دکتر علی ثاقبی
رفتن به کانال در Telegram
وجود ما معماییست حافظ، که تحقیقش فسون است و فسانه دکتر علی ثاقبی روانپزشک - رواندرمانگر تحلیلی - زوجدرمانگر اینستاگرام: https://instagram.com/dr.ali.saghebi پادکست: https://castbox.fm/channel/دکتر-علی-ثاقبی-id2995222
نمایش بیشتر7 524
مشترکین
-224 ساعت
+27 روز
+4230 روز
آرشیو پست ها
7 523
وقتی سقف پناهگاه ترک برمیدارد
رابطه زوجی در زمانه بحران
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، زوجدرمانگر
7 523
وقتی آشوب جهان در خلوت درمان سرریز میشود
رواندرمانی در سایه بحران و دوری از وطن
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
7 523
وقتی آشوب جهان در خلوت درمان سرریز میشود
رواندرمانی در سایه بحران و دوری از وطن
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
7 523
وقتی چشم چشم را نمیبیند
قطع اینترنت، انزوای تحمیلی، و نابرابری دسترسی
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
7 523
وقتی میرویم، اما نمیرسیم
(مهاجرت، به مثابه گریز گسستی)
دکتر علی ثاقبی
آمفیتئاتر بیمارستان ابنسینا (مشهد)
چهارشنبه ۲ اردیبهشت
ساعت ۸ تا ۹ صبح
حضور برای همه علاقمندان آزاد هست، و نیازی به ثبتنام نیست.
فایل جلسه همینجا منتشر خواهد شد.
7 523
وقتی میرویم، اما نمیرسیم
(مهاجرت، به مثابه گریز گسستی)
دکتر علی ثاقبی
آمفیتئاتر بیمارستان ابنسینا (مشهد)
چهارشنبه ۲ اردیبهشت
ساعت ۸ تا ۹ صبح
حضور برای همه علاقمندان آزاد هست، و نیازی به ثبتنام نیست.
فایل جلسه همینجا منتشر خواهد شد.
7 523
حضور برای همه علاقمندان آزاد هست، و نیازی به ثبتنام نیست.
فایل جلسه همینجا منتشر خواهد شد.
7 523
• دور نگهداشتن از تصاویر و خبرهای آسیبزا
• روال ثابت روزانه (خواب / تغذیه / فعالیت بدنی / ارتباط با افراد امن)
• مهیا کردن فضای امن برای بیان دغدغهها و احساسات
سه جمله ثابت:
۱) «من همیشه کنارت هستم.»
۲) «کاری که میتونیم بکنیم اینه که مراقب هم باشیم.»
۳) « خانواده ما قدمبهقدم و با هم جلو میریم.»
و یک تمرین ساده: «اگر جدا شدیم…»
نقطه ملاقات + شماره تماس روی کاغذ + یک جمله کوتاه قابلحفظ.
*
به خاطر داشته باشیم که
در بحران قرار نیست قهرمان باشیم.
فقط قرار است مراقب خود و دیگران باشیم،
تا کمتر آسیب ببینیم،
و بتوانیم از دل این روزگار پرهراس بگذریم.
در این زمانه،
همین گامهای به ظاهر کوچک،
کم از قهرمانی نیست.
7 523
وقتی سایه جنگ سنگین است
آمادهسازی روانی در زمانه تهدید جنگ
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
در روزهایی که سایه جنگ سنگین میشود،
طبیعی است که ذهن ما اول سراغ «آمادهسازی بیرونی» برود:
آب و غذا، کیف اضطراری، مسیر خروج…
اما در این میان مسالهای بسیار مهم هست،
که معمولا از نظرها دور میماند:
آمادهسازی روانی.
بحران جنگ فقط خانه و خیابان را بههم نمیریزد؛
نظم درونی آدمها را هم میلرزاند.
و اگر پیشاپیش چند «قرار کوچک» برای ذهن نگذاشته باشیم،
در لحظه تهدید، تصمیمگیری سختتر میشود،
رابطهها شکنندهتر میشوند،
و آشفتگی، بیصدا از درون شروع میکند به خوردن توان ما.
*
سه اصل آمادگی روانی
در تهدید جنگ، ذهن خیلی زود به «حالت بقا» میرود.
پس هدف ما نباید این باشد
که بتوانیم در این شرایط «عالی» عمل کنیم.
هدف این است که بدترین سناریو را،
با کمترین فروپاشی، از سر بگذرانیم.
اگر بخواهیم یک قطبنما برای «کمکهای اولیه روانی» داشته باشیم،
پنج اصل ساده راه را روشن میکند:
برقراری امنیت
آرامسازی روانی
ایجاد حس توانمندی و کارآمدی
حفظ پیوندها
زندهنگهداشتن امید
برای این کار، سه قاعده بیش از همه کمک میکند:
۱) پیشقرارها: چیزهایی که باید قبل از اوج تهدید تعیین شوند.
۲) کاهش آشفتگی: کمکردن ورودیهای آشفتهساز و تصمیمهای همزمان.
۳) لنگرهای کوچک: ابزارهایی که میتوانند در لحظه، برانگیختگی سیستم عصبی را چند درجه پایین بیاورند.
*
راهکارهای عملی
فاز اول: پیش از اوج
۱) قرارداد خانوادگی
در بحران، بحثهای طولانی معمولا به نتیجه نمیرسند؛
فقط داغتر و مخربتر میشوند.
پس یک صفحه کاغذ بردارید و بنویسید:
الف) نقشها
• یک نفر «تصمیمگیرنده اجرایی»
• یک نفر «متصدی ارتباطات» (تماسها، پیامها، خبرگیری،…)
• یک نفر «مسئول تدارکات»
• یک نفر «مسئول کودک/سالمند/…»
• …
این تقسیم نقش، نه قدرتطلبی است و نه کنترلگری؛
صرفا برنامهریزی برای کاهش آشفتگی است.
ب) قاعده طلایی بحث:
«الان وقت حلوفصل اختلافهای قدیمی نیست؛
الان صرفا زمان به حداقلرساندن آسیب است.»
پ) کلمه توقف
یک کلمه/عبارت کوتاه توافقی که یعنی:
«الان ظرفیت گفتوگو ندارم؛ بحث را نگه داریم.»
در لحظههای تهدید،
رعایت همین کلمه رمز «توقف»
گاهی مهمتر از هر مهارت ارتباطی است.
*
۲) نقشه ارتباطات: وقتی شبکهها بههم میریزند
در بحران، اضطراب فقط از خطر نیست؛
از «بیخبری» هم هست.
با دوستان/خانواده/همسایههای قابلاعتماد،
یک قرار ساده بگذارید:
• اگر اینترنت قطع شد، کی خبر میگیریم؟
• از کجا/چه مسیری؟
• اگر تماس تلفنی هم ممکن نبود، راه ارتباط ما چیست؟
قرارهای کوچک، جلوی آشفتگیهای بزرگ را میگیرند.
*
۳) بهداشت خبری: نه «ترک اخبار»، نه «بمباران اطلاعات»
در تهدید جنگ، خبر میتواند بهجای کاهش ابهام،
فقط اضطراب خام تزریق کند.
چند قاعده ساده:
• بازههای کوتاه پیگیری اخبار (نه چککردن ممتد)
• فقط از چند منبع مشخص و معتبر
• خاموشکردن نوتیفیکیشنها (مخصوصا شبها)
• دوری از تصاویر خشن و بازپخشهای تکراری
مغزی که زیر هجوم سیل اخبار هولناک است،
نه دقیقتر میفهمد،
و نه بهتر تصمیم میگیرد.
*
۴) مراقبت حداقلی از بدن: به اندازه حفظ «کارکرد»
در بحران، بدن اگر فرو بریزد،
روان هم فرو میریزد.
پس یک هدف حداقلی، حفظ نظم در:
خواب / غذا /تحرک / تماس انسانی امن
خواهد بود.
نه برای بهدست آوردن حال خوب،
صرفا برای حفظ کارکرد حداقلی بدن و روان
*
۵) کیت آفلاین روان
برای وقتی که اینترنت نیست
و ذهن برانگیخته است.
قرار دادن یک برگه روی یخچال یا داخل کیف:
• سه شماره تماس نفرات امن
• سه کار آرامساز مختصر و مفید (شخصیسازی شده)
• سه جمله لنگر آرامش
سه جمله لنگر پیشنهادی:
۱) «همه مشکلات را قرار نیست امروز حل کنم.»
۲) «الان فقط وقت تمرکز بر گام همین لحظه است.»
۳) «این نیز بگذرد.»
و چند ابزار کوچک اما موثر:
توپ استرس، آدامس، یک عطر آشنا، یک فایل صوتی آفلاین آرامسازی.
تمرین یک مهارت ساده: «تنفس جعبهای»
۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگهداشتن، ۴ ثانیه بازدم، ۴ ثانیه مکث
(اگر سرگیجه یا بدحالی آمد،
تمرین را قطع کنید و به تنفس طبیعی برگردید.)
آمادگی
فاز دوم: هنگامه اوج
۶) کوچکسازی تصمیمها
در حالت بقا، مغز توان تصمیمهای بزرگ ندارد.
پس تصمیمها را خرد کنید:
الان کجا برویم؟
بعدش چه کنیم؟
چه کسی تماس بگیرد؟
چه چیزی برداشته شود؟
و…
کوچکسازی، چاره آشفتگی است.
*
۷) کمک در بحران: حرف کمتر، کار بجاتر
در لحظههای تهدید،
کمک معمولا ارائه «تحلیل» نیست.
بلکه: حضور امن، گوشدادن، کمک عملی.
اگر کسی میخواهد حرف بزند، گوش بده.
اگر نمیخواهد، فشار نیاور.
تامین آب، غذا، و کمکردن محرکهای تهدید
گاهی از هزار جمله بیشتر اثر دارد.
*
۸) مراقبت از کودکان: روال ثابت، جملههای ثابت
سه راهکار:
7 523
Repost from انجمن علمی روانپزشکان ایران
📎 اطلاعرسانی
دسترسی رایگان به مشاوره با روانشناسان و روانپزشکان داوطلب
(ویژه افراد آسیبدیده از شرایط اجتماعی اخیر)
در پی شرایط اجتماعی اخیر، بسیاری از هممیهنان عزیز ما ـ از جمله شماری از اعضای کادر درمان که در این مدت فشارهای روانی مضاعفی را تجربه کردهاند ـ با اندوه، فرسودگی و تجربههای تلخ روانی مواجه شدهاند. انجمن روانشناسی ایران ضمن ابراز همدلی و تسلیت، یادآور میشود که دریافت بهموقع حمایت روانشناختی میتواند به کاهش رنج روانی، پیشگیری از ماندگار شدن آسیبها و بازگشت تدریجی کارکرد روزمره کمک کند.
در پی دعوت انجمن روانشناسی ایران و انجمن علمی روانپزشکان ایران، ۱۰۳۴ روانشناس و روانپزشک اعلام داوطلبی کردهاند و تاکنون امکان دسترسی رایگان به خدمات مشاورهای بیش از ۵۰۰ متخصص فراهم شده است. این خدمات توسط متخصصان واجد صلاحیت و با رعایت اصول اخلاق حرفهای، محرمانگی و احترام به شأن مراجعان ارائه میشود.
افراد نیازمند خدمات مشاورهای میتوانند برای دریافت مشاوره رایگان به صفحه مرکزخدمات روانشناسی و مشاوره انجمن روانشناسی ایران مراجعه کنند. https://clinic.iranpa.org/مراجعه برای دریافت مشاوره، اقدامی آگاهانه برای مراقبت از سلامت روان و عبور ایمنتر از این روزهای دشوار است. انجمن روانشناسی ایران انجمن علمی روانپزشکان ایران
7 523
وقتی جهانِ خاکستری را تاب نمیآوریم
زیستن با ابهام و پذیرش تفاوتها در زمانه آسیب
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
در زمانهای سرشار از آسیب،
که پایانی روشن به چشم نمیآید،
روان انسان آهستهآهسته فرسوده میشود.
فرسودگی روان،
ظرفیت تحمل پیچیدگی و ابهام را کاهش میدهد.
زیستن با ابهام انرژی میخواهد.
و وقتی این انرژی تحلیل میرود،
ذهن به سوی روایتهای سادهتر متمایل میشود.
در چنین وضعی،
جهان دیگر گسترهای از طیفها نیست؛
به دو قطب متمایز فروکاسته میشود:
ما خوبها و آن بدها.
مرزها پررنگتر میشوند.
مواضع قطعیتر.
و شکافها عمیقتر.
اختلاف،
بهجای آنکه تفاوتی قابلفهم و پذیرش باشد،
به صورت تهدید تجربه میشود.
و هنگامی که تهدید احساس شود،
واکنشها رنگ دفاع یا حمله میگیرند.
***
در فشار مزمن،
انسان بیش از آنکه در پی فهم باشد،
در پی آرامکردن اضطراب
و کاستن از تنش درونی خویش است.
گاهی این آرامسازی
در قالب قطعیت بیشتر
در دیدگاه و مواضع بروز میکند.
مرزهای روشن،
حس کنترل ازدسترفته را
موقتا بازمیگردانند.
اما این آرامش بهایی دارد.
هرچه خطوط پررنگتر شوند،
ظرفیت شنیدن کمتر میشود.
پرسش جای خود را به حکم میدهد.
و گفتوشنود جای خود را به قضاوت.
***
در چنین فضایی،
نسبت ما با گذشته نیز دگرگون میشود.
انتخابهای دیروز
با معیارهای امروز سنجیده میشوند.
و گاه چنین انتظار میرود
که گذشته با عباراتی روشن و بیابهام
از نو تعریف شود.
انگار تجربه انسانی میتواند
فاقد محدودیت،
بیخطا،
و عاری از تناقض باشد.
و گویی جواز تعلق به هر گرایشی،
منوط به اعلام فاصلهگیری کامل و تبری جستن
از هر انتخاب پیشین ناهمخوان تلقی میشود.
حال آنکه انسانها
در هر مقطع،
با فهم همان زمان خود انتخاب میکنند.
هیچ انتخابی
با آگاهی از آینده انجام نمیشود.
افق محدود است.
اطلاعات ناقص است.
و پیامدها هنوز شکل نگرفتهاند.
بازنگری و نگاه نقادانه به گذشته
میتواند نشانه رشد باشد؛
اما تنها زمانی که
از درون فرد بجوشد،
نه وقتی که به اجبار مطالبه شود.
الزام دیگری به نفی کامل گذشتهاش،
لزوما به بلوغ جمعی نمیانجامد.
گاهی فقط جهان را سادهتر میکند:
اگر همهچیز روشن، بیخطا و بیتناقض تصور شود،
اضطراب موقتا فروکش میکند.
اما واقعیت انسانی
هرگز چنین صاف و یکدست نیست.
***
وقتی فشار ابهام افزایش مییابد،
انسان به تصویری که از «خود» ساخته
محکمتر میچسبد.
باورها صرفا نظر نیستند؛
بخشی از روایت ما از خویشتناند.
و هنگامی که این روایت ترک بردارد،
انسجام درونی تهدید میشود.
در چنین لحظهای،
واکنشها همیشه از جنس تامل نیست؛
گاه صرفا تلاشی است
برای حفظ تصویری که از خود داریم.
***
اگر این روند تداوم یابد،
جامعه آهستهآهسته
از درون فرسوده میشود.
جمعها کوچکتر میشوند.
حساسیتها بیشتر.
و فضا قطبیتر.
هر کس، دیگریِ (حتی اندکی) متفاوت با خویش را
منشا تمام مشکلات خود میبیند.
انرژیای که میتوانست صرف ترمیم شود،
صرف نفی و تقابل میشود.
و حاصل آن،
نه تغییر و بهبود اوضاع،
که خستگی عمیقتر،
بدگمانی متقابل،
و از دست رفتن پیوندهاست.
لحظه خطر،
آنجاست که «ما»ی جمعی سست میشود؛
وقتی دیگری، دیگر انسانی پیچیده نیست،
بلکه تنها نماینده موضعی متفاوت است
که بهآسانی به دشمن تقلیل مییابد.
***
راه خروج از این وضعیت،
بالا بردن صدا نیست؛
بالا بردن ظرفیت است.
ظرفیت تحمل تفاوت.
ظرفیت بازنگری بدون فروپاشی.
ظرفیت زیستن با درجهای از ابهام.
در زمانه آسیبهای متوالی و فشار مزمن،
شاید این توانایی
یکی از ضروریترین مهارتهای بقا باشد.
در روزگاری که فقدانها انباشتهاند،
حفظ امکان باهمماندن،
از مهمترین کنشهای اجتماعی است.
7 523
وقتی جهانِ خاکستری را تاب نمیآوریم
زیستن با ابهام و پذیرش تفاوتها در زمانه آسیب
دکتر علی ثاقبی – روانپزشک، رواندرمانگر
در زمانهای سرشار از آسیب،
که پایانی روشن به چشم نمیآید،
روان انسان آهستهآهسته فرسوده میشود.
فرسودگی روان،
ظرفیت تحمل پیچیدگی و ابهام را کاهش میدهد.
زیستن با ابهام انرژی میخواهد.
و وقتی این انرژی تحلیل میرود،
ذهن به سوی روایتهای سادهتر متمایل میشود.
در چنین وضعی،
جهان دیگر گسترهای از طیفها نیست؛
به دو قطب متمایز فروکاسته میشود:
ما خوبها و آن بدها.
مرزها پررنگتر میشوند.
مواضع قطعیتر.
و شکافها عمیقتر.
اختلاف،
بهجای آنکه تفاوتی قابلفهم و پذیرش باشد،
به صورت تهدید تجربه میشود.
و هنگامی که تهدید احساس شود،
واکنشها رنگ دفاع یا حمله میگیرند.
***
در فشار مزمن،
انسان بیش از آنکه در پی فهم باشد،
در پی آرامکردن اضطراب
و کاستن از تنش درونی خویش است.
گاهی این آرامسازی
در قالب قطعیت بیشتر
در دیدگاه و مواضع بروز میکند.
مرزهای روشن،
حس کنترل ازدسترفته را
موقتا بازمیگردانند.
اما این آرامش بهایی دارد.
هرچه خطوط پررنگتر شوند،
ظرفیت شنیدن کمتر میشود.
پرسش جای خود را به حکم میدهد.
و گفتوشنود جای خود را به قضاوت.
***
در چنین فضایی،
نسبت ما با گذشته نیز دگرگون میشود.
انتخابهای دیروز
با معیارهای امروز سنجیده میشوند.
و گاه چنین انتظار میرود
که گذشته با عباراتی روشن و بیابهام
از نو تعریف شود.
انگار تجربه انسانی میتواند
فاقد محدودیت،
بیخطا،
و عاری از تناقض باشد.
و گویی جواز تعلق به هر گرایشی،
منوط به اعلام فاصلهگیری کامل و تبری جستن
از هر انتخاب پیشین ناهمخوان تلقی میشود.
حال آنکه انسانها
در هر مقطع،
با فهم همان زمان خود انتخاب میکنند.
هیچ انتخابی
با آگاهی از آینده انجام نمیشود.
افق محدود است.
اطلاعات ناقص است.
و پیامدها هنوز شکل نگرفتهاند.
بازنگری و نگاه نقادانه به گذشته
میتواند نشانه رشد باشد؛
اما تنها زمانی که
از درون فرد بجوشد،
نه وقتی که به اجبار مطالبه شود.
الزام دیگری به نفی کامل گذشتهاش،
لزوما به بلوغ جمعی نمیانجامد.
گاهی فقط جهان را سادهتر میکند:
اگر همهچیز روشن، بیخطا و بیتناقض تصور شود،
اضطراب موقتا فروکش میکند.
اما واقعیت انسانی
هرگز چنین صاف و یکدست نیست.
***
وقتی فشار ابهام افزایش مییابد،
انسان به تصویری که از «خود» ساخته
محکمتر میچسبد.
باورها صرفا نظر نیستند؛
بخشی از روایت ما از خویشتناند.
و هنگامی که این روایت ترک بردارد،
انسجام درونی تهدید میشود.
در چنین لحظهای،
واکنشها همیشه از جنس تامل نیست؛
گاه صرفا تلاشی است
برای حفظ تصویری که از خود داریم.
***
اگر این روند تداوم یابد،
جامعه آهستهآهسته
از درون فرسوده میشود.
جمعها کوچکتر میشوند.
حساسیتها بیشتر.
و فضا قطبیتر.
هر کس، دیگریِ (حتی اندکی) متفاوت با خویش را
منشا تمام مشکلات خود میبیند.
انرژیای که میتوانست صرف ترمیم شود،
صرف نفی و تقابل میشود.
و حاصل آن،
نه تغییر و بهبود اوضاع،
که خستگی عمیقتر،
بدگمانی متقابل،
و از دست رفتن پیوندهاست.
لحظه خطر،
آنجاست که «ما»ی جمعی سست میشود؛
وقتی دیگری، دیگر انسانی پیچیده نیست،
بلکه تنها نماینده موضعی متفاوت است
که بهآسانی به دشمن تقلیل مییابد.
***
راه خروج از این وضعیت،
بالا بردن صدا نیست؛
بالا بردن ظرفیت است.
ظرفیت تحمل تفاوت.
ظرفیت بازنگری بدون فروپاشی.
ظرفیت زیستن با درجهای از ابهام.
در زمانه آسیبهای متوالی و فشار مزمن،
شاید این توانایی
یکی از ضروریترین مهارتهای بقا باشد.
در روزگاری که فقدانها انباشتهاند،
حفظ امکان باهمماندن،
از مهمترین کنشهای اجتماعی است.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
