سایهسار
رفتن به کانال در Telegram
9 701
مشترکین
+124 ساعت
-227 روز
-3230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+78
در 4 کانالها
ژوئن '26
+72
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+43
در 5 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+19
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+30
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+198
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+32
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+172
در 20 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+106
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+27
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+26
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+98
در 13 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+216
در 14 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+70
در 10 کانالها
Get PRO
مه '25
+95
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+186
در 20 کانالها
Get PRO
مارس '25
+127
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+105
در 24 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+221
در 23 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+36
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+102
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+85
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+53
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '24
+99
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+111
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+66
در 10 کانالها
Get PRO
مه '24
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+108
در 47 کانالها
Get PRO
مارس '24
+161
در 11 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+71
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+107
در 8 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+279
در 11 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+36
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+39
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+94
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+102
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+449
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+169
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+303
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+200
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+424
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+592
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+894
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+142
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+472
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+172
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+135
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+358
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+288
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+60
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+88
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+81
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+67
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+115
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+78
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+99
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+131
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+272
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+412
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+68
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+276
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+80
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+103
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+219
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+256
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+114
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+6 827
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 31 ژوئیه | +4 | |||
| 30 ژوئیه | +1 | |||
| 29 ژوئیه | +2 | |||
| 28 ژوئیه | +2 | |||
| 27 ژوئیه | +1 | |||
| 26 ژوئیه | +1 | |||
| 25 ژوئیه | 0 | |||
| 24 ژوئیه | +4 | |||
| 23 ژوئیه | +5 | |||
| 22 ژوئیه | +2 | |||
| 21 ژوئیه | 0 | |||
| 20 ژوئیه | +3 | |||
| 19 ژوئیه | 0 | |||
| 18 ژوئیه | 0 | |||
| 17 ژوئیه | +2 | |||
| 16 ژوئیه | +1 | |||
| 15 ژوئیه | +1 | |||
| 14 ژوئیه | 0 | |||
| 13 ژوئیه | +3 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | +2 | |||
| 10 ژوئیه | +1 | |||
| 09 ژوئیه | +9 | |||
| 08 ژوئیه | +2 | |||
| 07 ژوئیه | +1 | |||
| 06 ژوئیه | +5 | |||
| 05 ژوئیه | +7 | |||
| 04 ژوئیه | +3 | |||
| 03 ژوئیه | +1 | |||
| 02 ژوئیه | +5 | |||
| 01 ژوئیه | +10 |
پستهای کانال
| 2 | به امید دیدار دوستانه و همراهان سایهسار | 4 423 |
| 3 | «مرا بر صد و بیست شد سالیان»
اگر قدر دانند ایرانیان
سرودهها و سرایندهها در ایران معاصر
به مناسبت ۱۲۰ سالگی امضای فرمان مشروطه
🗣 با حضور و ارائه| سایه اقتصادینیا
🗒 دوشنبه: ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
⏰ از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹:۳۰
🔖 در این نشست فراز و فرودها و آرام و خروشهای شعر و شاعران در ایران معاصر را مرور خواهیم کرد؛ ازجمله اشاراتی خواهیم داشت به رابطۀ شعر و شاعران با مفاهیم، نهادها و پدیدههایی مانند مشروطه، کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷، شعر زنان، جنگ، دین و ... تا امکان دریافتهایی انضمامی بر زمینهی تاریخ ادبیات ایران برای شرکتکنندگان فراهم شود.
این نشست در سه قالب زیر برگزار میشود:
🔸حضوری(با ظرفیت محدود)
🔸آنلاین در اسکایروم
🔸فایل( ارسال پوشه شنیداری در تلگرام)
هزینه برای شرکت در برنامه:
حضوری: ۹۵۰ هزار تومان (دانشجویان ۷۰۰)
آنلاین و آفلاین: ۷۵۰ هزار تومان (دانشجویان ۵۰۰)
شناسه ثبتنام:
@sorooshemowlana
#سروش_مولانا
#سایه_اقتصادینیا
@sorooshemewlana
@Sayehsaar | 5 692 |
| 4 | در پادکست جعبه از هایده گفتهایم.
ممنون از منصور ضابطیان عزیز، که همیشه باسلیقه و پرذوق کار میکند.
امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید.
https://open.spotify.com/episode/5msYG7ySYaOmAUYRsmXrDr?si=HH2EFXeHRUmORBBh-fmWwA | 4 175 |
| 5 | به دوم خرداد
(هرسال یکبار دیگر این خاطره را میخوانم تا مطمئن شوم میخواهم بازنشرش کنم یا نه. امسال هم.)
دایی جون دستش را بیرون کرد و از شاخهای که تا لب پنجرۀ مینیبوس راه کشیده بود خوشۀ انگور نیمرسیدهای چید. وجد بهار و شور جوانی ما گرفته بودش. شهرام شبپره با زیر و بم ضبط خراب مینیبوس و چاله چولههای جادۀ کاشان به قمصر همچنان میخواند که کنار زدیم. پیدا بود باغ شخصی است، اما در و دروازهای نداشت. از مینیبوس ریختیم بیرون و هرکدام یک تکه از اسباب را دست گرفتیم: کلمن آب یخ، فلاسک چای، سبد میوههایی که از تهران تا کاشان زیر آفتاب ترشیده بود، کیسۀ پوست تخمه و حصیر و گلیم.
عمارت قدیم خاکگرفتهای وسط باغ بود. در سایۀ ایوانش بساط گستردیم. نشسته ننشسته، باغبان پیدا شد. دایی جون رفت جلو و بابا به دنبالش. ما میخندیدیم که اینهمه آدم، بیاجازه، وارد باغ شدهایم و برای خودمان بساط پهن کردهایم که شنیدیم باغبان میگوید: «خوش آمدید، خوش آمدید. دستشویی آنطرف...» و با اشارۀ دستش اتاقک کاهگلی ته باغ را نشان میداد. عمه یک بشقاب میوه و شیرینی برای باغبان داد. انگور کالی را هم که دایی جون چیده بود گذاشت رویش. عدهای رفتند به صفا دادن سر و صورت و عدهای هم در خنکای سایۀ ایوان پا دراز کردند. بابا پی صندوق نوشابه بود تا بریزد سر تلخابۀ داخل لیوانها. از یخها هم چندان نمانده بود. ته یخدان آب جمع شده بود.
مامان لوبیاپلو را با قابلمه گذاشت وسط. عطر زیره و دارچین پیچید زیر ایوان. یک سینی چید داد من ببرم برای باغبان و راننده: پلو و نان و دوغ و ترشی و سبزی. عمه باقالیپلو آورده بود و خاله رباب کوکوسبزی. همه را گذاشتند سر سفره. مامان گفت: «کوکو بماند برای عصر، این بچهها طرف غروب گرسنه میشوند.» و ظرف کوکو را از وسط سفره برداشت.
بعد از ناهار نشستیم به 21. هنوز یک دور بازی تمام نشده بود که گلیم را از زیر پایمان کشیدند و بلندمان کردند. گلابگیری تا چهار و پنج بیشتر نبود، و اگر دیر میرسیدیم، هیچچیز نمیدیدیم.
ما جوانها با این شرط راهی قمصر و تماشای گلابگیری شده بودیم که وسط راه نگه دارند رای بدهیم. از شب قبل شناسنامههایمان را گذاشته بودیم توی کولهپشتیها، و اصرار و ابرام به مامان باباها که آنها هم شناسنامه بیاورند، شاید راضی شدند و رای دادند. همین هم شد: طرفهای قم که رسیدیم دایی جون گفت: حالا ببینیم چه میشود. قم را که رد کردیم، شوهرعمهها هم نرم شده بودند. تمام ماشینها عکس کاندیدای محبوبشان را به شیشه چسبانده بودند. اغلب عکس خاتمی، به ندرت هم پوستر ناطقنوری. ماشینهایی که طرفدار خاتمی بودند برای هم بوق میزدند. رانندۀ ما هم بوق میزد، و وقتی به ماشینهای طرفدار ناطقنوری میرسید میپیچید جلوشان و ویراژ میداد تا زهرهشان را آب کند. ما هم میان صدای بوق و بوی الکل و آهنگ هایده و مهستی داد و فریاد میکردیم.
به قمصر که رسیدیم رفتیم گلابگیری. هلن میگفت: «این بود گلابگیری؟! من خیال میکردم الان دخترها با لباسهای محلی میآیند میرقصند و گل میچینند!» مسئول تور، انگار که مسئول خیط شدن ما باشد، گفت: «خانم، صبح سحر که شما خواب تشریف داشتید گلها را چیدند.» مامان و عمه و خاله رباب ایستادند به گلاب خریدن و ما نگران، که ساعت رای میگذرد. از هولمان زودتر رفتیم نشستیم در مینیبوس و از مردم محلی هم آدرس چند شعبۀ رایگیری را پرسیدیم تا گموگور نشویم.
شعبه غلغله بود. از پیر و جوان و زن و مرد صف کشیده بودند. از مینیبوس که پیاده شدیم، همهٔ نگاهها به طرف ما برگشت. معلوم بود توریستیم. پیرمردی با لباس روستایی آمد جلو و از لای دندانهای کرمخوردهاش گفت: «خاتمی؟» ما هم گفتیم: «خاتمی! هیپیپ هورا خاتمی... هیپیپ هورا خاتمی...»
بابا و دایی جون و شوهرعمهها با کلۀ گرم رای دادند. مامان و عمهها هم سربهراه و راضی نوشتند: خاتمی، و برگه را انداختند توی صندوق. بابا بعدها غضب کرد و گفت: «من به ملا رای نمیدادم، شما شناسنامهام را کثیف کردید!» خودمان هم بعدها هریک به راهی رفتیم. یکیمان زن گرفت رفت کانادا. یکیمان رفت دوبی بیزنس. یکیمان هم رشتۀ محیطزیست را تمام کرد و حالا در زندان است. من ماندم تا بنویسم اگر هزار سال دیگر هم از دوم خرداد 1376 بگذرد، به آن یقین، به آن ایمان، به اصلاحات، به تنها راه رهایی ایران، شک نخواهم کرد.
https://t.me/Sayehsaar
| 455 |
| 6 | غروب غربت
مژده بهار، مترجمی که در سالهای اخیر با ترجمۀ گزیدههای مختلف اشعار شاعران ایرانی از فارسی به انگلیسی، و با تمرکز خاص بر شعر معاصر زنان، آثار ارزشمندی در آمریکا منتشر کرده، بهتازگی برگزیدهای از اشعار ژیلا مساعد را با عنوان غروب غربت (The Dusk of Exile) به انگلیسی برگردانده و توسط انتشارات مِیج در واشنگتن عرضه کرده است.
غروب غربت: اشعار دلتنگی و نور شامل ترجمۀ اشعار سپیدی است که از میان یازده مجموعه شعر فارسی مساعد گلچین شده؛ مجموعههایی که مساعد، در طول پنج دهه کار ادبی، در ایران و سوئد منتشر کرده است. مساعد به سوئدی نیز شعر مینویسد و علاوه بر یازده مجموعۀ فارسی، تعدادی مجموعه شعر هم به زبان سوئدی منتشر کرده است.
درونمایۀ اشعار مساعد اغلب حول مضامینی چون زندگی و مرگ، زنانگی، عشق، خانه، تبعید، نوستالژی و پیری دور میزند؛ زبان آنها ساده، روان و بیپیرایه است و همین شعرش را ترجمهپذیرتر میکند؛ چنانکه پیش از ترجمۀ مژده بهار به زبانهای دیگری هم ترجمه شده بودند. مژده بهار خود در کتاب قبلیاش، آوای زاغ بور(Song of the Ground Jay: Poems by Iranian Women, 1960-2023, Gordieh Press, 2023)، شش شعر از مساعد ترجمه کرده بود و، چنانکه در پیشگفتار غروب غربت آورده، همان روزنه گشایندۀ باب آشنایی بیشتر بهار با آثار متعدد مساعد و انگیزۀ ترجمههای بیشتری از آثار او شده است.
ژیلا مساعد در سپهر ادبی ایران معاصر چهرهای درخورتوجه و نمونهای تقریباً استثنایی است: زنی که از نوجوانی شعر مینویسد، احمد شاملو از استعداد ادبی او سخن میگوید و با چاپ اشعارش در خوشه حمایت خود از او را آشکار میکند، اولین مجموعه شعرش، غزالان چالاک خاطره را در سال ۱۳۶۴ به هزینۀ شخصی خود از چاپ بیرون میآورد و پس از آن هم هرگز از تولید و فعالیت ادبی بازنمیایستد ولی در سرزمین زبان مادری خود نسبت به بسیاری دیگر، آنچنان که درخور است، شناخته نیست. وقتی آکادمی نوبل در سال ۲۰۱۸ نام او را به عنوان یکی از اعضای کمیتۀ داوری جایرۀ نوبل اعلام کرد گویی فارسیزبانان یک بار دیگر او را از ورای فرسنگها تبعید و سالها فراموشی با شگفتی به یاد آوردند؛ اما همین یادآوری هم در جامعۀ ادبیِ گرفتارِ کلیشههای صلب مردسالارانه با تشکیک و پرسش همراه شد: چرا او؟! حال آنکه باید میپرسیدیم: اگر نه او، پس که؟! اگر نه او، که به دو زبان، به شعر و نثر، میسراید و مینویسد، و در تمام سالهای مهاجرت با دستهای زنانهاش بیسروصدا و دور از هیاهو میان فرهنگها پل ساخته و صحنۀ ادبیات جهانی را غنا بخشیده، پس که؟!
جای خشنودی است که ترجمۀ مژده بهار بار دیگر او را به همزبانانش یادآوری میکند؛ این بار در آسمانی بس بازتر و آفتابیتر از گذشته، آسمانی که با قوسقزح «زن زندگی آزادی» رنگارنگ و نورافشان شده و لکه ابری هم برای تشکیک و پرسش از توانمندی زنان ایرانی در آن باقی نمانده است.
«شاعر» شعر زیبایی است از ژیلا مساعد با ترجمۀ مژده بهار:
شاعر
میرقصم و میخوانم
پای دامنم را
حافظ گرفته است
چین پیراهنم را
مولانا صاف میکند
و گیسوانم را خیام
با شراب شانه میزند
رقصندۀ جهان کلامم
اما هر غروب
سر بر شانۀ حلاج میگذارم و میگریم
زنی سرایندهام.
Poet
I dance,
I dance and I sing.
Hafez holds the hem of my skirt
Rumi smoothes out
the pleat in my shirt,
and Khayyam
Combs my hair with wine
I am the dancer of the world of words
Yet every night
I place my head on Hallaj’s shoulder
And weep
I am a woman poet..
یادداشتهای ادبی سایه اقتصادینیا
@Sayeheghtesadinia | 5 336 |
