جادوگر شهر بُز
رفتن به کانال در Telegram
وی در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری به تحصیل پرداخت و اکنون جادوگر شهر بز می باشد: @shokuh_d
نمایش بیشتر4 295
مشترکین
-224 ساعت
-97 روز
+1 05730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانالها
اوت '26
+1 119
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+27
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+17
در 4 کانالها
Get PRO
مه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+5
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+9
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+2 087
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+10
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+10
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+6
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+2 859
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+27
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+9
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+2 314
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '25
+17
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+13
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+9
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+6
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+4 381
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+30
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+12
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+1 148
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+9
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+6
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '24
+49
در 12 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+2 123
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+10
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+3 048
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+17
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+11
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+1 032
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+1 002
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+1 889
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+2 354
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+1 089
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+1 995
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+2 667
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+1 084
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+1 392
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+2 051
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+1 104
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+1 085
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+63
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+1 457
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+19
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+89
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+170
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+49
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+48
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+77
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 160
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
هومن سیدی توسریال قورباغه به فرشته حسینی وقتی که تو فروشگاه استاکش کرده بود میگه:«من از زنهایی که رژ پر رنگ می زنن میترسم».
ولی من از آدمهایی که زیاد اصرار می کنن میترسم.
| 2 | سیستم خوشحال شدنم خیلی عجیب شده، شاید چیزی که هر کسی رو میتونه خوشحال کنه روم تاثیر نداشته باشه ولی اگه بوی گندم دوباره مافین شکلاتی بیاره خیلی خوشحال میشم. | 49 |
| 3 | #محبتتون | 50 |
| 4 | یه الگویی تو روابطم پیدا کردم. من همیشه دنبال مردای پیچیده، آزاد، مستقل و غیر قابل دسترس می گردم. مردایی پر مشغله و معتاد به کار، با اعتماد به نفس بالا، خوش صحبت و گرم خو، شوخ طبع، باهوش و نردی، شخصیت چندوجهی همراه با علایق گسترده. اولش به شدت برام جذابن و هی بهم دوپامین برای ارتباط میدن. با خودم میگم، این دیگه خودشه! این مرد می تونه همون پارتنر مناسبی باشه که دنبالشم. اما بخش سایه کاراکتر این تیپ مردا رو نمی بینم. مردایی که روح آزاد و ضدقالب دارن. یعنی از محدود شدن خوششون نمیاد. دوس ندارن تعهد زودهنگام بدن یا از نقشهای ثابت فرار می کنن. من به زورمیخوام اون نسخه نابالغ شخصیتشون رو تبدیل به یه مرد وفادار و رمانتیک کنم. خب نمیشه. این جوهره یا ویژگی تو ذاتشون نیس. حتی اگه به حرف همون اول بگن صمیمیت و رابطه لانگ ترم میخوان! تیپ مردایی این مردها فقط تو سطح رابطه میخوان بمونن و فقط از تایم مشترک و معاشرت لذت میبرن. حالا چاره چیه؟ یا باید تیپ اخلاقی این تیپ مردا رو صادقانه پذیرفت و باهاشون همون قدر سطحی مثل خودشون ادامه داد یا خداحافظی و جدا کردن مسیر زندگی. یا یه کار ساده تر، اصلا باهاشون آشنا نشد! آخه سری که درد نمی کنه رو دستمال نمیبندن. | 121 |
| 5 | #محبتتون | 130 |
| 6 | راکاستار npc استخدام نمیکنه؟ میخوام تو gta 6 زیر گرفته شم. | 144 |
| 7 | #محبتتون | 153 |
| 8 | دیروز در جمعی پشت سر کسی که کلی بدی در حقم کرده بود ازش دفاع کردم اصلا هم نمیدونم چرا. نمیدونم این ذات خوب به چه کارم میاد امیدوارم یه روز بکنمش تو کونم. | 164 |
| 9 | Summers Day [v2].mp3 | 164 |
| 10 | دعانویسم برام ام آر آی نوشت | 169 |
| 11 | سرِ گربهی قبلیم، کوکو، که یه پرشین بود و الان حضانتش با همسر سابقمه، آدمِ نسبتاً بالغی بودم.
اگه یکی میگفت: «من خونهای که گربه داره نمیام» یا با اون حالتِ آدمی که انگار یه جنازه توی فریزر دیده به کوکو نگاه میکرد، ناراحت نمیشدم. با خودم میگفتم خب، همه دنیا رو مثل من نمیبینن. یکی از گربه میترسه، یکی از مو، یکی هم احتمالاً از هر چیزی که از خودش مستقلتر و خوشگلتره میترسه. زندگی همینه دیگه.
اما اشی فرق داره.
کافیه یکی با اون لحنِ مخصوصِ آدمایی که فکر میکنن «فقط یه سؤال» پرسیدن، بگه:
«چرا موهاش یهجوری به هم چسبیده؟»
یا بدتر از اون:
«چرا گربهت اینقدر میدوه؟»
اون لحظه من لبخند میزنم. شاید حتی براش چای هم بریزم. ولی توی ذهنم یه کمیتهی رسمی تشکیل میشه که فقط یه دستور جلسه داره:
«این آدم دیگه هیچوقت به این خونه دعوت نشه.»
آخه واقعاً منظورت چیه؟
منظورت اینه که اشی قشنگترین، دلبرترین، تمیزترین و از نظر اخلاقی پیشرفتهترین گربهی دنیا نیست؟
منظورت اینه که وقتی از این اتاق به اون اتاق میدوه، نباید همه جمع بشیم و برای این نمایشِ باشکوهِ زندگی کف بزنیم؟
اشی گربه نیست.
اشی یه موجودِ کامله که فعلاً به شکل گربه توی خونهی من زندگی میکنه، تا ما آدما فرصت داشته باشیم از نزدیک بفهمیم زیباییِ واقعی چه شکلیه.
و هرکی اینو نبینه، کاملاً حق داره.
فقط دیگه لازم نیست بیاد خونهی من.🐈⬛ | 197 |
| 12 | بدون متن... | 174 |
| 13 | بدون متن... | 185 |
| 14 | داداشم یه نبوغ عجیبی تو انتخاب فاجعه داره. یه دوستدختری داشت که انقدر «ایزیگویینگ» و بیخیال بود که انگار تو یه جهان موازی زندگی میکرد؛ از اونایی که حتی اگه کنارش بمب هم میترکید، تهش با آرامش میپرسید: «فکر میکنی تا عصر بارون بیاد؟» همین بیخیالیِ محضش، داداش منو دیوونه کرده بود. فکر میکرد این بیتفاوتی یه معمای حلنشدهست که فقط خودش باید کشفش کنه. کات کردن و رفت زن گرفت! زنی که تو ۵ ماه دوران عقد، انقدر تعقیب و مراقبتش کرد که داداشم حتی برای یه نفس کشیدن ساده هم باید بهش گزارش لحظهای میداد. نتیجهاش هم شد طلاق؛ حالا هم که تنها شده، با حسرت میشینه میگه: «دلم واسه همون دختر بیخیالِ قبلی تنگ شده».
حالا این داستان رو بذار کنار تجربه کاریِ من. ما یه زهرا داشتیم؛ سرگروه سابقم. زهرا دقیقاً مثل نسیم خنک وسط مردادماه بود.تو کل مدت همکاریمون کلاً سه بار بهم تذکر داد، و همهش هم سرِ شلوغیهای سرسامآور کمپینها بود، که من حتی همون لحظهها رو هم بهش کاملاً حق میدادم. زهرا آرامشِ یه محیط حرفهای رو واقعاً میفهمید و بلد بود چطور کار کنه.
اما سرگروه جدیدم؟ ایشون احتمالاً دورهی مدیریتش رو تو یه مرکز بازجویی قرون وسطایی گذرونده! نه تنها انتظار داره تو تایم خلوتی، اگه تسکی نیست، شال و کلاه کنم و با موتور شرکت سفارشها رو برسونم (چون بیکاریِ کارمند از نظرش حکم توهین به مقدسات رو داره!)، بلکه دقیقاً مثل زن داداشم دچار «سندرم کنترلِ مطلق»ئه.
اصلاً فرقی نمیکنه تسک داشته باشم یا نه، پیویِ من باید همیشه پر از پیام های ایشون و اعلام حضور من باشه. یه بار ازش پرسیدم «مشکلتون با من چیه؟» و چهل دقیقه از وقت مفید کاریم صرف این شد که برام سخنرانی کنه که «رفتارهای تو برای من چالشسازه». انگار من یه هیولای افسانهایام که فقط ایشون میتونه با بیرحمیِ مدیریتی مهارش کنه! جالبیش اینجاست وقتی زمزمهی رفتنم به شیفت صبح رو شنید، یهو تغییر فاز داد ومن شدم «ملیحه جان» ؛ ولی اون «ملیحه جانِ» اول جملههاش، مثل لبخندهای جوکر قبل از آتیش زدن شهره.
هر روز باید برای قطعی برق، عکس مدرک، اسکرینشات سامانه برق من و احتمالاً یه عکس قدی که دارم توی تاریکی خونه پشتکوارو میزنم و با دستم قلب نشون میدم بفرستم تا ثابت کنم واقعا برق ندار و به جدم قسم دو ساعت دیگه برمیگردم.
این بددلی و کنترلگری اداری، منو یاد تموم رابطههای شکستخوردهی تاریخ میندازه. گیر دادنِ الکی، آدم رو از درون میپوسونه؛ جوری که باعث میشه حتی واسه روزهایی که زهرا (یا حتی اون دوستدختر بیخیالِ داداشم) گیر نمیدادن دلتنگی کنی.
آدم وقتی تو یه اتاقِ بدون هوا حبس میشه، دلش واسه حتی یه پنجرهی نیمهباز تو دلِ طوفان پر میکشه. نه به خاطر اینکه طوفان چیز قشنگیه، بلکه فقط چون حداقل توش یه هوایی برای نفس کشیدن جریان داره.
#درفراق_هنرور | 181 |
| 15 | اصلا نمیفهمم چرا با ماهایی که مسواک برقی داریم مثل الباقی مردم برخورد میشه معادلات اجتماعی واقعا پیچیدهست. | 182 |
| 16 | بک گراند اشی☺️ | 211 |
| 17 | به چشم آدما دقت کنین. لبخند رو میشه کش داد، لحن رو میشه نرم کرد و طوری وایساد که انگار آدم معقولی هستی؛ ولی چشم، بالاخره یه جایی لو میده صاحبش در چه وضعیه.
البته قرار نیست از روی رنگ چشم و فرم ابرو پروندهی جنایی تشکیل بدیم. بعضی چشمها فقط خستهان، نه قاتل زنجیرهای. ولی وایب آدمها رو نمیشه همیشه با جملههای قشنگ، لباس مرتب و ژستهای تمرینشده قایم کرد.
بدن معمولاً زودتر از مغز میفهمه. طرف هنوز سلام نکرده، دل تو جمع شده. هنوز حرف نزده، معده ات اسید تولید کرده. هنوز کاری نکرده، ولی بدنت با صدای آهسته میگه:
«با این یکی زیاد صمیمی نشو.»
ما معمولاً این حس رو نادیده میگیریم، چون میخوایم مؤدب و عاقل باشیم و بیخودی قضاوت نکنیم. بعد اونقدر به یه آدم نامطلوب فرصت میدیم که عنش در بیاد.
لازم نیست همون لحظه دادگاه تشکیل بدین یا حکم اعدام صادر کنین. میتونین فقط فاصله بگیرین. لازم نیست برای خوشتون نیومدن از کسی، یه دفاعیهی حقوقی آماده کنین.
بعضی آدمها وقتی وارد اتاق میشن، فضا یه ذره تنگ تر میشه. هوا سنگین میشه و حتی نور هم انگار حوصلهش رو از دست میده. این الزاماً به معنی شرور بودنشون نیست؛ شاید فقط اونقدر با خودشون در صلح نیستن که بتونن برای بقیه آرامش بیارن.
پس اگر بدنت دربارهی کسی گفت «این یکی نه»، لازم نیست سریع مجبورش کنی که اشتباه میکنه. گاهی ذهن هنوز داره جلسه برگزار میکنه، ولی بدن صورتجلسه رم امضا کرده.
#ریشهای_سفیدم | 212 |
| 18 | کسی میتونه منو با یه مشت بخوابونه؟
قیمت؟ | 216 |
| 19 | #محبتتون | 239 |
| 20 | هیچوقت اونی که تو تابستون سرما خورده رو مسخره نکنید.
شاید بعدیش خودتون باشید. | 226 |
