fa
Feedback
ادبیات سئونلر

ادبیات سئونلر

رفتن به کانال در Telegram

بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.

نمایش بیشتر
3 095
مشترکین
-324 ساعت
-97 روز
-1630 روز
آرشیو پست ها
خسرو گلسرخی پرنده ی خیس می دانی ! پرنده را بی دلیل اعدام می کنی در ژرف تو آینه ای ست که قفس ها را انعکاس می دهد و دستان تو محلولی ست که انجماد روز را در حوضچه ی شب غرق می کند. ای صمیمی ! دیگر زندگی را نمی توان در فرو مردن یک برگ یا شکفتن یک گل یا پریدن یک پرنده دید ما در حجم کوچک خود رسوب می کنیم آیاشود که بازدرختان جوانی را در راستای خیابان پرورش دهیم و صندوق های زرد پست سنگین ز غمنامه های زمانه نباشند ؟ در سرزمینی که عشق آهنی ست انتظار معجزه را بعید می دانم باغبان مفلوک چه هدیه ای دارد ؟ پرندگان ازشاخه های خشک پرواز می کنند آن مرد زردپوش که تنها و بی وقفه گام می زند با کوچه های ” ورود ممنوع ” باخانه های”به اجاره داده می شود” چه خواهد کرد سرزمينی را که دوستش می داريم ؟ پرندگان همه خیس اند و گفتگویی از پریدن نیست در سرزمین ما پرندگان همه خیس اند در سرزمینی که عشق کاغذی است انتظار معجزه را بعید می دانم . https://t.me/Adabiyyatsevanlar

اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا . اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین https://t.me/Adabi
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا . اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین https://t.me/Adabiyyatsevanlar

4_6039545881642931527.mp32.45 MB

بو داغلارین گوز یاشینی گورن سیلن اولاجاقمی...

زررین رزندی(طناز) یئل اولوب زیروه ده طوفان ائله سم،دینجلرم سئل اولوب درره ده طغیان ائله سم،دینجلرم نه قده ر گوُیده بولود وار،سپه لر گوُزلریمه اورمونو اشکیله عمان ائله سم،دینجلرم داغ بویو داغ قالانیب دیر،وطنین سینه سینه اود سالیب داغلاری وولقان ائله سم،دینجلرم خان کی سامانه چاتیب،قالسادا رعیت آوارا تبعیضی دیل لره دستان ائله سم،دینجلرم کاش اولام ایستی هاوا،دخمه لر ایچرین ده اَسَم کوُمه لر شاختا دا آران ائله سم،دینجلرم دایاق اولسام نئچه اوُکسوز بالانین ناله سینه کوُزه رن کوُنلومو قربان ائله سم،دینجلرم درهم ودینار اولام،بیرنئچه سائل جیبینه اوزگونون کوُنلونو شادان ائله سم،دینجلرم قالی اولسام آتاسیز قیز-گلینین خونچاسینا شن لییین دل ده دو چندان ائله سم،دینجلرم چوخ یامان لحظه لریمدن،باج آلیب دیر بو فلک فلکین باغرینی آل قان ائله سم،دینجلرم بیر بئله فاصله نین،بس نه دی(طناز) چاراسی؟ دوشه قدرت اَله،عصیان ائله سم،دینجلرم. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

فاطمه _ ملک_ زاده مرا به دوئل دعوت کن با گابریل دانونزیو شاعر فاشیست یا شعری از اوکتاویو برایم بخوان    مرا برسرِ گورِ بیدج ببر تا بگویم اینجا هم بر تنه درختان شعرها حَفرند به ایرلند ببر سرِ خاکِ بِکِت نمایشنامه هایش را بازی کنم آه چگونه فکرهایی که در چند قدمیِ تیر می‌خورند را شعر کنم چگونه دوباره خیابان‌ها را بخنداند من دندان هایِ  ارهّ ای مرگ را دیده ام چگونه قادرند گورهایِ تازه      ترانه بخوانند دستم رابگیر در این کوریِ مطلق و آخرِ شعر مرا به خانه بالزاک برسان اتفاقی در افکارِ درختان افتاده ست دارکوبها بر تنه درختان شعرهایِ عجیب کَنده اند بگو چگونه کلمات را از عاشقی کردن دور کنم؟      گودالِ بزرگی کنده ام با شعر هر خوکی لجنزارِ خودش را دوست دارد مرا به دوئل  دعوت کن گاه تولد گلی کوچک صخره ای را می ترکانَد و آن که در رویاهایم تاب می خورَد طاعونی ست که تو باید بِبَری https://t.me/Adabiyyatsevanlar

تبریک‌لر، اوغورلار تانینمیش شاعیر، یازیچی، سئویملی قلمداشیمیز «نادر پاشایی-پاشا»دان ایکی دیرلی اثر «آمان یولار» شعیر توپلوسو
تبریک‌لر، اوغورلار تانینمیش شاعیر، یازیچی، سئویملی قلمداشیمیز «نادر پاشایی-پاشا»دان ایکی دیرلی اثر «آمان یولار» شعیر توپلوسو 75 صحیفه‌ده و «پرتگاه» حکایه توپلوسو 238 صحیفه‌ده «گل همیشه بهار» انتشاراتی وریندن ایشیق اوزو گوردو «نادر پاشایی» اثرلرینه چوخ دیققت یئتیرن بیر یازیچیدیر، یقینن نادر معلیمین بو ایکی اثری ده باشقا اثرلری تک ائلمیزین، قلمداشلارینین طرفیندن  سئوینج ایله دیرلنیب، آلقیشلاناجاق نادرمعلیم اوخوجولاری بول اولسون، سیزه یئنی قلم نائلیتی آرزو ائدیریک. ادبیات سّئونلر 1404/11/26 https://t.me/Adabiyyatsevanlar

مرتضی مجد فر سلام ۱۳۹۵ نجی ایلده، فردوسی مدرسه‌سی‌نین یوز ایللییی ایدی. تبریزده بیر همایش قورولاجاق ایدی. او همایشه فراخوان مقاله چاپ اولموشدو. من ده فردوسی دا درس اوخودوغوم اوچون، بیر مقاله یازدیم و یوللادیم. من مقاله‌ده فردوسی‌دان فارغ‌التحصیل اولان ۷۷ آدلیم آذربایجانلی‌یا اشاره ائتمیشدیم: حبیب ساهر استاد شهریار استاد آریانپور دکتر نطقی میرزا تقی رفعت دکتر هئیت دکتر رعدی آذرخشی دکتر آریانپور دکتر حسن عشایری و قارداشلاری رحیم رئیس‌نیا استاد فرنود .... سایین تا ۷۷ نفر دولسون. تاسفله، من سئفه آداملار کیمی، یازدیغیم مقاله‌دن اوزومه نسخه ساخلامادیم. او همایش ده قورولمادی و منیم یازدیغیم ایتدی، باتدی. هر حالدا فردوسی، فقط یوخاریدا آدلارینی چکدییم انسانلارین بیرینی تربیت ائتسئیدی، بوتون آذربایجانا بس ایدی. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

این در حالی است که دبیرستان فردوسی تبریز چند سال پیش از سوی شورای عالی آموزش و پرورش به‌عنوان یکی از هشت مدرسه ماندگار کشور انتخاب و همچنین در فهرست آثار ملی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به ثبت رسیده است؛ عناوینی که نشان‌دهنده جایگاه کم‌بدیل این دبیرستان در تاریخ آموزش ایران است. انتشار کتاب تازه درباره مدیران و پیشگامان دبیرستان فردوسی تبریز را می‌توان تلاشی مهم در جهت احیای حافظه تاریخی آموزش نوین کشور، پاسداشت سرمایه انسانی تبریز و یادآوری نقش این مرکز آموزشی در پرورش شخصیت‌های تاریخ‌ساز ایران دانست. گفتنی است کتاب حاضر، دفتر اول از مجموعه کتاب های انجمن دانش آموختگان دبیرستان فردوسی درباره بنیانگذاران، مدیران، معلمان و برخاستگان از این مرکز آموزشی است؛ پیش از این نیز به مناسبت برگزاری جشن یکصدمین سالگرد تاسیس این مرکز آموزشی نیز کتبای با عنوان دبیرستان فردوسی تبریز در تاریخ و فرهنگ ایران توسط انتشارات ستوده تبریز به قلم آقایان محمد عزیزی راد، نصرت‌الله نجفی، رحیم نیکبخت، حسین پورنجفقلی، علی‌اکبر رحمانپور، علی رزاقی و خیام علیزاده‌اقدم با شمارگان ۲ هزار نسخه و در ۳۴۴ صفحه منتشر شده است. قایناق؛نصر نیوز https://t.me/Adabiyyatsevanlar

دبیرستان فردوسی تبریز به گزارش نصر، این کتاب در ۲۱۸ صفحه، قطع وزیری و با شمارگان یک‌هزار نسخه به قلم حمیدرضا مظفری به همت کمیسیون فرهنگی انجمن دانش‌آموختگان دبیرستان فردوسی تبریز به چاپ رسیده است. ویراستاری این اثر را **محمد چایچی رقیمی، کاظم درگاهی و محمدعلی نجاری کهنمویی بر عهده داشته‌اند. نویسنده در این اثر کوشیده است با تکیه بر اسناد تاریخی، خاطرات و منابع مکتوب، تصویری جامع از روند شکل‌گیری و تأثیرگذاری دبیرستان فردوسی تبریز در تاریخ آموزش نوین کشور ارائه دهد. در بخشی از کتاب، پنج مدیر نخست این دبیرستان معرفی شده‌اند؛ مدیرانی که در سال‌های ابتدایی فعالیت این مرکز آموزشی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت آموزش متوسطه به شیوه نوین در ایران ایفا کردند. دبیرستان فردوسی تبریز در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی به همت زنده‌یاد دکتر عباس لقمان ادهم، رئیس وقت معارف و صحیه ایالت آذربایجان، تأسیس شد و به‌واسطه جایگاه علمی و گستره فعالیت‌های آموزشی خود، در حافظه تاریخی تبریز از آن به‌عنوان «نخستین دانشگاه تبریز» یاد می‌شود. این مرکز آموزشی طی بیش از یک قرن فعالیت، منشأ تربیت هزاران دانش‌آموز و پرورش چهره‌های برجسته علمی، فرهنگی، ادبی، مدیریتی و اجتماعی کشور بوده است. در بخش‌های دیگر کتاب، به معرفی شماری از مدیران، معلمان برجسته و فارغ‌التحصیلان شاخص دبیرستان فردوسی تبریز پرداخته شده است؛ افرادی که هر یک در سطوح ملی و منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده و سهم قابل توجهی در توسعه علمی و فرهنگی ایران داشته‌اند. انتشار این کتاب را می‌توان گامی مؤثر در جهت صیانت از میراث آموزشی تبریز، ثبت تاریخ آموزش نوین ایران و انتقال تجربه‌های ارزشمند یک قرن فعالیت علمی به نسل امروز دانست؛ اقدامی که با استقبال پژوهشگران حوزه تاریخ آموزش و علاقه‌مندان به هویت فرهنگی آذربایجان همراه خواهد بود.  پشت جلد کتاب تازه منتشر شده درباره دبیرستان فردوسی تبریز دبیرستان فردوسی تبریز در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی به همت مرحوم عباس لقمان ادهم معروف به اعلم‌الملک، رئیس وقت معارف ایالت آذربایجان، بنیان گذاشته شد. آغاز به کار این مدرسه با میلاد باسعادت پیامبر اکرم(ص) و ورود محمدحسن میرزا، ولیعهد احمدشاه، به تبریز همزمان شد و به همین مناسبت، نام «مدرسه مبارکه متوسطه محمدیه» برای آن انتخاب شد. نخستین محل استقرار این مدرسه در محله تاریخی سرخاب تبریز بود؛ سپس به محله ششگلان انتقال یافت و در ادامه مدتی در عمارت تاریخی حرمخانه فعالیت کرد تا اینکه در اواخر دهه ۱۳۱۰ شمسی به مکان فعلی خود در خیابان امام خمینی(ره) منتقل شد. نام این مرکز آموزشی نیز در سال ۱۳۱۳ شمسی و همزمان با برگزاری جشن هزاره فردوسی، به «دبیرستان فردوسی» تغییر یافت و کتیبه‌ای مرمرین منقوش به تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی در دیوار کناری آن نصب شد. هرچند دبیرستان فردوسی از نظر قدمت پس از دبیرستان البرز تهران قرار دارد، اما وجه تمایز مهم آن در این است که از بدو تأسیس به‌طور کامل توسط ایرانیان بنیان‌گذاری و اداره شده است؛ در حالی که دبیرستان البرز تا سال ۱۳۱۹ شمسی تحت مدیریت آمریکایی‌ها قرار داشت. همین ویژگی باعث شده است که دبیرستان فردوسی تبریز در حافظه تاریخی شهر، از آن با عنوان «نخستین دانشگاه تبریز» نیز یاد شود. این دبیرستان در دهه‌های نخست فعالیت خود، جایگاهی کم‌نظیر در آموزش متوسطه کشور داشت و در قبولی دانش‌آموزان در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها، هم‌تراز با دبیرستان البرز تهران ارزیابی می‌شد. بسیاری از معلمان و فارغ‌التحصیلان این مدرسه، پس از تأسیس دانشگاه تهران، بلافاصله به‌عنوان استاد دانشگاه جذب شدند. در نخستین دوره فارغ‌التحصیلی این دبیرستان در سال ۱۲۹۹ شمسی، تنها هفت دانش‌آموز موفق به اخذ دیپلم شدند، اما هر یک از آنان بعدها به چهره‌هایی ماندگار در فرهنگ و ادب ایران تبدیل شدند؛ از جمله استاد محمدحسین شهریار، یحیی آریان‌پور، غلامعلی رعدی آذرخشی، احمد خرم، علی‌اکبر حریری و حبیب ساهر. مدیران و معلمان نخست دبیرستان فردوسی تبریز نیز از شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر ایران بودند؛ چهره‌هایی چون میرزا باقر طلیعه، میرزا تقی رفعت، محمدعلی تربیت و اسماعیل امیرخیزی که هر یک در سپهر علم، ادب، فرهنگ و تحولات اجتماعی ایران اسلامی جایگاهی شاخص دارند. با این حال، این مرکز آموزشی پیشگام در دو دهه اخیر به دلایل مختلف از جایگاه تاریخی خود فاصله گرفته و حتی طرح احیای آن از طریق بازسازی ساختمان تاریخی و تأسیس موزه تعلیم و تربیت طی بیش از یک دهه گذشته، با کندی پیش رفته است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره فرسودگی و زوال این بنای ارزشمند را افزایش داده است.

photo content

✍️ :ائلمان_موغانلی یادلاشیرلار گونو گوندن منه بو ائل بو دییار سن گئدن‌دن اؤز ائویم ایچره قوناقلاشمادایام ساغمیشام گؤزلریمی سو
✍️ :ائلمان_موغانلی یادلاشیرلار گونو گوندن منه بو ائل بو دییار سن گئدن‌دن اؤز ائویم ایچره قوناقلاشمادایام ساغمیشام گؤزلریمی سو سپه‌رک سن گئده‌لی دورنا‌ کؤچموش گؤل اؤلوب دوزلو قوراقلاشمادایام گؤردوگون‌ کئفلی داماقلی گولر اوز سئودالی یوخ او آدام‌دان‌ قاچاراق چوخدان اوزاقلاشمادایام اؤزلم ایچره بوغولور شعریمین هر کلمه‌لری کؤزه‌ریر کؤورک اورک سانکی اوجاقلاشمادایام باخیشیم گؤزلرینین قارغاشاسیندان چیغیریر تک‌لیگیم‌له اوزون ایل لردی قوجاقلاشمادایام فله‌گین درگزینه توش گله‌لی جان‌ زمی‌سی یاریرام کؤکسومو دوزگونجه اوراق‌لاشمادایام دارادیم‌ دردی دریندن سیریدیم آستار اونا یورغانیم درد اولان  آن‌دان دی داراقلاشمادایام دئدیلر درد وئره‌نین درمانا دا چاره‌سی وار دئدیم اؤلمک‌ دی سونو من ده یاراقلاشمادایام

ناصر داوران سئویریک سنی _ کؤینه یینین سول جیبینده قیزیل گولون وطنداشلیغی، بئینینده ‌‌بولودسوز قرارلارین امکان عالمیندن موشتول
ناصر داوران سئویریک سنی _ کؤینه یینین سول جیبینده قیزیل گولون  وطنداشلیغی، بئینینده ‌‌بولودسوز قرارلارین امکان عالمیندن موشتولوق اولماسی حیاتی زنگین لشدیریر. یاشاماق هوسی باشقا شئی لرین یئرین دار ائدیر. * چیخیبسان گؤزه للییین تختینه وزیرلرین قرنفیل، کپنک بونو نه بولبول اتینه یئریکله ین لر بیلر نه گون چیخمامیشدان اول اولدوزلارین خور اوخوماسین گولله له ین لر. * یاغیشی معنالاندیران حکایه تکرار تکرار سسله نیر دئولرین قولاغیندا اؤلوم دیکسینیر بو خبردن مئشه لر آمما چاغلاییر شعیر سئوینیر. سنین بونجا وار دؤولتین وار! * منی چئویک دویغولارینا قوناق ائله چیینینده داشیدیغین یئنی لیک بلاغتینه. اوره یین میخانه دیر سسین امنیت؛ سنی سئومه ین کیمسه یا کتاب یاندیران اولار یا کؤرپو سیندیران. ۱۴۰۴/۱۰/۲۰

مهتاب_میرقاسمی ترجمه: رامیز تای‌نور بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر ش
مهتاب_میرقاسمی ترجمه: رامیز تای‌نور بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر شانه‌‌یٍ سوگوار این سرزمین حالا رخ خاک گلگونی شقایق‌ها را به یاد می‌آورد و گلوله‌های بی خبر سینه‌هایی را که رستنگاه بنفشه‌های عجول بود آه چه کسی می‌داند! از چله‌ی بزرگ تا چله‌ی کوچک کوچ چکاوک‌های عاشق از کدامین مسیر بود که بهار پیراهنش را اینگونه در جوی خون می‌شوید... سؤیله بو کئفلی قیشین سماسیندا نه کئچدی کی دی آیی بولوتلارین پارام‌پارچا تنین‌دن قار یئرینه قان آغلادی بو یاسلی اؤلکه‌نین چیینینه ایندی تورپاغین اوزو داغ لاله‌‌لرینین آل‌الوانلیغینی خاطرلادیر و خبرسیز گولـله‌لر تله‌سیک بنؤشه‌لرین بیتدیگی سینه‌لری آه! کیم بیلیر بؤیوک چیله‌دن کیچیک چیله‌یه‌دک سئودالی سیغیرجیقلارین کؤچو هانسی یولدان ایدی کی باهار بؤیله آمانسیزجا کؤینه‌یینی قان‌ آرخیندا یویور

ائلدار موغانلی داها شعیر یازمیرام! «داها شعیر یازمیرام ...»- دئییب، سوسدو دریندن، گؤزلریندن اوخودوم ارکؤیونلوک قه‌هرین. بیر د
ائلدار موغانلی داها شعیر یازمیرام! «داها شعیر یازمیرام ...»- دئییب، سوسدو دریندن، گؤزلریندن اوخودوم ارکؤیونلوک قه‌هرین. بیر داملا لپه‌له‌نیر دالغین گیله‌لریندن من ایسه اؤز ایچیمه دالارکن درین- درین. او اوزاقلارا توموب، من سؤزوندن شاشقینام: شعیرسیز نئجه سالیم شاعر عؤمرونو سایا !؟ بئیینیمده دوغولوب نه واختاندیر بو اینام: شعیرسیز بیر یاشاییش یاد اولماقدیر دونیایا! جواب سوراغیندایام دولغون باخیشلاریندان:   بیر دوگونه چئوریلن بو آجیق، کوسو نه‌دن؟! حزین تبسسوم دوغور دوداقلاریندان او آن: داها شعیر یازمیرام، یاشاییرام شعری من! آذر 1404- موغان

      سلام.  سیاوش کسرائی دن بیر شعرین ترجمه سی. ناظم حکمتین وفاتینین ایل دونومو مناسبتیایله. بو ترجمه، بیرینجی دفعه، ایللر اونجه آذربایجان سایتیندا نشر اولونموشدی. "باور" سیاوش کسرائی  ترجمه به ترکی آذربایجانی از بهروز مطلب زاده.                             اینام      منیم کؤنلوم ئوز ئولومون اینانمیر  یوخ، یوخ، من بو یقینه اینانمیارام  تا حیات نفسی منله دیر آنجاق  ئولوم خیالینا آچمارام قوجاق     نیه گره ک گوللرسولوب، چورچوپ اولسون  نیه گره ک مینلرخیال چیچک لری  گول آچمامیش  باهارا چاتمامیش  منیم جانیمدا سولوب  تورپاق اولسون ؟     منده چوخلی وعده لر  منده چوخلی هجرلر  منده چوخلی گئجه، گوندوز  گویه قالخیب، دعا ائلیه ن اللر  نه اولاجاق گوره سن ؟     نیه گره ک چوخلی سایسیز وورغون لار  اوزاخ دوشسون  یاردان، دیاردان  نیه گره ک عاشیق جان لار  بیر گون ، سسیز، صداسیز  سونسیز یوللاردا، سوسسون ؟  اینانیم کی، آلنی آچیق بختور قیزلار  وصالا چاتمامیش  کام آلمامیش  پنجره لردن، یوللارا گؤز تیکیب  یار یولوندا، انتظارچکیب، قارا گئیه جک ؟     اینانیم کی، سئودانین  عصیان گولی، آچیلمامیش  قویلاناجاق، گیزلین تورپاق آلتیندا ؟  اینانیم کی، اوره ک بیر گون  چیرپینمیاجاق ؟  لعنت اولسون،  بو، یالانا  بو، دهشت لی یالانا.     منیم شعریم کورپو اولوب  گله جگین ساحلینه یول آچاجاق  صلح سئون، شادلیق یولوندا چالیشانلار  اوندان گئچه جک .  منیم ایسته گیم، اللرده، دوداخ لاردا، اوچور  بئله بیر دیله گه، سئویگی ایله باخین !     اّل ایله، دوداقین داواملی گزیشینده  انسانلار، زامانین لوحه سینده  ابدیلشیر.  بیزیم بو ذره ذره ، سونموشه بنزه ر حرارتیمیز  شبهه سیز، بیر گون جانلانیب  آخیب، گونش اولاجاق.     نه قدر کی، سئویرسن منی  نه قدرکی، سئویرم سنی  نه قدرکی، گوزیاشیمیز محبتدن بیر اوزه  آخیر  نه قدرکی، سئودالی وورغون جان لاروار  زمانه میزده   ئولوم ده سیله بیلمز، روزگارین یادیندان  منیم آدیمی.     چوخلی گوللر آلیب یئل منیم الیمدن  آنجاق، نیسگیللی اولاراق  هئچ بیر کسین ، خاطره گولونی یارپاغلامیرام  من هئچ بیر، عزیزین ئولومون اینانمیرام.     بیر گون توکوله جک  منیمده یارپاغلاریم  بیر گون آنجاق منیمده گوزلریم یوخویا گئده جک  هئچ کیمسه نین گؤزو، بو یوخونی اونودا بیلمز  آنجاق  منیم اینامیمین  عطری، ایئی  یایلاجاق ، باغین ایچینده!.   https://t.me/Adabiyyatsevanlar              

مهتاب_میرقاسمی بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر شانه‌‌یٍ سوگوار این سر
مهتاب_میرقاسمی بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر شانه‌‌یٍ سوگوار این سرزمین حالا رخ خاک گلگونی شقایق‌ها را به یاد می‌آورد و گلوله‌های بی خبر سینه‌هایی را که رستنگاه بنفشه‌های عجول بود آه چه کسی می‌داند! از چله‌ی بزرگ تا چله‌ی کوچک کوچ چکاوک‌های عاشق از کدامین مسیر بود که بهار پیراهنش را اینگونه در جوی خون می‌شوید...

"داود اهری"                         " آلما" یادا بئل باغلاما یاد کی یار اولماز سیناما یادی سیناقدان دوشه جک یئته نه، یئتمه یه نه، بیر داش آتان دایانان ظولمه دایاقدان دوشه جک سن اینانما حق یولوندا جان آتان چالیشان جانلار آیاقدان دوشه جک قیش کوچر بار وئره جک  باغلاریمیز گویجه بئل یازدا سازاقدان دوشه جك ایسته سن ده رمه، یا ایسته ییرسن ده ر یئتیشن آلما بوداقدان دوشه جک. https://t.me/Adabiyyatsevanlar