کتابفروشی رزا📕🌸
رفتن به کانال در Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
نمایش بیشتر2 004
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-1730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '260
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+6
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+240
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+59
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+70
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+66
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+104
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+216
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+46
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+116
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+45
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+42
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+34
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+35
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+67
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+37
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+57
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+19
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+23
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+137
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+463
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+456
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+109
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+94
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+174
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+143
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+177
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+158
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+103
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+95
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+117
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+94
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+58
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+59
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+64
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+47
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+34
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+126
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+89
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+114
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+129
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+148
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+118
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+165
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+129
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+240
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+616
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+115
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+99
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+149
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+3 838
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
+1
همین «نفرین آمالفی» رو باید با قیمت بالای یکونیم میلیون تهیه کنید! 👀💵
تازه بدون اون دوتا فتوکارت هدیه که الان کنار سفارشتون میفرستیم. 🎁🧜♀️
پس این نسخهی قیمت قدیمی واقعاً محدوده… ❌🌊
هرچی زودتر بردارید، هم کتاب رو با قیمت بهتر میگیرید، هم هدیهها رو دارید. 👀✨
@sweetroza
| 2 | تأکید میکنم بچهها: قیمـ🤍ــت قدیمه.
یعنی با تمام این چیزهایی که تا اینجا گفتیم؛
💢 لبهی طرحدار رنگی
💢 آستر بدرقهی طرحدار
💢 جلد سخت و محکم
💢۳۶۰ صفحه و تمام جزئیات ظاهریش
💌 قیمت کتاب فقط ۹۸۰ هزار تومنه.
_اصلاً مگه داریم دیگه همچین چیزی؟! 😭_ | 38 |
| 3 | 🩵 لبهی طرحدار رنگی و خاصش
🩵 آستر بدرقهی طرحدارش
🩵 دو فوتوکارت اختصاصی شخصیتها
🩵 جلد سخت و محکم
🩵 از همه مهمتر قیمت قدیمش
همه با هم دست به یکی کردن که این کتاب تا وقتی تمومش نکردین، اجازه نده به کتاب دیگهای فکر کنین. 🥹🥸 | 21 |
| 4 | نفرین آمالفی🧜🏻♀🌊⚓️
ژانـــر: فانتزی، تاریخی، معمایی و رازآلود رمانتیک، جادویی
ناشر : پرتقال
360صفحه / قیمت: 980 تومان✅
لبه طرحدار + 2عدد فوتوکارت هدیه ( قیمت قدیم موجودی محدود)🎁
@sweetroza : جهت سفارش | 20 |
| 5 | و از همه مهمتر…
چرا حس میکردم این ماجرا خیلی بیشتر از یه محمولهی مخفی، به ماری مربوطه؟ 👀🖤
اون موقع هنوز نمیدونستم…
بعضی سفرها قرار نیست آدم رو همون آدم قبلی به خونه برگردونن. 🌊🥀
و شاید این سفر، زندگی من و ماری رو برای همیشه عوض کنه… ❤️🔥� | 15 |
| 6 | ولی هرچی بیشتر فکر میکردم، بیشتر مطمئن میشدم اون محموله یه چیز معمولی نیست. 📦❌
شاید اصلاً محمولهای در کار نبود…
شاید یه نفر بود. 👤
و یه سؤال مدام توی ذهنم میچرخید:
مازاها دقیقاً چی پیدا کرده بودن که حاضر بودن برای بهدست آوردنش همهچیز رو به خطر بندازن؟ 😰🔍 | 15 |
| 7 | اون شب روی عرشه ایستادم 🚢 و تا وقتی چراغهای پوزیتانو توی افق محو شدن، به دریا خیره موندم. 🌊✨
با خودم عهد کردم این آخرین سفرم باشه. 🤞🏻
برمیگردم…
ماری رو با خودم میبرم ❤️🔥
و دیگه برای هیچ خانواده، هیچ کشتی و هیچ ثروتی کار نمیکنم. 🚫💰
فقط چند هفته قرار بود از هم دور باشیم…
قرار بود برگردم. 🥺 | 15 |
| 8 | بعد یه چیز دیگه فهمیدم…
برادران مازا ناگهان به پوزیتانو علاقهمند شده بودن. 🏘️🌊
همون شهری که ماری توش زندگی میکرد. ❤️
دیگه نمیتونستم به خودم بگم این فقط یه تصادفه… 😰
اگه حدسم درست بود…
ماری ممکن بود نفر بعدی باشه که دنبالش میرفتن. 🥶� | 14 |
| 9 | و یه فکر ترسناک یهو از ذهنم گذشت…
اگه اون چیزی که اینهمه ازش محافظت میکنن، اصلاً یه شیء نباشه چی؟ 😳
اگه چیزی که براش اینهمه ارزش قائلن…
یه نفر باشه؟ 👤🖤 | 14 |
| 10 | هرچی بیشتر از ساحل دور میشدیم 🌊🚢، رفتار خدمه عجیبتر میشد.
زمزمهها با دیدن من قطع میشدن… 🤐
نامهها قبل از خروج بازرسی میشدن… ✉️🔍
بعضی کابینها فقط با کلید خود برادران مازا باز میشدن. 🔑🚪
حس میکردم همه یه چیزی میدونن…
جز من. 😐 | 11 |
| 11 | ولی چیزی که بیشتر از اون جعبهها ذهنم رو درگیر کرده بود…
ماری بود. 🥺❤️🔥
براش نامه نوشتم ✍🏻✉️
فقط میخواستم بدونه اگه یه مدت برنگشتم، منتظرم بمونه. 🥀
بهش گفتم کشتی چیزی رو حمل میکنه که مازاها اون رو باارزشترین محمولهای میدونن که تا حالا جابهجا کردن.
اون موقع نمیدونستم همین جمله قراره یه هشدار خیلی مهم باشه… 😶🌫️ | 12 |
| 12 | نمیدونستم توی اون جعبهها چیه.
طلا؟ 💰
جواهر؟ 💎
یه چیز کمیاب؟ 👀
ولی یه چیز رو مطمئن بودم:
مازاها حاضر بودن برای اون محموله هر کاری بکنن. 😨
حتی اگه کسی اشتباه کوچیکی میکرد، ممکن بود بیسروصدا ناپدید بشه… 🌑
و دیگه هیچکس اسمش رو نیاره. 🤐 | 17 |
| 13 | از همون شب همهچیز عجیبتر شد…
کاپیتان مسیر نگهبانی شب رو عوض کرد. 🕯️
راهرویی که به انبار میرسید همیشه قفل بود. 🔒
و من همونجا فهمیدم…
این سفر اصلاً شبیه سفرهای قبلی نیست. 😶🌫️🚢 | 10 |
| 14 | چند روز بعد از ترک پوزیتانو 🌊، چند تا جعبهی عجیب آوردن پایین عرشه.
جعبهها اونقدر سنگین بودن که چهار نفر برای بلند کردن هرکدومشون زور میزدن. 😳💪🏻
نه مهر تجاری داشتن، نه مقصد مشخص… 🤨
فقط یه دستور:
«هیچکس سؤال نپرسه.» 🤫⚠ | 13 |
| 15 | شبها وقتی فانوسها خاموش میشد 🌑🏮، حرف از محمولههایی بود که هیچوقت جایی ثبت نمیشدن. 📦
از اتاقهایی که حتی ملوانهای قدیمی هم اجازه نداشتن نزدیکشون بشن. 🔒🚪
اول فکر میکردم همهش شایعهست… 🤷🏻♂️
تا اینکه خودم دیدم. 😳 | 13 |
| 16 | کشتی من، آکیلا، متعلق به برادران مازا بود.
خانوادهای که همهجا اسمشون با ثروت 💰، تجارت 📦 و البته تاریکی و خطر 🖤 گره خورده بود.
مردم فکر میکردن فقط بازرگانن؛ ادویه 🌶️، پارچه 🧵 و جواهر 💎 جابهجا میکنن…
ولی خدمهی کشتی چیزهای دیگهای میگفتن. 👀🤫 | 13 |
| 17 | همون روزها بود که تصمیم گرفتیم فرار کنیم. 🏃🏻♂️🏃🏻♀️
نه از روی هیجان یا یه تصمیم لحظهای…
هر دومون میدونستیم اگه بمونیم، بقیه برای زندگیمون تصمیم میگیرن. 😔
فقط یه مشکل داشتم…
من به یه کشتی و یه خانوادهی خطرناک وابسته بودم. 🚢⚠️ | 13 |
| 18 | عصرها با هم کنار ساحل قدم میزدیم 🚶🏻♂️🌊، صدف جمع میکردیم 🐚 و دربارهی جاهایی حرف میزدیم که هنوز ندیده بودیم. ✨
من از اقیانوس اطلس 🌊 و بندرهای دور برام میگفتم…
و ماری از رویایی میگفت که داشت؛
اینکه یه روز دنیایی بزرگتر از کوچههای پوزیتانو رو ببینه. 🌍💭❤️ | 14 |
| 19 | اما من وقتی کنار ماری و کورسو میایستادم، یه چیز رو خوب میدیدم…
ماری عاشقش نبود. 🥀
نگاهش اصلاً شبیه نگاه یه دختر عاشق نبود.
انگار خودش هم اون زندگی رو نمیخواست، فقط فکر میکرد مجبوره انتخابش کنه. 😔
و بین من و ماری چیزی شکل گرفته بود که دیگه نمیشد نادیدهش گرفت… ❤️🔥 | 12 |
| 20 | از روزی که ماری رو توی ساحل پوزیتانو 🌊 دیدم، همهچیز عوض شد.
برای اولین بار توی زندگیم دلم میخواست یه جا بمونم. 🥹🏡
ولی یه مشکل بزرگ وجود داشت… 😶
ماری قرار بود با کورسو ازدواج کنه؛ پسری از یه خانوادهی ثروتمند 💰 و محترم که همه میگفتن آیندهی خوبی براش میسازه. | 14 |
