کۆمەڵیار|Komalyar
الذهاب إلى القناة على Telegram
تایبەتە بە دەنگورەنگی کۆمەڵە،کوردستان، بزوتنەوەی چەپ و... تمرکز بر تاریخ کومەلە،کوردستان، جنبش چپ و ... https://t.me/joinchat/AAAAAEniatdoYc2N24tv0g
إظهار المزيد1 367
المشتركون
+124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+730 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '26
+1
في 0 قنوات
يوليو '26
+43
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+28
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+23
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+43
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+73
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+39
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+81
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+49
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+75
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+58
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+76
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+54
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+78
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+85
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+64
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+65
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+88
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+67
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+45
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+54
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+63
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+71
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+85
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+127
في 4 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+120
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '24
+91
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+93
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+103
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+122
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+90
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+84
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+34
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+34
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+51
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+38
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+52
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+39
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+38
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+47
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+48
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+45
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+27
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+26
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+27
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+32
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+34
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+24
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+48
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+38
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+18
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+26
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+18
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+34
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+43
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+20
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+35
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+34
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+24
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+522
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 01 أغسطس | +1 |
منشورات القناة
فراخوان کمک به خانواده زانیار ایراننژاد
خانواده داغدار زندهیاد زانیار ایراننژاد، کولبر ۲۷ ساله اهل شهرستان سردشت و ساکن روستای سپیداری، پس از جانباختن فرزندشان که تنها نان آور خانواده بود، با مشکلات شدید معیشتی و مالی روبهرو هستند.
پیج کولبران کوردستان از همه انسانهای نیکاندیش، هموطنان و همدلان درخواست میکند در حد توان خود برای حمایت از این خانواده کمبرخوردار مشارکت کنند تا بخشی از بار سنگین زندگی و رنجی که بر آنان تحمیل شده است، کاهش یابد.
هیچ مبلغی کوچک نیست؛ هر کمک، هرچند اندک، میتواند نشانهای از همدلی و همراهی با خانوادهای باشد که عزیز خود را از دست دادهاند.
شماره حساب/شماره کارت جهت واریز کمک ، بنام علی ایران نژاد بانک کشاورزی
6037701719885318
لطفاً با بازنشر این فراخوان نیز صدای این خانوادە باشید
#کولبران_کردستان #کولبر #مریوان #خیرآباد #مرانه سردشت سپیداری بانه هورامان
کولبران کوردستان
کولبر
سوختبران بلوچستان
kolbar
kolberani_kurdistan
@kolberani_kurdistan
https://www.instagram.com/kolberani_kurdistan
| 2 | از باغ انگور تا ملافههای نیلی
برگی از تاریخ زندگی من
روستای «نی»، یکی از روستاهای حومهی شهر مریوان، در فاصلهی حدود نیم ساعت از شهر قرار داشت. در این روستا خانوادهای زندگی میکرد که هر سه نفرشان ـ پدر، مادر و دخترشان ـ نابینا بودند. آنان باغی در درهای پشت روستا داشتند که به «باخهکهڕه» معروف بود.
با آغاز فصل کار در بهار، این خانواده به باغ نقل مکان میکردند و در آلونکی که آنجا داشتند، تا پایان فصل به باغداری و زندگی مشغول بودند.
کاک علی، پدر خانواده، با رسیدن فصل برداشت محصولات ـ که عمدتاً انگور بود ـ هر روز صبح دو سبد انگور بر پشت الاغش بار میکرد و راهی شهر مریوان میشد. او انگورها را به دکان کاک محمود، میوهفروش شهر، میبرد. کاک محمود، علاوه بر پرداخت بهای انگورها، اگر کاک علی خریدی هم داشت، مایحتاجش را تهیه میکرد. سپس کاک علی سوار بر الاغ به باغ بازمیگشت. این سه نفر، با وجود نابینایی، امور زندگی و باغشان را به بهترین شکل اداره میکردند.
در یکی از تابستانهای دوران تحصیلات ابتداییام، من و برادر زندهیادم، عبه نودینیان، تصمیم گرفتیم برای تأمین بخشی از هزینههای تحصیلمان، آن تابستان را از کاک علی گردو و بلال بخریم و در شهر بفروشیم.
هر دو یا سه روز یکبار به باغ او میرفتیم و گردو و بلال میخریدیم. گردوها را با پوست سبزشان میخریدیم، چون این کار سود بیشتری برایمان داشت: هر ده گردو را به یک ریال میخریدیم و پس از جدا کردن پوست سبز، هر پنج گردو را به یک ریال میفروختیم. حتی پوست سبز گردوها هم دور ریخته نمیشد؛ مادرم آنها را خشک میکرد تا بعدها از آن استفاده کند.
هر روز گردوها را همراه با یک منقل برای کباب کردن بلال و یک سطل آبنمک به چهارراه اصلی شهر میبردیم. کنار مغازهی زندهیاد لطیف منوچهری و مغازهی زنده یاد کاک فایق عزیزی ـ که بعدها، همراه هشت نفر دیگر، در سوم شهریور ۱۳۵۸ توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پادگان مریوان تیرباران شد ـ مینشستیم و گردو و بلال میفروختیم.
درآمدمان برای دو کودک بسیار خوب بود. آن روزها دستمزد یک کارگر روزانه حدود هفت تومان بود و ما هم تا حدود ساعت سه بعدازظهر تقریباً همینقدر درآمد داشتیم. بعد از آن به محله برمیگشتیم و با دوستانمان بازی میکردیم.
روزی مشغول کباب کردن بلالها بودیم. من بادبزن را به آتش میزدم و با صدای بلند جملهای را که در بازار تهران از بلالفروشها شنیده بودم تکرار میکردم:
«بلال ما تو بازاره، خوراک بچهنازاره!»
این جمله توجه رهگذران را جلب میکرد و مشتری بیشتری برایمان میآورد.
در همان لحظه، یک افسر ارتش با لباس نظامی، همراه دو دختر جوانش، از آنجا میگذشت. ناگهان با عصبانیت به طرف من آمد، دستش را به نشانهی تهدید بالا برد و گفت:
«بیتربیت! حرف دهنت را بفهم!»
هنوز فرصت هیچ واکنشی پیدا نکرده بودم که کاک فایق و لطیف منوچهری از مغازههایشان بیرون دویدند و به افسر گفتند:
«چرا سر این بچه داد میزنی؟ اینها بچههای خوب، عاقل و زحمتکشیاند و کاری به کسی ندارند.»
افسر گفت: «مگر نمیشنوید چه میگوید؟»
آنها پاسخ دادند: «دارد مشتری برای بلالش جلب میکند. مگر کار دیگری کرده است؟»
سرانجام افسر با اخمی بر چهره، چیزی نگفت و رفت. کاک فایق و آقای منوچهری هم ما را تشویق کردند که به کارمان ادامه دهیم.
آنها پدرم را بهخوبی میشناختند و احترام ویژهای برای او قائل بودند. شاید به همین دلیل بود که حتی دود حاصل از کباب کردن بلالها را که به مغازههایشان میرسید تحمل میکردند و همیشه ما را به کار و تلاش تشویق میکردند.
از کاک علی هم باید یادی کنم. او ذهن و حافظهای شگفتانگیز داشت. هر بار که به باغش نزدیک میشدیم، از فاصلهای دور با صدای بلند فریاد میزد: «های! کی هستی؟»
ما جواب میدادیم: «ماییم.»
او با وجود نابینایی، از روی صدا تشخیص میداد از کدام سمت میآییم. اگر در مسیرمان برای روباهها تله گذاشته بود، فوراً هشدار میداد: «از آن طرف نیایید، تله گذاشتهام؛ کمی آنطرفتر بیایید.»
انسانی بسیار مهربان بود. هر بار به باغش میرفتیم، ما را به چای، نان و میوه مهمان میکرد.
پوست سبز گردو و ملافههای نیلی
گفتم که ما برای سود بیشتر، گردوها را با پوست سبزشان میخریدیم. مادرم این گردوها را یک روز زیر آفتاب میگذاشت تا روز بعد پوست سبزشان بهراحتی جدا شود. اما آن پوستها را هم دور نمیریخت؛ آنها را خشک میکرد و برای رنگ کردن ملافههای سفیدمان به کار میبرد.
هر سال، در اواخر تابستان، مادرم ملافهها را میشست. سپس پوست خشکشدهی گردو را در دیگی از آب جوش میریخت. آب به رنگ نیلیِ زیبایی درمیآمد. بعد ملافههایی را که بر اثر استفادهی طولانی رنگورو رفته بودند، در آن آب میجوشاند. همهی آنها رنگ نیلی بسیار زیبایی میگرفتند و دوباره مثل نو میشدند.
مادرم، با وجود آن همه کار سنگین خانه و ادارهی خانوادهای دهنفره، برای کمک به تأمین هزینههای زندگی از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد. او هم با بافندگی و فروش دستبافتههایش و هم با همین ابتکارها، سهمی ارزشمند در اقتصاد خانواده داشت.
اکنون که سالها از آن روزگار گذشته، هر بار که به پوست سبز گردو یا رنگ نیلی ملافهها میاندیشم، دستان پرتوان مادر زحمتکش و انقلابیام، مهربانی کاک علی، و حمایت صمیمانهی کاک فایق عزیزی و لطیف منوچهری در ذهنم زنده میشود.
در کنار این خاطرات شیرین، اندوهی نیز همواره با من است: یاد کاک فایق عزیزی و دیگر عزیزانی که به دست جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند: حسین پیرخضری، احمد پیرخضری، حسین مصطفی سلطانی، امین مصطفی سلطانی، دکتر بهمن اخضری، جلال نسیمی، احمد قادرزاده، علی دادستان و دیگر جانباختگان. یاد آنان، همچون یاد برادرم عبه، همیشه در خاطرم زنده خواهد ماند.
آن روزها، روزگار کار، همدلی، مهربانی، امید و تلاش برای تغییر در زندگی میلیونها انسان بود؛ ارزشهایی که گذر سالها نتوانسته غبار فراموشی بر آنها بنشاند. و تا ما زندهایم، تلاش برای دنیای آزاد و برابر ـ که آرزوی تکتک این عزیزان بود ـ ادامه دارد.
اسد نوینیان
۸ مرداد ۱۴۰۵
۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۶
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 251 |
| 3 | رویاهای یک شب پدرم
برگی از تاریخ زندگیم
پدرم کارگر شهری بود و به عنوان مستخدم در آموزشوپرورش کار میکرد. او باید با همان درآمد اندک، زندگی خانوادهای دهنفره را تأمین میکرد. بسیاری از روزها دو شیفت کار میکرد؛ صبحها در مدرسه و عصرها نیز آشپزی مهندسانی را که برای پروژههای عمرانی در شهر مریوان مشغول به کار بودند، بر عهده داشت.
سالها کار و سختی، سلامتیاش را نیز گرفته بود. چشمانش به دلیل آبمروارید کمکم بینایی خود را از دست میداد. برای عمل جراحی، ناچار شدیم از همسایهای که پول را با بهره ماهانه قرض میداد، وام بگیریم. نزدیک به یک سال از عمل گذشته بود، اما حقوق ناچیز پدرم کفاف بازپرداخت اصل بدهی را نمیداد. او هر ماه فقط میتوانست بهره را بپردازد. تقریباً نیمی از مبلغ قرض را فقط بابت بهره پرداخت کرده بود، در حالی که اصل بدهی همچنان باقی مانده بود.
پدرم عادت داشت چهارشنبهها یک بلیط بختآزمایی بخرد. همیشه امیدوار بود شاید روزی بخت با او یار شود و گرهای از زندگی سخت ما باز کند.
تابستانها، شبها در حیاط خانه شام میخوردیم. آن شب نیز همه دور هم نشسته بودیم. پدرم از برادرم، عهبه، خواست قلم و کاغذی بیاورد تا شمارههایی را که از رادیو کرمانشاه اعلام میشد یادداشت کند. ساعت شش عصر، رادیو شمارههای برنده بختآزمایی را میخواند، اما صدای آن به سختی شنیده میشد. رادیو مدام پارازیت داشت و ما هر لحظه آنتن را بالا میبردیم و به هر طرف میچرخاندیم تا شاید صدا کمی واضحتر شود.
با تمام آن دردسرها، عهبه شمارههایی را که فکر میکرد درست شنیده است، روی کاغذ نوشت. پدرم بلیطش را با آن شمارهها مقایسه کرد. ناگهان لبخندی بزرگ بر چهرهاش نشست و با هیجان گفت:
«آخرش برنده شدم!»
جایزه، مبلغ بسیار زیادی بود؛ امروز رقم دقیقش را به خاطر ندارم، اما برای خانوادهای مانند ما، ثروتی رؤیایی محسوب میشد.
پدرم نفس راحتی کشید. سپس از خواهرم، عزیز، خواست بطری عرقش را بیاورد. او معمولاً فقط پنجشنبهشبها، بعد از نماز مغرب، یکی دو پیک مینوشید و بعد، با غرغره آب، نماز عشا را میخواند. اما آن شب، عزیز گفت:
«بابا، امروز چهارشنبه است.»
پدرم با لبخند پاسخ داد:
«مهم نیست. امشب برنده شدهام. میخواهم خوشحال باشیم.»
پیکش را نوشید، آهی از سر آسودگی کشید و ما را دور خود جمع کرد. بعد، در حالی که برق امید در چشمانش موج میزد، گفت:
«فردا که پول را گرفتم، اول قرض این مرد رباخوار را پس میدهم. بعد برای همهتان لباس نو میخرم. به سنندج سفر میکنیم، خانه را تعمیر میکنیم...»
و بعد، یکی پس از دیگری، از رؤیاهایش گفت؛ رؤیاهایی که سالها کار شبانهروزی هرگز فرصت تحققشان را به او نداده بود.
آن شب، گرمترین شب خانواده ما بود. پدرم تنها نانآور خانه بود و همیشه میگفت:
«اگر لازم باشد سه شیفت هم کار میکنم، اما نمیگذارم هیچکدام از بچههایم از درس خواندن باز بمانند. همه باید تحصیل کنند و آینده خوبی داشته باشند. و البته این آرزو را محقق کرد»
ما آن شب با رؤیاهای پدرم به خواب رفتیم؛ رؤیاهایی که انگار برای چند ساعت، فقر را از خانهمان بیرون برده بودند.
صبح روز بعد، پدرم با شوق فراوان به مرکز شهر رفت. روبهروی فروشگاه حاجی رحیم نیکجو، مرد زحمتکشی به نام کاک عزیز دکهای داشت و بلیطهای بختآزمایی را میفروخت. پدرم با لبخند نزد او رفت و خواست شماره بلیطش را دوباره بررسی کند.
کاک عزیز نگاهی به بلیط انداخت و با تأسف گفت:
«اغا احمد، متأسفم... هیچ جایزهای نبردهای.»
پدرم با ناباوری گفت:
«نه، دیشب پسرم شمارهها را نوشت. خودم چک کردم. بزرگترین جایزه را برده بودم.»
کاک عزیز شمارههای رسمی را جلوی او گذاشت. پدرم دوباره آنها را مقایسه کرد. آن وقت بود که فهمید در میان پارازیتهای رادیو، یکی از شمارهها اشتباه شنیده و نوشته شده است.
پدرم غمگین و عصبانی به خانه برگشت. هنوز وارد حیاط نشده بود که با صدای بلند به عهبه گفت:
«پسر،بی سوادی نمیتوانستی شمارهها را درست بنویسی؟»
مادرم فوراً میان حرفش آمد و گفت:
«بچه را سرزنش نکن. خودت دنبال بختآزمایی رفتی، حالا که برنده نشدی، تقصیر را گردن بچه میاندازی؟»
شب قبل، همه ما از خوشحالی تا صبح خوابمان نبرده بود. حتی مادرم هم در آن رؤیاها شریک شده بود. اما حالا که روشن شده بود هیچ جایزهای در کار نیست، تلخی واقعیت دوباره بر زندگیمان سایه انداخته بود.
سالها از آن شب گذشته است، اما هنوز هر وقت به آن فکر میکنم، بیش از آنکه حسرت جایزه را بخورم، به یاد رؤیاهای زیبای پدرم میافتم؛ مردی که تمام عمرش را با کار و زحمت گذراند و بزرگترین آرزویش نه برای خودش، بلکه برای همسر و فرزندانش بود.
امروز که دههها از آن شب گذشته است، میدانم پدرم هرگز برنده بختآزمایی نشد؛ اما در بزرگترین قمار زندگی، یعنی سرمایهگذاری بر آینده فرزندانش، برنده بود. آن شب رؤیاهایش فرو ریخت، اما ارادهاش نه. او تا آخرین روز زندگی، همان مردی ماند که امید را از سفره کوچک خانوادهاش کنار نگذاشت.
اما روزگار، آزمونی سختتر از فقر و تنگدستی برای او در آستین داشت. سالها بعد، با روی کار آمدن رژیم اعدام و کشتار اسلامی ، اعدام و زندانی شدن شماری از فرزندان و عزیزانش، آرامش را از خانهاش ربود. او دیگر فرصت نیافت ثمره همه رنجها، فداکاریها و آرزوهایش را آنگونه که شایسته بود، در کنار همه عزیزانش ببیند. با این همه، تا پایان عمر انسانی شریف، استوار، مهربان و دوستداشتنی باقی ماند.
یادت گرامی ست پدر عزیزم
اسد نودینیان
۲۶ ژوپیه ۲۰۲۶
۴ مرداد ۱۴۰۵ | 255 |
| 4 | لا يوجد نص... | 212 |
| 5 | کاتێک حەمە ڕەزاشای ئێران ، ئاهەنگی (پێرسپۆلیس)ی بۆ سەرۆک و گەورەکانی جیهان ڕێکدەخست ، بەفڕۆکەی گەورەی سەربازی ڕۆژانە لە پاریسەوە خواردن دەهێنرا ، هەزاران بتڵ شەمپانیا و سەدان کیلۆ کاڤیار و چاندنی هەزران سنەوبەری سەر رێگاکان کەدواتر هەموویان وشک بوون و ئاو نەدران ،
ڕێک لەو کاتەدا ٦٠٪ منداڵانی کورد و بلوچ تووشی بەدخۆراکی و برسێتی بوون ، ڕێک لەو کاتانەدا گوندەکانی تەنیشتی پێرسپۆلس ئاوی خواردنەوەیان نەبوو ،
جوتیارێکی بەلۆچی لەو سەردەمە بە ڕۆژنامەنووسێکی فەرەنسی وتبوو (ئێمە لە ڕادیۆوە دەبیستین کە ئێران بووە بە پێنجەم گەورەترین هێزی جیهان، بەڵام ئێمە هێشتا ئاومان نیە بیخۆینەوە)
..........
ئەوەی ئەمڕۆ لە مەغریب و ولاتانی ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست ڕودەدات جگە لە هەندێک گۆشە و قوژبنی نەبینراو و نەزانراو ، هەڵهاتنی بەلیشاوی خەڵکە لە دەست حوکومەت و دەسەڵاتدارەکانیانە ،
ئەگەر ڕۆژێک دەرفەتی هەڵهاتن لە سنوورەکان بدرێت ، ئەوەی دەمێنێتەوە تەنها سیاسی و بینا و کۆمپانیا و پارەکانیان دەبن ،
درۆی نوشتانەوە و دەستماچ کردنی مەلیک و کوڕی مەلیک ، خۆشەویستی نییە تەنها دەرفەتی هەڵنەهاتن و ترس و نەبوونی مۆڵەتی کۆچە ، ئەم چیرۆکانە درەنگ یان زوو هەر دەگەنە لاپەڕەی کۆتایی با قەبارەی کتێبەکەش زۆر گەورەبێت،
نیشتمانێک کە هاوڵاتیەکانی تێیدا تەنها بینەری ئاهەنگی ئەوانی تربێت ، ئیتر ئەوە نیشتمان نیە، شانۆیە ، درەنگ یان زوو هۆڵەکە جێدەهێڵن و گڵۆپەکانی هۆڵەکەش وەک دواین نمایش بۆ هەتا هەتایە بەسەر خۆیان و ئەکتەرەکانیشدا دەکوژێننەوە.
هێمن ع.قادر
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 246 |
| 6 | کاروان نەی
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 404 |
| 7 | به یاد پنجم مردادماه ۱۳۵۸؛
راهپیمایی مردم مبارز شهر سنندج در حمایت از کوچ تاریخی مردم مریوان
صبح جمعه، پنجم مرداد ۱۳۵۸، میدان اقبال سنندج آرامآرام چهره دیگری به خود گرفت ,گویی شهر، نفسهای پنهان خویش را در یک نقطه جمع کرده بود.
از هر سوی میدان، مردان و زنان، جوانان و نوجوانان، دستهدسته میآمدند. نه با هیاهوی خشم، بلکه با عزم کسانی که درد یک شهر را درد خویش میدانند.
اندکاندک جمعیت بزرگتر شد و هنگامی که کاروان انسانی از خیابان ۲۵ شهریور گذشت، بیش از دو هزار نفر، به نمایندگی از مردم سنندج، راهی جاده مریوان شدند.
راهی برای دفاع از خواستههای برحق مردم مریوان و فریادی برای آزادی فوری مبارزانی که در پادگان مریوان گرفتار بودند.
در آن روز، انسانها تنها راه نمیرفتند. آرمانی مشترک آنان را به هم پیوند داده بود. زنان و مردان در صفوف منظم قرار گرفتند. هر گروه وظیفهای بر عهده داشت: گروهی برای تدارک غذا و آسایش راهپیمایان، گروهی برای مراقبت از امنیت مسیر. در میان نیروهای حفاظت ومسلح مردمی حضور داشتند و کاک شوان، آن چهره شناختهشده نظامی، مسئولیت هماهنگی و حفاظت را بر عهده گرفته بود.
جاده سنندج به مریوان، شاهد کاروانی بود که صدایش از میان کوهها و درهها میگذشت. سرودهای انقلابی که از هزاران سینه برمیآمد، در آغوش طبیعت میپیچید و کوهها آن را بازمیگرداندند, چنانکه گویی خود زمین نیز در این سفر همراه شده بود.
در مسیر، روستاییان با دلهای گشاده به استقبال میآمدند. آنان هر آنچه در توان داشتند، از نان و خوراک گرفته تا یاری و محبت، با راهپیمایان قسمت میکردند. شبها، در گوشهای از راه، مکانی برای استراحت تعیین میشد. اما خواب تنها پایان روز نبود, شبها زمان گفتوگو و اندیشیدن نیز بود. در میان گروههای مختلف، بحثها و تبادل نظرهای سیاسی و اجتماعی شکل میگرفت و این سفر، تنها پیمودن یک جاده نبود؛ مدرسهای بود برای آگاهی، همبستگی و رشد اندیشه.
پس از چند روز، کاروان انسانی سنندج به مریوان رسید و از آنجا راه خود را به سوی اردوگاه کانیمیران ادامه داد. در آنجا، دیدار با مردم مبارز مریوان و آزادی دستگیرشدگان، پایان این حرکت بزرگ را رقم زد,اما معنای آن پایان نیافت.
این راهپیمایی، تنها یک حرکت اعتراضی نبود, روایتی بود از قدرت همبستگی انسانها. نشان داد که وقتی مردم در کنار یکدیگر میایستند، میتوانند در برابر ترس و بیعدالتی، صدایی بزرگتر از هر دیوار و حصاری بسازند.
این حرکت در حافظه مردم کردستان و فراتر از آن باقی ماند, زیرا نمونهای کمنظیر از حضور جمعی، مقاومت مدنی و پیوند میان انسانها بود. کسانی که آن روز در آن راه گام برداشتند، امروز خاطره آن را برای نسلهای تازه بازگو میکنند, برای فرزندان و نوههای خود، برای نسلی
که آرمان «ژن، ژیان، ئازادی» را با خود حمل میکند.
آن زنان و مردان، آن جوانان و نوجوانان، تنها مسافران یک جاده نبودند, آنان بخشی از داستانی شدند که در آن اتحاد، کرامت انسانی و امید، همچون میراثی زنده از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
...چپ اجتماعی سنندج...مرداد ۱۴۰۵...
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 571 |
| 8 | بەداخێکی گرانەوە، ئەمڕۆ هەواڵی کۆچی دوایی نا وەختی هاوڕێی دێرین و پێشمەرگەی دڵسۆز، کاک «عەبدوڵا عەلی پەنا»م پێگەیشت.
کاک عەبدوڵا لە بنەماڵەیەکی زەحمەتکێشی ئاوایی «سپی کەمەرە»ی شاری بانە لەدایکبوو و پەروەردە بوو. بەهۆی هەژاری و دەستکورتیی بنەماڵەکەیەوە، هەر لە تەمەنی منداڵییەوە خەریکی کرێکاری و ڕەنجکێشان بوو بۆ یارمەتیدانی ژیانی ڕۆژانەی خێزانەکەیان.
لە سەرەتای شۆڕشی ساڵی ١٣٥٧ی هەتاویدا، کە ئەوکات تازەلاوێک بوو، چووە ناو ڕێزەکانی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێرانی و ماوەیەک پێشمەرگەی ئەو حیزبە بوو. دواتر بەهۆی خزمایەتی و تێکەڵاویی لەگەڵ هاوڕێی گیانبەختکردوو کاک مستەفا قادری و هاوڕێ ڕەسوڵی عەلی دوست، بووە لایەنگری کۆمەڵە و دوای ماوەیەک بووە پێشمەرگەی کۆمەڵە لە ناوچەی بانە.
کاک عەبدوڵا پێشمەرگەیەکی ئازا، جەسۇر، قسەخۆش و لێهاتوو بوو. چونکە خۆی لە ناخی ئازاری زەحمەتکێشانەوە هاتبوو، زۆر بەئاسانی تێکەڵاوی خەڵکی هەژار دەبوو و لە ڕاپەڕاندنی ئەرکەکانی پێشمەرگایەتیدا زۆر هاوکار و یارمەتیدەر بوو.
دوای ماوەیەک، بەهۆی قورسی باروگوزەران و هەژاریی بنەماڵەکەیەوە، ناچار بوو واز لە پێشمەرگایەتی بهێنێت و بگەڕێتەوە ناو شار بۆ یارمەتیدانی بنەماڵەکەی. بەداخەوە دوێنێ، کە لە پشت ئاوایی سپی کەمەرە خەریکی گەزۆکردن بووە، لەپڕ تەندروستی تێکدەچێت و تا دەگەنە سەری، گیانی سپێرێت.
کاک عەبدوڵا هەر لە منداڵییەوە تا دوا هەناسەی ژیانی، بە سەربەرزی خەریکی کرێکاری و ڕەنجکێشان بوو. بەو حاڵەشەوە هەمیشە کەسێکی خاوەن هەڵوێست بوو، بە ژیانی سەربەرزانە و کەمقانعی خۆی ڕازی بوو.
بەپێی ئەم بۆنە خەمناکەوە، پرۆسەخۆشیی خۆم ئاراستەی «مینا خانم»ی هاوسەری، کچ و کوڕەکانی، و سەرجەم بنەماڵەی ئازیزی عەلی پەنا و عەلی دوست دەکەم و خۆم بە هاوبەشی خەمیان دەزانم.
یادی ئازیزی کاک عەبدوڵا بەرز و بەڕێز بێت.
ماڵئاوا هاوڕێی دێرین
محەمەد قادری
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 576 |
| 9 | پۆدکاستی کۆ نیشت، لەوە دەچێ پڕۆژە و ڕێچکەیەکی خوێن شیرین و یاریدەدەر بێ بۆ باسەفاتر کردنی دیمەنی ژیان.
یەکەم کاری سەرنج ڕاکێشە. سەرکەوتن بۆیان.
بیبیستن و پێشنیار و هاوکاری و ڕەخنەکانتان بنێرن بۆیان. تا ڕێچکە ببێتە ڕێگا و هەوارگە.
https://www.youtube.com/watch?v=IzOLZNNf-tY | 468 |
| 10 | بەیاننامەی هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران لەبارەی ڕۆژەڤی سیاسیی کوردستان، ئێران و ناوچە
(هەڵسەنگاندنی دۆخی مەیدانی و ئەرکەکانی هاوپەیمانی)
خەڵکی تێکۆشەری کوردستان!
ڕای گشتی و ئازادیخوازان!
لە کاتێکدا دۆخی سیاسی و ژێئۆپۆلەتیکی ناوچەکە و ئێران لە گۆڕان و قۆناغێکی هەستیار و پڕ لە گرژیدایە، کۆبوونەوەی هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران ڕۆژی پێنجشەممە، ١ی گەلاوێژی ١٤٠٥ (٢٣ی ژووئیەی ٢٠٢٦) لە چوارچێوەی هەڵسەنگاندنێکی هەمەلایەنەی دۆخەکەدا بەڕێوە چوو.
ئەم کۆبوونەوەیە لە کاتێکدا پێکهات کە هاوکێشە نێودەوڵەتی و نێوخۆییەکانی ئێران تووشی گۆڕانکاریی قووڵ بوونەتەوە و کۆماری ئیسلامیی ئێران وەک دواپەنا بۆ پەردەپۆشکردنی شکستە نێوخۆییەکانی، زیاتر لە جاران پەرەی بە تێرۆر و هێرشی ئاسمانی و زەوینی داوە.
شکست و ناکامبوونی زنجیرە دانوستانەکانی نێوان ڕێژیمی ئێران و ئامریکا، نیشانەی ڕوونی بنبەستێکی سیاسییە کە ئەم ڕێژیمەی لەپێ خستووە. سیستەمێک کە لە نێوخۆدا تووشی داڕمانی متمانەی گشتی و قەیرانی ئابووریی بێوێنە بووە، و لە دەرەوەش ناتوانێت بە دیپلۆماسی قەیرانەکانی مودیرییەت بکات. کۆی قەیرانە ئاڵۆز و بەربڵاوەکانی ڕێژیم وای لێ کردووە لە هێرشە یەکبەدوای یەکەکانی سەر حیزبە سیاسییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بەردەوام بێت، تەنانەت بەپێی دۆخی بریندارەکانیشمان لە هێرشەکاندا، ئەگەری بەکارهێنانی «مادەی سووتێنەر یان فۆسفۆڕی سپی» زۆرە کە بێگومان ئەمە جگە لە نیشاندانی زەبوونی و داماویی زۆری ڕێژیم لەهەمبەر بزووتنەوەی ڕزگاریخوازی کورد و هێز و وزەی شاراوەی خەڵک و حیزبەکانیان، تاوانی دژی مرۆڤایەتیشە.
مەحکومکردنی توندی بەکارهێنانی چەکی قەدەغەکراو، هێرشە مووشەکی، درۆنی و زەمینییەکانی کۆماری ئیسلامی ئێران بۆ سەر هەرێمی کوردستان و بنکەکانی حیزبە سیاسیەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان تەنها ئاگادارکردنەوەیەکی ئینسانیی نییە، بەڵکوو خوێندنەوەیەکی سیاسییشە بۆ خەسارە گەورەکانی ئەم بزووتنەوەیە و شەرمەزارکردنی تاوانێکی گەورەی جەنگە. لەم هێرشە دڕندانەیەدا بزووتنەوەکەمان تێچووی قورسی بووە. ژمارەیەک لە پێشمەرگەکانی پارتی ئازادیی کوردستان، پۆلێک لە پێشمەرگەکانی کۆمەڵەی شۆڕشگێڕی زەحمەتکێشانی کوردستانی ئێران، پۆلێک لە پێشمەرگەکانی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران و ژمارەیەک لە گریلاکانی یەکینەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان شەهید بوون و هاوکات ژمارەیەکی زۆر لە هێزەکانی پێشمەرگە بریندار بوون. بەڵام هەروەک گوترا ئەمە دوا پەلەقاژەکانی ڕێژیمێکە لە سەرەمەرگدایە و نیشانەی بێهیوایی و زەبوونیی ڕێژیم لە ئیرادەی پۆڵایینی نەتەوەیەکە کە لەپێناو بەدیهێنانی مافە ڕەواکانیدا کۆڵ نادات.
هاوپەیمانی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران وێڕای ڕێزگرتن لە یادی ئەم گیانبەختکردووانە و سەرەخۆشی لە بنەماڵە و هاوڕێ و هاوسەنگەرانیان، ئەم زیانانە بە خەسار بۆ تەواوی بزووتنەوەی کوردستان دەزانێت. هاوکات هاوپەیمانیی پێ لەسەر ئەوە دادەگرێتەوە کە بڕیار یەکڕیزی و پێکەوەیی لەنێو بزووتنەوەی کوردستانی ئێراندا بژاردە نییە، بەڵکوو زەروورەتێکی ستراتیژییە بۆ بەرەنگاربوونەوەی ئەم هێرشانە. لەلایەکی دیکەشەوە پاراستنی خاوەندارێتی لە هێزەکان و بەهێزکردنی سەقامگیریی نێوخۆیی هاوپەیمانیی بوار بۆ ئەوە دەڕەخسێنێ لە ئاستی نێودەوڵەتیدا هەوڵەکان بۆ ناساندنی دۆخی مرۆیی لە کوردستان و تاوانەکانی ڕێژیم فراوانتر بکرێن. بۆیە پێداگری لەسەر چارەسەری پرسی ڕەوای کورد لەم قۆناغەدا، بەهێزترکردنی پردی پەیوەندییە نێودەوڵەتییەکانە بۆ ئەوەی کۆمەڵگەی جیهانی لە ئاست ئەم دەستدرێژییانەدا بێدەنگ نەبێت و پشتڕاستی بکاتەوە کە خەباتی ڕەوای خەڵکی کوردستان بۆ بەدیهێنانی مافە بنەڕەتییەکانی خۆی بەم شێوازە دڕندانەیە دانامرکێتەوە.
لە کۆتاییشدا، لە کۆبوونەوەکەدا بڕیار بۆ بەردەوامیی هەرچی زیاتری کارە مەیدانییەکانی هاوپەیمانی درا و، ڕاگەیەندرا کە خەبات و تێکۆشانی پێکەوەیی و هاوپێوەندیی سیاسی و مەیدانی حیزبە سیاسییەکانی هاوپەیمانیی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران هەتا ڕووخاندنی کۆماری ئیسلامی و بەدیهێنانی مافە نەتەوەیی و سیاسییەکانی کورد لە کوردستانی ڕۆژهەڵات درێژەی دەبێت.
هاوپەیمانی هێزە سیاسییەکانی کوردستانی ئێران
١ی گەلاوێژی ١٤٠٥ (٢٣ی ژووئیەی ٢٠٢٦) | 572 |
| 11 | لە ڕۆژێکی وەک ئەمڕۆ، لە ٢٢-٧-١٩٧٩ مەلا عەلی، شاعیر و ئەدیب و کادری پێشەنگی کۆمەڵەی ڕەنجدەران، لە زیندانی شاری موسڵ لە سێدارە درا و پەیوەست بە کاروانی گیان بەخت کردوان بوو.
لە یەکێک لە دەستنوسەکانیدا کە لە ژووری سێدارەدا ڕۆژانی پێش شەیدی بوونی نوسیویەتی و هێنراوەتە دەرەوەی زیندان دەڵێ؛
نەڵێن ئەمرێ و لە ترسی مەرگ پەشێوە
پێشمەرگە بم هەر ئەکەومە پێش ئێوە
بە مەرگی پێش مەرگی ئێوە ئاسودەم
ڕوشم زەردەی پێکەنینی هەر پێوە
گەرچی بەرەو دوا ماڵی ژین بەڕێوەم
یەکەم ماڵی نەمردن دیارە لێوەم
بەشم چونکە مردنی ناوجێ نیە
شادم کە تا دوا هەناسەش بەپێوەم
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 617 |
| 12 | ۳۰ تیر ۱۳۵۸، مردم مریوان در اعتراض به دخالت و زورگویی ارتش و سپاه پاسداران در امور شهری و داخلی خود از شهر کوچ کردند.
بعد از ۲۲ بهمن، در عدم حضور حاکمیت سیاسی نظام جدید، نهادهای مدنی و سازمانهایی سیاسی از سوی مردم تشکیل شدند و ادارەی امور را در اختیار گرفتند. شورای شهر مریوان، اتحادیەی دهقانان، کمیتەی زنان و جامعه معلمان از جملەی این نهادها بودند. این نهادها اغلب جهانبینی سوسیالیستی و سکولار داشتند.
جمهوری اسلامی برای سرکوب این نهادهای مردمی تشکیلاتی به نام مکتب قرآن را سازماندهی و مسلح کرد. ارتش و سپاه تدارک حمله به شهر را داشتند که مردم تصمیم گرفتند برای جلوگیری از جنگ، از شهر کوچ کنند.
۱۳ روز بعد و پس از حصول مجموعه ای از توافقات پایان کوچ اعتراضی مردم مریوان با برپایی یک گردهمایی بزرگ، از سوی فواد مصطفی سلطانی رهبر کومەلە اعلام شد. اما با بازگشت مردم مریوان به داخل شهر، اوضاع نه بر مبنای محتوای تفاهم نامه، بلکه بە سمت و سوی کاملا متفاوتی سوق داده شد و دو هفته بعد از آن جنگی تمام عیار علیه این مردم آغاز شد و تا بە امروز ادامە دارد.
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 693 |
| 13 | بڕیارە لەچەندڕۆژی ئایندە کۆمیسیۆنی یەکڕیزیی نیشتمانی، برایەتی و دیموکراسی پەرلەمانی تورکیا کۆببێتەوە. پرۆژە یاسای پەیوەست بە چارەسەری پرسی پەکەکە پێشکەشبکات.
📌لەپرۆژە یاساکەدا، بەهیچ جۆرێک باس لە ئازادکردن، گواستنەوە یان سوککردنی سزا و هەرجۆڕە گۆڕانێک لە دۆخی زیندانیی عەبدوڵا ئۆجەلان نەکراوە.
📌بەگوێرەی پرۆژەکە ئەو چەکدارانەی پەکەکە، ئەوانەشی کە چەکدارنەبوون بەڵام بەتۆمەتی ئەندامێتی لەو ڕێکخراوە دەستگیرکرابوون یان داواکراوبوون، بەڵام هیچ دەستیان لە کوشتنی کەس نەبووە، ئەوا بە یاسا لێبوردنیان بۆ دەردەکرێت و مافی گەڕانەوە و سیاسەتکردنیان لە تورکیا دەبێت.
📌ڕێبەرایەتی پەکەکە، ئەوانەی لەڕیزی داواکراواندابوون، پێشنیازی مانەوە لەشوێنی خۆیان یاخود ڕۆیشتن بۆ وڵاتی سێهەمیان بۆدەکرێت.
📌لەبارەی ئەو ئەندام یاخود کەسانەشە کە لەلیستی داواکراوان نین بەڵام (سکاڵای تایبەتی)یان لەسەرە، ئەوا بەگوێرەی یاساکە لەکاتی گەڕانەوەیان بۆ تورکیا پێنج ساڵ سزادەدرێن و دواتر بەمەرج ئازاددەکرێن تائەوەی لەماوەی پێنج ساڵی ئازادیی مەرجداردا هیچ تاوانێک ناکەن و سزاکەیان لەسەر لادەبرێت.
لەبارەی بۆچوونی لایەنەکانەوە
📌لەناو هەموو فراکسیۆنەکانی پەرلەمان، فراکسیۆنی ئیی پارتی دژی پرۆژەکەیە.
📌بەشێکی ئاکەپە دژی پرۆژەکەن، بەڵام پێناچێت دەنگ بە یاساکە نەدەن، بەڵکو ئەندامانی ئاکەپە پابەند دەبن بە بڕیاری ڕێبەرایەتییانەوە.
📌بەشێکی فراکسیۆنی دەم پارتی و بەرپرسانی ئەو حزبە حەزناکەن پرۆسەکە بەمجۆرە سەرکەوێت چونکە، یەکەم: ئازادی ئۆجەلان لەخۆناگرێت. دووهەم: ترسی ئەوەیان هەیە لەئەگەری گەڕانەوەی کۆمەڵێک کاراکتەر کە ساڵانێکە دوورن و مافی سیاسەتیان نییە، ڕەنگە بواری سیاسەتی ئەوان وەک جاران نەبێت. سێهەم: هەندێکیان ترسی ئەوەیان هەیە کە حزبی دیکە درووستببێت و رکابەریی ئەوان بکات.
هەفتەی ڕابردوو، کۆمسیۆنەکە لەگەڵ سەرۆک کۆماری تورکیا رەجەب تەیب ئەردۆغان کۆبوونەتەوە، لەکۆبوونەوەکە ئەردۆغان گوتوویەتی، هەرچی زووە با دەنگ لەسەر پرۆژەکە بدرێت، چونکە ناوچەکە بە خێرایی دەگۆڕدرێت، ناشزانین تورکیا پێگەی چۆن دەبێت لە داهاتوودا.
هەرچی هاکان فیدانە ئاماژەی بۆئەوەکردووە کە ئەو وەک بیرۆکراتێک مامەڵە لەگوڵ پرسەکە دەکات.
بڵێسە حەقی | 792 |
| 14 | مالئاوایی لە ژیانی تێکۆشەرێکی دێرین و سیمایەکی ناسراوی کۆمەڵە لە ناوچەی بۆکان
بەداخ و پەژارەیەکی گرانەوە ئاگادارکراین هاوڕێ محمەممەدئەمین سەدری نیا ،ناسراو بە کاک "حەمەدئەمین قەرەکەند" ڕۆژی ٢٧ی پووشپەری ١٤٠٥ی هەتاوی لە تەمەنی ٨٨ سالێدا بە هۆی نەخۆشی ماڵئاوایی لە ژیان کرد.
کاک حەمەدئەمین ساڵی ١٣١٧هەتاوی لە ئاوایی "قەرەکەند" لە نزیک ڕێگای سەرەکی بوکان_مهاباد و لە نزیک شاری بۆکان لە کۆشی خێزانێکی دەست کورتی گوندنشین چاوی بە ژین هەڵهات. منداڵی ، مێرمنداڵی و لاویەتی کاک حەمەدئەمین بە کرێکاری و کاری سەر مەزرای خاوەن زەویەکان گوزەرا و لە خوێندن و چوونە مەکتەب بێ بەش بوو.
ڕاپەرینی زستانی ساڵی ١٣٥٧ هەتاوی کە بوو بە هۆی ڕووخانی دەسەڵاتی ستمگەری پاشایەتی، وەرچەرخانێکی گرینگ لە مێژووی خەبات و ژیانی خەڵکی ئێران و کوردستان بوو . کاک حەمەدئەمین و دەیان هەزار مروڤی تینووی ئازادی و ڕزگاری وەک ئەو لەو ڕاپەرینە بەشدار بوون و هوای ئازادیان هەڵمژی و ڕوویان لە سیاست و خەباتی ڕێکخراوەیی کرد. کاک حەمەدئەمین هەر زوو خەتی سیاسی و ڕێکخراوەیی خۆی دیاریکرد و چالاکی خۆی بە "کۆمەڵە" وەک ڕێکخراوێکی نویخواز و سوسیالیست گریدا و بوو بە هەڵسوراوی کۆمەڵە . دابشکردنی زەوی خان و ئاغاکان لە لایەن هەژار و "خۆشنشین"ی ئاوایەکان ، بە هاوکاری و ڕێنوێنی کۆمەڵە و "یەکیەتی جووتیاران" دەستی پێکردبوو، تەوژمەکەی گێیشتە ئاوایەکانی ناوچەی بۆکان و موکریان و لە ئاوایی "قەرەکەند" کاک حەمەدئەمین و هاورێکانی ئاڵاهەڵگر و پێشڕەوی ئەم داخوازە بوون و زەوی ئاخایی گوندەکەیان دابشکرد. تێکەڵبوون لەگەڵ خەباتی سیاسی، چینایەتی و ڕێکخراوەیی، ڕۆژبەڕۆژ زانیاری و تێگەیشتووی ئەم هاوڕێ ئازیزی گەشە پێدەدا و زیاتر دەبووە جێگای موتمانەی هاوڕێ و هاوچینەکانی . هاتوچوو و تێکەڵی لەگەل کۆمەڵە زیاتر دەبوو و سەردانی بەردەوامی مقەرەکانی کۆمەڵەی لە شاری بۆکان و گوندەکانی دەوروبەر دەکرد و هاوکاری و ڕێنوێنی پێویستی بۆ چالاکی حیزبی وەردەگرت . پشتیوانی ماندوویی نەناسی پێشمەرگەکانی کۆمەڵە لە هەموو کات و سات بوو. پاش دەسەڵاتی سەرکوتگەرانی کۆماری ئیسلامی بە سەر شاری بۆکان ، وەک دوا شاری ئازادی کوردستان و گوندەکانی ناوچەکە و زەخت وزۆری سپای پاسداران و ئیتلاعاتی ڕەژیم و سەخت بوونی ژیانی گوندنشینی و خێزاندار بوونی کاک حەمەدئەمین، لەگەڵ بنەماڵەکەی ڕوویانکردە کورەپزخانەکانی دەوروبەری شاری "تەورێز" و دەستیان بە کرێکاری کرد. لەو شوێنانەی کاک حەمەدئەمین حوزووری دەبوو، وەک کرێکارێکی هوشیار، وەک تێکۆشەرێکی کۆمەڵە ، تۆوی هاوخەباتی کرێکاری و چینایەتی دەچاند و بیری سۆسیالیستی و خۆڕێکخستنی لە نێو کرێکاران ، جیاواز لە نەتەوە ، ئائین، جنسیەت و بیروباور بڵاو دەکردەوە و بە کردەوە وەک موبلێغێکی کۆمۆنیست دەناسرا و دەردەکەوت ، هەر بەو هۆکارە بە "کاک مینە لێنین" ناوی دەرکرد. هاوڕێ حەمەدئەمین بە کردەوە ببوو بە کادرێکی بە ئەزموونی کۆمەڵە و حێزبی کۆمۆنیست و کۆڵەکەی جێگای متمانەی هاوڕێیان و جەماوەرێکی بەرین لە ناوچەی بۆکان و دەورووبەر بوو.
ئەم ساڵانەی دوایی کاک حەمەدئەمین بە بنەماڵەوە گەرایەوە گوندی "قەرەکەند" و لەوەی ژیانی بە سەر دەبرد. ئەگەرچی هەڵکەشانی تەمەن و پیدابوونی نەخۆشی لە زۆر بواردا ماندوو و بێتاقەتی کردبوو، بەڵام هێچکات لە خەبات بۆ ئازادی و بەرابەری ، بۆ ڕزگاری مروڤەکان لە چەوسانەوە و لە گەیشتن بە دونیای بێ ستەم و ئازاد ماندوو نەبوو. ئەم هاوڕێ ئازیز و دڵسۆزە لە هەوراوزونشێوەکانی سەر ڕێگای کۆمەڵە و ڕێبازی سوسیالیستی لای نەدا و وەفادار بەو ڕێبازە مایەوە و قەت ماندوو نەبوو.
کاک حەمەدئەمین ٤٧سال لێبراوانە و لە ناو قوڕگی هەژدیهای کۆماری ئیسلامی سەربەرزانە و دڵسۆزانە خەباتی کرد و ئاوات و ئارەزووی لە گۆرنانی کۆماری سەرکوت و جینایەتکاری ئیسلامی بوو. بەڵام بەداخەوە ئەو ئاواتە شیرینەی بەدی نەهات و وەک هەزاران تێکۆشەری رێگای ئازادی لەگەڵ خۆی بردیە ژێرگڵ.
تەرمی کاک حەمەدئەمین لە نێو داغ و پەژارەی بنەماڵە ، دۆستان و جەماوەرێکی زۆر لە خەڵکی دڵسۆز و بە ئەمەکی ئاوایی قەرەکەند، دەورووبەر و شاری بۆکان ،لە شوێنی ژیانی ، لە ئاوایی "قەرەکەند" ئەسپەردەی خاک کرا و دوا ماڵئاوایی لێکرا.
لەلایەن هەموو ڕیزەکانی کۆمەڵە و حیزبی کۆمۆنیست ، سەرخۆشی گەرممان پێشکەش بە بنەماڵە ، جگەرگۆشەکانی، خەڵکی ئاوایی قەرەکەند و دەوروبەر و شاری بۆکان دەکەین و خۆمان بە هاوبەشی خەم و پەژارەیان دەزانین .
یادی هاوڕێ و تێکۆشەری دڵسۆز، لە مێژینە و ماندوونەناسی کۆمەڵە و رێبازی سوسیالیستی لە کوردستان، کاک حەمەدئەمین سەدری نیا ڕێزلێدەگرین و بۆ هەمیشە لە دڵماندا بە دروشاوەیی دەمێنێتەوە. | 774 |
| 15 | لا يوجد نص... | 594 |
| 16 | ڕێوڕەسمی بە خاک سپاردنی نۆ گیانبەختکردووی نوێی کۆمەڵە لە ئارامستانی ناوەندی شاری سولەیمانیە
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 663 |
| 17 | ئاگاداری
وەک دڵسۆزێکی خەڵکی کوردستان، وەک پێشمەرگەیەکی پێشووی ریزەکانی حیزبی دیموکرات و کۆمەڵە و، وەک داکۆکیکارێکی خەباتی رەوای کورد لە هەموو پارچەکانی کوردستان، داوا لە هەمووتان دەکەم لە دەوری دروشمی «ژن ژیان ئازادی» کۆبنەوە.
بە هەست کردن بە مسئولییەتی تاریخی، دەس لە ناکۆکییەکان هەڵگرن. لێبوردەیی هەر لایەک هێز بە یەکگرتوویمان دەبەخشێ.
دوژمنە یەکە، با بۆ جارێکیش بێ، ئێمە یەک بین.
هەڵوێستی تازەی کاک بافل جلال طالبانی دەرفەتی وەرچەرخانێکی گەورەی بۆ یەکگرتووییەکی گشتی لە پێناو پاراستنی ژیان و داهاتووی نەتەوەی کورد هەموار کردووە.
داوا لە پارتی دەکەم ئەم دەرفەتە لە پێناو پاراستنی باشووری کوردستان بقوانەوە.
یەکگرتوویی کورد رەمزی پووچەل کردنەوەی نەخشەی دوژمن و هێزبەخشی هەموو تاکێکی کوردە.
داوا لە هاوپەیمانی حیزبەکانی رۆژهەڵات دەکەم بچنە قۆناخی کار و کردەوە و هەروەها دەستی یارمەتی و پشتیوانی بۆ رۆژئاوا و باشوور درێژ بکەن.
داوا لە کۆمەڵەکان دەکەم اختلافاتی خانەوادەگی وەلانێن.
داوا لە بەرێز ئیبراهیم علیزادە دەکەم دەست لە قطعنامەکانی کۆنگرەی شەش ی کۆمەڵە هەڵگرێ با چیدی هێز و وزەی خەباتکارانەی رۆڵەکانی خەڵکی کوردستان بە فیرۆ نەدرێت.
رابەران، بەرێزان، دڵسۆزان و تێکۆشەرانی گەل!
مەرگ و ژیان و داهاتووی میلیۆنان تاکی کورد لە گرەوی لێبووردەیی و بەخۆداهاتنەوە و هەڵوێستی یەکگرتووانەی ئێوە دایە. لێبوردەیی ئیشی گەورانە. ئێوە گەورەن. هیوادارم گەورەتر بن.
هاورێ و برا و دڵسۆزتان حسین شەبەق
19.07.2026
https://t.me/komala1
#کۆمەڵیار | 720 |
| 18 | راگەیاندنی کۆمەڵە سەبارەت بە دوایین موشەکبارانی بنکە و بارەگاکانی
کۆمەڵانی خەڵکی تێکۆشەری کوردستان ئاگادار دەکەینەوە کە سەرلەبەیانی ئەمڕۆ ٢٦ ی پووشپەڕی ی ١٤٠٥هەتاوی ، ١٧ی جولای ٢٠٢٦ی زایینی، کۆماری ئیسلامی جارێکی دیکە هێرشی کردە سەر بارەگا و مەقەڕەکانی کۆمەڵەی شۆرشگێری زەحمەتکێشانی کوردستانی ئێران. لە دەرئەنجامی هێرشێکی قورس و چڕی موشەکی بۆ سەر چەندین بارەگا و ئوردوگای دەوروبەری زرگوێزەڵە لە کاتژمێر ٦ی بەرەبەیانی ئەمڕۆ، بەداخەوە ٩ پێشمەرگەی کۆمەڵە بە ناوەکانی فەرهاد قەمەری خەڵکی دیواندەرە، سروش نەسری خەڵکی مەریوان،سینا سەفەری خەڵکی شاباد، یاسین کیانپور خەڵکی شازەند،ئەحمەد مەحموودی خەڵکی بانە،رەزا سادقی خەڵکی بۆکان،کەسرا رەحمانەژاد خەڵکی بۆکان،سیاوان نیکی خا خەڵکی بۆکان، زەکەریا فەقێ حەسەن ئاقا خەڵکی بۆکان،گیانی ئازیزی خۆیان بەخت کرد.
ئەمە یەکەم جار نییە کە کۆماری ئیسلامی بە هێرشی تێرۆریستی و ترسنۆکانەی لەو جۆرەوە هێرش دەکات و هەر لە دەستپێکی شەری ٣٩ رۆژەوە تائێستا نزیکەی ٤٠ جار و بە زیاتر لە سەدان دروۆن و موشەک هێرشی کردووەتە سەر بارەگاکانی کۆمەڵە و لەو ڕێگەوە ویستوویەتی ورەی گەلمان بڕووخێنێ و هەنگاومان سست بکات، بەڵام ئەوەی سەرشۆڕ و داڕماو و دۆڕاوە هەر کۆماری ئیسلامییە و بە دڵنییایەوە ئەو ڕژیمە تاوانبارە دوا پەلەقاژەکانی مەرگیەتی و دوور نییە ئەو ڕۆژەی تۆڵەی هەموو تاوانەکانی لێدەسێندرێتەوە. کومیتەی ناوەندی کۆمەڵە وێڕای دەربڕینی هاوخەمی لە گەڵ هەموو هاوڕێ و هاوسەنگەرانیان ، هەروەها بنەماڵەی سەربەرزی نوێترین گیانبەختکردووانی رێگەی رزگاری و ئازادی، سەرجەم خەڵکی کوردستان کە دڵیان لە گەڵ دڵی پێشمەرگە لێدەدات و بە تایبەت خەڵکی قارەمانی شارەکانی دیواندەرە، شاباد، مەریوان، شازەند، بانە وبەتایبەت شاری بۆکان کە چوار ئەستێرەی گەشی پێشکەشی کاروانی سەربەرزی شەهیدان کرد دەکەین. هەروەها ڕایدەگەیێنین کە خوێنی گەشی ئەو هاوڕێیانە، ئەو نوێترین شەهیدانی ڕێگای ئازادی و ڕزگاری کە ئاواتیان بینینی کوردستانی ئازاد و ئاوەدان بوو بەفیڕۆ ناچێ، بەڵکوو دەبێتە هەوێنی شۆرشی گەرم و گوڕتری گەلەکەمان و سورترمان دەکات لە درێژەی خەباتمان بە دژی ئەو ڕژیمە دیکتاتۆر و ترۆریستە.
سەرکەوێ بزووتنەوەی ئازادیخوازانەی گەلی کورد
بڕووخێ کۆماری ئیسلامی ئێران
سکرتاریەتی کۆمیتەی ناوەندی کۆمەڵە
٢٦ی پوشپەری ١٤٠٥
١٧ی جولای ٢٠٢٦ | 808 |
| 19 | Epic Battle March for Kak Shwan (2).mp3 | 807 |
| 20 | Epic Battle March for Kak Shwan (1).mp3 | 94 |
