوهن‌اک می‌سازد. اما در خقیقت پیروزی آن‌ها حتمی است؛ البته با قربانی دادن تعدادی از عزیزان‌شان که این نیز آرزو و آرمان خود و عزیزان شان است. #پیام_طالب‌العلم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

هفدهم جون در چنین روزی از سال ۷۱۴ میلادی، «ابوجعفر منصور» دیده به دنیا گشود. ابوجعفر منصور دومین خلیفۀ دولت عباسی بود؛ گر چه در حقیقت مؤسس حقیقی این دولت به شمار می‌رود. وی انسانی جدی و قاطع بود و به مقولۀ اسکندر مقدونی سخت باورمند بود که گفته بود: «آسمان گنجایش دو آفتاب و دولت گنجایش دو حاکم را ندارد.» بنا بر همین دیدگاه، ابوجعفر منصور دست به قتل کاکایش عبدالله بن علی زد؛ همچنان هنگامی که احساس کرد ابومسلم خراسانی در بعضی از امور دولت‌داری با آنان سر منازعه و کشمکش را در پیش گرفته است، با آنکه وی در حقیقت زمینۀ حکومت‌داری را برای بنی‌عباس آماده کرده و برای‌شان از مردم بیعت گرفته بود، او را از میان برداشت. به دور از کرسی و تاج و تخت، ابوجعفر منصور انسانی بردبار، به دور از اسراف و تجمل، دولت‌مردی مقتدر و توانا، و سیاست‌مداری کارآزموده بود که صلابت و سختی او را از برقراری عدالت باز نمی‌داشت. یکی از والیان وی باغِ مردی را به زور گرفته بود. مرد به شکایت به دربار وی آمد و گفت:
خداوند حال و احوال امیر را نیکو بدارد؛ آیا خواسته‌ام را نخست در میان گذارم یا پیشتر از آن، مثالی بزنم؟!
خلیفه منصور به وی گفت:
بلکه پیشتر از آن، مثالت را بیان کن.
مرد گفت:
اگر به کودک خردسالی امر ناپسندی برسد، به سوی مادرش می‌دود و به وی پناه می‌برد؛ زیرا پناهی جز او نمی‌شناسد و معتقد است کسی جز مادرش، به وی کمکی نخواهد کرد؛ اما هنگامی که بزرگ‌تر و نیرومندتر شد، فرارش به سوی پدرش خواهد بود؛ به همین ترتیب هنگامی که به سن بلوغ پا بگذارد و مرد شود، در صورت بروز مشکل، برای دادخواهی به والی و فرماندار منطقه‌اش شکایت خواهد برد چون به باورش وی از پدرش قوی‌تر و نیرومندتر است؛ اما با رشد عقل و توان تحلیل خویش، شکایت خویش را به نزد سلطان می‌برد؛ زیرا آن‌گاه به درستی می‌داند که کسی همتای سلطان در سلطه و سطوت وی نیست و اگر سلطان به داد وی نرسید و در باب وی انصاف به خرج نداد، شکایتش را به نزد خداوند خواهد برد؛ زیرا می‌داند که خداوند از سلطان هم تواناتر است؛ اما به من اینک ستمی روا داشته شده است و کسی جز خدا از تو بالاتر نیست؛ همین است که اینک به نزد تو آمده‌ام، اگر حقم را نستانی و به دادم نرسی، شکایت به خدا خواهم برد؛ زیرا همین است که عازم حج هستم و به سوی خانۀ وی رهسپار.
خلیفه منصور به مرد گفت: «در باب تو انصاف خواهیم کرد»؛ لذا به والی‌اش دو نامه نوشت؛ یکی در باب عزل وی و دیگری در باب رد باغ به صاحبش. خلیفه منصور در زندگی خود، با دیگر حاکمانی که از آنان سخن گفتیم یا خواهیم گفت، تفاوت و تمایزی نداشت و چه بسا از ما و زندگی ما هم ممکن است تفاوت و تمایزی نداشته بوده باشد؛ زیرا او نیز بسان ما یک انسان بود؛ موجودی مخلوط و آمیخته از خیر و شر؛ طوری که گاهی به انجام عمل این می‌پرداخت و گاهی به انجام آن. قدرت عزیز است و کرسی گران‌قدر؛ در این میان خوشا به سعادت کسی که در حالی به نزد خدا می‌آید که دست و دامنش از هر خون بی‌گناهی پاک است. خوشا به سعادت ما اگر از این قصه درس بگیریم و مواظب باشیم به کسانی که جز خداوند پناهی ندارند ستم نکنیم. به درستی در پاسخ به دعای مظلوم، خداوند ندا می‌دهد که: «به عزت و جلالم سوگند، تو را کمک خواهم کرد؛ اگر چه بعد از مدتی هم باشد.» همین کافی است تا ما را با یک ضربۀ مهلک، زمین‌گیر کند. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

شانزدهم جون در چنین روزی از سال ۷۷۸ میلادی، «سعید بن عاص رضی‌الله عنه» رخ به نقاب خاک کشید. سعید بن عاص از کوچک‌ترین یاران پیامبر صلی‌الله علیه و سلم بود؛ البته هیچ‌یک از اصحاب بزرگوار پیامبرمان کوچک نبودند. سعید بن عاص هنگام وفات پیامبر صلی‌الله علیه و سلم نه‌ساله بود. او از حضرت عمر و عایشه رضی‌الله عنهما حدیث روایت کرده است. حضرت عثمان رضی‌الله عنه هنگامی که قرآن‌کریم را در یک مصحف جمع کرد، آن را به سعید بن عاص تقدیم کرد؛ زیرا قرائت وی شبیه به قرائت پیامبر صلی‌الله علیه و سلم بود. سعید بن عاص شخصیتی ثروتمند، سخاوت‌پیشه، اهل بذل و بخشش، نرم‌خو، خوش‌اخلاق و نیک‌برخورد بود؛ جای تعجب نیست که این همه ویژگی در یک شخص گرد آمده باشد؛ زیرا یاران پیامبر همه چنین بودند. باری ابوجهم عدوی خانه‌اش را که به همسایگی سعید بن عاص قرار داشت، به صد هزار درهم به فروش رساند. هنگامی که قیمت مذکور را از مشتری گرفت، گفت:
این مبلغ که قیمت خانه بود، بفرمایید قیمت همسایگی را هم بپردازید.
خریدار گفت:
چه همسایگی‌ای آقا؟!
ابوجهم گفت:
همسایگی سعید بن عاص.
خریدار گفت:
آیا همسایگی هم مگر خرید و فروش می‌شود؟
ابوجهم به وی گفت:
پس خانه‌ام را به خودم برگردان؛ من همسایگی او را هرگز ترک نخواهم کرد؛ زیرا وی هرگاه غایب شوم، از من پرس‌وجو می‌کند، و هرگاه مرا ببیند، به من خوش‌آمد می‌گوید، و اگر از نزد وی غایب شوم، متوجه خانه و دنباله‌ام هست، و اگر او را ملاقات کنم، مرا به خود نزدیک می‌کند و اگر از وی چیزی بخواهم، خواسته‌ام را برآورده می‌کند و اگر از وی چیزی نخواهم، او خود آغازگرِ بخشش است و اگر به من مصیبتی برسد، آن را به اندازۀ توان برطرف می‌کند.
هنگامی که این خبر به سعید بن عاص رسید، صد هزار درهم برای ابوجهم فرستاد و به وی سفارش کرد: این قیمت خانه‌ات است، خانه مال خودت باشد؛ اما همسایگی ما را رها مکن. اگر از این قصه درسی به دست آید، آن این است که ما خود، خویشتن را ارزش‌گذاریم نکنیم؛ بلکه این امر را به دیگران بگذاریم تا خود به مستوای ارزشی که نزدشان داریم، ما را ارش‌یابی و قیمت‌گذاری کنند. این همسایۀ شماست که می‌گوید شما چطور همسایه‌ای هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این پدر و مادرتان است که می‌گویند شما چطور فرزندی هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این همسرتان است که می‌گوید شما چطور همسری هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این فرزندان‌تان هستند که می‌گویند شما چطور پدری هستید؛ نه آنچه خود بگویید. آنچه درین باب در مورد مردان گفته شد، در مورد زنان نیز مصداقیت دارد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

پانزدهم جون در چنین روزی از سال ۶۷۴ میلادی، «سعد بن ابی‌وقاص رضی‌الله» رخت زندگی از دنیا بربست و رهسپار دیار ماندگار آخرت گردید. صحابی جلیل‌القدر حضرت سعد بن ابی‌وقاص قهرمان جنگ سرنوشت‌ساز قادسیه بود. ایشان از زمرۀ نخستین کسانی به شمار می‌روند که در مکه به نزد پیامبر صلی‌الله علیه و سلم آمده و ایمان آوردند. یکی از افتخارات ایشان این بود که وی نخستین کسی است که در راه خداوند، تیراندازی کرد؛ این امر، هنگامی بود که در نبرد احد وی تیرش را در چلۀ کمان گذاشت و سینۀ سخیف دشمن را نشانه رفت، و پیامبر بزرگوارمان به وی فرمود: «بزن، پدر و مادرم به فدایت باد!» سعد بن ابی‌وقاص رضی‌الله عنه یارِ محبوب و دوست‌داشتنی پیامبر بود. هم‌چنان وی از ماماهای پیامبر صلی‌الله علیه و سلم به شمار می‌رفت؛ بنابراین هرگاه پیامبر صلی‌الله علیه و سلم ایشان را می‌دید، می‌فرمود: «این مامای من است؛ هر کس مامایش را نشانم دهد.» بعد از پیروزی کوبندۀ نبرد قادسیه، حضرت سعد بن ابی‌وقاص قاصدی به عنوان مژده‌رسانِ پیروزی به نزد امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی‌الله عنه فرستاد تا بشارتِ پیروزی را به ایشان برساند. هنگامی که حضرت عمر رضی‌الله عنه این خبرِ مسرت‌بخش را شنید، سر به آستان خداوند گذاشت و سپس هنگامی که سرش را بلند کرد، از قاصد پرسید:
نبرد چه وقت آغاز یافت؟
قاصد گفت:
صبح؛ پیش از چاشت.
حضرت عمر رضی‌الله عنه پرسید:
پیروزی چه وقت محقق شد؟
قاصد گفت:
پیش از شام.
حضرت عمر رضی‌الله عنه گفت:
«لا حول و لا قوة إلا بالله! هیچ‌گاه باطل در مقابل حق، این‌قدر دوام نمی‌آورد؛ اما علت این دوام در این نبرد، ممکن است ارتکاب گناهی از شما یا از من بوده باشد.»
جالب و شگفت‌انگیز؛ حضرت عمر رضی‌الله عنه با این جملۀ خویش، اسباب و عوامل شکست و پیروزی را برای‌مان بیان فرمود؛ «هیچ‌گاه باطل در مقابل حق، این‌قدر دوام نمی‌آورد؛ اما علت این دوام در این نبرد، ممکن است ارتکاب گناهی از شما یا از من بوده باشد.» این امت، به سبب طاعت و بندگی خود به خداوند متعال و نافرمانی و معصیت دشمن به او تعالی، نصرت و پیروزی به دست می‌آورد؛ یعنی هر اندازه این امت در بندگی و طاعت خویش پیش‌قدم باشد، و هر اندازه دشمنش در گرداب گناه و معصیت غرق، و آلوده به فساد و تباهی باشد، به همان مستوا، نصرت و پیروزی برای این امت رقم خواهد خورد. سلاح، ابزار مکمِّل در نبرد است و بس؛ هرگاه حق و باطل در میدانِ نبرد رویاروی هم قرار گرفتند، با صرف نظر از میزانِ نیرو و توان، پیروزی از آنِ حق است و هرگاه دو دشمن گنهکار به مصاف هم آمدند، پیروزی از آنِ کسی است که از سلاح، تنظیمات و تجهیزات بیشتر و قوی‌تری برخوردار باشد. این سخن به این معنی نیست که امت اسلامی به بُعد تسلیحاتی توجه نکنند؛ بلکه بر خلاف آن، می‌بایست بدانیم این دنیا، دار اسباب است و این نادانی است که در دنیا، اسباب را رها و فراموش کنیم؛ اما این هم نادانی است که انسان آن‌چه خود دوست می‌دارد (پیروزی)، از خداوند متعال بخواهد؛ اما خود برای خداوند متعال چیزی (معصیت و گناه) تقدیم کند که خداوند متعال از آن نفرت دارد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

چهاردهم جون در چنین روزی از سال ۷۶۷ میلادی، «مقاتل بن سلیمان رحمه‌الله» دیده از دنیا فروبست. مقاتل بن سلیمان از نخستین دانشمندانی است که در زمینۀ تفسیر قرآن‌کریم کتاب تألیف کرده است. او همچنان به تورات و انجیل هم عالم و دانشمند بود؛ لذا تفسیر وی (تفسیر مقاتل) را حاوی روایات زیادی از اسرائیلیات و مرویات اهل کتاب می‌بینیم که بنا به حدیث گهربار پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و سلم که فرمودند: «بدون حرج از بنی‌اسرائیل سخن بگویید!»، آن‌ها را روایت کرده است. علما در مورد جایگاه مقاتل دیدگاه‌های مختلفی دارند که در این میان امام شافعی رحمه‌الله وی را می‌ستاید و می‌گوید: «مردم در علم فقه رهرو امام ابوحنیفه و در علم تفسیر رهرو مقاتل هستند.»؛ حالانکه ذهبی و امام بخاری رحمهماالله دیدگاهی بر خلاف دیدگاه امام شافعی رحمه‌الله نسبت به وی دارند و امام ابن‌تیمیه رحمه‌الله دیدگاه نسبتا بینابینی میان این دو دیدگاه دارد. روزی که با خلیفه ابوجعفر منصور بیعت صورت گرفت، مقاتل بن سلیمان بر وی وارد شد. خلیفه به وی گفت: ای مقاتل، مرا نصیحت کن! مقاتل گفت:
بنا به آنچه دیدم نصیحتت کنم یا بنا به آنچه شنیدم؟!
خلیفه منصور گفت:
بنا به آنچه دیده‌ای!
مقاتل گفت:
ای امیرالمؤمنین، عمر بن عبدالعزیز بعد از خود یازده فرزند به‌جا گذاشت، و همۀ مال و منالی که از وی باقی ماند، فقط هجده دینار بود که در این میان پنج دینار به کفن وی مصرف شد و با چهار دینار هم برای وی قبری خریدند و الباقی دینارها میان ورثه‌اش تقسیم شد. همچنان هشام بن عبدالملک بعد از خود یازده فرزند به‌جا گذاشت که سهم هر کدام‌شان از میراث هشام هزار هزار دینار بود. به خدا سوگند ای امیرالمؤمنین، در یک روز دیدم که یکی از فرزندان عمر بن عبدالعزیز صد اسب در راه خداوند صدقه داد تا به جهاد در راه خدا به مصرف برسد؛ در حالی که یکی از فرزندان هشام را دیدم که در بازار سؤال می‌کرد.
آیا دیده‌اید خداوند چقدر به خاطر صالح بودن پدر به فرزندان وی نفع می‌رساند؟ این حقیقتی است که خداوند متعال در قرآن‌کریم آن را جاوید ساخته است آن‌جا که می‌فرماید:
{وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافاً خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيداً}
یعنی:
«بر مردم لازم است (كه بر يتيمان ستم نكنند و) بترسند از اين كه انگار خودشان دارند می‌ميرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای می‌گذارند و نگران حال ايشان می‌باشند (كه آيا ديگران دربارۀ آنان چه روا می‌دارند؟ پس هم اينک آنچه از مردم انتظار دارند كه در حق فرزندان‌شان انجام دهند، خودشان در حق يتيمان مردم روا دارند و بالِ مهر و محبّت بر سر نوباوگان بی‌پناه بكشند). پس از خدا بترسند و با يتيمان با متانت و محبّت سخن بگويند.» [نساء: ۹]
در حقیقت خداوند متعال حضرت موسی و خضر علیهماالسلام را فرستاد تا دیوار آن دو یتیم را ترمیم کنند تا گنج‌شان ضایع نشود؛ آن‌هم برای این‌که پدرشان انسان صالحی بوده است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

سیزدهم جون در چنین روزی از سال ۸۱۵ میلادی، «فتح بن خاقان» دیده به دنیا گشود. فتح بن خاقان مشهورترین وزیر دربار عباسیان بود. پدرش خاقان در زمان خلافت معتصم عهده‌دار مقام وزارت بود؛ اما خودش وزیر متوکل بود. فتح با متوکل پیوند نزدیکی داشت؛ طوری که کمتر در تاریخ چنین پیوندی میان یک حاکم و وزیرش دیده شده است. متوکل او را بر خویشاوندان و فرزندان خویش ترجیح می‌داد و او هم در مقابل به متوکل وفادار بود و به هنگام بروز انقلاب و اعتراضات علیه خلیفه، علی‌رغم درخواست متوکل از وی، از رها کردن خلیفه امتناع ورزید و تا آخرین لحظه همراه وی ماند و هر دو با هم و در آنی واحد توسط دشمن کشته شدند. فتح بن خاقان از باهوش‌ترین افراد جهان بود. امام ابن‌الجوزی در کتاب «الأذکیاء» پاره‌ای از زیرکی‌های وی را آورده است، چنانچه شهاب‌الدین ابشیهی نیز در کتاب «المستطرف فی کل فن مستظرف» بعضی از اخبار و رویدادهای متعلق به وی را روایت کرده است. از آنچه امام ابن‌الجوزی در مورد فتح بن خاقان روایت کرده است، قضیۀ زیر است که اینک با هم مرور می‌کنیم: باری معتصم خلیفۀ عباسی به عیادتِ وزیرش خاقان به خانه‌اش رفت و در آن روز، فتح پسربچه‌ای خردسال بود. معتصم خواست با وی مزاحی کرده و خاطرش را مسرور بدارد؛ لذا به وی گفت:
ببینم آقا پسر، خانۀ خلیفه بهتر است یا خانۀ پدرت وزیر؟
فتح به پاسخ وی گفت:
خانۀ وزیر بهتر است؛ زیرا خلیفه در آن حضور دارد.
معتصم تحت تأثیر زیرکی و زرنگی و جواب خوب فتح قرار گرفت و خواست به وی تحفه‌ای دهد؛ لذا دستش را بلند کرد و گفت:
بگو ببینم آیا چیزی زیباتر از این انگشتر من دیده‌ای؟
فتح بن خاقان گفت:
بله، زیباتر از آن، دستی است که این انگشتر با آن زیبا گردیده است.
معتصم از پاسخ وی متحیر شد و انگشتر خویش را از انگشتش کشید و به وی داد. بدون شک انسان‌ها با توانایی‌های عقلی، زبانی، جسمی و ذهنی متفاوتی به دنیا می‌آیند. نقش تربیت در این میان، این است که والدین و مدرسه استعدادهای متمایز کودکان را کشف کرده و آن را رشد و ارتقا دهند و نقطه‌ضعف‌های آنان را نیز شناخته و برای اصلاح آن بکوشند؛ با آن‌هم اما موضوع نخست مقدم بر دومی است؛ زیرا هر انسان خواسته یا ناخواسته در زمینه‌ای ضعف خواهد داشت؛ اما شناخت درست استعدادهای نهفته در وی و تقویت مجالی که در آن نسبت به دیگران برتری و برازندگی دارد، ضعف و کمبودهای وی را جبران کرده و روی ضعف‌های وی را خواهد پوشید. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

پیام تبریکی عید سعید اضحی فرارسیدن عید سعید قربان، یادوارۀ قربانی‎ها و جان‎فشانی‎های خالصانۀ حضرت ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح
پیام تبریکی عید سعید اضحی فرارسیدن عید سعید قربان، یادوارۀ قربانی‎ها و جان‎فشانی‎های خالصانۀ حضرت ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح را به کافۀ امت اسلامی و ملت شریف میهن خویش افغانستان تبریک گفته از الله متعال خواهان پذیرش اعمال نیک دهۀ مبارکۀ ذوالحجه و تلاش حجاج سرزمین مقدس حرمین شریفین بوده و ره‎روی مسیر مقدس همۀ پیامبران الهی را در تمام عرصه‎های زندگی خواهانیم! با عرض حرمت مدرسه احیاءالعلوم هرات #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

دوازدهم جون در چنین روزی از سال ۱۹۰۹ میلادی، «شیخ علی طنطاوی رحمه‌الله» ادیب فقیهان و فقیه ادیبان دیده به دنیا گشود. شیخ طنطاوی فقیهی نرم‌دل، نرم‌خوی، صمیمی و در تعامل خویش به مردم نزدیک بود. علاوه بر آن، او ادیب و نویسنده‌ای بی‌نظیر است که کتاب‌هایش در حقیقت سفری تمدنی و فرهنگی است. شیخ طنطاوی از خوب‌نویس‌ترین نویسنده‌هایی است که تاکنون از وی کتاب خوانده‌ام. وی دارای سبک و اسلوب جالب و گیرایی است که غیرممکن است از وی کتابی بخوانی و اثری در زندگی و افکارتان به جا نگذارد. سخن گفتن در مورد ایشان مفید، جالب و پیچیده است. نمی‌دانم از آنچه از وی خوانده‌ام، چه چیزی را کنار بگذارم و چه چیزی را به قید قلم در آورم؟! وی هنگامی که از خودش سخن می‌گوید، رک و صریح لب به سخن می‌گشاید و هنگامی که از این امت سخن می‌گوید، سخنش از روی محبت و غیرت است و هنگامی که از اسلام می‌گوید، امامی بزرگ است و همچنان هنگامی که از ادبیات جهان و فرهنگ‌های دیگر سخن می‌گوید، انسانی با کمال افتخار است. اینک پاره‌ای از سخنان ایشان را که به هنگام مطالعۀ کتاب‌هایش خود با قلم زیرشان خط کشیده‌ام، تقدیم‌تان می‌دارم تا با هم مرور کنیم:
هنگامی که نماز را اولویت اول زندگی‌تان قرار دهید، امور دیگر به طور خودکار جایگاه واقعی خود را در زندگی‌تان می‌گیرند.
محبت بورزید؛ زیرا کسی که محبت نمی‌ورزد انسان نیست.
بیماری کوچک‌ترین پیامی است ک به انسان می‌گوید: چقدر ضعیف هستی.
دردناک‌ترین چیز این است که هر شب در حالی پهلو به بستر دهی و بخوابی که سخنان روز هنوز در دلت تلنبار باشد و کسی را نیافته باشی که با وی در میان بگذاری.
اگر نمی‌خواهید از چیزی پشیمان شوید، هر کاری را به هدف جلب رضایت خداوند متعال انجام دهید.
من توصیفی برای زندگی نیافتم؛ جز اینکه زندگی آمیخته‌ای از تجارب است که اگر از ضربهٔ اول درس نگیرید، شایسته و سزاوار ضربهٔ دوم هستید.
اگر عذرخواهی برای شما سنگین تمام می‌شود، بدانکه توهین و تحقیر شما نسبت به دیگران هم بر آنان سنگین تمام می‌شود.
بدانید که مأموریت و مسؤولیت شما سند و مدرکی نیست که آن را به دست آورید؛ بلکه امت و ملتی است که باید به آن زندگی ببخشید.
ما همه خالی از عیب و ایراد نیستیم و اگر لباسی از جانب خداوند متعال به نام «ستر عیوب» نمی‌بود، گردن‌های‌مان از شرم و خجالت می‌شکست.
من انس قلبم را روزی از دست دادم که مادرم را از دست دادم؛ پس پیش از اینکه دیر شود، از زیبایی‌های زندگی در کنار مادران‌تان لذت ببرید.
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

یازدهم جون در چنین روزی از سال ۱۲۹۲ میلادی، دوست گرامی‌ام «امام ابن‌قیم رحمه‌الله» دیده به گیتی گشود. این اشتباه است که کسی گمان کند برای دوستی با کسی، حتما باید وی را حضوری ملاقات کرده باشید تا بتوانید سپس ادعای دوستی کنید؛ چون کسانی هستند که وقتی کتاب‌ها و نوشته‌های‌شان را مطالعه می‌کنید، در آرامش خاطر خود با ایده‌ها و اندیشه‌های‌شان، در می‌یابید که اگر شما همدیگر خویش را در عالم حضور هم ملاقات می‌کردید، به علت تفاهم و تقارب فکری، با هم می‌توانستید به زودی دوست شوید. کاش این افتخار نصیبم می‌شد که با این امام بزرگوار ملاقات می‌داشتم تا در عالم حضور هم با هم دوست می‌شدیم. امام ابن‌قیم رحمه‌الله کسی است که با کتاب مستطاب «زاد المعاد» خویش، شما را در سفری پرسود و با دستاورد با پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و سلم از ولادت تا وفات همراه می‌کند؛ همچنان با کتاب «حادی الأرواح إلی بلاد الأفراح» دل و دنیای‌تان را مملو از شور و شوق به بهشت برین الهی می‌سازد؛ و با کتاب زیبای «مدارج السالکین» پیوند شما را با دنیا قطع می‌کند و با کتاب «هدایة الحیاری فی أجوبة الیهود و النصاری» در لباس عالمی محاور و مناظره‌کننده‌ای قاهر آشکار می‌گردد و در کتاب «أمثال القرآن» ایشان را دانشمندی برومند خواهید یافت که با فکری روشن و ذهنی باز و سینه و صدری وسیع تبارز می‌کند و با کتاب «بدائع الفوائد»، ایشان را شخصیتی موسوعی می‌یابید که علم و دانش‌شان ابعاد گسترده‌ای دارد و می‌توان او را با کتاب «الروح و النفس» در قامت یک فیلسوف دید و با کتاب «الکافیة الشافیة فی النحو» زبان‌شناس برجسته‌ای دانست. جان کلام اینکه این امام همام نادردانشمندی است که بسان او، زمین و زمان به خود کمتر کسی دیده است. در کتاب‌های این امام بزرگوار، به جملاتی بر می‌خوریم که انسان را متوقف می‌کند تا در سر گریبان تفکر فرو برده و روی کلمه‌کلمه و جمله‌جملۀ آن تفکر و تأمل کند؛ اینک پاره‌ای از این عبارات را با هم مرور می‌کنیم:
کسی که به دعا برانگیخته شود، در حقیقت برای وی ارادۀ اجابت رفته است.
بر حسب حسن نیت انسان، بهره و بخششی برای وی رقم خواهد خورد.
انسان برای اینکه شکنجه ببیند، مورد ابتلا قرار نمی‌گیرد؛ بلکه برای این مورد ابتلا قرار می‌گیرد تا از گناه پاک گردیده و به درجه‌ای از تهذیب برسد.
اگر صدقه‌دهنده می‌دانست که صدقۀ وی پیش از آنکه به دست فقیر برسد، در دست خداوند قرار می‌گیرد، لذت صدقه‌دهنده از لذت صدقه‌گیرنده بیشتر می‌شد.
دین همه‌اش اخلاق است؛ پس کسی‌که در اخلاق از تو برتر بود و پیشی گرفت، در حقیقت در دین از تو برتر است و پیشی گرفته است.
هیچ چیز مانند ترک گناه، جلب‌کنندۀ روزی نیست.
هر کس طعم و لذت قرب به خدا را چشیده باشد و سپس سقوط کند، در دنیا همیشه معذب زندگی خواهد کرد؛ طوری که نه از آسایش جاهلان برخوردار است و نه از لذت عارفان بهرمند است.
تا هنگامی که نجات نیافتید و رها نشدید، خسته نشوید.
هیچ بنده‌ای به مجازاتی سخت‌تر از قساوت قلب گرفتار نشده است.
تا هنگامی که پول و مال و منال در دست شما باشد نه در دل‌تان، به شما ضرری نمی‌رساند؛ اگر چه زیاد هم باشد؛ اما اگر مال و منال به دل‌تان جای گرفت، به شما خسارت خواهد زد؛ اگر چه در دست‌تان از آن چیزی هم نباشد.
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

دهم جون در چنین روزی از سال ۱۲۰۳ میلادی، شخصیت فوق‌العادۀ امت اسلامی «امام ابن‌الجوزی رحمه‌الله» دیده از دنیا فروبست. امام ابن‌الجوزی رحمه‌الله به خاطر درخت جوزی که در سرای‌شان بود، به این لقب شهرت یافته است؛ حالانکه دران زمان در شهرشان جز آن درخت، درخت جوز دیگری نبوده است. امام ابن‌الجوزی رحمه‌الله یکی از بیشترین تألیف و تصنیف‌کنندگان کتاب در میان دانشمندان اسلامی است؛ تا جایی که گفته شده است تعداد کتاب‌های ایشان به ۳۰۰ عنوان کتاب می‌رسد. امام ذهبی رحمه‌الله در سیر أعلام‌النبلاء در مورد امام ابن‌الجوزی فرموده است:
«هیچ عالمی را نمی‌شناسم که بسان امام ابن‌الجوزی تألیف و تصنیف داشته باشد.»
هر کتابی که از ایشان بخوانید، به یکی از ویژگی‌ها و نبوغ علمی و فکری‌شان پی خواهید برد؛ طوری که با مطالعۀ کتاب «الأذکیاء» ایشان را انسانی بهرمند خواهید یافت؛ با مطالعۀ کتاب «أخبار الحمقی و المغفلین» او را شخصیتی خوش‌طبع و سبک‌دل خواهید دید؛ با مطالعۀ کتاب «تاریخ الأمم و الملوک» ایشان را یک مؤرخ و تاریخ‌نگار در خواهید یافت؛ در کتاب «التذکرة فی الوعظ» او را عالمی پرهیزگار و در کتاب «صفة الصفوة» شخصیتی پارسا خواهید یافت. هرگاه هر کتابی که از ایشان بخوانید، شما را با خود گرفته و به حال و هوا و دنیای دیگری خواهد برد. بسیاری از عباراتی که امام ابن‌الجوزی گفته‌اند، هر یک می‌تواند به جای خود، حکمتی در خود نهفته داشته باشد یا پیام منحصربه‌فردی باشد که بتوان در آن تأمل کرد و از آن درس گرفت. اینک پاره‌ای از اقوال و عبارات پراکنده در کتاب‌های این امام همام را با هم مرور می‌کنیم:
نی زنِ محله خوب نمی‌خواند.
کتاب‌ها فرزندان جاودانه‌اند.
وای بر تو اگر از یاری‌کننده نافرمانی کنی؛ آن‌گاه پس از چه کسی یاری می‌خواهی؟
شدیدترین نوع مجازات، زمانی است که خود از راه منحرف شوید و شیطان شما را فریب دهد و به توهم اندازد که گویا به راه راست و درست قرار دارید.
سختی طاعت از بین می‌رود و ثوابش باقی می‌ماند و لذت معصیت هم از بین می‌رود و عقابش باقی می‌ماند.
اگر می‌خواهی مشکلاتِ دامن‌گیر خویش را تغییر دهی و دگرگون سازی، پس گناهان خویش را تغییر ده و دگرگون ساز.
اگر بعد از ارتکاب گناهی در دلت تاریکی و ظلمتی یافتی، بدان‌که در دلت نوری هست؛ چون بدون آن، تاریکی را نمی‌یافتی.
اگر با ارتکاب گناه لباس دین خویش را دریدی، پس با لباس استغفار آن را وصله و پیوند بزن.
اگر در دل تاریکی شب در پیشگاه خداوند نشستی، اخلاق کودکان را به کار بگیر؛ زیرا آنان گریه می‌کنند تا چیزی که می‌خواهند به دست آورند.
راه رسیدن به خداوند با پا پیموده نمی‌شود؛ بلکه با دل پیموده می‌شود.
نعمت‌ها، با شکر و سپاس‌گزاری می‌مانند و با کفران و ناسپاسی از میان می‌روند.
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

💓به نام الله پاک به اطلاع همشهریان عزیزم می رسانم که نماز عید اضحی در مسجد جامع بزرگ ساعت ۷صبح دوشنبه اعلان شده است. مطلع باشید.

4️⃣ تفریحات ناسالم: درست است که در ایام عید، شادی و سرگرمی پسندیده است؛ اما نباید در آن، حدود شرع شکسته شده و سلامتی جامعه به خطر روبرو شود. پس تفریحاتی مانند: بازی باموادآتش افزا و خطرناک، تیزرانیِ رعب آور، بازیهای خطرناک و آسیب رسان، خلطیت زن و مرد در محیطهای تفریحی و میله جاها، بدحجابی به بهانه شادی عید، چشم چرانی و مزاحمت به ناموس دیگران، سگ جنگی، کبوتربازی بر روی بامها، قمار و بردوباخت در برخی بازیها وسرگرمیها و... متأسفانه این گونه منکرات در جامعه هنوز وجود دارد. الله(ج) ما، فرزندان و خانواده های ما را از آنها محفوظ بدارد. 5⃣اسراف در سفره عید: منکر دیگر، چشم وهم چشمی بر سر سفره‌ی عید است؛ طوری که اگر وجهش را هم نداشته باشد، باید قرض کرده و سفره‌ی مجلل پهن کرده از دیگران کم نیاورد و بلکه جلو زند. این رقابت منفی، زیانهای زیادی را متوجه جامعه ما ساخته است. الله متعال مردم ما را از آن نجات بخشد. والبته در حد متعادل، روا است. 6️⃣ خلطیت ها و بی‌حجابی‌ها: منکر دیگر، خلطیت بی رویه‌ی برخی زن ومردها و بدحجابی تعدادی خانمها در ایام عید است. چنان که به بهانه‌ی عید و شادی، حدود شرعی میان زن و مردِ نامحرم شکسته می‌شود؛ دختران و پسران جوان که قبلاً از هم دوری می‌کردند، حالا به بهانه‌ی عید با فتنه انگیزترین سیما وقیافه با هم روبرو و نزدیک می‌شوند و مجال را برای شیطانها باز می‌گذارند تا آنها را به رگبار وسوسه‌های گمراه کننده خویش قرار داده و دین و آبروی شان را آسیب رساند. خداوند از شرّ آن، ملت ما را پناه دهد. 7️⃣- مرزشکنی‌ها در باره لباس نو: َمنکر دیگر این است که به بهانه‌ی عید و این که در اسلام به لباس نو در عید تشویق شده ایم، مدلهای فتنه انگیز و بیگانه با فرهنگ اسلامی و عنعنات پسندیده ملی ما، از جانب برخی دختران و جوانان انتخاب می‌شود و در نتیجه، همه ساله، عید که وجهه‌ی اسلامی دارد و باید ما را به ارزشهای ما متعهدتر ونزدیکتر سازد، ضربه بدی بر پیکره‌ی ارزشها وفرهنگ اسلامی ما قرار می‌گیرد. و صد البته این اشتبهات از برخی است و بیشتر مردم ما از آن پاک اند. 💓تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات.🌸🌸 معلومات: ۰۷۹۰۴۵۳۰۲۲

🔶سلسله‌ی احکام شرعی- ویژه ایام ذوالحجة 🔸درس پنجم: فضایل و مسایل نماز عید و منکرات این ایام ✍ضیاءاحمد فاضلی، واعظ مسجدجامع بزرگ و مسوول مدرسه‌ی احیاءالعلوم 🔶نماز عید: این نماز که در هرسال، فقط دوبار است از فضایل وبرکات بی‌شماری برخوردار است. امام ابوداود در حدیث صحیحی از أم عطية(رض) نقل می‌کند که گفت: «أمرنا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نخرج ذوات الخدور يوم العيد قيل فالحيض قال ليشهدن الخير ودعوة المسلمين قال فقالت امرأة يا رسول الله إن لم يكن لإحداهن ثوب كيف تصنع قال تلبسها صاحبتها طائفة من ثوبها.» ♦️ترجمه: پیامبر(ص) به ما دستور دادند که زنان خانه را روز عید به نماز ببریم. و چون از رفتن زنانی که در عادت ماهواراند سوال شدند، گفتند: در عیدگاه [بدور از محل نماز] حضور یابند تا از خیر و دعاهای مسلمین بهره مند شوند. [در این حین] زنی گفت: ای رسول خدا! اگر برخی، پوشش و چادری نداشته باشند چه کنند؟ فرمودند: زنان همراه شان برخی از پوشش‌های شان را بدیشان بپوشانند. ♦️نکته: حال که دانستیم اهمیت نماز عید تا بدان حد است، پس حیف است اگر برخی برادران ما نمازعید را فدای اموری مانند: تفریح، سلمانی، زیارت قبور و.. سازند. 🔸حکم نماز عید: بر هرکسی که نماز جمعه فرض است، نماز عید بر وی واجب است. برای زنان واجب نیست؛ اما در صورت فراهم بودن شرایط، رفتن شان به نماز عید مستحب است. 🔸چگونگی ادای نمازعید: نماز عید دو رکعت است؛ در هر رکعت، 3 تکبیرِ واجب، زیاده از دیگر نمازها دارد. در رکعت اول: بعد از سبحانک اللهم، سه تکبیر پی هم گفته می‌شود. در هرکدام دستها بالا و سپس رها می‌شود و بعداً قرائت آغاز می‌یابد. در رکعت دوم بعد از ختم قرائت و قبل از رکوع نیز 3 تکبیر به همان شیوه گفته می‌شود، امام با تکبیر چهارم به رکوع می‌رود. نماز عید اذان و اقامت ندارد. گوش‌دادن به خطبة عید سنت است و بعد از نماز خوانده می‌شود. 🔸مستحبات روز عید: 1 - غسل كردن و مسواك زدن. 2 - بهترين لباس را پوشيدن. 3 - خوشبويي زدن، [نه برای زن‌ها] 4 - پيش از رفتن به نماز در عيدِ فطر، خرما يا ديگر شيريني خوردن و در عید اضحی، قبل از نماز عید، چیزی نخوردن و بعد از نماز، از گوشت قرباني خويش – و اگر قربانی نبود، چیزی دیگر- خوردن. 5- رفتن به عیدگاه از يك مسير و برگشتن از مسيري ديگر. 6- پياده رفتن به طرف نماز عید. 7 - پيش از نماز عيد و بعد از آن، نخواندن نماز نفل، چه در خانه و چه در عیدگاه. 8- در عید اضحی حين رفتنِ مردان به عيدگاه با صداي بلند، تكبير گفتن. 9 - تكبيرات تشريق را در عقب نمازهای فرض تا عصر روز چهارم عید با صدای بلند گفتن. و نیز در مسیر عیدگاه بسیار گفتن شان. 🔶منکراتی در ایام عید: شماری از مردم ما از بی‌توجهی، برخی منکراتی را در ایام عید مرتکب می‌شوند که مایه‌ی تأسف است؛ خداوند ما را از آنها دور بدارد. مشهورترین آنها به قرار زیراند: 1️⃣- پایبندی به زیارت قبور در صبح عید: برخی، رفتن به زیارت قبور در صبح عید را برای خود امری حتمی ساخته اند که گویی، شرع مبین به آن دستور داده باشد که اصلاً چنین نیست؛ بلکه آن را برای خود در صبح عید حتمی ساختن، یک بدعت سیئه است. این بدعت –اقلاً- ضررهای آتی را بدنبال دارد: - شادی روز عید را که امری شرعی است، مکدر می‌سازد. ـ غالباً سبب از دست دادن نماز عید -و یا بازماندن از غسل و آمادگی لازم برای آن- می‌گردد. - ازدحام ترافیکی در صبح عید را ایجاد کرده و غالباً خلطیت میان زن و مرد را سبب می‌شود. پس زیارت قبور را باید در فرصتی دیگر گذاشت. 2️⃣ تجدید و از سرگیری عزاداری: چنان‌که اگر از فوت فردی، ماهها هم سپری شده باشد، روز عید که آن را به نام عید اول مرده نام گذاشته اند، فامیل میت خود را عزادار جلوه داده از پوشیدن لباس نو خودداری می‌کنند؛ میوه خشک را از سفره عید دور کرده به جای آن خرما را قرار می‌دهند و به خانه می‌نشینند تا دیگران به تعزیه‌ی ایشان بیایند. بی‌شک، این منکری است آشکار. پیامبر(ص) فرمودند: «روا نیست به هیچ زنی که به خدا ورسولش ایمان دارد اینکه به مرگ کسی بیش از سه روز عزادار باشد؛ مگر خانم میت که در وفات شوهرش چهار ماه و ده روز عزادار است». [صحیح البخاری] پس دوام عزا به بیش از سه روز و تجد آن، ناروا است 3️⃣ دوام کینه و آشتی نکردن: فرصت عید، مناسب ترین فرصتی است برای شستشوی دلها از کینه و کدورت. پس خوش سعادت کسی است که از دیگران سبقت گرفته و جلوتر، دست آشتی را به سوی برادرش دراز کند و وی را در آغوش بگیرد و دل از کینه‌ی او پاک سازد. پیامبر(ص) فرمودند: «برای مسلمان روا نیست که با برادر مسلمان خود بیش از سه روز قطع رابطه کند؛ طوري که چون با هم روبرو شوند، هر يکي از ديگري روي گرداند. و بهترين شان هماني است که در سلام کردن پيش قدم شود». [سنن ابوداود]

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

‏فایل صوتی از طرف ضیاء احمد فاضلی

🕋 نشیدی در مورد حج 🎙 با صدای: ضیاء الرحمن صحت https://t.me/bashirmokhlis