1 992
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
1 992
تو دنیای حوصله سربری داریم زندگی میکنیم، چرا زامبیها حمله نمیکنن واقعا
این همه اموزش ما الکی الکی داره هدر میره
1 992
دختر همسایمون اومد پاساژ یه بطری آب گذاشت گفت اینجا باشه میام برمیدارم، داشتم مغازه رو میبستم دیدم اینکه نمیاد میبرمش خونه
بردم گذاشتم تو یخچال حواسم نبود بگم داستانش چیه، مامان بزرگم یه خورده از این خورده از اونموقع هی میگه بنظرت آدم تا چند سالگی میفهمه واقعا به کدوم جنس گرایش داره؟ خدا لعنتت کنه زری دعا اینا خونده
1 992
یکی از دوستام دو ساله ازم ۱۰۰ تومن قرض گرفته پسم نمیده، امروز دیدم استوری گذاشته نوشته من هر چی دارم از خدا دارم،
داداش اگه ناراحت نمیشی منم یکم به خدا کمک کردم
1 992
یه ده لیتر از کارت سوخت دوستم زدم الان دیدم استوری گذاشته ما نبودیم خیلیها به مقصد نمیرسیدن
1 992
گوشیم شکست بردم تعمیر، طرف تعمیر کردگفت قابل نداره ۲۰ تومن شد، گفتم مردحسابی من خودم کارم اینه السیدی قیمتش ۷تومنه دستمزد شما هم۱ کلا ۸ تومن میشه، خلاصه هشت تومن کشیدم رفتم
خدا لعنتش کنه، حالا من کارم اینه وقیمت دستم بود یکی دیگه بود و چاقو همراهش نداشت ۲۰ تومن ازش میتیغید.
1 992
اسنپی شمارهشو داد گفت ماشین خواستی اول یه زنگ بزن من نزدیک بودم خودم میرسونمت لازم نیست اسنپ بگیری، صبح زنگ زدم داشتم معرفی میکردم بچهش از پشت تلفن هی میگفت کیه بابا؟ بابا این کیه؟ باباش عصبی شد گفت بابا چه میدونم چه کسکشیه وایسا
1 992
دیدین اینا که میرن تو هوای ابری فیلم میگیرن خدایا اگه دوستم داری یه نشونه بفرست، بعد رعد و برق میزنه یهو بغض میکنه طرف؟ خب مهندس تو هوای ابری این اتفاقات میفته
تو اگه پیش خدا محبوبی تو هوای افتابی تست کن
1 992
بر خلاف سالهای گذشته تولد امسالم خوشحال بودم، پیامهای تبریک زیادی گرفتم
اینستا، توییتر، از همکارام
کادو هم گرفتم
1 992
صبح بیدار شدم دیدم ماشینم نیست زنگ زدم داداشم گفت صبح اومدم بیدارت کردم گفتی ببرش لازم ندارم، یکم گشتم دیدم کارت عابرم نیست زنگ زدم خواهرم گفت صبح اومدم گفتی ببر هر چی دوست داری بخر، خداروشکر یه منحرفی چیزی تو خونمون نیست وگرنه اینجوری که بوش میاد از هر پیشنهادی استقبال میکنم، یه مشت شیادن فقط.
1 992
امروز یه توریست آلمانی مشتری مغازه بود یه شارژر آیفون میخواست گفت قیمت چنده؟ شارژرمون قیمت قدیم بود شیطون اومد تو جلدم گفت قیمت جدید بفروش، هی تو فکر بودم چیکار کنم چیکار نمنم که همکارم اومد گفت دو سه تومن بیشتر بگیر ازش این که نمیفهمه
شیطان ظاهر شد گفت بابا جلو این حرومزاده تو جبرئیلی،
1 992
لب رودخونه کمپ زده بودم یه خانومی خیلی خیلی جذابی اومد، من تو همون نگاه اول کراش زدم گفت اقا دستم به دامنت دوست پسرم با دوچرخه افتاده ازش خون میاد و اگه تا یه ربع دیگه نرسه بیمارستان ممکنه بمیره
گفتم الساعه خدمتت میرسم فقط بذار در ماشینمو ببندم خیلی زمان نمیبره در حد چهل دقیقه.
1 992
ختم گوجه سبزا بود میبینن یکی زرد پوشیده اینام رسم نداشتم میرن پیشش میگن مشتی این چیه پوشیدی ما مراسم ختم داریم خیر سرمون
میگه بخدا تقصیر من نیست
تا همین دیروز کال بودم استرس داشتم رسیدم
1 992
داییم معتقده مهران مدیری خیلی ادم بیخود و مغروریه چون یبار تو پمپ بنزین دیدهتش و بهش گفته ها ای شیرفرهاد نمیشه نوبتته بدی ما ایییاح،
مهران مدیری هم بهش محل نداده و رفته
اقای مدیری مرسی که زیرش نگرفتی
1 992
ختم کاشیها بود میبینن یکی لم داده یه گوشه بزرگ جمع میره میگه احترام یادت ندادن؟ این چه وضع نشستنه؟ میگه ببخشید من قرنیزم
1 992
امروز صبح با دوستم قرار بود بریم کوه، بهتون توصیه میکنم حتمن امتحانش کنین واقعا خوش میگذره تا ظهر خوابیدن.
1 992
ده دوازده سالم بود سناریوهای عجیبی به ذهنم خطور میکرد، با خونوادم حرف زدم مامانم به داییم که یه رفیق کارگردان داشت سپرد با هم یه ملاقات بذاریم، من یکی از سناریوهای قوی تو ذهنم رو براش گفتم و رفت با داییم حرف زد داییم گفت دوستم میگه فعلا رو درسش تمرکز کنه ولی یه روز نویسندهی بزرگی میشه، چند سال پیش که داشتم به ننه بابام میگفتم شماها نذاشتین من دنیال نویسندگی برم و فلان کارگردانم تاییدم کرد مامانم گفت والا طرف به داییت گفته اینو ببرین تیمارستانی جایی معرفی کنین وضعش خرابه ما دلمون نمیومد بهت بگیم.
1 992
ملت چجوری طلاق میگیرن؟ من یه هفتهست حریف تمرینیم رفته سفر شبا عکسشو بغل میکنم گریه میکنم.
