ch
Feedback
خلافکارینو

خلافکارینو

前往频道在 Telegram
1 991
订阅者
无数据24 小时
-37
-1930
帖子存档
امروز یه جا رفتیم ختم نهار دلمه دادن، گفتن مرحوم خیلی دلمه دوست داشت به احترام اون دلمه درست کردیم، حالا مرحوم کباب بره دوست داشت میگفتن مرحوم غلط کرده ما نو و ماست میدیم

صبح یه آقای قوی‌هیکلی اومد اپل واچ خرید کرد نصف پولشو کار کشید بعد گفت شرمنده اون یکی کارتم خونه جا مونده میشه برم بیارم؟ خواستم شوخی کنم فضا عوض شه یه چشمک زدم گفتم میخای ‌کرکره رو بدم پایین یجور دیگه حساب کنیم؟ عصبی شد یقه‌مو گرفت گفت چجوری حساب کنی؟ گفتم مثلا منو بکنی.

یه مشاجره‌ی یزرگ با مامانم داشتم و بهش گفتم انقدر با آدم‌های غریبه درد دل نکن، اونا هیچ اهمیتی به مشکلات تو نمیدن، بعد یه توک پا تا دستشویی رفتم برگشتم دیدم به یه خانوم رندوم داره درد دل میکنه و میگه که من که میدونم همه زیر زن داداشمه، خانومه هم گفت از من نشنیده بگیر ولی به جان بچم اون دعا هم او نوشته ببین کی گفتم

به این ادمایی که بدون پرسیدن قیمت یه چیزی اونو برمیدارن کارت رو میدن و حساب میکنن حسودیم میشه، من یبار با یکی دعوام شد طرف گفت میرم یه بیل میخرم میکنم تو کونتا بعد من داشتم فکر میکردم یعنی قیمت بیل چنده؟

اقا امروز یه دختره با دوست پسرش اومد مغازه، پسره یه شارژر خرید و به دوست دخترش گفت چیزی لازم نداری؟ دختره صداشو بچگونه طور کرد گفت نه بابایی، من چندشم شد پسره‌م گفت ای قربونت برم داداش یه اپل واچ هم به دوست دختر راستی حسابمون چند شد من تقدیم کنم گفتم قابل شمارو نداره بابایی

ما زندگی رو سخت نگرفتیم این زندگیه که ویاگرا زده.

مگه مار نمیخره و زبونشو تند تند نمیاره بیرون همتونم ازش میترسین؟ من چرا اینجوری میکنم ملت سرشونو تکون میدن تاسف میخورن؟

دیت اول با موتور رفتم دنبالش گفتم ببینم منو بخاطر خودم میخاد نزدیکش شدم با کیفش زد تو صورتم داد زد گفت دزد بی پدر مادر

یبار کنار قبرستون نگه داشتم با تلفن حرف بزنم یه اقایی اومد گفت داداش سمندم همین پایین خاموش شده میای هل بدی؟ گفتم اره داداش بریم، رفت پشت رول گفتم بزن ۲ بسم‌الله همونجوری که داشت غیب میشد گفت اگزوز سمندم تو کونت

ده دوازده سالم بود یکی از دوستام گفت چرا نمیای کلاس کاراته ثبت نام کنی؟ خوش میگذره و اینا، منم رفتم خونه به بابام گفتم باید منو کلاس کاراته ثبت نام کنی بابام گفت چیکار میکنین اونجا؟ گفتم ورزش میکنیم گفت خب خونه چشه؟ تو خونه ورزش کن بالاخره با اصرار خودم و مامانم راضی شد، رفتیم ثبت نام کنیم بابام به مربی گفت اینجا چیکار میکنین؟ مربی گفت ورزش میکنیم دفاع شخصی یادشون میدیم و از این جور کارا بابام گفت همین؟ خب خونه مگه چشه؟ تو خونه تمرین کنن که من پریدم وسط حرفشون گفتم میشه من امتحانی امروز اینجا باشم بعد اگه خوشم اومد ثبت نام کنم؟ مربی گفت باشه بریم تمرین، بابام رفت یه گوشه نشست مربی گفت دور لاستیک‌ها بدویین گرم کنین تا شروع کنیم، فضا کوچیک بود با بچه‌ها شروع کردیم دویدن بابام هر دوری که میزدیم و نزدیکش میشدم میگفت خب این چکاریه؟ بعد دور بعدی میگفت خب خونه چشه مگه؟ دور بعدی میگفت تو خونه خودمون میدویدی، بالاخره گرم کردیم مربی گفت خب امروز میخوام بهتون حرکت اوسوتو گاری رو یاد بدم، کی داوطلب میشه جای حریف بیاد؟ به جان مادرم ۲۴ نفر آدم اونجا بود ۲۳ نفر دستشونو بردن بالا عهد به من که دستم پایین بود گفت هی تو پسر بیا اینجا، اقا ما رفتیم جلو مربی گفت تو این حرکت، دست چپ میره رو شونه‌ی حریف دست راست میره رو بازوی حریف بعد با پا میزنی رو پاش اقا ما مثل گوسفند قربونی فقط داشتیم زجر میکشیدیم، بعد اومد روم و به بچه‌ها گفت وزنتونو کامل میارین رو هیکل حریف، انگار گراز رو همستر باشه، من که نفس‌های آخرمو داشتم میکشیدم بابامو دیدم لب خونی کردم که میگفت همین؟ خب تو خونه انجام میدادی دیگه مربی جونمردی کرد پاشد وگرنه من داشتم جوابای شب قبر رو اماده میکردم گفت خب کیا یاد نگرفتن؟ ۲۳ نفر آدم هر ۲۳ نفر دستشونو بردن بالا، گفت خب دوباره همین مراحل رو انجام میدیم دوباره مثل گوسفند قربونی رو به قبله وایسادم این سری بد منو زمین زد افتاد روم یه نگاهی به بابام کردم که طبق معمول بابام گفت همین؟ ... مربی گفت بلند شو خب کیا یاد نگرفتن؟ دوباره هر ۲۳ نفر دستشونو بردن بالا بابا دشمنی من با شما ۲۳ نفر از کجا نشات گرفته که من در جریان نیستم؟ حتمن باید اینجوری منو حذف کنین تا دیگه منو نبینین؟ دوباره همون مراحل رو انجام داد داشتم کم کم جون میدادم همه‌ی برنامه‌هام برای زنده موندن کنسل شده بود داشتم یه نور سفید میدیدم اماده رفتن بودم که مربی بلندم کرد گفت خب کیا یاد گرفتن؟ این سری ۲۱ نفر دستشونو بردن بالا، اون دو نفر رفته بودن دستشویی ، مربی گفت خب دوباره انجامش میدیم که بابام از اون ور اومد گفت من یاد گرفتم قربونت برم بابا، بابام با اون شونه‌های پهنش از اون ور اومد، فضا یجوری بود انگار اهنگ قیصر داشت اونجا پخش میشد، مربی گفت خب تو برو بشین این اهنگ فیلم قیصرم قطع کن از گوشیت ، بابام اومد مربی گفت حاجی فکر کن من حریفتم انجام بده ببینم چیا یاد گرفتین، بابام دستشو گذاشت رو شونه‌ش با یه دست دیگه بازوشو گرفت و زد به پاش مربی انقدر بالا رفت که فکر کنم تا حالا از اون فضا سالن رو ندیده بود، بابام زمینش زد و رفت رو سینه‌ش صدای خرچ خرچ استخوان‌های مربی اومد، بابام همزمان که داشت به فشار میاورد گفت اینجوری دیگه؟ مربی که صداش درنمیومد بابامم باید رضایت مشتری رو میگرفت وگرنه ول کن نبود، خوب شد چند نفر دستمال سفید پرت کردن سمت بابام تا بالاخره بیخیال شد، بابام خودشو مرتب کرد دست منو گرفت و گفت برا همین میخای پول بدی؟ خب تو خونه مگه چشه؟ قول میدم خودم هر شب تو خونه کتکت میزدم.

طرف اومده میگه توییت زدی فقط جواب دخترارو میدی، دو سه تا منشن پسرم جواب دادی چرا فرق میذاری؟ بابا خب پروفایل یسری گل و بوته‌ست من چه میدونم طرف پسره یا دختر چشم این سری دقت میکنم فقط جواب دخترارو میدم.

اسنپی اسانس خرما داره تو ماشین، انگار تو کوچه پس کوچه‌های شام دارم قدم میزنم.

من شوخی با قدکوتاه‌هارو خیلی دوست دارم ولی واقعا نمیخوام ناراحتشون کنم چون از قدیم گفتن خدا دعای بچه‌های زودتر میشنوه.

یه روتین خیلی خاص هم دارن این فیلم‌های ایرانی، دوست پسر دوست دختر داشته باشی یعنی مفسدی کسکشی منفعت طلبی که خب البته هستیم ولی مرد حسابی ما پول میدیم که بهمون توهین کنی؟ اونم انقدر علنی

یا مثلا تو این فیلم‌های ایرانی دزده اسلش پاشه با تیشرت بعد میری ایفون میزنه، چقدررر تخیلی این فوقش باید ایفون خونه رو بزنه و در بره.

میخواستم با یکی از قومیت‌ها شوخی کنم بجاش گفتم سیاه پوست چون واقعا حوصله نداشتم فحش بشنوم.

این فیلم‌هایی که توش سفید پوستا دزدی میکنن هم خیلی دیگه تخیلیه، دزد میخوای بیار این همه بازیگر سیاه پوست دیگه.

امروز پسر عموم که اتفاقا قدش هم کوتاهه تو جمع دوستام تو مغازه بهم گفت چنار هم درازه ولی محصول نمیده پس یه چیز بیخوده، مثل اینکه دیشب که خونمون بود و بهش گفتم برو تو اون اتاق با بچه‌ها بازی کن خیلی بهش برخورده.

بابام گفت حاج احمد دیدتت از سوپری ته کوچه سیگار گرفتی، گفتم بابا من سی سالمه دیگه ول کن تورو خدا گفت گوه نخور، یبار دیگه از سوپری خودمون خرید نکنی بری جای دیگه من میدونم و تو.

باید همون روز که بهت گفتم من نمیتونم بیام کلاس برام حاضری بزن میفهمیدی دوستت دارم، اخه تو کدوم دختری تا حالا برا پسر حاضری زده که تو تلاشم کردی.