en
Feedback
یارِ خاکسار

یارِ خاکسار

Open in Telegram

پَس عَدَم گَردَم عَدَم چون اَرغِنون...

Show more
4 064
Subscribers
-224 hours
+347 days
+10730 days
Posts Archive
هو و گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ها بگ
هو و گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ها بگيرند. دست در كنند. پندارند كه در قبضه ايشان آمد. چون دست باز كنند، هيچ نبينند. تذکرة الاولیاء ذكر على سهل اصفهانى علیه الرحمه

هو و گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ها بگ
هو و گفت: هر كه پندارد كه نزديكتر است، او به حقيقت دورتر است. چون آفتاب كه بر روزن مى‌افتد، كودكان خواهند كه تا آن ذرّه‌ها بگيرند. دست در كنند. پندارند كه در قبضه ايشان آمد. چون دست باز كنند، هيچ نبينند. تذکرة الاولیاء ذكر على سهل اصفهانى علیه الرحمه

هو و گفت خلق بر سه قسم اند: گروهی با خود بجنگند برای خدای تعالى و گروهی اند با خلق بجنگند برای خدای و گروهی با حق بجنگند برای
هو و گفت خلق بر سه قسم اند: گروهی با خود بجنگند برای خدای تعالى و گروهی اند با خلق بجنگند برای خدای و گروهی با حق بجنگند برای خود، که چرا قضای تو به رضای ما نیست؟ چرا مشیت تو به مشاورت ما نیست؟ تذکره الاولیاء ذکر سهل ابن التستری علیه الرحمه

هو نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَعَظَمَتِكَ وَمَلَكُوتِكَ. «او به آستانِ عزّت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوتِ تو فرود
+1
هو نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَعَظَمَتِكَ وَمَلَكُوتِكَ. «او به آستانِ عزّت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوتِ تو فرود آمده است.» اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ مُجَاهِدًا، مُبَالِغًا، وَرِعًا، مُوَحِّدًا، مُتَأَلِّهًا. «خداوندا، او در حالی بر تو وارد شد که مجاهد، سخت‌ کوش، پارسا، یکتا پرست و سراپا غرق در بندگی و خداپرستی بود.» اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ شَهِيدًا لِلْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ. «خداوندا او در پیشگاه تو در حالی فرود آمد که شهیدِ اسلام، قرآن و عترت بود.» اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ قَتِيلًا لِلْإِسْلَامِ، قَتِيلًا لِلْأُمَّةِ الْمُسْلِمَةِ، قَتِيلًا لِسِيَاسَتِهَا، قَتِيلًا لِصِيَانَتِهَا، قَتِيلًا لِكِيَانِهَا، قَتِيلًا لِعَظَمَتِهَا وَسِيَادَتِهَا وَمَوْلَوِيَّتِهَا وَوَحْدَتِهَا. «خداوندا او کشته‌شده در راهِ اسلام، امتِ مسلمان، پاسداری از سیاستِ آن، صیانت آن، حفظِ کیانِ آن، و نیز عظمت، سیادت، سروری و وحدتِ آن است.» دعای آیت‌الله جوادی آملی در نماز میت بر پیکر قائد شهید حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای ۱۶ تیر ۱۴۰۵ جمکران

🏴

«اللهُمَّ انْصُرْهُ، وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ، وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ،
«اللهُمَّ انْصُرْهُ، وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ، وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ، وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ، وَاجْعَلْنَا مِنْهُمْ.»

«مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ» بیانات قائد شهید رحمةالله‌علیه درباره امام حسین علیه السلام

«مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ» بیانات قائد شهید رحمةالله‌علیه درباره امام حسین علیه السلام

السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

هو نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَعَظَمَتِكَ وَمَلَكُوتِكَ. او به آستانِ عزّت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوتِ تو فرود آ
هو نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِكَ وَجَبَرُوتِكَ وَعَظَمَتِكَ وَمَلَكُوتِكَ. او به آستانِ عزّت، جلال، جبروت، عظمت و ملکوتِ تو فرود آمده است. اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ مُجَاهِدًا، مُبَالِغًا، وَرِعًا، مُوَحِّدًا، مُتَأَلِّهًا. خداوندا، او در حالی بر تو وارد شد که مجاهد، سخت‌ کوش، پارسا، یکتا پرست و سراپا غرق در بندگی و خداپرستی بود. اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ شَهِيدًا لِلْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ وَالْعِتْرَةِ. خداوندا او در پیشگاه تو در حالی فرود آمد که شهیدِ اسلام، قرآن و عترت بود. اللَّهُمَّ إِنَّهُ نَزَلَ عِنْدَكَ قَتِيلًا لِلْإِسْلَامِ، قَتِيلًا لِلْأُمَّةِ الْمُسْلِمَةِ، قَتِيلًا لِسِيَاسَتِهَا، قَتِيلًا لِصِيَانَتِهَا، قَتِيلًا لِكِيَانِهَا، قَتِيلًا لِعَظَمَتِهَا وَسِيَادَتِهَا وَمَوْلَوِيَّتِهَا وَوَحْدَتِهَا. خداوندا او کشته‌شده در راهِ اسلام، امتِ مسلمان، پاسداری از سیاستِ آن، صیانت آن، حفظِ کیانِ آن، و نیز عظمت، سیادت، سروری و وحدتِ آن است. «فرازی از دعای آیت‌الله جوادی آملی در نماز میت بر پیکر قائد شهید حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای.۱۶ تیر ۱۴۰۵»

دو بیتی خوانی مولانا بسمل باخرزی من آن شمعم که خاموشی ندارم به جز آتش هم ‌آغوشی ندارم همه به عیش و نوش و من به ماتم به جان می‌کوشم و نوشی ندارم

دو بیتی خوانی مولانا بسمل باخرزی من آن شمعم که خاموشی ندارم به جز آتش هم ‌آغوشی ندارم همه به عیش و نوش و من به ماتم به جان می‌کوشم و نوشی ندارم

دو بیتی خوانی مولانا بسمل باخرزی علیه الرحمه من آن شمعم که خاموشی ندارم به جز آتش هم ‌آغوشی ندارم همه به عیش و نوش و من به ماتم به جان می‌کوشم و نوشی ندارم

هو اگر آید اجل بر چنگم ای دوست کشم با چنگ و ناخن از سرش پوست نبرد جان مرا بسمل به جایش ببرد جانی که جانم در پی اوست.. بسمل با
هو اگر آید اجل بر چنگم ای دوست کشم با چنگ و ناخن از سرش پوست نبرد جان مرا بسمل به جایش ببرد جانی که جانم در پی اوست.. بسمل باخرزی علیه الرحمه

«دشتی خوانی» مناجات باباطاهر عریان ز رنج و راحت دوران غمین و شاد مباش که نیستی است سرانجام هر دو، ای درویش

هو کسی حکایت کند که به مکه بودم درویشی را دیدم که بیرون آمد و طواف کرد و رقعۀ از جیب برآورد و در آنجا نگریست و برفت و چون روز
هو کسی حکایت کند که به مکه بودم درویشی را دیدم که بیرون آمد و طواف کرد و رقعۀ از جیب برآورد و در آنجا نگریست و برفت و چون روز دیگر بود همچنان کرد چشم بر وی میداشتم بچند روز بیرون می آمد بر آن حال روزی طواف بکرد و بگریست و پارۀ فراتر شد و بیفتاد و جان تسلیم کرد من بنزدیک او شدم و آن رقعه را باز کردم بر آنجا نبشته بود است: وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا‌. (آیهٔ ۴۸ سورهٔ طور) ترجمه: «در برابر آنچه پروردگارت مقرر کرده است، صبر پیشه کن؛ زیرا تو همواره در پناه، مراقبت و عنایت ما قرار داری.» رساله قشیریه

هو کسی حکایت کند که به مکه بودم درویشی را دیدم که بیرون آمد و طواف کرد و رقعۀ از جیب برآورد و در آنجا نگریست و برفت و چون روز
هو کسی حکایت کند که به مکه بودم درویشی را دیدم که بیرون آمد و طواف کرد و رقعۀ از جیب برآورد و در آنجا نگریست و برفت و چون روز دیگر بود همچنان کرد چشم بر وی میداشتم بچند روز بیرون می آمد بر آن حال روزی طواف بکرد و بگریست و پارۀ فراتر شد و بیفتاد و جان تسلیم کرد من بنزدیک او شدم و آن رقعه را باز کردم بر آنجا نبشته بود است: وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا‌.(سوره طور آیه ۴۸) ترجمه: «در برابر آنچه پروردگارت مقرر کرده است، صبر پیشه کن؛ زیرا تو همواره در پناه، مراقبت و عنایت ما قرار داری.» رساله قشیریه

سید خلیل عالی نژاد سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطهٔ دوریِ دلبر بگداخت جانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوخت سوزِ دل بین که ز بس آتش اشکم، دلِ شمع دوش بر من ز سرِ مِهر، چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوزِ من است چون من از خویش برفتم، دلِ بیگانه بسوخت خرقهٔ زهدِ مرا، آبِ خرابات ببُرد خانهٔ عقلِ مرا، آتشِ میخانه بسوخت چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست همچو لاله، جگرم بی می و خُمخانه بسوخت ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردمِ چشم خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت ترک افسانه بگو حافظ و مِی نوش دمی که نَخُفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت حافظ شیرازی علیه الرحمه

هو جنید گوید، رحمة اللّه علیه: «یا مَعْشَرَ الفُقَراء، إنّکم تُعرَفُونَ باللّه و تُکْرَمُونَ لِلّهِ، فَانْظُروا کیف تَکُونُون
هو جنید گوید، رحمة اللّه علیه: «یا مَعْشَرَ الفُقَراء، إنّکم تُعرَفُونَ باللّه و تُکْرَمُونَ لِلّهِ، فَانْظُروا کیف تَکُونُونَ مَعَ اللّهِ إذا خَلَوْتُم بِهِ.» ای شما که درویشانید، شما را به خداوند شما شناسند و از برای وی را کرامت کنند. بنگرید تا اندر خلأ با وی چگونه می‌باشید؛ یعنی چون خلق شما را درویش خوانند، حقّ شما را بگزاردند، شما حقّ طریقت درویشی چگونه خواهید گزارد؟ و اگر خلق شما را به نامی دیگر خوانند به خلاف دعوی شما، آن از ایشان مبینید که شما نیز انصاف دعوی خویش می‌ندهید؛ که باز پس تر از آن کسی نبود که خلقش از آنِ او دانند و او از آن او نباشد و خنک آن کسی که خلقش از آن او دانند و او از آن او بود و عزیزتر آن که خلق او را نه از آن حق دانند و او از آن حق بود. مَثَل آن که خلقش از آن او دانند و او نه از آن او باشد چون یکی بود که دعوی طبیبی کند و بیماران را علاج کند و چون خود بیمار شود طبیب دیگرش باید. و مَثَل آن که خلقش از آنِ حق دانند و او از آنِ حق باشد، چون یکی بود که دعوی طبیبی کند و بیماران را علاج کند و چون خود بیمار شود، داروی خود نیز داند کردن. کشف‌ المحجوب جُلّابی هُجویری علیه الرحمه

هو درویش کسی بود که نامش نبود گامی که نهد مراد و کامش نبود در آتش فقر اگر بسوزد شب و روز هرگز طمع پخته و خامش نبود باباافضل ک
هو درویش کسی بود که نامش نبود گامی که نهد مراد و کامش نبود در آتش فقر اگر بسوزد شب و روز هرگز طمع پخته و خامش نبود باباافضل کاشانی علیه الرحمه