fa
Feedback
زندگی در گوشه دنیا

زندگی در گوشه دنیا

رفتن به کانال در Telegram

سلام. ما در استرالیا زندگی می کنیم! در این کانال پاره‌هایی از تجربه‌های زیسته و آموخته‌هایمان در زمینه های خانواده، کودک، و آموزش را به اشتراک می گذاریم. ارتباط با ما: @FreeCypress

نمایش بیشتر
2 132
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+630 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+26
در 1 کانال‌ها
ژوئن '26
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+23
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+160
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+39
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+193
در 19 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+41
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+28
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+37
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+83
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+107
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+172
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 152
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
29 ژوئیه0
28 ژوئیه0
27 ژوئیه+2
26 ژوئیه+1
25 ژوئیه+1
24 ژوئیه+2
23 ژوئیه+6
22 ژوئیه0
21 ژوئیه0
20 ژوئیه0
19 ژوئیه+1
18 ژوئیه0
17 ژوئیه0
16 ژوئیه0
15 ژوئیه+2
14 ژوئیه+4
13 ژوئیه+5
12 ژوئیه0
11 ژوئیه0
10 ژوئیه0
09 ژوئیه+1
08 ژوئیه0
07 ژوئیه0
06 ژوئیه0
05 ژوئیه0
04 ژوئیه0
03 ژوئیه+1
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
دیروز صبح، هنوز داغ خبر تازه‌ای که از بچه‌های میناب رسیده بود روی دلم سنگینی می‌کرد که همکارم (تصویر بالا) تماس گرفت. منتظر تماسش بودم؛ قرار بود درباره موضوعی کاری صحبت کنیم. فقط چند دقیقه از وقتی خبر را دیده بودم گذشته بود. گوشی را که برداشتم، گفت: "حنیف، دوباره ایران چه خبر شده؟ چرا دوباره جنگ شده؟ این ترامپ چه غلطی می کنه؟" نفهمیدم چه شد. انگار چیزی درونم شکست. بغضم ترکید و شروع کردم به گریه. بلندبلند گریه می‌کردم و نمی توانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم. او پشت تلفن کاملاً دستپاچه شده بود. مدام اسمم را صدا می‌زد و می‌گفت: "ببخشید... ببخشید... چرا این سؤال را پرسیدم؟" چند دقیقه طول کشید تا توانستم کمی خودم را جمع‌وجور کنم. بارها از من عذرخواهی کرد و گفت: "نباید این سؤال را می‌پرسیدم." گفتم: "نه، تقصیر تو نیست." پرسید: "پس چه شده؟" گفتم: "تا به حال شنیده‌ای که بازماندگان بومیان استرالیا از "اتصال به سرزمین" حرف می‌زنند؟" گفت: "بله، خیلی زیاد". گفتم: "من هم سال‌ها این اصطلاح را شنیده بودم، اما هیچ‌وقت واقعاً نمی‌فهمیدم یعنی چه؛ تا پارسال که جنگ ها و اعتراض ها شروع شد. تازه فهمیدم که با وجود این‌که ده هزار کیلومتر از آن سرزمین فاصله دارم، خبر هر انفجار بدنم را می‌لرزاند. خبرهر جوان یا نوجوانی که ساچمه، گلوله، یا ترکش می خورد، هر کودکی که زیر آوار می‌ماند، هر مرد و زنی که باتوم می‌خورد، اثرش را در بدن خودم حس می‌کنم. انگار ما با هزاران نخ نامرئی به ذره‌ذره آن سرزمین و به تک‌تک مردمش وصل هستیم. و هر بار که ستمی بر آن‌ها می‌رود، یکی از این نخ‌ها یا با تمام قدرت کشیده می‌شود، یا برای همیشه پاره می‌شود". به او گفتم که بعد از اتفاق‌هایی که در چند سال گذشته در کشورم افتاده، بومیان استرالیا را خیلی بیشتر درک می‌کنم. حالا بهتر می‌فهمم که چرا بعد از همه این سال‌ها هنوز زخم‌هایی بر تن و جانشان مانده است؛ زخم‌هایی که نسل به نسل منتقل می‌شوند. قبل از این، گاهی با خودم فکر می‌کردم آیا واقعاً لازم است این زخم‌ها هنوز با آدم بمانند؟ آیا شلوغش نمی کنند؟ اما حالا می‌فهمم که موضوع «لازم بودن» نیست. این چیزی نیست که کسی انتخابش کند؛ این اتفاقی است که می‌افتد. ادعا کردم که البته موقعیت ما ایرانی ها پیچیده تر است. زخم هایمان به مراتب مزمن تر است. دشمن و بدخواه خارجی داشتیم و داریم، که خب کارشان زخم زدن است. اما در طول تاریخ ما آنها هم که گفتند آزادتان می کنیم و نجاتتان می دهیم، از قضی زخم های عمیق تری زده اند و می زنند. به او گفتم که من عمیقاً سوگوارم؛ آن‌قدر که مدام میان مرحله‌های مختلف سوگ در گردشم. هنوز درباره بسیاری از چیزهایی که برایشان سوگوارم، حتی با خودم هم حرف نزده‌ام. یکی اش بچه های میناب و سربازان دنا. یکی اش بلایی که توی اون ژانویه سیاه (دی 1404) سرمون اومد. به او گفتم وقتی تعداد سوگ‌های آدم زیاد می‌شود، دیگر هیچ‌کدام جدا ازهم نیستند. سوگ‌ها به هم گره می‌خورند؛ هر کدام دیگری را صدا می‌زند و شبکه‌ای پیچیده از اندوه شکل می‌گیرد، کلافی درهم‌تنیده که نمی‌شود ابتدا و انتهایش را پیدا کرد. گفتم، ببین ما هه کار و تلاش مان برای بچه هاست. هر روز به این فکر می کنیم که چطور آسیبی که بجچه ها از تروما می بینند را کم کنیم. حالا تو به من بگو با اونچه می بینم چه کار کنم؟ مثلاً امروز، وقتی دیدم تکه‌پاره‌های بچه‌های میناب را کنار هم در یک گور می‌گذارند و پدر و مادرهایی را دیدم که با زجه فرزندانشان را بدرقه می‌کنند، لرزیدم، گریه کردم، لال شدم. و تازه بعد از آن، گریه‌ام دیگر فقط برای آن بچه‌ها نبود. به همه گریه‌های قبلی‌ام وصل شد؛ به گریه برای پدر و مادرهایی که اجازه نداشتند در مراسم دفن فرزندشان حضور داشته باشند، برای آن‌هایی که فقط آدرس قطعه‌ای از یک قبرستان را به دستشان داده بودند و گفته بودند فرزندت آنجاست ... همکار نازنینم شنونده ای فوق العاده است! بی ادعا، با حوصله و با کنجکاوی به حرف‌هایم گوش داد. احتمالاً از میان واژه‌هایم فهمیده بود که نمی‌تواند دقیقاً آنچه را من تجربه می‌کنم درک کند؛ که به عمق آن اندوه و آن گره‌های درهم‌تنیده دسترسی ندارد. اما می دانست که موضوع، کامل فهمیدن نیست. من بی آنکه بیان کنم یا خودم به آن اگاه باشم، نیاز به کسی داشتم که شجاعتِ ماندن کنار دردم را داشته باشد. شیوه‌ای که گوش می‌داد، به من می گفت که می‌خواهد تا جایی که می‌تواند بفهمد، بی‌آنکه ادعای فهم کامل داشته باشد. کیفیتِ حضورش این حس را به من می داد که با همه وجود می‌خواهد همراه من باشد. این موهبتی بزرگ بود. امیدوارم همه مادرها و پدرهایی که در این سال ها، بیداد زمانه فرزندشان را گرفته، همه آنها که سلامتی، جوانی، عمر، آرزو و امید از دست داده اند، چنین گوش هایی در اختیار داشته باشند.

2
بدون متن...
612
3
sticker.webp
570
4
همان‌طور که پیش‌تر هم در این کانال گفته‌ام، زخمی عمیق بر پیکره‌ی جامعه‌ی استرالیا وجود دارد؛ زخمی که به ورود استعمارگران انگلیسی، حدود ۲۵۰ سال پیش، به این سرزمین بازمی‌گردد. البته این، نخستین باری نبود که مردمانی از قاره‌های دیگر پا به این خاک می‌گذاشتند یا با ساکنان آن ارتباط برقرار می‌کردند. پیش از آن‌ها، مردمانی از چین، از اندونزی و احتمالاً سرزمین‌های دیگر نیز به اینجا آمده بودند. اما آنچه با ورود استعمارگران رخ داد، اشغال سرزمین، قتل‌عامی طولانی و گونه‌های مختلفی از تجاوز به مردم بومی این کشور بود؛ مردمی که گفته می‌شود بیش از شصت هزار سال، بی‌وقفه، در این سرزمین زیسته‌اند، از آن نگهداری کرده‌اند، با آن در تعادل زندگی کرده‌اند و فرهنگ خود را نسل به نسل منتقل کرده‌اند. تا حدود شصت سال پیش، حتی حق زیست بازماندگان بومی استرالیا، که امروز حدود سه درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، به رسمیت شناخته نمی‌شد. البته از آن زمان تاکنون، تلاش‌های بسیاری صورت گرفته است و این مردم، همراه با حامیانشان، گام‌به‌گام برای احقاق حقوق خود مبارزه کرده‌اند. اما سنتی جالب در اینجا وجود دارد که آن را Acknowledgement of Country می‌نامند. مفهوم این عبارت و به‌رسمیت شناختن پیوند عمیق مردمان نخستین این سرزمین با آن است. بر اساس این سنت، در آغاز بسیاری از مراسم‌ها، نشست‌ها، کنفرانس‌ها و برنامه‌ها، فردی از یک دقیقه تا گاهی نیم ساعت، بسته به شرایط آن برنامه، سخن می‌گوید تا به همه یادآوری کند که این سرزمین، برای هزاران، بلکه ده‌ها هزار سال، خانه‌ی چه کسانی بوده است؛ چه کسانی در آن زیسته‌اند، چگونه با آن و با همه‌ی موجوداتش هم زیستی داشته‌اند و چگونه از آن نگهداری کرده‌اند تا امروز به ما برسد. اوایل، درک درستی از این نداشتم که چرا این کار انجام می‌شود و چرا این‌قدر تکرار می‌شود. اما به مرور فهمیدم که تکرار، خاصیت دارد. تکرار آگاهی می‌آفریند، توجه را برمی‌انگیزد، در بعضی‌ها عزم ایجاد می‌کند و به کسانی که برای این حقوق مبارزه می‌کنند، کمک می‌کند که سرپا بمانند و امیدشان را از دست ندهند. من هم این را آموخته‌ام و حالا چندین سال است که در آغاز هر جلسه، "ادای احترام به سرزمین" را انجام می‌دهم. به مخاطبانم یادآوری می‌کنم که این سرزمین، خانه‌ی مردمانی بوده که ده‌ها هزار سال در آن زیسته‌اند، از آن مراقبت کرده‌اند، خانواده تشکیل داده‌اند، به روش های خاص خودشان فرزندپروری کرده‌اند و زندگی خود را در پیوندی عمیق با این سرزمین سپری کرده‌اند. و از جایی به بعد، احساس کردم لازم است یک ادای احترام دیگر هم انجام دهم. آن یکی درباره‌ی ایران است. حدود دو سال است که در ابتدای جلساتی که برگزار می‌کنم، به‌ویژه اگر مخاطبان ایرانی داشته باشند، پس از آنکه درباره‌ی استرالیا، ساکنان نخستین آن و جایگاه امروزشان سخن می‌گویم، این را هم یادآوری می‌کنم که "من از ایران آمده‌ام؛ از سرزمینی بسیار کهن که طبیعتش، خاکش و مردمش، چند دهه با سخاوت و مهربانی مرا در آغوش پرورده‌اند، از منابع و ثروت‌هایش به من بخشیده‌اند و در رشد من سهم داشته‌اند. من از آن سرزمین آمده‌ام و باور دارم که آن سرزمین و مردمش شایسته‌ی همه‌ جور مهر، بالندگی و شادابی‌اند. و امیدوارم روزی فرا برسد که از هرگونه تجاوز خارجی و استبداد داخلی در امان باشند و به آزادی و آبادی‌ای که سزاوارش هستند دست پیدا کنند". باور من این است که تکرار این یادآوری، و این ادای احترام به سرزمین، خاصیت دارد؛ هم برای خودم، هم برای مخاطبانم، هم برای فرزندانمان و هم برای سرزمین‌هایی که در آن‌ها زیسته‌ام و اکنون می زیم.
1 514
5
Acknowledgement of Country ادای احترام به سرزمین
Acknowledgement of Country ادای احترام به سرزمین
876
6
sticker.webp
805
7
لینک کست باکس: https://castbox.fm/vb/937965344
467
8
sticker.webp
462
9
پیام‌های پیشین درباره ترمیم👇 https://t.me/Aussiedu/1554
677
10
پیام صوتی
740
11
💐 شما خوبین به خدا! یک خبر خوب درباره فرزندپروری در شرایط پر التهاب و پیش‌بینی‌ناپذیر ما👇
688
12
sticker.webp
590