fa
Feedback
Cláir de luné ☾

Cláir de luné ☾

رفتن به کانال در Telegram

ماه بالای سر تنهایی ست. https://t.me/HarfBeManBOT?start=Ch_At_NDhSN2xXWHpGN2trWkNJUFlRVUhNQT09 لینک ناشناس

نمایش بیشتر
1 280
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
-1130 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+10
در 1 کانال‌ها
ژوئن '26
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+11
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+255
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+261
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+104
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+72
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+391
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+116
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+109
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+442
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+149
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+519
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+234
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+846
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
29 ژوئیه0
28 ژوئیه0
27 ژوئیه0
26 ژوئیه+1
25 ژوئیه+2
24 ژوئیه0
23 ژوئیه0
22 ژوئیه+1
21 ژوئیه0
20 ژوئیه0
19 ژوئیه0
18 ژوئیه0
17 ژوئیه+1
16 ژوئیه0
15 ژوئیه0
14 ژوئیه0
13 ژوئیه+2
12 ژوئیه0
11 ژوئیه0
10 ژوئیه0
09 ژوئیه0
08 ژوئیه0
07 ژوئیه0
06 ژوئیه0
05 ژوئیه+1
04 ژوئیه+1
03 ژوئیه+1
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
من آدمی رؤیایی بودم، خیلی کم در واقعیت زندگی میکردم!
من آدمی رؤیایی بودم، خیلی کم در واقعیت زندگی میکردم!

2
میگویند هر سایه ای تنی دارد و هر تصویری جلوه ای و تصویر من بازمانده‌ی واژه‌هاییست که هیچ دهانی جرئت گفتنشان را ندارد واژه های کتابی که نویسنده اش هرگز زاده نشد و ما همچنان آهسته به مفهوم استعاره ای بدل میشویم که جهان به خاطر ابهام معنایش آن را انسان نامیده.
264
3
میگویند هر سایه ای تنی دارد و هر تصویری جلوه ای و تصویر من بازمانده‌ی واژه‌هایی‌ایست که هیچ دهانی جرئت گفتنشان را ندارد واژه های کتابی که نویسنده اش هرگز زاده نشد و ما همچنان آهسته به مفهوم استعاره ای بدل میشویم که جهان به خاطر ابهام معنایش آن را انسان نامیده.
1
4
ما عمر را به ساختن پنجره گذراندیم بی‌آن‌که جرأت گشودنش را داشته باشیم. پنجره‌هایی برای تماشای آسمان؛ نه رسیدن به آن.
397
5
سال‌هاست تاریخ، ما را ورق می‌زند و ما به اشتباه میپنداریم که خواننده‌ی آنیم.
372
6
#26🎂
484
7
پیش از آنکه نامی بر من بگذارند در رگ‌های سکوت چیزی شبیه آواز جریان داشت. نوری که خودش را از یاد برده بود و از همان فراموشی جهان رویید. و ما نیز حادثه ای در بطن حیات بودیم و هر بار که عشق ورزیدیم، تکه‌ای از آسمان به حافظه‌ی خاک بازمی‌گشت. آنگاه خالق از چشمانِ مخلوق به آفرینشِ خودش نگاه میکرد. در فاصله‌ی میان دو تپشِ قلب خلقتی دوباره آغاز میشود و چیزی در ژرفای هستی بی‌صدا به شکفتن ادامه خواهد داد ابدیت، همان لحظه‌ ایست که دیگر هیچ ساعتی جرئتِ شمردنش را ندارد. امشب، نه به جهان افزوده شدم، و نه از زمان سهمی بیشتر گرفتم تنها فاصله‌ی میانِ آغاز و پایان، برایم اندکی به هم نزدیک‌تر شد و پوسته‌ای دیگر از سکوتِ نخستین از تنم فرو ریخت و زین پس، تمامِ سکوت‌های جهان مرا به اسم کوچکم صدا می‌کنند. #مهتا
532
8
پیش از آنکه نامی بر من بگذارند در رگ‌های سکوت چیزی شبیه آواز جریان داشت. نوری که خودش را از یاد برده بود و از همان فراموشی جهان رویید. و ما نیز حادثه ای در بطن حیات بودیم و هر بار که عشق ورزیدیم، تکه‌ای از آسمان به حافظه‌ی خاک بازمی‌گشت. آنگاه خالق از چشمانِ مخلوق به آفرینشِ خودش نگاه میکرد. در فاصله‌ی میان دو تپشِ قلب خلقتی دوباره آغاز میشود و چیزی در ژرفای هستی بی‌صدا به شکفتن ادامه خواهد داد ابدیت، همان لحظه‌ ایست که دیگر هیچ ساعتی جرئتِ شمردنش را ندارد. امشب، نه به جهان افزوده شدم، و نه از زمان سهمی بیشتر گرفتم تنها فاصله‌ی میانِ آغاز و پایان، برایم اندکی به هم نزدیک‌تر شد و پوسته‌ای دیگر از سکوتِ نخستین از تنم فرو ریخت و زین پس، تمامِ سکوت‌های جهان مرا به اسم کوچکم صدا می‌کنند.
1
9
ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی گر نمی‌جستی جنون ما چرا می‌ریختی ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب نور رقص انگیز را بر ذره‌ها می‌ریختی #مولانا
409
10
شاهدِ ساکتِ اندوهِ خود باش، مثلِ یک آباژورِ قدیمیِ غیرقابلِ تعمیر. بگذار گردِ سال‌ها بر شانه‌هایت بنشیند، بگذار هر ترکِ کوچک روایتِ سقوطِ نوری باشد که زمانی تمامِ اتاق را می‌شناخت. شاهدِ ساکتِ اندوهِ خود باش، بی‌آن‌که در پیِ نجاتش برآیی.
594
11
مثل دود، مثل غبار، مثل نور بی جانی که در انتهای یک راهرو مانده مثل دو تبعیدی، در ایستگاهی متروک که سیگار آخرشان را قسمت می کنند و برف کمی دیرتر روی شانه‌هاشان مینشیند.
516
12
و ناگهان نوبت تو میشود. بمان در ایمان حتی وقتی چیزی نمیبینی!
536
13
هر در گشوده‌ای به اتاق دیگری از پرسش ختم می‌شود، و هر پاسخ تنها سایه‌ای‌ست که لحظه‌ای روی دیوار تردید می‌افتد و ما راه را می‌رویم با این که مدام می اندیشیم به اینکه شاید مقصد پیش از ما ویران شده باشد.
545
14
هر روز تکه‌ای از خودم را در دستان عصر جا می‌گذارم و شب سبک‌تر به خانه برمی‌گردم آن‌قدر سبک که گاهی می‌ترسم روزی باد مرا با یکی از کاغذهای باطله‌ی خیابان اشتباه بگیرد.
509
15
احتمال این‌که بتوانیم از این مسیر پرمانع سالم و بی‌آسیب عبور کنیم تقریبا ناچیز است. شاید به همین دلیل است که تماشای نوزادان لطیف می‌تواند هم اشک به چشم‌مان بیاورد و هم ما را بترساند، زیرا به خوبی می‌دانیم زندگی چه چیزهایی برایشان در چنته دارد.
463
16
هیچ‌کس کسی را نجات نمی‌دهد ما فقط سقوط یکدیگر را با شکوه‌تر می‌کنیم.
401
17
و شاید عشق، آخرین توهمِ شریفِ بشر باشد نوری لرزان در مغزی که می‌داند خورشیدها هم روزی سرد خواهند شد.
374
18
اگرچه به نظرم غیرممکن می‌آمد که بتوانم اینگونه زندگی کنم، اما چیزی نگذشت که آن را قبول کردم.
351
19
A Whisper In The Noise – All My.mp3
365
20
آزادی برای زیستن، کافی نیست.
349