Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 688
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
1 690
بیانیه دادن و به دنبال حقوق مادی و معنوی رفتن و از پلتفرمهای بینالمللی انتظار برخورد عادلانه داشتن خوب است اما کاش جامعهی محترم موسیقی که این اندازه به رفتارهای «حرفهای» و «اخلاقی» از جانب نهادهای خصوصی و عمومی در دنیا در قبال خود تأکید دارد، با همین فرمان و غیظ و غلظت به دنبال رفتار حرفهای و اخلاقی با «ترانهسرایان» هموطن باشد و هنگام کسب درآمد از این پلتفرمها بپذیرد که بخشی از آن درآمد، حق ترانهسراست و تا زمانی که آن حق را به ناحق از سرایندگان دریغ میکند، ادعای رفتار حرفهای و اخلاقی، باد هواست.
@LyricsNotes
1 690
اول خوشحال شدم. علیرضا قربانی با عالیم قاسماف همخوان شده است! چه رشکبرانگیز! و چه خوب! اما شنیدن همان ثانیههای اول مرا به این نتیجه رساند که رواست سر به دیوار بکوبیم:
آن پرده را بردار ز رو؟
یعنی قربانی، آهنگساز و حواریون اینها یک بار هم این سطر از شعر مشهور مولانا را نشنیدهاند؟ اجرای شجریان را هم نشنیدهاند؟ اصلا نشنیده باشند! به هر حال اصول اولیهی حرفهای میگوید نسخهای (هر نسخهای) از مجموعه اشعار مولانا را باید برای این همخوانی مهم و تاریخی تورق میکردهاند! غیر از این یعنی از کجا این افتضاح را شنیده و به بار آوردهاند؟ یک گوش موسیقی در این سطح حرفهای حتی بدون آشنایی با اوزان شعری از این نقص وزنی آگاه میشود! گوش موسیقی هم ندارند؟
مستان سلامت میکنند؟
مستان حسابت هم نمیکنند!
@LyricsNotes
1 690
وقتی زبان ترانه در محدودهی مشخصی قرار دارد گریز به محدودههای دیگر ممکن است به استتیک و یکپارچگی زبان آسیب وارد کند.
زبان ترانه میتواند زبان معیار، محاورهی رسمی، محاورهی محلی و یا حتی آرگو و کوچهبازاری باشد و هر کدام از این گونهها محدودههایی دارند که مرزهایشان تا حدود زیادی مشخصاند.
وارد کردن برخی ویژگیهای صرفی و نحوی محاورههای غیررسمی به زبان محاورهی رسمی (به عنوان زبان رسمی ترانهی فارسی/ایرانی) میتواند مخل رسانایی و زیبایی زبان باشد و این اتفاق عموماً ذیل تعریف «زبانآشفتگی» قرار میگیرد.
عمدهی نمونههای «زبانآشفتگی» در ترانه در واقع اختلاط غیرموجه زبان معیار و محاوره است. اتفاقی که از آغاز تلاشهای معاصر برای استفاده از زبان گفتار در ترانهها با آن روبهرو بودهایم.
تا حدود پنجاه سال پیش این نوع از «زبانآشفتگی» عمدتاً به دلیل تعلقات زبانی و فکری سرایندگان به ادبیات کلاسیک و زبان معیار و نوشتار بوده است. در فضایی که تصنیفها و ترانهها به شکل پیشفرض با زبان معیار، سروده میشدند و زیباییشناسی گوشها چیزی جز آن را برنمیتابید، محاورهسرایی که در ترانههای محلی و طنز و روحوضی رایج بود هم تحتتأثیر زبان معیار، در بسیاری موارد گریزهایی به اختلاط با زبان معیار داشت. این اتفاق در بسیاری از ترانههای مشهور آن دوران کاملا مشهود است.
این زبانآشفتگیها اما در سالیان اخیر ریشه در دلایل دیگری هم دارد. امروز بخش اعظم زبانآشفتگیها ناشی از فقر سواد ادبی است.
زبانآشفتگی در آثار چهرههای شاخص ترانهی نوین هم کم و بیش قابل ردگیری است. در ترانههای اردلان سرفراز بیشتر و در سرودههای شهیار قنبری و زویا زاکاریان، کمتر.
حتی در ترانههای نوین ایرج جنتیعطایی هم (هر چند به ندرت) میشود نمونههایی از اختلاط غیرموجه زبان رسمی و محاوره را یافت. البته باید استثنائات استفاده از دوزبانی را هم در نظر گرفت. مواردی مانند استفاده از صورت رسمی برخی واژهها برای فاخرتر شدن زبان محاوره که در گفتار روزمرهی ادبا و فرهیختگان هم هست و تشخیص موجه بودن آن هم نیاز به بررسی فرم زبانی مختص سراینده خواهد داشت.
به این سطر از ترانهی «سیاهپوشا» سرودهی جنتیعطایی توجه کنید:
با این که تو «ماهتاب» و آب
صدای «کوچ است» و شتاب
با منطق زبانی کلیت این ترانه که محاورهی رسمی محسوب میشود این سطر طبیعتاً باید اینگونه بیان میشده است:
با این که تو «مهتاب» و آب
صدای «کوچه» و شتاب
به گمان من دو دلیل میتواند توجیهی بر این زبانآشفتگی مسلم باشد. اول این که در دایرهی واژگانی و زبانی جنتیعطایی، صورت «ماهتاب» به جای «مهتاب» سابقهی مکرر دارد و دیگر این که «کوچ است» برای گریز از تداخل معنایی فرم گفتاریاش با واژهی «کوچه»، صورت معیار گرفته است.
اما این توجیهات هم برای حضور این زبانآشفتگی، کافی نیست. چون علاوه بر این که «مهتاب» هم در ترانههای ایرج بارها استفاده شده و استفاده از آن در اینجا به گمان من هیچ تأثیری در زیبایی و فخامت زبان ترانه ندارد، «کوچه» هم به راحتی و با استفاده از اکسنتهای مناسب ملودی میتوانسته از ایهام معنایی بگریزد.
نمونهی دیگری از زبانآشفتگی که حاصل اختلاط محاورهی محلی و رسمی است و در سالهای اخیر باب شده استفاده از ترکیب خاصی از حرف اضافههای «به» و «با» با ضمایر است؛ یعنی استفاده از بِم و بِت و بِش و بام و بات و باش که در واقع صورتی غیر رسمی از محاورهی رسمی بِهِم و بِهِت و بِهِش و باهام و باهات و باهاش محسوب میشوند. این نوع استعمال حرف اضافه و ضمیر در محاورهنویسی بعضی چهرههای شاخص و غیرشاخص مدتهاست در نثر ونظم رواج پیدا کرده است. «روزبه بمانی» به عنوان ترانهسرایی تأثیرگذار در سالهای اخیر از این صورت محاوره چند بار استفاده کرده است مانند این سطر از ترانهی «اسمت که میاد»:
«اسمت که میاد همه بام بدن»
«زانیار خسروی» هم ترانهای دارد با عنوان «بش گفتم برگرد». از این نمونهها در میان ترانههای اجراشده توسط خوانندگان پرطرفدار کم نیست و استفاده از این فرم غیررسمی رواج قابل توجهی پیدا کرده است.
آنچه مسلم است این که حتی اگر در مقطعی از تاریخ در آینده این صورت زبانی به واسطهی تکرار، قابل توجیه شود هم در حال حاضر استفاده از آن نوعی از زبانآشفتگی محسوب خواهد شد.
@LyricsNotes
1 690
اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من
وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
@LyricsNotes
1 690
امروز صبح جناب داریوش اقبالی گلایهی خود را نسبت به انتشار دو اثر «سرگردون» و «قلندر» که اجرای خصوصی خانم گوگوش بوده اعلام کردند و خواستند که از انتشار این دو اثر جلوگیری شود. من پیغام ایشان را به منتشرکنندگان میرسانم و امیدوارم با در نظر گرفتن اخلاق حرفهای از انتشار این آثار خودداری کنند.
من شخصاً بسیار علاقهمندم که چنین آثاری منتشر شوند و همه از شنیدن آنها لذت ببریم اما همیشه علاقهی ما اولویت امور حرفهای و اخلاقی نیست.
آثار منتشرنشدهی بسیاری در آرشیوهای افراد مختلف وجود دارند که انتشار آنها آرزوی بسیاری از علاقهمندان موسیقی ماست. اما این آرشیوها در شرایط متفاوتی قرار دارند.
بخشی از این آثار در آرشیو دستاندرکاران حرفهای یا همکاران و دوستان عوامل آثار است. آرشیوهای ویگن داوودی، وارطان آوانسیان و کوجی زادوری، نمونههای مهماند. روابط حرفهای و دوستانه بین صاحبان آرشیوها و عوامل، باعث میشود که انتشار آثار منتشرنشده منوط به کسب رضایت قطعی عوامل شود. در نتیجه نباید انتظار داشته باشیم این آرشیوها با لطمه زدن به اصول حرفهای و دوستیهای این افراد به انتشار برسند. بدیهی است که تلاشهایی هم برای جلب رضایت عوامل میشود که عمدتاً بینتیجه است. گاهی هم که صاحبان آثار، رضایت به انتشار میدهند متأسفانه وراث آنها پس از درگذشتشان برخوردهای عجیبی میکنند که آرشیودار را برای همیشه از انتشار آن آثار منصرف میکند.
بخشی از این آرشیوها هم به انحای مختلف به دست افرادی رسیده است که هیچ ربطی به عوامل ندارند. یا آرشیودار حرفهایاند که کارشان جمع آوری چنین مجموعههایی است و طبیعتاً بیشتر دغدغهی مالی در انتشار این آثار با آنهاست یا مجموعهای از آثار به شکلی مثل روابط خانوادگی، دوستانه و یا از طرق دیگر به فردی رسیده است.
انتشار چنین آثاری میتواند اهداف مالی، فرهنگی داشته باشد و یا ابزار شهرتطلبی افراد باشند اما در هر صورت باید اصول اخلاقی و حرفهای در انتشار این آثار رعایت شود.
بسیاری از این آثار نسخهی نهایی یا مورد قبول عوامل نیستند و از ابتدا باید امحا میشدهاند. هر چند به هر حال روزی منتشر خواهند شد اما صاحبان آثار این حق را دارند که از انتشار آنها جلوگیری کنند.
آنچه تا امروز در این کانال منتشر شده است با حفظ موازین حرفهای و اخلاقی بوده است. هرچند در مقطعی متاسفانه با واکنشهای آزاردهندهی برخی اطرافیان صاحبان آثار تصمیم گرفتیم این انتشارها را محدود کنیم. فراموش نکنید که همین اعلام وجود چنین آرشیوهایی از امثال جناب ویگن داوودی نشانهای بر عزم انتشار آنهاست. میشود اعلام نکنند و مثل آرشیودارهایی که نام و نشانی از خود به جا نمیگذارند و هر شب اسکروچوار، گنجینهی صفحهها و ریلها و آثار را قبل از خواب نوازش میکنند و میخوابند اصلا حرفی از این آثار نزنند. ما آثاری تمرینی مانند «ما به انتها رسیدیم» را هم با اجازهی عوامل منتشر کردهایم اما نخواهید که خواست خالقین و مجریان و اصول اخلاقی و حرفهای زیر پا گذاشته شود تا مثلا نسخهای تفننی یا تمرینی برای خوشآیند ما نشر پیدا کند.
@LyricsNotes
1 690
یادی از زندهنام استاد تورج نگهبان
به مناسبت هشتاد و نهمین زادروز ایشان
در گفتگوی آرش نصیری و:
میرعلیرضا میرعلینقی
اهورا ایمان
حمید ناصحی
بررسی جایگاه، تاثیر و آثار استاد تورج نگهبان
+بحث پیرامون دورههای مختلف تصنیف و ترانه در تاریخ موسیقی معاصر ایران
سه شنبه هفتم اردیبهشت ماه
ساعت ٢٢
در صفحه اینستاگرام برنامه هزارصدا:
instagram.com/1000seda.ir
لطفا نظرات، سوالات و ابهامات خود را در کامنت و دایرکت صفحهی اینستاگرام هزارصدا درج بفرمایید.
توضیح: آهنگ تیتراژ بخشی از آهنگ «سپید و سیاه» با ملودی امیر آرام، تنظیم محمد شمس، صدای داریوش اقبالی روی ترانهای از تورج نگهبان است.
@LyricsNotes
1 690
در ماجرای محسن نامجو به گمان من همان اندازه که نامجو در حال عریان کردن مایههای منطق و فرهنگ خود است، فمینیسم هم مشغول نشان دادن هرچهبیشترِ ذات کریه خود شده است.
فرصتی مغتنم است که هر دو طیف را بیشتر بشناسیم. در یک اتاق کلابهاوس، خانمی به عنوان یک فمینیست دوآتشه در موضع حمله به افاضات اخیر نامجو در یک فایل صوتی خصوصی، استدلالش در عوام بودن نامجو را «شهرستانی بودن» او عنوان کرد! همین اندازه سست و بیمنطق و نمونهای از کلیشهی تفکر فمینیستی!
از آن طرف نامجو که ادعای همهچیزفهمی از واژهواژهی گفتههایش متصاعد میشود در رد کارآیی عبارت «نه یعنی نه» در جنبش غربی میتو با این استدلال که در ادبیات ما ناز و نیاز رکن است و همین یعنی ما شامل فرهنگ نهیعنینه نمیشویم عملاً به تبدیل شدن این عبارت کممایه به ابزار محکمتری در گفتار فمینیسم کمک کرد.
نامجو اگر کمی حرفش را مزمزه میکرد و یک دور ادبیات کلاسیک فارسی را سرسری مرور میکرد متوجه میشد که در فرهنگ کلاسیک ادبی ما ابراز عشق به پسرها و عشقبازی با آنها هم رکن است و با آن منطق مضحک ایشان، الان پدوفیلها و بیماران جنسی میتوانند هر کاری دلشان خواست با پسران بکنند!
هنرورز آوانگارد و فمینیسم مدعی حقوق زنان را رها کنیم و از تقابل این ملغمههای توهم و ناآگاهی در زرورق واژههای قلمبه، سلمبه بیاموزیم که تواضع و انسانیت، فارغ از جایگاههای برساخته و متزلزل اجتماعی و هنری و ادعاهای منفعتطلبانه است که در شکل حقیقی خود ظاهر میشود.
@LyricsNotes
1 690
چند نفر از اعضای کانال در کلابهاوس هم حاضرند؟
آیا اگر در زمانهای مشخص اتاقی برای گفتوگو و هماندیشی پیرامون ترانه و سوژههای روز اطراف ترانه آماده شود علاقهمند به حضور در آن هستید؟
دوستان لطفا در کامنتها نظرشان را اعلام کنند.
آدرس اکانت کلابهاوس من در بیوی کانال هست. با این حال این جا هم درج میکنم تا در صورت تمایل دنبال کنید و در گفتوگوهای پیش رو همراه باشید:
joinclubhouse.com/@hamidnasehi
1 690
برای سود بیشتر، پشت نما نخالهی ساختمانی میریزند تا ملات کمتری مصرف شود.
یک زمانی یواشکی بود. اما حالا مدتهاست که علنی انجام میشود و ابایی هم ندارند که مردم ببینند.
ساختمان فرهنگ و موسیقی و ترانهی ما هم پر است از این نخالههای پشت نما. ابایی هم ندارند که تشخیصشان برای ما آسان باشد. انگار همه پذیرفتهایم که برای نمادارشدن فرهنگمان باید نخالههایی پشت صحنه باشند.
اما این نما دیر یا زود فرو خواهد ریخت.
@LyricsNotes
1 690
«مرگ ماهی»
خواننده: فرهاد بشارتی
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
موسیقی: فرد برسامیان
ببین بیتو، تو شهر و قصه و باغ
ترانه نیست، آینه نیست
گل نیست
منُ رد کن از این رود تباهی
که دوری هست، توفان هست
پل نیست!
@LyricsNotes
1 690
برجعاجنشینی و نگاه از بالا به مردم همیشه در تفرعن مستقیم جلوه نمیکند.
همین که تصور کنیم همه چیز را فهمیدهایم و دیگر چیزی برای فهمیدن نمانده هم فرازی از تفرعن است.
نامجو تصور میکند (یا اینگونه نشان میدهد) که دیگر چیزی برای فهمیدنش نمانده است. ملودیسازی را شوخی اعلام میفرماید در فضای همان افاضهی وایرالشدهی مهران مدیری که «دیگه این دنیا به درد نمیخوره»!
حتی اگر صاحبان این افاضات خودشان هم مدعی رسیدن به کمال آگاهی نباشند، خیل عظیمی این اظهارفضلها را به آگاهی عظمی پیوند میدهند تا همهچیز را از ارزش تهی کنند. تا تهی بودن خود را توجیه کنند.
کسی که مرادش خدمت به خلق است پیش از هر چیز باید از آن برج عاج پایین بیاید و تفرعن و تبختر را کنار بگذارد. وگرنه در رسانههای پربازدید، فریادزدن و بغضکردن و سرتکاندادن، نقیض چیزی است که مدعی آنند.
این مدعیان در طلبش بیخبرانند
کآن را که خبر شد خبری باز نیامد
@LyricsNotes
1 690
یاد و نام «همایون خسروی» نازنین در اولین سالگرد پرکشیدنش گرامی.
امیدوارم بتوانم این گفتوگوی مفصل را در فرصت و شرایطی مناسب تدوین و عرضه کنم. موسیقی این پست، موسیقی متن فیلم گلهای داوودی ساختهی کامبیز روشنروان است که همایون عزیز، تکنوازی ماندگار و خاطرهانگیز ویولنسل این اثر را بر عهده داشته است.
@LyricsNotes
1 690
یک نکتهی مهم در تفاوت کیفی ترانههایی که شهیار برای خود مینویسد یا برای دیگران خصوصا در همکاری اخیرش با نوجوکی و ابی وجود دارد.
این که ترانهسرایی در سطح شهیار قنبری برای کیفیت سرودههایش به تبع شرایط اجرا تبعیض قائل شود بسیار بعید است.
ترانههایی که او با صدای خود منتشر کرده و میکند طبیعی است که باکیفیتتر جلوه کنند زیرا او ملودی را هم بر اساس سلیقهی خود و در جهت ارائهی هرچه بهتر کلام میسازد و انتقال حس یک تلفیق درست توسط خالق ملودی و کلام به عنوان خواننده به شکلی طبیعی نتایج قابلقبولتری خواهد داشت.
در سالهای اخیر ترانههایی که شهیار برای دیگران سروده، عموما بر روی ملودی دیگران خلق شده است. این نکته را ایشان شخصا در پیغامی خصوصی که واکنشی به ابرازنظر من در مورد ترانههای آلبوم اخیر منصور بود نهیب زدهاند.
در مورد همکاریهای ایشان با ابی هم از همان دههی هشتاد در تماسهای تلفنی که با ابی داشتم در جریان بودم که ملودیهایی از نوجوکی در اختیار ابی است و بعداً در همان تماسها متوجه شدم آن ملودیها برای ترانهسرایی به شهیار سپرده شدهاند.
هم شهیار و هم بسیاری از اهالی ترانه معتقدند که ارزیابی سطح کیفی ترانهای که روی ملودی نوشته شده باید این شرایط را هم در نظر بگیرد.
با این حساب از نظر این افراد، کیفیت پایینتر ترانهای که روی آهنگ نوشته شده در شرایطی توجیهپذیر است.
اما هر توجیهی را نمیشود به هر کسی تعمیم داد. انتظار ما از بزرگانی مانند ایرج و شهیار و زویا و دیگرانی مثل آنها این است که ملودی، دست و بال کیفیت ترانهی آنها را نبندد.
مگر در سطح کیفی درجهی اول ترانهی فارسی ترانههایی بسیار باکیفیت که بر ملودی نشستهاند کم داریم؟
@LyricsNotes
1 690
«هُرم تو»
خواننده: ابی
ترانهسرا: شهیار قنبری
ملودی: صادق نوجوکی
تنظیم: صادق نوجوکی، آرون حسینی
@LyricsNotes
1 690
عامهپسندی و نخبهگرایی، دو ویژگی ثابت هر امر اجتماعی است. اما این که امر اجتماعی چه اندازه از این دو ویژگی بهره ببرد است که کیفیت آن را از دیدگاههای مختلف تعیین میکند.
پس عامهپسندی را نمیشود نادیده گرفت. وقتی یک شاعر نمیخواهد ترانه بنویسد برای این که از عامهپسندی فرار کند در واقع به غلط تصور میکند که ترانه در سطح کیفی پایینتری از شعر است. ترانهسرایی هم که با کیفیت میسراید و شنیده هم میشود در واقع در حال اثبات تئوری «شدنیبودن همکناری عامهپسندی و کیفیت» است.
اما ترانهسرایی که به خیال خود تلاش میکند تا از عامهپسندی فرار کند عملاً از شنیدهشدن فراری است و «شنیدهنشدن» معادل دوری سرودهاش از اهمیت مفهوم و تأثیر اجتماعی ترانه خواهد بود.
یکی از ایراداتی که عدهای به لزوم در نظرگرفتن عامهپسندی در تعاریف ترانه وارد میکنند این است که دلیلی بر این لزوم نیست؛ یا این که به دنبال این دلیل میگردند.
نکته این است که اصلا هر امر اجتماعی در ذات خود در سطحی از عامهپسندی قرار میگیرد. نمیشود اجتماعی بود و عامهپسندی را انکار کرد. آنچه که این منتقدان بر آن پا میفشارند همین سطح عامهپسندی است. افراط در عامهپسندی مانند افراط در نخبهگرایی میتواند یک مقوله را از تأثیر اجتماعی مطلوب دور کند اما انکار آن هم مانند انکار توجه به اصول کیفی، اثر را از هدف و ماهیت، تهی خواهد کرد.
فراموش نکنیم که گاهی عامهپسندی یک ترانه در اجرای آن هویدا میشود یعنی در خلق موسیقی و اجرای خواننده. اصرار بر اجرای یک سرودهی فاخر توسط عواملی که لوازم اقبال عام را مهیا نمیکنند هم میتواند محصول نهایی را بسیار کمتأثیرتر و از معنای ترانگی دورتر کند.
وقتی میشود ترانهای مانند «نون و پنیر و سبزی»، «ستارههای سربی»، «خالی»، «سوغاتی» و مانند اینها سرود و همزمان در کیفیت و عامهپسندی سربلند شد، دیگر اصرار بر تفاخر به تعقیدهای فرمی و محتوایی با ادعای خاصاندیشی و دوری از سلیقهی فاسد عوام، ادا و اصول است.
@LyricsNotes
1 690
https://www.instagram.com/tv/CMz1ZZwhDGT/?igshid=1j64gzndx4fhb
بزرگترین رویداد تاریخ موسیقی ایران؟ با کدوم منطق و معیار؟ با مأوا و با اوج؟ واقعاً؟
چی بگم که این رفقای قدیمی نرنجن؟
@LyricsNotes
1 690
جایگاه مهم و والای شهیار قنبری در ترانهی نوین غیر قابل انکار است. ترانههای او هم خاطرهساز چند نسل بودهاند و هم الهامبخش بسیاری از ترانهسرایانی که ترانه را به مثابهی یک هنر جدی دنبال کرده و میکنند.
ترانههای قنبری تاریخساز بودهاند اما از جایی دیگر نمیتوان تأثیر شهیار بر ترانه را به نسبت گذشتهی او جدی گرفت. او خود بیش از هر کس دیگری مفتون جسارت خود شده است. ترانههای شهیار به خودنماییهای مهندسیشدهی کمرمقی بدل شدهاند که تأثیرشان بر دو گروه اصلی است. اول مخاطبان جدی ترانه که به اعتبار جایگاه شهیار و سابقهی درخشان او فرم و محتوای آثار جدیدش را تأویل میکنند و تفسیرهایی ارائه میدهند که شخص ترانهسرا هم از آنها بیخبر است.
دوم گروهی که شهیار برای آنها بهانهای برای روشنفکرنمایی و متفاوت از عوام جلوهکردن شده است. گروه قابل ترحمی که گاه با بهرهگیری از انشاهای ادبینمایانه اما بیهیچ نشانی از آگاهی ادبی و هنری در جهت کشف نشانههای نبوغ شهیار در ساختههای اخیر سعی در پنهانکردن این دلباختگی به آنچه نمیفهمند و ارائهی نمایشهای متظاهرانهی ناشی از آن دارند.
خاصیت مهم یک ترانهی خوب، جدای از کیفیت فنی و محتوایی، ارتباطی متعارف و قابل قبول با مخاطب عام است. ترانههایی که به هر دلیل راهی به ذائقهی مخاطب عام پیدا نمیکنند و مدعی مخاطب خاصاند در مفهوم و ماهیت واژهی ترانه سراپا نقض غرضاند.
این تبختر و فخرفروشی تهاجمی در ارائهی چیزی که توانایی رسیدن به بدیهیترین خصایای آنچه مدعی است ندارد ممکن است عدهای را مرعوب کند اما نتیجهاش در نهایت فراموشی عمومی است. این فراموشی هم با توهینها و برچسبهای سراینده و مریدانش به عموم مردم تغییر تأثیر نمیدهد.
آنچه شهیار این اواخر سروده و میسراید فاصلهی عمیقی با آنچه آغاز کرده یافته است. فاصلهای نه در سمت اعتلای عمومی ترانه بلکه در جهت دوری از ماهیت و ذات و هدف ترانهسرودن و اصرار به اثبات ادعای پیچیدهاندیشیدن و ارزشگذاری غلط بر کلافوارگی فرم و محتوای ترانه. اصراری که نتیجهاش ناگفته پیداست. ناشنیده ماندن در سرزمین پرهیاهوی ترانه و خودنمایی در میان اقلیت خودنماپسند.
ترانههای امروز شهیار قنبری در کارنامهی او میمانند، به اعتبار نامش به آنها اشاره میشود، نقد میشوند و تحسین هم میشوند اما او همهی اینها نیست. نام شهیار در همان سالهای آغازین سرایندگی و در تلاش غبطهبرانگیزش برای تثبیت ماهیت راستین ترانه، به نقطهی عطف خود در اوجگیری رسیده است. ترانههایی درست که هم در ذائقهی عام نسل خود راه یافته و هم معیار ترانهی درست برای مخاطب جدی بوده و هستند. ترانههایی از جنس بوی خوب گندم، نفس، عطر تو، نون و پنیر و سبزی، قدغن، مرد تنها و نماز. از جنس کودکانه، مانند کودکی پاک و معصوم، بیهیچ ادعایی و در عین حال سرشار از ادب و نبوغ با قابلیت ارتباط با عمدهی مخاطبان خود این چنین ساده و بیپیرایه:
بوی عیدی
بوی توپ
بوی کاغذ رنگی ...
@LyricsNotes
1 690
به زودی...
📜 «باترانه»، دورهی جدید، شمارهی اول. ویژهنامهی نوروز ۱۴۰۰
🔸 گفتوگوی اختصاصی با «جهانبخش پازوکی»:
من کولهبار عشقُ تا پای جون کشیدم
📄 پروندهای برای ترانههای منتخب قرن
صد سال، صد ترانه
با یادداشتهایی از:
عرفان رفیعی: ۱۳۲۵-۱۳۰۰
سعید کریمی: ۱۳۵۰- ۱۳۲۵
حسن علیشیری: ۱۳۷۵- ۱۳۵۰
روزبه آزادی: ۱۳۹۹- ۱۳۷۵
حمید مشکلانی: ترانه در سینما
یاشار هاشم زاده و
حمید ناصحی: نگاهی به جریانهای ترانهی فارسی با مرور کتاب «جریانشناسی موسیقی مردمپسند ایران» اثر سعید کریمی
🔸یادداشت مسعود امینی برای منصور ایراننژاد
🔸گفتوگو با سهیلا گلستانی
🔸گزارش تصویری کامبیز باقری از مراسم سالنوای موسیقی ایران
🔸گزارشی از مراسم جایزهی افشین یداللهی
🔸گفتوگو با هانیبال ژوزف
🔸منتخب ترانههای آکادمی ترانه
♦️همراه با مطالبی از حسین قلیپور، آزاده ربانی، نفیسه آریانپور و دانیال ربانی
و با مطالب متنوع دیگر در موضوع ترانه و موسیقی
🔻
«باترانه» در دورهی جدید همچنان به مدیرمسؤولی آزاده ربانی و سردبیری حمید ناصحی منتشر میشود.
@baataraaneh
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
