fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

رفتن به کانال در Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

نمایش بیشتر
1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
Repost from Radio Zamaneh
همن محصص: تصویرگرِ انسانِ معاصرِ «معلول» م. مهراد ــ بهمن محصص: «آدم که یک موجود چند بعدی بود امروزه نیست شده. و من این نیست شدگی را با بی‌دست و پا بودن‌شان، بی‌چشم بودن‌شان نشان می‌دهم»، یعنی به صورت معلول! نقدی بر این گونه تصویرسازی. https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/775691/&rhash=0ceb6994783a68 @RadioZamaneh | رادیوزمانه

Auf dem wasser zu singen.mp32.41 MB

در ستایش خنگ بودن😁 از این چیز های اسپینوزا طور هم می شود گفت : در ستایش اینکه ببینیم بدن ها چه کار هایی می توانند انجام بدهند😁

Taylor Swift - Shake It Off 🆔 @uVidBot | دانلود سریع

این سایت هست این گزینه رو در سایت بزنید زیرنویس اش میاد برای دانلود
این سایت هست این گزینه رو در سایت بزنید زیرنویس اش میاد برای دانلود

برای دانلود زیرنویس فیلتر شکن خود را خاموش کنید

زیرنویس la collectionneuse 1967 | مرجع دانلود زیرنویس ZirnevisFa.IR http://zirnevisfa.ir/la%20collectionneuse%201967/

photo content

La collectionneuse (1967).mkv860.85 MB

زیرنویس فارسی

فیلم

photo content

#mood #night

🔻‌‌جمله‌ی تکان‌دهنده‌ی ابن‌عربی برای کرن آرمسترانگ (در مصاحبه با الجزیره) ✍ علی سلطانی ✔️ کرن آمسترانگ، دین‌پژوه مشهور انگلیسی و نویسنده‌ی چندین کتاب مثل خداشناسی از ابراهیم تا کنون، از دل تو تا دل من، بنیادگرایی در آیین یهود، مسیحیت و اسلام، محمد زندگی‌نامه‌ی پیامبر اسلام و...، که به فارسی هم ترجمه شده‌اند، در این ویدیو می‌گوید زمانی که راهبه بوده است، باورهای دینی‌اش را ترک می‌کند. در این دوران مواجهه‌ی تطبیقی با سنت‌های دینی دیگر، موجب نگاه دوباره‌ا‌ی به اعتقاد کاتولیکی‌‌اش می‌شود و همین بازبینی او را [به جای تداوم ترک اعتقادات] به انجام‌دادن بهترینِ کارها و ورزه‌های ممکن در باورهای ترک‌شده‌اش می‌کشاند. به معنای دیگر الهیات تطبیقی او را به بازاندیشی و بازشناسیِ خود و بهینگیِ عملی و نظری می‌رساند. در این سیر او به جمله‌ای از ابن‌عربی برمی‌خورد؛ جمله‌ای تکان‌دهنده که باعث می‌شود آرمسترانگ رونویسی‌اش کند و جلوی چشمش بچسباند. ابن‌عربی در این جمله به روایت آرمسترانگ [و ترجمه‌ی من از بیان آرمسترانگ] که گویا از فص دهم فصوص‌الحکم است، می‌گوید: چنان به دینت نناز که دین‌های دیگر را انکار کنی، اگر چنین کنی، خیرهای فراوانی را از دست می‌دهی. نه، تو از شناختن حقیقت راستین ماجرا بازمی‌مانی. خدا قادر و عالمِ مطلق است و نمی‌تواند به یک باور محدود شود، برای اینکه او در قرآن (بقره، ۱۱۵) می‌گوید: پس به هرجا روى آوريد، رو به سوى خداوند است. هر کس به آنچه می‌شناسد بنازد، خدایش آفریده‌ی خود اوست و در ستایشِ آن شناخته‌ها [در حقیقت] خودش را می‌ستاید؛ پس او باورهای دیگران را سرزنش می‌کند، کاری که اگر منصف بود، انجامش نمی‌داد. 🆔@Hamesh1 🆔@dinonline

Repost from Gooshe
میشل مونتنی، فیلسوف فرانسوی، خلوت‌گزینی را ارزشمندترین نعمت روزگار می‌دانست برای عمیق‌شدن در خود. تنهایی را برگزیدن و آرام‌گرفتن برای اندیشیدن در روزگار پرهیاهوی قرن۱۶ و امروز، کار ساده‌ای نیست ولی مونتنی، در ۳۷سالگی مقام خود را در شورای شهر بوردو رها کرد و عزلت گزید تا در خود ایستد: «طبیعت استعدادی بزرگ به ما ارزانی داشته که با خود خلوت کنیم و ما را بدان فرا می‌خواند تا به ما بیاموزد که جزئأ مدیون جامعه‌ایم و بیش از همه مدیون خودمان. جهان به پیش روی خود می‌نگرد و من نگاه خود را به درون برمی‌گردانم، در آن ثابت نگه می‌دارم و به همان مشغول می‌کنم. جز با خود سر و‌ کار ندارم، پیوسته در خود می‌نگرم و بر خود نظارت دارم. دیگران هماره به جای دیگر می‌روند. اگر درست بیندیشند به این پی می‌برند، اما هیچ‌کس نمی‌کوشد تا در خود فرود آید و من در خود می‌پیچم.*» ویدیو: از مستند «آندری تارکوفسکی؛ شاعری در سینما» که تنها توصیه‌اش به جوانان این است تا از تنهایی لذت ببرند و بیشتر با خود وقت بگذرانند. ©لطفا در صورت بازنشر منبع را ذکر و تگ کنید: @gooshe *نقل‌قول از کتاب تتبعات (گزیده) میشل اِیکِم دومونتنی، ترجمه احمد سمیعی (گیلانی)

Repost from SUT Twitter
هفت تکنیک ژاپنی برای غلبه بر تنبلی - مركز مطالعات ژاپن - @sut_tw

Evgeny Grinko - Valse [Vmusic.ir].mp33.30 MB

Repost from تاریکجا
چهار شعر از وینچنزو بیانکینی ترجمه‌ی بهمن محصص نیایش صخره‌ها نیایش دست‌ها و چهره‌ها بودند، آرمیده در انقلاب هزارساله‌ی فلک. با بوسه‌ی ماری در دست انفجار سکوت ـــــ‌در تهی‌ـــــ می‌خواند. جرعه‌ای شبنم در گرداب برمی‌خیزد. تو دست افراشته‌ای در خواب می‌خوانی. تو زمانی. صد سال دارم پیرزنی به من گفت صد سال دارم. اسمش فضه بود. به پیشانی‌ام دست زد، بی‌خنده لمسم کرد، سرش دایم می‌جنبید. فضه‌ی پیر! سایه‌ها لجن را می‌فشارند. یکی بود، یکی نبود چهار تن بودیم، پنج مرد و سه زن. در سالگرد یکی از ما در خانه‌ای که خورشید شیشه‌اش را درخشان می‌کرد، افسون نمرات بودیم. کسی نگفته بود. کسی نمی‌دانست. خانه، خالی و تنها و بی‌شیشه بود. آهنگ آوای آفتاب، آوای کوهسار، ستون تنفسم، در لحظه‌‌ای حرکت، همه یک لرزه دارند. پروانه خاموش بود و صدای باد خفه بود سایه شاهینی سرگردان بر جای پای من می‌گردید. قطره‌ای قطره‌ای از شراب خانگی بریز بریزش پیش از این‌که تشنگی مرا به دوردست برد. لنگر کشیده شد بر عرشه بنوشیم قبل از وداع با زندگی بنوشیم قطره‌ای از شراب خانگی بر دکل بریز. —مجله‌ی بخارا، ۱۳۷۹ ‌

‌ نقاب افتاد.. برادرانی نداری ای برادرم دوستانی نداری ای دوستم دژی نداری.. نه آب داری نه دارو نه آسمان و نه خون‌ و نه بادبان نه روبه‌رو نه پشت سر محاصره‌ات را محاصره کن راه گریزی نیست... برشی از شعر #محمود_درویش ترجمه: #سعید_هلیچی 🍭 Download by Regainstagram

برای تمام روان‌های مغموم، ترس‌خورده و زجرکشیده که ساعت گرگ را شناخته‌اند؛ ساعتی که در آن شب به تاریک‌ترین حضیض خود می‌رسد و در آن درد زه زنان باردار را می‌گیرد و احتضار حجاب سنگین خود را بر بیماران می‌افکند. برای تمام بیدارپایانی که نومیدانه خواسته‌اند از اندوه یا درد عزیزی بکاهند و دست خود را کوتاه دیده‌اند و تمام بیدارخوابانی که افتادن از چاله‌ی کابوس‌های بیداری به کابوس‌های خواب را شناخته‌اند و دمی را دیده‌اند که آدمی ناباور خطاب به نیروهای ناشناخته‌ی کیهان می‌گوید: بس است، جان مرا بگیرید، زیرا از پدرانم بهتر نیستم.