fa
Feedback
با تاریخ

با تاریخ

رفتن به کانال در Telegram

نه بودن‌ِمان نه رفتن‌ِمان فرقی به حال دنیا نمی‌کند. کلنجار رفتن با «تاریخ»؛ و درباره چیزهایی که می‌بینم و می‌خوانم.

نمایش بیشتر
4 276
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-4330 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
مارس '26
مارس '26
+10
در 4 کانال‌ها
فوریه '26
+302
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+61
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+167
در 20 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+297
در 20 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+62
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+62
در 11 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+237
در 24 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+159
در 21 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+115
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+79
در 10 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+290
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+195
در 7 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+135
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+323
در 14 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+249
در 20 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+107
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+115
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+65
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+255
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+64
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+48
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+100
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+138
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+135
در 12 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+112
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+88
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+60
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+43
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+103
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+209
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+144
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+141
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+147
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+90
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+83
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+89
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+529
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
28 مارس+1
27 مارس0
26 مارس0
25 مارس0
24 مارس0
23 مارس0
22 مارس0
21 مارس0
20 مارس0
19 مارس0
18 مارس0
17 مارس0
16 مارس+2
15 مارس0
14 مارس+1
13 مارس0
12 مارس0
11 مارس0
10 مارس0
09 مارس+3
08 مارس0
07 مارس+1
06 مارس0
05 مارس+1
04 مارس+1
03 مارس0
02 مارس0
01 مارس0
پست‌های کانال
در آغاز جنگ جهانی اول، احمدشاه قاجار ۲۷ ساله هم می‌دانست که جنگ برایِ ایران بد است و نتیجه‌ای جز ویرانی و نابودی ندارد و نبای
در آغاز جنگ جهانی اول، احمدشاه قاجار ۲۷ ساله هم می‌دانست که جنگ برایِ ایران بد است و نتیجه‌ای جز ویرانی و نابودی ندارد و نباید وارد آن شد؛ و حالا تلاش‌ِ امثال فروغی، قوام و... برایِ این‌که ایران درگیر جنگ جهانی دوم نشود و از آن دور بماند، به کنار. امروز اما رضا پهلوی و فرقه سلطنت از آمریکا و اسرائیل برای نجات ایران (بخوانید رسیدن به تاج و تخت قدرت)، بمب و موشک گدایی می‌کنند، حتی به قیمت ویرانی و نابودی کامل این مملکت. | طرح از بهمن محصص، کشتار در ویتنام، ۱۹۶۷. @batarikh

2
️ ⭕️ افسانۀ آخرین راه «ما همۀ راه‌ها را رفتیم» ادعایی است که این روزها همچون حکمی قطعی در فضای عمومی طنین انداخته. این حکم فقط روایت گذشته نیست، افق آینده را نیز ترسیم می‌کند. برای درک نیروی اغواگرش باید هم جدی گرفته شود هم به‌دقت شکافته. ابتدا باید پذیرفت که این ادعا بی‌پایه نیست. چهار دهه تجربۀ انباشته نشان داده که مسیرهای گوناگون آزموده شده‌اند: از مشارکت انتخاباتی و امیدبستن به اصلاحات تدریجی تا خیزش‌های خیابانی، از کنش‌های مدنی تا شکل‌های مختلف فشار اجتماعی از پایین. هر بار یا حاکمیت توانسته‌ این انرژی‌ها را جذب و خنثی کند، یا سرکوب عملاً راه چنین ابتکاراتی را سد کرده، یا خود نیروهای اجتماعی بر اثر ضعف سازماندهی و فرسایش درونی با شکست مواجه شده‌اند. حاصل برای بخش مهمی از جامعه چیزی نبوده جز حس تکرار شکست. نه حاکمان تغییر کردند نه رفتار حاکمان در حدی که باید. ازاین‌رو ادعای «ما همۀ راه‌ها را رفتیم» بیان تجربۀ زیستۀ بن‌بست سیاسی است. اما این ادعا دقیقاً در همان لحظه‌ای که گذشته را جمع‌بندی می‌کند آینده را نیز قالب‌ می‌ریزد. دلالتی سیاسی دارد بس آشکار: اگر همۀ راه‌های درونی بسته شده‌اند، پس تنها راه باقی‌مانده عبارت است از مداخلۀ عامل بیرونی. در این نقطه است که «بن‌بست سیاسی» درجا به «ضرورت تهاجم» ترجمه می‌شود. حتی اگر گوینده صریحاً از جنگ دفاع نکند، همین که همۀ گزینه‌های داخلی را پیشاپیش منتفی اعلام می‌کند، عملاً میدان را برای گزینۀ خارجی خالی می‌گذارد. بدین‌سان، تهاجم خارجی از یک انتخاب پرریسک بدل می‌شود به «آخرین راه ناگزیر». اما حاملان و قائلان این ادعا چه کسانی‌اند؟ پاسخ را باید در لایه‌های گوناگون اجتماعی جست. بخشی از طبقۀ متوسط شهری که سال‌ها سرمایه‌گذاری خود را بر اصلاح تدریجی نهاده و اکنون در وضعیت بی‌افقی قرار گرفته به این جمع‌بندی رسیده که زمان دیگر به سودش نمی‌گذرد. برای این گروه اصولاً تغییر سریع، هر قدر هم پرهزینه، تصورپذیرتر از انتظار طولانی است. در کنار اینان، بخش وسیعی از دیاسپورای ایرانی ایستاده که از هزینه‌های مستقیم جنگ فاصله دارد و آسان‌تر می‌تواند از مداخلۀ نظامی دفاع کند. به‌علاوه، بخش‌هایی از طبقات بالا که دارایی‌های‌شان به‌راحتی قابل‌انتقال به خارج است چه‌بسا از سر محاسبه به این نتیجه برسند که تغییرات سریع، هر قدر هم پرریسک، برای حفظ منافع‌شان مناسب‌تر از تداوم وضع موجود است. در مقابل، فرودستان که بیش‌ترین بار هزینه را بر دوش می‌کشند عموماً محتاط‌ترند، هرچند در شرایط فرسایش شدید حتی در میان آنان نیز زمزمۀ «بدتر از این نمی‌شود» به گوش می‌رسد. این‌جاست که یک همگرایی نگران‌کننده شکل می‌گیرد: همصدایی میان گروه‌هایی که یا هزینۀ تهاجم خارجی را مستقیماً نمی‌پردازند یا از شدت استیصال به پذیرش چنین هزینه‌هایی تن می‌دهند. بااین‌همه، تهاجم خارجی نه راه‌حل بلکه راه‌حل‌نماست، زیرا مسئله را بس نامحسوس از «تغییر نظم سیاسی» به «تخریب نظم موجود» جابه‌جا می‌کند. تخریب می‌تواند سریع رخ دهد اما ساختن نظمی پایدار به تمامی محتاج همان عناصری است که پیش‌تر غایب بوده‌اند: سازماندهی اجتماعی، نهادسازی، و توازن قوای درونی به نفع بهبود اوضاع. تهاجم خارجی نه‌فقط این کمبودها را جبران نمی‌کند بلکه غالباً مسبب تشدیدشان نیز می‌شود. وانگهی، این مسیر بر پیش‌فرضی لغزان استوار است: این که بدتر از وضع موجود ممکن نیست. حال‌آن‌که تجربۀ تاریخی بارها نشان داده است که فروپاشی دولت می‌تواند به بی‌ثباتی مزمن و چندپارگی و چرخه‌های خشونت گسترده‌تر بینجامد. مهم‌تر از همه، این گزینه فاعلیت را از جامعه سلب می‌کند و در دیسی طلایی به بازیگران بیرونی وامی‌گذارد، آن‌هم درحالی‌که هزینه‌ها کماکان بر دوش شهروندان قرار دارد. این همان منطق راه‌حل‌نماست: وعدۀ خروج از بن‌بست با تعمیق همان بن‌بست. در برابر این افق سراب‌گونه، بدیل‌های درون‌زا هر قدر هم که کُند و دشوار و بی‌میان‌بُر باشند واقعی‌ترند. نکتۀ تعیین‌کننده این است که بسیاری از این مسیرها هرگز به‌ طور جدی آزموده نشده‌اند. سازماندهی پایدار در محیط‌های کار و زیست، شکل‌دهی به تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای ماندگار، پیگیری سیاست مطالبات مشخص و بسیج‌پذیر، و به‌کارگیری شکل‌های متنوع نافرمانی و فشار اجتماعیِ پراکنده اما مستمر، جملگی، راه‌هایی‌اند که نه در لحظه‌های انفجاری بلکه فقط در تداوم و انباشت معنا پیدا می‌کنند. این‌ها مسیرهای پرزحمتی‌اند، اما دقیقاً به همین دلیل اصولاً ظرفیت می‌سازند و فاعلیت را در درون جامعه حفظ می‌کنند. خلاصه این که مسئله مبادرت به انتخابی سرنوشت‌ساز است: میان «راه سختِ درون‌زا» و «میان‌بُرِ پرریسکِ برون‌زا». اگر ادعای «ما همۀ راه‌ها را رفتیم» به حذف اولی و توجیه دومی بینجامد، دیگر صرفاً توصیف یک بن‌بست نیست بلکه خود به عاملی در بازتولید همان بن‌بست بدل می‌شود. 🆔 @mmaljoo
0
3
«آیا از این بدتر هم ممکن است؟ به نظر می‌آید که هست. وای به روزهای دیگر.» شاهرخ مسکوب روزها در راه، ۲۷ دوازده ۱۹۸۸. @batarikh
0