fa
Feedback
کۆمەڵیار|Komalyar

کۆمەڵیار|Komalyar

رفتن به کانال در Telegram

تایبەتە بە دەنگورەنگی کۆمەڵە،کوردستان، بزوتنەوەی چەپ و... تمرکز بر تاریخ کومەلە،کوردستان، جنبش چپ و ... https://t.me/joinchat/AAAAAEniatdoYc2N24tv0g

نمایش بیشتر
1 366
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
-230 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+21
در 0 کانال‌ها
مه '26
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+43
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+81
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+49
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+75
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+58
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+76
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+54
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+78
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+85
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+64
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+65
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+88
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+67
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+45
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+54
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+63
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+71
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+85
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+127
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+120
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+91
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+93
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+103
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+122
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+90
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+84
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+522
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
20 ژوئن0
19 ژوئن+2
18 ژوئن0
17 ژوئن+2
16 ژوئن+1
15 ژوئن+2
14 ژوئن+2
13 ژوئن0
12 ژوئن0
11 ژوئن+1
10 ژوئن0
09 ژوئن+1
08 ژوئن+2
07 ژوئن0
06 ژوئن+2
05 ژوئن+2
04 ژوئن+1
03 ژوئن+3
02 ژوئن0
01 ژوئن0
پست‌های کانال
با دخالت مسئولانه ی رفیق جعفر بود که چادر تازه ای برای رفقای دختر برپا شد. فردای آن روز بود که مسئول اردوگاه صدایمان کرد. چادری بزرگتر به ما داد و گفت: - به رفقا می‌گوییم تا چادری برای شما به پا کنند. خودمان نیز دست به کار شدیم. زمین را هموار کردیم، زمین خیس بود، حصیر روی ‌خاک کشیدیم تا موکت را از نم جدا سازیم. به هرگونه، چادر به ۵ شد. در اردوگاه، جدید نیز که برای صبحگاه باید آماده می‌شدیم و به ردیف، وظیفه‌ی از پیش تعیین شده‌ای داشتیم. رفقا گفته بودند، پیش از شستن دست و روی و رفتن برای صبحانه باید دو بلوک سیمانی با خود به مکان معینی ببریم. از آنجا که ماشین نمی‌توانست به داخل و محل مورد نظر برود، به ناچار بلوک‌ها در جایی دور خالی می‌کرد. بلوک‌ها برای ساختن چهار دیواری برای رادیو «کومه‌له» بود. این مکان بایستی پیش از همه آماده می‌شد. بلوک‌ها را روی شانه گذاشته و به محل مزبور می بردیم. هر یک از ما، هر بامداد، دو بلوک سیمانی سهم‌امان بود. از آنجا که بلوک ها سنگین بودند، این راه را می بایستی دوبار می رفتیم. پس از این وظیفه ی صبحگاهی، برای صرف صبحانه می‌رفتیم، با نان لواشی که خودمان پخته بودیم و چای شیرینی در شیشه‌هایی در دست که روزگاری مربا داشتند و با کمی پنیر، لذت بخش ترین صبحانه رمی‌خوردیما در کنار هم . برخی از ما بچه داشتیم، و همزمان، نیز پیشمرگ «پاریزگاری» بودیم. نگهبانی می‌دادیم، سلاح داشتیم، گروه کاری و وظایف سازمانی را به پیش می‌بردیم. نوبت نگهبانی، فرزندمان را به رفیق دیگری می‌سپردم که نگهدارش باشد. گاهی نیز، روزها که نگهبان بودم، بچه را با خود می‌بردم. اما بردن بچه در شب ها ناشدنی بود. امنیت نبود. به ویژه جنگ «حزب دمکرات کردستان ایران» علیه ما و رژیم از سوی دیگر، شرایط را بسیار نا امن تر ساخته بود. «حزب دمکرات» در اردوگاهی که ما آنرا رها کرده بودیم، اردو به پا کرده بود. و هر لحظه، خطر برخورد خونین و یا شبیخونی در کمین‌ا‌مان بود. چادرها که جای ‌خود دارد، برای اتاق های با خاک ساخته شده نیز هیچ امنیتی نبود. چادرها هیچ جانپناهی نداشتند و همه در تیررس توپ و خمپاره و ترکش بودیم. مکانی بزرگی با دو چادر، برپا کرده بودیم و امور زیستی نام داشت و غذا خوری و گاهی استراحت نیز در آنجا انجام می‌شد. کف چادرها، فرش شده بود و ساعت‌های مشخصی برای نهار و صبحانه و شام به‌ آنجا می رفتیم. به ویژه برای چای، لیوان و ظرف کم بود و جمعیت زیاد. می‌گفتند، دونفری در یک ظرف، چای شیرین بخورید. بعضی روزها پیش می‌آمد، رفیق مردی با سبیل‌های بسیار پرپشت، از همان لیوان یا شیشه مربای خالی شده، چای می‌نوشید و سپس نوبت به تو می‌رسید. من نمی‌توانستم، ‌در این چای خوری اشتراکی همراه باشم. آگاهانه، دیر می‌رفتم تا شاید شیشه یا یک لیوان و یا شیشه مربای ‌خالی بیابم. یا کنار رفیقی قرار گیرم که بشود از نیمه لیوان مشترک با هم چای نوشید. یا شیشه مربای ‌خالی را برای ‌خود نگه می‌داشتم و دیرتر می‌رفتم. چه لذت بخش بود آن روزهای یگانگی و شیرین، آن روزهایی که حتی نانی برای‌ خوردن نداشتیم و روزهایی که خودمان نان می پختیم که به هرکس بسیار کم می رسید. خودم، نانوای خوبی شده بودم. و خوشبختانه هنوز فیلم و عکس‌هایی از آن روزها در دست است. نان لواش بیشتر برای صبحانه می رسید و نمی‌شد برای نهار و شام هم نان پخت. حمام هم با چارچوبه‌ای که دور آن گونی یا حصیر گرفته بودیم، برپا شده بود. برای توالت هم چارچوبه‌ای با گونی درست شده بود. صبح ها، ردیف می‌شدیم تا نوبتمان فرا رسد. و گاهی به صبحانه نمی‌رسیدی. در اردوگاه «شینکاوی»، شرایط بسیار سخت بود. بسیار آسیب دیدیم و سختی کشیدیم. امکانات کم، هوای سرد پائیزی، تجربه ی اندک برای زیستن و زندگی در چنین شرایطی، نبود تجربه چادر نشینی، حمله و میدان جنگ ارتجاعی و... شرایط را سخت و سخت تر کرده بود. رفته رفته، فراگرفتیم که چگونه می‌شود خوب چادر زد. دور چادرها با فاصله، چارچوبه ای برپا کرده و نایلونی به صورت شیب دار روی آن کشیده تا آب باران روی آن سنگینی نکند و چادرها را به اینگونه قابل زیست تر ساخته بودیم. صدیق از کنگره چهارم کومه‌له آمد. در این نشست، او به عضویت کمیته مرکزی در آمده بود. با مسئولیت‌های زیادتر، وظایف مبارزاتی را پیش می برد. مبارزه در برابر حکومت اسلامی سرمایه، ایستادگی در برابر یورش‌ها و شرایط سخت در اردوگاه، دفاع از خویش و ارزش‌های انقلابی طبقه کارگر در برابر حملات شبانه روزی «حزب دمکرات کردستان ایران» از سویی و شور و پویندگی در پیشبرد مبارزه طبقاتی و حفظ ستاد، همه و همه ما را در کوران مبارزه طبقاتی، ایستادگی و نیرو می‌بخشید.

2
برشی کوتاه از کتاب فرازهایی از زندگی اختر کمانگر به مناسبت ۳۱ خرداد روز پیشمرگ کومه له. نخستین اردوگاه در کردستان عراق رفقای ما، در جنگ و عقب نشینی از منطقه آلان تا آنسوی مرز به داخل کردستان عراق اردو برپا کردند. در «گلاله»، اردوگاهی که تنها نام «اردوگاه» را داشت، جایگاه ساختیم. این اردوگاه، در واقع زیر پلی ویران شده بود. بخشی از پل هنوز پا برجا مانده بود و دو طرف آن باز بود که با نایلونی پوشیده شدند تا از سرما جلوگیری شود. ما درآن پناهگاه زیر پل می‌خوابیدیم. دو سوی زیر نیمه‌های پل، یکسو برای مردان و سوی دیگر برای زنان فرش کرده بودیم. برای ‌خواب و ماندن زیر آن پل ویران، من و آسو تنها یک پتو داشتیم. شب با فریاد و بی تابی یک کودک، همه بیدار می‌شدند و بچه‌ها همانند گروه کُر با هم به گریه و فریاد می افتادند. زمین، نمدار بود و نیمه‌ پتو را زیرانداز و آسو را در دولای پتو و خودم هم کنار او می‌خوابیدم. آز آنجا که پتو به دونفرمان نمی رسید، پشتم همیشه بیرون یا بدون پتو و زیر سرما می ماند. زمین و هوا، نمسار و سرد بود. سرما و نم تا مغز استخوان می‌نشست. رفقای دیگر هم همینگونه در سختی بودند. در سخت ترین شرایط، همه در نبود کمترین لازمه زندگی، گویی در سنگر نشسته بودیم. حتا لیوانی برای چای نداشتیم. شیشه‌های مربایی که‌ از سلیمانیه آورده شده بود، لیوان چای‌امان بود. قوطی‌های خالی حلب روغنیِ چند کیلویی برای چای روی آتش می‌گذاشتیم. برای دریافت سهم چای از آن حلبی، و با شیشه‌های مربا در دست به جای لیوان صف می بستیم تا سهم خود را با ملاقه بگیریم. در اردوگاه زیر پل برای مدتی به‌ اینگونه زندگی گذراندیم. مردم منطقه کردستان در آنسوی مرز، یاری رسان بودند و مهربان. آنان بی دریغانه یاری امان می دادند. آن انسان‌های زحمتکش، برایمان مربا و نان می‌آوردند. رفته رفته، ناباورانه به چنین زندگی و شرایطی ‌خو می‌گرفتیم. رفقا آرد خریدند و با جمع آوری هیزم، نانمان را خود می‌پختیم. در آن شرایط جنگی در جبهه‌ی مرکزی جنگ دو حکومت استبدادی و طبقاتی به غایت ارتجاعی و زیر توپ باران حکومت اسلامی در محاصره بودیم. طبیعت سر سخت، نیز با ما در ستیز بود. سرما نیز بیداد می‌کرد. فیلمی ‌کوتاه ‌از آنجا و آن روزها در دست است که مرا در کنار رفقایی در حال نان پزی نشان می‌دهد. خودمان، آشپزخانه‌ای بر پا کردیم و خوراک می‌پختیم. گویی پذیرفته بودیم که دیگر، به‌این زودی‌ها و به این سادگی‌ها بازگشتی در میان نیست. باید خودمان را برای زندگی اردوگاهی و نبردی سنگین و دور و دراز، آماده می‌کردیم. رفته رقته، شرایطِ اینگونه زیستن را تجربه می‌کردیم و خویش را با آن همخوان می‌ساختیم. در ما، خلاقیت زندگی جمعی و روحیه‌ اشتراکی، رشد و پرورش می یافت. اردوگاه «شینکاوی» اردوگاه زیر پل، «گلاله» را که رها کردیم به‌اردوگاه دیگری به نام «شینکاوی» رفتیم. از «گلاله» تا «شینکاوی» تجربه های بسیاری اندوخته بودیم. سرپناهی امن تر در برابر گلوله، تا آنجایی که امکان پذیر بود برای حفظ جان رفقا نیز با گونی از خاک، اتاقک های ساختیم. این جایگاه‌ را با گونی‌های از خاک انباشته شده برپا ساختیم. روزها باید گونی‌ها را از خاک پر کرده و روی هم می چیدیم تا دیواره هایی به هم می‌آمدند و سرپناهی روی آن‌ها ساخته می شد. سپس برای بقیه‌، چادر به پا کردیم. ما زنان پیشمرگِ پاریزگاری بودیم و شش یا هفت نفر در چادری دونفره‌ و برزنتی زندگی می‌کردیم. روزی یکی از رفقای دختر به سختی بیمار شد. هوا بسیار سرد بود و باید دستکم برای او چادر را گرم می‌کردیم. قوطی شیری را سوراخ سوراخ کردیم و در آن سنگ ریزه ریخته و از آشپزخانه‌ آتش ‌آوردیم و در آن قوطی ‌‌ریختیم تا فضای چادر گرم شود. کتاب های کتابخانه‌ نیز در صندوق‌هایی که پیشتر جای فشنگ و مهمات بود، قرار داده و زیر چادر ردیف شده بودند. و ما نیز زیر آن چادر که هم اتاق پذیرایی‌امان بود و هم خوابگاه و غذاخوری و هم با چندین رفیق زن پیشمرگه و دو کودک، زندگی می کردیم. برای معاینه رفیق بیمار، زنده یاد، رفیق دکتر جعفر شفیعی را به کمک خواستیم. رفیق، آمد. رفیق جعفر، دختر بیمار را معاینه کرد و پرسید: - اینجا جای کیه؟ گفتیم: همه ما. رفیق، تعجب کرد. تا آن روز نمی‌دانست که در اینجا بیش از یک نفر زندگی می‌کند. بر افروخته شد. رفت و مسئول اردوگاه را خواست و ما را داخل چادر به او نشان داد و گفت: - این‌ها ۷ زن و دو کودک زیر این چادر، چگونه تاب بیاورند! بروید نگاه کنید، چگونه می‌خوابند! رفیق جعفر، پزشک کمونیست، از بنیانگزاران کومه له و عضو کمیته مرکزی کومه‌له و حزب کمونیست ایران، روزهفتم آبان ماه سال ۱۳۶۶ (29 اکتبر 1987) درحالیکه برای انجام وظیفه ی تشکیلاتی راهی اروپا بود، در نزدیکی شهر تکریت عراق در تصادفی فاجعه بار جان باخت.
180
3
+3
بدون متن...
173
4
ڕاگەیاندنی نوێنەرایەتی کۆمەڵه له دەرەوەی وڵات به بۆنەی ماڵئاوایی لە ژیانی هوشمەند رۆشەن‌توده بە داخ و پەژارەیەکی زۆرەوە ئاگاد
ڕاگەیاندنی نوێنەرایەتی کۆمەڵه له دەرەوەی وڵات به بۆنەی ماڵئاوایی لە ژیانی هوشمەند رۆشەن‌توده بە داخ و پەژارەیەکی زۆرەوە ئاگادار کراین کە هاوڕێ هوشمەند رۆشەن‌توده، پێشمەرگەی دێرینی کۆمەڵە، بە هۆی جەڵدەی دڵ ڕۆژی ٢٨ی مانگی جۆزەردان لە شاری مەریوان ماڵئاوایی لە ژیان کرد. هاوڕێ هوشمەند له دایک بووی ساڵی ۱۳۳۵ هەتاوی له شارۆچکەی نۆتشه، سەر بە ناوچەی هەورامان بوو. سەردەمی منداڵی و لاویەتی و خوێندنی سەرەتایی له شارەکانی کرماشان و مەریوان، وەک خوێندکارێکی هوشیار بەسەربرد و توانی دیپلۆم لە بواری بیرکاریدا بەدەست بێنێت. هەر لەم سەردەمەشدا خەباتی سیاسی دەستپێکرد و هەستی شۆرشگێڕانەی دژی زوڵم و نایەکسانی بەهێز بوو. بەهۆی چالاکی سیاسییەوە لە لایەن ساواکەوە دەستبەسەر کرا و ڕەوانەی بەندیخانە کرا. له بەندیخانە لەگەڵ ئەو هاوڕێیانەی کە دواتر بە کۆمەڵە ناسران، لەوانه کاک فواد، ئاشنا بوو و دوای ئاشکرا بوونی کۆمەڵە بەو ڕێکخراوە پەیوەست بوو. هاوڕێ هوشمەند چالاکانە لە مانگرتنی بەناوبانگی ٢٤ ڕۆژەی بەندیخانەی شاری سنە بەشداری کرد و بوو بە یەکێک لە سیما ناسراوەکانی ئەو مانگرتنە. دوای دەسەڵات گرتنی کۆماری ئێسلامی و دەست پێ کردنی بەرەنگاری جەماوەری دژی ئەو ڕژیمە، هاوڕێ هوشمەند بوو به چالاکی ئەم بوارەش و وەک یەکێک لە بەرپرسانی کۆمەڵە لە ناوچەی هەورامان دەوری گرنگ گێڕا. هاوڕێ هوشمەند ئەم دەورە گرنگەی خۆی لە ناو ڕیزەکانی کۆمەڵەدا درێژە پێدا تا دواتر بە هۆی نەخۆشییەوە ڕووی کردە دەرەوەی وڵات و لە وڵات سوئێد نیشتەجێ بوو. لە دەرەوەی وڵاتیش وەک چالاکێکی سیاسی درێژە بە خەبات دا و تا کۆتایی ژیانی وەک دڵسۆز و پشتیوانێکی وەفاداری ڕێبازی کۆمەڵە مایەوە. لە لایەن خۆمانەوە ئەو پەڕی هاوخەمی خۆمانی لەگەڵ سەرجەم بنەماڵەی بەڕێزی هاوڕێ هوشمەند دەردەبرین و خۆمان بە شەریکی خەمیان دەزانین. یادی ئازیزی هاوڕێ هوشمەند بۆ هەمیشە بەرز و بەڕێز بێت. نوێنەرایەتی کۆمەڵە لە دەرەوەی وڵات ١٩ی ژوئییەی ٢٠٢٦
262
5
+1
تاثیر صدیق انجیری_اذر مهابادی(1).pdf
274
6
دوستی صدیق انجیری و نیما یوشیج، دو سرنوشت دوو مەتڵەب و نامیلکەی پڕبایەخ لە سەر مێژووی سەردەمێکی تاریک و ژیانی سەربازانی ونی کورد https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
267
7
لە ڕاستەوه: فەتاح ئیلخانی زادە هونەرمەند ناسر ڕەزازی زیندەیاد مەلا عومەر عەسری گیانبەختکردوو حوسێن مستەفازادە موکریان ۱۳٦۲؟ h
لە ڕاستەوه: فەتاح ئیلخانی زادە هونەرمەند ناسر ڕەزازی زیندەیاد مەلا عومەر عەسری گیانبەختکردوو حوسێن مستەفازادە موکریان ۱۳٦۲؟ https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
296
8
بدون متن...
293
9
بدون متن...
296
10
۳۱ خرداد، مانیفست آگاهی... علی بزرگپناە https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
314
11
لە عەمەلیاتێکی فراوانی نیزامیدا و لە وەختی گرتنی یەکێک لە مۆڵگەکانی ڕژیم لە ناوچەی مەریوان هاوینی ساڵی ١٣٦٤ی هەتاوی لە لایەن
لە عەمەلیاتێکی فراوانی نیزامیدا و لە وەختی گرتنی یەکێک لە مۆڵگەکانی ڕژیم لە ناوچەی مەریوان هاوینی  ساڵی ١٣٦٤ی هەتاوی لە لایەن دەستەیەک لە پێشمەرگەکانی گوردانی بانە بە سەرپرستی ڕئوف بانە، جەلال شەریفی گیانبەخت دەکا و ڕەحمان سەدباری بە توندی بریندار دەبێ.   دوکتور دەروێش زوو دەگاتە سەری و لە نێو دارستانەکەدا جەراحی دەکا و لە مەرگ ڕزگاری دەکات. بە وردی لەم گێڕانەوەدا کەریم ئاقایی باسی بەسەرهات و شەڕکە دەکات. ئەو بەشە لە کۆتایی ویدیۆکەدا هاتوە. https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
385
12
ئۆردووگای مالوومە ۱۳٦٤ ئەوانەی ناسراونەوە: فەرەح، شەرافەت، پەروین، ئازەر، نەجمە، کاڵێ، ... https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار+1
ئۆردووگای مالوومە ۱۳٦٤ ئەوانەی ناسراونەوە: فەرەح، شەرافەت، پەروین، ئازەر، نەجمە، کاڵێ، ... https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
371
13
بە یادهێنانەوەی هاوڕێی گیانبەختکردوو هیوا مەلەکی، ڕێز لە ٣١ی جۆزەردان، ڕۆژی پێشمەرگەی کۆمەڵە دەگرین. هاوڕێ هیوا لە بنەماڵەیەک
بە یادهێنانەوەی هاوڕێی گیانبەختکردوو هیوا مەلەکی، ڕێز لە ٣١ی جۆزەردان، ڕۆژی پێشمەرگەی کۆمەڵە دەگرین. هاوڕێ هیوا لە بنەماڵەیەکی هەژاری گەڕەکی "بانەکۆن"ی شاری بانە لەدایکبوو. بەهۆی هەژاری و دەستکورتیی بنەماڵەکەی، هەر لە سەرەتای منداڵییەوە وازی لە خوێندن هێنا و ڕووی کردە کرێکاری، بەتایبەت پیشەی نانەوایی. لەبیرمە چەند ڕۆژ پێش چوونی بۆ ناو ڕیزەکانی کۆمەڵە، لەگەڵ هاوڕێی گیانبەختکردوو "سیروان ئەنوەری" سەردانی هیوامان کرد لە نانەواخانەکە. بە زەردەخەنەیەکەوە ڕووی کردە سیروان و وتی: «لەم ڕۆژانەدا دەڕۆم بۆ سەفەرێک و چیتر ناگەڕێمەوە»، داوای لە ئێمەش کرد هاوڕێی بین لەو سەفەرەدا. سیروان پێی وت: «پەلە مەکە، لەوانەیە ئێمەش بێین»، بەڵام ئەو زۆر پەلەی بوو؛ دوای چەند ڕۆژێک چاوەڕێی بڕیاری ئێمەی نەکرد و خۆی سەفەری کرد و چووە ناو ڕیزەکانی پێشمەرگایەتیی کۆمەڵە. بەداخەوە دوای ماوەیەکی کورت لە ژیانی پێشمەرگانە، کاتێک لەگەڵ کۆمەڵێک هاوڕێی دیکە بۆ گەشت دەچنە سەر دەریاچەی دوکان، هیوای جوانەمەرگ و خوێنگەرم دەخنکێت. کۆچی دوایی ئەو هەموو هاوڕێیانی پێشمەرگە و ئێمەشی لە بانە خەمبار کرد. من هیچ وێنە و یادگارییەکی هیوام نەمابوو، تا لەم ڕۆژانەدا بە هەڵکەوت چاوم بەم وێنەیە کەوت و یەکسەر کەوتمە یادەوەرییەکانی هیوا و زەردەخەنەکانی؛ یاری تۆپی پێ لەناو کۆڵانەکەمان و باقی یادگارییە شیرینەکانی هیوا و سیروان و هەموو هاوڕێیانم لە گەڕەک. یادی بەخێر. ٣١ی جۆزەردان، ڕۆژی پێشمەرگەی کۆمەڵە، لە هەموو ئەو ئازیزانە پیرۆز بێت کە ساتێک لە تەمەنیان بۆ تێکۆشان لەناو کۆمەڵە تەرخان کردووە و بووەتە بەشێک لە شانازیی ژیانیان و تا ئێستاش بەو ڕێبازە وەفادار ماونەتەوە. ئاکۆ ئەنوەری https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
525
14
زۆر بەداخەوە بۆ مەرگی ناوەختی کاک "جمشید سادقی" (ناسراو بە جمشید یەنکەن). بەم بۆنە خەمناکەوە، پڕ بە دڵ سەرەخۆشی لە بنەماڵە و
زۆر بەداخەوە بۆ مەرگی ناوەختی کاک "جمشید سادقی" (ناسراو بە جمشید یەنکەن). بەم بۆنە خەمناکەوە، پڕ بە دڵ سەرەخۆشی لە بنەماڵە و کەسوکاری دەکەم و خۆم بە هاوبەشی خەمیان دەزانم. کاک جمشید چەند ساڵێک پێشمەرگەی کۆمەڵە بوو لە ناوچەی دیواندەرە لە "گۆردانی کاوە". کوڕێکی زۆر ڕووخۆش، دەم بە پێکەنین و گورج و گۆڵ بوو. لە زۆر چالاکیی جۆراوجۆر لە ناوچەی دیواندەرەدا بەشداری کردبوو. مرۆڤێکی زۆر ڕۆحسووک، قسەخۆش، سەمیمی و جێگای متمانە بوو. کاک جمشید لە زۆربەی شەڕەکانی ناوچەی دیواندەرە دژی هێزە کۆنەپەرستەکانی کۆماری ئیسلامی بەشدار بوو. لە شەڕێکی زۆر سەخت و دەستەویەخەدا، پاش ئەوەی هێزەکانی ڕژێم لە ڕێکەوتی ١٣٦٦/٠٤/٠٨ لە "دەراوێ جافرخان" کەوتنە کەمینەوە و گرووپی ناسراو بە "زەربەتی خۆڕخۆڕە" تێکشکا (کە بووە هۆی کوژرانی ١٤ کەسیان و دیلکردنی ١٠ کەسی تریان)، ڕژێم بۆ قەرەبووکردنەوەی ئەو شکستە، لە ڕێکەوتی ١٣٦٦/٠٤/١٠ لە پەنای ئاوایی "سەوڵە" و لە داوێنی چیا سەرکەشەکانی "چڵچەمە" گەمارۆی داین. من و جمشید و ٣ هاوڕێی تر، بە مەبەستی تێکشکاندنی گەمارۆکە ڕوومان کردە بەرزایییەکان. لە سێ شوێنەوە ئاگربارانیان دەکردین، بەڵام ئێمە هەر بەردەوام بووین تا گەیشتینە پەنای سەنگەرەکانیان. لەوێ بە نارنجۆک و ئاگری چەکەکانمان هێرشمان کردنە سەر؛ سەرەڕای ئەوەی ئەوان هێزێکی یەکجار زۆر بوون، بەڵام بێورە بوون. ئێمە تەنیا ٥ کەس بووین، پاش شەڕێکی قورسی سەنگەر بە سەنگەر، توانیمان دوای کوژران و برینداربوونی ژمارەیەکی زۆریان، بەرزایییەکان لە دەستیان دەربهێنین، گەمارۆکە تێکبشکێنین و بەرەو "ئیساقاوە" ڕاویان بنێین. یادی جمشیدی ئازیز بەرز و بەڕێز بێت. سابیر لوتفی https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
590
15
باب دیلن؛ ترانەسرا یا افسانە؟ گفت و گو لەگەڵ مامۆستا چاوە لە کاناڵی یوتوبی خۆی https://youtu.be/bqNgJBqv8KI?si=FoAUMuVccejNlreq
501
16
مالومە و زڕگوێز ئەگەر بیری ئەو ساڵانە بکەمەوە، پێش هەر شتێک چاوەکانم پڕ دەبن لە وێنەی ئەو کەسانەی کە لەگەڵیان ژیاوم، پێکەوە خ
مالومە و زڕگوێز ئەگەر بیری ئەو ساڵانە بکەمەوە، پێش هەر شتێک چاوەکانم پڕ دەبن لە وێنەی ئەو کەسانەی کە لەگەڵیان ژیاوم، پێکەوە خەونی هاوبەشمان بووە یان بارودۆخێکی زۆر دژوارمان بەسەر بردووە. سڵاو و ڕێزم هەیە بۆ تەواوی خزم و خوشەویستان و دڵسۆزان، هاوڕێیان و دوستان. چاوی یەک بە یەکتان ماچ دەکەم. هەمووتان خوشەویستی منن. سڵاو لە ڕۆژهەڵات، سڵاو لە کۆمەڵە، سڵاو لە شوێنی لەدایکبوونی بەشێکی بەرچاو لە نەوەکانی ئەمڕۆمان و لەو خاکەی کە یادی منداڵی و گەنجێتی و خەباتی تێدا تێکەڵ بووە. سڵاو لەو هاوڕێیانەی کە هەندێکیان ئێستا لەناوماندا نەماون و تەنیا ناو و یاد و ئارەزووەکانیان لە دڵماندا ماوەتەوە. بە تایبەت سڵاو لە مالومە و زرگویزی ئازیز و خوشەویست. قوربانتان بم مالومە و زرگویز. ئەو گوندە بچووکانەی، کە خەڵکی سادە و میواندۆست و زەحمەتکێشی تێدا دەژیان. زڕگوێز دوای ماڵومە بوو بە ناوەندی بارەگاکانی کۆمەڵە. بۆ زۆر کەس زرگویز تەنیا ناوی گوندێک نییە؛ بەڵکو بەشێکە لە ژیان و بیرەوەری و خەبات. لەوێ پێکەوە ژیاین، پێکەوە نانمان خوارد، شەوان تا بەیانی باس و گفتوگۆمان کرد، لە سەرما و گەرما خزمەت و ئەرکمان جێبەجێ کرد، و هەروەها لەوێ هاوڕێیەتی و برایەتییەکی قووڵ دروست بوو. بەڵام حەیف کە هەر لەو شوێنەدا کێشە و ناکۆکییەکان سەریان هەڵدا. نەدەزانی ئاکاماکەی دەگاتە کوێ، هێواش هێواش بوو بە دابەشبوون. سەرەتا جیاوازییە فکری و سیاسییەکان، دەربڕین و گفتوگۆ بوون، بەڵام دواتر بوون بە ناکۆکییەکی ڕێکخراوەیی. لەو کاتەدا، ئەوانەی لەگەڵ باڵی مەنسور حیکمەت هاوڕا نەبوون و بە تایبەت لەسەر بەردەوامبوونی شەڕی چەکداری بۆچوونی جیاوازیان هەبوو، بە شێوەیەک مامەڵەیان لەگەڵ کرا کە زۆر کەس هەستی کرد تەنیا جیاوازی بیر نییە، بەڵکو تاوانە. بۆیان ئوردوگایەکی جیاوازیان بۆ دابین کرا و بە «ئوردوگای ٢» ناسرا. ئەو ناونانە خۆی لەلای زۆر کەس هەستێکی ناخۆشی دروست دەکرد؛ وەک ئەوەی کە مرۆڤەکان پلەبەندی کرابن، یەکێک لە ئوردوگای سەرەوە بێت و یەکێک پلەیەک خوارتر. بەڵام ئەوە کۆتایی نەبوو. ساڵی ١٩٩١ هات. ساڵێک کە زۆر کەس بە دڵی پڕ لە ئازار بیر لێدەکاتەوە. جیابوونەوەکان قووڵتر بوونەوە و دابەشبوونێکی گەورە ڕوویدا. هاوڕێیانی دوێنێ، کە تا ئەوکات لە یەک مەیدان و یەک بارەگادا بوون، بەرەبەرە لە یەکتر دوور کەوتنەوە. ژمارەیەکی زۆر لە پێشمەرگە و کادرەکان، ئوردوگا و ڕێکخراوەکەیان جێهێشت. کەس هەبوو بە فرمێسکەوە ماڵئاوایی لە هاوڕێیانی دەکرد. کەس هەبوو تا دوا ساتەکان هیوادار بوو ئەو جیابوونەوەیە ڕوو نەدات. بەڵام شەپۆلی ڕووداوەکان لە هیوای تاکەکان بەهێزتر بوو. پاشان، لە ساڵی ٢٠٠٠، گەورەترین دابەشبوون لە مێژووی کۆمەڵەدا ڕوویدا. ئەوەی زۆر کەس پێیان وابوو ئەوەی کە نابێت دووبارە ببێتەوە، ڕوویدا. کۆمەڵە بوو بە سێ بەش و سێ ئوردوگای جیاواز. هەر یەک ڕاستی خۆی هەبوو، هەر یەک بۆچوونی خۆی هەبوو و هەر یەک خۆی بە نوێنەری ڕاستەقینەی ئەو مێژووە دەزانی. ئەوەی زیاتر دڵ دەشکێنێت، ئەوە بوو کە ناکۆکییە سیاسییەکان تەنیا لە ئاستی وشە و ڕاگەیاندندا نەمایەوە. هێرشی چەکداریش لە نێوان هێزەکاندا ڕوویدا. تەقە لە شوێنێک دەبیسترا کە پێشتر شوێنی گۆرانی و گفتوگۆ و خەونە هاوبەشەکان بوو. هاوڕێی دوێنێ دەبوو بە بەرامبەر. کەسانێک شەهید بوون، کەسانێک بریندار بوون و کەسانێکی زۆر بە برینداریی دەروونی تەمەنیان بەسەر برد. ئەو برینانە هەرگیز بە تەواوی ساڕێژ نەبوونەوە. ئێستا کە ساڵانێکی زۆر تێپەڕیوە، کاتێک بیر لە زرگویز و ئەو ئوردوگایانە و ئەو ژیانە هاوبەشە دەکەمەوە، زیاتر لە هەر شتێک یادی مرۆڤەکان دێتەوە بیرم؛ یادی ئەو هاوڕێیانەی کە بە دڵپاکی هاتبوون بۆ خەبات، بە هیوای ئازادی و دادپەروەری. هەندێکیان گەڕانەوە بۆ ژیانی ئاسایی، هەندێکیان لە ڕێگادا ماون، هەندێکیان لە ناوماندا نەماون، بەڵام یادیان و ئەو ساڵانە هەرگیز لە بیر ناچێتەوە. لەوانەیە گەورەترین وانەی ئەو مێژووە ئەوە بێت کە جیاوازی بیر و بۆچوون ئەگەر بە گفتوگۆ و ڕێز چارەسەر نەکرێت، دەتوانێت هاوڕێی دوێنێ بکاتە بە ئامانجی ئەمڕۆ. ئەوەش بایەخ و مانای ئەو قوربانییانە کەم دەکاتەوە کە بە هیوای ژیانێکی باشتر، دراون. من بە ڕێز و خۆشەویستی یادی هەموو ئەوانە دەکەمەوە؛ ئەوانەی لە مالومە و زرگویز و بارەگاکاندا ژیاون، خەباتیان کردووە، هەڵەیان کردووە، قوربانییان داوە و بە هیوای دونیایەکی باشتر خەونیان بینیوە. مێژوو تەنیا بۆ ئەوە نییە کە بیری لێ بکەینەوە؛ بۆ ئەوەشە کە فێری ببین و هەوڵ بدەین هەڵەکانی دوێنێ دووبارە نەبنەوە. باقی تالبولعیلم https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
540
17
متاسفانه رفیق علاء انصاری (حامد) پیشمرگ کومەله و عضو پیشین حزب کمونیست ایران،روز سه شنبه دوم ژوئن ۲۰۲۶ بعد از مدتها مبارزه با بیماری سرطان در کشور سوئد درگذشت. رفیق حامد در سال۱۳۳۸ در سنندج چشم به جهان گشود.شهر سنندج در آستانه انقلاب ۵۷ یکی از کانون های فعالیت نیروهای چپ و آزادیخواه بود. رفیق حامد قبل از پیوستن به کومەلە، عضو سازمان آرخا- ارتش رهایی بخش خلق های ایران- بود . حامد در سال ۶۱، همراه با برادرش ماجد به کومەله پیوست و در گردان شوان سازماندهی شد. برادرش ماجد انصاری معروف به کمال در سال ۶۲ و در جریان مأموریتی در شهر سنندج به محاصره نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی افتاده و جان عزیزش را در راه آزادی و سوسیالیسم از دست داد. رفیق حامد، انسانی آگاه،دلسوز و مبارز بود و به دلیل توانایی هایش در دسته سازمانده، وظیفه تبلیغ و ترویج را در میان زحمتکشان روستا و کارگران برعهده گرفت. رفیق حامد در تمام دوران مبارزه مسلحانه در صفوف کومەلە و حزب کمونیست ایران ماند وکار و وظایف تشکیلاتی را با دلسوزی و باور عمیق به انجام رساند وبعد از انشعاب اول در تشکیلات حزب کمونیست ایران راهی اروپا شده و باقی عمر خود را در کشور سوئد گذراند. نمایندگی کومەلە ، درگذشت رفیق حامد انصاری را به خانواده، بستگان و دوستدارانش تسلیت گفته و خود را در غم آنها شریک می داند. نمایندگی کومەلە -سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران چهارم ژوئن ۲۰۲۶
598
18
دربارە جنگ کارل فون کلاوزویتس این کتاب، یکی از مهم‌ترین آثار در تاریخ نظریه نظامی و استراتژی است. یاد می‌گیرید چگونه جنگ ابزار سیاست است و چه عواملی در پیروزی یا شکست مؤثرند. نظریه‌های بی‌نظیر درباره رهبری، تاکتیک‌ها و استراتژی جنگی را خواهید شناخت. موضوعات مهم : جنگ به‌عنوان ابزار سیاست: چرا جنگ همیشه با سیاست مرتبط است؟ نقش شانس و عدم قطعیت: چگونه فرماندهان باید در مه جنگ (Fog of War) تصمیم بگیرند؟ جنگ واقعی و جنگ مطلق: تفاوت میان این دو مفهوم چیست؟ تمرکز نیروها: رمز موفقیت در کشف نقطه ثقل دشمن چیست؟ اهمیت رهبری و روحیه: چرا شخصیت فرمانده در جنگ سرنوشت‌ساز است؟ https://t.me/komala1 #کۆمەڵیار
668
19
دیتنەوەی حەقیقەت گرینگە یا سەلماندنی بەرحەق بوونی "خۆم"؟ لە دەشتاییە کاکی بە کاکیەکانی سەڤانای ئەفریقادا، گاگەلێک لە گەرمێنەو
دیتنەوەی حەقیقەت گرینگە یا سەلماندنی بەرحەق بوونی "خۆم"؟ لە دەشتاییە کاکی بە کاکیەکانی سەڤانای ئەفریقادا، گاگەلێک لە گەرمێنەوە بەرەو کوێستان بۆ ژیان و مەڵبەندێکی خۆشتر کۆچوبار تێکدەنێن. ڕێبەرانی گنوکان(گاکێوی) لە سەر ڕێگا تووشی ڕووبارێکی مەند دەبن. ئەو ڕووبارە سادە دەبێتە شانۆی ململانێکی ئەفسانەیی لە نێوان ژیری - یان نەبوونی. دوو لە پێشەنگانی گاگەلەکە لە کەناری ئاوەکەدا دەوەستن. مەتەڵ و نهێنییەکی وەسەر ئاوەکە کەوتوو تووشی دوو دڵیان دەکات. ئایا ئەو شتە پرد یان کۆڵکە دارێکی ئاوبردوویە؟ یانە تیمساحێکی کوشندە و برسییە؟ یەکیان دارێکی لە شێوە بەردەبازی بێ زیان نیشان دەدا و ئەو دی تیمساحێکی کەمین کدوو. پێش ئەوەی هەردووک دید و ئیدەکە هەڵسەنگێنن و بڕیارێکی ژیرانە ببێتە خواستیان، ئەو دیمەنە ساکارەی وەک چاودێرێکی بێدەنگ لێیان دەڕوانی، بە خێرایی دەگۆڕێت بۆ جەدەلێکی سەرسەختانە و پڕ مەترسی. یەکێک لە گامێشە کێوییەکان ناتوانێ جیا لە بنکەدارێکی سەرئاو کەوتوو شتێکی دی قەبوڵ بکات. ئەوی دی دڵنیایە لە مەترسییەکە. بەڵام زۆر سەیر سوورە لەسەر ئەوەی ڕاستییەکەی خۆی بە هەر نرخێک بێت بسەلمێنێت. سنووری تەحەموولی دەیپەڕێنێت هەرچەند دەزانێ ژیانی لە مەترسیدایە. ئەوان ئامانجیان کە دیتنەوەی ڕێگای دروست و حەقیقەت بوو، زوو گۆڕا بۆ ئیسباتی حەقانیەتی خۆ و سواری شاخی عەقیدەی خۆ بوون. کەس گوێ بەوی دی نادا. ئەمجار هەموو هێز و تەوژم بۆ سەرکەوتنە لە باسەکەدا بەسەر یەکتردا بەفیرۆ دەدرێ نەک بۆ کەشفی حەقیقەت و دیتنەوەی ڕێگاچارە و حەلکردنی کێشەکە. ویدیۆکە لەوەناچێ دروستی و نادروستی دانێک لە نەزەر و تێگەیشتنەکان دەستنیشان بکات. دەیهەوێ نیشان بدات کە تێکگیران و تەکهەڵچوون لەسەر ئەوەی "من لە سەر حەقم" تا ئە دەتوانێ لە خودی مەسەلەکە گرینگتر بێ. شەڕێکی هەردووک لا دۆڕاو لە سەر عەقیدە و هۆڤیەتی شەخسی و قەبیلەیی نەک لەسەر دیتنەوەی باشترین ڕێگا و ڕاستی. "پێداگری" کەڵە بۆر لەسەر ئیسباتی حەقانیەتی خۆی، گابۆری قانع کرد کە ... بەڵام...
910
20
یادی زۆر ئازیزت بەخێر حامد گیان! حامد ئەنساری، هاوڕێی کۆن و زۆر خۆشەویستی دەورانی پێشمەرگایەتیم، دوێنێ دوانیوەڕۆ ٢ی مانگی ژوئ+3
یادی زۆر ئازیزت بەخێر حامد گیان! حامد ئەنساری، هاوڕێی کۆن و زۆر خۆشەویستی دەورانی پێشمەرگایەتیم، دوێنێ دوانیوەڕۆ ٢ی مانگی ژوئێنی ۲۰۲٦، دوای ماوەیەکی کورت لە ململانێ لەگەڵ نەخۆشیی شێرپەنجە، بەداخەوە لە شاری ئۆپسالای وڵاتی سوێد ژیانئاوایی کرد و گیانی سپارد. ئاشنایەتیی من و حامد بۆ هاوینی ساڵی ١٣٦٢ی هەتاوی دەگەڕێتەوە، کاتێک حامد هاتە ناوچەی سەردەشت و لەو کاتەوە بووینە دوو هاوڕێی نزیک. بنکەکەمان (مەقەڕ) لە "کۆڵەسەی سەرێ" بوو؛ کاتی نانی نیوەڕۆ بوو، کوڕێکی باڵا مامناوەندی، ڕووخۆش و کاڵیلە لێمان وژوور کەوت. دوای نانخواردن کە چوومە دەرەوە، دیم شانە و مەقەستی بە دەستەوەیە و سەری پێشمەرگەکان کورت دەکاتەوە. داوام لێ کرد ئەگەر ماندوو نییە سەری منیش کورت کاتەوە. بە ڕوویەکی گەشەوە پێشوازیی لێ کردم. هەر لە کاتی سەر کورتکردنەوەکەدا، دەستمان بە قسەکردن کرد و هەر ئەو ساتە چووه‌ ناو دڵمەوە. ئیتر بووینە هاوڕێی گیانیی یەکتر و هەتا دەرفەتمان بۆ هەڵکەوتایە، تێر و تەسەل باسی هەموو شتێکمان بۆ یەکتر دەکرد. ئەم دواییانە شێرپەنجە بە هەموو گیانیدا بڵاو ببووەوە و ئازارێکی زۆری هەبوو، بەڵام ورەی هەر بە بەرزی مابووەوە و هیوای بە ژیان مابوو. پێم گوت: "دەمهەویست ڕۆمانێکت بۆ بێنم، بەڵام لای خۆم گوتم ڕەنگە بەهۆی نەخۆشییەکەتەوە تاقەتی خوێندنەوەت نەبێت." کەچی ئەو بە تامەزرۆییەوە گوتی: "نا، بریا بۆت هێنابام." حامد کەسایەتییەکی سەرنجڕاکێش بوو؛ سەمیمی، خۆشەویست، شادمان و پڕ لە گەڕان و پرسیار. ئەهلی خوێندنەوە بوو و لە دەربڕینی بۆچوونەکانیدا زۆر ڕاشکاو بوو. لە گفتوگۆ و جەدەلی سیاسیدا زۆر جیددی، وشیار و خاوەن لۆژیک بوو. ئۆغرت خێر حامد گیان، لەلام زۆر خۆشەویست بووی. یادی ئازیزت بۆ هەمیشە لە ناو دڵمدا بە زیندوویی دەمێنێتەوە. سەعید ئاقایی
922