آموزه های سازمانی
رفتن به کانال در Telegram
مجله تلگرامی آموزه های سازمانی: هر آنچه که برای مدیران، کارکنان و ذینفعان سازمان می تواند آموزنده باشد. @Mj1187
نمایش بیشتر6 540
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
6 539
چطور با یک همکار زورگو برخورد کنیم؟!
🔸در مدرسه، بچه قلدرها معمولا مظلومترها را تهدید میکنند که بعد از مدرسه حسابی کتکشان میزنند. اما در محیط کار، زورگویی معمولا طیف وسیعی از رفتارها را شامل میشود، مثلا میگویند «ایدههایت احمقانهاند» یا کارهایی شما را به اسم خودشان تمام میکنند. اینطور رفتارها معمولا از نظر مدیران پنهان میماند.
🔸زورگویی فقط یک بار اتفاق نمیافتد، بلکه درازمدت و ادامهدار است. زورگویی آسیب بزرگی به افراد و شرکتها میزند. وقتی مورد زورگویی قرار میگیری، احتمالا وقتی به خانه میروی، اعصاب نداری و استرسات را سر بقیه خالی میکنی. بعضی از افراد حتی از نظر سلامتی با مشکل مواجه می شوند یا این مساله روی شغلشان نیز تاثیر گذاشته است.
🔸پس باید راهی برای مقابله با همکار زورگو پیدا کنیم. میتوانید انتخاب کنید که چطور واکنش نشان دهید. ما به آدمها اجازه میدهیم که با ما آنطور که دوست دارند رفتار کنند. اگر او را تحمل کنید، به رفتارش ادامه خواهد داد. راههای مناسب برای برخورد با آنها از این قرارند:
1⃣ روی واکنشت تمرکز کن
حمله کردن، برآشفتن یا داد زدن بر سر فرد زورگو، کمکی به تو نمیکند. چند نفس عمیق بکش. سعی کن خودت را کنترل کنی و واکنشهای عاقلانه نشان دهی.
2⃣ تاثیر رفتارش را محدود کن
اینکه در جمع خانواده، دائما از او گله و شکایت کنی یا دائما به فکر راهی برای انتقام باشی، دردی را دوا نمیکند. فقط زمان و انرژی بیشتری از تو میگیرد.
3⃣ مهارتهای مقابله با فرد زورگو را یاد بگیر
گاهی برای تسکین احساساتت، وسوسه میشوی به راهحلهای موقت روی بیاوری؛ مثل پرخوری یا سیگار. اما اینها راهحل نیستند، خودشان مشکلند. ورزش، مطالعه، یا گذراندن زمان با دوستان، روشهای سالمتری برای کنترل احساسات هستند.
4⃣ حرفت را بزن
گاهی گفتن یک جمله کافی است تا فرد زورگو را سر جایش بنشاند. مثلا «دیگه نمیتونم این رفتارت رو تحمل کنم.» البته این نیازمند تمرین است. به او نگو: «تو واقعا آدم بیرحمی هستی». به جایش بگو: «تو دائما سر میز من سرک میکشی، مانیتورم رو نگاه میکنی و نامههای محرمانهام را میخوانی.» سپس بگو که رفتارش روی عملکرد تو چه تاثیری میگذارد و بعد بگو که بعد از این، کدام رفتارها را تحمل نخواهی کرد.
5⃣ تک تک اتفاقات را ثبت کن
بنویس که در چه تاریخی، چه اتفاقی افتاد و چه کسانی شاهد ماجرا بودند. ثبت اتفاقات کمک میکند تا الگوی رفتاری فرد زورگو را پیدا کنی. اگر بخواهی این مشکل را با سرپرست یا مدیرت در میان بگذاری، این مدارک به دردت خواهد خورد.
6⃣ حمایت دیگران را جلب کن
فرد زورگو، احتمالا فقط به تو زورگویی نمیکند. با بقیه همکارانت صحبت کن تا ببینی آیا از بین آنها کسی مورد زورگویی قرار گرفته یا نه. میتوانید علیه او پروندهسازی کنید. اگر تعدادتان زیاد باشد، کارفرما انگیزه پیدا میکند که شخصا مساله را حل کند.
7⃣ با منابع انسانی در میان بگذار
تمام نکاتی که تا حالا یاد گرفتی، فقط کمک میکنند تا شرایط را مدیریت کنی. با این حال، فرد زورگو ممکن است همچنان به رفتارش ادامه دهد. در این صورت، موضوع را با منابع انسانی یا مدیریت در میان بگذار. مدارکت را هم با خودت ببر؛ اگر مدارک کافی داشته باشی، منابع انسانی طبق آیین نامه مساله را پیگیری خواهد کرد.
◀️ اگر با انجام همه کارها شاهد تغییر چندانی نبودید، میتوانید به آخرین راهحل فکر کنید. به اینکه آیا کار کردن در یک محیط سمی و شغلی که به زندگیات لطمه میزند، ارزشش را دارد؟
اگر استعفا دادید، به خودتان یادآوری کنید که فرد زورگو شما را وادار به استعفا نکرد؛ چون به خودتان احترام میگذارید و نمیخواهید در چنین محیطی کار کنید. یک تغییر ذهنیت کوچک، باعث میشود به جای بازنده بودن، احساس برنده بودن کنید.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
چگونه در مصاحبه شغلی به سوال «بزرگترین نقطه ضعف شما چیست» پاسخ دهیم؟
🔸شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در مصاحبه شغلی، این سوال را بشنوید: «بزرگترین نقطه ضعف شما چیست؟». بعضی کارجوها از شنیدن این سوال تعجب میکنند و بعضی دستپاچه میشوند. علتش هم این است که تصور همه ما این است که مصاحبه باید حول محور توانمندیها و مهارتهای کارجو باشد، نه نقطه ضعفهایش. اما گاهی مسئول مصاحبه تصمیم میگیرد مسیر مصاحبه را عوض کند و شما باید برای شنیدن این سوال، آماده باشید و نترسید.
🔸صحبت از نقطهضعفها قرار نیست ذهنیت مسئول مصاحبه را نسبت به شما تغییر دهد. به هر حال، همه ما کاستیهایی داریم. فقط باید به شکلی مثبت و سنجیده درباره نقطهضعفها صحبت کنید. تجربه نشان داده که این کار سختی است اما اگر یک برنامه عملی داشته باشید و در کنارش، به خودآگاهی برسید، میتوانید از این فرصت استفاده کنید تا با جوابی هوشمندانه، از سایر کارجوها متمایز شوید.
🔸راه پاسخ به این سوال شایع این است که از قبل آماده شوید و نقاط ضعفی را شناسایی کنید که نشان از قدرت شما دارند. این به مسئول مصاحبه نشان میدهد که به قدر کافی دارای خودآگاهی هستید که نقاطِ نیازمند به اصلاحِ خود را بشناسید.
🔸وقتی در مصاحبه از شما درباره نقاط ضعفتان سوال میشود، میتوانید جوابتان را طوری انتخاب کنید تا مسیر گفتوگو به سمتی برود که درباره اقداماتی که برای بهبود نقطهضعفتان و تبدیل آن به نقطه قوت انجام دادهاید، صحبت کنید. چند مورد از نقاطضعفی که ممکن است داشته باشید و بهتر است دربارهشان صحبت کنید، از این قرارند:
▪️درگیر جزئیات میشوم.
▪️نمیتوانم پروژهها را رها کنم.
▪️در «نه» گفتن به دیگران، ناتوانم.
▪️از تمام شدن مهلت پروژهها میترسم.
▪️در بعضی زمینهها تجربه کمی دارم.
▪️بعضی وقتها اعتماد به نفس ندارم.
▪️کمک خواستن از دیگران برایم سخت است.
▪️کار با بعضی آدمها و شخصیتها برایم سخت است.
▪️نمیتوانم میان کار و زندگیام توازن برقرار کنم.
▪️از ابهام خوشم نمیآید.
🔸مثلاً اگر بگویید: "در فلان زمینه به تجربه بیشتری نیاز دارم."، زمینهای که در آن تجربه ندارید هرچه باشد، صحبت از آن به مسوول مصاحبه نشان میدهد که خودآگاه هستید و دوست دارید خودتان را به چالش بکشید. بسیاری از مردم در بعضی زمینهها تجربه زیادی ندارند، مثلا ارتباط کلامی، رهبری تیم، تفسیر دادهها و برنامهای خاص مثل پاورپوینت. اگر کسب تجربه در یک حوزه خاص، جزو نقطه ضعفهای شماست، حواستان باشد که آن حوزه، جزو لازمههای شغل مربوطه نباشد.
منبع: Indeed
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
ما همه، هم خوب و هم بد، هم خیر و هم شر هستیم؛ و اگر شما هیچ ناپاکی و پلیدی در خودتان نمیبینید، دلیلش آن است که خوب به خودتان نگاه نکردهاید!
👤 استنلی کوبریک
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
پیش از اینکه یک پیشنهاد شغلی را بپذیرید، این ۴ پرسش را از خودتان بپرسید
🔸همیشه دریافت یک پیشنهاد شغلی هیجانانگیز است، ولی گاهی اوقات این هیجان میتواند منجر به تصمیمگیری عجولانه شود. شما نباید پیش از فکر کردن کامل درباره شغل پیشنهادی، با پذیرش آن موافقت کنید. بهتر است از آنها بازهای ۴۸ تا ۷۲ ساعت برای ارزیابی این پیشنهاد شغلی زمان بگیرید و با بررسی همه جوانب قضیه، اطمینان حاصل کنید که واقعا شغل مناسبی برای شما است و ضمن اینکه تصمیم درستی میگیرید، در کار جدید موفق خواهید شد.
🔸برای کمک به تصمیمگیری بهتر، پیشنهاد میکنیم پیش از جواب دادن به پیشنهاد جدید شغلی، این ۴ پرسش را از خود بپرسید:
1⃣ آیا میتوانم حداقل دو سال در این شغل و شرکت بمانم؟
شغل یک تعهد بلندمدت است. شما نمیتوانید هر سال به دنبال شغل و شرکت جدیدی باشید و شرکتها هم نمیتوانند هر سال نیروی جدیدی استخدام کنند. بنابراین بررسی کنید چند سال در شغل و شرکت جدید دوام میآورید و در ساختن آینده آن شرکت نقش دارید. شغلی را بپذیرید که مطمئن باشید حداقل ۲ سال در آن سمت کار میکنید.
2⃣ چرا این پیشنهاد را قبول میکنم؟
به این موضوع فکر کنید که چگونه شغل جدید به شما کمک میکند در حرفه و صنعت خود پیشرفت کنید یا به اهداف خود برسید. پذیرش این شغل چه مزایای دیگری برای شما دارد. اولویتهای هر فردی در انتخاب شغل متفاوت است و فقط خود شما هستید که باید تشخیص دهید کدام پیشنهاد کاری برای شما مناسب است.
3⃣ آیا سر حقوق و مزایا مذاکره کردم؟
مهم نیست کار پیشنهادی به شما چقدر عالی است یا شما چقدر هیجانزده هستید. همیشه باید مسایل مالی و مزایای کار را بررسی و روی آنها مذاکره کنید. منظور از مذاکره، صحبت درباره چیزهای فراتر از حقوق است. اینکه در کار جدید چقدر انعطافپذیری دارید، چه زمانهایی تعطیل هستید، آیا میتوانید برخی کارها را در خانه یا بیرون از شرکت دنبال کنید؟
همه انتظاراتی که از شغل جدید دارید را روی کاغذ نوشته و اولویتبندی کنید. بعد باید برای هر کدام از آنها صحبت و مذاکره کنید.
4⃣ اگر این پیشنهاد را رد کنم، چه اتفاقی میافتد؟
گاهی اوقات بهترین تصمیم، موافقت با یک پیشنهاد جدید نیست. بررسی کنید اگر این پیشنهاد را رد کنید، چه اتفاقی میافتد؟ یا بهتر بگوییم چقدر متضرر میشوید و چه چیزهایی از دست میدهید.
چقدر طول میکشد تا دوباره چنین پیشنهاد کاری خوبی به شما شود؟ آیا باید دنبال کار باشید در حالیکه فرصتهای کاری انگشتشماری در بازار برای شما هست؟ وضعیت مالی شما در ماههای آینده چگونه خواهد بود؟
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
اهمیت تجزیه و تحلیل داده ها در سازمان
◀️ آقای دیوید هرنتون ميگويد:
▪️ اگر نتوانیم اندازه گیری کنیم، نمی توانیم کنترل کنیم؛
▪️اگر نتوانیم کنترل کنیم، نمی توانیم مدیریت کنیم ؛
▪️و اگر نتوانیم مدیریت کنیم، نمی توانیم بهبود مستمر ایجاد کنیم!
این جمله به زیبایی اهمیت تجزیه و تحلیل داده ها و نقش اندازه گیری و پایش شاخص های سازمانی را نشان می دهد.
يعني : ما تا زماني که در سازمان مان شاخص هایی برای اندازه گیری عملکرد نداشته باشیم نمی توانیم کنترل مطلوب و حرفه ای بر روی سازمانمان داشته باشیم!
🔹اولین گام در سازمانها پس از شاخص گذاری، جمع آوری داده های سازمانی است. سازمان ها باید مطابق شاخص ها و اهدافی که تعیین کرده اند نسبت به بررسی شاخص ها و جمع آوری داده های اولیه اقدام کنند.
🔹داده ها اطلاعات خامی هستند که در سازمان فراوان است و می توان آنها را از واحد های مختلف جمع اوری نمود. البته داده ها به تنهایی نمی توانند مشکلی از سازمان را برطرف نمایند. بعنوان مثال داده های واحد تولید شامل میزان تولید، میزان ضایعات، خرابی و خواب دستگاه و ....
🔹اگرچه داده به خودی خود مفهوم دارد، ولی کاربردی برای آن متصور نیست. بعنوان مثال فرم های نظرسنجی از مشتری به تنهایی کاربرد چندانی برای سازمان ندارد، اما وقتی آنها را تحلیل می کنیم به نتایج مطلوب و کاربردی می توان دست یافت.
🔹زمانی که داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند تبدیل به اطلاعات می شوند و بر اساس آنها تصميم گيري در سازمان انجام ميپذيرد.
@orgteachings
6 539
رؤیاهای بزرگ داشته باشید، اما از چیزهای کوچک شروع کنید.
📖 ذهنیت برنده
✍ جیمز کلیر
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
هر ساعت نشستن بیوقفه بیشتر، خطر مرگ ناشی از سرطان را ۹ درصد بالا میبرد
🔸نشستن طولانیمدت فقط کمرتان را اذیت نمیکند؛ پژوهشها حالا میگویند که این عادت بیصدا خطر مرگ ناشی از سرطان را هم بالا میبرد. نتیجه یک تحقیق تازه که برای نخستین بار روی «الگوی نشستن» متمرکز شده، نشان میدهد هر یک ساعت نشستن ممتد اضافی در روز، احتمال مرگ بر اثر انواع سرطان را ۹ درصد افزایش میدهد. عدد مربوط به ابتلا به سرطان هم ۳ درصد برآورد شده است.
🔸پژوهشگران در این تحقیق که نتایج آن در مجله «پلاس مدیسن» چاپ شده، به سرنخی مهم رسیدند: صرفاً اینکه چند ساعت در روز مینشینید تعیینکننده نیست، بلکه نحوه نشستن شماست که خطر را بالا میبرد یا کم میکند. نشستنی که هر ۳۰ دقیقه یکبار قطع نشود، بدنی ملتهب و مستعد بیماری را سبب میشود.
◀️ دستورالعملهای بهداشتی کجا کم میآورند
دستورالعملهای فعلی سازمانهای بهداشتی جهان تقریباً تمام تمرکزشان را روی مقدار مشخصی ورزش هفتگی گذاشتهاند: مثلاً ۱۵۰ دقیقه فعالیت هوازی متوسط. اما کمتر به ۲۳ ساعت دیگر شبانهروز میپردازند.
پژوهش حاضر این شکاف را برجسته میکند. فرد میتواند تمام توصیههای ورزشی را موبهمو اجرا کند و همچنان ۱۰ ساعت از روز را ممتد بنشیند. نتایج نشان میدهد حتی کسانی که ورزش میکنند هم از خطرات نشستن ممتد در امان نیستند. مفهوم «تحرک در طول روز» باید وارد حداقل دستورالعملهای بهداشتی شود.
◀️ شکستن نشستن با ورزش کردن فرق دارد
ورزش یک فعالیت برنامهریزیشده با زمان مشخص است که معمولاً یک بار در روز انجام میشود. اما شکستن نشستن یعنی توزیع فعالیت سبک در کل ساعات بیداری: هر ۲۰ تا ۳۰ دقیقه یکبار بلند شدن.
از نظر متابولیکی هم سازوکارشان یکی نیست. این دو رقیب هم نیستند؛ مکملاند. ترکیب ورزش روزانه با وقفههای حرکتی مکرر قویترین استراتژی برای کاهش خطر سرطان و حفظ سلامت عمومی است.
◀️ از پشت میز اداری تا مبل خانه؛ چه باید کرد؟
زندگی امروز ما را به نشستن محکوم کرده: کار پشت میز، گیر افتادن در ترافیک، تماشای سریال و گشتزدن در شبکههای اجتماعی. این پژوهش هشدار میدهد که نباید بگذاریم هیچکدام از این بازهها از ۳۰ دقیقه عبور کند.
راهکارش هم پیچیده نیست: روی تلفن همراه یک آلارم ۲۵ دقیقهای تنظیم کنید. کافی است بلند شوید، ۳۰ قدم بزنید، چند حرکت کششی انجام دهید یا یک لیوان آب بریزید. این فعالیتهای سبک میتوانند خطر مرگ بر اثر سرطان را ۱۸ درصد کاهش دهد.
منبع: 1pezeshk
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
ایلان ماسک:
«به زودی رباتها به ساختنِ خودِ رباتها اقدام میکنند. بنابراین یک اثر بازگشتی (recursive) ایجاد میشود. این روند در ابتدا خیلی آهسته شروع میشود، ولی بعدها با نرخ انفجاری رشد میکند. فکر میکنم ۱۰ سال دیگر، بیش از یک میلیارد ربات انساننما در جهان وجود خواهد داشت و احتمالاً بهرهوری هر ربات هم حدود ۵ برابر یک انسان خواهد بود.»کانال آموزه های سازمانی @orgteachings
6 539
تعیین دستمزد در مصاحبه استخدامی
🔺چانهزنی در مورد دستمزد از همان اولین ارتباط با محیط کاری جدید شروع میشود؛ حتی اگر بهطور مستقیم درباره پول صحبت نکنید. وقتی سطح تجربه و صلاحیتهای خود را مطرح میکنید، به تعیین حقوقی که شایسته دریافت آن هستید کمک میکنید.
همچنین وقتی شرکت اطلاعاتی درباره الزامات و مسوولیتهای شغل ارائه میدهد، به مشخص شدن سطح حقوق کمک میکند.
🔺اگر در اولین گفتوگو نه شما و نه مسوول استخدام، درباره پول صحبت نکنید، اما آنقدر از یکدیگر رضایت داشته باشید که گفتوگوی دوم شکل بگیرد، صحبت درباره حقوق خیلی زود مطرح خواهد شد. احتمال بیشتری دارد که در همان تماس اولیه با مسوول استخدام، از شما درباره انتظارات حقوقیتان پرسیده شود، تا او بداند شما را برای چه سطحی از موقعیت شغلی در نظر بگیرد.
🔺در اولین جلسه گفتوگو با مسوول استخدام، بهتر است صحبت درباره مسائل مالی تا حد ممکن کلی و مبهم باقی بماند. خودتان بحث حقوق را مطرح نکنید، مگر اینکه طرف مقابل آن را پیش بکشد. حقوق آخرین شغل خود را هم اعلام نکنید. اگر روی دانستن آن اصرار کرد، میتوانید بگویید که این اطلاعات طبق توافق کاری شما محرمانه است.
🔺بهجای آن، از مسوول استخدام بخواهید بازههای حقوقی موقعیت شغلی را که در حال جذب نیرو برای آنهاست با شما در میان بگذارد. این نکات را در نظر بگیرید:
▪️اگر مسوول استخدام اصرار دارد بداند چقدر درآمد دارید یا حداقل انتظار حقوقی شما چیست، یک بازه گسترده ارائه دهید. اگر در حال حاضر بیکار هستید، میتوانید اشاره کنید که در حال بررسی کارهای پارهوقت یا پروژههای فریلنسری نیز هستید؛ موقعیتهایی که میزان درآمد آنها با توجه به نوع و حجم کار میتواند بسیار متفاوت باشد. این کار کمک میکند در یک سطح حقوقی غیرواقعی و پایین محدود نشوید.
میتوانید یادآوری کنید که ساختارهای جبران خدمات در موقعیتهای مختلف بسیار متفاوت هستند.
▪️توضیح دهید که کل پکیج پیشنهادی را بررسی میکنید؛ نه فقط حقوق پایه، بلکه پاداشها، سهام یا مشارکت در سود، مزایا و چشمانداز رشد شغلی را نیز درنظر میگیرید. این رویکرد به مسوول استخدام نشان میدهد که برای بررسی مدلهای مختلف پرداخت انعطافپذیر هستید.
▪️قبل از اینکه وارد جزئیات حقوق شوید، از مسوول استخدام بخواهید اطلاعات دقیقتری درباره آن فرصت شغلی ارائه دهد.
▪️خودتان مسیر گفتوگو را تغییر دهید و آن را به سمت نقاط قوت و تجربیات مهم خود هدایت کنید. هدف شما این است که مکالمه دوباره به چیزی برگردد که یک گفتوگوی اولیه و اکتشافی واقعا باید درباره آن باشد؛ یعنی به اندازه کافی درباره خودتان اطلاعات بدهید تا مسوول استخدام متوجه شود شما میتوانید برای فرصتهایی که روی آنها کار میکند، گزینه مناسبی باشید.
منبع: Forbes
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
اگر قرار بود کسی با سختکوشی پولدار شود، الان تمام کارگرها و کارمندها میلیاردر بودند. کسی پولدار میشود که سخت و هوشمندانه کار کند!
👤وارن بافت
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
چطور قانون شیرِ فاسد به شما کمک میکند از شکایت کردن دست بردارید و ذهنتان را آزاد کنید؟
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔸این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
◀️ اصل بنیادین قانون شیر فاسد
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
◀️ تغییر کوچک، اثر بزرگ
🔸در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
◀️ قانون شیر فاسد در برابر وسوسهٔ قربانی بودن
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
منبع: inc
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
چطور قانون شیرِ فاسد به شما کمک میکند از شکایت کردن دست بردارید و ذهنتان را آزاد کنید؟
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔸این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
◀️ اصل بنیادین قانون شیر فاسد
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
◀️ تغییر کوچک، اثر بزرگ
🔸در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
◀️ قانون شیر فاسد در برابر وسوسهٔ قربانی بودن
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
منبع: inc
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
مزیت پنهان «از این شغل به آن شغل پریدن»!
🔸مدیران و مسوولان استخدام معمولا کارجویانی را که مدام شغل عوض میکنند، از لیست گزینهها حذف میکنند چون آنها را افراد غیرقابل اعتمادی میدانند که هر لحظه ممکن است شرکت را ترک کنند. اما حالا شواهدی پیدا شده که نشان میدهد کارفرمایان با این ذهنیت، ممکن است شانس جذب نیروهایی با یک «ابرقدرت پنهان» را از دست بدهند: توانایی تطبیقپذیری سریع.
🔸تحقیقات جدیدی که روی ۸۷۰۰ مدیر صندوق سرمایهگذاری انجام شده نشان میدهد افرادی که سابقه تغییر شغلهای متعدد داشتند، بسیار سریعتر از سایر نیروهای جدید، کار را به دست گرفتند. محققان میگویند معیار تشخیصشان، میزان سودی بوده که این مدیران برای شرکتشان ایجاد کردهاند.
در حالی که سایر نیروهای تازهوارد به طور میانگین به پنج ماه زمان نیاز داشتند تا روی غلتک بیفتند، افرادی که مدام شغل عوض کرده بودند تنها در دو ماه، توانسته بودند کار را دست بگیرند.
🔸«اسکات بنتلی»، استادیار مدیریت منابع انسانی دانشکده مدیریت و روابط کار روتگرز و یکی از نویسندگان این گزارش میگوید:
«این افراد از مهارت پنهانی برخوردارند که ما به دلیل ذهنیت منفیمان نسبت به آنها، نادیدهاش میگیریم. آنها به واسطه همین تجربیات یاد گرفتهاند که بسیار بهتر و سریعتر از دیگران خودشان را با شرایط جدید وفق دهند.»🔸افرادی که مدام شغل عوض میکنند، معمولا این کار را برای درآمد بیشتر انجام میدهند. برخی هم برای کسب مهارتها و عناوین شغلی جدید، دست به این کار میزنند؛ استراتژیای که گاهی به آن «پریدن از روی برگهای نیلوفر آبی» میگویند. برخی دیگر هم صرفا در حوزه کاری یا صنعت خود با یک دوره تلاطم مواجه شدهاند. 🔸«بانی دیلبر»، مدیر ارشد جذب استعدادها در شرکت اتوماسیون هوش مصنوعی «زپیر» میگوید اگر کسی که بارها شغل عوض کرده را بیدرنگ کنار بگذاریم این میتواند به معنی از دست دادن یک نیروی خوب باشد. به همین علت، او وقتی به رزومه فردی که بارها شغل عوض کرده برمیخورد، به دنبال الگوهای بلندمدتتر در سابقه او میگردد. اگر فرد در طول بیش از یک دهه، در هیچ شغلی بیشتر از یک سال نمانده باشد، بانی از خودش میپرسد «آیا این شخص به محض سخت شدن شرایط استعفا میدهد؟ آیا در سازگاری با محیطهای کار مشکل دارد؟» اگر چنین نباشد او در مصاحبهها بررسی میکند تا ببیند آیا این جابهجاییها، اقدامی استراتژیک بوده یا خیر. 🔸«میشل رایسدورف»، مدیر منطقهای شرکت کاریابی «رابرت هاف» میگوید:
«قطعا یک تغییر رویکرد رخ داده. حالا کارفرمایان واقعا در رزومهها عمیق میشوند و تلاش میکنند داستان پشت این جابهجاییها را کشف و درک کنند.»منبع: Wall Street Journal کانال آموزه های سازمانی @orgteachings
6 539
🔹 "تعللورزی" مشکلی چنان قدیمی در تاریخ بشر است که فلاسفهی یونان باستان مانند سقراط و ارسطو، کلمهای را برای توصیف این نوع رفتار ابداع کردهاند: اکراسیا (Akrasia).
🔹مفهوم اکراسیا، انجام عملی است که خلاف عقیدهی خود انجام دهید. درواقع ما کاری را انجام میدهیم، درحالی که میدانیم باید کار دیگری را انجام دهیم. میتوان گفت اکراسیا معادل تعللورزی یا عدم کنترل خود است.
🔹طبق تعاریف مدرن، تعللورزی عملِ به تأخیر انداختن یا تعویق وظیفه یا مجموعهای از وظایف است. بنابراین آن را تعللورزی، اکراسیا یا هرچیز دیگری بنامید، این همان نیرویی است که شما را از پیگیری آنچه میخواهید انجام دهید، باز میدارد.
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
کتاب «روابط عمومی به زبان آدمیزاد»
اثر: اریک یاوربوم
ترجمه: بنفشه فرهمندی
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
6 539
همیشه در هر شرایطی میتوانیم نجات پیدا کنیم، اگر درست فکر کنیم و درست عمل کنیم.
زندگی مجموعه ای ازاتفاقات و تصمیمات است که نتیجه متقابل این دو باهم، مشخص کننده میزان موفقیتها در آینده است.
@orgteachings
