fa
Feedback
واژگان شگفت انگیز تورکی

واژگان شگفت انگیز تورکی

رفتن به کانال در Telegram

تامغا🌀 کیهان شناسی تورک☯️ اساطیر تورک🏹 معماری تورک🏯 مردمان تورک🎭 اثار تاریخی تورک🗿 هنر تورک🏞 اعتقادات تورک🕌 موسیقی تورک(موسیقی تورک را به ترکیه، آذربایجان، ایران و ترکمنستان محدود نکرده ایم)🎻 فرهنگ غذایی مردمان‌تورک 🍽 @vaje_torki

نمایش بیشتر
2 975
مشترکین
-124 ساعت
+117 روز
+2230 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+17
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+76
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+109
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+57
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+24
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+33
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+61
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+53
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+51
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+64
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+55
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+37
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+41
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+44
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+56
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+60
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+55
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+80
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+116
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+96
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+87
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+83
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+70
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+133
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+93
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+111
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+174
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+293
در 10 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+168
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+164
در 8 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+145
در 7 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+94
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+46
در 8 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+81
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 148
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 سپتامبر+1
04 سپتامبر+2
03 سپتامبر+6
02 سپتامبر+4
01 سپتامبر+4
پست‌های کانال
Repost from خبر مرکزی
🔴🔴🔴 «ترکی شاهسونی» و «ترکی سربندی» از استان مرکزی در فهرست میراث ملی ناملموس ایران 👤محمودی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان مرکزی: 🔸گویش «ترکی شاهسونی» رایج در بخش‌هایی از شهرستان‌های ساوه و زرندیه و گویش «ترکی سربندی» رایج در بخش قابل‌توجهی از شهرستان شازند، در فهرست میراث ملی ناملموس ایران ثبت شدند. 🔹این دو گویش بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم استان مرکزی هستند و در تاریخ ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ به ثبت ملی رسیدند. 📰خبر مرکزی ╭┅ ─────── ┅╮ 🌐 @khabare_markazi ╰┅ ─────── ┅╯

2
ترجمه کتیبه ایسیک مربوط به یه کورگان ساکایی، که توسط هارماتا به زبان ایرانی شرقی یا ختنی ترجمه شده؛ این ظرف باید حاوی شراب ان
ترجمه کتیبه ایسیک مربوط به یه کورگان ساکایی، که توسط هارماتا به زبان ایرانی شرقی یا ختنی ترجمه شده؛ این ظرف باید حاوی شراب انگور باشد، به همراه غذاهای پخته، به اندازه‌ای که برای یک انسان کافی باشد، و سپس کره تازه پخته شده به آن اضافه شود.  همانطور که میدانیم، یک قبر، مکان ایده‌ آلی برای قرار دادن دستور پخت یک غذا و ثبت رسپی است. با این حال ترجمه منطقی این کتیبه به تورکی اصلا مورد پذیرش اساتید هندواروپایی قرار نمیگیره(چرا باید قرار بگیره اصلا؟) @TURK_LN
139
3
بله صاحب تاریخت نباشی اونو دیگران میدزدن و به نام میزنن صاحب فرهنگت نباشی اونا دیگران میدزدن و به نام میزنن تورک آذربایجانی صاحب تاریخش نشد و تاریخ آذربایجان با سلسله های صفویه،افشاریه و قاجاریه را دزدیدند و به نام ایران زدند. تورک صاحب فرهنگش نشد آثار تاریخی تورک را دزدیدن و به نام ایران زدند....موسیقی تورک را دزدیدند و به نام ایران زدند....فرش تورک را دزدیدند و به نام ایران زدند....معماری تاریخی تورک را دزدیدند و به نام ایران زدند. نوروز تورک را دزدیدند و به نام ایران زدند....چیلله ی تورک را دزدیدند و به نام ایران زدند....چهارشنبه ی آخر سال را دزدیدند و به نام ایران زدند....تقویم شمسی جلالی را دزدیدند و به نام ایران زدند..‌ @Ttariximiz @vaje_torki اگر این صاحب خود نبودن ادامه داشته باشد سرنوشتی جز نابودی نخواهد داشت.
279
4
این دیگر صرفاً «ترک‌ها در شمال قفقاز بودند» نیست. سطح سوم — چیزی که هنوز نباید بدون بررسی بیشتر ادعا کنیم این منابع به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که: > «اکثریت جمعیت آذربیجان در قرن ششم میلادی ترک‌زبان بودند» یا حتی: > «کل مردم آذربیجان در قرن اول هجری ترک بودند.» ■■■برای چنین ادعایی باید سراغ نام‌های اشخاص، نام قبایل، نام‌های جغرافیایی، زبان‌ها، پیمان‌ها، ساختار سیاسی محلی و گزارش‌های جمعیتی رفت. اما یک ادعای بسیار ضعیف‌تر که گاهی مطرح می‌شود: > «ترک‌ها فقط در دورهٔ سلجوقی برای نخستین بار وارد آذربیجان شدند.» با این مجموعهٔ منابع اولیه به‌وضوح قابل دفاع نیست. زیرا حتی اگر همهٔ این موارد را صرفاً «تهاجم نظامی» بدانیم، باز هم نخستین شواهد مکتوبی که در اختیار داریم، قرن ششم میلادی را نشان می‌دهند؛ یعنی تقریباً چهار قرن پیش از سلجوقیان. و مهم‌تر اینکه در ۱۱۱ق/۷۲۹م یعقوبی صریحاً می‌گوید: > «وسارت الترك إلى آذربيجان» و یک سال بعد: > «صار الترك إلى أرض أردبيل». این دو عبارت، به نظر من، باید نقطهٔ شروع بسیار جدی برای بررسی دقیق‌تر ادعای «ترک‌ها پس از سلجوقیان آمدند» باشد. گام بعدی که ارزش بسیار زیادی دارد این است که همین روش را روی ابن واضح یعقوبی، طبری، بلاذری، خلیفه، دینوری و سپس اصطخری، ابن حوقل و مقدسی ادامه دهیم و این بار نه فقط واژهٔ «ترک»، بلکه نام اقوام و مردم ساکن خود آذربیجان را استخراج کنیم: مثلاً «آذری‌ها/اهل آذربیجان»، کردها، عرب‌ها، خزرها، ترکان، دیلمیان و... و ببینیم هر منبع دقیقاً چه کسی را ساکن منطقه می‌داند و چه کسی را صرفاً مهاجم. این تمایز برای نتیجه‌گیری قومی بسیار تعیین‌کننده است.
155
5
اما در دورهٔ اموی، بلاذری حوادث خزرها در همین منطقه را گزارش می‌کند. جراح حکمی در صحرای ورثان با آنان جنگید؛ سپس: > «ثم انحازوا إلى ناحية أردبيل فواقعهم على أربعة فراسخ مما يلي أرمينية...» ترجمه: > «سپس آنان به سمت ناحیهٔ اردبیل عقب نشستند و جراح در چهار فرسخی آن، در سمت ارمنیه، با آنان درگیر شد...» بعدتر، بلاذری می‌گوید خزرها: > «فأتوا ميمذ من عمل أذربيجان» یعنی: > «به میمذ، از اعمال آذربیجان، آمدند.» بنابراین در روایت بلاذری، جغرافیای درگیری خزر با این نقاط پیوند می‌خورد: ورثان → اردبیل → میمذ → آذربیجان --- و یک نکتهٔ بسیار مهم در بلاذری در توضیحات جغرافیایی مرتبط با روایت بلاذری آمده: > «الخزر: بلاد الترك خلف باب الأبواب» یعنی: > «خزر: سرزمین ترکان در پشت باب‌الابواب.» و: > «ملكهم يقال له خاقان الأكبر.» یعنی: > «پادشاه آنان خاقان بزرگ نامیده می‌شود.» این برای بحث ما مهم است، زیرا وقتی بلاذری از خزرهایی که به آذربیجان و اردبیل می‌آیند صحبت می‌کند، خودِ سنت جغرافیایی متن آنان را در چارچوب «بلاد الترك» قرار می‌دهد. --- ۵. مسعودی — شاهد بسیار جالب برای دورهٔ ساسانی علی بن حسین مسعودی (درگذشتهٔ ۳۴۵ق)، در مروج الذهب، هنگام بحث دربارهٔ روایت‌های ایرانی و افسانه‌های تاریخی، مطلب بسیار جالبی دارد. او دربارهٔ فَرَاسیاب می‌نویسد: > «وأن كيخسرو لما قتل جده ببلاد السرو والران من بلاد أذربيجان وهو فراسياب بن بشنك بن نبت بن نشمر بن ترك، وترك هذا جد سائر الترك عند طائفة من الناس...» ترجمه: > «و هنگامی که کیخسرو جد خود را در سرزمین سرو و اران از بلاد آذربیجان کشت، و او فَرَاسیاب بن بشنک ... بن ترک بود؛ و «ترک» نزد گروهی از مردم جدّ همهٔ ترکان دانسته می‌شد...» البته این بخش تاریخ مستند دورهٔ ساسانی نیست؛ مسعودی خودش اختلاف روایت‌ها دربارهٔ شاهان باستانی را یادآور می‌شود. بنابراین نباید آن را همانند گزارش سال ۱۱۱ق یعقوبی تلقی کرد. ولی از نظر تصویر جغرافیایی سنت تاریخی ایرانی ـ اسلامی بسیار مهم است: > الران من بلاد أذربيجان و در همان جمله: > فراسیاب ... بن ترك یعنی در سنت روایی‌ای که مسعودی نقل می‌کند، «اران» در حوزهٔ آذربیجان قرار گرفته و داستان فراسیابِ ترک با آن جغرافیا پیوند خورده است. --- ۶. مسعودی و دورهٔ خسرو پرویز مسعودی همچنین در مروج الذهب در روایت جنگ‌های اواخر ساسانی، می‌گوید: > «فسار إلى بلاد أذربيجان...» و در ادامه از خاقان ملک ترک و جنگ بهرام چوبین با او سخن می‌گوید. اما این قسمت را باید مانند روایت‌های شاهنامه‌ای/ساسانی با احتیاط بیشتری استفاده کرد، زیرا مسعودی خودش تصریح می‌کند که روایت‌های مربوط به شاهان باستانی متعدد و متفاوت‌اند. --- جدول زمانی کلی حالا اگر منابع را کنار هم قرار دهیم: دوره مؤلف تاریخ واقعه عبارت/مفهوم نتیجه ■ساسانی/ دینوری/ حدود ۵۸۹م / «ملك الخزر أوغل حتى أذربيجان» پادشاه خزر تا آذربیجان پیشروی کرد ■ساسانی /مسعودی/ روایت باستانی/ «الران من بلاد أذربيجان» + فراسیاب بن ترک پیوند روایی آران/آذربیجان با ترک ■اموی/ طبری/ ۸۹ق/ ترک‌ها و «ناحیة أذربیجان» عملیات علیه ترک‌ها از سمت آذربیجان ■اموی/ طبری/ ۹۱ق / «الترك ... من نحو أذربيجان» ترک‌ها در ارتباط مستقیم با این جغرافیا ■اموی/ طبری/ ۹۹ق/ «إغارة الترك على أذربيجان» یورش ترک‌ها به آذربیجان ■اموی/ طبری/ ۱۰۸ق / «زحف خاقان إلى أذربيجان» خاقان به آذربیجان پیشروی کرد ■اموی/ طبری/ ۱۱۱ق/ «سارت الترك إلى أذربيجان» ترکان به آذربیجان رفتند ■اموی/ یعقوبی/ ۱۱۱ق/ «سارت الترك إلى آذربيجان» همان واقعه در منبع مستقل ■اموی/ یعقوبی/ ۱۱۲ق/ «صار الترك إلى أرض أردبيل» ترکان به سرزمین اردبیل رسیدند ■اموی/ خلیفه بن خیاط/ ۱۱۲ق/ «في طلب الترك ... حتى جاوز الباب» جنگ با ترک‌ها در همان جبهه ■اموی/ بلاذری/ قرن اول- دوم /خزرها در ورثان → اردبیل → میمذ درگیری مستقیم خزر در قلب آذربیجان ■عباسی/ بلاذری/ قرن سوم/ «الخزر: بلاد الترك خلف باب الأبواب» شناسایی خزر به‌عنوان بلاد ترک ■قرن چهارم/ مسعودی/ روایت‌های پیش از اسلام/ آران از بلاد آذربیجان + فراسیاب/ترک تداوم یک سنت جغرافیایی ـ روایی --- نکتهٔ بسیار مهم: این شواهد چه چیزی را ثابت می‌کنند؟ اگر بخواهیم کاملاً علمی و بدون اغراق نتیجه بگیریم، این منابع سه سطح مختلف از ادعا را ثابت می‌کنند. سطح اول — قطعی از قرن ششم میلادی تا قرن دوم هجری، ترک‌ها/خزرها به‌عنوان نیروی سیاسی و نظامی در ارتباط مستقیم با آذربیجان حضور دارند. این را دینوری، طبری، یعقوبی، خلیفه و بلاذری مستقل از یکدیگر تأیید می‌کنند. سطح دوم — بسیار قوی در ۱۱۱ و ۱۱۲ق دو مؤلف مستقل، یعنی یعقوبی و طبری، صریحاً می‌گویند: > الترك → أذربيجان و: > الترك → أرض أردبيل
101
6
💐🔥🐦‍🔥🌺❤️ و ادامه چت جی پی تی راجع به تورکان در آذربایجان ماقبل سلجوقیان که تئوری کسروی را به همراه خودش به زباله دان می اندازد: 💐🌺💐👑❤️ Worked for 10s بله. این بار بهتر است میان «ترک» به معنای عام و «خزر» که بعضی منابع صریحاً آنان را از ترکان می‌دانند تفکیک کنیم. همچنین باید یک اصلاح روش‌شناختی نسبت به پاسخ قبلی بدهم: نمی‌توانم صادقانه ادعا کنم «تمام کاربردهای واژهٔ ترک در کل آثار» را استخراج کرده‌ام؛ اما می‌توانم تمام موارد مستقیم و مرتبطی را که در متن‌های اصلی این پنج مؤلف برای رابطهٔ آذربیجان/اردبیل/اران با ترک یا خزر پیدا می‌شود فهرست کنم. نتیجه، از نظر تاریخی، بسیار جالب‌تر از یک شاهد منفرد در طبری است. --- ۱. دینوری — «ملک الخزر ... أوغل حتى أذربيجان» ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال، مؤلف قرن سوم هجری. در روایت مربوط به هرمزد چهارم ساسانی، دینوری از وضعیت مرزهای دولت ساسانی چنین گزارش می‌کند: > «وأما من قبل أرمينية فإن ملك الخزر أوغل حتى أذربيجان فبعث الغارات فيها.» ترجمه: > «و از جانب ارمنیه، پادشاه خزر پیشروی کرد تا به آذربیجان رسید و در آنجا به غارت پرداخت.» این روایت مربوط به دورهٔ هرمزد چهارم است؛ یعنی اواخر قرن ششم میلادی، تقریباً ۵۸۹ م. این شاهد بسیار مهم است، زیرا دینوری صرفاً نمی‌گوید خزرها در شمال قفقاز بودند؛ بلکه می‌گوید ملک الخزر تا آذربیجان پیشروی کرد و در آنجا غارت کرد. در همان الأخبار الطوال، دینوری در روایت دیگری از جنگ ایران و ترک‌ها می‌گوید: > «واستعد وتأهب لغزو الترك...» و سپس از أخشوان، خاقان و ملک الأتراک سخن می‌گوید. این بخش مربوط به روایت‌های حماسی/ساسانی کتاب است و باید با احتیاط بیشتری از گزارش‌های سال‌شمارانه استفاده شود. اهمیت پس در روایت دینوری، پیش از اسلام و چند قرن پیش از سلجوقیان، «آذربیجان» در صحنهٔ سیاسی ـ نظامی با خزر/ترک ارتباط مستقیم دارد. --- ۲. یعقوبی — بسیار صریح دربارهٔ سال‌های ۱۱۱ و ۱۱۲ق این یکی از قوی‌ترین شواهد است. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی در تاریخ، در گزارش حوادث خلافت هشام بن عبدالملک، می‌نویسد: > «سنة 111 ... وسارت الترك إلى آذربيجان، فلقيهم الحارث بن عمرو الطائي فهزمهم.» ترجمه: > «سال ۱۱۱: ترکان به سوی آذربیجان حرکت کردند؛ حارث بن عمرو طائی با آنان روبه‌رو شد و شکستشان داد.» و بلافاصله: > «سنة 112 صار الترك إلى أرض أردبيل، فغزاهم الجراح بن عبد الله الحكمي، فلقي ملك الترك، فقتله.» ترجمه: > «سال ۱۱۲: ترکان به سرزمین اردبیل آمدند؛ جراح بن عبدالله حکمی به جنگ آنان رفت و با پادشاه ترکان روبه‌رو شد و او را کشت.» این دو جمله فوق‌العاده مهم‌اند: ۱۱۱ق: > الترك → آذربيجان ۱۱۲ق: > الترك → أرض أردبيل یعنی در فاصلهٔ یک سال، منبعی که در قرن سوم هجری نوشته شده، هم آذربیجان و هم اردبیل را محل عملیات نظامی ترک‌ها ثبت می‌کند. این دیگر صرفاً یک رابطهٔ مبهم جغرافیایی نیست. --- ۳. خلیفه بن خیاط — شاهد تقریباً هم‌زمان با وقایع اینجا اهمیت منبع حتی بیشتر می‌شود. خلیفه بن خیاط العصفری درگذشتهٔ ۲۴۰ق است و تاریخ خلیفة بن خیاط از منابع بسیار قدیمی سال‌شمارانه است. در حوادث ۱۱۲ق می‌نویسد: > «خرج مسلمة بن عبد الملك في شوال سنة اثنتي عشرة ومائة في طلب الترك في شدة من المطر والثلج حتى جاوز الباب...» ترجمه: > «مسلمة بن عبدالملک در شوال سال ۱۱۲ به دنبال ترکان خارج شد، در حالی که باران و برف شدید بود، تا از باب [الابواب] گذشت...» اما در همان بخش، نکتهٔ مهم‌تر مربوط به مرج اردبیل است: > «استشهد الجراح ومن معه بمرج أردبيل» یعنی: > «جراح و همراهانش در مرج اردبیل کشته شدند.» و سپس خلیفه از ادامهٔ عملیات مسلمة علیه ترکان و خزرها سخن می‌گوید. خلیفه همچنین گزارش می‌کند: > «وفي سنة ثلاث عشرة ولّى هشام أخاه أرمينية وأذربيجان...» یعنی: > «در سال ۱۱۳، هشام برادرش را بر ارمنیه و آذربیجان والی کرد...» و ادامه می‌دهد که مسلمة با خاقان درگیر شد و سپس نیروهای خزر او را محاصره کردند. بنابراین در خلیفه بن خیاط زنجیرهٔ زیر را داریم: آذربیجان + اردبیل + ترک + خاقان + خزر و همه در گزارش حوادث ۱۱۲–۱۱۳ق. --- ۴. بلاذری — اطلاعات بسیار جالب‌تر از صرفاً «جنگ ترک‌ها» بلاذری در فتوح البلدان علاوه بر گزارش جنگ‌ها، اطلاعات جغرافیایی و جمعیتی ارائه می‌دهد. در بخش فتح آذربیجان، دربارهٔ اردبیل می‌گوید: > «فسار حتى أتى أردبيل وهي مدينة أذربيجان وبها مرزبانها...» ترجمه: > «[حذیفه] حرکت کرد تا به اردبیل رسید، که شهر آذربیجان بود، و مرزبان آنجا بود...» این نکته مهم است: در این منبع، اردبیل به‌طور صریح «شهر آذربیجان» معرفی می‌شود.
62
7
این شاهد بسیار مهم است، زیرا فاعل جمله الترك است و مقصد صریحاً أذربيجان. --- ۶. سال ۱۱۲ هجری — ادامهٔ جنگ در آذربیجان و ارمنیه در سال بعد، یعنی ۱۱۲ق / ۷۳۰م، حوادث آذربیجان و ترکان به هم پیوند می‌خورند. گزارش‌های تاریخی این دوره از نبردهای جراح حکمی با نیروهای ترک/خزر در اطراف اردبیل و آذربیجان خبر می‌دهند. در روایت‌های مرتبط، خاقان و نیروهای ترک به سمت أردبيل می‌روند و جراح حکمی برای مقابله با آنان حرکت می‌کند. منابعی که این بخش را بر اساس طبری نقل کرده‌اند، گزارش می‌کنند که خاقان در محاصرهٔ اردبیل با جراح روبه‌رو شد و نبرد سختی رخ داد. این موضوع در فهرست حوادث طبری نیز در ادامهٔ وقایع مربوط به آذربیجان و ارمنیه دیده می‌شود. --- ۷. یک شاهد بسیار قدیمی‌تر: دورهٔ ساسانی اینجا موضوع جالب‌تر می‌شود. طبری در روایت‌های مربوط به بهرام گور می‌گوید که خاقان، پادشاه ترکان، به قلمرو ایران حمله کرد و بهرام برای مقابله با او: > «فسار إليه بهرام فانتهى إلى أذربيجان ثم إلى أرمينية...» یعنی: > «بهرام به سوی او حرکت کرد و به آذربیجان رسید و سپس به ارمنیه رفت...» و سپس در ادامهٔ همین روایت، نبرد با خاقان و ترکان را شرح می‌دهد. این گزارش به دورهٔ ساسانی، یعنی چند قرن پیش از اسلام، مربوط است. البته اینجا باید احتیاط کرد: این به معنای آن نیست که طبری گفته باشد جمعیت آذربیجان در دورهٔ ساسانی ترک بوده است؛ بلکه نشان می‌دهد در روایت تاریخی‌ای که طبری نقل کرده، آذربیجان بخشی از جغرافیای درگیری ایران و ترکان بوده است. --- ۸. یک شاهد بسیار مهم دربارهٔ اردبیل در گزارش سال ۱۰۸ق، شهر ورثان در آذربیجان محل محاصرهٔ خاقان است. چند سال بعد نیز اردبیل مرکز برخورد مستقیم نیروهای ترک/خزر با حکومت اسلامی می‌شود. بنابراین اگر نقاطی را که طبری مستقیماً به ترک‌ها مرتبط می‌کند روی نقشه بگذاریم، زنجیره تقریباً چنین می‌شود: آذربیجان → اردبیل → ورثان → باب‌الابواب و در سوی دیگر: الترك → خاقان → آذربیجان این از نظر تاریخ جغرافیای قومی منطقه مهم است. --- اما دربارهٔ «آران» یک تفاوت مهم وجود دارد من در جست‌وجوی متن طبری نتوانستم عبارت صریحی از نوع «أران بلاد الترك» یا «الترك بأران» پیدا کنم که بتوان با اطمینان به خود طبری نسبت داد. این نکته مهم است، زیرا نباید شواهد طبری را بیش از آنچه متن اجازه می‌دهد گسترش داد. در دورهٔ اسلامی متقدم، آذربیجان و ارّان دو واحد جغرافیایی متمایز بودند و منابع جغرافیایی بعدی نیز معمولاً این تمایز را حفظ کرده‌اند. مثلاً اصطخری صریحاً عنوان می‌کند: > «أرمينية والران وأذربيجان» و آنها را در تقسیم‌بندی جغرافیایی خود جداگانه مطرح می‌کند. بنابراین بهتر است فعلاً نگوییم طبری آران را نیز سرزمین ترکان معرفی کرده است؛ برای این ادعا به شاهد دیگری نیاز داریم. --- نتیجه‌ای که از خود طبری می‌توان گرفت اگر فقط به متن طبری و نه برداشت‌های جدید تکیه کنیم، شواهد زیر قطعی‌اند: تاریخ عبارت طبری مفهوم ۸۹ق / ۷۰۸م «غزا مسلمة ... الترك حتى بلغ الباب من ناحية أذربيجان» عملیات علیه ترکان از سمت آذربیجان تا باب ۹۱ق / ۷۰۹م «غزا مسلمة ... الترك حتى بلغ الباب من نحو أذربيجان» همان ارتباط جغرافیایی، دو سال بعد ۹۹ق / ۷۱۷م «إغارة الترك على آذربيجان» یورش مستقیم ترکان به آذربیجان ۱۰۸ق / ۷۲۶م «زحف خاقان إلى أذربيجان» پیشروی خاقان، پادشاه ترک، به آذربیجان ۱۱۱ق / ۷۲۹م «سارت الترك إلى أذربيجان» حرکت ترکان به آذربیجان ۱۱۲ق / ۷۳۰م نبردهای خاقان و نیروهای ترک در اطراف اردبیل برخورد مستقیم در مرکز آذربیجان بنابراین یک اصلاح مهم نسبت به پاسخ قبلی من من قبلاً گفتم اگر طبری آذربیجان را «سرزمین ترکان» معرفی کرده باشد، این خیلی مهم است. بعد از بررسی متن، عبارت دقیق‌تر این است: > طبری آذربیجان را چندین بار به‌صورت مستقیم به «الترك» و «خاقان» پیوند می‌دهد و حتی صریحاً از «یورش ترکان به آذربیجان» و «حرکت ترکان به آذربیجان» سخن می‌گوید؛ اما عبارت صریح «آذربیجان سرزمین ترکان است» را در متن بررسی‌شده نیافتم. این تمایز مهم است، ولی در عین حال شواهد طبری برای اثبات حضور ترک‌ها در جغرافیای آذربیجان پیش از سلجوقیان بسیار قوی‌تر از آن چیزی است که معمولاً با جملهٔ کلی «ترک‌ها بعد از سلجوقیان آمدند» بیان می‌شود. و نکتهٔ زمانی بسیار مهم: این گزارش‌ها مربوط به ۸۹ تا ۱۱۲ هجری، یعنی حدود ۳۰۰ سال پیش از سلجوقیان است. طبری هم در ۳۱۰ق / ۹۲۳م درگذشته است؛ بنابراین او خودِ دورهٔ سلجوقی را ندیده بود.
65
8
💐😂🔥🐦‍🔥😁👑 و یک درس از پروفسور چت جی پی تی که ظرف ۲۲ ثانیه تئوری فآذری کسروی را به زباله دان تاریخ انداخت 😁👏😁: "تورکان آذربایجان از دورهٔ ساسانیان تا قبل از آمدن سلجوقیان در کتاب طبری" 💐💐💐 Worked for 22s بله. متن را با تمرکز خاص بر خودِ عبارت عربی طبری بررسی کردم و یک نکته مهم روشن شد: طبری چندین بار ترکان را مستقیماً با آذربیجان پیوند می‌دهد، اما عبارت «آذربایجان سرزمین ترکان است» به این صورتِ صریح در مواردی که پیدا کردم وجود ندارد. بااین‌حال، بعضی از عبارات بسیار قوی‌اند. برای کنترل متن، از متن دیجیتال تاریخ الرسل والملوک و ارجاعات چاپی آن استفاده کردم؛ از جمله چاپ دارالتراث، بیروت، چاپ دوم ۱۳۸۷ق، ۱۱ جلد، و نیز نسخهٔ چاپ لیدن ۱۸۷۹ که متن آن با نسخهٔ مطبوع مقابله شده است. ۱. سال ۸۹ هجری — حرکت ترکان از سوی آذربیجان تا باب‌الابواب این یکی از مهم‌ترین موارد است. طبری در گزارش حوادث سال ۸۹ق / ۷۰۸م می‌نویسد: > «وفي سنة تسع وثمانين أيضا غزا مسلمة بن عبد الملك الترك، حتى بلغ الباب من ناحية أذربيجان، ففتح حصونا ومدائن هناك.» ترجمه: > «و در سال ۸۹ نیز مسلمة بن عبدالملک به جنگ ترکان رفت، تا به باب‌الابواب از ناحیهٔ آذربیجان رسید و در آنجا دژها و شهرهایی را گشود.» این عبارت از نظر جغرافیایی بسیار جالب است: الترك ← ناحية أذربيجان ← الباب یعنی طبری مسیر عملیات علیه ترکان را از ناحیهٔ آذربیجان تا باب‌الابواب معرفی می‌کند. در فهرست خود تاریخ طبری نیز این واقعه ذیل «غزوة مسلمة بن عبد الملك الترك» آمده است. نکته مهم: این متن نمی‌گوید «همهٔ مردم آذربیجان ترک بودند»، اما نشان می‌دهد که در جغرافیای آذربیجانِ اوایل قرن دوم هجری، ترکان یک واقعیت نظامی و جمعیتیِ مرتبط با این منطقه بوده‌اند. --- ۲. سال ۹۱ هجری — «الترك» و «من نحو أذربيجان» این مورد حتی از نظر ساختار عبارت جالب‌تر است. طبری در حوادث ۹۱ق / ۷۰۹م می‌آورد: > «فغزا مسلمة سنة إحدى وتسعين الترك حتى بلغ الباب من نحو أذربيجان، ففتح مدائن وحصونا.» ترجمه: > «پس مسلمة در سال ۹۱ به ترکان حمله کرد تا به باب‌الابواب از سوی آذربیجان رسید و شهرها و دژهایی را گشود.» این عبارت در منابع متقدم دیگری نیز با همین مضمون حفظ شده است؛ مثلاً خلیفه بن خیاط: > «غزا مسلمة سنة إحدى وتسعين الترك حتى بلغ الباب من نحو أذربيجان ففتح مدائن وحصونا...» یعنی این فقط یک نقل متأخر یا حاصل برداشت بلعمی نیست؛ خلیفه بن خیاط نیز همین رابطهٔ جغرافیایی را گزارش کرده است. در خود فهرست چاپی تاریخ طبری نیز این واقعه در صفحهٔ ۲۳۵ جلد مربوطه با عنوان «غزوة ... مسلمة الترك» آمده است. --- ۳. سال ۹۹ هجری — «إغارة الترك على آذربيجان» این مورد بسیار مهم است، زیرا عنوان خودِ بخش صراحت بیشتری دارد. در فهرست تاریخ طبری برای حوادث دورهٔ عمر بن عبدالعزیز آمده: > «... وإغارة الترك على آذربيجان» یعنی: > «یورش ترکان به آذربیجان» این واقعه در حوادث سال‌های آغاز خلافت عمر بن عبدالعزیز قرار گرفته و در چاپ مذکور در جلد ۶، ص ۳۰۹ نمایه شده است. در ادامهٔ گزارش، طبری از اعزام نیرو برای مقابله با این وضعیت سخن می‌گوید. بنابراین اینجا دیگر صرفاً «ارتش مسلمانان از آذربیجان به سوی ترک‌ها رفت» نیست؛ بلکه خودِ ترکان به آذربیجان یورش می‌آورند. این شاهد از نظر سؤال شما اهمیت زیادی دارد. --- ۴. سال ۱۰۸ هجری — خاقان به آذربیجان حمله می‌کند این مورد شاید مهم‌ترین شاهد مستقیم طبری باشد. در سال ۱۰۸ق / ۷۲۶م، طبری گزارش می‌کند: > «وفيها زحف خاقان إلى أذربيجان وحاصر مدينة ورثان ورماها بالمناجيق، فسار إليه أمير تلك الناحية الحارث بن عمرو نائب مسلمة بن عبد الملك، فالتقى مع خاقان ملك الترك فهزمه، وقتل من جيشه خلق كثير، وهرب الخاقان...» ترجمه: > «در این سال خاقان به سوی آذربیجان پیشروی کرد و شهر ورثان را محاصره نمود و آن را با منجنیق سنگ‌باران کرد. امیر آن ناحیه، حارث بن عمرو، نایب مسلمة بن عبدالملک، به سوی او رفت و با خاقان، پادشاه ترکان، روبه‌رو شد و او را شکست داد و شمار بسیاری از سپاهش را کشت؛ و خاقان گریخت.» این متن بسیار روشن است: خاقان، پادشاه ترکان → به آذربیجان می‌آید → ورثان را محاصره می‌کند. یعنی در دههٔ دوم قرن دوم هجری، طبری حضور سیاسی ـ نظامی ترکان را در تماس مستقیم با آذربیجان ثبت کرده است. --- ۵. سال ۱۱۱ هجری — «سارت الترك إلى أذربيجان» این از همه صریح‌تر است. طبری در حوادث سال ۱۱۱ق / ۷۲۹م می‌گوید: > «وفيها سارت الترك إلى أذربيجان، فلقيهم الحارث بن عمرو فهزمهم.» ترجمهٔ دقیق: > «در این سال ترکان به سوی آذربیجان حرکت کردند؛ حارث بن عمرو با آنان روبه‌رو شد و آنان را شکست داد.» این عبارت در نسخه‌های مختلفِ نقل تاریخ طبری نیز با همین مضمون دیده می‌شود.
110
9
جفت مار_اژدها اساطیر تورک. @vaje_torki
189
10
ارمنی داره فرهنگ تورک رو میدزده
ارمنی داره فرهنگ تورک رو میدزده
192
11
درس پانصد و سی و دوم سومری من برای اینکه اثبات کنم تطابق زبانی با انتخاب گزینشی کلمات اشتباه است و در یک زبان باستانی باید اج
درس پانصد و سی و دوم سومری من برای اینکه اثبات کنم تطابق زبانی با انتخاب گزینشی کلمات اشتباه است و در یک زبان باستانی باید اجزا و ساختار هماهنگی آوایی و معانی را حفظ کرده باشند، به بررسی ضرب المثل ها بعنوان کتیبه های کوتاه دست زدم. در ویدئوی امروز و قسمت چهارم این کتیبه، به کلمه "دینگیر" سومری رسیدیم که در موردش قبلا صحبت کرده ایم و ارتباطش با "تینگری" تورکی به همین‌ معنی غیر قابل بحث است.
127
12
میرسیم به قسمت سوم از ترجمه این ضرب المثل سومری و به لغت دال می رسیم که بر اثر تکنیکی که در زبان سومری و تورکی در باب افعال و
میرسیم به قسمت سوم از ترجمه این ضرب المثل سومری و به لغت دال می رسیم که بر اثر تکنیکی که در زبان سومری و تورکی در باب افعال و اسامی وجود دارد دوبار تکرار شده است. مثل باخا باخا یا شهر گرگر ... دال در سومری معنی بال و دال دال معنی بال زدن و پرواز دارد. در تورکی قدیم نیز دال/ تال ریشه افعال بال زدن و پرواز است چنانکه در لهجه های مختلف در شکلهای گوناگون می توانید این لغت را در ارتباط با دست و بال و پرواز و بال زدن پیدا کنید.‌ من چند نمونه از کاشغری و ازبکی در ویدئو آوردم. قسمتهای اول و دوم را در اینستاگرام زیر ببینید Dan.ulduzlar
116
13
من انسان هستم یعنی انسان می تواند راه بیافتد و به جایی که می خواهد برسد. امروز قرار بود درس پانصد و هجدهم را بدهم و یک ضرب ال
من انسان هستم یعنی انسان می تواند راه بیافتد و به جایی که می خواهد برسد. امروز قرار بود درس پانصد و هجدهم را بدهم و یک ضرب المثل سومری را مثل همیشه به زبان خودم تورکی تشریح کنم. یک آن تصمیم گرفتم از امروز درسها را به زبان انگلیسی ارائه کنم تا برای خودم تمرینی کرده و بهبود یابم. می دانید علیرغم زمان اندکم و لزوم ضبط و ادیت در اینشات و اسکرین از لغات که نباید هر روز بیشتر از نیم ساعت وقتم را بگیرد چقدر کارم سخت تر شد. برای همین می دانم، کیفیت صوت و تصویر که با یک موبایل سامسونگ همه کارهایش را انجام می دهم چقدر دارای اشکال است. همه اشکالات را چند روزی تحمل کنید و به بزرگی خودتان ببخشید، تا راه بیافتم.
152
14
جایگاه: بعد از اسم نوع: عنصر حالت‌نما/پسوندی ساخت: agglutinative منطقه: اوراسیا/خاور نزدیک صورت: GIM/GIN ~ KIMI اما هنوز یک حلقهٔ مهم گمشده است: KIMI در ترکی باستان دقیقاً چه تاریخی دارد و منشأ تاریخی آن چیست؟ ۱۲. اینجا یک نکتهٔ بسیار مهم پیدا کردیم در ترکی قدیم، kim خودش ضمیر پرسشی «چه کسی» است و صورت‌های صرفی مانند kimi، kimin دارد. در پژوهش Clauson/ترکی‌شناسی تاریخی نیز صورت‌های صرفی kim و kimi/kimin در متون قدیمی بررسی شده‌اند. بنابراین نباید بدون بررسی تاریخی بگوییم: kimi = ریشهٔ مستقل «مانند» ممکن است kimi در ترکی تاریخی از مسیر دستوری‌شدن یک ساخت مربوط به kim ایجاد شده باشد. از طرف دیگر، در آذربایجانی امروز kimi به‌وضوح یک عنصر تشبیهی مستقل در نحو است. بنابراین باید تاریخ grammaticalization آن را بررسی کنیم. ۱۳. اما یک نکته حتی مهم‌تر: شاید «کیمین» اصلاً یک مرحلهٔ ثانوی باشد آن چیزی که شما در گفتار آذربایجانی می ‌گویید: qurd kimin ممکن است از لحاظ تاریخی: qurd + kimi + n نباشد. ممکن است -n در بعضی گونه‌ها یا ساخت‌ها نتیجهٔ یک عنصر صرفی/ضمیر ملکی/تاریخی باشد. بنابراین برای مقایسهٔ سومری، شکل پایه‌ای که باید اول بررسی شود: KIMIاست، نه KIMIN.و بعد باید ببینیم KIMI → KIMIN چگونه و در چه گویش‌ها و دوره‌هایی رخ داده است. ۱۴. نتیجه‌ای که فعلاً می‌توانیم بگیریم من این یافته را این‌گونه ارزیابی می‌کنم: ویژگی, سومری, ترکی, آذربایجانی, هوری/اورارتویی التصاقی, ✓, ✓, ✓ غلبهٔ پسوند , ✓, ✓, ✓ حالت‌نمایی, ✓, ✓, ✓, عنصر تشبیهی, GIN₇/GIM KIMI, سیستم حالت‌نمایی پیچیده «مانند X» بعد از X, ✓, ✓, قابل مقایسه از نظر ساختاری SOV, عمدتاً ✓, ✓, ✓ ارگتیویته, ✓ در برخی ساخت‌ها/سیستم , — ,✓ Suffixaufnahme , —, —, ✓ ,رابطه ژنتیکی مستقیماثبات نشده—اثبات نشده و بنابراین GIN₇ ~ KIMI از نظر من یکی از مواردی است که ارزش دارد در پروژهٔ بزرگ‌تر شما بررسی شود؛ اما در این مرحله بهتر است آن را «هم‌تطبیقی احتمالی» بنامیم، نه «اثبات خویشاوندی». مهم‌ترین مسیر بعدی اگر هدف واقعاً آزمودن نظریهٔ شما باشد، من پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه فقط واژه‌های شبیه به هم جمع کنیم، یک ماتریس تطبیقی سومری–ترکی–هوری–اورارتویی–هاتی–ایلامی–قفقازی بسازیم و برای هر مورد پنج ستون داشته باشیم: ریشه | معنی | ساخت صرفی | جایگاه نحوی | تطابق واجی آن‌وقت مواردی مانند: GIN/GIM ~ KIMI -RA سومری ~ پسوندهای جهت‌نمای ترکی ساخت‌های genitive سومری ~ izafet/وابستگی ترکی SOV سومری/هوری/اورارتویی/ترکی Suffixaufnahme هوری–اورارتویی–قفقازی هماهنگی واکه‌ای/الگوهای واکه‌ای را کنار هم می‌گذاریم. این روش خیلی قوی‌تر است، چون اگر واقعاً یک لایهٔ التصاقی بسیار کهن اوراسیایی وجود داشته باشد، انتظار داریم یک مجموعهٔ بزرگ از تطبیق‌های منظم پیدا کنیم، نه فقط یکی دو واژه.
138
15
+ جمع + حالت + ... باشد. و مهم‌تر از همه، هوری پدیدهٔ معروف: Suffixaufnahme را دارد؛ یعنی علامت حالتِ اسم اصلی می‌تواند روی وابسته نیز تکرار شود. این ویژگی در هوری و اورارتویی به‌طور خاص مورد مطالعه قرار گرفته است. یعنی ما با یک زبان روبه‌رو هستیم که در آن مرفم‌ها به صورت زنجیره‌ای و پسوندی روی هم قرار می‌گیرند. این از نظر ساختاری به ترکی بسیار نزدیک‌تر از مثلاً زبان‌های صرفی هندواروپایی کلاسیک است. ۶. اورارتویی حتی جالب‌تر است اورارتویی نیز دارای: پسوندهای اشتقاقی متعدد دستگاه حالت‌های اسمی ساخت ارگتیو نشانگرهای صرفی فعل ترتیب غالب SOV و Suffixaufnahme است. در یک مطالعهٔ دانشگاهی مربوط به هوری و اورارتویی، این دو زبان به‌عنوان زبان‌های agglutinative و عمدتاً suffixing بررسی شده‌اند. این موضوع برای مدل شما مهم است، زیرا هوری و اورارتویی از نظر جغرافیایی درست در همان منطقه‌ای قرار دارند که میان: آناتولی ↔ قفقاز ↔ زاگرس↔ بین‌النهرین پل ایجاد می‌کند. ۷. هاتی نیز یک قطعهٔ مهم از پازل آناتولی است هاتی از نظر زبان‌شناسی با هیتی یکی نیست. هیتی زبان هندواروپایی آناتولیایی است؛ اما هاتی یک زبان غیرهندواروپایی و التصاقی بوده است. بنابراین در آناتولی پیشاهیتی با یک زبان التصاقی مهم روبه‌رو هستیم. این نکته از لحاظ مدل شما اهمیت زیادی دارد: آناتولی پیش از گسترش زبان‌های هندواروپایی آناتولیایی، یک فضای زبانی چندلایه داشته است. اما باید توجه کرد که اسناد هاتی عمدتاً از طریق متون هیتی حفظ شده‌اند و اطلاعات ما دربارهٔ دستور و واژگان آن بسیار محدودتر از هوری و سومری است. ۸. ایلامی نیز در جنوب‌شرق این حوزه قرار می‌گیرد ایلامی یکی از بهترین نمونه‌های زبان با ساخت پسوندی و التصاقی در جنوب‌غرب آسیاست. در منابع تخصصی، برای ایلامی: پسوندهای اسمی پسوندهای شخصی پسوندهای فعلی پسوندهای حالت ساخت‌های ضمیری به‌وضوح دیده می‌شود. برای نمونه، پسوندهای مختلف شخص و شمار و ساخت‌های فعلی به صورت زنجیره‌ای به پایه اضافه می‌شوند. اما اینجا یک نکتهٔ روش‌شناختی بسیار مهم داریم: ایلامی را نباید فقط به دلیل التصاقی بودن با سومری یا ترکی هم‌خانواده اعلام کرد. زیرا «التصاقی بودن» یک ویژگی ساختاری است، نه به‌خودی‌خود اثبات خویشاوندی. ۹. اتروسکی هم وارد تصویر می‌شود اتروسکی نیز ساختی به‌شدت پسوندی/التصاقی دارد. در پژوهش‌های زبان اتروسکی: noun + suffix verb + suffix و همچنین postposition و ترتیب غالب SOV مورد بحث قرار گرفته‌اند. یعنی از نظر تیپولوژیک، اتروسکی نیز با فضای زبان‌های التصاقی اوراسیا قابل مقایسه است. اما اینجا باید یک خط قرمز علمی بگذاریم: Etruscan ≠ Sumerian ≠ Turkic صرفاً به دلیل شباهت ساختی. اتروسکی اطلاعات زیادی دارد، ولی برای اثبات ارتباط دوردست، باید مجموعه‌ای از تطبیق‌های منظم واژگانی و دستوری ارائه شود. ۱۰. بنابراین «خانوادهٔ التصاقی اوراسیا» را بهتر است فعلاً چگونه تعریف کنیم؟ من اگر بخواهم فرضیهٔ شما را به شکل علمی‌تر فرمول‌بندی کنم، فعلاً از اصطلاح خانواده با معنای ژنتیکی قطعی استفاده نمی‌کنم. مدل را در سه لایه قرار می‌دهم: لایه اول — اثبات‌شده زبان‌هایی که واقعاً التصاقی/پسوندی هستند: Turkic Sumerian Hurrian Urartian Hattic Elamite Etruscan بسیاری از Kar Kartvelian و Caucasian languages این یک واقعیت تیپولوژیک است. لایه دوم — فرضیهٔ تماس/شبکهٔ منطقه‌ای احتمال وجود یک Sprachbund بسیار قدیمی در: Anatolia – Caucasus – Zagros – Mesopotamia کاملاً قابل بررسی است. در این مدل، ویژگی‌هایی مثل: SOV پسوندی بودن ارگتیویته حالت‌های متعدد postposition زنجیرهٔ مرفمی Suffixaufnahme equative/similative constructions می‌توانند به‌صورت یک شبکه بررسی شوند. لایه سوم — فرضیهٔ شما و سپس می‌توان پرسید: آیا این شباهت‌ها فقط نتیجهٔ تماس و همگرایی‌اند، یا بخشی از آنها میراث یک نیای بسیار قدیمی‌تر التصاقی اوراسیایی هستند؟ این دقیقاً همان جایی است که فرضیهٔ شما شروع می‌شود. ۱۱. و «GIN ~ KIMI» در این مدل کجا قرار می‌گیرد؟ به نظر من این مورد باید در بخش بسیار جالب اما هنوز اثبات‌نشده قرار بگیرد. چرا؟ چون چهار چیز با هم داریم: سومری X + GIN₇/GIM = مانند X آذربایجانی X + KIMI = مانند X سومری GIM/Gi-in/Ge-en صورت‌های تاریخی متنوع دارد. منطقهٔ اطراف زبان‌های هوری و اورارتویی نیز سیستم‌های بسیار توسعه‌یافتهٔ پسوندی و حالت‌نمایی دارند. پس یک تطبیق چندبعدی داریم: معنی: comparison / like
79
16
💐🔥🐦‍🔥⚡️👑👑🌺 و ادامه مطلب در درون گروه زبانی پیشنهادی من یعنی گروه زبانهای التصاقی اروآسیاتیک به وسیله چت جی پی تی: 💐💐💐 بله. اگر این موضوع را در چارچوب فرضیهٔ شما دربارهٔ یک پیوستار/خانوادهٔ بزرگ زبان‌های التصاقی اوراسیا بررسی کنیم، نتیجه جالب‌تر می‌شود؛ اما باید سه سطح را از هم جدا کنیم: واقعیت زبانیِ قابل اثبات: سومری، هوری، اورارتویی، هاتی، ایلامی و اتروسکی واقعاً ویژگی‌های التصاقی مهمی دارند. شباهت منطقه‌ای و تیپولوژیک: این زبان‌ها در بسیاری از ویژگی‌های صرفی و نحوی به هم نزدیک‌اند. خویشاوندی ژنتیکی: اینکه همهٔ آنها واقعاً از یک نیای مشترک باشند، هنوز اثبات نشده است و برای آن باید تطبیق‌های منظم واجی و صرفی ارائه کرد. و مطابق درخواست شما، ویکی‌پدیا، ایرانیکا و سایت Turkestiz را در استدلال زیر استفاده نمی‌کنم. ۱. نقطهٔ شروع بسیار قوی: سومری GIN₇/GIM اینجا یافتهٔ اصلی ما محکم است. در دستورهای علمی سومری، GIN₇/GIM علامت حالت equative است؛ یعنی: like, as, just as = مانند، همچون، همانند و نکتهٔ بسیار مهم این است که بعد از اسم یا گروه اسمی می‌آید. مثلاً در دستور Jagersma: ama-ni-gen₇ = «مانند مادر او» و: dumu-saĝ lugal-la-gen₇ = «مانند پسر نخست‌زادهٔ شاه» Jagersma همچنین توضیح می‌دهد که این عنصر در اصل احتمالاً /gen/ بوده و شکل‌های نوشتاری gi-in، ge-en، gi-im نیز داریم. در دستور Edzard نیز GIM/GIN₇ به‌عنوان case particle معرفی شده و جایگاه آن همان جایگاه عناصر حالت‌نمای اسمی است؛ معنی اصلی آن comparison/equative است. حتی صورت‌های gi-in، ge-en و gi-im در منابع کاتبان سومری ثبت شده‌اند. بنابراین از نظر تاریخی بهتر است بنویسیم: Sumerian GIM ~ GIN₇ ~ GEN₇ نه اینکه فقط شکل استاندارد امروزی gin را در نظر بگیریم. ۲. حالا ترکی آذربایجانی بسیار جالب می‌شود در آذربایجانی امروزی : Elman kimi = مانند اَلمان mənim kimi = مانند من onun kimi = مانند او bu(nun) kimi = مانند این در یک دستور دانشگاهی معاصر آذربایجانی نیز kimi صراحتاً به‌عنوان postposition به معنی like/as معرفی شده و همین نمونه‌ها داده شده‌اند. بنابراین ساخت دو زبان: Sumerian X + GIN₇/GIM Azerbaijani X + KIMI از نظر معنا و جایگاه نحوی بسیار نزدیک است. مثلاً: [شیر] + GIN₇ = مانند شیر در برابر: [قورد] + KIMI = مانند گرگ این شباهت، به‌نظر من، ارزش بررسی جدی دارد. اما هنوز نمی‌توان گفت: GIN₇ = KIMI چون برای اثبات خویشاوندی باید مسیر واجی و تاریخی را نشان دهیم. ۳. نکته‌ای که فرضیهٔ شما را قوی‌تر می‌کند: سومری فقط GIN ندارد این قسمت بسیار مهم است. در منابع سومری صورت‌های: gim / gin / gen ثبت شده‌اند و حتی صورت‌های نوشتاری: gi-im gi-in ge-en gi/ge ki/ke نیز گزارش شده‌اند. حتی در یک فرهنگ سومری، gìm, kìm, gìn₇ در کنار هم آمده و معنی آنها: equative suffix; as; like; instead of; just as; during ذکر شده است. یعنی برای مقایسهٔ شما، مسئله فقط: GIN ~ KIM نیست. بلکه خود سنت نوشتاری سومری شواهدی از: GIM ~ KIM را نیز نشان می‌دهد. البته باید بسیار احتیاط کنیم: بعضی از این صورت‌ها می‌توانند نتیجهٔ تنوع نوشتاری، تحول زمانی یا تأثیر اکدی باشند؛ بنابراین نمی‌توان از وجود spellingِ KIM مستقیماً یک «تغییر g→k» تاریخی ساخت. ۴. و اینجا وارد حوزهٔ وسیع‌تر اوراسیا می‌شویم اگر فرضیهٔ شما را به صورت یک خانوادهٔ التصاقی اوراسیا بیان کنیم، سومری در خلأ قرار نمی‌گیرد. در هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد، در منطقه‌ای بسیار وسیع از آناتولی تا قفقاز و زاگرس، چند زبان با ساخت‌های به‌شدت التصاقی وجود داشتند. تقریباً چنین نقشه‌ای داریم: آناتولی Hattic Hurrian Urartian قفقاز و شمال/شرق آن زبان‌های Kartvelian با ساخت‌های التصاقی و در حوزهٔ شمالی‌تر، چندین زبان قفقازی با صرف پسوندی بسیار پیچیده زاگرس و جنوب‌غرب آسیا Elamite زبان‌های دیگری که اطلاعات بسیار ناقصی از آنها داریم بین‌النهرین Sumerian غرب آناتولی و اژه Etruscan و زبان‌های مرتبط با حوزهٔ پیشارومی ایتالیا این مجموعه را نمی‌توان صرفاً با یک برچسب «زبان‌های بی‌ربط» از نظر تیپولوژیک کنار گذاشت. ۵. هوری دقیقاً چه چیزی به مدل شما اضافه می‌کند؟ هوری شاید یکی از مهم‌ترین زبان‌ها برای فرضیهٔ شما باشد. مطالعات دانشگاهی هوری آن را زبانی با ساخت التصاقی و تقریباً کاملاً پسوندی توصیف می‌کنند. زنجیرهٔ صرفی اسم می‌تواند شامل: ریشه + مشتق‌ساز + حرف تعریف/نشانگر + ضمیر ملکی
93
17
GIN = KIM این فرضیه را بررسی کنیم: Sumerian noun + GIM/GIN₇ → “like X” در برابر Turkic noun + KIMI/KIMIN → “like X” یعنی تطبیقِ عنصر تشبیهی + جایگاه نحوی + معنی. این بسیار جالب‌تر و قابل آزمون‌تر است. اگر موافق باشید، قدم بعدی را می‌توانم خیلی دقیق‌تر انجام دهم: و ؛ سپس مستقیماً با GIN₇/GIM سومری مقایسه کنیم. این می‌تواند مشخص کند که این شباهت فقط آوایی است یا شواهد تاریخی بیشتری پشت آن وجود دارد.
68
18
🔥💐🐦‍🔥🐦‍🔥🐦‍🔥🐦‍🔥🐦‍🔥 🔥🐦‍🔥💐🌺⚡️ gin/ gen / gim (sumer) = kimi / kimin ( türk) = tekin / tek گین / گِن / گیم (سومری) = کیمی / کیمین (تورک) در تورکی داریم : آسینا بیر قورد کیمین قادئن دی = آسینا یک خانمی مثل گرگ (جسور) است لغات تورکی کیمین ، کیمی = مانند، همریشه و هم معنی با لغات سومری گین، گَن، گیم = مانند، هستند    و حال نظر چت جی پی تی که با رجوع به تئوری قدیمی ایزوله بودن زبان‌های التصاقی، سعی خواهد کرد که این تشابه ها را نا دیده بگیرد (تنظیمات کارخانه اش این است 😂😂👇): 💐🔥🐦‍🔥 بله. بررسی منابع، نکته‌ای که مطرح کردید را از نظر معنایی بسیار جالب و واقعی نشان می‌دهد؛ چون در سومری واقعاً یک عنصر GIN₇ / GIM / GEN₇ وجود دارد که دقیقاً در ساخت «مانند/همچون» به کار می‌رود. ۱. سومری GIN₇ دقیقاً «مانند، همچون» است در منابع سومری، علامت 𒁶 با خوانش‌های gin₇، gim و gen₇ به‌عنوان نشانگر حالت تشبیهی/همانندی (equative) ثبت شده و معنی آن: like, as, just as = مانند، همچون، همانند است. نکته بسیار مهم این است که GIN₇ پس از اسم می‌آید؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که برای مقایسه شما اهمیت دارد. مثلاً: lugal-gin₇ 𒈗𒁶 = مانند شاه / همچون شاه و: ama-ĝu₁₀-gin₇ = مانند مادر من این ساخت به‌صراحت در منابع دستور زبان سومری ثبت شده است. ۲. حتی نمونه‌های واقعی متنی داریم در متون سومری، مثلاً: ur-maḫ-gin₇ = مانند شیر یعنی: ur-maḫ = شیر gin₇ = مانند همچنین: sim-gin₇ = مانند پرستو در متن Ninisina B آمده و ترجمهٔ ETCSL نیز صریحاً آن را «bathing like a swallow» ترجمه می‌کند. و نمونه دیگری: gibil₆-gin₇ در یک متن ادبی سومری در ساخت تشبیهی آمده است و ترجمهٔ متن «like a ...» را نشان می‌دهد. حتی یک پژوهش دستوری جدیدتر نیز صریحاً می‌گوید که gin در سومری «standard marker» برای ساخت‌های similative/equative است؛ یعنی همان عنصری که چیزی را به چیزی دیگر تشبیه می‌کند. ۳. حالا مقایسه‌ای که شما مطرح کردید جالب می‌شود در ترکی آذربایجانی: qurd kimi = مانند گرگ و در برخی کاربردهای گفتاری/گونه‌ای: qurd kimin = مانند گرگ یعنی ساخت کلی : [اسم] + kimi(n) = مانندِ [اسم] در سومری: [اسم] + gin₇ = مانندِ [اسم] بنابراین از نظر ساخت نحوی و معنایی واقعاً شباهت قابل توجهی داریم: سومری ترکی آذربایجانی ur-maḫ-gin₇     qurd kimi(n) مانند شیر     مانند گرگ sim-gin₇     quş kimi(n) مانند پرستو   مانند پرنده lugal-gin₇    padşah kimi(n) مانند شاه      مانند شاه این دیگر صرفاً شباهت دو واژه با معنی مشابه نیست؛ هر دو یک عنصر تشبیهی را بعد از اسم قرار می‌دهند. ۴. اما یک نکته بسیار مهم: GIN₇ و «kimin» هنوز اثباتاً یکی نیستند اینجا باید بسیار محتاط باشیم. در سومری شکل مستند GIN₇ / GIM / GEN₇ است، در حالی که در ترکی kimi / kimin داریم. پس برای اینکه فرضیهٔ شما از «شباهت جالب» به یک تطبیق تاریخی جدی تبدیل شود، باید بتوانیم چند مسئله را حل کنیم: الف) GIN₇ → KIN/KIM آیا در مقایسه تاریخی میان سومری و ترکی می‌توانیم برای: g → k شواهد منظم پیدا کنیم؟ این به‌تنهایی کافی نیست، اما اگر در ده‌ها واژه الگوی مشابه پیدا شود، اهمیت زیادی خواهد داشت. ب) سومری GIM بسیار جالب‌تر است چون سومری فقط gin₇ ندارد؛ خوانش gim نیز برای همان علامت ثبت شده است: gim / gin₇ / gen₇ = like, as, just as و این از نظر آوایی به: kim / kimi نزدیک‌تر است: GIM → KIM البته این هنوز یک تطبیق اثبات‌شده نیست، ولی از نظر صوتی دقیقاً همان چیزی است که ارزش بررسی بیشتر دارد. ۵. و «kimin» احتمالاً باید جداگانه بررسی شود این قسمت از پیشنهاد شما به نظرم حتی مهم‌تر است. در ترکی امروزی دو ساخت داریم: kim = چه کسی kimin = چه کسی‌ـِ / متعلق به چه کسی ولی: qurd kimi = مانند گرگ بنابراین ممکن است kimi در «مانند» از نظر تاریخی الزاماً همان kim = چه کسی نباشد، حتی اگر بعدها این دو در زبان ترکی با هم تداخل پیدا کرده باشند. یعنی باید تاریخچهٔ این عنصر را در: ترکی باستان → ترکی میانه → ترکی اوغوز → آذربایجانی جداگانه دنبال کنیم. اگر شکل قدیمیِ «مانند» را مثلاً در متون قدیم به صورت kim / kimi / kimin / kiminčä / kimiŋ یا شکل دیگری پیدا کنیم، آن‌وقت مقایسه با Sumerian GIM/GIN₇ خیلی جدی‌تر می‌شود. ۶. یک نکته بسیار مهم دیگر در منابع دانشگاهی، GIN₇ را یک «پسوند» یا enclitic/particle تشبیهی سومری می‌دانند، نه اینکه صرفاً یک کلمه مستقل به معنی «مانند» باشد. مثلاً پژوهش زولیومی آن را equative enclitic =/gin/ می‌نامد. این از نظر مقایسه با ترکی اتفاقاً جالب است، زیرا kimi/kimin هم در ساخت تشبیهی به اسم بعد از آن متصل/وابسته می‌شود. بنابراین اگر بخواهیم فرضیه را علمی‌تر دنبال کنیم، باید به جای مقایسهٔ سادهٔ:
65
19
💐🔥🐦‍🔥👑🌺 در تورکی آذربایجانی به منطقه مقدس یا جای مقدس گفته می شود ... مثلا پیر عباس عملا یک آلبوم است و گاهی هم پیر به ساختمان امامزاده گفته می شود 🔥🐦‍🔥💐👑👑 و نظر چت جی پی تی: بله؛ این نکته‌ای که اضافه کردید برای بحث «pir» بسیار مهم است. در آذربایجانی، pir فقط نام یک شخص نیست، بلکه می‌تواند نامِ جای مقدس، زیارتگاه، محل وابسته به یک پیر/قدیس، و گاهی خود ساختمان زیارتگاه باشد. مثلاً در ترکیب‌هایی مانند Pir Abbas، «pir» می‌تواند به محل/زیارتگاه منسوب به عباس اشاره کند، نه اینکه الزاماً فقط «پیرمرد» یا «عارف سالخورده» باشد. این موضوع باعث می‌شود مقایسه‌ای که در پیام قبل داشتیم جالب‌تر شود: زبان صورت معنای مرتبط آذربایجانیpir زیارتگاه، مکان مقدس؛ گاهی ساختمان امامزاده هیتی pir / parna- خانه، خانهٔ خدا، معبد هوری purni / pur(u)li- خانه/معبد سومری e₂ خانه، معبد هاتی fel/wel خانه اورارتویی É خانه/معبد نکته‌ای که برای فرضیهٔ شما ارزش بیشتری دارد در آذربایجانی امروز، معنای pir → مکان مقدس را نمی‌توان صرفاً با «پیر = مرد سالخورده» توضیح داد؛ چون pir به عنوان یک عنصر مکانی و زیارتی کاربرد تثبیت‌شده دارد. از طرف دیگر، در هیتی: pir/parna = خانه و «خانهٔ خدا» عملاً معبد می‌شود. بنابراین از نظر تحول معنایی، یک مسیر کاملاً قابل تصور داریم: خانه → خانهٔ مقدس → مکان مقدس → زیارتگاه این مسیر از نظر معنایی بسیار طبیعی است. اما یک احتیاط مهم: شباهت آذربایجانی pir با هیتی pir/parna به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که این واژه از هیتی یا هوری به ترکی رسیده است. حتی ممکن است، اگر خویشاوندی بسیار قدیمی وجود داشته باشد، هر دو از یک ریشهٔ بسیار قدیمی‌تر آمده باشند؛ ولی برای اثبات آن باید نمونه‌های بیشتری از همین ریشه در زبان‌های منطقه پیدا کنیم. یک آزمایش بسیار مهم به نظرم حالا باید دنبال واژه‌های pir / bir / bil / bal / pur / bur / bar در: سومری ← ایلامی ← هوری ← هاتی ← هیتی ← اورارتویی ← کاسیتی ← لولوبی/گوتی ← ترکی باستان ← ترکی آذربایجانی بگردیم و فقط مواردی را نگه داریم که یکی از این معانی را داشته باشند: خانه / محل اقامت / محوطه / ساختمان / مکان مقدس / معبد / زیارتگاه / روستا / شهر اگر مثلاً pir/pur/bir/bil در چند زبان مستقل منطقه با همین حوزهٔ معنایی ظاهر شود، آن‌وقت بحث شما دربارهٔ یک لایهٔ واژگانی بسیار قدیمیِ منطقه بسیار جدی‌تر می‌شود.
48
20
بلکه بهتر است بگوییم: «این‌ها یک مجموعهٔ جالب از واژگان سکونتگاه در زبان‌های تاریخی اوراسیا هستند که می‌توانند برای آزمون یک لایهٔ مشترک قدیمی بررسی شوند.» این صورت علمی‌تر و قابل دفاع‌تر است. ۸. دربارهٔ villa و villaggio اینجا من با شما مخالفت جدی‌تری دارم. لاتینی: villa قطعاً به معنی «خانهٔ روستایی، ملک، مزرعه/estate» بوده و ایتالیایی villaggio از همین خانواده است. اما اینکه: Turkic balïq → E truscan → Latin villa فعلاً هیچ زنجیرهٔ تاریخی مستندی برای آن نداریم. حتی اگر شباهت: bal / bil ~ vil جالب باشد، برای اثبات وام‌گیری باید بتوانیم مسیر زمانی و جغرافیایی را نشان دهیم. بنابراین این قسمت را فعلاً به شکل فرضیهٔ تحقیقاتی نگه می‌دارم، نه نتیجه. 🔥 اما یک نکتهٔ بسیار مهم‌تر پیدا کردیم اگر فرضیهٔ شما دربارهٔ -bil/-bal را واقعاً آزمایش کنیم، به‌جای اینکه فقط دنبال واژه‌های مشابه بگردیم، باید یک بانک توپونیمی بسازیم. مثلاً: Ardabil Andabil Lavandabil Erbil/Urbilum و تمام نام‌های -bil/-bilum/-bal/-baliq/-baluq در آذربایجان، قفقاز، آناتولی، بین‌النهرین و آسیای مرکزی. بعد برای هر کدام ثبت کنیم: قدیمی‌ترین شکل مکتوب تاریخ آن زبان کاتب صورت دقیق bil/bal/bilum آیا bil مستقل بوده یا بخشی از ریشه معنی تاریخی آیا صورت‌های موازی با balïq/baluq وجود دارند. اگر این کار نشان دهد که -bil در چندین توپونیم بسیار قدیمی منطقه، مستقل از زبان‌های سامی و ایرانی، مرتباً با «آبادی/سکونتگاه» ارتباط دارد، آن وقت فرضیهٔ شما بسیار جدی‌تر می‌شود. و به‌خصوص Urbilum باید در مرکز این بررسی باشد، چون نام اربیل واقعاً از هزارهٔ سوم پیش از میلاد در منابع مکتوب وجود دارد. در واقع، من فکر می‌کنم برای ادامهٔ بحث شما بهتر است «baliq» را با «bil/bilum» یکی نگیریم، بلکه ابتدا ثابت کنیم آیا یک توپو‌فرم مشترک *bil/*bal در منطقه وجود داشته است یا نه. این آزمایش می‌تواند بسیار تعیین‌کننده‌تر از مقایسهٔ واژه‌های منفرد باشد.
67