خاطرات نوجوان بازنشسته
رفتن به کانال در Telegram
id: @whcaw بات ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=199366353
نمایش بیشتر720
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+2030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+33
در 4 کانالها
ژوئیه '26
+12
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+23
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+14
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+44
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+17
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+24
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+14
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+18
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '25
+40
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+60
در 8 کانالها
Get PRO
مه '25
+21
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+31
در 7 کانالها
Get PRO
مارس '25
+80
در 23 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+19
در 10 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+15
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+95
در 32 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+30
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+21
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+24
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '24
+24
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+52
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+34
در 7 کانالها
Get PRO
مه '24
+53
در 6 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+31
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '24
+30
در 4 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+45
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+20
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+46
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+33
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+26
در 8 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+42
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+48
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+35
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+65
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+79
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+65
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+47
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+59
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+113
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+54
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+30
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+242
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 31 اوت | 0 | |||
| 30 اوت | 0 | |||
| 29 اوت | 0 | |||
| 28 اوت | +1 | |||
| 27 اوت | 0 | |||
| 26 اوت | 0 | |||
| 25 اوت | 0 | |||
| 24 اوت | 0 | |||
| 23 اوت | 0 | |||
| 22 اوت | 0 | |||
| 21 اوت | 0 | |||
| 20 اوت | 0 | |||
| 19 اوت | 0 | |||
| 18 اوت | +3 | |||
| 17 اوت | +3 | |||
| 16 اوت | 0 | |||
| 15 اوت | +1 | |||
| 14 اوت | 0 | |||
| 13 اوت | 0 | |||
| 12 اوت | +1 | |||
| 11 اوت | +1 | |||
| 10 اوت | +3 | |||
| 09 اوت | +2 | |||
| 08 اوت | +1 | |||
| 07 اوت | +2 | |||
| 06 اوت | +7 | |||
| 05 اوت | +5 | |||
| 04 اوت | +1 | |||
| 03 اوت | 0 | |||
| 02 اوت | +2 | |||
| 01 اوت | 0 |
پستهای کانال
کاش اونقدری که برای گربهها و بچههای کوچیک جذابم، پیش آدم بزرگها جذابیت داشتم
| 2 | گلهایی که دادی رو تا آخرین گلبرگ نگه میدارم؛ خودتو تا آخرین لحظه | 317 |
| 3 | انگشتای بابا روی فرمون ماشین ضرب گرفتن؛با ریتم زنگوله گوسالهها،مسحور سبزی چمن خیس. بابا عاشق بوی بارونه روی چمن خیس، میگفت هر طوفانی سر راهش قرار بگیره بیلشو میذاره روی کولش و از اول خونه کلنگیش رو درست میکنه. با یه حیاط بزرگ، پر از مرغ و جوجه و گوسالههایی که پنیرشون از برفِ بهمنماه تازهتره. مامان دماغشو جمع میکنه و شیشه پنجره رو میکشه بالا، بوی گوسالهها به مشامش خوش نمیان. هیچ طوفانی خونه کلنگی بابا رو خراب نکرد. خونه بابا الان یه آپارتمانه از سنگهای مرغوب با پنجرههای هزارجداره که ضربآهنگ انگشتاش رو خفه میکنن. انگشتای بابا مثل بچگیاش تو روستا آفتاب سوختهس، ولی بازوهاش سفید و تمیزن. زیر کتش گرو گذاشته، شاید یه روز نیاز شد ازشون استفاده کنه.
همونجور که تیکه تیکه زبونشو گرو میذاره. همیشه میگفتن از زبون کم نمیاره، ولی سر شام دیشب ته قاشقِ فلزی میخورد به بغض گلوش و صدا میداد، مثل زنگوله گوسالهها.
بابا زبونشو با چندتا قاشق معاوضه کرد، و لقمههای خوشمزه غذا، و حس امنیتی که ما داریم وقتی تا ظهر جمعه میخوابیم. بابا هنوز بازوشو داره، زیر کت شیک و بدون تاخوردگیش قایم شده. همون کتی که تار و پودش از بازوهای مامانه. مامان شیفته لباسهای آستین حلقهای بود، و عاشق پرواز. عاشق این بود که بالا و بالاتر بره و با بالهای پر از پرش بین گلهای ایوون برقصه. بابا دلش یه کت شیک و بدون تاخوردگی میخواست. مامان قسمتی از پرهاشو کند تا کت بابا رو درست کنه، اخه پرهاش خیلی زیاد بودن. مامان نمیدونست پرها به بال و بازو چسبیدن. مامان دیگه نه بال نداره نه بازو، مامان حتی آرزو هم نداره. آرزوهاش رو همراه قلبش بخشید، به من.
به منی که عاشق این بودم برعکس از سرسرهها بالا برم. دوست داشتم همه پارکهای دنیا رو پیدا کنم و از تک تک سرسرهها برعکس بالا برم. یه روز که از خونه خیلی دور شده بودم، سرسره منو هل داد پایین. یادمه چشمام باز نمیشد و سر انگشتای مامان رگهای منجمد و کمخونم رو گرم میکردن. دوست داشتم برای آخرین بار به مامان نگاه کنم، به انعکاس صورتم توی آرزوهای چشماش. مامان با قیچی خیاطیش پوست سینهش رو برید، با همون قیچی که کت شیک و بدون تاخوردگی بابا رو دوخته بود. قلب بزرگش رو یکجا درآورد. قلب مامان پر از رگهای چسبندهس و سریعتر از هر قلبی خون تازه رو پمپاژ میکنه، خونی که از پنیرهای گوساله هم تازهتره.
من نمیتونستم قلب مامان رو قبول کنم، نه از سر سخاوت. قفسه سینه من برای اون قلب زیادی کوچیک بود، پس چندتا از دندههامو شکوند تا قلب بزرگش، با اون همه آرزو اونجا جا بگیره.
حالا رگهای من سریعتر از هر شاهرگی خون میگیرن، و من میخواستم سریعتر دور پارکها بدوم و از سرسرهها برعکس بالا برم. ولی حالا چندتا دنده ندارم و قلب مامان از داخل سینهملیز میخوره. قلب مامان ارزشمنده و باید قدر چیزای باارزش رو دونست. پس من پشت میز پیانو نشستم.
حالا رگهای من سریعتر از هر شاهرگی خون میگیرن و میتونم سریعترین نتها رو روان بنوازم؛ روانتر از رودهای روستا،گوشنوازتر از زنگوله گوسالهها. و گنجشکهای شهری که آوازشون در پنجرههای هزار جداره خفه میشه تا برادرم بهتر بخوابه. برادرم پتوی نرمش رو محکم دور خودش میپیچه چون دیگه پوستی نداره. قبل از اینکه از پیله دربیاد پوستش همه جا میریخت توی دست و پا. یه روز که با صدای گنجشکهای شهری از خواب بیدار نشد پوستش رو بریدم و مامان با تهمونده بازوهاش براش یه کت مخملی دوخت تا سرما نخوره. سرآستین کت برادرم نخکش میشه و میرسه تا حفرهی خالی قلب مامان. برادرم دیگه نمیتونه از خونه خیلی دور بشه وگرنه مامان رو نخکش میکنه.
من میتونم. من میتونم زیر درختای دورترین پارک دنیا بشینم، دماغمو از بوی خاک بارونخورده چین بدم و چشمامو به سرخی سرسرهها بدوزم.
من نمیتونم با دندههای شکسته و قلبی که برام بزرگه برعکس از سرسرهها بالا برم.
پس لباسهایی رو میپوشم که روی یقههاشون تا نداره، و رایحه عطرم رو هر لای بدنم پنهان میکنم تا وجودم اتاقهای هزارجداره رو در بر بگیره و قبل از زل زدن توی چشم غریبهها مطمئن میشم گوشه چشمام چرکی نباشه.
پشت میز پیانو نشستم و انگشتهام به چابکی یک گوساله نتهای پیانو رو پیدا میکنن. انگشتهام هیچوقت تیکههای پازل رو پیدا نمیکنن و مامان وقتی به گلهای ایوون آب میده دعوت رقصِ کلیدهای پیانو رو رد میکنه.
حالا رگهای من سریعتر از هر شاهرگی خون میگیرن، ولی بعضی وقتها دلم برای شوق توی چشمای مامان موقع پرواز تنگ میشه. | 414 |
| 4 | راننده اسنپ جان لنون رو قطع کرد تا ریمیکس لری بذاره | 364 |
| 5 | کاش تلگرام آپشن داشت که فقط کسایی که خودت اجازه میدی بتونن ویس بدن. | 535 |
| 6 | Making someone cry while they’re studying for exams has to be one of the top 10 cruelest things you could do to them. | 1 221 |
| 7 | لازم نیست احساساتت را مرتب و قابل قبول کنی تا حق داشته باشی دربارهشان حرف بزنی.
-chat gpt | 962 |
| 8 | دیوانهوار عاشق یاد گرفتن چیزای جدیدم، عاشق خود فرایند یاد گرفتن. اینکه به یه سوالی که مدتها تو ناخودآگاهم جا خوش کرده پاسخ داده شه، فکر کردن به سوالای بیشتر، ارتباط دادن دونستههای جدیدم به قبلیا و ساختن یه مفهوم جدید. کاش میتونستم تا ابد زنده باشم تا ابدیتو یاد بگیرم. | 3 369 |
| 9 | بدون متن... | 901 |
| 10 | No revenge cause cats love me as much as I love them. | 784 |
| 11 | من و پارتنرم خیلی the fate of ophelia coded هستیم.
If they’d never come for me, I might’ve drowned in the melancholy. | 806 |
| 12 | مطمعنم لاین سوم خیابون کندتر از لاین وسط پیش میره؛ فقط نمیتونم ثابتش کنم. | 818 |
| 13 | همیشه قراره نسبت به دخترایی که با مامانشون بستی هستن jealousy ناجوری داشته باشم. | 957 |
| 14 | مرکز لیزر خوبی توی شیرازی میشناسید که نتیجه بده؟ برای شارژ یه سالهم میخوام این دکتره تا اخرای شهریور وقتش پره | 152 |
| 15 | دلم میخواد زندگی کنم و از ته دل بخندم اما متاسفانه ایرانیم | 1 040 |
| 16 | اینایی که مثلا یوتوبرن اسپانسری چیزی میگیرن رو نمیگم، این لب خونکیای تیکتاکی رو میگم | 143 |
| 17 | به نظرم آدمایی که در دهه بیست زندگی همچنان internet fame رو جدی میگیرن خندهدارن | 936 |
| 18 | ملت فکر میکنن ما یه نقدی به مردسالاری یا جنایتهای مردانه میکنیم به خاطر وضع مردای تو خونمونه. اتفاقا اگه اونا خوب باشن استانداردهات میرن بالاتر و بیشتر رفتارهای مزخرف رو تو جامعه تشخیص میدی | 1 000 |
| 19 | اگه بگم حقوق مامانم بیشتر از بابامه گریه میکنی؟ | 968 |
| 20 | https://t.me/bitchniallismine/18754
بابات قرار بود پول موتورتو بده هم یه مرده اگه نبود مامانت کاری از دسش برنمیومد. از شما فمینیستای تفرقه انداز حالم بهم میخوره | 895 |
