کتابفروشی رزا📕🌸
رفتن به کانال در Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
نمایش بیشتر2 077
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-2330 روز
آرشیو پست ها
2 077
نشریه به کوچیک ترین چیزا تو کتاب توجه کرده😎
این کتاب هم داستان خیلی خفنی دارههه😍📚✨️
هم با جزییات خفنهههه😌🔥🤌
2 077
این کتاب با اینکه نزدیک ۴۰۰ صفحه است
قیمتش کمتر از ۳۰۰ هزار تومانه❤️🔥
با اینکه الان این تعداد صفحه کتاب ها نزدیک ۷۰۰ هزار تومان هست🫠
ولی رزا بوک برای شما با قیمت قدیم این کتاب آورده🔥✨️
‼️ولی متاسفانه به شدت محدود بچه ها‼️
2 077
این کتاب بقدری محبوبه که فروشی زیادی داشته🔥
و الان هم تعداد خیلیییی کم باقی مونده🫣
2 077
+2
*کتاب_ قطب نمای برنجی🧭✨️*
_ژانر کتاب:: جنایی / حماسی✨️
🦋[[تعداد صفحات :: ۳۸۴ صفحه]]🦋
نوع جلد :: جلد شومیز📚✨️
*❤️🔥‼️قیمت :: ۲۲۰‼️❤️🔥*
📌براى خريد كتاب پيام دهيد🎀✨️
@Rosa_bookstore_admin
2 077
+1
وقتی اتوبوس به ایستگاه رسید، سعی کردم آروم و بدون جلب توجه از کنارشون رد بشم.👀
به خودم میگفتم فقط چند قدم دیگه مونده، فقط کافیه به عقب نگاه نکنم. 🫣
یه قدم... دو قدم... سه قدم... تقریباً مطمئن شده بودم نجات پیدا کردم که صدایی خشک و محکم از پشت سرم بلند شد.🫠
«خانم... لطفاً همونجا وایسید.»
همون لحظه قلبم از تپش ایستاد. 😶
نمیدونستم فقط میخوان ازم یه سوال بپرسن یا بالاخره فهمیدن من واقعاً کیام. 🫣
فقط یه چیز رو میدونستم؛ اینکه شاید این آخرین باریه که میتونم آزادانه نفس بکشم.☠️❤️🩹
2 077
+1
لباسم رو مرتب کردم، خاک و گل رو از روی صورتم پاک کردم و به خودم یادآوری کردم که من فقط یه دختر عادیام؛😌🔥🤌
نه یه جاسوس که اگه دستگیر بشه، احتمالاً هیچوقت دوباره رنگ آزادی رو نمیبینه. 🫣🦋❤️🩹
باید خودم رو به نقطهی تماس بعدی میرسوندم، شاید هنوز بخشی از شبکه سالم مونده بود.🫠💗
سوار یه اتوبوس شدم و سعی کردم بین بقیهی مسافرها گم بشم. برای چند دقیقه فکر کردم از خطر دور شدم، اما درست وقتی داشتم به خودم امید میدادم🙃❤️🩹🤌
دو سرباز آلمانی جوون اساس سوار اتوبوس شدن. نگاهشون روی تکتک مسافرها چرخید و بعد اومدن و درست روبهروی من نشستن. 😶❤️🩹
یکیشون لبخند زد و چند تا سوال معمولی پرسید. منم لبخند زدم و جواب دادم، اما ته دلم مطمئن بودم اون نگاه، نگاه یه آدم عادی نیست.☠️🫠
انگار داشت صورتم رو با یه عکس توی ذهنش مقایسه میکرد.👀🔥
2 077
بارها به خودم گفتم باید فرار کنم، باید قبل از اینکه دیر بشه از اونجا برم، ولی پاهام انگار قفل شده بودن.👀⛓️✨️
فقط نگاه میکردم و دعا میکردم لنز دووم بیاره. اما یه لحظه همهچیز عوض شد.🫠
صدای شکستن شیشه توی خیابون پیچید و قبل از اینکه بفهمم چی شده، دیدم لنز خودش رو از پنجره به بیرون پرت کرده. 🥺❤️🩹
اون ترجیح داد بمیره تا اینکه ما رو لو بده. صدای برخورد بدنش با سقف ماشین آلمانیها، هنوزم از ذهنم بیرون نمیره. ❤️🩹🦋✨️
همونجا فهمیدم که اون جونش رو داده تا من هنوز یه شانس برای فرار داشته باشم.👀❤️🩹🤌
2 077
اون شب پشت پنجرهی ساختمونی قدیمی پنهان شده بودم و به ساختمون روبهرو خیره شده بودم؛ 👀
جایی که «لنز»، یکی از رابطهای شبکهی مقاومت، افتاده بود دست نیروهای اساس، سربازهای آلمانِ نازی.⛓️✨️
قرار نبود اونجا بمونم. باید بعد از تحویل پیام ناپدید میشدم، اما نمیتونستم بیخیال سرنوشتش بشم.😕❤️🩹
صدای فریادهاش حتی از پشت دیوارهای ضخیم هم به گوش میرسید. 🥺
افسرهای آلمانی مدام ازش سوال میپرسیدن و من با هر کلمهای که از دهنشون بیرون میاومد، بیشتر میترسیدم. 👀❤️🩹
اونا فقط دنبال یه اسم بودن؛ اسم کسی که پشت این شبکه و این اطلاعات مخفی قرار داشت. اسم من!🫠🤌
2 077
همهچیز از یه شب سرد توی آلمانِ سال ۱۹۴۵ شروع شد؛
شبی که برای اولینبار فهمیدم مرگ همیشه خیلی نزدیکتر از چیزیه که آدم فکر میکنه. ☠️❤️🩹
من یه مامور مخفی بودم، اما هویتی که برای خودم ساخته بودم اونقدر واقعی شده بود که گاهی فراموش میکردم واقعاً کی هستم.🫠
2 077
یک کتاب آوردم ماه📚🌒✨️
اونمم قیمت قدیم😎
یک گنج خفننن😍🏆
تازههه کتاب نزدیک ۴۰۰ صفحه هست😌📚🤌
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
