fa
Feedback
ﺩﺭ اﺳﺎﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﺩﺭ اﺳﺎﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط از طریق @shey123

نمایش بیشتر
2 683
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+730 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+35
در 4 کانال‌ها
ژوئن '26
+62
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+24
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+6
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+98
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+20
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+29
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+39
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+27
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+37
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+34
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+69
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+157
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+152
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+85
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+92
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+113
در 11 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+66
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+48
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+98
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+29
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+38
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+44
در 7 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+101
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+75
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+97
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+71
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+64
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+228
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+190
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+115
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 180
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
24 ژوئیه0
23 ژوئیه0
22 ژوئیه+1
21 ژوئیه0
20 ژوئیه0
19 ژوئیه0
18 ژوئیه+1
17 ژوئیه+4
16 ژوئیه+1
15 ژوئیه+1
14 ژوئیه+8
13 ژوئیه0
12 ژوئیه0
11 ژوئیه+2
10 ژوئیه+1
09 ژوئیه+1
08 ژوئیه+2
07 ژوئیه+1
06 ژوئیه+1
05 ژوئیه+2
04 ژوئیه+1
03 ژوئیه+6
02 ژوئیه+1
01 ژوئیه+1
پست‌های کانال
🔥 کهن‌ترین ترفند تاریخ برای بقای قدرت! نیکولو ماکیاولی قرن‌ها پیش دستِ حاکمان مستبد را رو کرد. فرمول آن‌ها برای فرار از فروپاشی همیشه یک چیز بوده است: «ساختن یک دشمن مشترک برای انحراف افکار عمومی» وقتی فقر گسترش می‌یابد و خشم مردم از شکست‌های داخلی به اوج می‌رسد، طبل‌های جنگ به صدا درمی‌آیند. چرا؟ چون هیچ‌چیز مثل «ترس» یک ملتِ معترض را متحد نمی‌کند! بادقت به این چرخه نگاه کنید: 🔹 اقتصاد فرو می‌پاشد 👈 یک بحران جدید متولد می‌شود. 🔹 رسوایی سیاسی فاش می‌شود 👈 یک دشمن تازه در افق تراشیده می‌شود. 🔹 مردم اعتراض می‌کنند 👈 ناگهان کشور در وضعیت حساس کنونی قرار می‌گیرد! در این فضا، هرگونه انتقاد و پرسشگری، «خیانت» نام می‌گیرد و هر معترضی، «دشمنِ وطن» خوانده می‌شود. شورش‌ها پیش از آنکه آغاز شوند، در نطفه خفه می‌شوند؛ چون حاکم دست پیش را گرفته است.
حقیقت تلخ این است: قدرت فقط با زور حفظ نمی‌شود، بلکه با «کنترل توجه مردم» دوام می‌آورد. تا زمانی که چشم‌های شما به دشمنی در آن‌سوی مرزها خیره مانده، متوجه نخواهید شد که دست حاکم، آرام و بی‌صدا، عمیق‌تر از قبل در جیب ملت فرو می‌رود!
🔑 بزرگترین سلاح دیکتاتورها، ایجاد هراس از یک خطر خارجی است تا خرابی‌های داخل خانه دیده نشود. @essarat 🌹🌹🌹

2
شعر زیر را هوش مصنوعی بر اساس دغدغهٔ من که در تنها یک جمله برایش نوشتم سروده است. اشتباهاتش را به هوش طبیعی خویش ببخشید🙂 وطن در غبار وطن، تو دیگر فقط خاک نیستی؛ آخرین تپشِ قلبی هستی که از زیر آوارِ روزگار هنوز به گوش می رسد، چه تلخ است شاهد نابود شدن سرزمینی باشی که کودکی ات، رؤیاهایت، و عزیزترین خاطراتت در آن ریشه دوانده‌اند. ای وطن، اگر روزی از ما چیزی بر جای بماند، نه نامی خواهد بود و نه نشانی؛ تنها حسرتِ نسلی که ایستاد، گریست، و با چشمانی باز فروریختنِ خانه‌اش را به نظاره نشست. اما هنوز، در دورترین نقطهٔ این تاریکی، چراغی کم‌سو اما استوار روشن مانده است. تاریخ بارها گواهی داده است که هیچ شبی نتوانسته است خورشید را برای همیشه تبعید کند. پس ای وطن، تا آخرین نفس، نامت را نه با فریادِ خشم، که با نجوای عشق بر لب خواهیم داشت. زیرا گاهی تنها چیزی که ملتی را از مرگ نجات می‌دهد، نه شمشیر است و نه قدرت؛ عشقِ خاموشی است که در دلِ فرزندانش هنوز می‌تپد. و من ایمان دارم روزی، از دلِ همین خاکستر، دوباره سبز خواهی شد. با تشکر از AI @essarat 🌹🌹🌹
640
3
شعر زیر را هوش مصنوعی بر اساس دغدغهٔ من که در تنها یک جمله برایش نوشتم سروده است. اشتباهاتش را به هوش طبیعی خویش ببخشید🙂 وطن در غبار وطن، تو دیگر فقط خاک نیستی؛ آخرین تپشِ قلبی هستی که از زیر آوارِ روزگار هنوز به گوش می رسد، چه تلخ است شاهد نابود شدن سرزمینی باشی که کودکی ات، رؤیاهایت، و عزیزترین خاطراتت در آن ریشه دوانده‌اند. ای وطن، اگر روزی از ما چیزی بر جای بماند، نه نامی خواهد بود و نه نشانی؛ تنها حسرتِ نسلی که ایستاد، گریست، و با چشمانی باز فروریختنِ خانه‌اش را به نظاره نشست. اما هنوز، در دورترین نقطهٔ این تاریکی، چراغی کم‌سو اما استوار روشن مانده است. تاریخ بارها گواهی داده است که هیچ شبی نتوانسته است خورشید را برای همیشه تبعید کند. پس ای وطن، تا آخرین نفس، نامت را نه با فریادِ خشم، که با نجوای عشق بر لب خواهیم داشت. زیرا گاهی تنها چیزی که ملتی را از مرگ نجات می‌دهد، نه شمشیر است و نه قدرت؛ عشقِ خاموشی است که در دلِ فرزندانش هنوز می‌تپد. و من ایمان دارم روزی، از دلِ همین خاکستر، دوباره سبز خواهی شد. با تشکر از AI @essarat 🌹🌹🌹
1
4
مستضعف کیست؟ تعریف ما از «مستضعف» سال‌هاست که به‌اشتباه به معیارهای اقتصادی و جیب‌های خالی گره خورده است؛ اما حقیقت این است که مستضعف لزوماً کسی نیست که پول ندارد، بلکه کسی است که «ضعیف نگه داشته شده» و از آموزش‌های بنیادین برای یک زندگی متمدنانه محروم مانده است. مردمی که شنیدن نقد و پاسخ‌دادن آرام به آن را تمرین نکرده‌اند، زباله‌نریختن در مکان‌های عمومی را به یک ارزش نهادینه تبدیل نکرده‌اند، و نیاموخته‌اند مستقل فکر کنند و بی‌هراس نظر خود را بیان کنند، در معنای عمیق کلمه، مستضعف‌اند. ما زمانی ضعیف نگه داشته می‌شویم که یاد نمی‌گیریم از دنباله‌روی کورکورانه فاصله بگیریم و جهان را فراتر از تقسیم‌بندی‌های سیاه‌وسفید، یعنی «خوبِ مطلق» و «بدِ مطلق»، ببینیم. وقتی زندگی روزمره‌مان پر است از برچسب‌زدن و قضاوت دیگران، سرک کشیدن به حریم خصوصی، فحاشی و تخریب افراد در فضای مجازی به‌دلیل مخالفت با نظرشان، غیبت کردن و نان را به نرخ روز خوردن، یعنی از نظر فرهنگی و مهارتی در فقری عمیق به سر می‌بریم. این ندانستن‌ها و نتوانستن‌ها انتخاب آگاهانه ما نبوده، بلکه نتیجه ی زنجیره‌ای از نظام‌های آموزشی ناکارآمد و فرهنگ‌های سنتیِ اصلاح‌نشده‌ای است که ما را چنین پرورش داده‌اند. با این نگاه، اگر تعارف را کنار بگذاریم و با خود صادق باشیم، باید بپذیریم که با وجود همه ادعاهای تاریخی و فرهنگی، هنوز «ملتی مستضعف» هستیم؛ ملتی که از ساده‌ترین مهارت‌های زیست جمعی و بلوغ فردی، محروم مانده است. اما این پذیرش برای سرخوردگی نیست؛ نقطه آغاز تحول است. راه برون‌رفت نه در شعار، بلکه در یادگیری هزاران رفتار کوچک و نادیده‌گرفته‌شده است: پذیرش نقد، تمرین مدارا، احترام به حریم خصوصی، رعایت حقوق دیگران، مسئولیت‌پذیری، و جرأت اندیشیدن مستقل و... بیاییم از همین امروز، با کوچک‌ترین انتخاب‌هایمان، این استضعاف را به توانمندی فردی و اجتماعی تبدیل کنیم؛ زیرا جامعه‌ای که شهروندانش در این سطوح رشد کنند، دیگر برای تغییر چشم‌انتظار قدرتی بیرونی نخواهد ماند، بلکه خود منشأ تحول خواهد شد. ✍️طاهره شیخ الاسلام http://t.me/shey72 @essarat 🌹🌹🌹
1 923
5
https://t.me/IranPostMahsa/695
1 130
6
https://t.me/IranPostMahsa/694
1
7
ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و نویسنده‌ای که سال‌ها رنج اردوگاه‌های کار اجباری را تجربه کرد، جمله‌ای دارد به این مضمون که: «میان محرک و پاسخ ما فاصله‌ای وجود دارد. در این فاصله، ما قدرت انتخاب واکنش خود را داریم و در همین انتخاب است که رشد و آزادی ما شکل می‌گیرد.» شاید این جمله در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما ما هر روز بارها و بارها با چنین موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم. فرض کنید کسی در جمع سخنی می‌گوید که ما را می‌رنجاند یا عصبانی می‌کند. واکنش فوری ممکن است خشم، تندی یا پاسخ متقابل باشد؛ اما اگر بتوانیم چند لحظه درنگ کنیم، احساس خود را ببینیم و سپس آگاهانه تصمیم بگیریم چگونه پاسخ دهیم، از اسارت واکنش‌های آنی فاصله گرفته‌ایم و به قلمرو انتخاب وارد شده‌ایم. یا فرض کنید در ترافیک، راننده‌ای بی‌احتیاطی می‌کند و راه ما را می‌بندد. واکنش غریزی ممکن است بوق زدن، فریاد کشیدن یا عصبانیت طولانی‌مدت باشد، در حالی که چند ثانیه تأمل و انتخاب آگاهانه می‌تواند از تبدیل یک خطای کوچک به تنش و درگیری جلوگیری کند. بخش بزرگی از مشکلات و تنش‌های زندگی روزمره نه از خودِ رویدادها، بلکه از واکنش‌های شتاب‌زده و بدون تأمل ما ناشی می‌شود. ما هر روز با ده‌ها موقعیت از این دست مواجه می‌شویم و اگر در آن فاصله کوتاه میان محرک و پاسخ مکث نکنیم، اغلب نه تنها وضعیت خود را بهتر نمی‌کنیم، بلکه حال خود و دیگران را نیز بدتر می‌سازیم. آزادی واقعی نه در تغییر رفتار دیگران، بلکه در توانایی ما برای انتخاب پاسخ خود به رفتار آنان نهفته است. انسان همیشه در انتخاب شرایط زندگی آزاد نیست، اما همواره این آزادی را دارد که چگونه به آن شرایط پاسخ دهد. گفته‌اند سفرهای طولانی با قدم‌های کوچک آغاز می‌شوند. شاید یکی از ارزشمندترین قدم‌هایی که می‌توانیم از همین امروز برداریم، این باشد که در برابر حوادث و رفتار دیگران، پیش از واکنش نشان دادن، لحظه‌ای مکث کنیم و انتخاب کنیم که چگونه پاسخ دهیم.                                                                                    ✍️طاهره شیخ الاسلام @essarat 🌹🌹🌹
2 023
8
https://t.me/NewHasanMohaddesi/14298
1 092
9
از کابل تا تهران پنجاه سال فاصله است، اما از تهران تا کابل فقط چند ماه. این جمله از خانم زینت بیات، نویسنده و شاعر افغان، است. او در توضیح این سخن می‌گوید که افغانستان برای رسیدن به سطحی از توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که امروز در ایران وجود دارد، به دهه‌ها زمان و تلاش نیاز دارد. اما ایران اگر در این برهه حساس از خطرات پیشِ رو غافل شود، ممکن است در مدت کوتاهی بسیاری از دستاوردهای خود را از دست بدهد و به وضعیتی مشابه آنچه امروز در افغانستان دیده می‌شود، گرفتار آید. به باور او، ملت‌ها با همه تفاوت‌ها و تنوع‌های قومی، مذهبی، زبانی و فرهنگیِ خود، سرنشینان یک کشتی‌اند. اگر این کشتی آسیب ببیند یا به گل بنشیند، هیچ‌یک از سرنشینان از پیامدهای آن در امان نخواهند بود. او با اشاره به سرنوشت افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی یادآور می‌شود که تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است در جنگ‌های داخلی هیچ طرفی پیروز واقعی نیست. آنچه پس از پایان درگیری‌ها بر جای می‌ماند، ویرانی، مهاجرت، فقر، عقب‌ماندگی و نسلی است که زخم‌های آنِ سال‌ها بر پیکر جامعه باقی می‌ماند. از همین رو، او  توصیه می کند که همه ی ما ــ از فارس و ترک، کرد و بلوچ، تا شیعه و سنی و دیگر گروه‌های اجتماعی ــ اختلافات و کدورت‌ها را کنار بگذاریم و برای دستیابی به آزادی، عدالت، امنیت و رفاه همگانی در کنار یکدیگر بایستیم. بیاییم سخن خانم زینت بیات را ــ که بسیاری از ما در درستی آن تردیدی نداریم ــ هشداری جدی تلقی کنیم؛ هشداری که از ما می‌خواهد پیش از آنکه دیر شود، ارزش همبستگی، مدارا، گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری ملی را بیش از پیش درک کنیم و برای حفظ ایران، خانه مشترک همه ما، بکوشیم. @essarat 🌹🌹🌹
2 152
10
https://youtube.com/shorts/q4WLtJCiS-E?si=lx_N62pdySPVUmG4 از دید هراری انسانها موجوداتی بسیار هوشمند و در عین حال بسیار احمق هستند. هوشمند هستند چون اختراعات و دستاوردهای بسیاری بدست آورده اند و احمق اند که از آنها به ضرر خود استفاده کنند. او با اشاره به سلاح های هسته ای که در بسیاری از کشورها وجود دارد و می تواند کل بشریت را نابود کند، نشان می دهد که یکی از قدرتمندترین نیروهای تاریخ حماقت انسانی است. نکته اصلی او اینست که مشکل بشر کمبود هوش نیست، مشکل این است خِرَد اخلاقی و مسئولیت پذیری ما انسانها همپای قدرت و فناوری ما رشد نکرده است.
38
11
چهار دغدغه ی بنیادین هستی: مرگ، تنهایی، بی معنایی و آزادی برداشتی کوتاه از اندیشه‌های اروین یالوم در کتاب "روان‌درمانی اگزیستانسیال" با تامل بخوانید: * انسان موجودی است که در ذات خود در پی بقا و ادامه زندگی است، اما از همان لحظه‌ای که چشم به جهان می‌گشاید، مرگ را همچون سرنوشتی گریزناپذیر در برابر خویش می‌یابد. * او موجودی اجتماعی است که از تنهایی هراس دارد و برای گریز از آن به عشق، دوستی و تعلق پناه می‌برد، اما حقیقت این است که تنها به دنیا می‌آید، رنج‌های جسمی و روحی خود را به تنهایی تحمل می‌کند و سرانجام نیز تنها با مرگ روبه‌رو می‌شود. * انسان در زندگی خویش به دنبال معنا می گردد. او می‌خواهد بداند چرا اینجاست، برای چه زندگی می‌کند و اینهمه تلاش و درد و رنج برای چیست. اما جهان هستی، معنایی از پیش تعیین‌شده در اختیارش قرار نمی‌دهد. * و سرانجام، انسان تشنه آزادی است؛ آزادی هایی همچون انتخاب کردن و ساختن سرنوشت خویش، اما همین آزادی منبع اضطرابی عمیق نیز هست. چرا که نه تنها با هر انتخاب، صدها امکان دیگر را از میان می‌برد بلکه باید مسئولیت پیامدهای انتخاب خود را بپذیرد. از این رو، انسان هم آزادی را می‌طلبد و هم از آن می‌گریزد یعنی ترجیح می دهد بار انتخاب را به دوش سنت، جامعه، ایدئولوژی یا دیگران بیندازد. از این دیدگاه اضطراب و اندوه را نمی‌توان نشانه ی بیماری دانست. بخشی از آن‌ها واکنش‌های طبیعی ما انسان ها به واقعیت‌های بنیادین هستی‌ یعنی: مرگ، تنهایی، بی‌معنایی و آزادی هستند و از این منظر، روان‌درمانی همیشه به معنای حذف این دغدغه‌ها نیست، بلکه گاه تلاشی است برای کمک به انسان تا بتواند با این واقعیت‌ها زندگی کند، بی‌آنکه زیر بار آن‌ها خرد شود؛ تا در میان آشوبِ پرسش‌های بی‌پاسخ، لحظاتی از آرامش، امید و رضایت را تجربه کند. پس شایسته آن است که زیاد بر خود و دیگران سخت نگیریم. چرا که همه ما در یک کشتی نشسته‌ایم و با دغدغه‌های مشترکی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. به این نکته نیز توجه کنیم که شاید زیبایی زندگی دقیقاً در همین باشد که با وجود همه ناپایداری‌ها، ابهام‌ها و پرسش‌های بی‌پاسخ، هنوز می‌توان عشق ورزید، آفرید، آموخت و برای لحظه‌ای کوتاه، اما واقعی، به زندگی معنا بخشید. ✍️طاهره شیخ الاسلام @essarat 🌹🌹🌹
1 298
12
‍ ‍ شنیدن این مصاحبه که در رابطه با اثرات مثبت و منفی مهاجرت بر زندگی مهاجران است به تمامی کسانی که به تازگی مهاجرت کرده و یا قصد مهاجرت دارند توصیه می شود. https://t.me/Essarat/1991 🌷🌷🌷
927
13
https://t.me/ghomeishi3/3717
1 269
14
نجات ملتها از مسیر گفت و گو می گذرد امروز جامعه ما درگیر یکی از پیچیده‌ترین و نگران‌کننده‌ترین وضعیت‌های تاریخی خود است؛ وضعیتی که در آن، تصمیم‌های اصلی را نه مردم، بلکه قدرت‌های بزرگ و ساختارهای حاکمیت می گیرند. ما در این میان، بیش از آنکه انتخاب‌کننده باشیم، صاحب نگرانی، تحلیل و عقیده‌ایم. طبیعی است که در چنین شرایطی، افراد بر اساس تجربه‌ها، ترس‌ها، امیدها و برداشت‌های متفاوت خود، به دیدگاه‌های متفاوتی برسند: برخی جنگ یا دخالت خارجی را عاملی برای تغییر می‌بینند، و برخی دیگر آن را تهدیدی جدی برای جان مردم و موجودیت کشور. البته در این میان عده ای هم به این دلیل مخالفت جنگ هستند که بقای نظام سلطه گر اسلامی را می خواهند. این گروه مورد نظر این نوشتار نیستند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تفاوت نظر، به برچسب‌زنی تبدیل می‌شود. اینکه مخالف جنگ را "طرفدار حکومت" بنامیم یا موافق آن را "وطن‌فروش" بدانیم، نه‌تنها کمکی به درک بهتر شرایط نمی‌کند، بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر و جامعه را از درون فرسوده می‌کند. این وضعیت، در نهایت به ضرر مردم و آینده کشور تمام می‌شود، نه لزوماً به ضرر ساختار قدرت. واقعیت این است که در پسِ هر دو موضع، اغلب یک نگرانی مشترک وجود دارد: دل‌سوزی برای کشور و ملت ایران. یکی از ادامه وضع موجود رنج می‌برد و دیگری از پیامدهای ویرانگر جنگ هراس دارد. یکی به تغییر حتی اگر پرهزینه باشد، می‌اندیشد، و دیگری به حفظ جان و حداقل‌های باقی‌مانده. این‌ها نه نشانه خیانت‌اند و نه نشانه بی‌فکری، بلکه بازتابِ مواجهه‌های متفاوت با یک بحران پیچیده‌اند. در چنین برهه‌ای، آنچه اهمیت دارد این است که بپذیریم: اختلاف نظر، به معنای خیانت یا همدستی نیست. هیچ‌کس از بیرون ذهن و شرایط دیگری را به‌طور کامل درک نمی‌کند. و مهم‌تر از همه، جامعه‌ای که در درون خود به جان هم بیفتد، حتی بدون جنگ هم آسیب می‌بیند. اگر قرار است روزی امکان ساختن آینده‌ای بهتر فراهم شود، این امکان از دل حذف و تخریب یکدیگر به دست نمی‌آید، بلکه از دل تحمل، گفتگو و حفظ حداقلی از همبستگی شکل می‌گیرد. امروز، بیش از هر زمان دیگر، باید مراقب باشیم که در میان این بحران، خودمان به عاملی برای تضعیف یکدیگر تبدیل نشویم. ✍️طاهره شیخ الاسلام @essarat 🌹🌹🌹
1 168
15
باز پس گیری معانی واژه ها گامی به سوی دموکراسی طی سده‌ها در جامعه‌ای زیسته و بالیده‌ایم که بر پایهٔ اقتدار، ترس، زور و نابرابری استوار بوده است. در چنین شرایطی، برای بقا رفتارهایی را آموخته‌ایم که با رفتار مردم در جوامع دموکراتیک تفاوت‌های چشمگیری دارد. ما معمولاً این تفاوت‌ها را صرفاً «تفاوت فرهنگی» می‌نامیم، بی‌آنکه از خود بپرسیم ریشهٔ آن‌ها در کجاست. این پرسش به تفصیل در دو کتاب ما چرا چنین شدیم و در اسارت فرهنگ به تفصیل بررسی شده اند. یکی از نکات مهمی که در این آثار مطرح شده، چگونگی دگرگون شدن معنای واژه‌ها در جوامع استبدادی است. نظام‌های دیکتاتوری برای حفظ خود، از همان دوران کودکی و از طریق آموزش، کتاب‌های درسی و رسانه‌ها، مفاهیم را به گونه‌ای بازتعریف می‌کنند که به سود بقای آنان باشد. برای مثال، واژهٔ «احترام» را جایگزین «ترس» می‌کنند. در نتیجه، بله‌قربان‌گویی، اظهار ارادت و اطاعت از مافوق، که اغلب از ترس سرچشمه می‌گیرد، به عنوان ادب و احترام شناخته می‌شود. به این ترتیب، زیردست خود را مؤدب می‌پندارد و فرادست نیز به جای آنکه منشأ ترس باشد، خود را شایستهٔ احترام می‌بیند. چنین برداشتی به حفظ روابط نابرابر و ساختارهای طبقاتی کمک می‌کند. نمونهٔ دیگر را می‌توان در شیوهٔ خطاب کردن افراد مشاهده کرد. در بسیاری از جوامع مدرن، افراد صرف‌نظر از جایگاه اجتماعی خود از ضمیر «من» برای اشاره به خویش استفاده می‌کنند، اما در فرهنگ‌های سلسله‌مراتبی، افراد در برابر صاحبان قدرت خود را «جان‌نثار»، «خاکِ پا»، «مخلص» یا «چاکر» می‌نامند. به همین ترتیب، به جای یک خطاب ساده و برابر یعنی "شما"، از عناوینی چون «حضرت‌عالی»، «جناب‌عالی» و «سرکار عالی» استفاده می‌شود. این شیوه‌های زبانی بازتاب همان روابط نابرابری هستند که به تداوم نظام‌های سلسله‌مراتبی کمک می‌کنند. نمونهٔ دیگر، مفهوم «خوب بودن» است. در فرهنگ مدرن، خوبی معمولاً با صداقت، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقوق دیگران سنجیده می‌شود. اما در بسیاری از فرهنگ‌های استبدادزده خوب بودن با مطیع و حرف‌شنو بودن گره خورده است. از سوی دیگر، ابراز نظر مستقل، که در جوامع دموکراتیک ارزشمند شمرده می‌شود، در جوامع استبداد زده اغلب «بی‌ادبی» یا «گستاخی» تلقی می‌شود و پذیرش اشتباه و عذرخواهی نیز، که نشانهٔ بلوغ و مسئولیت‌پذیری است، از زیردستان بیشتر انتظار می‌رود تا صاحبان قدرت. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که چگونه زبان می‌تواند به ابزاری برای بازتولید روابط نابرابر تبدیل شود. هنگامی که مردم این مفاهیم را طبیعی و اخلاقی می‌پندارند، ناخواسته رفتارهایی را بازتولید می‌کنند که با روح دموکراسی ناسازگار است. از این رو، یکی از گام‌های ضروری در مسیر دموکراسی، بازاندیشی در معنای واژه‌هایی چون احترام، وفاداری، فضیلت، ادب و حتی «خوب بودن» است و تا زمانی که فردفردِ ما متوجه این دگرگونی‌های پنهان در زبان و فرهنگ نشویم و برای بازپس‌گیری معنای واقعی واژه‌ها نکوشیم، روابط استبدادی همچنان در زندگی روزمرهٔ ما بازتولید خواهند شد و دستیابی به فرهنگی دموکراتیک دشوار خواهد ماند. طاهره شیخ الاسلام به مناسبت بیست‌وششمین سال انتشار کتاب "ما چرا چنین شدیم" و دهمین سال انتشار کتاب "در اسارت فرهنگ" نوشتارهای مربوطه: رابطه فرهنگ و زبان (۱) رابطه فرهنگ و زبان (۲) رابطه فرهنگ و زبان (۳) رابطه فرهنگ و زبان (۴) @essarat 🌹🌹🌹
1 705
16
آدمیزاد هرچی عمیق‌تر می شود، تمایلش به توضیح دادن کمتر مشه. انگار می‌فهمی که سکوت، بلندترین جوابی هست که می‌توانی به کج‌فهمی‌ها بدهی. قدرتِ واقعی یعنی بلد باشی کجا دیگر نباید کلمه‌هار خرج کنی.
1
17
https://t.me/KhaneTekaniFarhangi/6353
1 141
18
جملهٔ معروف «خودت را بشناس» که بر سردرِ معبد آپولون در دِلفی نوشته شده و آن را به سقراط نسبت می‌دهند، جمله‌ای است که بارها شنیده و خوانده‌ایم. بی‌تردید این سخن، لایه‌ها و معناهای گوناگونی دارد، اما آنچه من تا امروز از آن دریافته‌ام چنین است: دلبستگیِ خود به مال، رفاه و دنیا را بشناس؛ حرصِ پایان‌ناپذیرت را برای بیشتر داشتن ببین. عشق خود به مقام و موقعیت اجتماعی، و نیز حسادت یا کینه‌ات نسبت به کسانی را که از تو موفق‌تر، ثروتمندتر یا زیباترند، در خود بشناس. ترس‌ها، ضعف‌ها، نیازهای جسمانی، پیری و میراییِ خویش را بشناس و بدان که در انتخابِ والدین، خواهر و برادر، زمان تولد، رنگ پوست، چهره، توانایی یا ناتوانیِ جسمی، شهر و کشوری که در آن متولد شده‌ای، دین و مذهب، و حتی نام و نام خانوادگی‌ات، هیچ اختیاری نداشته‌ای. اگر خود را چنین شکننده، میرا و آمیخته به ضعف‌ها بشناسی، دیگر به سبب دانش، مدرک تحصیلی، ثروت یا مقام، گرفتار غرور نخواهی شد. فروتن‌تر و مهربان‌تر خواهی گشت و مهم‌تر از همه، برای دیگران همان حقوق و آزادی‌هایی را خواهی خواست که برای خود می‌خواهی. شناختِ خویشتن، انسان را به این آگاهی می‌رساند که ناتوانی‌ها و محدودیت‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از وجود همهٔ انسان‌هاست. از دلِ چنین دریافتی است که قضاوت دربارهٔ دیگران کمرنگ می‌شود و چه‌بسا شفقتی عمیق نسبت به تمامیِ آدمیان در دل جوانه بزند. و شاید بتوان گفت: هرچه انسان بیشتر خود را بشناسد، به انسانیت نزدیک‌تر می‌شود. @essarat 🌹🌹🌹
1 261
19
🔆 دکان دوستی را نبند اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند. اگر همه بازار ها  رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد، تو اما بازار عشق را کساد مکن و سکه جوانمردی را از رونق نینداز. اگر قحطی آب و نان آمد، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید. اگر  محتکران، خورد و خوراک را و مال و منال را دریغ کردند، تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن. ما ورشکستگان جور روزگاریم اما نباید که برنشستگان  کشتی اندوه نیز باشیم. اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن، لبخندت را نیز و آرزوهایت را. دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن؛ باشد که فراخی دل، گشادگیِ روز و روزی نیز بیاورد... عرفان نظرآهاری @erfannazarahari @essarat 🌹🌹🌹
1 164
20
زمانه‌ی سیاه سپری می‌شود ، روشنایی بر آستانه ایستاده است ، باران می‌نشیند ، آسمان صاف خواهد شد آرامش فرا خواهد رسید و شوربختی‌ها پایان می‌گیرد ، اما تا این همه در رسد ، چه رنجها که بر ما نخواهد رفت ! ✍ اشتفان تسوایگ 📙 وجدان بیدار @Roshanfkrane
792