fa
Feedback
Shabnameh شبنامه

Shabnameh شبنامه

رفتن به کانال در Telegram

رسانه ای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، تماس با کانال: خبرها، گزارش ها، مطالب، نظرات و پیشنهاد های خود را از این طریق برایمان ارسال کنید info@dialogt.org تماس با ادمین در تلگرام @ADshab

نمایش بیشتر
1 154
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
امسال، با برپایی اردوی سالانه‌ی خود در شهر کلن و روزهای اقدام اعتراضی در هامبورگ، موضعی روشن علیه جنگ و برای صلح می‌گیریم. سال گذشته نشان دادیم که بخشی مصمم و مبارز از یک جنبش ضدجنگِ هستیم. امسال نیز به کلن، هامبورگ و سراسر جهان امید و جسارت خواهیم بخشید و نشان خواهیم داد که مقاومت امکان‌پذیر است؛ و اینکه می‌توان این جنگ‌ها را متوقف کرد. اینکه چگونه می‌خواهیم به این هدف برسیم، موضوعی‌ست که با هم درباره‌اش گفت‌وگو خواهیم کرد؛ پرسش‌های اساسی را مطرح خواهیم کرد و در عین حال، برای آن‌ها پاسخ‌هایی نیز خواهیم جست. ما نه‌تنها نشان می‌دهیم علیه چه چیزهایی مبارزه می‌کنیم، بلکه تصویری از آنچه می‌خواهیم بسازیم نیز ارائه می‌دهیم: ازطریق کنش‌های جمعی، آموزش، بحث و گفت‌وگو، فرهنگ، و زیست مشترکِ همبسته و مبتنی بر هم‌یاری. با اقدام‌های اعتراضی در ماه سپتامبر، ماشین جنگ و تبلیغات جنگ‌طلبانه را مستقیماً به چالش خواهیم کشید و اعتراض خود را به خیابان‌ها خواهیم برد. اجازه نخواهیم داد که تولید تسلیحات، تحرکات ارتش آلمان و روند عادی‌سازیِ نظامی‌گری در کلن بی‌هیچ مزاحمتی ادامه پیدا کنند. همچنین می‌خواهیم مانع از آن شویم که مانور ناتو در هامبورگ مطابق برنامه‌ریزی انجام شود. در هر دو شهر، فعالان جنبش‌های چپ و انقلابی و ضدمیلیتاریستی گرد هم خواهند آمد تا مبارزه علیه جنگ‌ها و نظامی‌سازی در آلمان را به‌طور مشترک پیش ببرند. در کنار یکدیگر تجربه خواهیم کرد؛ از یکدیگر خواهیم آموخت؛ و توان جمعی‌مان را تقویت خواهیم کرد. اردوی سالانه و روزهای اقدام اعتراضی به بخشی از زندگی این شهرها تبدیل خواهند شد. از همه‌ی مردم کلن و هامبورگ، و از همه‌ی مخالفان نظامی‌گری، فارغ از اینکه اهل کجا هستند، صمیمانه دعوت می‌کنیم که به ما بپیوندند، دراین برنامه‌‌ها مشارکت کنند و همراه با ما در برابر جنگ‌افروزان بایستند. ما، به‌عنوان مخالفان جنگ، باید ماشین جنگ را در هر جایی که به پیش رانده می‌شود، متوقف کنیم. درست به‌همین دلیل، امسال راهی هامبورگ می‌شویم. ارتش آلمان برای سومین‌بار قصد دارد بزرگ‌ترین مانور دفاعیِ «همکاری‌های غیرنظامی-نظامی» از زمان پایان جنگ سرد را در آلمان برگزار کند. مانور ناتو با نام «رد استورم چارلی1» بازتاب تشدید روند نظامی‌سازی‌ست؛ آن هم آشکارا، در برابر چشمان ساکنان شهر میلیونی هامبورگ. طبق اعلام رسمی، در این مانور، نهادهای گوناگونی مشارکت خواهند داشت: نیروهای امداد و نجات، مراکز کاریابی، ارتش، پلیس، آتش‌نشانی، سازمان امداد فنی و دیگر نهادهای دولتی. همچنین برنامه‌ها و تمرین‌هایی برای سرکوب شورش‌ها در دستور کار دولت قرار دارد. ارتش آلمان تمرین می‌کند که چگونه نیروهای نظامی را به‌سوی روسیه منتقل کند، زیرا آلمان به محور اصلی انتقال نیرو و تجهیزات نظامی به شرق اروپا تبدیل شده است. آنچه اینجا تمرین می‌شود، سناریویی مربوط به آینده‌ای دور و خیالی نیست، بلکه واقعیتی‌ست که هر روز بیش از پیش به ما نزدیک می‌شود. در شهر کلن نیز دقیقاً از جایی ادامه خواهیم داد که سال گذشته به پایان بردیم: در ابتدای امسال، از پادگان کلن برای همه‌ی جوانان ۱۸ ساله‌ نامه‌هایی ارسال شد. کلن به نقطه‌ی کانونیِ طرح‌های جاری برای تحمیل خدمت اجباری سربازی تبدیل شده است. جوانان در آلمان نشان داده‌اند که نمی‌خواهند در جبهه بمیرند یا علیه دیگر جوانان بجنگند. ما امسال نیز این مقاومت را پی می‌گیریم. در شهر کلن و اطراف آن، شرکت‌های تسلیحاتی متعددی فعالیت دارند؛ از جمله بزرگ‌ترین شرکت تسلیحاتی آلمان، «راین‌متال». تحت مدیریت آرمین پاپرگر2، این شرکت تجسم عینی همان چیزی‌ست که ما با آن مبارزه می‌کنیم، چون مستقیماً به آنچه ما از آن دفاع می‌کنیم حمله می‌کند. افزایش شدید سود این شرکت از زمان آغاز جنگ اوکراین نشان‌دهنده‌ی منافع مالی جنگ است: سود آنان بر پایه‌ی جان انسان‌ها تامین می‌شود؛ به‌ویژه جان جوانان و زنان. ما البته هنوز حسابی تسویه‌نشده از سال قبل داریم: چون ما سرکوب وحشیانه‌ی تظاهرات‌مان [در کلن] و موج سرکوب‌های بعدی را به‌سادگی نخواهیم پذیرفت. هیچ سرکوبی نمی‌تواند ما را تضعیف و خاموش کند، زیرا روح مقاومت و امید ما هیچ‌گاه نشکسته است و همچنان استوار باقی مانده است. ما بازمی‌گردیم! چه در کلن، و چه در هامبورگ: علیه جنگ‌افروزان، و برای بازپس‌گیریِ آینده‌‌مان! کارزار خلع‌سلاح راین‌متال آوریل ۲۰۲۶ ———— پی‌نوشت: این متن ترجمه‌ای‌ست از فراخوان کارزار «خلع‌سلاح راین‌متال» برای سال ۲۰۲۶. ترجمه‌ی فارسی توسط «کلکتیو رود» انجام شده است. متن اصلیِ آلمانی در نشانی زیر قابل دسترسی‌ست

فراخوان کارزار خلع‌سلاح راین‌متال – ۲۰۲۶ مبارزه علیه جنگ‌افروزان برای باز‌پس‌گیری آینده! ترجمه: کلکتیو رود تیر ۱۴۰۵ فراخوان کارزار خلع‌سلاح راین‌متال – ۲۰۲۶ مبارزه علیه جنگ‌افروزان – برای باز‌پس‌گیری آینده! ۱ تا ۶ سپتامبر: اردوی سالانه‌ی کارزار «خلع‌سلاح راین‌متال» در کُلن ۲۴ تا ۲۶ سپتامبر: اقدام اعتراضیِ مشترک علیه مانور ناتو در هامبورگ ما علیه صنعت تسلیحات، جنگ‌افروزی و نظامی‌سازی اعلام پیکار می‌کنیم! از زمان برگزاری اردوی ما در تابستان گذشته، جهان بیش از پیش در آتش جنگ فرو رفته است و پیامدهایش را ما نیز در آلمان با تمام وجود احساس می‌کنیم۰ جنگ‌افروزان جهان را به آتش کشیده‌اند. ایالات متحده، همراه با اسرائیل، به ایران حمله کرد. هر روز تصاویر بمباران را در اخبار می‌بینیم؛ بیمارستان‌ها و مدرسه‌هایی که هدف قرار می‌گیرند؛ انبارهای سوختی که آتش‌سوزی‌شان تنها طی دو هفته، بیش از مجموع ۸۰ کشور جهان گاز گلخانه‌ای تولید کرده است. نسل‌کشی در فلسطین نیز با بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن ادامه دارد. در ماه ژانویه، بسیاری در حمایت از روژاوا، خودگردانی شمال و شرق سوریه، به خیابان‌ها آمدند. رژیم اسلام‌گرای سوریه، با پشتیبانی قدرت‌های غربی، تهاجمی گسترده علیه مردمی را آغاز کرد که به جهان نشان داده‌اند انقلاب فقط یک رؤیا نیست، بلکه واقعیتی زنده و جاری است. فشارها روزبه‌روز بیشتر می‌شوند، زیرا ناتو برای حفظ جایگاه قدرت خود در جهان می‌جنگد. برای این منظور، سرمایه‌داری می‌خواهد و ناگزیر است سلطه‌ی خود را – با بی‌رحمانه‌ترین شیوه‌ها – بر خاورمیانه تحمیل کند. برای گشودن مسیرهای تازه‌ی تجارت، ملت‌های این مناطق را به خاک‌وخون می‌کشند. چهره‌ی واقعی این نظم هر روز عیان‌تر می‌شود: برای پول و قدرت، می‌کُشند؛ به بردگی می‌کشانند؛ تجاوز می‌کنند؛ انسان‌ها را به وادی فقر می‌رانند و از سرزمین‌هایشان اخراج می‌کنند. در این روند، جایگاه آلمان – به‌عنوان پیشگام سازمان ناتو در اروپا – هر روز آشکارتر می‌شود. فریدریش مرتس و وزیر جنگ کابینه‌اش، بوریس پیستوریوس، می‌خواهند آلمان را برای جنگ آماده کنند و رؤیای «بزرگ‌ترین ارتش متعارف اروپا» را در سر می‌پرورانند. هم‌زمان، هزینه‌های معیشت هر روز بالاتر می‌رود و کاهش بودجه در همه‌ی حوزه‌های اجتماعی به سیاستِ دائمیِ دولت بدل شده است. جوانان از خود می‌پرسند: وقتی قرار است به اجبار به جبهه‌ی جنگ فرستاده شوند، وقتی تأمین حتی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی دیگر از توان خریدشان خارج است، اصلاً برای چه باید زندگی کرد؟ وقتی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مستمرا شاهدیم که در آلمان تقریباً هر روز زنی به قتل می‌رسد؛ مردان قدرتمند جهان شبکه‌های تجاوز و سوءاستفاده‌ی جنسی برپا می‌کنند؛ انسان‌ها در مرزها کشته می‌شوند؛ نسل‌کشی‌ها بی‌ هیچ مانعی ادامه می‌یابند؛ دولت‌ها با اتکا به قدرت نظامی هر آنچه را بخواهند تحمیل می‌کنند؛ و حتی هولناک‌ترین جنگ‌ها با خونسردی توجیه می‌شوند، جوانان از خود می‌پرسند جهان آینده قرار است چه جهانی باشد؟ همه‌چیز در خدمت جنگ قرار گرفته است: کارخانه‌ها، مدارس، تبلیغات، بیمارستان‌ها و همه‌ی حوزه‌های دیگر. نظامی‌سازی فقط به‌معنای تولید انبوه سلاح و صادرات آنها نیست؛ بلکه به‌معنای بسیج و آماده‌سازی تمامی عرصه‌های زندگی برای جنگ است. هرکس گمان می‌کند این روند بدون مقاومت ما ادامه خواهد یافت، سخت در اشتباه است. جنبش ضدنظامی‌گریِ (آنتی میلیتاریسم) ما نشان داده است که ما اجازه نخواهیم داد این وضعیت بی‌پاسخ بماند؛ بلکه در کنار یکدیگر خواهیم ایستاد و مبارزه خواهیم کرد. ما در همبستگی با فلسطین، با جنبش آزادی‌خواهی کُردستان، با دانش‌آموزان اعتصابیِ معترض به خدمت اجباری سربازی، با اعتراض‌ها علیه اداره‌ی اخراج مهاجران (ICE) در آمریکا و نیز علیه پروژه‌ی مرزی و پناهجوستیز اتحادیه‌ی اروپا (Frontex)، شانه‌به‌شانه مبارزه می‌کنیم. ما علیه خشونت نژادپرستانه و زن‌کشی مبارزه می‌کنیم؛ امتناع و خرابکاری می‌کنیم؛ اعتراض می‌کنیم؛ و اعتصاب می‌کنیم.

روزی که کُشته شوم قاتل در جیبم بلیط‌های سفر را خواهد یافت: یکی به سوی صلح، یکی به سوی مزارع و باران‌ها، یکی برای سفر به وجدانِ بشر. قاتل عزیزم! بلیط‌ها را نادیده نگیر لطفاً سفر کن! سمیح القاسم @ExistenceAnxiety

Repost from نقد
▫️آناتومی میمون یا آناتومی انسان ▫️ ضرورت بازاندیشی فاشیسم در دهشتِ فراگیرِ جنگ امین حصوری اوت 2026 🔸در این نوشتار، با بررسی انتقادیِ آرای برخی از فاشیسم‌پژوهانِ معاصر درباره‌ی امکان تکرارپذیریِ فاشیسم، کوشیدم موضوعیت امروزی مقوله‌ی فاشیسم را برجسته کنم. در این راستا، به‌سهم خود، در دفاع از روایتی استدلال آوردم که فاشیسم را - در چارچوب تاریخ‌مندیِ نظام سرمایه‌داری - پدیده‌ای فراتاریخی و لذا تکرارپذیر می‌داند (تکرارپذیر، نه در قالب الگویی ثابت، بلکه در فرم‌ها و چارچوب‌های سیال تاریخی). در عین حال، از خلال واکاوی انتقادی این دیدگاه‌ها کوشیدم نشان دهم که داعیه‌ی فراتاریخی‌بودنِ فاشیسم نه‌فقط نیازمند استدلال‌ها (و فاکت‌ها)یی‌ست که پیونددرونی فاشیسم با پویش تضادمند سرمایه‌داری‌ را عیان کنند (از منطق استعمار و کارکردهای بحران، تا کران‌های تاریخیِ استثمار انسان و طبیعت)، بلکه هم‌چنین مستلزم ارائه‌ی درون‌مایه‌ای فراتاریخی برای فاشیسم است که - هم‌چون رشته‌ای پیونددهنده‌ - خویشاوندی ماهوی تجلیات فاشیسم در مقاطع تاریخی مختلف را توضیح بدهد.  🔸با نظر به منطق درونی حاکم بر پویش تاریخی سرمایه‌ و کران‌مندی تاریخی‌ سرمایه‌داری، استدلال کردم که مواجهه‌ی سرمایه‌داری متاخر با روند افولِ ناگزیرشْ مستلزم توسل فزاینده و عیان‌ترش به ارزش‌زُدایی سیستماتیک از حیات (انسان‌ و طبیعت) است تا حیات خود را تمدید کند، یا مرگ‌اش را به تعویق بیاندازد؛ فرآیندی که با انسان‌زُدایی سیستماتیک از گروه‌های انسانی‌ و تحمیل فزاینده‌ی اَشکالی از مرگ‌ سیاست همراه می‌شود. بر این اساس، همین «ارزش‌زُدایی سیستماتیک از حیات و انسان‌زُدایی سیستماتیک ازگروه‌های انسانی» را، که همزاد ساختاری مرگ‌سیاست است، به‌منزله‌ی درون‌مایه‌ی فراتاریخیِ فاشیسم معرفی کردم. این ایده متکی بر مشاهده‌ی حرکت‌های اجباری (و هرچه تهاجمی‌تر) سرمایه‌داری متاخر در مواجهه با «بحران وجودی»اش است؛ بحرانی برآمده از تصادم ناگزیرِ سرمایه‌داری با کران‌های تاریخی‌اش. از این منظر، نوشتار حاضر این روایت را پیش می‌گذارد که در حوزه‌ی بازشناسی فاشیسم نیز «آناتومی سرمایه‌داری بالغ‌تر»،‌ کلید فهم فاشیسم کلاسیک (به‌سان یکی از پیکربندی‌های پیشینِ سرمایه‌داری‌)است؛ نه برعکس، آن‌گونه که در رویکردهای مقایسه‌گرا به مقوله‌ی فاشیسم مشهود است. فاشیسم همیشه زیر پوست سرمایه‌داری نفس کشیده است و در اَشکال و درجات مختلفی از مرگ‌سیاست تجلی یافته است. چون در پس وعده‌های پیشرفت و رفاه، بنیان سرمایه‌داری بر ضدیت با انسان و طبیعت بنا شده است. 🔸از میانه‌ی قرن بیستم تاکنون، جریان مسلط دانش/تفکر همواره این انگاره را تکثیر کرده است که فاشیسم صرفاً نام آن دهشتی‌ست که در قالب فاشیسم کلاسیک (در آلمان و ایتالیا و ژاپن) بروز یافت. نفس پافشاری دولت‌ها/قدرت‌ها بر همگانی‌کردن این آموزه‌ی گفتمانیْ تلاشی معطوف به پنهان‌سازی سرشت دهشت‌زای خود سرمایه‌داری بوده است. اما به‌رغم هدف فریب‌کارانه‌ی این ترفند بورژوایی، به‌میانجی نگریستن به فاشیسم کلاسیک دست‌کم می‌توان دید که چهره‌ی حقیقیِ سرمایه‌داری تا چه حد دهشت‌زاست. آن‌چه انکشاف فاشیسم در وضعیت امروزی را پیش می‌راند و – برخلاف فاشیسم کلاسیک - خصلتی عام و فراگیر به آن می‌دهد آن است که نظام سرمایه‌داریِ در روند ناگزیر افولِ تاریخیِ‌اش، اینک به تنگنایی رسیده است که مفرهای بسیار اندکی برای پنهان‌سازی چهره‌ی واقعی‌اش باقی می‌گذارد: چون سرمایه‌داری وارد جنگی بی‌امان با محدودیت‌های ساختاریِ خود شده است؛ و در مسیر پیش‌بردن این جنگِ بی‌سرانجام (به نیت ماندگاری)، ناچار است هرچه بیش‌تر از انسان‌ها و طبیعت مایه بگذارد. در نتیجه، ناچار است در مقیاسی وسیع‌تر و شدیدتر از قبلْ از انسان و حیات ارزش‌زُدایی کند و سازوکارهای مرگ‌سیاست را جاری سازد. در ادامه‌ی این روند، فاشیسم به‌سان چهره‌ی حقیقی سرمایه‌داری پدیدار می‌شود.   🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید: https://wp.me/p9vUft-5Nr #امین_حصوری #فاشیسم #بحران_سرمایه‌داری #ملت_واحد #میهن‌پرستی @naghd_com

photo content

تجربه‌ی روژاوا دو حقیقت را آشکار کرد: ۱ - هیچ تفاوت اساسی بین حاکمانِ کشورهای منطقه و ناسیونالیست‌های حاکم بر کردستان عراق و
تجربه‌ی روژاوا دو حقیقت را آشکار کرد: ۱ - هیچ تفاوت اساسی بین حاکمانِ کشورهای منطقه و ناسیونالیست‌های حاکم بر کردستان عراق و سوریه وجود ندارد. آنچه آنها را از هم متمایز می‌کند، میزان سهمی است که از منابع اقتصادی-اجتماعی و قدرت سیاسی می‌خواهند. اما شباهت‌های زیادی بین آنها هست که ریشه در منافع طبقاتی و قدرت‌طلبی‌‌شان دارد. ۲- «دشمنی با امریکا خطرناک است اما دوستی با آن مهلک!» (هنری کیسینجر) ____________ 👈متن کامل

بخش دوم و پایانی / ادامه از https://t.me/schabname/14971 ارزش ویژه‌ی اقدام شما برای ما همچنین در این است که یسیاری از نویسندگان و امضاکنندگان نامه خود از سنت مبارزات رادیکال سیاهان، مبارزات ضدنژادپرستی و ضداستعماری، مبارزه علیه زندان و سرکوب و فاشیسم می‌آیند. در فضایی که به‌نام مبارزات ضداستعماری و ضدامپریالیستی، ارزش جان انسان‌ها طبقه‌بندی می‌شود، درست همان‌طور که در منطق کشتار حاکمانه رایج است، و بخشی از قتل‌های سیستماتیک دولتی مسکوت می‌مانند و حتی توجیه می‌شوند، نامه‌ی شما نشان داد که تعهد به مبارزات ضداستعماری و ضدسرکوب مستلزم پرهیز از تناقضاتی‌ست که به ادغام در منطق حاکمان منجر می‌شوند. شما با این نامه‌ی سرگشاده نشان دادید که مبارزه‌ی ضداستعماری و ضد امپریالیستی مستلزم وفاداری به کلیت رویکرد فرانتس فانون است (نه بخشی گزینشی از آن) که ضمن دفاع تمام‌قد از حق مقاومت و مبارزه‌ی استعمارزده، به استعمارزدگان هشدار می‌دهد که اگر در فرآیند این مبارزه در منطق استعمارگر ادغام‌ شوند پیشاپیش شکست خورده‌اند. این مضمون انتقادی، که دلیل سوم ما برای نوشتن این نامه خطاب به شما و وجدان‌های آزاد است، به‌نظر ما از منظر استراتژیک اهمیت ویژه‌ای دارد. چون با دردمندی شاهد بوده‌ایم که چگونه رویکردهایی که از موضع دفاع از ستمدیدگان (و از منظر حقانیت) با منطقی دولت‌محور به مصاف استعمار/امپریالیسم رفته‌اند، در عمل به واکنش‌گری صرف در زمینی تن داده‌اند که قواعد بازی‌اش بر منطق استعمار/امپریالیسم بنا شده‌اند. در نتیجه، اگر بناست درجهت تدارک یک انترناسیونالیسم رهایی‌بخش گام برداریم بی‌گمان به نقطه‌ی عزیمت جدیدی نیاز داریم که بر نفی منطق سلطه و ستم (نه مصداق‌های گزینشی و کلیشه‌ای آن) بنا شده باشد. ابتکارعمل روشنگرانه‌ی شما در ارج‌گذاری بی‌قیدوشرط به جان و حیات انسان‌ها و ایستادن علیه رویه‌ی ارزش‌زُدایی از جان زندانیان، و نیز همه‌ی مبارزات و‌ مبارزانی که دغدغه‌ها و‌ اهداف مشابهی را حمل می‌کنند، به ما امید‌ می‌دهند‌ که تدارک چنین‌ مسیر بدیلی امکان‌پذیر است: مسیری ضروری و ممکن که نام مختصر آن انترناسیونالیسم از پایین است. - کلکتیو رود - گفتگوهای زندان - کلکتیو زنان عصیان -ایران و افغانستان - علیه ایران استعماری - کافه پناهجویان گوتینگن - انجمن دموکراتیک ایرانیان - ونیز - زنان* کنشگر ایرانی در تبعید - برلین - پلتفرم همکاری‌های دموکراتیک (هیدرا) ۲۶ آگوست ۲۰۲۶

علیه ارزش‌زُدایی از جان انسان‌ها؛ برای انترناسیونالیسم از پایین
به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان 1/2 ******************************************* به‌عنوان جمع‌هایی از طیف نیروهای چپ تبعیدی ایران این نامه‌ی سرگشاده را برای شما ارسال می‌کنیم تا به‌سهم خودمان از اقدام شجاعانه‌ و روشنگرانه‌ی شما قدردانی کنیم و همبستگی‌مان با این اقدام را بیان کنیم. اول از همه، چون نامه‌ی شما تلاشی‌ست برای ارج‌گذاری به جان زندانیان و کسانی که با نظر به فضای جنگی حاضر از هر سو و به‌دلایل مختلف از جان‌شان ارزش‌زدایی می‌شود: از سوی حکومت ایران برای تداوم‌‌ وضعیت اضطراری و ارعاب عمومی، از سوی کانون‌های قدرت امپریالیستی، همچون جان‌هایی که به اعداد تبدیل می‌شوند تا در توجیه جنگ علیه ایران و تداوم لشکرکشی نظامی به خاورمیانه مورد استفاده‌ی ابزاری قرار گیرند، و نیز از سوی انبوه نیروها و جریاناتی که با نام دفاع از جبهه‌ی ستمدیدگان، در عمل در جانب دولت‌ها می‌ایستند و بنا به درکی نارسا از پیچیدگی امپریالیسم و درکی یک‌سویه از امپریالیسم‌ستیزی، خواهان مسکوت‌گذاری اعدام‌ها و جنایات دولتی در ایران هستند، چون تصور می‌کنند اکنون وظیفه‌ی تاریخی مهم‌تری در پیش دارند. از آنجا که برخی از ما شخصا تجربه‌ی زندان در ایران را از سر گذرانده‌ایم، برخی از ما از کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۹۸۸ جان به در برده‌ایم، و برخی از ما در مبارزه علیه زندان و اعدام و در جنبش دادخواهی فعال بوده‌ایم، بیش و کم واقفیم که تجربه‌ی زندان در ایران به چه معناست؛ و با نظر به روند بی‌وقفه‌ی اعدام‌ها در ایران که پس از تشدید فضای جنگی در دو سال اخیر به‌طور هولناکی فزونی گرفته است، واقفیم که مقاومت علیه اعدام خصوصا از درون زندان‌های ایران چه جایگاه و اهمیت تاریخی و حماسی‌ای پیدا می‌کند؛ از جمله در قالب کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که این هفته ۱35مین هفته‌ی خود را پشت سر گذاشت و اعضای آن در ۶۱ زندان ایران با اعتصاب غذا به این مقاومت پیوسته‌اند؛ لذا از دید ما نامه‌ی سرگشاده‌ی شما گام مسئولانه‌ای‌ست درجهت یادآوری و برجسته‌کردن اهمیت دفاع از این جان‌ها و اهمیت مقاومت جاری زندانیان؛ گامی که در خور قدردانی و همراهی و همبستگی‌ست. در وهله‌ی دوم، از آن رو قدردان ابتکارعمل شما هستیم‌که نامه‌ی سرگشاده‌‌ی شما در بافتار تاریخی‌ای منتشر شد که طرح چنین دغدغه‌ای نه‌فقط تحلیلی رادیکال بلکه همچنین شهامت سیاسی و اخلاقی می‌طلبد. چون در فضای سیاسی و رسانه‌ای به‌شدت قطبی‌شده‌ی حاضر، ازجمله در سپهر چپ‌گرایان، همگان بدین‌سمت کشانده می‌شوند که جانب یکی از قطب‌های مخاصمه را بگیرند، چون درغیر این‌صورت به مماشات با قطب مخالف متهم می‌شوند. در نتیجه، بسیاری ترجیح می‌دهند سکوت کنند تا اینکه بد فهمیده شوند یا به چیزی که باور ندارند متهم شوند. اما شما به‌رغم آفت‌های حاد این فضای مسموم، موضع مستقل خود را فراسوی قطبی‌اندیشی و دوگانه‌انگاری مسلط بیان‌ کردید و تاکید کردید که ملاک داوری و مسئولیت و کنش سیاسی، و نقطه‌ی عزیمت برای همبستگی انترناسیونالیستی، اولویت‌گذاری برای جان و حق حیات انسان‌هاست، نه داعیه‌های سیاسی متعارض بازیگران نظم جهانی. ما نیز (همچون شما و بسیاری از رفقای دیگر) طی یکی دو سال اخیر در فعالیت‌های سیاسی‌مان علیه جنگ و تجاوز نظامی امپریالیستی و جنگ‌طلبی و سرکوب، مدام با اتهامات مشابهی مواجه شدیم: اینکه کارکرد و کارنامه‌ی طرفین متعارض این جنگ را هم‌ارزسازی می‌کنیم؛ منفعلانه و پاک‌دستانه نشستن بین دو صندلی را انتخاب کرده‌ایم؛ با نوع موضع‌گیری‌ انتقادی‌مان علیه دولت ایران خواه‌ناخواه تجاوز نظامی امپریالیستی آمریکا-اسرائیل را کمرنگ یا توجیه می‌کنیم و غیره (فارغ از برچسب‌های شرم‌آوری مثل چپ پروناتو، چپ پروصهیونیست، اسلام‌هراس و غیره). بر این اساس، تلخی اتهاماتی که در پی انتشار نامه‌ی سرگشاده علیه شما طرح شده‌اند را کاملا درک‌ می‌کنیم و متاسفیم. و این دقیقا نشانه‌ی شهامت اخلاقی و‌ مسئولیت‌پذیری شماست که به رغم آگاهی پیشینی از چنین برخوردهای ناروایی، نخواستید در جای امن بنشینید و مانند بسیاری از اصحاب اندیشه‌های رادیکال، نظاره‌گر منفعل فضای مسموم حول این رویدادهای شوم باشید.

به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان - کلکتیو ر
به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان - کلکتیو رود - گفتگوهای زندان - کلکتیو زنان عصیان -ایران و افغانستان - علیه ایران استعماری - کافه پناهجویان گوتینگن - انجمن دموکراتیک ایرانیان - ونیز - زنان* کنشگر ایرانی در تبعید - برلین - پلتفرم همکاری‌های دموکراتیک (هیدرا) ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ #نه_به_اعدام #نه_به_جنگ #نه_به_تجاوز_امپریالیستی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ژن_ژیان_آزادی کانال #شبنامه https://t.me/schabname/14960

علیه ارزش‌زُدایی از جان انسان‌ها؛ برای انترناسیونالیسم از پایین به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت
+9
علیه ارزش‌زُدایی از جان انسان‌ها؛ برای انترناسیونالیسم از پایین به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان - کلکتیو رود - گفتگوهای زندان - کلکتیو زنان عصیان -ایران و افغانستان - علیه ایران استعماری - کافه پناهجویان گوتینگن - انجمن دموکراتیک ایرانیان - ونیز - زنان* کنشگر ایرانی در تبعید - برلین - پلتفرم همکاری‌های دموکراتیک (هیدرا) ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ #نه_به_اعدام #نه_به_جنگ #نه_به_تجاوز_امپریالیستی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ژن_ژیان_آزادی

علیه ارزش‌زُدایی از جان انسان‌ها؛ برای انترناسیونالیسم از پایین به نویسندگان و امضاکنندگان نامه‌ی سرگشاده در حمایت از مقاومت زندانیان در ایران علیه اعدام، به وجدان‌های بیدار جهان - کلکتیو رود - گفتگوهای زندان - کلکتیو زنان عصیان -ایران و افغانستان - علیه ایران استعماری - کافه پناهجویان گوتینگن - انجمن دموکراتیک ایرانیان - ونیز - زنان* کنشگر ایرانی در تبعید - برلین - پلتفرم همکاری‌های دموکراتیک (هیدرا) ۲۶ آگوست ۲۰۲۶ #نه_به_اعدام #نه_به_جنگ #نه_به_تجاوز_امپریالیستی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ژن_ژیان_آزادی

شب آفتابی، طاسِ فرفری، پیتزای قورمه‌سبزی؛ سلطانِ تناقض = بازجو! همان بازجوی قرارگاه ثاراللهِ سپاه که قول داد پوستم را بکند و البته به قولش هم عمل کرد. یک‌جا در پرونده‌ام نوشته که من با ترجمهٔ کتب و نوشتن مقالات قصد ترویج اندیشه‌های ضالّهٔ آنارشیستی دارم، و در جایی دیگر نوشته نامبرده از عوامل موساد پول گرفته تا به زخمی‌های اعتراضات (البته او نوشته «اغتشاشات» ـ که به او یاد دادم درستش «اعتراضات دادخواهانه» است) و زندانیان سیاسی کمک کند تا از این طریق معاندین نظام را تقویت کند! بماند که او هیچ مدرکی دال بر این‌که من از موساد پولی گرفته‌ام نداشته که ارائه کند؛ https://t.me/soheil_Arabiii645/350?single و بماند که کتابی که ترجمه کردم دربارهٔ تاریخ و عملکرد فیلسوفان و کنشگران آنارشیست است و اصلاً نگاهی واقع‌بینانه داشته و حتی نویسنده بارها اندیشمندان و کنشگران سرشناس آنارشیست را مورد نقدهای شدید قرار داده است… https://t.me/radiozamaneh/132016 اما مسئلهٔ مهم این است که چطور ممکن است هم مروّج اندیشه‌های آنارشیستی باشم و هم عامل موساد؟! این‌ها را برای دفاع از خودم نمی‌نویسم؛ می‌نویسم تا بدانید چقدر آسان و وقیحانه دروغ می‌گویند و با همین روند چندین انسان را زندانی و حتی اعدام کرده‌اند. من با کمال میل راضی و مشتاقم که پرونده‌ام را در صدا و سیما و سایر رسانه‌هایشان منتشر کنند تا مردم ببینند طبق چه اسناد و مدارکی بابت اتهام واهی «اجتماع و تبانی» محکوم به تحمل حبس و محرومیت از شغل شده‌ام. بماند که قرارگاه ثارالله تلاش زیادی کرد که مجازات سنگین‌تر از این باشد و بازپرس از میان چندین اتهام مضحک و بی‌اساس مجبور شد فقط برای یکی کیفرخواست صادر کند. در جلسهٔ بازپرسی بارها پرسیدم طبق چه مستنداتی کیفرخواست صادر می‌کنید و جوابی نداشت؛ همان‌طور که قاضی هم کاملاً مطیع بازجوها بود.

چشم انداز موضوع :چپ در آینه نقد ، آسیب شناسی یک جنبش مهمان برنامه :همایون ایوانی ،فعال سیاسی چپ و از همکاران گفتگوهای زندان https://www.youtube.com/watch?v=OfwoDQ5YuXE

Repost from هیدرا
جان #کاوه_عربیان و #مهدی_روشنی در خطر جدی اعدام است کاوه عربیان، ۳۲ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه خونین، به اعدام محکوم شده است. او پس از آخرین ملاقات با خانواده از زندان مرکزی یزد خارج شده و نهادهای امنیتی هیچ اطلاعی از وضعیت او ارائه نمی‌دهند. او اعلام کرده است که «من را وادار به پذیریش قتل یک مامور بسیجی کردند اما من کسی را نکشتم». از سوی دیگر، مهدی روشنی، جوان اهل ملکشاهی و از بازداشت‌شدگان دی‌ماه در ایلام با کین‌توزی و پرونده‌سازی سنگین حفاظت اطلاعات سپاه به اعدام محکوم شده است. او پس از تحمل شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روانی جهت اخذ اعتراف اجباری به تهران منتقل و سپس به ایلام بازگردانده شد. مهدی درتمام طول بازداشت و انتقال به تهران به شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت تا به قتل یک مامور بسیجی اعتراف کند. او توسط دادگاه انقلاب ایلام به ریاست قاضی فیضی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است. اجرای حکم اعدام بازداشت شدگان دی‌ماه با سرعت در جریان است. در این فضای جنون‌آمیز و خفقان‌آور، صدای کسانی باشیم که هیچ فریادزنی جز ما ندارند. #جان‌ها_و_نام‌ها @hydramediairan

رفیق ممد لر یا تمندر خرداد ۱۴۰۵ چشم از جهان ما فروبست. او سال‌ها علیه سلطه ولایت و سلطنت مبارزه کرد. زاده روستایی در نزدیکی کوه تمندر بود، معلم شد اما ساواک او را به ترک ایران مجبور کرد. در تبعید هم مبارزه را ادامه داد؛ به کنفدراسیون دانشجویان ایران پیوست، با سازمان‌های انقلابی آلمان پیوند برقرار کرد و در آستانه جشن سرنگونی سلطنت و پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به ایران بازگشت. جشن انقلاب اما کوتاه بود، ولایت همان راه سلطنت را رفت؛ شکنجه، اعدام. این وضعیت محمد بیگدلی را که عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق بود، به تبعید دوباره ناچار کرد. https://youtu.be/LQBa50XEu1c?si=ChbX8gPOD60EKKqd او به برلین بازگشت. در برلین صدای مردمان داخل شد و پناه گریخته‌گان از سرکوب ضد انقلاب. در تحریریه نشریه کار کمونیستی نوشت، با سازمان‌های انقلابی آلمان پیوند برقرار کرد و صدای رسایی شد علیه حاکمان تازه که با سرکوب انقلابیون پایه‌های حکمرانی خود را مستحکم می‌کردند. ۸ اوت ۲۰۲۶ گروهی از دوستان و رفقای او در برلین گردهم آمدند تا یادش را گرامی بدارند. این گزارشی است کوتاه از این مراسم و همچنین گفت‌وگو با رحیم بهرام‌سری که از کودکی رفیق ممد را می‌شناخت، مهرداد از خویشاوندان رفیق ممد و میلا مسافر که در برلین با او آشنا شد.

photo content
+6