fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

M9you

M9you

رفتن به کانال در Telegram

تو حق نداری به چیزای منفی فکر کنی، تو از جنس خدایی و خداوند سرشار از انرژی مثبته. . تذکرة الاولیاء: @awliya_mystic . مدیتآراد: @MeditArad

نمایش بیشتر
1 921
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
M9you
1 921
.

M9you
1 921
.

M9you
1 921

M9you
1 921
مرا حق نباشد که با وجودِ این قوم در کاروانسرای روم؟ با بیگانه خوشتر، که با اینها. شمس مقالات @M9you

M9you
1 921
شاید همهٔ ما رنج‌دیدگانی هم‌سفریم که نمی‌توانیم حقیقتِ یکدیگر را ببینیم. اروین یالوم وقتی نیچه گریست @M9you

M9you
1 921
زندگی کن، معطل آدما نباش... @M9you

M9you
1 921
ای هفت گردون مست تو مـا مهـره‌‌ای در دست تو مولانا #سماع @M9you

M9you
1 921
.

M9you
1 921
.

M9you
1 921
هر آنچه در دیگران ما را می‌آزارد، می‌تواند راهی برای شناخت خودمان باشد. کارل یونگ خاطرات،رویاها،تأملات @M9you

M9you
1 921
.

M9you
1 921
.

M9you
1 921
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یـا جـــام بــاده یـا قـصـه کــوتــاه حافظ @M9you

M9you
1 921
گزیده‌هایی از اشعار خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی رحمت الله علیه:
حافظا چون غم و شادی جهان در گذرست بهتر آنست که من خاطرِ خود، خوش دارم
. غبارِ غم برود، حالْ خوش شود حافظ .
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن که در شریعتِ ما غیر از این گناهی نیست
. من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش .
بندهٔ پیر خراباتم، که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست
. که از مُصاحبِ ناجنس، اِحتراز کنید .
به مژگانِ سیه کردی هزارن رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت، هزارن درد برچینم
. دائماً یکسان نباشد حالِ دوران، غم مخور .
سال‌ها دل طلبِ جام‌جم از ما می‌کرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌‌کرد
. چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند .
من مَلَک بودم و فردوسِ برین جایم بود آدم آورد در این دیرِ خراب آبادم
. ترسم که اشک، در غمِ ما پرده‌‌در شود .
هر آن که جانبِ اهلِ خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
. که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .
از چارچیز مگذر، گر عاقلی و زیرک؛ امن و شرابِ بی غش، معشوق و جای خالی
. جانا روا نباشد، خون‌ریز را حمایت .
آسمان، بارِ امانت نتوانست کشید قرعهٔ کار به نامِ من دیوانه زدند
. چون نیک بنگری، همه تزویر می‌کنند .
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
. هر که آمد به جهان، نقشِ خرابی دارد .
خوبانِ پارسی‌گو بخشندگانِ عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را
. گر تو نمی‌پسندی، تغییر کن قضا را .
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
. زحمتی میکشم از مردمِ نادان که مپرس .
آدمی در عالمِ خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
. بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم .
دلا مَعاش چُنان کن که گر بلغزد پای فرشته‌ات به دو دستِ دعا نگه دارد
. روز و شب عربده‌ با خلقِ خدا نتوان کرد .
در ازل، پرتو حُسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
. تو همچو بادِ بهاری، گره‌گشا می‌باش .
کمتر از ذره نه‌ای، پست مشو، مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان
. غمخوار خویش باش، غم روزگار چیست؟ . •بیستم مهر ماه، روز بزرگداشت حافظ شیرازی فرخنده باد @M9you

M9you
1 921
زین همرهان سُست‌عناصر دلم گرفت شیرِ خدا و رستمِ دستانم آرزوست. مولانا @M9you

M9you
1 921
نگذار زخم‌هایت تو را به کسی که نیستی تبدیل کند. پائولو کوئیلو @M9you

M9you
1 921
ای بی بَصَر، من می روم؟ او می کشد قُلّاب را.... سعدی @M9you

M9you
1 921

M9you
1 921
تو شمسِ منی؛ من، خورشید پرستم حسین صفا @M9you

M9you
1 921
گزیده‌هایی از سخنان شمس تبریزی رحمت الله علیه: وصلِ تو بس عزیز آمد، افسوس که عمر وفا نمی‌کند. جهانِ پر زر می‌باید تا نثار کنم
گزیده‌هایی از سخنان شمس تبریزی رحمت الله علیه:
وصلِ تو بس عزیز آمد، افسوس که عمر وفا نمی‌کند. جهانِ پر زر می‌باید تا نثار کنم وصلِ تو را.
| در سکوت، صدایی است. دلی باید که دریابد. |
چه دوستی باشد که می‌تواند به یک سخن، دوستِ خویش را از رنج خلاص کند، و این کلمه را دریغ دارد؟
| گفتِ من در سنگِ خارا اثر می‌کند، اِلّا در مردمِ سنگدل اثر نکند. |
- می گويد: تو به رقص، به خدا رسيده‌ای! + گفت: تو نيز رقصی بكن به خدا برسی.
| هر كجا جنگی ديدی از متابعتِ هوا باشد. |
دلِ من خزينهٔ كسی نيست، خزينهٔ حق است.
| آن دَم كه با خدای برآرند، دَمی بُوَد باقی. |
اسرار می‌گويم، كلام نمی‌گويم.
| هر مشكل كه شود، از خود گله كن. |
فی‌الجمله تو را یک سخن بگویم؛ این مردمان، به نفاق خوش‌دل می‌شوند و به راستی غمگین. با مردمان به نفاق می‌باید زیست، تا در میانِ ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می‌باید رفت، که میان خلق راه نیست.
| همه رنج‌ها از اين شد، كه ورق خود می‌خوانيد، ورقِ يار نمی‌خوانيد. |
همه فدای آدمی‌اند و آدمی فدای خويش.
| يك پول، پيشِ دنياپرست، يك قبله است. |
انصاف بده، تا انصاف، تو را به جایی برساند.
| شيطان را هيچ نسوزد، اِلّا آتشِ عشقِ مردِ خدا. |
عشق را با دی و امروز و فردا چكار.
| عقل، تا درگاه، ره می‌برد. |
عقل، در بيانِ محبوب، سرگشته می‌شود.
| عيب بر خود نِه، بر روی آينه عيب مَنِه. |
بد مَكُن كه بد اُفتی، چَه مَكَن كه خود افتی.
| دنيا، گنج است و مار است؛ قومی با گنج بازی می‌كنند و قومی با مار. |
سخن، در اندرونِ من است.
| سخن پيشِ سخندانان گفتن، بی ادبی است. مگر بر طريقِ عرضه كردن. |
كسی كه ما را ديد، يا مسلمانِ مسلمان شود، يا مُلْحِدِ ملحد.
| كسی را خواستم از جنسِ خود، كه او را قبله سازم و روی بِدو آرَم. |
من هرگز بد نينديشم.
| هر كه اهل، اخلاصِ او بيشتر. |
بدان‌كه تَعَلُّم نيز، حجابِ بزرگ است.
| اغلب اين شيوخ، راهزنانِ دين محمد بودند. |
هزاربار گفتم هر كه را دوست داريم با او جفا كنيم.
| هر اسراری كه می‌آموزی، شكرِ آن را به جای آر. |
همه عالم در يک كس است، چون خود را دانست، همه را دانست.
| که خاک با تو خوش‌تر، که زر با دگران. |
در میان باش و تنها باش.
| همه‌ی حجاب‌ها، یک حجاب است. جز آن یکی، هیچ حجابی نیست. آن حجاب، این وجود است. |
بعضی کاتبِ وحی‌اند و بعضی محلِ وحی‌اند. جهد کن تا هر دو باشی؛ هم محلِ وحی باشی، هم کاتبِ وحیِ خود باشی.
| دنیا بد است، اما در حقِ آن‌کس که نداند که دنیا چیست. چون دانست که دنیا چیست، او را دنیا نباشد. |
یکی هزار جهد می‌کند که از خود چیزی بنماید، و یکی به صد حیلت، خود را پنهان می‌کند.
| • هفتم مهر ماه، روز بزرگداشت شمس تبریزی فرخنده باد شمس مقالات @M9you