fa
Feedback
یارِ خاکسار

یارِ خاکسار

رفتن به کانال در Telegram

پَس عَدَم گَردَم عَدَم چون اَرغِنون...

نمایش بیشتر
4 947
مشترکین
-724 ساعت
-277 روز
+6830 روز
آرشیو پست ها
هو از سرِّ عشق بی خبری، حال ما مپرس ما غرقه گشته‌ایم و تو دریا ندیده‌ای شیخ زین‌الدین علی کلاه شیرازی
هو از سرِّ عشق بی خبری، حال ما مپرس ما غرقه گشته‌ایم و تو دریا ندیده‌ای شیخ زین‌الدین علی کلاه شیرازی

هو می‌فرمودند: شیخ عین‌القضات همدانی گفته که اولیای حق سبحانه بر اوصافِ محبوبِ خود محبوب‌اند. حق سبحانه فرموده است: فَاذکُرون
هو می‌فرمودند: شیخ عین‌القضات همدانی گفته که اولیای حق سبحانه بر اوصافِ محبوبِ خود محبوب‌اند. حق سبحانه فرموده است: فَاذکُرونی اَذکُرکُم (۱۵۲/۲). اگر می‌خواهی که مذکورِ ما باشی به یاد ما باش. احوال و سخنان خواجه عبیدالله احرار به تصحیح عارف نوشاهی

📚 معرفی کتاب: رند عافیت سوز داستان زندگی حافظ شیرازی (بر گرفته از تواریخ، تذکره ها و اشعار نشانه دار دیوان) نویسنده: منصور پایمرد نشر سیوند «رند عافیت‌سوز؛ داستان زندگی خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی» حاصل بیش از چهل سال همنشینی، مطالعه و پژوهش منصور پایمرد با شعر، زندگی و اندیشه حافظ است؛ روایتی داستانی که می‌کوشد حافظ را نه فقط از خلال گزارش‌های تاریخی، بلکه در متن زندگی، زمانه، شعر و جهان عرفانی او به خواننده نزدیک کند. نویسنده از آغاز، چهار عرصه را در شکل‌گیری این اثر در نظر داشته است: تاریخ، شعر، عرفان و زندگی انسانی و اجتماعی حافظ. از این رو، کتاب صرفاً یک زندگی‌نامه نیست. پرسش اصلی آن تنها این نیست که «حافظ چه کرد؟»، بلکه این است که «حافظ چگونه حافظ شد؟» چگونه جوانی از شیراز، در گذر تجربه‌های شخصی، عشق، رنج، تحولات اجتماعی و سیاسی و جست‌وجوی معنوی، به شاعری بدل شد که قرن‌ها پس از او همچنان با انسان سخن می‌گوید. ساختار کتاب در هشت بخش، زندگی حافظ را در بستر تاریخ و جامعه شیراز دنبال می‌کند. تذکره‌ها و تواریخ، استخوان‌بندی روایت را فراهم می‌کنند و اشعار حافظ، به‌ویژه ابیاتی که می‌توان آنها را با اشخاص و رویدادهای تاریخی مرتبط دانست، در تار و پود داستان جای می‌گیرند. در جاهایی که منابع تاریخی سکوت کرده‌اند، تخیل داستانی به کار گرفته شده است؛ اما این تخیل کوشیده است با فرهنگ، مناسبات اجتماعی و فضای تاریخی قرن هشتم هماهنگ باشد. شخصیت‌های داستان نیز تنها برای پیشبرد حوادث ساخته نشده‌اند. شخصیتی چون "فرخ" امکان پرداختن به مفهوم «شاهد» و «نظربازی» و نسبت میان زیبایی انسانی و عشق عرفانی را فراهم می‌کند. "پیر گلرنگ" راهی برای ورود به جهان عرفانی حافظ و تجربه‌های معنوی اوست. "گُـل‌اندام"، دوست و معاشر حافظ، در کنار حافظ، بخشی از فضای انسانی و اجتماعی زندگی او را شکل می‌دهد و "جهان‌ملک خاتون"، شاعر و زنی که در تاریخ و ادبیات کمتر دیده شده، با شخصیت، شعر و جهان فکری مستقل خود در کنار حافظ حضور می‌یابد. در این روایت، شیراز نیز فقط یک پس‌زمینه نیست؛ شهر با میدان‌ها، خانه‌ها، آرامگاه‌ها، زندان‌ها و محافلش به بخشی از جهان داستان تبدیل می‌شود و مکان‌هایی که حوادث داستان در آنها روی می‌دهد، تلاش شده است تافضای زندگی در شیراز قرن هشتم را برای خواننده ملموس کند. زبان اثر ضمن روان و قابل‌فهم بودن برای خواننده امروز، سعی شده با فضای تاریخی و ادبی عصر حافظ تناسب داشته باشد. «رند عافیت‌سوز» در مرز میان پژوهش تاریخی و داستان تاریخی حرکت می‌کند: تاریخ، استخوان‌بندی روایت است؛ شعر، صدای درونی حافظ؛ عرفان، بخشی از مسیر تحول او؛ شخصیت‌ها، نمودهای جهان انسانی او؛ و تخیل، نیرویی برای زنده‌کردن بخش‌هایی که تاریخ از آنها سخنی نگفته است.

رند عافیت سوز داستان زندگی حافظ شیرازی (بر گرفته از تواریخ، تذکره ها و اشعار نشانه دار دیوان) نویسنده: منصور پایمرد نشر سیوند
رند عافیت سوز داستان زندگی حافظ شیرازی (بر گرفته از تواریخ، تذکره ها و اشعار نشانه دار دیوان) نویسنده: منصور پایمرد نشر سیوند «رند عافیت‌سوز؛ داستان زندگی خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی» حاصل بیش از چهل سال همنشینی، مطالعه و پژوهش منصور پایمرد با شعر، زندگی و اندیشه حافظ است؛ روایتی داستانی که می‌کوشد حافظ را نه فقط از خلال گزارش‌های تاریخی، بلکه در متن زندگی، زمانه، شعر و جهان عرفانی او به خواننده نزدیک کند.

هو محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب رضی اللّه عنه گوید: «التصوّف خُلُقٌ، مَن زادَ علیکَ فی الخُلُقِ، زادَ علیک فِی الت
هو محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب رضی اللّه عنه گوید: «التصوّف خُلُقٌ، مَن زادَ علیکَ فی الخُلُقِ، زادَ علیک فِی التصوّف.» تصوّف نیکوخویی باشد، هر که نیکو خوتر، وی صوفی‌تر. و خوی نیکو بر دو گونه باشد: یکی با خلق و دیگر با حق. نیکوخویی با حق رضا باشد به قضای وی و نیکوخویی با خلق حمل ثقل صحبت ایشان برای حق و این هر دو خود به طالب آن باز گردد. حق را تعالی صفت استغناست از رضای طالب و سخط طالب و این هر دو صفت اندر نظارهٔ وحدانیت وی بسته است. کشف المحجوب علی بن عثمان هُجویری

«وصل و هجران» سید خلیل عالی نژاد ای خدا این وصل را هجران مکن سرخوشان عشق را نالان مکن باغ جان را تازه و سرسبز دار قصد این مستان و این بستان مکن چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن خلق را مسکین و سرگردان مکن بر درختی کآشیان مرغ توست شاخ مشکن مرغ را پران مکن جمع و شمع خویش را برهم مزن دشمنان را کور کن شادان مکن گرچه دزدان خصم روز روشنند آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن کعبه اقبال این حلقه است و بس کعبه امید را ویران مکن این طناب خیمه را برهم مزن خیمه توست آخر ای سلطان مکن نیست در عالم ز هجران تلخ‌تر هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن حضرت مولانا

«رابطه شمس و مولانا» سخنرانی دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در دانشگاه هاروارد

«رابطه شمس و مولانا» سخنرانی دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در دانشگاه هاروارد

هو معنی ولایت چه باشد؟ آن‌ که او را لشکرها باشد و شهرها و دیه‌ها؟ نی مولانا. آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر
هو معنی ولایت چه باشد؟ آن‌ که او را لشکرها باشد و شهرها و دیه‌ها؟ نی مولانا. آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر احوال خویشتن، و سکوت خویشتن، و قهر در محل قهر، و لطف در محل لطف.. مقالات شمس

هو معنی ولایت چه باشد؟ آن‌ که او را لشکرها باشد و شهرها و دیه‌ها؟ نی مولانا. آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر
هو معنی ولایت چه باشد؟ آن‌ که او را لشکرها باشد و شهرها و دیه‌ها؟ نی مولانا. آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن، و بر احوال خویشتن، و سکوت خویشتن، و قهر در محل قهر، و لطف در محل لطف.. مقالات شمس.

هو و بدانک هر که اندر بدایت صاحب مجاهدة نباشد ازین طریقت هیچ به وی نیابد.. رسالهٔ قُشیریه
هو و بدانک هر که اندر بدایت صاحب مجاهدة نباشد ازین طریقت هیچ به وی نیابد.. رسالهٔ قُشیریه

هو ابوعلی دقّاق گفته: «درخت خودروی که کسی آن را نپرورده باشد برگ برآرد ولی بار نیارد، و اگر آرد بی‌مزه آرد.» نفحات‌الانس ذکر
هو ابوعلی دقّاق گفته: «درخت خودروی که کسی آن را نپرورده باشد برگ برآرد ولی بار نیارد، و اگر آرد بی‌مزه آرد.» نفحات‌الانس ذکر ابوعلی دقّاق

هو امیرالمؤمنین علیه السلام: «مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لاَ طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْ
هو امیرالمؤمنین علیه السلام: «مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لاَ طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك.» معبودا عبادت و پرستش من از جهت ترس از آتش دوزخ نيست و به انگيزه طمع و دستيابى به بهشت نيست؛ فقط‍‌ چون تو را سزاوار عبادت و پرستش می دانم مي پرستم. جلد ۶۷ بحار الانوار

«ساز و آواز» سید خلیل عالی نژاد عزیزا کاسه چشمم سرایت میون هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی باز نشینه خار مژگونم به پایت.. باباطاهر عریان

«ساز و آواز» سید خلیل عالی نژاد عزیزا کاسه چشمم سرایت میون هردو چشمم جای پایت از او ترسم که غافل پا نهی باز نشینه خار مژگونم به پایت.. باباطاهر عریان

هو و گفت: خواستم تا سخت ترين عقوبتی بر تن خود بدانم که چيست. هيچ چيز بدتر از غفلت نديدم و آتش دوزخ با مردان آن نکند که يک ذره
هو و گفت: خواستم تا سخت ترين عقوبتی بر تن خود بدانم که چيست. هيچ چيز بدتر از غفلت نديدم و آتش دوزخ با مردان آن نکند که يک ذره غفلت کند. ذکر بایزید بسطامی تذکرة الأولیاء

هو و از علی بن الحسین رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما روایت کنند که اندر سجود بود آتش اندر سرای وی افتاد از نماز بیرون نیامد، پرسیدند
هو و از علی بن الحسین رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما روایت کنند که اندر سجود بود آتش اندر سرای وی افتاد از نماز بیرون نیامد، پرسیدند ویرا ازین، گفت آتش مهین مشغول کرد مرا ازین آتش. رسالهٔ قُشیریه

هو انسان شريف، به هر مقامى، هر چند بزرگ، برسد سرمست نمى شود؛ مانند كوهى كه هيچ بادى آن را به لرزه در نمى آورد؛ اما فرومايه با
هو انسان شريف، به هر مقامى، هر چند بزرگ، برسد سرمست نمى شود؛ مانند كوهى كه هيچ بادى آن را به لرزه در نمى آورد؛ اما فرومايه با دست يافتن به كمترين مقام، سرمست مى شود؛ همانند بوته علفى كه وزش نسيمى آن را مى جنباند. غرر الحكم امام‌العارفین مولی‌الموحدین حضرت علی علیه السلام

هو ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ يَسْ
هو ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ۗإِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ.﴾ «آيا آن كس كه در همه ساعات شب به عبادت پرداخته، يا در سجود است يا در قيام، و از آخرت بيمناك است و به رحمت پروردگارش اميدوار است، با آن كه چنين نيست يكسان است؟ بگو: آيا آنهايى كه مى‌دانند با آنهايى كه نمى‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند مى‌پذيرند.» آیهٔ ۹ سورهٔ زمر

هو ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ يَسْ
هو ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ ۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ.﴾ «آيا آن كس كه در همه ساعات شب به عبادت پرداخته، يا در سجود است يا در قيام، و از آخرت بيمناك است و به رحمت پروردگارش اميدوار است، با آن كه چنين نيست يكسان است؟ بگو: آيا آنهايى كه مى‌دانند با آنهايى كه نمى‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند مى‌پذيرند..» آیهٔ ۹ سورهٔ زمر