Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 800
مشترکین
+524 ساعت
+137 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
1 800
«بهار بهار»
خواننده: ناصر عبداللهی
ترانهسرا: محمدعلی بهمنی
ملودی: تورج شعبانخانی
تنظیم: حمیدرضا صدری و ناصر عبداللهی
@LyricsNotes
1 800
«بهار بهار»
خواننده: هایده
ترانهسرا: محمد حیدری
ملودی: محمد حیدری
تنظیم: منوچهر چشمآذر
@LyricsNotes
1 800
«شکوفهها»
خواننده: ویگن
ترانهسرا: پرویز وکیلی
ملودی: عطاالله خرم
تنظیم: منوچهر چشمآذر
@LyricsNotes
1 800
«بهار دلکش»
خواننده: محمدرضا شجریان
تصنیفسرا: ملکالشعرا بهار
آهنگ: درویشخان
تنظیم: فرامرز پایور
در برخی منابع، خالق کلام و آهنگ این ترانه، «عارف قزوینی» معرفی شده است.
@LyricsNotes
1 800
فرهنگ ایرانزمین از آغاز تا امروز پر از ترانههای بهاری است. در ایران باستان ترانههای بهاری بسیاری توسط خنیاگران خلق و اجرا میشد و اهمیت موضوع بهار در آوازهای باستانی ایران آن اندازه است که عنوان یکی از شش آواز مهم باستانی ما «نوروز» است.
در موسیقی دستگاهی ایران هم گوشههایی هست که بسیار در اجراهای بهاری از آنها بهره گرفته میشود. گوشههایی مانند طربانگیز در ماهور، گلریز در شور و کوچهباغی در دشتی.
ترانههای بهاری بسیاری هم در خاطرهی جمعی چند نسل ماندگار شدهاند و هنوز زمزمه میشوند.
به بهانهی آغاز سال نوی خورشیدی، برخی از این ترانهها را مرور میکنیم. نوروزتان پیروز🌹
@LyricsNotes
1 800
«ناز اِدکه»
خواننده: گوگوش
ترانه و موسیقی: محلی
تنظیم: بابک سعیدی
اجرا: ۱۳۹۵
انتشار: ۱۴۰۰
اجرای مشهور این ترانه با صدای «ناصر عبداللهی بوده است.
@LyricsNotes
1 800
چطور میشود که یک کانال مدعی فعالیت در حوزهی موسیقی در این سطح سخیف و زرد، مهملات میبافد و خاطره جعل میکند؟
یک روایت هست که میرزاده سر ضبط «بزن تار» با سهتار حاضر شده و نواخته! همین!
#عزیزرفته
#مهستی
#واروژان
#میرزاده
@LyricsNotes
1 800
شعر و ترانه هم مثل اکثر چیزهای دیگر معیارهایی برای سنجیده شدن از منظر کیفیت ادبی، هنری و تاریخی دارند. معیارهای ما نمیتوانند در لحظه، متفاوت باشند. نگاهمان هم نمیتواند به آثاری که مقایسه میکنیم تفاوت زاویه داشته باشد. اگر یک ترانه را خوب نمیدانیم چون از نظر ما محتوی ضدارزش است نمیتوانیم آن را مقابل ترانهی ضدارزش دیگری بگذاریم و دومی را چون فرم هنرمندانهتری دارد ترانهای خوبتر بدانیم بدون اینکه به تغییر معیار اشاره کنیم.
نمیشود که ترانههایی کم ارزش از منظر ادبی و هنری را حلواحلوا کنیم چون در مثلا سه چهار دههی پیش سروده و اجرا شدهاند و حالا ترانههایی به مراتب سالمتر را به جرم نوزادگی سخیف و بیارزش بدانیم.
این گارد همیشگی نسلها در مقابل همنسلان، یک موتیف تاریخی است.
اصلا فیلم «نیمهشب در پاریس»، اثر برجستهی «وودی آلن» را ببینید و نفسی عمیق بکشید. ما در بدترین جای تاریخ نایستادهایم!
@LyricsNotes
1 800
در این که شهیار قنبری از مؤثرترین و بزرگترین ترانهسرایان جریان ترانهی نوین است شکی نیست اما یکی از مهمترین خدشهها بر کارنامهی ترانهسرایی ایشان طرح مفاهیم و تعابیری واپسگرایانه در برخی سرودههای ایشان است.
«گستاخی» یک نمونهی حیرتانگیز از این سرودههاست. ترانهی مملو از کرنشهای حقیرانهی زن سنتی و مفلوک فرهنگ ضدزن حاکم بر جامعهای که اتفاقا شهیار در آن میان داعیهی روشنفکری داشته است. بعید است که امروز شهیار هنوز هم صاحب چنین رویکردی فکری باشد اما با هیچ سفسطهبافی سادهلوحانهای هم نمیشود محتوای زنستیز این ترانه را توجیه کرد و از این رو چنین سرودهای هیچ ربطی هم به «ترانهی نوین» ندارد. هرچند انصاف این است که بدانیم سرودن چنین ترانههایی در آن دوران باب بوده و این بیتوجهی به معنای و محتوای گاه ضدانسانی، مختص شهیار نبوده و انگار زمانی لازم بوده تا هنرمندان ما دقت بیشتری در خلق آثاری عاری از چنین دیدگاههای به شدت غالب و پذیرفتهی آن نسلها داشته باشند.
عجب این که هنوز برخی عشاق حضرت ترانهسرا از این سرودهی عریان، تفسیرِ «تهکّم» و تمسخر استخراج میکنند!
@LyricsNotes
1 800
«گستاخی»
خواننده: گیتی
ترانهسرا: شهیار قنبری
ملودی: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
@LyricsNotes
1 800
https://www.instagram.com/p/Cah7J0lq7OH/?utm_medium=copy_link
این بزرگوار (لینک اینستاگرام 👆) ظاهرا مجموعه شعرش در جشنوارهی شعر فجر شرکت کرده و اونطور که خودش روایت میکنه «برگزیده» شده اما بعد که داوران متوجه زاویهی مواضع ایشون شدهن، یکی دیگه رُ «برگزیده» کردن!
حالا ایشون اومده توضیح داده که (نقل به مضمون): «من اصلا از شرکت در این مسابقه بیخبر بودم، بعد بهم زنگ زدن گفتن: نامزد شدی! حله؟ من هم گفتم فعلا حله! بعد به گوشم رسید برگزیده شدم و باز با خودم گفتم یه مدت دیگه هم به تفکر و تعمق بپردازم ببینم چه میشه کرد! بعد یههو یکی به گوشم رسوند که چه نشستی؟! یکی دیگه برگزیده شد! و اینجا بود که فهمیدم اگر خاموش بنشینم گناه است! پس برای احقاق حقم تا تهش رفتم و اعتراض و داد و هوار و گرد و خاک کردم و دم این و اونُ دیدم و آخرش هم برگزیده نشدم!»
و اینطوری این بزرگوار، تبدیل به قهرمان ایستادگی در مقابل ظلم شدن!
مثل اینکه دزدان محل به هر دلیلی تصور کنن یکی از اهالی محل همدستهی خودشونه و سهمی از مال دزدی براش کنار بذارن و بهش خبر بدن و طرف بگه حالا فعلا سهم منُ بذارین کنار ببینم چی میشه! و بعد دزدا بفهمن اشتباه کردن و اون سهمُ بدن به یکی از خودشون و طرف به ضایع شدن حقش اعتراض کنه و ژست مبارزه علیه ظلم بگیره!
در همین حد تباه! در همین حد مضحک!
@LyricsNotes
