یارِ خاکسار
Open in Telegram
4 886
Subscribers
+524 hours
+4267 days
+70830 days
Posts Archive
4 886
هو
ساز و آواز «آتش عشق تو»
صدای استاد محمدرضا شجریان
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
4 886
هو
احمد خضرویه رحمةاللهعلیه گفت:
هر که خواهد که خدای تعالی بازو بود، بگو صدق را ملازم باش، که خدای عَزَّوَجَلَّ همی گوید؛ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّادِقِينَ.
«همانا خدا با راستگویان است»
رساله قشیریه
تصویر؛ درویشه صغری خانم نعمتاللهی صفیعلیشاهی.
4 886
هو
احمد خضرویه گفت هر که خواهد که خدای تعالی بازو بود بگو صدق را ملازم باش که خدای عَزَّوَجَلَّ همی گوید اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّادِقینَ.
رساله قشیریه
تصویر؛ درویشه صغری خانم نعمتاللهی صفیعلیشاهی
4 886
هو
درویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان.
گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟
گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.
ای زبردستِ زیردستآزار
گرم تا کی بماند این بازار؟
به چه کار آیدت جهانداری؟
مردنت بِه که مردم آزاری
گلستان سعدی
4 886
هو
درویشی مُسْتَجابالدَّعوة در بغداد پدید آمد. حَجّاجِ یوسف را خبر کردند. بخواندش و گفت: دعایِ خیری بر من بکن. گفت: خدایا! جانش بستان.
گفت: از بهرِ خدای این چه دعاست؟
گفت: این دعایِ خیر است تو را و جملهْ مسلمانان را.
ای زبردستِ زیردستآزار
گرم تا کی بماند این بازار؟
به چه کار آیدت جهانداری؟
مردنت بِه که مردم آزاری
گلستان سعدی
4 886
هو
و فرموده است که: «آزاد مرد آن است که از رنجانیدن کسی نرنجد و جوانمرد آن باشد که مستحق رنجانیدن را نرنجاند.»
نفحات الانس من حضرات القدس
نورالدین عبدالرحمن جامی
ذکر مولانا جلالالدین بلخی
4 886
هو
و یکی او را گفت: «مرا وصیّتی کُن.» گفت: «بمیران نَفْس را تا زنده گردانندَش.»
تذکرة الاولیاء
ذکر احمد خضرویه
4 886
هو
ظهور علیشاه، آقا سید اسدالله یزدی، از سادات حسینی و از مشایخ طریقت نعمتاللهی بود که به جانشینی صمد علیشاه دستگیری میکرده. وی فرزند آقا سید موسی، مجتهد سیستانیالاصل و نجفیالمسکن، بود.
ظهور علیشاه تا نهسالگی در شهر یزد میزیست و نزد شوهر خواهر خویش، که به تجارت اشتغال داشت، به گلهبانی مشغول بود. در همین ایام، ورود درویشی هندی به یزد، سرآغاز تحولی بزرگ در زندگی او شد.
در آن روزگار، درویشی هندی به یزد وارد شد و در آنجا چادری برپا نمود. شوهر خواهر سید اسدالله که مردی تاجر بود، با آن درویش آشنا و مأنوس شد. خواهر سید اسدالله که از این معاشرت خشنود نبود و بیم آن داشت که درویش هنگام بازگشت، شوهرش را با خود همراه سازد، روزی به برادر نهسالهاش دستور داد گلهبانی را رها کند و با دوستان گلهبان خود، چادر درویش را سنگباران نماید.
پیش از آنکه سنگباران آغاز شود، درویش از چادر بیرون آمد و در چند قدمی متوجه کودکان شد. در همین هنگام، سید اسدالله سنگها را از دست فروگذاشت و ناگهان با حالتی خاص و توجهی تمام، روی به سوی درویش ایستاد. اندکی بعد به خانه بازگشت؛ اما حال او دگرگون شده بود. سپس با حالتی منقلب و بیقرار نزد درویش رفت و در پی آن، راهی اصفهان شد.
در اصفهان حاج بهار علیشاه یزدی او را در همان سن و سال وارد جرگه خاکسار جلالی غلامعلیشاهی نموده و بعد از مدتها لسان کشیده و پیاله خورده، میگردد. سرانجام جذبهای شدید بر او غالب گردید. در همین ایام، با شیخ گروسی، محمدعلی عطار، که در حال جذبه مربی و همراه معنوی او بود، ارادت یافت.
در آن زمان، آقا محمد تقی صمد علیشاه، تبریزی الاصل و ساکن تهران، در محله عربهای تهران اقامت داشت. سید اسدالله که مجذوب او شده بود، دست ارادت به وی داد و در کنف تربیت معنوی او قرار گرفت. دیری نگذشت که در سیر و سلوک به مقامی رسید که پس از صمد علیشاه، به جانشینی او برگزیده شد و به دستگیری و ارشاد اهل طریقت پرداخت.
از حالات و مجاهدات او در دوران جذبه، حکایات بسیاری نقل شده است. از جمله گفتهاند که شبهای سرد و برفی زمستان را در امامزاده کلزرد، در مسیر شهرری، و نیز در کوه بیبی شهربانو، تا صبح در میان برف به سر میبرده است.
همچنین روایت شده است که به همراه شیخ محمدعلی عطار، از راههای بیراهه، عازم زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام شد و این سفر هجده ماه به طول انجامید. در تمام این مدت، به دستور شیخ عطار، به اربعین و ریاضت مشغول بود و بنا بر روایت، از علفهای بیابان و برگ درختان تناول میکرد.
با رسیدن به مشهد مقدس، حالات جذبه و کشف او شدت بیشتری یافت؛ چنانکه شیخ عطار از وی جدا شد و به گروس کردستان بازگشت. سید اسدالله نیز در همان حال جذبه شدید، در شبهای سخت زمستان، در جوار آستان حضرت ثامنالائمه علیهالسلام و مقابل پنجره فولاد، به سر میبرد تا آنکه به عنایت باطنی نائل آمد.
ظهور علیشاه در طریقه جلیله نعمتاللهیه، به عنوان خلیفه و جانشین صمد علیشاه، به دستگیری و ارشاد اهل سلوک میپرداخت و حکایات بسیاری از کشف و کرامات او در میان اهل طریقت نقل شده است.
در خاتمه یکی از اشعار صابر همدانی در مورد سید اسدالله یزدی سروده است، درج مینماید:
«ظهور ای مظهر شاه ولایت
ظهور ای رهبر راه هدایت
ظهور ای قبله ارباب عرفان
ظهور ای سرور اصحاب ایمان
ظهور ای خاک کویت وادی طور
ظهور ای محوریت ماه چون هور
ظهور ای رهبر بیمثل و مانند
ظهور ای کشور دین را خداوند
مرا ده همتی از روح پاکت
تو را سوگند بر اکسیر خاکت
مرا ده همت خیری از این بیش
تو شاها آگهی از حال درویش
مدد بگرفتم و رفتم من ای شاه
بگو دست علی بادت به همراه
گرفتم از دم پاک تو همت
زتو برگشتم از وحدت به کثرت»
ظهور علیشاه در سال ۱۳۴۸ هجری قمری درگذشت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. نگارنده در منابع مورد بررسی، اطلاعاتی درباره جانشین وی به دست نیاورده است.
مشایخ ظهور علیشاه نیز، بنا بر آنچه در حدیقة العرفاء آمده، چنین ذکر شدهاند: در همدان، مشهدیرضا باروتکوب و شیخ مصطفی خان شوکت؛ در ملایر، دبیرزاده؛ در تهران، سروان حسن زنگنه؛ و در کرمانشاه، مرات قاضی دادگستری.
تاریخ سلسلههای طریقه نعمتاللهیه در ایران از سال ۱۱۹۰ ه.ق تا سال ۱۳۹۹ ه.ق.
دکتر مسعود همایونی
@yarekhaksar
4 886
هو
دیندار کیندار نباشد،
در دل، دین توان نگاه داشت یا کین.
کوی طریقت
حالات و کلمات شیخ صفیالدین اردبیلی
اهتمام صمد موحد
4 886
هو
زید بن حارثه میگوید:
در شبی که رسول خدا ﷺ از انصار برای نخستین بار بیعت گرفت، فرمود:
«من از شما همان پیمانی را میگیرم که خداوند از پیامبران پیش از من گرفته است؛ اینکه مرا حفظ و یاری کنید و از من در برابر آنچه خودتان از آن محافظت میکنید، محافظت نمایید؛ و علی بن ابیطالب را نیز همانگونه که از خودتان محافظت میکنید، حفظ و حمایت کنید؛ زیرا او «صدّیق اکبر» است و خداوند به وسیلهٔ او دین شما را افزون و استوار میکند.
همانا خداوند به موسی عصا عطا کرد، و به ابراهیم، سرد و سلامت شدن آتش را عطا کرد، و به عیسی کلماتی عطا کرد که با آنها مردگان را زنده میکرد؛ و به من، این علی را عطا کرد.
و برای هر پیامبری نشانهای است، و این علی نشانهٔ پروردگار من است و امامان پاک از نسل او نیز نشانههای پروردگار مناند. زمین از اهل ایمان خالی نخواهد شد، تا زمانی که خداوند یکی از فرزندان او را باقی گذاشته باشد.
ینابیع المودّة
سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی
4 886
هو
و گفت: هر که مجاهده کند به نفس برای نفس به کرامات برسد، و هر که مجاهده کند با نفس برای خداوند برسد به خداوند.
تذکرة الاولیاء
ذکر امام جعفر صادق علیهالسلام
4 886
هو
چون مرد بدان مقام رسد که از شراب معرفت مست شود، چون بکمال مستی رسد و بنهایت انتهای خود رسد، نفس محمد را که «لَقَدْ جاءکم رسولٌ مِنْ أنْفُسِکُم» بروی جلوه کنند. «طوبی لِمَنْ رآنی و آمَنَ بی» طراز روزگار وی سازند. دولتی یابد که ورای آن دولت، دولتی دیگر نباشد. هرکه معرفت نفس خود حاصل کرد معرفت نفس محمد او را حاصل شود؛ و هرکه معرفت نفس محمد حاصل کرد پای همت در معرفت ذات اللّه نهد. «مَنْ رآنی فَقَدْ رأی الحق» همین معنی باشد. هر که مرا دید خدا را دیده باشد و هرکه خودشناس نیست محمد شناس نباشد.
تمهیدات
عینالقضات همدانی
4 886
هو
اینان که در این روزگار بر منبرها سخن می گویند و بر سرِ سجاده ها نشسته اند، راهزنان دینِ محمدند!
اغلب اینان راهزنان دین محمد بودند.
همه، موشانِ خانه ی دین محمد، خراب کنندگان بودند.
سجاده بینی هفت رنگ.
ای شیخ تو را گفته اند از رنگ برون آی…
ای قوم از این سرای حوادث حذر کنید؛ این سخن نیست، این تنبیه است بر سخن، دعوت است به سخن و دعوت است به آن عالم.
مقالات شمس
4 886
مایه دشتی
آواز: منوچهر همایونپور
پیانو: جواد معروفی
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد
اگر چه گرد برانگیختی ز هستی من
غباری از من خاکی به دامنت مرساد
چو در به روی من ای نور دیده در بستی
دگر جهان در شادی به روی من نگشاد
خیال روی توام دیده میکند پُر خون
هوای زلف توام عمر میدهد بر باد
نه در برابر چشمی نه غایب از نظرم
نه یاد میکنی از من، نه میروی از یاد
به جای طعنه اگر تیغ میزند دشمن
ز دوست دست نداریم، هر چه باداباد
ز دست عشق تو عبدالمجید جان نبرد
که جان ز محنت شیرین نمیبرد فرهاد
عبدالمجید تبریزی
4 886
هو
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت، که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن، روشنایی دراز آید.
مقالات شمس
4 886
هو
شیخ ما ابوسعید قدّس الله روحَهُ العزیز گفت که نبشته بودیم که هر که شب آدینه صلوات دهد هزار بار مصطفی صل الله علیه و آله و سلّم، وی را به خواب بیند.
ما به مرو ، آن کردیم. مصطفی (ص) را به خواب دیدیم و فاطمه زهرا (س) در پیش او نشسته و مصطفی علیه السلام دست مبارک خویش بر فرق میمون او نهاده. چون ما خواستیم که پیش رسول الله شویم، ما را فرمود:
مَه فَاِنّها سیّدة النّساءالعالمین.
(بس کن که او بانوی بانوان جهان است.)
اسرار التوحید
