fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

گوشه هایی از تاریخ

گوشه هایی از تاریخ

رفتن به کانال در Telegram

تماس با مدیر و نویسنده کانال جهت ارتباط و ارایه نکته نظر ۰۹۱۵۵۵۷۲۶۴۶ @Mazinanikazem

نمایش بیشتر
4 402
مشترکین
+424 ساعت
+57 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
Iraj_Bastami-Tasnife_Allah_Mazar-(WWW.IRMP3.IR).mp31.59 MB

شبی یک سرگذشت : امشب کشتار الله مزار سلطنت طولانی ، ناصرالدین شاه جزءنکبت هیج چیز برای ایران نداشت ، گوشه کنار این مملکت ازاسیب دورنماند ، از آن جمله خراسان به علت بی لیاقتی شاه و درباریان سودجو و پول پرست بیشترین فشار را تحمل کردقراردادآخال باروسیه مقدارزیادی ازخاک این کشور را جدا کرد دست ترکمانان برای چپاول وغارت بازگذاشته شدتا جاییکه خودمردم بفکر حفظ خودو اموالشان بودندوکردهای غیوری مثل ججوخان وعیوض خان بانثارجانشان برای مدتی شمع کم فروغ مبارزه راروشن نگاه داشتند ، اینک اصل ماجرا . کوهای هزارمسجدباقله های رفیع پوشیده ازبرف و دره های ژرف مردمانی درخودش پرورده آزاد اندیش مردمانی قانع که کارشان دامپروری میباشه ازبکهاوترکمانان بخصوص همیشه به این مردمان نظرداشتنددر سالهاي هجوم اقوام غارتگر مانند ترکمنها به اين ديار مردم يك آبادی كه اساس زندگی شان بر دامپروری بوده است به منطقه ای گرمسیر می روند ، سفري چند ماهه تا آمدن دوباره بهار و بازگشت به آبادی . مردم برای محافظت از آبادی جوانان را در روستا باقي می گذارند و خود راهی منطقه گرمسیر می شوند . پس از مدتی هجوم دشمنان آغاز می شود. پايمردی نستوه جوانان روستا در برابر دشمن انبوه عاقبت باعث شهادت جوانان می شود . با سپری شدن فصل سرما مردم به روستا باز می گردند. در سر شوق شيرين زندگی دارند و در دل اميد و آرزوهای بسيار وقتی به نزديك آبادی می رسند با خانه های غارت شده و ويران رو به رو می شوند و از آن همه جوان تنها مزارهایی به يادگار مانده است.مزار...مزار...ودیگرهیچ مردم می گريند ، در اين مزارها غيرت سرخ فرزندان اين مردم خفته است ، عشق و شور زندگی را در خاك دفن كرده اند ، عروسی به دنبال مزار همسراست ، جوشش عشق پاك اورابه سمت مزار همسر می كشاندو... در اين ميان رهگذری باديدن اين ماتم و سوگ و آن همه مزار و شيون به فرياد می آيد و روايتگر اين سوگ سرخ مي شود ، او از ستم به فرياد می آيد ، آن گاه كه می گويد : وای چه روزگاری است؟ گويی پرسشی است از تمامی تاريخ ، فريادی است از سر درد و بی پناهی ، بی هنری پادشاهان وطن به تاراج داده ، فاجعه لیاره تکرارمیشود (قبلابرایتان گفته ام) آنچه بايد به آن توجه شود اين است كه الله مزار اندوه توده شده در دل اين مردم است كه بر مزار كشتگان در راه دلدادگی به ميهن كه به همت پيران و استادان موسيقی سينه به سينه نقل شده است و شنيدن اين ترانه با دوتار بخشی ها روح رابه سمت روزهای سرخ و سياه رفته بر اين مردم می كوچاند و خون غيرت دررگها جوشيدن مي گيرد. ترانه ی الله مزارسرخی خونی گرم و تازه است كه از پس ساليان به ما رسيده است و مباد كه امروز ما در ميان روز مرگی ها چشم براين صداقت سروده های مردمی ببنديم . نوای الله مزارفریادی شدکه صدای زخمه دوتار بخشی ها(زنده یادیگانه)به روایت اقای رستمی وتوحدی دست دردست هم انرا بگوش عصاروقرون برساند. کاظم مزینانی تا شبی دیگربدرود . @goshetarikh

🔹 هَه‌نارانه؛آیین سپاس ازنعمت انار در هورامان هَه‌نارانه جشنی کهن برای سپاسگزاری از برداشت انار است که پس از رسیدن انارها و
🔹 هَه‌نارانه؛آیین سپاس ازنعمت انار در هورامان هَه‌نارانه جشنی کهن برای سپاسگزاری از برداشت انار است که پس از رسیدن انارها و نخستین بارش مؤثر پاییزی، «پَلَّه»،برگزار می‌شود. 🔹 آیین‌ها و نمادها ▪️ ۱۲ انارگردان: نماد دوازده ماه سال. ▪️ تقدم زنان: شش زن با سینی انار بر سر، پیشاپیش شش مرد با انارهایی بر شانه حرکت می‌کنند؛ نمادی از جایگاه زنان و مسئولیت مردان. ▪️ عدد ۶۶: زنان و مردان هر یک یازده انار  می آورند که مجموع انارهای هر گروه به ۶۶ می‌رسد؛ عددی که درحروف ابجد با نام خدا پیوند دارد. ▪️۶۶ دف‌نواز: انارگردان‌ها از میان ۳۳ زن و ۳۳ مرد دف‌نواز میروند؛دف نماد نیایش و یاد خداست. ▪️ سپاس و بخشش: انارها بر زمین نهاده می‌شوند؛مردم برای سپاسگزاری دست‌ها را بالا می‌برند وسپس انارها به نشانهٔ مهمان‌نوازی و تبرک تقسیم می‌شوند. 🔹 میراثی زنده هه‌نارانه سال ۱۳۹۷ثبت ملی شد ودر روستاهاو مناطق ساتیاری،خانقاه،پاوه، سلین، بلبر، ژیوار و ناو برگزار میشود.امروزه این آیین با موسیقی،هَلپَرکَ،بازارچه‌های محلی و فرآوری انارهمراه است و به رونق گردشگری واقتصاد روستاها کمک می‌کند. قبل بعد #آیینهای_ایرانی @goshetarikh @namebastan

شبی یک سرگذشت : امشب ادبیات قبل از اسلام ق آخر آخرین قسمت ادبیات قبل از اسلام را باهم بررسی میکنیم قابل توجه عزیزانی که ادعا دارند ما ، قبل از اسلام در زمینه ادبی حرفی برای گفتن نداشتیم بدینوسیله خواستم با نام بردن تعدادی از نوشته هاو تالیف هایی که ایرانیان انجام داده بودند ، بعرض برسانم که این مشتی از خروار است و اگر عمری باقی بود به دیگر موضوعات ادبی قبل از اسلام می پردازیم . معروفترین مجموعه قصه هایی که از زمان ساسانیان از سنسکریت به پهلوی ترجمه شد کتاب کلیله ودمنه است ، منبع اصلی این کتاب پَنَچه تنترَه به سنسکریت یعنی‌ پنج باب ، که امروز در دست است ، در زمان انوشیروان بُرزویه طبیب این کتاب را احتمالا از ( پرا کریت ) به پهلوی بگردانید و داستان های دیگری را نیز از منابع دیگر هندی مانند(مهابهاراته) بر آن افرود اما این ترجمه پهلوی از میان رفته است در دوره اسلامی کلیله ودمنه را ابن مقفع به نثر عربی ترجمه کردوچند شاعر انرا به شعر عربی درآوردند که از شعر های آبان لاحقی ابیاتی چند بجامانده است ، در کلیله ودمنه انشالله ابولمعالی نصرالله منشی آمده است که ده باب از کلیله و دمنه داری اصل هندی وپنج باب الحاقی ایرانیان است ، این کتاب درزمان نصربن احمدسامانی (۳۰۱تا۳۳۱) از عربی به فارسی ترجمه گردید که رودکی درسال(۳۲۰) انرا به نظم درآورد که امروزه ابیاتی از آن بجای مانده است ، این کتاب از محبوبیت خاص بین سامانیان وبعد مسلمانان بخصوص ایرانیان برخوردار است ، این کتاب در دوره مغولان به زبان مغولی در ایران انتشار یافت است . ازدیگرکتابهای ترجمه شده از سنسکریت به پهلوی طوطی نامه است(هفتاد داستان طوطی) که احتمالآ در دوره ساسانی ترجمه شده که اکنون چهارتحریرآن به فارسی در دست است ، اسکندر نامه کتاب دیگری است که اصل آن پهلوی بوده پس از اینکه این کتاب توسط نویسنده های یونانی ومصری به لاتین ترجمه شده در اواخر دوره ساسانی باترجمه ، پهلوی به ایران و در تدوین خدای نامه از آن استفاده گردید. ابن ندیم ازجمله داستانهایی که نام میبرد یکی مسکدانه وشاه زنان که جاحظ درکتاب (نهایه الارب)که کتاب شاه زنان منظور شیرین همسر خسرو پرویز ومسکدانه(مشگدانه ) کنیز این بانو بوده است که خود داستان زیبایی دارد. حاحظ داستان دیگری از بلاش ودختر شاه هندو نام میبرد ، گرچه داستانهای دیگری بن مایه های پیش از اسلام مانند داراب نامه ، فیروزنامه وسمک عیار دیده میشود وبسیاری داستانهای دیگر که اکنون در دسترس نیست . کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود . ماخذ* تاریخ ادبیات ایران دکتر صفاج۱* تاریخ ادبیات ایران پیش ازاسلام دکتر احمد تفضلی وبانو آموزگار* فرهنگ ایرانی قبل از اسلام ، محمدی @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب ادبیات قبل از اسلام داستانهای منثور هزار افسان ق۲ مهم تربن مجموعه داستانهای ایرانی کتاب هزار افسان بوده است که ابن ندیم درباره آن چنین می نویسد( اولین کتابی که در این مورد(داستان) تالیف شده کتاب هزار افسان به معنی هزار خرافه است وسبب تالیفش این بوده که یکی از پادشاهان ( ایرانیان ) هر گاه زنی می گرفت یک شب با اوبسرمبرد وفردای آن روز اورا می کشت اتفاقاً با دختری از شاهزادگان به نام شهرزاد که خردمند وباهوش بود ازدواج کرد وچون بدو دست یافت ، آن دختر زبان به داستان سرایی گشود وسخن را به پایان شب کشانید به این منظور که پادشاه او را برای دومّین شب نگاه دارد وباقی افسانه را از وی بشنود ، هزار شب به همین گونه سپری شد ودراین مدت پادشاه با اوهم بستری میکرد تا سرانجام فرزندی از او متولد شد ، فرزند را بشاه نشان داد و او را از حیله خود آگاه کرد شاه خردمندی اورا پسندید و بدو دل بستگی پیدا کرد و او را نگاه داشت پادشاه را زن کار گزار دیگری بود بنام دینازاد که درآن کارها با دختر هم رای بود ، گفته اند که اين کتاب برای همای دختر بهمن نوشته شده بود در این باب روایت دیگری نیز نقل کرده اند وکتاب هزار افسان مشتمل بر هزارشب وکمتر از دویست حکایت است زیرا چه بسا یک حکایت در چندین شب گفته می شد ، مسعودی وابن ندیم هر دو نویسنده مسلمان در مورد این کتاب اظهار نظر کرده اند . این کتاب بعد از ترجمه به عربی در میان مسلمانان از شهرت ومحبوبیت بسیاری برخوردار شد ، به نام کتاب الف لیلة ولیله(هرارویک شب) مشهورگردید که علاوه بر داستانهای ایرانی داستان های دیگری که در آنزمان در بغدادومصر رایج بود در این کتاب جای گرفت بطوری که با اصل کتاب کلی فرق پیدا کرد و این موضوع درتمام کتاب های از پهلوی به عربی صادق است زیرا ترجمه کنندگان ونویسندگان عرب مطالبی که با روحیه اسلامی سازگاری نداشته حذف وبجای آن مطالبی متناسب با سلیقه خودشان جایگزین می کردند ، یکی از کسانیکه از ترجمه‌ هزار افسان تقلید کرده ابن عبدوس جهشیاری(قرن چهارم) است که بقول ابن نديم بر آن شد کتابی با هزار افسانه از قصه های ایران ، روم وعرب تهیه کند که هر قصه آن مستقل باشد اما تنها چهار صدو هشتاد قصّه را گردآوری کرد که مرگ او را امان نداد ، متن عربی کنونی الف لیلة و لیلة در قرن هشتم در مصر نوشته شد که ( عبداللطیف طسوجی در دوره فتحعلیشاه قاجار از عربی به فارسی ترجمه کرد. یکی دیگر از کتاب های داستانی ایرانی هزار دستان بوده که ابن ندیم انرا جدا از هزار افسان میداند. ادامه دارد کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود ۰ @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب ادبیات قبل از اسلام ق ۳ سندباد نامه و بلوهر و بوذاسف درمورد ادبیات قبل از اسلام صحبت کرده ایم حتی به گزارش های نویسندگان مسلمان اشاره کردیم ، در دنبال داستان های منثور اینک به قسمتی دیگر اشاره می کنیم ، کتاب سندبادنامه یکی دیگر از کتاب هایی است که از پهلوی به عربی ترجمه شده است( مسعودی در مروج الذهب ) می نویسد در زمان شاهی از هندوان بنام کوروش بود وکتابی داشت بنام هفت وزیر و معلم وغلام و زن پادشاه واین همان کتابی است که به نام سندباد معروف است ابن ندیم در یک جا این کتاب را در زمره قصه های هندیان یاد می‌کند ولی در جای دیگر می نویسد که انتساب آن به ایرانیان وهندیان اختلاف نظر است ، امروزه بر اهل تحقیق مسلم شده که این کتاب در ایران تالیف شده واحتمالا در زمان خسرو انوشیروان انجام شده گر چه اصل داستان از هند گرفته شده است ، مترجم سندباد نامه از پهلوی به عربی شاید موسی بن عیسی الکسروی بوده باشد ، که ظاهراً در قرن سوم هجری می زیسته که ابّان لاحقی آن را به نظم آورده باشد ، پس از آن کتاب سندباد نامه به فرمان نوح بن منصور یا نوح بن نصر سامانی به دست خواجه عمید ابوالفوراس قنارزی یا قناورزی به فارسی ترجمه شده ، سندباد نامه یک حکایت اصلی دارد و در میان این قصه‌ اصلی داستان های فرعی دیگری گنجانده شده است و از این نظر به کلیله ودمنه شباهت دارد ، بختیار نامه یا ده وزیرکه بُن مایه های مشترک با سندباد نامه یا هفت وزیر دارد . از دیگر داستانهایی که اصل هندی دارد و در دوره ساسانیان به پهلوی ترجمه و تالیف شده و بعد از اسلام از پهلوی به عربی نوشته شده بلوهر و بو ذاسف است که شرح زندگی از نو جوانی تا زمانی که بودا معروف میشود ، درمیان اوراق کشف شده در تورفان( ترکستان چین) قطعاتی از بلوهر و بوذاسف به شعر فارسی دری و به خط مانوی پیدا شده هم چنین اوراقی از همین کتاب با ترجمه ترکی پیدا شده ، ترجمه این کتاب به زبان لاتین رنگ مسیحی بخود گرفته است همچنین این کتا ب تاثیرزیادی بر کتاب های ادب و اخلاق عربی وفارسی گذاشته است . ادامه دارد کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب ادبیات قبل از اسلام داستان های منثور ق ۱ مدتی است به مطالب ادبی دوره باستان پرداخته ایم اینک باهم داستانهای منثور را پيگيری می کنیم. همان گونه که قبلا اشاره کردم در دوره ساسانی جز مطالب دینی یا اسناد دولتی ، آثار دیگری به ندرت به کتابت در می آوردند به همین دلیل بیشتر داستانها سینه به سینه حفظ ونقل می شد هم چنانکه این سنت تا امروز ادامه داشته است در دوره پادشاهی انوشیروان بود که یک نهضت نوشتاری در کتاب شروع شد ، بسیاری از افسانه های ایرانی مدّون کشت یا داستانهای دیگر ملل به پهلوی ترجمه گردید ، لذا از اقوال نویسندگان دوران اسلامی ونیز ترجمه های آنان که از پهلوی به عربی ترجمه شده می توان به داستانهای منثور در این عهد پی برد. ابن ندیم می نویسدکه( اولین کسانیکه دست به تصنیف افسانه زدند وآن را به صورت کتاب در آورده در خزانه های خود نگهداری کردند و بعضی از آن ها را از زبان حیوانات نقل کردند ، ایرانیان اولیه(کیانیان و هخامنشیان)بودند ، پس از آن پادشاهان اشکانی که دومین طبقه شاهان ایران اند ، در زمان ساسانیان به داستانها افزوده شد واعراب ان را به عربی ترجمه کردند) صادقانه باید گفت اینکه ایرانیان را اولین مصنّفان داستان بدانیم قدری بزرگ نمایی کردیم نمی توان ملت یا قوم خاصی را اولین مصنّف داستان دانست ، زیرا درجهان باستان درمیان اقوام مختلف افسانه همیشه رایج بوده است ، اماگفته ابن ندیم داّل بر رواج داستان های مختلف خصوصاً در دوره اشکانی و ساسانی است سپس همین نویسنده تعدادی از این افسانه ها را نام می بودکه صورت صحیح عنوان بعضی از آن ها به درستی بیان نشده از میان آن ها این نام ها روشن بنظر می رسد ، کتاب هزار دستان ، کتاب خرافه ونزهه ، کتاب الدّب والثعلب(خرس و روباه ) کتاب روزبه یتیم ، نمرود ملک بابل ، این احتمال وجود دارد که برخی از این آثار تالیف ایرانیان پس از اسلام باشد ، ابن ندیم درجای دیگر از اثر خود ، از کتاب های ایرانیان وغیر ایرانیان ، که اباّن لاحقی آنها را به شعرعربی بر گردانيده است نام می برد : کلیله ودمنه ، بلوهربو ذاسف ، کتاب سندباد ، کتاب الصیام والاعتکاف (روزه داری وگوشه گیری)که بیشتر این کتابها اصل هندی دارد که به پهلوی ترجمه شده است از این اطلاعات میتوان چنین نتیجه گرفت که در زبان پهلوی دو دسته افسانه وجود داشته است ، یک دسته داستانهایی که اصل ایرانی داشته ودسته دیگر افسانه هایی که از کتب ملل دیگر ترجمه شده بوده است . مطلب با ذکر ماخذ ادامه دارد کاظم مزینانی تا شبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب نامه منسوب به خسرو پرویز در پاسخ به فرزندش شیرویه* بعد از اینکه شیرویه کودتا کرد وپدر را به زندان انداخت چند روزی بزرگان لشگری وکشوری در رفت آمد بودند تابتوانند مسائل را بدون خشونت حل کنند که در این زمینه موفق نشدند . لذا این نامه منسوب به خسرو میباشد در رفع اتهاماتی که شیرویه به پدر وارد کرده بود ، اصل نامه ممکنه نوشته نشده باشد ولی رفت و آمد هایی که نمایندگان پدر وپسر بین هم داشتند می رساند که نوشتن چنین نامه دور از ذهن نیست شاید هم این نامه را بعد از کشته شدن خسرو طرفداران او در جهت تبرئه او نوشته اند ، به هر حال اصل نامه به خط پهلوی در دست نیست اما اقتباس هایی از ترجمه عربی آن در کتاب‌های عربی و فارسی نقل شده است ، احتمال دارد بخش هایی از خدای نامه پهلوی وجود داشته و از طریق ترجمه عربی این کتاب به منابع مذکور از جمله شاهنامه راه یافته باشد ، مفصّل ترین تحریر این نامه در شاهنامه(چاپ مسکو )تاریخ طبری و تاریخی بلعمی آمده است ، درشاهنامه شیرویه هفت اتهام به پدر وارد کرده در طبری هشت مورد ولی در تاریخ بلعمی اتهامات به نه فقره می رسد ، از گفته فردوسی چنین استنباط میگردد که وی این سخنان را به صورت پیام شفاهی بیان داشته وبعد آنرا بصورت مکتوب در آورده آند همین مطلب از عبارات طبری و بلعمی نیز مستفاد می شود ، اتهامات منقول در شاهنامه ، که نظایرشان در منابع دیگر آمده ، عبارتنداز ۱ کشتن پدرش ۲ جمع آوری ثروت ۳ نگاه داشتن سپاهیان در مناطق دور دست ۴ ناسپاسی به قیصر و پس ندادن صلیب ۵ ستاندن خواسته از بی چادگان ۶ زندانی کردن شانزده تن از فرزندان ، حامل پیام در شاهنامه دونفر به نامهای اَشتاگشسب (اشتا)و (خراد بُرزین) ذکر شده اند ، دو مورخ دیگر که مطالبی در این خصوص آورده اند ثعالبی چهار اتهام ذکر کرده و دینوری شش اتهام و ابن مسکویه تنها به جرایمی می‌پردازد که موجب برکناری و کشته شدن خسرو پرویز شد ، مسعودی ، یعقوبی و ابن بلخی فقط به ذکر پیام های مبادله شده بدون شرح مضمون آن ها ، ذکری بمیان آورده اند. علاوه بر پاسخ به اتهامات مطرح شده نامه خسرو پرویز متضمن نصایحی به فرزند خود در باره چگونگی امور کشور است وباید از نوع اندرزهای سیاسی بشمار آورد. کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب تشکيل دولت بابِل و هجوم کاسی ها ق2 حمورابی مردمقتدر واولین قانونگذار تاریخ در سال(۱۷۵۰)پ م درگذشت ، پسرش(سَمسوایلونا) بجای اونشست ، آشوری‌ها اولین کسانی بودند که از قوانین حمورابی سرپیچیدند وقیام کردند شورش تمامی بين النهرین را فراگرفت ، شهر های لاسا ، اروک ، ویران ونیایشگاه های آنان به آتش کشیده شد ، درهمین دوران بود که اولین حمله قبایل کاسی که درکوه های زاگرس زندگی میکردند بسمت بابِل شروع شد (کاسی ها اقوام هند و ارویایی بودند که دراواسط هزاره سوم پ م ازسمت شمال شرقی وارد ایران شده دردامنه کوهای زاگرس سکنی گزیدند اینان که بین دو تمدن عیلام وبابل قرار داشتند به پیشرفت‌هایی در زمینه صنایع فلزی دست یافتند(این صنایع امروزه زینت بخش موزه های دنیاست)مقارن همین دوران قبایل دیگری که‌ درشمال آشور در آسیای صغیر زندگی میکردند به لطف ساخت ارابه های سبک وتندرو همچنین بدست آوردن آهن وساخت سلاح از آن توانستند به مدت ۶قرن بر منطقه مسلط وقدرتمندانه حکومت کنند ، تقابل‌ کاسی ها وهیتی ها منجر به برخورد های خونین گردید باتمام این برخوردها این کاسی هابودند که بابِل فتح کردند ، ولی خیلی زود از انجا رانده شدند ، زین پس این اَشوریان بودند که روزبه روز قوی تر درصحنه سیاسی ظاهر شده با کشتارو غارت در منتهای وحشی گری بکارشان ادامه میدادند. یکی از پادشاهان آشوربنام(اَدَدنیراری)دریکی از کتیبه هایش میگوید ، آن نیرومند جنگجوکه شهر ها را برمیاندازدوسرزمینهابسیاری را میسوزاند من هستم ، من مانند طوفان میتازم ومانند رگبار می خروشم تا بدانجا که سردمداران چهارگوشه عالم ازنام پرهیبتم برخود می‌لرزند. کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود ماخذ تاربخ ماد م دیاکونوف تاریخ بابِل لئو نارد ، کینگ سیرتاریخ احمد بهمنش @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب تشکیل دولت بابِل وکاسی ها* دراواسط قرن ۲۱پیش ازمیلاد ، نبرد بزرگی درسرزمین سومر آغاز گردید جنگجویانی بی‌رحمی از سوریه بسمت بین النهرین هجوم اورده شهر های ایلیپ ، ماراد ، ملکیوم ، ماری واوروک راتسخیر کردند ، وبدین سان تاریخ سومررا درهم پیچیدند. درسال ۱۹۰۰پیش ازمیلاد جابجایی قدرت در ببن النهرین ، یک شیخ آموری بنام(سوموابوم)از هرج ومرج استفاده کرد شهر کوچک بابِیلم راکه هیج اهمیت سیاسی نداشت متصرف کرد(این شهر بعد ها بابِل نامیده شد)این شخص بتدریج قدرت گرفت وخود را شاه بابِل نامید اوبا شاه لارسا متحد گردید ودست به فتوحات زد درسال ( ۱۸۳۵)عیلامی‌ها به لارسا حمله وانجا را اشغال کردند ، ازاین زمان بین عیلام وبابل یکسره جنگ بود کم مانده بود که سلسله بابلی ها ازهم پاشیده شوند ، اما ظهورپادشاهی بنام (حمورابی )توانست طی ده سال حکومت مقتدری را تشکیل داده وقوانین خاصی برای دنیای انروز به ارمغان بیاورد ، اوتوانست با همسایگان تعامل بر قرارکرده به کارهای عمرانی بپرداز وازاین طریق وضع اقتصادی خوبی برای کشورش فراهم نماید ، همچنین دینی جدید در اندیشه مردم پدید بیاورد بدین ترتیب که مقام اعظم راکه پيشتر متعلق خدای اِنلیل بود به (مردوک)نسبت داد و آنرا در راس ایزدان بابل قرار داد ، مجموعه قوانین او باعث گردید بين النهرین را یک پارچه نماید همین موضوع باعث جنگهای متعدد با عیلامی‌ها وشکست آنان گردد ، دراندک مدتی شهر های اشنونا وماری را تصرف کرد ، با شکست دادن اَشورتمامی بین النهرین را یکپارچه به تصرف خود درآورد ، او توانست بعد از سارگن بزرگ نام خود را ازخلیج فارس تاسوریه وارمنستان بعنوان شاه بزرگ برتارک تمامی کاخ های حکام ثبت نماید. تمامی شاهان میباست در فرمانهایشان از شاه بزرگ شاه اکِد ، شاه سومر وشاه بابِل ، شاه چهار گوشه جهان (لقبی که حمورابی به خود داده بود)یاد و اطاعت کنند. لازم است دوستان بدانند قانون نامه حمورابی دراوائل قرن ۱۹ توسط باستان شناسان فرانسوی ازخرابه های شهر شوش کشف گرديد ، اصل این سنگ دونیم متر ارتفاع وعکس حمورابی بربالای آن و (۲۸۲ )قانون و(۳۵)ماده در۴۹ستون نوشته‌ شده اینک درموزه لوور پاریس نگهداری میشود. ادامه دارد* کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود* @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب مرگ مامون هفتمین خلیفه عباسی نمیدانم این خاک اهورایی باید تاکی درمعرض تهديد وتهاجم باشد ؟ قبلّا از خلفای عباسی گفتیم اینک خلیفه مامون عباسی با ازبین بردن امام رضاع هم چنین کشتن وزیر باتدبیر ایرانی او فضل بن سهل سرخسی درحمام و خوراندن زهر به بنیانگذار سلسله طاهریان بر اوضاع مسلط گردید ، مامون درسال(۲۰۴) در بغداد بر تخت خلافت جلوس کرد در ابتدای خلافت دست حسن بن سهل برادر فضل بن سهل را از کار کوتاه و او را خانه نشین کرد بدینسان دو خاندان فرهنگ دوست وعلم پرور برمکیان و ذوالریاستین را دراین دوره از بین بردند. مامون و بعد معتصم برای اینکه دست ایرانیان را از حکومت کوتاه کنند از غلامان ترک استفاده میکردند این غلامان که درابتدا تنی چند بودند بخصوص در دربار معتصم روز بروز بیشتر وبزرگتر شدند ، این ترکان زرخرید مانند آشناس، ایتاخ ، بوغا صغير ، بوغا کبیر، وصیف وطولون به مقامات عالی رسیدند و(فرزندان اینان خلیفه تعین می کردند وخلیفه بر میداشتند ) مامون باخیال راحت مشغول حکومت ولی دست تقدیر چیز دیگر رغم زد او هنگامیکه 48 سال بیشتر نداشت و از جنگ با رومیان برمی گشت در منطقه ای بنام بدندون در شهر طرطوس ترکیه امروزی مریض گشت ، در تاریخ هشتم رجب سال (218) روی در نقاب خاک کشید. درچنین احوالی ایرانیان باز بیکار ننشسته علی رغم تمامی تمام محدودیت‌ها سودای ایجاد سلطنت آهسته‌ و آرام حرکت (باز گشت به خویشتن )را آغاز کرده و آرام آرام زبان فارسی دری را جای گزین زبان عربی نمودند ونهصت شعوبیه را شروع کردند ، این حرکت برای اولین بار از دربار یعقوب لیث صفاری شروع گردید. کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب حَجّاج بن یوسف ثقفی ق۲ حکومت جابرانه امویان روز بروز فشار بیشتری به مردم بی پناه ومظلوم ایران می آوردند هر حکمرانی که جایش را به دیگری میداد مردم باید بیشتر خراج و جزیه می‌داند. سال ۷۵ هجری بود که حَجّاج به حکمرانی عراق وفارس منصوب گردید حجاج با بیرحمی هرگونه حرکتی را سرکوب میکرد در همین زمان بود که بعد از حرکت مختار وسرکوب او قیام و خروج عبدالرّحمان بن اشعث که از اشراف قحطان بود شروع گردید او از جانب حجاج در زابل امارت داشت خواهرش میمونه همسر محمد پسر حجاج بود عبدالرحمان مرد مغرور وگردن فرازی بود دوست نداشت کسی به او فرمان دهد وخود را بالاتر از همگان می دانست هنگامی که نامه تند ودستوری حجاج به اورسید(که مالهابستان از مردم ، وسوی هند وسندتاختن هاکن وسر عبدالله عامر در وقت نزدیک من فرست )عبدالرحمان که ادعای سروری داشت وبدنبال بهانه بود سرکشی آغاز کرد ، جواب نامه نوشت که ( تاختن هند وسند کنم اما ناحق نستانم وخون ناحق نریزم ) پس عبدالرحمن باسپاهیانش وهماهنگی با مخالفان حجاج به عزم جنگ با حجاج بدان سمت براه افتاد در نزدیکی شوشتر بود که جنگ در گرفت حجاج شکست خورده به بصره گریخت سپس به کوفه از انجا در نزدیکی دیر الجماجم طی صد روز هشتاد جنگ بین آنها انجام شد (بیچاره مردم ایران) سرانجام عبد الرحمن شکست خورد سپاهش منهزم گردید ، او از راه بصره وفارس به سیستان رفت ( مردم انجا او را پذیرفتند ، اما مفضل بن مهلب ومحمد پسر حجاج به تعقیب او ادامه داده لذا به زابلستان به زنهار زنبیل رود چون خبر به حجاج رسید القیسی یا ( لخمی) را به رسولی به زنبیل فرستاد رسول با زنبیل خلوت کرده عهد ها فرستاده ، زنبیل عبدالرحمن را بند کرد انگاه زنجیر اوره حلقه بر پای او وشخص دیگر کردند اورا تحویل دادن عبدالرحمن گفت من حاقنم (ادار داشتن) به کنار بام باید شدن هر دو به کنار بام شدند عبدالرحمن خویشتن را از بام افکند هر دو بیافتادند وجان بدادند . حجاج سهم به سزایی در پیشبرداهداف امویان داشت ، گویند او اصلاحاتی در زمینه مالیات وکشاورزی داشته که در برابر جنایاتی که انجام داده قابل توجیه نیست ، این مرد جنایتکار در سال ۹۵هجری در سن ۵۴ سالگی فوت و جامعه ای را آسوده کرد. کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود ماخذ مروج الذهب ج۲ص۱۳۶ ابن خلکان ج۲ص۲۷۷ تاریخ سیستان ص۱۱۴ @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب حَجّاج بن یوسف ثقفی ق ۱ آیا مردمی مظلوم تر از ایرانی‌ها وجود دارند؟ یکی از خونخوار ترین وشقی ترین حکمرانان اموی که بر ایران حکومت می‌کرد حَجّاج بود در تاریخ از بیرحمی های او داستان های زیادی تعریف کرده ، اینکه او هزاران نفر را چگونه در زندان ها شکنجه کرده و بقتل رسانیده و بجای غذا به آنان بقول( مسعودی ) سرگین آمیخته به گمیز خر می‌داده قولی است که بسیاری از تاریخ نگاران می نویسند ، حکومت او بیست سال طول کشید و بر طبق امار۱۲۰هزار نفر مسلمان وایرانی بقتل رساند هنگامی که از دنیا رفت ۵۰هزار مرد و۳۰هزار زن در زندان های اوبودند ، حکومت او برای مردم بخصوص ایرانیان یک فاجعه ومرگش یک موهبت بود برای همه ، در مورد بدنیا آمدن و کودکی او افسانه های چندش آوری شایع است واین می رساند که مخالفین و نویسندگان خواسته اند از او موجود ترسناکی بسازند ، با مخالفان بشدت برخورد میکرد از جوانی او اطلاع دقیقی در دست نیست در جنگی که بین عبدالملک مروان با مصعب بن زبیر در عراق روی داد به خلیفه پیوست وبا او بشام رفت در آنجا بود که مورد لطف خلیفه قرار گرفت ومامور فتح مکّه گردید حجاج از بالای کوه ابو قبیس عبدالله زبیر که در مکه حصار گرفته بود با منجنق کوبید تا شهر را بگشود انگاه زبیر را که به حرم پناه برده بود گرفت و بکشت ، خلیفه هم حکومت مکّه ، مدینه ، یمن و یمانه را بدو داد دوسال بعد حکومت عراق ضمیمه فرمانروایی او گردید ، حکومت او درعراق همراه با کشتار و زندان بود با ایرانیان( موالی ) که به علت فشار در اغلب قیام‌ها حضور داشتند بشدت برخورد میکرد همچنین اعراب مخالف بنی امیه را به همان نسبت قلع وقمع میکرد می نویسند هنگامی که به عامل خود در بصره نوشت که نبطی ها را تبعید کن زيرا آنها موجب فساد دین ودنیایند ، عامل چنان کرد و پاسخ داد که همه آنها را خارج کردم جز کسانیکه قرآن می خوانند یا فقه می اموزند ، حجاج به وی نوشت که (چون این نامه را بخوانی حکیمان را نزد خود حاضر آور خویشتن را بر آنها عرضه کن تا نیک بجویند تا اگر رگ نبطی باشد قطع کنند) بدین‌گونه حجاج سیاست نژادی بنی امیه را در تحقیر موالی به سختی اجرا میکرد وهمین امر موجب نارضایی شدید مردم از دستگاه خلافت او و امویان بودند ، افراط و اسراف او در ریختن خون و مال بحدی بود که خلیفه عبدالملک در این دو مورد به او نامه نوشت و هشدار داد ، فشار او در وصول مالیات جزیه که ذمّی ها آنقدر زیاد بود که آهسته آهسته غیر مسلمان به مسلمانی روی می آوردند ، این فشار ها موجب گردید در گوشه کنار ایران وعراق قیام‌ها بالا بگیرد. ادامه دارد کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب ایجاد دانشکده گُندی شاپور(جندی شاپور) باعث افتخاراست که ایرانیان دربسیاری از علوم پرچمدار بوده ازآن جمله درعلم طب که از دیر باز مردمان این دیار صاحب نظر بوده اند. ایجاد دانشگاه (گُندی شاپور) نشاندهنده رشد پزشکی درایران ساسانی است ، بسیار اعتقاد براین دارند که این دانشگاه بدست شاپور اول بوجود آمد ، چنین بنظر میرسد که علم پزشکی تا اندازه زیادی تابع قدرت سیاسی بوده باشد ، به نوشته (قفطی) صاحب (تاریخ الحکما) آنان روش های خاصی بکاربرده تا به درمان بیماری ها بپردازند روش هایی که برتر از روش های هندیان یونانیان بوده ، بامهاجرت تعداد ازیونانیان بسال(۵۲۹ م) اعتبار این دانشگاه بیشتر شد این اطباء در رشته های داروسازی ومعالجه بیماران هریک جداگانه با تشکیلاتی متفاوت مشغول بکاربودند این وضع روزبروز بهتر و گسترده تر با شعبه هایی در دیگر شهر ها ایجاد میشد گروهی از اطبا با کشورهای همسایه درزمینه های پزشکی رفت آمد ومبادلات داشته اند ( ثعالبی) از پزشکان دوره انوشیروان به (۱۲۰) نفر از جمله به یوسف عیسوی (۵۵۲ م) ریاست پزشکان عیسوی را عهده داربوده وجبرائیل (درستبذ) پزشک دربار به برزویه و استفان ادسی اشاره می کند ، این وضع همچنان تا سقوط ساسانیان ادامه داشته با برامدن تازیان این دانشگاه همچنان بکارمشغول بوده تادوره عباسیان که مراکز پزشکی بغدادو ری رونق گرفت ازاعتبار دانشگاه جندی شاپور کم کم کاسته شد ، ولی افتخار طب ایرانی برای همیشه میراث ایرانیان باقی ماند. کاظم مزینانی تا مطلبی دیگر بدرود ماخذ تاریخ ثعالبی ص۳۵۹ طب اسلامی ادوارد براون تاریخ الحکما علی بن قفطی ص۱۳۳_۱۳۲ هزاره های گمشده دکتررجبی ج۵ص۳۱۷ @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب جشن مهرگان قسمت سوم * آئین مهر درپهندشت ایران رواج داشت تا برآمدن زرتشت که آهسته وآرام جایگزین آئین مهر گردید ، با تشکیل امپراتوری هخامنشی و دین زرتشت ، آئین مهر به دیگر کشورها رانده شد ازجمله از راه اناطولی این آئین به اروپا رفت و آئین میترائیسم بوجودامد. آوازه مهر آرام ، آرام از ایران به ممالک همجوار رسید وازانجا به دیگر کشورها رفت . بگفته (ابراهیم پورداود)چون پادشاهان ایرانی توجه خاصی به مهر داشتند وکلیه لشگریان فتح وپیروزی خود را از او میدانستند ازاین رو ستایش مهر ، سراسر ایران زمین رافرا گرفته ، در همه جا از او پناه خواسته میشد ، قلمرو نفوذ آئین مهر از ایران گذشته ، به تمامی ممالکی که تحت استیلای شاهنشاهی ایران بود رسید. مهرگان امروزه ، دربسیاری ازکشورها مثل هند ، تاجیکستان ، ونواحی آسیای صغیر تاحدودی صورت میگیرد که سنت ها وآداب ومناسک باستانی آن تغیر یافته فقط به گرد هم آیی وجشنی ساده همراه باسرور و پایکوبی ختم میگردد ، درایران این جشن تاچند دهه قبل بصورتی نمادین در روستاها وعشایر انجام میشد. برگزاری این جشن درزمانهای مختلف که منبعث ازتقویم های طبری ، دیلمی، زرتشتی، تاجیکی از اول مهر تاشانزدهم متفاوت ولی درتقویم هخامنشی اول مهر تاشانزدهم مهر برگزارمیشده است. شرح کامل جشن مهرگان را در۱۶مهر بعلت طولانی بودن بصورت ویس ارسال خواهم کرد کاظم مزینانی تا مطلبی دیگر بدرود ماخذ * نوروز نامه، رضا مرادی غیاث آبادی تاریخ تمدن وفرهنگ ایران احمد تاج بخش ص۱۳و۱۲* یشت ها مهردادبهار ج۱ص۴۰۷* جشنها وآئینها منصوره میر فتاح قسمت مهرگان* @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب جشن مهرگان قسمت دوم بزرگی وبالندگی این جشن از آن رو بود که متعلق به قشرخاصی نبود وتعلق به تمامی جامعه داشت درشب قبل ازشروع مراسم در دربار پادشاهان را گفتیم اینک دنباله آن ، یکی از رسوم معمول مهرگان درمیان مردم چرب کردن بدن باروغن بان بوده است وتبّرک کردن تن ، این امر به لحاظ پزشکی تاثیرات خوبی بر بدن میگذارد ضمناَپس ازمتبرک کردن بدن را با گلاب معطرنموده به دوستان گلاب می پاشیدند وفضا را معطر بدین وسیله اعتقاد داشتند بلیات را ازخود دورمیکنند ، در (هاونگاه)یعنی از طلوع خورشید تا ظهر مراسم قربانی انجام واین عمل باید حتما درزیر نورخورشید انجام میشد حتی عده ای گوسپند یا مرغی را از بدو تولد برای این کار نذر میکردند ، پس ازقربانی کردن حیوان را درسته در تنور پخته سپس درسفره مهرگانی تزئین شده قرار داده پس ازخواندن سرود مقدس توسط موبد آنرا پشته میکردند که عبارت بود از سه تکه کردن قسمتی از گوسفند واین عمل کنایه از سه گفتار شعار زرتشت است ، حیوان قربانی را میان سفره گذاشته و اطراف انرا بامیوه های فصل ازجمله سیب وانار وسبزی ریحان و(لرک) نوعی اجیل تزئین میکردند ، کتاب اوستا ، آینه ، سرمه دان ، شربت (گیاه هوم ) و انداختن سکه ای در کاسه آب همراه باسوزاندن چوب های معطر وعود فضا راخوشبو میکردند ظمناَ درظروفی سنجد وبادام وپسته و خوراکیهای دیگر دراین سفره گذاشته میشد این سفره زیبا را(ودرین) می نامیدند، درهنگامیکه خورشید به وسط اسمان رسیده باشد (رپیثون گاه)هرخانواده گرد سفره می نشینند با سرور به تلاوت نیایش های ویژه میپردازند، اردشیر بابکان وانوشیروان دراین روز به مردم لباس نو میبخشیدند به علاوه درموقع جشن موبدان موبد خوانچه ای که درآن لیمو ، شکر ، نیلوفر ، سیب ، به ، و یک خوشه انگور گذاشته بودند زمزمه کنان(واچ گویان)نزدشاه می آورند، بعد ازاین مراسم که جنبه دینی داشت تشریفات دولتی وسنت ملّی آغاز می شود هدایای بزرگان وحکام به عرض شاه میرسد که در دو دفتر جداگانه ثبت میگردد ، شاه متقابلا هدایایی به ایشان عطا میکرد . خنیاگران وشاعران نیز دراین روز بهترین سرودهای ستایش را اجراکرده درشادی عمومی نقش ویژه ای ایفا میکردند، درفرهنگ جهانگیری آمده است. (جشنی ازمهرگان بزرگتر بعداز نوروز نباشد هم چنانکه نوروز عاّمه وخاصّه بود ، مهرگان نیز عامّه وخاصّه بود و تعظیم این جشن تا شش روز بود) کاظم مزینانی تاشبی دیگر بدرود مطلب با ذکر ماخذ ادامه دارد. @goshetarikh

شبی یک سرگذشت امشب جشن مهرگان قسمت اول * تمام جشن هایی که درایران باستان انجام میگردیده به نوعی ریشه مذهبی وآئینی داشته و در ستایش چیز های مقدس وپاک صورت میگرفته است ، اساسا در آئین باستان اندوه گناه بزرگی به شمار میرفته وحتی گریه درفراق عزیزان را مانعی می دانسته که روح نمیتواند به عرش اعلی برود. خصوصاَ در دوره زرتشت و پس از آن پیروانش درجهان به تکریم دنیا به همان میزان به تقدس روز قیامت توجه داشتند ، درتمامی این جشنها که درسطح قومی وملی برگزار میشد طی آداب خاصی باحرکاتی نمادین واجرای مراسم سعی دراجرای آن داشتند. جشن مهرگان یکی ازبزرگترین جشنها محسوب و به لحاظ بزرگی وعظمت هم تراز جشن نوروز برگزار میشده ، آغاز سال هخامنشی درزمان اعتدال خریفی طلوع خورشید در برج میزان بوده وروزجشن آن در حال حاضر منبعث از گاه شماری زرتشتی است. این جشن در نزد ایرانیان باستان به چند دلیل از اهمیت خاصی برخوردار بوده ونوعی آئین نیایش است ، مطابق اعتقاد ایرانیان باستان در این روز (میشا ومیشانه) ازمهر گیاه متولد شده جان گرفتند( آدم حوا )اولین انسانهایی بودند که پابه عرصه زمین نهادند. برطبق روایات ایرانیان باستان دراین روز (فریدون بر بیوراسب ضحاک پیروز گشت) ایرانیان باستان جهت ستایش ایزد ، جنگاور دلیر نگاهبان وموکل راستین ، از روز اول مهرتا شش روز به جشن و پایکوبی می پرداختند. قبل از زرتشت این جشن با حضور روحانیان میترایی( (مغ ها) برگزار میشده مغ ها پیشاپیش مردم حرکت میکردنداین حرکت باقربانی احشام و نوشیدن هوم مقدس بانوعی شادی و پایکوبی وسرورهمراه بوده است. این جشن دردوره هخامنشیان همچنان باشکوه بزگزار میشد. (ابوریحان بیرونی )میگوید دراین روز شاهان تاج ویژه ای برسر میگذاشتند که شکل افتاب داشت وانگیزه برسرنهادن چنین تاجی به مناسبت روزمهر یعنی خورشید تابان بود ، دراین هنگام پادشاهان جامه ای از برد یمانی و زربافت بتن کرده وتاجی بشکل خورشید برسر میگذاشتند ودرتالار بزرگ جلوس میکردند ودراین روز همگان می توانستند به دربار پادشاه بار یابند ، نخستین فردیکه دراین روز برشاه وارد میشد خوش قدم ترین وخوشنام ترین فرد بود این مرد مطابق سنت معمول شب دربارگاه اقامت کرده تا روز به خدمت شاه بار یابد هنگامی که به خدمت شاه میرسید شاه از او می پرسید از کجا آمده ای؟ چه به همراه داری ؟ پیک خجسته جواب میداد من پیروزی ام ازسوی دو فرخنده نیک بخت دو امشاسپند (هئورتات وامرتات)یعنی خردادومرداد اهنگ بار یافتن دارم من پیک نصرت وپیروزی هستم ، دراین هنگام پیک سینی ای ازطلا در محضر شاه قرارمیداد حاوی هدایاونکاتی ازپند و اخلاق ودعوت شاه به عدل ودادوفریفته نشدن شاه به ثروت و قدرت دراین سینی شکر ، جوز هندی ، نارگیل ، خرمای تازه ، نارگیل جامهایی با محتوای شیر و نوشیدنی شاه خرمای تازه را در شیر ریخته انرا به کسی که نزدیک ترین شخص به اوست تعارف میکند* مطلب باذکر ماخذ ادامه دارد* کاظم مزینانی تا جستاری دیگر بدرود* @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب میرزاحسن تبریزی (رشدیه)ق آخر بررسی شخصیت های تاثیر گذار درتاریخ مشروطه* نسیم امید بخش روشنایی وزیدن گرفت حال دیگر رشدیه پشتیبانی از جنس ، خودش پیداکرده بود با عشق بیشتر بکارش ادامه داد ، روز بروز با سرمایه امین الدوله مدرسه اش بهتر میشد تا اینکه امین الدوله به تهران در ذیقعده ۱۳۱۴ احضار گردید مظفر الدین شاه او را به ریاست وزیران واندکی بعد به صدارت در رجب ۱۳۱۵ق انتخاب کرد ، امین الدوله در بدو ورود به تهران توانست موافقت مظفرالدین شاه را برای مدرسه ای جدید رابگیرد لذا رشدیه را به تهران دعوت کرد رشدیه به تهران آمد کمی بعد با اشاره امین الدوله اولین مدرسه با سرمایه ومدیریت رشدیه در روز دوشنبه شانزدهم شعبان ۱۳۱۵ دایر گردید به همت وزیر فرهنگ دوست اولین گرد همایی فرهنگ دوستان ، پایه ی انجمن معارف درسایه و حمایت امین الدوله در این مدرسه گذاشته شد که البته حمایت وهمراهی شاه در این مورد خوب بود ، بگفته دولت آبادی این امین الدوله بود که به مظفرالدین شاه فهماند یگانه تحصيل نام نیک توسعه معارف وباز کردن آن به روی ملت است. دوره وزارت امین الدوله یکسال دو ماه بیشتر نبود ولی همین مدت کوتاه باعث شکوفایی و تحول عجیبی در امر مدارس و مطبوعات کشور گردید ، در همین دوره بود که مجله تربیت به روزنامه تربیت زیر نظر(محمد حسین فروعی معروف به ذکالملک اول) بصورت روزانه منتشر گردیدوروزنامه های دیگری بنام خلاصته الحوادث وروزنامه پرورش(درمصرچاپ میشد) منتشرشد ، مقدمات شرکتی باده هزار تومان برای نشر وترجمه کتاب تشکیل گردیدتعدادی از اشخاص فرهیخته مانند احتشام السلطنه ، محمدباقر اعتمادالسلطنه ، میرزاکریم خان سردارمکرم ، حاجی حسین امین الضرب ، یحی دولت آبادی ، محمدحسین فروغی وپسرش دراین مدرسه باحضور رشدیه حضور داشتند ، به این جمع کسان دیگری از جمله روحانی روشن فکر شیخ هادی نجم آبادی اضافه گردید. حال دیگر جامعه رشدیه را پذیرفته بود ، این مرد بزرگ مصدر خدماتی بزرگی شد تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۳ق در سن ۸۴سالگی در شهر قم روی درنقاب خاک کشید . یادش گرامی وراهش پر رهرو باد* کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود * ماخذ* خاطرات رشدیه* یحی دولت آبادی ج۱* خاطرات احتشام السلطنه * مشروطه ایرانی دکتراجودانی * @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب میرزا حسن تبریزی(رشدی)ق۵ بررسی شخصیت های تاثیر گذار در تاریخ مشروطه. گاهی فرصت های کوتاهی پیش می آید که از اهمیت خاصی بر خوردار میباشد . آمدن میرزا علی خان امین الدوله والی جدید این فرصت را به رشدیه داد تا از وجود این مرد فرهنگ دوست وفرهنگ پرور استفاده کند ، امین الدوله مردی بود ملی گرا به مجد وعظمت ایران فکرمیکرد آرزویی جز سر افروزی کشور ومردم را در سر نداشت . از سال ۱۳۰۷قمری تا آمدن امین الدوله در ۱۳۱۴ق رشدیه چندین بار مدرسه بوجود آورد و مرتجعین خرابش کردند والی به محض رسیدن به تبریز حواله ای به مبلغ هزار تومان از ثروت خودش به حاجی فرخ صراف نوشت تادرمحله ششکلان مدرسه ای درست کنند به گفته رشدیه( حاج فرخ تعجب میکرد که یک نفر هزار تومان برای تأسیس مدرسه ای بپردازد) مدرسه جدید ساخته شد وآغاز بکار کرد هنوز مدت کمی از افتتاح مدرسه نگذشته بود که والی جهت دیدن حاصل کارش به مدرسه سرکشی کرد ، این اولین بار بود که شخص مسئولی از مدرسه اودیدن میکرد رشدیه به کلاس اولی ها آموخت که آنچه را که یاد گرفته اند در حضور والی باز گو کنند تا حاصل کارش معلوم شود ، نتیجه رضایت بخش ودرعین حال متاثر کننده بود ، امین الدوله نتوانست جلو خودش را بگیرد اشگ از چشمانش جاری گردید ، سپس به مظفر الملک گفت(چندین مطلب روی هم به خاطرم آمده مرا گریاند) اولا این استعداد ایرانیان قرنهاست به بطالت گذشته وخواهد گذشت ، دیگر آن که چنین مدرسه ای چندین مرتبه بهم زده اند ، و اینکه یک چنین معلمی را تکفیر کرده ودنبال کرده اند تابکشند. ادامه دارد کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود @goshetarikh

شبی یک سرگذشت : امشب میرزا حسن تبریزی(رشدیه)ق۴ بررسی شخصیت های تاثیر گذار در تاریخ مشروطه * آغاز سال دوم پس از سه بار جابجاشدن حسب الامرححج اسلام بر روی قفل مدرسه قفل دیگری زده شد رشدیه قفل را می شکند به قائم مقام حاکم تبریز پناه میبرد که چکار بایدکرد؟ جانشین حاکم ونماینده دولت می گوید(مکتب اداره روحانی است وکارهاراجع به ادارات روحانیت به خود روحانیون است و دولت در این امر نمی تواند دخالت کند)باچنین پشت گرمی طلاب ومکتب دارها وارازل واوباش به این بهانه که این رسم تعلیم رسم آمریکائیان است و رشدیه مامور آن هاست با چوب وچماق به مدرسه حمله کرده اسباب واثاثیه وکتابخانه اش را به غارت می‌برند رشدیه هم فراری میشود واز مشهد سر در می آورد ، در مشهد با مساعدت عده ای مدرسه ای دایرمیکند هنوز سال به پایان نرسیده بود که تکفیرش کردند ، خودش می گوید( مؤثر ترین اسبابها تکفیرمن بود که اعتنانکردم ، از ورودم به حرم مانع شدند ، به زیارت از خارج قانع شدم ، ورودم به حمامها را قدغن کردند در منزل استحمام کردم ، در معابر بنای فحاشی گذاشتند ، جز برای مدرسه از خانه خارج نشدم ) با این همه ،،..رجالّه به مدرسه اش ریختند خانه ومدرسه اش را غارت کردند ودستش را شکستند ناچار به زادگاهش برگشت ولی از پای ننشست مدرسه ای بنیان نهاد دوسالی گذشت ولی باز دست ارتجاع همه چیز را بهم ریخت ورشدیه فراری گردید ، مدتی بعد ناصرالدین شاه ترور شد ۱۳۱۴ق و میرزا علی اکبر خان امین الدوله والی آذربایجان گردید در ماه صفر به آذربایجان واردشد . ادامه دارد* کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود * @goshetarikh