1 153
Suscriptores
-124 horas
+37 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
ادهم شرقاوی:
همه شاهد پیروزی نخواهند بود؛ یاسر و سمیه پیش از هجرت به شهادت رسیدند و حمزه و مصعب پیش از فتح به درجهٔ رفیع شهادت نایل آمدند. خونی میبایست بریزد تا راه را هموار کند. ما مسؤول تلاش و تقلاییم؛ نه نتیجه، و مسؤول راه و مسیریم؛ نه مقصد و هدف، و مسؤول مبارزه و پیکاریم؛ نه پیروزی و نصرت. پیروزی وعدهٔ خداست و بدون شک خواهد آمد؛ در این میان هر کس در راهِ رسیدن به هدف هم بمیرد، او پیروز است؛ اگر چه هنوز در مسیر باشد و به مقصد نرسیده باشد.#غزه_رمز_عزت #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
Repost from الفباء
▪️مانند مصریان قدیم نباشیم!
✍️اسد سعید
مصریان نخستین کسانی بودند که اصول علم هندسه را کشف کردند. از آنجایی که همهساله آب رود نیل طغيان میکرد و مرزها میان زمینهای مردم را از بین میبرد، نزاع و دعوی بر سر زمین میان مردم اوج میگرفت. مصریها برای اینکه به نزاعها پایان دهند، روشهای مختلف علامتگذاری زمین را به وجود آوردند، مؤرخان میگویند که نقطهی آغاز تأسیس علم هندسه همین بود.
اما آیا میدانيد عیب مصریها چه بود؟
بزرگترین عیب مصریها در این بود که آنان توقف کردند و به هندسه ادامه ندادند، بعدتر کسانی از یونان آمدند و این علم را سر و سامان بیشتری دادند.
امروزه بسیاریها مثل مصریهای قدیم رفتار میکنند؛ یک کار بسیار خوب و مفید را شروع میکنند، اما قبل از اینکه آنرا به اتمام و اتقان برسانند، در نصف راه خسته شده و ترک میکنند.
فراموش نکنیم!
صبر و سعی دو عنصر مهم رسیدن به برنامههای مهم زندگیاند.
#مهارتهای_زندگی
@Alefba99 | الفباء
💓بيست نوع قلب ذکر شده در قرآن
❤️القلب السليم:
و آن قلبي است مخلص براي خدا و خالي از کفر و نفاق و هرگونه پستي .
{ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }
❤️القلب المنيب:
و آن قلبي است که هميشه در حال برگشت و توبه به سوي خدا و از آن سو ثابت و پابرجاست بر طاعت خدا .
{ مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ }
❤️القلب المخبت:
و آن قلبي است فروتن و آرام به ذکر خدا .{ فتُخْبِتَ لَهُ قلُوبُهُمْ }
❤️القلب الوجل:
و آن قلبي است که از ياد خدا مي لرزد که مبادا عمل وي به درگاه خدا قبول نشود و از عذاب خدا نجات نيابد .
{ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ }
❤️القلب التقي:
و آن قلبي است که به احکام خدا احترام مي گذارد .
{ ذَلِکَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ }
❤️القلب المهدي:
و آن قلبي است که تسليم امر خدا و راضي به قضا و قدر پروردگار است .
{ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ }
❤️القلب المطمئن:
و آن قلبي است که با ياد خدا و توحيدش آرام مي گيرد .
{ وتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّه }
❤️القلب الحي:
و آن قلب زنده اي است که از شنيدن داستان هاي امت هاي گذشته که با گناه و طغيان هلاک شدند پند و اندرز مي گيرد .
{ إِنَّ فِي ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ }
❤️القلب المريض:
و آن قلبي است که دچار بيماري شک و نفاق شده و مبتلا شده به فسق و فجور و شهوت هاي حرام .
{ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ }
❤️القلب الأعمى:
و آن دل کوري است که حق را نمي بيند و در نتيجه پند و اندرز نمي گيرد .
{ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ }
❤️القلب اللاهي:
و آن دلي است که از قرآن غافل و مشغول لهو و لعب و شهوت هاي دنياست .
{ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ }
❤️ القلب الآثم:
و آن دلي است که گواهي حق را کتمان مي کند و مي پوشاند .
{ وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ }
❤️القلب المتکبر:
و آن دل مغرور و متکبري است که از توحيد و طاعت خداوند رويگردان است ، زورگو و جبار است به خاطر ظلم و طغيان .
{ قلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ }
❤️القلب الغليظ:
و آن دلي است که عطوفت و رحمت و رأفت از آن برداشته شده .
{ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ }
❤️القلب المختوم:
و آن قلبي است که هدايت را نمي شنود و تعقل نمي کند .
{ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ }
❤️القلب القاسي:
و آن دلي است که به عقيده و ايمان نرم نمي شود و وعظ و ارشاد در آن تأثيري ندارد و از ياد خداوند رويگردان است .
{ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً }
❤️القلب الغافل:
و آن قلبي است که مانع ذکر و ياد پروردگار است و هوا و هوسش را بر طاعت حق تعالي ترجيح مي دهد .
{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا }
❤️الَقلب الأغلف:
و آن دلي است که پوشيده شده است به طوري که اقوال و فرمايشات رسول اکرم صلى الله عليه و آله در آن نفوذ و رسوخ نمي کند .
{ وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ }
❤️القلب الزائغ:
و آن قلبي است که از حق و حقيقت اعراض مي کند .
{ فأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ.
❤️القلب المريب:
و آن قلبي است که در شک و شکوک متحير و سرگردان است .
{ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ }
🔴اللهم إجعل قلوبنا من القلوب السليمة المطمئنة البيضاء... وثبتنا على الهدى والايمان.
خدايا قلبهاي ما را قلب سليم و مطمئن و درحال توبه و برگشت به خود و…. بهترين قلبها قرار بده و ما را بر هدايت و ايمان ثابت قدم بدار.
💓شما از كدام بهترينها ھستید؟
1- بهترين شما كسى است كه قرآن را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
"خيركم من تعلم القرآن وعلمه"
(بخاری ، 2027 )
2- بهترينهاى شما، خوش اخلاقترين هايتان هستند.
"خياركم أحاسنكم أخلاقا"
(بخاری ، 6035 )
3- بهترين شما كسى است كه براى همسرش بهترين باشد.
"خيركم خيركم لأهله"
( ترمذى ، 3895 )
4- بهترين شما كسى است كه غذا میدهد و سلام مىكند.
"خيركم من أطعم الطعام و ردَّ السلام"
(صحيح الجامع ، 3318)
5- بهترين شما كسى است كه از او اميد خير مىرود و آزارش به كسى نمىرسد.
"خيركم من يُرجى خيره و يُؤمٓن شره"*
(ترمذى ، 2263)
6- بهترين شما كسى است كه قرض خويش را به بهترين وجه بپردازد.
"خيركم أحسنكم قضاءً" (مسلم ،1601)
7 -بهترين شما كسى است كه عمرش طولانى و عملش نيك باشد.
" خيرالناس من طال عمره و حسن عمله"
(ترمذى ، 2329)
8- بهترين مردم، مفيدترينشان براى ديگران هستند.
"خيرالناس أنفعهم للناس"
(السلسلة الصحيحة،626)
9- بهترين مردم كسى است كه راست گفتار و پاك دل باشد.
"خير الناس ذوالقلب المخموم واللسان الصادق"
(صحيح الترغيب و الترهيب،2931)
10- بهترين دوست كسى است كه براى دوستانش بهترين باشد.
" خير الأصحاب عند الله خيركم لصاحبه"*
( ترمذى ، 1944 )
کاپی.
🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین (14)
♦️عنوان: اندر شناخت بهترین ها
🔸ابوهریره (رض) روایت می کند که از نبی (ص) سوال شد:
يا رسولَ اللَّهِ مَن أَكْرَمُ النَّاسِ؟ قال: «أَتْقَاهُمْ» فقَالُوا: لَيْسَ عَنْ هَذا نَسْأَلُكَ، قَالَ: «فيُوسُفُ نَبِيُّ اللَّهِ ابن نَبِيِّ اللَّهِ ابن نَبيِّ اللَّهِ ابنِ خَلِيلِ اللَّهِ». قَالُوا: لَيْسَ عن هَذَا نَسْأَلُكَ، قال: فعَنْ مَعَادِنِ الْعَرَب تسْأَلُونِي؟ خِيَارُهُمْ في الْجاهِليَّه خِيَارُهُمْ في الإِسلامِ إذَا فَقُهُوا».
🔸ترجمه: ای رسول خدا! چه کسی عزیزترین و گرامي ترين مردم است؟ فرمودند: آنان که پرهیزگارتر اند. گفتند: در اين باره سؤال نکرديم، فرمودند: [پس گرامی ترین آن ها] يوسف، پيامبر خدا است که فرزند پيامبر خدا و فرزند پيامبر و دوست خدا (ابراهيم) است. گفتند: از اين هم نپرسيديم. فرمودند: پس شما از گنجینه های عرب از من مي پرسيد؟ هر که در عهد جاهلیت بهترین بود در عهد اسلام نیز بهترین است؛ مشروط بر این که اهل درک و دانش لازم باشند.
🔸کلمات کلیدی
مَعَادِنِ الْعَرَب: گنجینههای عرب؛ منظور، خبرگان جامعه و بزرگان قوماند.
خِيَارُهُمْ: بهترین ایشان.
الْجاهِليَّه: نادانی؛ مراد، دوره قبل از اسلام است.
🔸فواید علمی و تربیتی
این حدیث، بر فواید آتی دلالت دارد:
1. صحابه کرام، تشنه علم بودند و از این رو، با سوال، خویشتن را به مهمات دین آگاه می ساختند.
2. گرامیترین انسانها نزد خداوند، آنانی اند که از پرهیزگاری بیشتر برخوردار باشند.
3. تقوا، عین کرامت و بزرگواری است؛ هیچ چیز به قدر تقوا به انسان، شرف و کرامت نمیبخشد.
4. اسلام تفاخر به نسب را بدان سبب که منجر به غرور و برتری جویی و عدم توجه به اصلاح خود میشود مذمت کرده است؛ اما نجابت خانوادگی و بودن از سلاله نیاکانی نیکوسرشت را نعمتی مهم و قابل شکر دانسته است.
5. اسلام، دین ارزش سالار است؛ از همینرو، جایگاه و منزلت اجتماعی مشاهیر یک قوم قبل از اسلام را نفی نکرده بدان اعتراف و آن را قدر میکند.
6. اسلام، استعداد ها را از هدر رفتن حفاظت کرده ؛ آنها را در جهت به کمال رسیدن و هدفمند و مثمر واقع شدن توجیه میکند.
7. آنان که پایگاه مردمی و نفوذ اجتماعی دارند در کنار مهارتها و تخصصهای موجود شان باید بکوشند خویشتن را در دین خدا نیز آگاه و فهیم سازند تا آنکه مهارتها و تواناییهای خاص خویش را از به کارافتادن در مسیر اشتباه و نادرست مصون داشته و مردم را درست توجیه و مدیریت کنند.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاء العلوم هرات.
Repost from الفباء
#نشر_الفباء منتشر کرد؛
تاریخ اسلام
(مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز)
نوشتهی دکتور محمد ابراهیم شریقی
ترجمهی عبدالرحمن عزام
نشر الفباء/ چاپ اول/ ۴۵۸ صفحه
سر از روز شنبه میتوانید این کتاب را از آدرسهای زیر👇در هرات دریافت کنید:
مراکز پخش:
▫️هرات؛ شهرنو، پایحصار، کوچه گدام، انتشارات آفاق؛
▫️هرات؛ شهر نو، پایحصار، کوچه گدام، نشر محمدی؛
▫️هرات؛ شهر نو، پایحصار، کوچه گدام، نشر نون؛
▫️هرات؛ چوک گلها، جنب کتابخانه عامه، انتشارات مؤمنی.
▫️هرات؛ چوک گلها، جنب کتابخانه عامه، انتشارات اقصی.#تاریخ_اسلام #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء
پیام اصلاحی
مطالعه تنها فعالیتی برای سرگرمی نیست تا هر وقت دوست داشته باشیم انجامش دهیم؛ بلکه راهی است برای رسیدن و دست یافتن به ایمان، خلاقیت، تعالی، آزادی، آگاهی، عزت و افتخار و اقتدار.
♥️
#پیام_اصلاحی
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
#نشر_الفباء
منتشر میکند!
دکتور مصطفی محمود:
«کسیکه تاریخ میخواند، هرگز ناامیدی به دلش راه نخواهد یافت. او دنیا را روزهایی چند میبیند که خداوند میان مردم میگرداند. ثروتمندان، فقیر میشوند و فقرا ثروتمند؛ ضعیفانِ دیروز، قدرتمدان امروزند و حاکمان دیروز، بیخانمانهای امروز. قاضیان متهماند و پیروزان، شکستخورده. فلک میگردد و زندگی نمیایستد. دوام دنیا بر یک حال، سرابی بیش نیست.»تاریخ اسلام (مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز) نوشتهی دکتور محمد ابراهیم شریقی ترجمهی عبدالرحمن عزام #تاریخ_اسلام #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء
♦️چرا خداوند از اسرائیل سفاک در ظلمش بر اهل غزه انتقام نمیگیرد، در حالی که از ظالمان در امتهای گذشته انتقام میگرفته است؟
🔶پاسخ در چند نکته:
اولا: انتقام از ظالمین وعدهی الهی است، اما او تعالی تضمین نکرده که حتما در دنیا انتقام مظلومان را خواهد گرفت. الله فرموده است:
"وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۚ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ [إبراهیم 42]
(و خداوند را از آنچه ستمكاران مىكنند غافل مپندار. خداوند تنها کار آنها را براى روزى كه ديدگان در آن [از فرط وحشت] خيره می شوند، به تاخیر میگذارد).
ثانیا: در امتهای گذشته انتقام دنیوی - یعنی: دخالت دست غیب و ظهور خوارق عادات- زیاد بوده است، اما در این امت که عاقلترین امتها است و عقلش به پختگی کامل رسیده، امور در او بیشتر به قوانین کونی (اسباب و مسببات) موکول ساخته شده است.
نوت: دوام آن همه خوارق عادات و دخالت دست غیب با وجود نضج عقلی برای این امت، با پدیدهی امتحان الهی از انسان که فلسفهی حیات است منافات دارد.
ثالثا: ابتلا در زندگی مومنان، از قوانین محتوم الهی است و صد البته خداوند مبتلاشدگان را که صبر اختیار میکنند درجات بلند بخشیده و زحمات شان را ضایع نمیسازد.
رابعا: بخشی از امتحان، امتحانِ سیر در برابر گرسنه، توانمند در برابر نا توان، قوی در برابر ضعیف و.. است، تا پردهی پنهانکاریها پاره شده و حقایق مهم، آشکار شود. لذا، خداوند با ابتلای اهل غزه، حقیقت حکام مسلمان، پارلمانها، مراکز قدرت، ارتشها در جهان اسلام را روشن ساخت و در این ابتلا، حقیقت مدعیان دروغین آشکار شد و هر بخشی در آینهی این ابتلا محک خوردند تا باشد که نزد خود و نزد دیگران و نزد تاریخ، شناخته شوند و حتی ثابت شد که ما تودههای مسلمان هم به لحاظ ایمان و اخلاق، حالت خوبی نداریم.
همچنانکه حقیقت، قدرتهای دنیا، سازمانهای حقوق بشری که همواره خود را داعیهدار انسانیت و تمدن داشتند نیز آشکار گشت.
خامسا: این فرمول پذیرفته شده هست که اهداف بلند قربانیهای بلند میطلبد، بناء، هدفی که اهل غزه برای خود اختیار کردند هدف بیمانندی است و به هیچ وجه نمیتوان قضیهی سوریه، عراق یا افغانستان را با آن مقایسه کرد، آنان نه تنها با یک غدهی سرطانیِ جایگرفته در قلب جهان اسلام دست و پنجه نرم کرده و سیطره و شکوه او را متزلزل ساختهاند که بل، با بانیان و حامیان جهانی آن (امریکا و اروپا) نیز مقابله میکنند. روشن است -چنان که بیشتر روشن شد- که اسرائیل، اطاق فرمان و تختهی خیز غربیها در جهان اسلام است و از آن، اهداف شوم شان در جهان اسلام را به کرسی مینشاندند و از این رو، با بیشرمی تمام همه جنایات او را توجیه کرده و آشکار را با چنگ و دندان از او حمایت میکنند. الآن، که یک ملت به ظاهر ضعیف، غرور آنها را شکسته، غروری که در جنگ اعراب و اسرائیل، تمام کشورهای عربی منطقه نتوانست آن را بشکند، و مساله فلسطین را که تقریبا فراموش و بلعیده شده به نظر میرسید از نو در اذهان مردم دنیا زنده ساختند و دستاوردهای دیگری که بیان آنها کار تحلیلگران است، پس این همه، دستاوردهای کوچکی برای اهل غزه نیست.
سادسا: هیچگاه اهل خبره، شکست و پیروزی را در مقدار تلفات تعیین نکرده بل به نتایج و آنچه به دراز مدت تحقق مییابد میسنجند از اینرو، به اتفاق تحلیلگران، نتایج درازمدت طوفان اقصی، بالاتر از تصور به زیان صهیونستها و دسیسههای شوم آنها و حامیان آنها در نطقه هست و برای فلسطینیان اگر اتفاق و مسیر شان را حفظ کنند قطعا به نفع آنها است. والله اعلم.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
پیامی از سورهٔ نصر و تطابق آن با امروز غزه
نوشتهٔ اسحاق حنیف، طالبالعلم صنف یازدهم مدرسه احیاءالعلوم هرات
هنگامیکه سورهٔ مبارکهٔ نصر نازل شد، حاوی دو پیام برای صحابه بود؛ یکی پیام مسرّتبخش و دیگری پیام اندوهناک.
پیام مسرّتبخش آن این بود که دین اسلام پیروز میشود و مردم، گروهگروه به دین اسلام میگروند و این پیام سورهٔ نصر آنها را بسی خوشحال و خرسند ساخت.
اما پیام دوم آن، این بود که وظیفهٔ پیامبر تمام شده است، پس باید از این دنیا رخت سفر بربندد و بهسوی پروردگارش برود؛ اما این پیام برای صحابه بسیار غمانگیز و اندوهناک بود و جسم و روحشان را دردناک ساخت.
اما رابطهٔ این امر امروز غزه در این است که اهل غزه از اینکه در مقابل یهودیان سفّاک به مبارزه پرداختند و خواب خوش را از چشمانشان ربودند و تعداد زیادی از سربازانشان را به جهنم پروردگار روانه ساختند، غلبه و پیروزیشان را میرساند و انشاءالله پیروز هم خواهند شد و یهود خبیث را از سرزمین مقدس فلسطین بیرون خواهند کرد. این امر، مسلمانان واقعی را مسرّت میبخشد و آنها را خوشحال میکند؛ اما از اینکه تا به این پیروزی دست یابند؛ پدر ومادر، فرزند و جگرگوشۀشان را از دست میدهند؛ برادر وخواهری، پدر و مادرشان را از دست میدهند، غمانگیز است و مسلمانان را اندوهناک میسازد.
اما در خقیقت پیروزی آنها حتمی است؛ البته با قربانی دادن تعدادی از عزیزانشان که این نیز آرزو و آرمان خود و عزیزان شان است.
#پیام_طالبالعلم
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from تقویم و تاریخ
هفدهم جون
در چنین روزی از سال ۷۱۴ میلادی، «ابوجعفر منصور» دیده به دنیا گشود.
ابوجعفر منصور دومین خلیفۀ دولت عباسی بود؛ گر چه در حقیقت مؤسس حقیقی این دولت به شمار میرود. وی انسانی جدی و قاطع بود و به مقولۀ اسکندر مقدونی سخت باورمند بود که گفته بود: «آسمان گنجایش دو آفتاب و دولت گنجایش دو حاکم را ندارد.» بنا بر همین دیدگاه، ابوجعفر منصور دست به قتل کاکایش عبدالله بن علی زد؛ همچنان هنگامی که احساس کرد ابومسلم خراسانی در بعضی از امور دولتداری با آنان سر منازعه و کشمکش را در پیش گرفته است، با آنکه وی در حقیقت زمینۀ حکومتداری را برای بنیعباس آماده کرده و برایشان از مردم بیعت گرفته بود، او را از میان برداشت.
به دور از کرسی و تاج و تخت، ابوجعفر منصور انسانی بردبار، به دور از اسراف و تجمل، دولتمردی مقتدر و توانا، و سیاستمداری کارآزموده بود که صلابت و سختی او را از برقراری عدالت باز نمیداشت.
یکی از والیان وی باغِ مردی را به زور گرفته بود. مرد به شکایت به دربار وی آمد و گفت:
خداوند حال و احوال امیر را نیکو بدارد؛ آیا خواستهام را نخست در میان گذارم یا پیشتر از آن، مثالی بزنم؟!خلیفه منصور به وی گفت:
بلکه پیشتر از آن، مثالت را بیان کن.مرد گفت:
اگر به کودک خردسالی امر ناپسندی برسد، به سوی مادرش میدود و به وی پناه میبرد؛ زیرا پناهی جز او نمیشناسد و معتقد است کسی جز مادرش، به وی کمکی نخواهد کرد؛ اما هنگامی که بزرگتر و نیرومندتر شد، فرارش به سوی پدرش خواهد بود؛ به همین ترتیب هنگامی که به سن بلوغ پا بگذارد و مرد شود، در صورت بروز مشکل، برای دادخواهی به والی و فرماندار منطقهاش شکایت خواهد برد چون به باورش وی از پدرش قویتر و نیرومندتر است؛ اما با رشد عقل و توان تحلیل خویش، شکایت خویش را به نزد سلطان میبرد؛ زیرا آنگاه به درستی میداند که کسی همتای سلطان در سلطه و سطوت وی نیست و اگر سلطان به داد وی نرسید و در باب وی انصاف به خرج نداد، شکایتش را به نزد خداوند خواهد برد؛ زیرا میداند که خداوند از سلطان هم تواناتر است؛ اما به من اینک ستمی روا داشته شده است و کسی جز خدا از تو بالاتر نیست؛ همین است که اینک به نزد تو آمدهام، اگر حقم را نستانی و به دادم نرسی، شکایت به خدا خواهم برد؛ زیرا همین است که عازم حج هستم و به سوی خانۀ وی رهسپار.خلیفه منصور به مرد گفت: «در باب تو انصاف خواهیم کرد»؛ لذا به والیاش دو نامه نوشت؛ یکی در باب عزل وی و دیگری در باب رد باغ به صاحبش. خلیفه منصور در زندگی خود، با دیگر حاکمانی که از آنان سخن گفتیم یا خواهیم گفت، تفاوت و تمایزی نداشت و چه بسا از ما و زندگی ما هم ممکن است تفاوت و تمایزی نداشته بوده باشد؛ زیرا او نیز بسان ما یک انسان بود؛ موجودی مخلوط و آمیخته از خیر و شر؛ طوری که گاهی به انجام عمل این میپرداخت و گاهی به انجام آن. قدرت عزیز است و کرسی گرانقدر؛ در این میان خوشا به سعادت کسی که در حالی به نزد خدا میآید که دست و دامنش از هر خون بیگناهی پاک است. خوشا به سعادت ما اگر از این قصه درس بگیریم و مواظب باشیم به کسانی که جز خداوند پناهی ندارند ستم نکنیم. به درستی در پاسخ به دعای مظلوم، خداوند ندا میدهد که: «به عزت و جلالم سوگند، تو را کمک خواهم کرد؛ اگر چه بعد از مدتی هم باشد.» همین کافی است تا ما را با یک ضربۀ مهلک، زمینگیر کند. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
شانزدهم جون
در چنین روزی از سال ۷۷۸ میلادی، «سعید بن عاص رضیالله عنه» رخ به نقاب خاک کشید.
سعید بن عاص از کوچکترین یاران پیامبر صلیالله علیه و سلم بود؛ البته هیچیک از اصحاب بزرگوار پیامبرمان کوچک نبودند.
سعید بن عاص هنگام وفات پیامبر صلیالله علیه و سلم نهساله بود. او از حضرت عمر و عایشه رضیالله عنهما حدیث روایت کرده است.
حضرت عثمان رضیالله عنه هنگامی که قرآنکریم را در یک مصحف جمع کرد، آن را به سعید بن عاص تقدیم کرد؛ زیرا قرائت وی شبیه به قرائت پیامبر صلیالله علیه و سلم بود.
سعید بن عاص شخصیتی ثروتمند، سخاوتپیشه، اهل بذل و بخشش، نرمخو، خوشاخلاق و نیکبرخورد بود؛ جای تعجب نیست که این همه ویژگی در یک شخص گرد آمده باشد؛ زیرا یاران پیامبر همه چنین بودند.
باری ابوجهم عدوی خانهاش را که به همسایگی سعید بن عاص قرار داشت، به صد هزار درهم به فروش رساند. هنگامی که قیمت مذکور را از مشتری گرفت، گفت:
این مبلغ که قیمت خانه بود، بفرمایید قیمت همسایگی را هم بپردازید.خریدار گفت:
چه همسایگیای آقا؟!ابوجهم گفت:
همسایگی سعید بن عاص.خریدار گفت:
آیا همسایگی هم مگر خرید و فروش میشود؟ابوجهم به وی گفت:
پس خانهام را به خودم برگردان؛ من همسایگی او را هرگز ترک نخواهم کرد؛ زیرا وی هرگاه غایب شوم، از من پرسوجو میکند، و هرگاه مرا ببیند، به من خوشآمد میگوید، و اگر از نزد وی غایب شوم، متوجه خانه و دنبالهام هست، و اگر او را ملاقات کنم، مرا به خود نزدیک میکند و اگر از وی چیزی بخواهم، خواستهام را برآورده میکند و اگر از وی چیزی نخواهم، او خود آغازگرِ بخشش است و اگر به من مصیبتی برسد، آن را به اندازۀ توان برطرف میکند.هنگامی که این خبر به سعید بن عاص رسید، صد هزار درهم برای ابوجهم فرستاد و به وی سفارش کرد: این قیمت خانهات است، خانه مال خودت باشد؛ اما همسایگی ما را رها مکن. اگر از این قصه درسی به دست آید، آن این است که ما خود، خویشتن را ارزشگذاریم نکنیم؛ بلکه این امر را به دیگران بگذاریم تا خود به مستوای ارزشی که نزدشان داریم، ما را ارشیابی و قیمتگذاری کنند. این همسایۀ شماست که میگوید شما چطور همسایهای هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این پدر و مادرتان است که میگویند شما چطور فرزندی هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این همسرتان است که میگوید شما چطور همسری هستید؛ نه آنچه خود بگویید. این فرزندانتان هستند که میگویند شما چطور پدری هستید؛ نه آنچه خود بگویید. آنچه درین باب در مورد مردان گفته شد، در مورد زنان نیز مصداقیت دارد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
پانزدهم جون
در چنین روزی از سال ۶۷۴ میلادی، «سعد بن ابیوقاص رضیالله» رخت زندگی از دنیا بربست و رهسپار دیار ماندگار آخرت گردید.
صحابی جلیلالقدر حضرت سعد بن ابیوقاص قهرمان جنگ سرنوشتساز قادسیه بود. ایشان از زمرۀ نخستین کسانی به شمار میروند که در مکه به نزد پیامبر صلیالله علیه و سلم آمده و ایمان آوردند. یکی از افتخارات ایشان این بود که وی نخستین کسی است که در راه خداوند، تیراندازی کرد؛ این امر، هنگامی بود که در نبرد احد وی تیرش را در چلۀ کمان گذاشت و سینۀ سخیف دشمن را نشانه رفت، و پیامبر بزرگوارمان به وی فرمود: «بزن، پدر و مادرم به فدایت باد!»
سعد بن ابیوقاص رضیالله عنه یارِ محبوب و دوستداشتنی پیامبر بود. همچنان وی از ماماهای پیامبر صلیالله علیه و سلم به شمار میرفت؛ بنابراین هرگاه پیامبر صلیالله علیه و سلم ایشان را میدید، میفرمود: «این مامای من است؛ هر کس مامایش را نشانم دهد.»
بعد از پیروزی کوبندۀ نبرد قادسیه، حضرت سعد بن ابیوقاص قاصدی به عنوان مژدهرسانِ پیروزی به نزد امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضیالله عنه فرستاد تا بشارتِ پیروزی را به ایشان برساند. هنگامی که حضرت عمر رضیالله عنه این خبرِ مسرتبخش را شنید، سر به آستان خداوند گذاشت و سپس هنگامی که سرش را بلند کرد، از قاصد پرسید:
نبرد چه وقت آغاز یافت؟قاصد گفت:
صبح؛ پیش از چاشت.حضرت عمر رضیالله عنه پرسید:
پیروزی چه وقت محقق شد؟قاصد گفت:
پیش از شام.حضرت عمر رضیالله عنه گفت:
«لا حول و لا قوة إلا بالله! هیچگاه باطل در مقابل حق، اینقدر دوام نمیآورد؛ اما علت این دوام در این نبرد، ممکن است ارتکاب گناهی از شما یا از من بوده باشد.»جالب و شگفتانگیز؛ حضرت عمر رضیالله عنه با این جملۀ خویش، اسباب و عوامل شکست و پیروزی را برایمان بیان فرمود؛ «هیچگاه باطل در مقابل حق، اینقدر دوام نمیآورد؛ اما علت این دوام در این نبرد، ممکن است ارتکاب گناهی از شما یا از من بوده باشد.» این امت، به سبب طاعت و بندگی خود به خداوند متعال و نافرمانی و معصیت دشمن به او تعالی، نصرت و پیروزی به دست میآورد؛ یعنی هر اندازه این امت در بندگی و طاعت خویش پیشقدم باشد، و هر اندازه دشمنش در گرداب گناه و معصیت غرق، و آلوده به فساد و تباهی باشد، به همان مستوا، نصرت و پیروزی برای این امت رقم خواهد خورد. سلاح، ابزار مکمِّل در نبرد است و بس؛ هرگاه حق و باطل در میدانِ نبرد رویاروی هم قرار گرفتند، با صرف نظر از میزانِ نیرو و توان، پیروزی از آنِ حق است و هرگاه دو دشمن گنهکار به مصاف هم آمدند، پیروزی از آنِ کسی است که از سلاح، تنظیمات و تجهیزات بیشتر و قویتری برخوردار باشد. این سخن به این معنی نیست که امت اسلامی به بُعد تسلیحاتی توجه نکنند؛ بلکه بر خلاف آن، میبایست بدانیم این دنیا، دار اسباب است و این نادانی است که در دنیا، اسباب را رها و فراموش کنیم؛ اما این هم نادانی است که انسان آنچه خود دوست میدارد (پیروزی)، از خداوند متعال بخواهد؛ اما خود برای خداوند متعال چیزی (معصیت و گناه) تقدیم کند که خداوند متعال از آن نفرت دارد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
چهاردهم جون
در چنین روزی از سال ۷۶۷ میلادی، «مقاتل بن سلیمان رحمهالله» دیده از دنیا فروبست.
مقاتل بن سلیمان از نخستین دانشمندانی است که در زمینۀ تفسیر قرآنکریم کتاب تألیف کرده است. او همچنان به تورات و انجیل هم عالم و دانشمند بود؛ لذا تفسیر وی (تفسیر مقاتل) را حاوی روایات زیادی از اسرائیلیات و مرویات اهل کتاب میبینیم که بنا به حدیث گهربار پیامبر اکرم صلیالله علیه و سلم که فرمودند: «بدون حرج از بنیاسرائیل سخن بگویید!»، آنها را روایت کرده است.
علما در مورد جایگاه مقاتل دیدگاههای مختلفی دارند که در این میان امام شافعی رحمهالله وی را میستاید و میگوید: «مردم در علم فقه رهرو امام ابوحنیفه و در علم تفسیر رهرو مقاتل هستند.»؛ حالانکه ذهبی و امام بخاری رحمهماالله دیدگاهی بر خلاف دیدگاه امام شافعی رحمهالله نسبت به وی دارند و امام ابنتیمیه رحمهالله دیدگاه نسبتا بینابینی میان این دو دیدگاه دارد.
روزی که با خلیفه ابوجعفر منصور بیعت صورت گرفت، مقاتل بن سلیمان بر وی وارد شد. خلیفه به وی گفت: ای مقاتل، مرا نصیحت کن!
مقاتل گفت:
بنا به آنچه دیدم نصیحتت کنم یا بنا به آنچه شنیدم؟!خلیفه منصور گفت:
بنا به آنچه دیدهای!مقاتل گفت:
ای امیرالمؤمنین، عمر بن عبدالعزیز بعد از خود یازده فرزند بهجا گذاشت، و همۀ مال و منالی که از وی باقی ماند، فقط هجده دینار بود که در این میان پنج دینار به کفن وی مصرف شد و با چهار دینار هم برای وی قبری خریدند و الباقی دینارها میان ورثهاش تقسیم شد. همچنان هشام بن عبدالملک بعد از خود یازده فرزند بهجا گذاشت که سهم هر کدامشان از میراث هشام هزار هزار دینار بود. به خدا سوگند ای امیرالمؤمنین، در یک روز دیدم که یکی از فرزندان عمر بن عبدالعزیز صد اسب در راه خداوند صدقه داد تا به جهاد در راه خدا به مصرف برسد؛ در حالی که یکی از فرزندان هشام را دیدم که در بازار سؤال میکرد.آیا دیدهاید خداوند چقدر به خاطر صالح بودن پدر به فرزندان وی نفع میرساند؟ این حقیقتی است که خداوند متعال در قرآنکریم آن را جاوید ساخته است آنجا که میفرماید:
{وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافاً خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيداً}یعنی:
«بر مردم لازم است (كه بر يتيمان ستم نكنند و) بترسند از اين كه انگار خودشان دارند میميرند و فرزندان درمانده و ناتوانی از پس خود برجای میگذارند و نگران حال ايشان میباشند (كه آيا ديگران دربارۀ آنان چه روا میدارند؟ پس هم اينک آنچه از مردم انتظار دارند كه در حق فرزندانشان انجام دهند، خودشان در حق يتيمان مردم روا دارند و بالِ مهر و محبّت بر سر نوباوگان بیپناه بكشند). پس از خدا بترسند و با يتيمان با متانت و محبّت سخن بگويند.» [نساء: ۹]در حقیقت خداوند متعال حضرت موسی و خضر علیهماالسلام را فرستاد تا دیوار آن دو یتیم را ترمیم کنند تا گنجشان ضایع نشود؛ آنهم برای اینکه پدرشان انسان صالحی بوده است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
سیزدهم جون
در چنین روزی از سال ۸۱۵ میلادی، «فتح بن خاقان» دیده به دنیا گشود.
فتح بن خاقان مشهورترین وزیر دربار عباسیان بود. پدرش خاقان در زمان خلافت معتصم عهدهدار مقام وزارت بود؛ اما خودش وزیر متوکل بود. فتح با متوکل پیوند نزدیکی داشت؛ طوری که کمتر در تاریخ چنین پیوندی میان یک حاکم و وزیرش دیده شده است. متوکل او را بر خویشاوندان و فرزندان خویش ترجیح میداد و او هم در مقابل به متوکل وفادار بود و به هنگام بروز انقلاب و اعتراضات علیه خلیفه، علیرغم درخواست متوکل از وی، از رها کردن خلیفه امتناع ورزید و تا آخرین لحظه همراه وی ماند و هر دو با هم و در آنی واحد توسط دشمن کشته شدند.
فتح بن خاقان از باهوشترین افراد جهان بود. امام ابنالجوزی در کتاب «الأذکیاء» پارهای از زیرکیهای وی را آورده است، چنانچه شهابالدین ابشیهی نیز در کتاب «المستطرف فی کل فن مستظرف» بعضی از اخبار و رویدادهای متعلق به وی را روایت کرده است.
از آنچه امام ابنالجوزی در مورد فتح بن خاقان روایت کرده است، قضیۀ زیر است که اینک با هم مرور میکنیم:
باری معتصم خلیفۀ عباسی به عیادتِ وزیرش خاقان به خانهاش رفت و در آن روز، فتح پسربچهای خردسال بود. معتصم خواست با وی مزاحی کرده و خاطرش را مسرور بدارد؛ لذا به وی گفت:
ببینم آقا پسر، خانۀ خلیفه بهتر است یا خانۀ پدرت وزیر؟فتح به پاسخ وی گفت:
خانۀ وزیر بهتر است؛ زیرا خلیفه در آن حضور دارد.معتصم تحت تأثیر زیرکی و زرنگی و جواب خوب فتح قرار گرفت و خواست به وی تحفهای دهد؛ لذا دستش را بلند کرد و گفت:
بگو ببینم آیا چیزی زیباتر از این انگشتر من دیدهای؟فتح بن خاقان گفت:
بله، زیباتر از آن، دستی است که این انگشتر با آن زیبا گردیده است.معتصم از پاسخ وی متحیر شد و انگشتر خویش را از انگشتش کشید و به وی داد. بدون شک انسانها با تواناییهای عقلی، زبانی، جسمی و ذهنی متفاوتی به دنیا میآیند. نقش تربیت در این میان، این است که والدین و مدرسه استعدادهای متمایز کودکان را کشف کرده و آن را رشد و ارتقا دهند و نقطهضعفهای آنان را نیز شناخته و برای اصلاح آن بکوشند؛ با آنهم اما موضوع نخست مقدم بر دومی است؛ زیرا هر انسان خواسته یا ناخواسته در زمینهای ضعف خواهد داشت؛ اما شناخت درست استعدادهای نهفته در وی و تقویت مجالی که در آن نسبت به دیگران برتری و برازندگی دارد، ضعف و کمبودهای وی را جبران کرده و روی ضعفهای وی را خواهد پوشید. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
پیام تبریکی عید سعید اضحی
فرارسیدن عید سعید قربان، یادوارۀ قربانیها و جانفشانیهای خالصانۀ حضرت ابراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح را به کافۀ امت اسلامی و ملت شریف میهن خویش افغانستان تبریک گفته از الله متعال خواهان پذیرش اعمال نیک دهۀ مبارکۀ ذوالحجه و تلاش حجاج سرزمین مقدس حرمین شریفین بوده و رهروی مسیر مقدس همۀ پیامبران الهی را در تمام عرصههای زندگی خواهانیم!
با عرض حرمت
مدرسه احیاءالعلوم هرات
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
