fa
Feedback
مردم‌نامه (تاریخ مردم)

مردم‌نامه (تاریخ مردم)

رفتن به کانال در Telegram

📜 مردم‌نامه 🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم ✒️ به‌سردبیری داریوش رحمانیان 🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید: http://zil.ink/mardomnameh 📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب: @Faezhfatemi2026

نمایش بیشتر
4 940
مشترکین
-124 ساعت
+87 روز
+11930 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+15
در 4 کانال‌ها
اوت '26
+202
در 20 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+99
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+79
در 18 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+21
در 8 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+48
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+27
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+93
در 22 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+93
در 20 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+97
در 21 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+89
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+106
در 23 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+67
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+68
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+103
در 21 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+87
در 23 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+106
در 24 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+135
در 41 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+162
در 27 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+105
در 199 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+110
در 213 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+135
در 70 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+125
در 59 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+151
در 69 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+88
در 54 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+81
در 52 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+112
در 51 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+129
در 51 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+141
در 54 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+91
در 124 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+128
در 53 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+80
در 49 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+87
در 48 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+143
در 65 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+282
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+90
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+119
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+115
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+136
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+111
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+95
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+139
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 742
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 سپتامبر+1
04 سپتامبر+3
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر+4
01 سپتامبر+6
پست‌های کانال
کنفرانس پژوهشی واکاوی #کودتای۲۸مرداد۱۳۳۲ در روز چهارشنبه ۲۸ مرداد۱۴۰۵ از ساعت ۱۷/۳۰ تا ساعت ۲۰/۳۰ کنفرانس پژوهشی #کودتای۲۸مرداد۱۳۳۲ در هفتادو سومین سالگرد این کودتای ننگین به دعوت شورای مرکزی#جبهه_ملی_ایران برگزار گردید. پوران برومند : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ داریوش رحمانیان : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبدالحمید شمس : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علی حاج قاسمعلی :نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محمد توسلی : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مهرگان وثوق : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ناصر زرافشان : نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ن روابط عمومی#جبهه_ملی_ایران تهران- شهریور ماه ۱۴۰۵

2
✅ قصهٔ سوریه سال ۲۰۱۱؛ بهار عربی یا بیداری اسلامی بخش دوم منتشر شد. گفت‌وگو با یاسر قزوینی حائری برای مشاهدهٔ این گفت‌وگو، پیوندهای زیر را لمس کنید: 🔗https://youtu.be/ENNvOZfZIts?si=_2Q1B7HsqaUAbTr_ 🔗https://www.aparat.com/v/bdld291 📌مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید. https://t.me/mardomnameh
456
3
در سایه فردوسی | کوش‌نامه «قسمت چهارم منتشر شد» مجری: محمد مهدی رئیسی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران برای مشاهدهٔ، پیوندهای زیر را لمس کنید: https://youtu.be/yGB-0Z9o2mY?si=K7FkM8GWY7RZmwB7 https://www.aparat.com/v/rfi3p70 📌مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید. https://t.me/mardomnameh
615
4
ادامه یادداشت ☝️ 🔸مکی، هم‌زمان با تألیف این اثر، در نوشته‌ها و گفت‌وگوهای متعدد خود، پرده از قراردادهای نابرابر نفتی و رفتار استعماری شرکت نفت انگلیس در ایران برداشت و از این رهگذر، سهم درخور توجهی در آگاهی عمومی ایرانیان نسبت به میراث استعمار اقتصادی ادا کرد. پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز، با آن‌که او دیگر بازیگر صحنه‌ی سیاست نبود، حکومت تازه‌برآمده و پژوهشگران تاریخ شفاهی، او را همچون شاهدی زنده از رویدادهای دهه‌های بیست و سی خورشیدی می‌نگریستند و گفت‌وگوهای فراوانی، از جمله درباره‌ی زمینه‌ها و عوامل کودتای ۲۸ مرداد، با او ترتیب دادند. 🔸در همان دهه‌های پایانی عمر، مکی زندگی نسبتاً آرامی در تهران داشت؛ ازدواج کرده و صاحب فرزندانی بود، هرچند به‌خلاف زندگی پرهیاهوی سیاسی‌اش، از زندگی خصوصی‌اش کمتر سخن گفت. حسین مکی سرانجام در هفدهم آذر ۱۳۷۸، در تهران درگذشت و در قطعه‌ی هنرمندان بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد. مرگ او، نقطه‌ی پایانی بود بر زندگی مردی که در فاصله‌ی کوتاهی از عمر خود، هم قهرمان ملی‌شدن نفت خوانده شد و هم منتقد سرسخت همان کسی که در کنارش این نهضت را رهبری کرده بود؛ مردی که پویان اللهیاری، در نوشته‌ای که اندکی پس از درگذشت او منتشر شد، از او با عنوان «سیاستمداری که به تاریخ پیوست» یاد کرد (اللهیاری، ۱۳۷۸: ۵۰). این تعبیر، شاید بهترین توصیف برای مردی باشد که هم در متن رویدادها زیست و هم در حاشیه‌ی همان رویدادها، قلم به دست گرفت تا آن‌ها را برای آیندگان ثبت کند. 🔸دانشجویانی که به تاریخ ایران معاصر می‌پردازند، اغلب با وسوسه‌ی ساده‌سازی روبه‌رو می‌شوند؛ وسوسه‌ای که کنشگران را به دو دسته‌ی خادمان ملت و خائنان به آن تقسیم می‌کند. سرگذشت حسین مکی، دقیقاً به همین دلیل بایسته‌ی مطالعه است؛ زیرا نشان می‌دهد که وفاداری به یک آرمان -در این‌جا، آرمان ملی‌شدن نفت- می‌تواند با مخالفت با رهبر همان آرمان همراه شود، بی‌آن‌که لزوماً یکی از این دو، دروغ یا خیانت باشد. آن‌چه از سرگذشت او برمی‌آید، بیش از هر چیز، این نکته را به یاد می‌آورد که تاریخ، به‌ندرت اجازه می‌دهد کنشگرانش را در قالب ساده‌ی قهرمان یا ضدقهرمان جای دهیم. مکی، در چشم برخی، همچنان سرباز فداکاری است که با شجاعت در برابر استعمار ایستاد؛ و در چشم برخی دیگر، سیاستمداری جاه‌طلب است که اختلاف شخصی را بر مصلحت نهضت مقدم داشت. شاید حقیقت، جایی میان این دو روایت نهفته باشد؛ و شاید همین دشواری داوری است که مطالعه‌ی زندگی چهره‌هایی چون او را، برای دانشجویان تاریخ و به‌ویژه علاقه‌مندان تاریخ مردم، تا این اندازه پرثمر می‌سازد. برای کسانی که دل در گرو تاریخ مردم دارند، زندگی مکی این پیام را نیز به همراه دارد که حتی در قلب نهادهای رسمی قدرت -مجلس، احزاب، وزارتخانه‌ها- می‌توان رد پای خواست‌های عمومی مردم را دنبال کرد؛ و مورخ، وظیفه‌ای جز آشکارکردن همین پیوندهای پنهان ندارد. تاریخ مردم، در نهایت، تنها روایت قهرمانان بی‌خدشه نیست؛ روایت انسان‌هایی است با همه‌ی تناقض‌ها، دودلی‌ها و گزینش‌های دشوارشان؛ و حسین مکی، در این معنا، یکی از صادق‌ترین آینه‌های آن دوران پرآشوب از تاریخ ایران است. ✍سمیرا جعفری؛ کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام (ره)،7 شهریور ماه 1405 https://t.me/mardomnameh
572
5
ادامه یادداشت ☝️ 🔸پس از تصویب قانون ملی‌شدن صنعت نفت و آغاز عملیات خلع‌ید، مکی راهی خوزستان شد و نزدیک به سه ماه مسئولیت امور عمرانی آن منطقه را برعهده گرفت. در سال ۱۳۳۰ بود که او، در حرکتی نمادین، تابلوهای شرکت نفت ایران و انگلیس را از تأسیسات نفتی پایین کشید؛ کنشی که پیام تشکر مصدق و کاشانی را برای او به همراه آورد و مطبوعات و هواداران نهضت، لقب «سرباز فداکار وطن» را نثار او کردند (امیر مکی، ۱۳۹۷). در آن روزها، کمتر کسی گمان می‌برد که این پیوند استوار میان مکی و مصدق، دیری نخواهد پایید. 🔸نخستین ترک‌ها در این پیوند، آن‌گاه پدیدار شد که مصدق، برای پیشبرد سیاست‌های خود، لایحه‌ی اختیارات شش‌ماهه را از مجلس خواستار شد. مکی، برخلاف انتظار بسیاری از هم‌رزمان دیروزش، با این لایحه مخالفت کرد؛ مخالفتی که هواداران مصدق را چنان برآشفت که همان لقب پیشین او را با بازی‌ای تلخ، به «سرباز خطاکار وطن» بدل کردند. رویدادهای سی تیر ۱۳۳۱ و التهاب‌های پس از آن، این شکاف را عمیق‌تر کرد و مکی به‌تدریج در صف منتقدان مصدق قرار گرفت. با این همه، باید انصاف داد که مخالفت او با مصدق، هیچ‌گاه به معنای همراهی‌اش با کودتای مرداد ۱۳۳۲ نبود. چنان‌که در نخستین روز شهریور همان سال، تنها اندکی پیش از کودتا، او طی نامه‌هایی به شاه و نخست‌وزیر وقت هشدار داد که محاکمه‌ی مصدق در دادگاه نظامی، خلاف قانون است و او باید بر پایه‌ی قانون محاکمه‌ی وزیران محاکمه شود. همچنین، هنگامی‌که شاه به پیشنهاد خود مصدق، مقام وزارت دربار را به او پیشنهاد کرد، مکی از پذیرفتن آن سر باز زد. این جزئیات نشان می‌دهد که رابطه‌ی مکی و مصدق را نباید در قالب ساده‌ی دوستی و دشمنی خلاصه کرد؛ رابطه‌ای که به گفته‌ی برخی پژوهشگران، هم از اختلاف‌نظرهای سیاسی و هم از خصلت‌های شخصی دو طرف مایه می‌گرفت. 🔸سال‌ها پس از این رویدادها نیز، پرونده‌ی داوری درباره‌ی مکی همچنان گشوده مانده است. برخی از نزدیکان او، از جمله فرزندش امیر مکی که خود پژوهشگر تاریخ است، وی را در زمره‌ی همان «مردان طلایی نفت» می‌شمارند که با ایثار و شجاعت، حقوق ازدست‌رفته‌ی ملتی را بازستاندند. در برابر، برخی دیگر از فعالان سیاسی آن نسل، خصلت‌هایی چون جاه‌طلبی، سیاست‌بارگی، شعارزدگی و خودخواهی را از علل اصلی اختلاف او با مصدق برشمرده‌اند (ایسنا، ۱۳۹۹). این دوگانگی در قضاوت، خود گواهی است بر پیچیدگی شخصیت مردی که هرگز در قالب یک تصویر واحد نمی‌گنجد. 🔸پس از کودتا، مکی برای چندی از کانون سیاست ایران دور ماند تا آن‌که در سال ۱۳۳۹، بار دیگر و این‌بار در کنار بقایی، سازمانی به نام «نگهبان آزادی» بنیاد نهاد و علیه تقلب در انتخابات دوره‌ی بیستم مجلس اعلام جرم کرد. این حرکت، اگرچه کوتاه بود، نشان می‌داد که مکی حتی پس از کناره‌گیری نسبی از سیاست رسمی، همچنان نسبت به سلامت روندهای انتخاباتی حساسیت نشان می‌داد؛ حساسیتی که ریشه در همان روزهای مبارزه با نفوذ بیگانه و فساد داخلی داشت. این کوشش دیری نپایید؛ فعالیت سازمان متوقف شد، مکی بازداشتی یک‌ماهه را از سر گذراند و این رویداد را می‌توان واپسین حضور پررنگ او در صحنه‌ی سیاست ایران دانست. 🔸با کناره‌گیری تدریجی از سیاست، مکی به آن‌چه شاید بتوان مهم‌ترین میراث او خواند، روی آورد: تدوین تاریخ. کتاب «تاریخ بیست ساله‌ی ایران»، که نخستین جلدش را سال‌ها پیش، در بحبوحه‌ی روزنامه‌نگاری‌اش در ۱۳۲۱ منتشر کرده بود (مکی، ۱۳۲۱)، اکنون فرصتی یافت تا در جلدهای بعدی تکمیل شود. این کار عظیم، که سرانجام در هشت جلد و در بازه‌ای نزدیک به چهل سال، تا سال ۱۳۶۴ به پایان رسید (مکی، ۱۳۶۴)، شرح مفصلی است از فروپاشی سلطنت قاجار، عوامل آن، برآمدن رضاشاه و سال‌های سلطنت او، اشغال ایران به دست نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم و سرانجام، روی‌کارآمدن محمدرضا پهلوی. آن‌چه این اثر را از بسیاری از تک‌نگاری‌های هم‌روزگارش متمایز می‌کند، دسترسی نویسنده به اسناد و آرشیوهایی است که خود در جریان فعالیت‌های سیاسی و روزنامه‌نگاری‌اش گرد آورده بود؛ ترکیبی از تجربه‌ی زیسته و پژوهش مستند که کمتر مورخ صرفاً آکادمیکی می‌توانست بدان دست یابد. 🔸با این همه، پژوهشگران نسل‌های بعد، هرچند از جانب‌داری‌های سیاسی نویسنده در برخی بخش‌های این اثر آگاه‌اند، همچنان آن را در زمره‌ی منابع دست‌اول تاریخ معاصر ایران قرار می‌دهند؛ اثری که باید، مانند هر خاطره‌نگاری سیاسی دیگر، در کنار اسناد و روایت‌های مستقل خوانده شود تا دانشجوی تاریخ بتواند میان واقعیت و توجیه شخصی نویسنده تمایز نهد. این هشدار، نه انکار ارزش اثر، که یادآوری اصلی در روش‌شناسی تاریخ‌نگاری است. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
438
6
حسین مکی؛ کنشگری که به تاریخ‌نگاری عصر خویش نشست 🔸در میان چهره‌هایی که تاریخ معاصر ایران را رقم زده‌اند، کمتر کسی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی حسین مکی، هم بازیگر رویدادها بوده باشد و هم راوی آن‌ها. او از آن دسته مردانی است که سرنوشتشان چنان با کارزار ملی‌شدن صنعت نفت گره خورده که نمی‌توان تاریخ آن دوران را بدون نام او روایت کرد؛ و در همان حال، خود قلم به دست گرفت تا سرگذشت روزگارش را برای نسل‌های بعد بنویسد. این دوگانگی کنشگر و مورخ بودن، مکی را به نمونه‌ای بدل کرده که مطالعه‌ی زندگی‌اش، فراتر از یک زندگی‌نامه‌ی ساده، پنجره‌ای است به فهم پیچیدگی‌های سیاست و تاریخ‌نگاری در ایران میانه‌ی سده‌ی بیستم. به‌علاوه، سرگذشت او یادآور این نکته است که تاریخ مردم، همواره در تقاطع با تاریخ نخبگان قرار می‌گیرد؛ چرا که نهضتی مردمی مانند ملی‌شدن نفت، بی‌حضور کسانی چون او در دل نهادهای رسمی قدرت، هرگز به ثمر نمی‌نشست. سید حسین مکی در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در میبد یزد، در خانواده‌ی میرزا محمدباقر میبدی، چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ی سلطانی گذراند و دوره‌ی متوسطه را در دارالمعلمین تهران و مدرسه‌ی معرفت تا کلاس دهم ادامه داد. سپس، شاید به حکم ضرورت‌های زندگی آن روزگار، به یزد بازگشت و به پیشنهاد رئیس اداره‌ی معارف آن دیار، معلمی کلاس ششم را برعهده گرفت. دو سال به این کار مشغول بود تا آن‌که بار دیگر راهی تهران شد و تحصیلاتش را نزد معلمان خصوصی پی گرفت. این آغاز متواضعانه، هیچ نشانی از آینده‌ای پرتلاطم در سیاست ایران نداشت؛ اما فضای کشور به‌زودی چنان دگرگون شد که مسیر زندگی بسیاری از هم‌نسلان او، از جمله مکی، را وارونه کرد. 🔸در دوران حکومت رضاشاه، فضای مطبوعاتی کشور چنان تنگ بود که کمتر کسی می‌توانست آزادانه قلم بزند؛ از این‌رو، ورود مکی به عرصه‌ی روزنامه‌نگاری، ناگزیر می‌بایست تا فرارسیدن تحولات شهریور ۱۳۲۰ به تعویق می‌افتاد. با کناره‌گیری رضاشاه در آن سال و گشوده‌شدن نسبی فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور، مکی نیز همچون بسیاری از جوانان اهل قلم، به دنیای روزنامه‌نگاری گام نهاد. نوشته‌های تاریخی و تحلیلی او در نشریاتی چون مهر ایران، کیهان، اطلاعات، اطلاعات هفتگی و مجله‌ی آینده انتشار یافت و به‌تدریج نامش را بر سر زبان‌ها انداخت. جالب آن است که در همین سال‌ها بود که او نخستین جلدهای کتابی را نوشت که قرار بود حاصل عمر او شود؛ کتابی که سال‌ها بعد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع دست‌اول تاریخ معاصر ایران شناخته شد. 🔸اما مکی روزنامه‌نگار، دیری نپایید که به مکی نماینده‌ی مجلس بدل شد. او در دوره‌ی پانزدهم مجلس شورای ملی، به نمایندگی از مردم اراک راه یافت و در همان دوره بود که برای نخستین بار، چهره‌ای مبارز و بی‌پروا از خود نشان داد؛ آن‌گاه که در برابر قرارداد الحاقی موسوم به «گس-گلشائیان»، که می‌رفت منافع نفتی کشور را برای سال‌های درازی به شرکت نفت ایران و انگلیس واگذارد، به مخالفتی سخت برخاست و طی نطقی پنج‌روزه، ماهیت آن قرارداد را افشا کرد؛ نطقی که تا پایان عمر آن دوره‌ی مجلس ادامه یافت و بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی یافت. در همان ایام، با همکاری مظفر بقایی، گروهی در مجلس سامان داد که به «اقلیت» شهرت یافت و در برابر دولت‌های نزدیک به سیاست بریتانیا، از جمله دولت‌های رزم‌آرا و ساعد، ایستادگی کرد. 🔸باید به یاد داشت که قرارداد الحاقی گس-گلشائیان، در واقع کوششی از سوی شرکت نفت انگلیس و دولت وقت ایران بود تا با اندکی افزایش در سهم ایران از عواید نفتی، از طرح ملی‌شدن صنعت نفت که در افکار عمومی و در میان برخی نمایندگان مجلس نیرو می‌گرفت، جلوگیری کند. مخالفت مکی با این قرارداد، نه یک کنش لحظه‌ای، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر بود که طی آن، گروهی از روزنامه‌نگاران، روحانیون و نمایندگان مجلس، زیر لوای خواست ملی‌شدن نفت گرد آمدند؛ روندی که سرانجام به تصویب قانون ملی‌شدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ انجامید. 🔸نقطه‌ی اوج فعالیت سیاسی مکی را باید در دوره‌ی شانزدهم مجلس شورای ملی جست‌وجو کرد؛ دوره‌ای که او این‌بار به نمایندگی از تهران و در کنار محمد مصدق راه یافت. در جریان اعتراض به تقلب در انتخابات همین دوره، مکی همراه با مصدق و شماری از مدیران جراید، در کاخ شاه متحصن شد؛ کنشی که آغازگر همکاری نزدیک او با جبهه‌ی ملی بود. مکی در سال ۱۳۲۸ رسماً به جبهه‌ی ملی پیوست و به‌عنوان دبیر آن، در کارزار ملی‌شدن صنعت نفت نقشی فعال ایفا کرد. او هم‌زمان به‌عنوان مخبر کمیسیون نفت و مخبر هیئت مختلط خلع‌ید از شرکت سابق نفت ایران و انگلیس برگزیده شد و در مذاکرات مربوط به فروش نفت ایران به آمریکا نیز حضور داشت. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
386
7
https://youtube.com/shorts/qyCiPSGEhoU?si=J-hJAeQ4GbErZa-N
348
8
آیندۀ ایران پرسش: آیا شما به آینده ایران از نظر اقتصادی، آزادی‌های سیاسی، و فرهنگی و دینی، امیدوار هستید یا نه؟ پاسخ محمدعلی موحد: این مسئله را می‌شود دو جور نگاه کرد؛ یک نگاه بلندمدت و یک نگاه کوتاه‌مدت. نگاه کوتاه‌مدت همین است که شما فرمودید؛ در افق ایرانِ نزدیک، آدم چیز زیادی که بتواند به آن دل ببندد نمی‌بیند. ولی در نگاه بلندمدت، من ناامیدی را کفر می‌دانم؛ چون خود گفتی که ناامیدی کفرست فرمان تو بردم و امید آوردم بزرگ‌ترین بدبختی برای یک ملت همین است که گرفتارِ نگاه ناامیدانه شود و این خطر جدی وجود دارد. خیلی از جوان‌ها را می‌بینم که دارند می‌افتند در خطِ ناامیدی. نه! در مقابلِ تاریخ، این ۵۰-۶۰ سال چیزی نیست. ایران راه خودش را پیدا می‌کند؛ منتها خب، باید قبول کنیم که در این کارها اشتباهاتی هم کرده‌ایم. هفته پیش بود... فیلمی که ساختند راجع به «خواب آشفته نفت» آن را دادند؛ بله، آنجا باید در آخرش صحبتی می‌کردم. خیلی از گرفتاری‌هایی که ما داریم، همین حرف زدن با دهان پر، دادنِ شعارهای غیرعاقلانه، به همدیگر پریدن، لگدمال کردنِ یکدیگر، گذشت نکردن، و خودشیفتگی است که هر کس خودش را... بله، این‌ها گرفتاری‌های امروزِ ماست. ولی در درازمدت، من به آینده ایران خیلی امیدوارم. در گذشته هم نشان دادیم که اینجا «زمینِ شوره» نیست زمین شوره سنبل برنیارد در او تخم و عمل ضایع مگردان اینجا زمینِ شوره زار نیست، اینجا زمینِ باردهی‌ست. منتها باید عاقلانه رفتار کرد و این زمین را که عطیه و موهبت خدایی‌ست، به لجن نکشیم؛ که داریم می‌کشیم! ما هیچ‌وقت خودمان را در معرض بازجویی قرار ندادیم که خودت بنشینی و خودت را دادستان قرار بدهی و بازپرسی کنی که «چرا این کار را کردم؟ آیا نمی‌توانستم بهتر عمل کنم؟» یک‌وقت هست که ما خودمان به دستِ خودمان، یک گرفتاری درست می‌کنیم؛ و این ثمرۀ گرفتاری‌هایی است که خودمان برای خودمان ساخته‌ایم. جوان‌ها باید به این حرف‌ها توجه کنند؛ حرف‌های پیرمردهای فریادکش را هم گوش نکنید! کارِ آن‌ها همین است. شما برای آینده فکر کنید! برای آینده شما چه می‌خواهید؟ در حد و اندازه‌ای که از عهده شما ساخته است -لازم نیست عربده بکشید- هر کسی در حدِ کارِ خودش، خودش را مسئول بداند، درست فکر کند و درست حرف بزند. https://www.aparat.com/v/srnr0z8
583
9
🔰گزارش اختصاصی ایبنا از نشست «ناصرالملک؛ صدایی که شنیده نشد»؛ ناصرالملک؛ «دولتمرد وفاق‌ساز» و «اعتمادساز ملی» 🔸علیرضا ملایی‌توانی گفت: آیا می‌توان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیم مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا می‌توان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا می‌توان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقش‌آفرینی او را توضیح داد؟ من فکر می‌کنم این تعبیر، تعبیر درستی است. پیشنهاد من این است که ناصرالملک را به‌عنوان یک «دولتمرد وفاق‌ساز»، «دولتمرد اجماع‌ساز»، «دولتمرد وحدت‌ساز» و «اعتمادساز ملی» نیز ببینیم 🔸ناصرالملک شخصیتی مناقشه‌آمیز، چالش‌برانگیز و اختلاف‌ساز در میان پژوهشگران هم عصر او و ایرانیان امروز است. او هم در دوره‌ای بسیار مهم از تاریخ ایران فعالیت کرد و هم در سه مسند بسیار مهم نقش‌آفرین بود. این نقش‌ها به‌ترتیب عبارت بودند از وزارت، صدارت و نیابت سلطنت. وزارت او عمدتاً در حوزه مالیه و دارایی بود و در اغلب کابینه‌ها این مسئولیت را بر عهده داشت. صدارتش نیز در دوره‌ای بسیار بحرانی صورت گرفت که به آن اشاره خواهم کرد. همچنین او مدتی نایب‌السلطنه بود. اما مسئله اصلی این است که آیا می‌توان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیمی که می‌توان پیشنهاد کرد، مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا می‌توان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا می‌توان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقش‌آفرینی او را توضیح داد؟ 🔸ما در تاریخ معاصر، دولتمردان اندکی داشته‌ایم که توانسته باشند چنین نقشی را ایفا کنند. امیدوارم این جلسه سرآغازی برای شناسایی، کشف و معرفی شخصیت‌هایی با این ویژگی‌ها باشد. اینها ویژگی‌هایی است که به نظر من در یک شخصیت اجماعی وجود دارد. حالا می‌خواهم تجلی این ویژگی‌ها را در عرصه زندگی عملی ناصرالملک نشان دهم و توضیح بدهم که این دولتمردِ دولت‌ساز، اجماع‌ساز و اعتمادسازِ ملی چگونه در تاریخ جدید ایران ظاهر شده و چگونه یک شخص می‌تواند در کشاکش‌های سیاسی نقش مدیریتی ایفا کند. 🔸️تفرشی:ما روایت‌های مختلفی درباره زندگی و سرنوشت سیاسی ناصرالملک در اختیار داریم. درباره برکناری و تبعید او در آستانه به توپ بستن مجلس نیز گزارش‌های رسمی وجود دارد. ناصرالملک، که تحصیل‌کرده آکسفورد بود، پس از خروج از سیاست، به ترجمه آثار کلاسیک (از جمله آثار شکسپیر) پرداخت که از نخستین و فاخرترین ترجمه‌های این آثار به فارسی محسوب می‌شود. او دو نمایشنامه از آثار ویلیام شکسپیر را به فارسی ترجمه کرد: «اتللو معربی » و «بازرگان ونیزی». این دو ترجمه نخستین بار به همت پسر او، حسینقلی قراگوزلو، در سال ۱۳۳۷ در پاریس منتشر شد. همچنین دخترش با «حسین علا» (نخست‌وزیر و دیپلمات برجسته) ازدواج کرد. نوه او، دکتر فریدون علا، از مفاخر علمی ایران و بنیان‌گذار سازمان انتقال خون است. داریوش رحمانیان:نمی‌توان گفت امنیت مردم مهم است، اما آزادی آنها را می‌توان قربانی امنیت کرد. اگر توسعه را واقعاً برای مردم می‌خواهیم، باید امنیت، آزادی، آموزش، اقتصاد، فرهنگ و سیاست را در ارتباط با یکدیگر ببینیم. یکی از مشکلات قدیمی در اندیشه توسعه در ایران است. به اعتقاد من، نامه مورد بحث نیز گرفتار همین نگاه است. یکی از مهم‌ترین شواهد، تناقض‌های درونی خود نامه است. او از ضرورت ساخت مدرسه و گسترش علم سخن می‌گوید؛ اما باید پرسید از دوره فتحعلی‌شاه تا زمان مشروطه، چرا دولت قاجار نتوانست در این زمینه تحول جدی ایجاد کند؟ آیا در این فاصله هیچ تلاشی صورت نگرفت؟ ما در این دوره چهره‌هایی مانند امیرکبیر، سپهسالار و امین‌الدوله را داریم که به درجات مختلف مسئله اصلاحات و آموزش را دنبال کردند. به‌ویژه امین‌الدوله توجه ویژه‌ای به توسعه مدارس داشت. بنابراین، وقتی نامه از ضرورت آموزش سخن می‌گوید، باید پرسید چرا تلاش‌های پیشین نتوانستند به آن «ترقی» مورد انتظار منجر شوند؟ از سوی دیگر، خود نامه درباره وضعیت مدارس نیز دچار نوعی آشفتگی مفهومی است. ابتدا وضعیت مدارس را بسیار نامناسب توصیف می‌کند، اما بعد از وجود استعدادهای فراوان در جامعه و حتی وجود مدارس در قصبات و روستاها سخن می‌گوید و تعداد آنها را بیش از سه هزار مدرسه ذکر می‌کند. ibna.ir/x6JPn @ibna_official
559
10
https://youtube.com/shorts/VGAlRyKJ8A8?si=SHpROI5SU6YjeGdV
509
11
ادامه یادداشت ☝️ 🔸مطالعات تاریخ پوشش در جهان دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است. مجموعه‌های موزه‌ای بزرگی همچون مجموعه پوشاک B&D در لندن، لباس را در مقیاسی تاریخی و فرهنگی نگهداری و مطالعه می‌کنند؛ این مجموعه پنج قرن تاریخ پوشش را دربرمی‌گیرد.نمایشگاه‌های این موزه حتی موضوعاتی مانند لباس زیر را به مسئله‌ای تاریخی تبدیل کرده‌اند و از طریق لباس، تغییر نگرش‌های مربوط به بدن، جنسیت، اخلاق، حریم خصوصی و فناوری را بررسی کرده‌اند. 🔸معادل این رویکرد برای تاریخ معاصر ایران، مطالعه تحول پوشش از دهه ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰ است. در این بازه چهار دهه، پوشش ایرانی تحت تأثیر انقلاب، جنگ، سیاست‌های فرهنگی، اقتصاد، رسانه‌های جمعی، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تولید داخلی، واردات، برندها و تغییرات نسلی قرار گرفته است. 🔸از این منظر، پژوهش تاریخی نباید صرفاً درباره «درست یا غلط بودن» یک نوع پوشش داوری کند؛ بلکه باید خودِ فرایند ارزش‌گذاری را مطالعه کند: چه نوع پوششی در چه دوره‌ای مطلوب، نامطلوب، رسمی، غیررسمی، مدرن، سنتی، مذهبی، غربی، ایرانی، طبقاتی یا جوان‌پسند تلقی شده است؟ چه نهادهایی در تولید این ارزش‌ها نقش داشته‌اند؟ و چگونه معیارهای اجتماعی درباره بدن و ظاهر در طول چهار دهه تغییر کرده‌اند؟ 🔸ضرورت ورود این موضوعات به آموزش تاریخ: اهمیت این موضوعات تنها در تولید چند مقاله جدید خلاصه نمی‌شود. ورود آنها به آموزش تاریخ می‌تواند تعریف دانشجو از «منبع تاریخی» را نیز تغییر دهد. 🔸دانشجوی تاریخ باید بتواند یک ترانه، پوستر، مجله، کمیک، لباس، فیلم انیمیشن،بازی رایانه ای ، آگهی تجاری یا برنامه تلویزیونی را همان‌گونه که یک سند اداری یا روزنامه تاریخی را می‌خواند، با روش انتقادی بررسی کند. البته این به معنای برابر دانستن همه منابع نیست؛ بلکه به معنای آموزش روش نقد منبع برای گونه‌های جدیدی از اسناد است. 🔸چنین رویکردی می‌تواند میان تاریخ سیاسی، تاریخ اجتماعی، تاریخ فرهنگی، تاریخ هنر، مطالعات رسانه و مطالعات فرهنگ عامه ارتباط ایجاد کند و از شکل‌گیری تاریخ‌هایی کاملاً جدا از یکدیگر جلوگیری کند. 🔸در واقع، مسئله اصلی این نیست که دانشجوی تاریخ به متخصص موسیقی، طراح کمیک، انیماتور یا طراح لباس تبدیل شود؛ بلکه باید بتواند از این محصولات به‌عنوان شواهد تاریخی استفاده کند. 🔸نتیجه‌گیری ضرورت پژوهش درباره رپ فارسی، کمیک استریپ، تاریخ انیمیشن و تاریخ پوشش در ایران را باید در چارچوب وسیع‌تری فهم کرد: این موضوعات نمونه‌هایی از بخش‌هایی از زندگی اجتماعی ایرانیان هستند که به دلیل جایگاهشان در فرهنگ عامه، سرگرمی یا زندگی روزمره، در بسیاری از موارد دیرتر از موضوعات سنتی وارد حوزه پژوهش تاریخی شده‌اند. تجربه پژوهش در خارج از ایران نشان می‌دهد که این وضعیت قابل تغییر است. هیپ‌هاپ از یک فرهنگ خیابانی به موضوع گردآوری موزه‌ای و تاریخ‌نگاری نهادی تبدیل شده است؛ کمیک به حوزه‌ای دانشگاهی با نظریه و روش‌های تخصصی تبدیل شده؛ تاریخ انیمیشن خود به موضوعی برای نقد تاریخ‌نگاری و بازاندیشی درباره آثار کاننیک و غیرکاننیک تبدیل شده؛ و لباس به‌عنوان منبعی برای مطالعه بدن، جنسیت، طبقه، اقتصاد و ارزش‌های اجتماعی وارد موزه‌ها و مطالعات تاریخی شده است. 🔸از این رو، پیشنهاد اصلی این پژوهش آن است که مطالعات تاریخ معاصر ایران نیز دامنه منابع و موضوعات خود را گسترش دهد و فرهنگ عامه و زندگی روزمره را نه به‌عنوان حاشیه تاریخ، بلکه به‌عنوان یکی از عرصه‌های تولید و بازتاب تجربه تاریخی جامعه مورد توجه قرار دهد. 🔸در این چارچوب، رپ فارسی می‌تواند تاریخ ذهنیت و صدای نسل‌ها را آشکار کند؛ کمیک می‌تواند بخشی از تاریخ فرهنگ بصری و رسانه‌ای ایران را ثبت کند؛ انیمیشن می‌تواند تاریخ فناوری، آموزش، رسانه و فرهنگ کودک را بازنمایی کند؛ و پوشش می‌تواند تغییرات بدن، هویت، طبقه، سیاست و زندگی روزمره را در طول چهار دهه نشان دهد. 🔸بنابراین، مسئله پیشنهادی این طرح نه دفاع از ارزش هنری این پدیده‌ها، بلکه دفاع از ارزش تاریخی آنها است. تاریخ‌نگاری ایران برای فهم جامعه معاصر، ناگزیر است منابعی را جدی بگیرد که جامعه آنها را دیده، شنیده، پوشیده، خوانده و تجربه کرده است؛ حتی اگر پژوهش دانشگاهی تا امروز آنها را شایسته مطالعه تاریخی ندانسته باشد. ✍ سید علی میرقیداری،دانشجوی دکتری اسلام دانشگاه تربیت مدرس، ۹ شهریور ۱۴۰۵ https://t.me/mardomnameh
497
12
ادامه یادداشت ☝️ 🔸اما استفاده از این عناصر نباید به «تزئین تاریخی» محدود شود. اگر لباس، معماری و اشیای تاریخی صرفاً پس‌زمینه‌ای زیبا باشند، ظرفیت اصلی آنها از بین می‌رود. پژوهش تاریخی باید مشخص کند این عناصر چگونه با طبقه اجتماعی، جنسیت، قدرت، شغل، آیین، جغرافیا و سبک زندگی ارتباط داشته‌اند. در این صورت، جهان بصری انیمیشن نه‌تنها زیبا، بلکه روایتگر تاریخ خواهد بود. 🔸پژوهش در تاریخ انیمیشن ایران و تولید انیمیشن تاریخی باید دو روی یک مسئله واحد تلقی شوند. مورخ برای تولید اثر تاریخی به شناخت منابع و زمینه تاریخی نیاز دارد و انیماتور برای تبدیل آن تاریخ به تجربه روایی به شناخت زبان تصویر، درام و مخاطب نیازمند است. فقدان هر یک از این دو، می‌تواند به نتیجه‌ای ناقص منجر شود: یا اثری از نظر تاریخی غنی اما از نظر روایی کسل‌کننده تولید می‌شود، یا اثری سرگرم‌کننده ساخته می‌شود که رابطه ضعیفی با واقعیت تاریخی دارد. در اینجا می‌توان از تجربه آثاری مانند The Prince of Egypt نیز درس گرفت؛ اثری که نشان داد یک روایت تاریخی ـ مذهبی را می‌توان با شخصیت‌پردازی، موسیقی، جهان بصری و درام خانوادگی به تجربه‌ای سینمایی تبدیل کرد. همچنین Mulan نشان می‌دهد که چگونه یک روایت تاریخی ـ افسانه‌ای می‌تواند حول مسئله هویت، خانواده، وظیفه و انتخاب شخصیت اصلی سازمان پیدا کند. اهمیت این نمونه‌ها برای ایران در تقلید از سبک بصری یا داستان آنها نیست؛ بلکه در شناخت منطق روایی آنهااست: تاریخ و اسطوره زمانی می‌توانند برای مخاطب جدید زنده شوند که به شخصیت، تعارض، انتخاب و جهان روایی تبدیل شوند. 🔸در نتیجه، یکی از ضرورت‌های پژوهشگران تاریخ و مطالعات فرهنگی در ایران، شناسایی ظرفیت‌های انیمیشنی تاریخ ایران باشد. پژوهشگر باید بتواند در کنار پرسش‌های سنتی تاریخی، پرسش‌هایی از این دست نیز مطرح کند: کدام شخصیت‌ها ظرفیت قهرمان روایی دارند؟ کدام دوره‌های تاریخی دارای جهان بصری منحصربه‌فرد هستند؟ چه تعارض‌های تاریخی قابلیت تبدیل شدن به درام نوجوان دارند؟ چه شخصیت‌هایی در تاریخ رسمی کمتر دیده شده‌اند اما می‌توانند برای نسل جدید جذاب باشند؟ چگونه می‌توان بدون تحریف تاریخ، از خلأهای اسنادی، روایت‌های متناقض و ابهام‌های تاریخی برای ایجاد تعلیق روایی استفاده کرد؟ چگونه می‌توان میان مستندات تاریخی و نیازهای دراماتیک تعادل برقرار کرد؟ 🔸این رویکرد می‌تواند به ایجاد یک بانک ایده برای انیمیشن تاریخی ایران منجر شود؛ بانکی که در آن دوره‌های تاریخی، شخصیت‌ها، اسطوره‌ها، وقایع، اشیای تاریخی، مکان‌ها، آیین‌ها و روایت‌های محلی، پس از بررسی علمی، از منظر قابلیت تبدیل شدن به داستان، سریال انیمیشن، فیلم، بازی یا محتوای تعاملی نیز ارزیابی شوند. 🔸در نهایت، مسئله فقط تولید «انیمیشن درباره تاریخ» نیست؛ مسئله ساخت روایت‌هایی است که بتوانند تاریخ را به تجربه‌ای عاطفی، بصری و انسانی تبدیل کنند. اگر نسل جدید تاریخ را فقط در قالب تاریخ‌نامه و کتاب درسی ببیند، احتمالاً بخش زیادی از آن برای او به مجموعه‌ای از نام‌ها، تاریخ‌ها و وقایع تبدیل خواهد شد. اما اگر همان تاریخ در قالب شخصیتی قرار گیرد که می‌ترسد، انتخاب می‌کند، شکست می‌خورد، دوست می‌دارد، از دست می‌دهد و برای تصمیم خود هزینه می‌دهد، گذشته می‌تواند دوباره برای مخاطب معاصر معنا پیدا کند. 🔸از این منظر، مطالعهStar Wars برای برنامه‌ساز ایرانی به معنای تقلید از سفینه، شمشیر نوری یا جهان علمی ـ تخیلی آن نیست. درس اصلی این است که مخاطب نوجوان به یک جهان روایی نیاز دارد؛ جهانی که در آن قهرمان، هویت، خانواده، قدرت، انتخاب، شکست، امید و آینده به یکدیگر متصل شده باشند. تاریخ ایران نیز ظرفیت چنین جهان‌هایی را در اختیار دارد؛ مسئله اصلی، شناخت علمی این ظرفیت‌ها و تبدیل آنها به روایت‌هایی است که هم از نظر تاریخی معتبر باشند و هم از نظر دراماتیک و بصری بتوانند مخاطب جدید را با خود همراه کنند. 🔸بنابراین، یکی از مسیرهای ضروری در مطالعات تاریخ معاصر و فرهنگ ایران می‌تواند ایجاد همکاری میان مورخ، پژوهشگر فرهنگ، فیلمنامه‌نویس، انیماتور و طراح جهان روایی باشد. نتیجه مطلوب چنین همکاری‌ای نه «تاریخ‌سازی» و نه «فانتزی‌سازی تاریخ»، بلکه ساخت آثاری است که بتوانند میان دقت تاریخی و جذابیت رواییتعادل برقرار کنند. در چنین شرایطی، انیمیشن از یک ابزار سرگرمی فراتر می‌رود و به یکی از ابزارهای انتقال حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و تجربه گذشته به نسل‌های آینده تبدیل می‌شود. پوشش؛ تاریخ بدن، جامعه و زندگی روزمره پوشش شاید روشن‌ترین نمونه برای نشان دادن ضرورت چنین رویکردی باشد. لباس صرفاً یک شیء مصرفی نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از طبقه اجتماعی، جنسیت، هویت، وضعیت اقتصادی، فناوری، تولید و مصرف، سیاست و ارزش‌های اجتماعی باشد. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
418
13
https://t.me/mardomnameh
1
14
ادامه یادداشت ☝️ 🔸اما استفاده از این عناصر نباید به «تزئین تاریخی» محدود شود. اگر لباس، معماری و اشیای تاریخی صرفاً پس‌زمینه‌ای زیبا باشند، ظرفیت اصلی آنها از بین می‌رود. پژوهش تاریخی باید مشخص کند که این عناصر چگونه با طبقه اجتماعی، جنسیت، قدرت، شغل، آیین، جغرافیا و سبک زندگی ارتباط داشته‌اند. در این صورت، جهان بصری انیمیشن نه‌تنها زیبا، بلکه روایتگر تاریخ خواهد بود. 🔸پژوهش در تاریخ انیمیشن ایران و تولید انیمیشن تاریخی باید دو روی یک مسئله واحد تلقی شوند. مورخ برای تولید اثر تاریخی به شناخت منابع و زمینه تاریخی نیاز دارد و انیماتور برای تبدیل آن تاریخ به تجربه روایی به شناخت زبان تصویر، درام و مخاطب نیازمند است. فقدان هر یک از این دو، می‌تواند به نتیجه‌ای ناقص منجر شود: یا اثری از نظر تاریخی غنی اما از نظر روایی کسل‌کننده تولید می‌شود، یا اثری سرگرم‌کننده ساخته می‌شود که رابطه ضعیفی با واقعیت تاریخی دارد. در اینجا می‌توان از تجربه آثاری مانند The Prince of Egypt نیز درس گرفت؛ اثری که نشان داد یک روایت تاریخی ـ مذهبی را می‌توان با شخصیت‌پردازی، موسیقی، جهان بصری و درام خانوادگی به تجربه‌ای سینمایی تبدیل کرد. همچنین Mulan نشان می‌دهد که چگونه یک روایت تاریخی ـ افسانه‌ای می‌تواند حول مسئله هویت، خانواده، وظیفه و انتخاب شخصیت اصلی سازمان پیدا کند. اهمیت این نمونه‌ها برای ایران در تقلید از سبک بصری یا داستان آنها نیست؛ بلکه در شناخت منطق روایی آنهااست: تاریخ و اسطوره زمانی می‌توانند برای مخاطب جدید زنده شوند که به شخصیت، تعارض، انتخاب و جهان روایی تبدیل شوند. 🔸در نتیجه، یکی از ضرورت‌های جدی پژوهشگران تاریخ و مطالعات فرهنگی در ایران باید شناسایی ظرفیت‌های انیمیشنی تاریخ ایران باشد. پژوهشگر باید بتواند در کنار پرسش‌های سنتی تاریخی، پرسش‌هایی از این دست نیز مطرح کند: کدام شخصیت‌ها ظرفیت قهرمان روایی دارند؟ کدام دوره‌های تاریخی دارای جهان بصری منحصربه‌فرد هستند؟ چه تعارض‌های تاریخی قابلیت تبدیل شدن به درام نوجوان دارند؟ چه شخصیت‌هایی در تاریخ رسمی کمتر دیده شده‌اند اما می‌توانند برای نسل جدید جذاب باشند؟ چگونه می‌توان بدون تحریف تاریخ، از خلأهای اسنادی، روایت‌های متناقض و ابهام‌های تاریخی برای ایجاد تعلیق روایی استفاده کرد؟ و چگونه می‌توان میان مستندات تاریخی و نیازهای دراماتیک تعادل برقرار کرد؟ 🔸این رویکرد می‌تواند به ایجاد یک بانک ایده برای انیمیشن تاریخی ایران منجر شود؛ بانکی که در آن دوره‌های تاریخی، شخصیت‌ها، اسطوره‌ها، وقایع، اشیای تاریخی، مکان‌ها، آیین‌ها و روایت‌های محلی، پس از بررسی علمی، از منظر قابلیت تبدیل شدن به داستان، سریال انیمیشن، فیلم، بازی یا محتوای تعاملی نیز ارزیابی شوند. 🔸در نهایت، مسئله فقط تولید «انیمیشن درباره تاریخ» نیست؛ مسئله ساخت روایت‌هایی است که بتوانند تاریخ را به تجربه‌ای عاطفی، بصری و انسانی تبدیل کنند. اگر نسل جدید تاریخ را فقط در قالب تاریخ‌نامه و کتاب درسی ببیند، احتمالاً بخش زیادی از آن برای او به مجموعه‌ای از نام‌ها، تاریخ‌ها و وقایع تبدیل خواهد شد. اما اگر همان تاریخ در قالب شخصیتی قرار گیرد که می‌ترسد، انتخاب می‌کند، شکست می‌خورد، دوست می‌دارد، از دست می‌دهد و برای تصمیم خود هزینه می‌دهد، گذشته می‌تواند دوباره برای مخاطب معاصر معنا پیدا کند. 🔸از این منظر، مطالعهStar Wars برای برنامه‌ساز ایرانی به معنای تقلید از سفینه، شمشیر نوری یا جهان علمی ـ تخیلی آن نیست. درس اصلی این است که مخاطب نوجوان به یک جهان روایی نیاز دارد؛ جهانی که در آن قهرمان، هویت، خانواده، قدرت، انتخاب، شکست، امید و آینده به یکدیگر متصل شده باشند. تاریخ ایران نیز ظرفیت چنین جهان‌هایی را در اختیار دارد؛ مسئله اصلی، شناخت علمی این ظرفیت‌ها و تبدیل آنها به روایت‌هایی است که هم از نظر تاریخی معتبر باشند و هم از نظر دراماتیک و بصری بتوانند مخاطب جدید را با خود همراه کنند. 🔸بنابراین، یکی از مسیرهای ضروری در مطالعات تاریخ معاصر و فرهنگ ایران می‌تواند ایجاد همکاری میان مورخ، پژوهشگر فرهنگ، فیلمنامه‌نویس، انیماتور و طراح جهان روایی باشد. نتیجه مطلوب چنین همکاری‌ای نه «تاریخ‌سازی» و نه «فانتزی‌سازی تاریخ»، بلکه ساخت آثاری است که بتوانند میان دقت تاریخی و جذابیت رواییتعادل برقرار کنند. در چنین شرایطی، انیمیشن از یک ابزار سرگرمی فراتر می‌رود و به یکی از ابزارهای انتقال حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و تجربه گذشته به نسل‌های آینده تبدیل می‌شود. پوشش؛ تاریخ بدن، جامعه و زندگی روزمره پوشش شاید روشن‌ترین نمونه برای نشان دادن ضرورت چنین رویکردی باشد. لباس صرفاً یک شیء مصرفی نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از طبقه اجتماعی، جنسیت، هویت، وضعیت اقتصادی، فناوری، تولید و مصرف، سیاست و ارزش‌های اجتماعی باشد. ادامه یادداشت 👇
1
15
ادامه یادداشت ☝️ 🔸یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روایت‌های موفق نوجوان، مسئله هویت و انتخاب است. در Star Wars، بخش قابل توجهی از داستان حول شخصیت‌هایی شکل می‌گیرد که هنوز نمی‌دانند چه کسی هستند، چه جایگاهی در جهان دارند و در برابر قدرت، خانواده، ترس و مسئولیت چه انتخابی باید انجام دهند. قهرمان نوجوان در چنین روایتی صرفاً دریافت‌کننده اطلاعات نیست؛ او باید تصمیم بگیرد که «چه کسی باشد». این ساختار برای روایت تاریخ ایران نیز قابل استفاده است. 🔸برای مثال، اگر قرار باشد داستان یک شخصیت تاریخی برای نوجوان ساخته شود، لزوماً نباید تمام زندگی او از تولد تا مرگ به‌صورت خطی روایت شود. می‌توان بر لحظه‌ای تمرکز کرد که شخصیت مجبور به انتخاب میان دو مسیر است؛ جایی که ترس، خانواده، وفاداری، قدرت، مسئولیت و آینده در برابر او قرار می‌گیرند. در چنین روایتی، ارزش تاریخی در خدمت درام قرار می‌گیرد، بدون آنکه دقت تاریخی قربانی شود. 🔸درس مهم دیگر، تبدیل ارزش‌های اخلاقی به انتخاب‌های دراماتیک است. آثار موفق معمولاً به مخاطب نمی‌گویند «شجاع باش»، «مسئولیت‌پذیر باش» یا «در برابر وسوسه مقاومت کن»؛ بلکه شخصیت را در موقعیتی قرار می‌دهند که باید برای این ارزش‌ها هزینه بدهد. این مسئله برای انیمیشن تاریخی ایران اهمیت دوچندان دارد، زیرا خطر تبدیل تاریخ به مجموعه‌ای از موعظه‌ها و پیام‌های مستقیم همواره وجود دارد. اگر یک شخصیت تاریخی تنها به این دلیل قهرمان باشد که روایت از ابتدا او را «قهرمان» معرفی می‌کند، مخاطب نوجوان الزاماً با او ارتباط برقرار نمی‌کند. قهرمان باید در معرض شکست، تردید، ترس و انتخاب قرار گیرد. 🔸از همین‌جا مسئله قهرمان ناقص  نیز اهمیت پیدا می‌کند. شخصیت‌های ماندگار معمولاً بی‌نقص نیستند؛ اشتباه می‌کنند، شکست می‌خورند، از تصمیم خود پشیمان می‌شوند و در طول روایت تغییر می‌کنند. علت ماندگاری رستم این بود که ما رستم بی عیب نمیدیدم زمانی رستم دستان از یاد جوان و نو جوان ایرانی رفت که در روایات او را به گل بی عیب بدل کردیم  این ویژگی در روایت تاریخ ایران نیز می‌تواند امکان مهمی برای فاصله گرفتن از شخصیت‌های کاملاً اسطوره‌ای و دست‌نیافتنی فراهم کند. البته این امر به معنای تحریف شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه به معنای بازسازی دقیق و مستند پیچیدگی انسانی اوست.   🔸از سوی دیگر، تولید انیمیشن تاریخی موفق نیازمند ضدقهرمان و تعارض جدی است. تاریخ مجموعه‌ای از آدم‌های «خوب» در برابر آدم‌های «بد» نیست. حکومت‌ها، شخصیت‌ها و گروه‌های اجتماعی معمولاً منافع، ترس‌ها، باورها و انگیزه‌های متفاوتی دارند. اگر همه مخالفان قهرمان به موجوداتی کاملاً شرور، احمق یا بی‌منطق تبدیل شوند، روایت هم از نظر تاریخی ساده‌انگارانه می‌شود و هم از نظر دراماتیک ضعیف. انیمیشن تاریخی می‌تواند به نوجوان نشان دهد که تاریخ حاصل برخورد انسان‌هایی با انتخاب‌ها، محدودیت‌ها و انگیزه‌های متفاوت است. 🔸این مسئله در روایت تاریخ ایران بسیار مهم است. یک انیمیشن تاریخی نباید صرفاً بگوید «چه کسی پیروز شد»؛ بلکه باید بتواند بپرسد چرا افراد در آن شرایط چنین تصمیمی گرفتند، چه گزینه‌های دیگری داشتند و پیامد انتخاب آنان چه بود؟ در چنین شرایطی، انیمیشن می‌تواند به جای ارائه یک درس تاریخ، تجربه‌ای برای فهم تاریخ ایجاد کند. 🔸همچنین آثار موفق نوجوان نشان می‌دهند که رابطه نسل‌ها می‌تواند یکی از موتورهای اصلی داستان باشد. رابطه استاد و شاگرد، والد و فرزند، نسل گذشته و نسل آینده و انتقال یا رد میراث گذشته، در بسیاری از روایت‌های ماندگار نقش اساسی دارد. این ویژگی برای روایت تاریخ ایران ظرفیت بسیار بالایی دارد؛ زیرا تاریخ ایران سرشار از مسئله انتقال میراث، جانشینی، استاد و شاگرد، خانواده، دودمان، سنت و نوآوری است. نوجوان می‌تواند در این روایت‌ها خود را در موقعیتی ببیند که باید نسبت خود را با گذشته مشخص کند: چه چیزی را حفظ کند، چه چیزی را تغییر دهد و چه چیزی را کنار بگذارد. 🔸از این منظر، تاریخ نباید فقط درباره مردگان برای زندگان سخن بگوید؛ باید به زندگان اجازه دهد خود را در آینه گذشته ببینند. 🔸نکته دیگر، اهمیت زبان بصری است. Star Wars نشان می‌دهد که جهان روایی موفق تنها با فیلمنامه ساخته نمی‌شود؛ لباس، معماری، وسیله، رنگ، موسیقی، صدا، نماد و حتی شکل حرکت شخصیت‌ها می‌توانند بخشی از هویت اثر شوند. برای انیمیشن تاریخی ایران، این مسئله یک فرصت بسیار مهم است. ایران دارای مجموعه عظیمی از الگوهای بصری است که می‌توانند به زبان انیمیشن ترجمه شوند: معماری، سفال، نگارگری، پوشاک، جنگ‌افزار، اسطوره‌ها، جانوران، آیین‌ها، موسیقی و حتی شکل شهرها و مناظر تاریخی. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
371
16
تاریخ انیمیشن و ضرورت عبور از روایت‌های رسمی 🔸انیمیشن نیز نباید صرفاً در قالب تاریخ سینما یا فهرستی از فیلم‌ها و کارگردانان بررسی شود. انیمیشن با فناوری، آموزش، فرهنگ کودک، تلویزیون، تبلیغات، صنعت فرهنگی، هنرهای تجسمی و سیاست‌های فرهنگی ارتباط دارد. 🔸در پژوهش‌های معاصر انیمیشن حتی خودِ مفهوم تاریخ‌نگاری انیمیشن موضوع بحث قرار گرفته است. پژوهشگران بر این نکته تأکید کرده‌اند که نمی‌توان از یک تاریخ واحد برای انیمیشن سخن گفت، بلکه باید از «تاریخ‌های انیمیشن» سخن گفت و به آثار، جریان‌ها و مواد غیررسمی و کمتر دیده‌شده نیز توجه کرد. رویکردهای جدید تاریخ‌نگاری انیمیشن بر ارتباط آن با تاریخ هنر، مطالعات رسانه، مطالعات اجرا، تاریخ علم و باستان‌شناسی رسانه تأکید دارند. 🔸بنابراین، پژوهشگر تاریخ در ایران می‌تواند تاریخ انیمیشن را نه فقط به‌عنوان تاریخ تولید فیلم، بلکه به‌عنوان بخشی از تاریخ فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مطالعه کند: چه نوع شخصیت‌هایی برای کودکان تولید شدند؟ چه ارزش‌هایی در این آثار بازنمایی شد؟ فناوری تولید چگونه تغییر کرد؟ تلویزیون چه نقشی در شکل‌دهی به ذائقه بصری نسل‌های مختلف داشت؟ رابطه انیمیشن ایرانی با جریان‌های جهانی چه بود؟ و چه آثاری خارج از روایت رسمی و کاننیک باقی مانده‌اند؟ 🔸بحث درباره ضرورت پژوهش در تاریخ انیمیشن ایران، تنها به شناخت گذشته تولیدات انیمیشن، شناسایی کارگردانان، استودیوها، آثار و تکنیک‌های مورد استفاده محدود نمی‌شود. یک مسئله مهم‌تر نیز وجود دارد و آن، ضرورت تبدیل تاریخ، اسطوره و میراث فرهنگی ایران به روایت‌های جذاب و قابل فهم برای نسل جدید، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، از طریق انیمیشن است. اگر جامعه‌ای تاریخ خود را تنها در قالب کتاب‌های درسی، متون دانشگاهی، مستندهای آموزشی یا روایت‌های رسمی عرضه کند، نمی‌توان انتظار داشت که نسل‌های جدید الزاماً با آن رابطه‌ای عاطفی و پایدار برقرار کنند. تاریخ برای ماندگاری در حافظه فرهنگی، علاوه بر پژوهش دقیق، به روایت، شخصیت، تصویر، درام و جهان روایی نیاز دارد. 🔸در اینجا تجربه برخی آثار موفق جهانی می‌تواند برای برنامه‌سازان و پژوهشگران ایرانی آموزنده باشد. برای مثال، شناخت مجموعه‌هایی مانندStar Wars صرفاً شناخت یک مجموعه فیلم علمی ـ تخیلی مشهور نیست؛ بلکه شناخت یکی از مهم‌ترین نمونه‌های معاصر در زمینه قهرمان‌پردازی، جهان‌سازی، اسطوره‌پردازی، طراحی شخصیت و ایجاد وفاداری بلندمدت مخاطب است. اهمیت این تجربه برای برنامه‌ساز ایرانی در آن نیست که بخواهد «جنگ ستارگان ایرانی» تولید کند؛ بلکه باید بفهمد چرا چنین روایتی توانسته است برای چند نسل جذاب باقی بماند و چگونه عناصر اسطوره‌ای و اخلاقی را به داستانی پرکشش و قابل گسترش تبدیل کرده است. یکی از مهم‌ترین درس‌های Star Wars آن است که مخاطب نوجوان صرفاً به دنبال یک «داستان» نیست؛ او می‌تواند به دنبال یک جهان باشد. در این جهان، شخصیت‌ها، گروه‌ها، سیاره‌ها، تاریخ، فناوری، لباس‌ها، نمادها، موسیقی، روابط قدرت و قواعد اخلاقی یکدیگر را تکمیل می‌کنند. مخاطب تنها سرنوشت یک شخصیت را دنبال نمی‌کند، بلکه به تدریج با جهان داستان آشنا می‌شود و در آن احساس تعلق پیدا می‌کند. این مسئله برای تولید انیمیشن تاریخی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا تاریخ ایران خود از جهان‌های روایی متعددی تشکیل شده است: ایران باستان، شاهنامه، اسطوره‌های ایرانی، دوره‌های تاریخی، شهرهای تاریخی، شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، سفرها، آیین‌ها و زندگی روزمره مردم. 🔸بنابراین مسئله اصلی این نیست که «چگونه یک واقعه تاریخی را به انیمیشن تبدیل کنیم؟» بلکه پرسش بنیادی‌تر این است که چگونه از یک دوره تاریخی، یک جهان روایی بسازیم که نوجوان بخواهد وارد آن شود؟ 🔸این تمایز بسیار مهم است. ممکن است یک اثر انیمیشنی اطلاعات تاریخی فراوانی داشته باشد اما از نظر دراماتیک شکست بخورد. در مقابل، یک اثر موفق می‌تواند مخاطب را ابتدا با شخصیت و داستان جذب کند و سپس او را به شناخت جهان تاریخی اثر علاقه‌مند سازد. در اینجا پژوهش تاریخی و فیلمنامه‌نویسی نباید دو فعالیت کاملاً جدا از یکدیگر تلقی شوند. پژوهشگر تاریخ می‌تواند مواد خام، شخصیت‌ها، تضادها، مناسبات اجتماعی، محیط، زبان، لباس، معماری و جهان فکری دوره را در اختیار نویسنده و طراح قرار دهد و نویسنده و انیماتور نیز این مواد را به یک تجربه روایی تبدیل کنند. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
494
17
✅ تأملی بر «اسلام منهای روحانیتِ» علی شریعتی گفت‌وگو با داریوش رحمانیان برای مشاهدهٔ این گفت‌وگو، پیوندهای زیر را لمس کنید: https://youtu.be/Ab7sf9roicA?si=jd8r3_omySUcZlg1 https://www.aparat.com/v/ugk0rd9 📌مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید. https://t.me/mardomnameh
1 541
18
ادامه یادداشت ☝️ 🔹نظریه مسئله را مشخص و پژوهش را سازماندهی می‌کند؛ شواهد توضیح را محدود، پیچیده و گاه واژگون می‌کنند؛ مقایسه نشان می‌دهد توضیح رابطه‌ای گسترده‌تر را شناخته یا فقط یک مورد را دوباره توصیف کرده است؛ و مفهوم اصلاح شده ما را با پرسش‌هایی دقیقتر به آرشیو بازمی‌گرداند. 🔹نظریه بدون شاهد به آیین جزمی تبدیل می‌شود؛ شاهد بدون نظریه به انباشت اسناد و مدارک. دانش تاریخی هنگامی آغاز می‌شود که هر یک بتواند دیگری را تصحیح کند. وظیفه مورخ انتخاب میان آرشیو و نظریه نیست بلکه ساختن گفتگویی منضبط میان آنهاست که در آن گذشته نه مجاز است کاملاً به‌جای خود سخن بگوید و نه به چیزی فرو کاسته می‌شود که ما از پیش خواسته‌ایم بگوید. ✍ علی میرسپاسی،استاد مطالعات اسلامی و خاورمیانهٔ دانشگاه نیویورک،۸ شهریور ۱۴۰۵ https://t.me/mardomnameh
940
19
ادامه یادداشت ☝️ 🔹اگر شکست نظامی ضرورتاً اصلاحات متمرکز ایجاد می‌کند، چرا شکست‌های مشابه در ایران، عثمانی، روسیه، چین و ژاپن دگرگونی‌های نهادی متفاوتی پدید آورد؟ اگر فشار اروپایی علت پیدایش آموزش مدرن است، چرا جوامع زیر فشارهای مشابه مدارس، برنامه‌های درسی، زبان‌های اصلاح و نسبت های متفاوتی میان دانش و دولت ساختند؟ اگر تصویب قانون لحظه تأسیس نهاد است، آیا همین معیار را درباره دانشگاه‌های دیگر نیز به کار می‌بریم، یا در آن موارد آغاز تدریس، استقلال سازمانی یا شکلگیری پردیس را ملاک قرار می‌دهیم؟ 🔹مقایسه به معنای انکار یگانگی هر تاریخ نیست و نباید جوامع را به نمونه‌های قابل تعویض تبدیل کند. هدف آن تمایز توضیح علّی از توصیفی است که فقط با واژگان نظری تکرار شده است. تحلیل تاریخی تطبیقی می‌تواند نشان دهد شرطی ضروری، کافی، تسهیل کننده یا صرفاً همراه بوده است؛ همچنین آشکار می‌کند که پیامدهای ظاهراً مشابه گاه از فرآیندهای کاملاً متفاوت حاصل شده‌اند. مقایسه فقط میان کشورها نیست. درون یک جامعه نیز می‌توان استانها، نهادها، نسل‌ها، گروه‌های اجتماعی، پروژه‌های موفق و پروژه‌های شکست خورده را سنجید. می‌توان مدرسه‌هایی را که دوام آوردند با مدرسه‌هایی که ناپدید شدند، اصلاح نظامی را با اصلاح اداری، یا مفاهیمی را که وارد زبان عمومی شدند با ترجمه‌هایی که رد اندکی بر جا گذاشتند مقایسه کرد. این روش مانع می‌شود نتیجه‌ای را که سرانجام پیروز شد، یگانه مسیر ممکن گذشته تصور کنیم. 🔹عینیت به مثابه یک عمل اگر مورخ ناگزیر با مفهوم آغاز می‌کند و آرشیو نیز درون مناسبات قدرت شکل گرفته است، آیا باید عینیت را کنار گذاشت؟ پیشنهاد من بازتعریف آن است. عینیت نمی‌تواند به معنای فقدان دیدگاه باشد؛ هیچ مورخی بیرون از زبان، جامعه و زمان نمی‌ایستد. عینیت همچنین به معنای گردآوری همه واقعیت ها نیست، زیرا شمار واقعیت های مربوط به هر گذشته عملاً نامحدود است. 🔹عینیت تاریخی را بهتر است نوعی عمل انتقادی بدانیم: پرسشها را آشکار کنیم؛ منشأ و محدودیت منابع را توضیح دهیم؛ واقعه را از استنباط جدا سازیم؛ با شاهد ناسازگار روبه‌رو شویم؛ توضیح‌های بدیل را مقایسه کنیم؛ و مسیر رسیدن از سند به نتیجه را در معرض بررسی دیگران قرار دهیم. لورین دستون و پیتر گالیسون در تاریخ مفهوم عینیت نشان داده‌اند که عینیت استعدادی ازلی و یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای تاریخی از فضیلت‌ها و شیوه‌های معرفتی است. برای مورخ، این فضیلت‌ها شامل دقت، صداقت درباره عدم قطعیت، انصاف در برابر شواهد مخالف و آمادگی برای تجدیدنظر است. 🔹از این منظر، «گزارش درست از واقعه» نه مخالف نظریه، بلکه بخشی از همین اخلاق عینیت است. باید تاریخها را بررسی کرد، اسناد را سنجید و نام‌ها را بی‌دلیل به مقام «مؤسس» نرساند. اما پاسخ نظریه‌ای نیز ضروری است: باید روشن کنیم چرا یکی از تاریخها را برگزیده‌ایم، تأسیس را چگونه تعریف کرده‌ایم و عاملیت نهادی را چگونه میان شاه، وزیر، مجلس، متخصصان و سنت‌های پیشین توزیع می‌کنیم. دقت در فکت، ما را از مفهوم بی‌نیاز نمی‌کند؛ مفهوم را پاسخ‌گوتر می‌سازد. 🔹دیدگاه مورخ نیز اگر انکار نشود می‌تواند منبع شناخت باشد. بسیاری از پرسشهای تازه زمانی وارد تاریخ‌نگاری شدند که پژوهشگران غیبت‌هایی را دیدند که پیشینیان طبیعی می‌پنداشتند: تاریخ زنان، بردگان، کارگران، اقلیتها، استعمارشدگان و زندگی روزمره. این تاریخها با ترک شواهد پدید نیامدند؛ پرسشهای مفهومی تازه اسناد مهجور را مرئی کردند و آرشیوهای تازه‌ای از راه تاریخ شفاهی، فرهنگ مادی، بازسازی جمعیتی و خواندن اسناد رسمی برخلاف مقصود اولیه آنها ساختند. 🔹نتیجه: نه انباشت، نه آیین جزمی به مورخی بازگردیم که می‌خواست بدون نظریه وارد آرشیو شود. میل او به احترام گذاشتن به سند ستودنی بود؛ خطایش این بود که احترام را با بی‌گناهی مفهومی یکی گرفت. هیچ آرشیوی به تنهایی نمی‌گوید از کجا آغاز کنیم، کدام غیبت معنادار است، چه چیزی یک واقعه می‌سازد، یا چرا یک توالی رخداد باید کنار توالی دیگری توضیح داده شود. اینها داوریهای تاریخی‌اند و به مفهوم نیاز دارند. اما مفهوم مالک گذشته نیست. نظریه باید در معرض سند، شی، شهادت، آمار، تصویر، معماری، چشمانداز، سکوت و مقایسه باقی بماند. شواهد ممکن است ما را وادار کنند ادعایی را محدود کنیم، مقوله‌ای را کنار بگذاریم، عاملیت را دوباره توزیع کنیم، یا امکانی را ببینیم که چارچوب نخستین ما حذف کرده بود. رابطه تاریخ و نظریه نه جنگی است که در آن باید یکی را برگزید، و نه تقسیم کاری ساده که نظریه معنای کلی بدهد و آرشیو واقعیت های جزئی. این رابطه حرکتی پیوسته است. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
606
20
ادامه یادداشت ☝️ 🔹آن استولر نیز پیشنهاد می‌کند آرشیوهای استعماری را نه فقط برای کسب اطلاعات درباره استعمارشدگان، بلکه به‌عنوان سندی درباره خود حکومت استعماری بخوانیم. طبقه‌بندی‌ها، درخواستهای مکرر برای اطلاعات و گزارشهای اداری اضطراب‌های معرفتی دولت را آشکار می‌کنند. در چنین وضعیتی سوال اصلی باید این باشد که مقامات از چه می‌ترسیدند، چه چیز را نمی‌فهمیدند و چه چیزی را می‌خواستند قابل اداره سازند. چراکه فراوانی سند ممکن است نشانه تسلط دولت نباشد؛ گاه نشان می‌دهد دستگاه حاکم پیوسته با ناتوانی خود در شناخت جامعه روبه‌رو بوده است. 🔹این نکته برای تاریخ ایران اهمیت خاص دارد. آرشیو های روسیه، بریتانیا و فرانسه اطلاعات انبوهی درباره ایران در خود دارند. تراکم این اسناد ممکن است مورخ را وسوسه کند که مشاهده خارجی را نسخه‌ای دقیقتر از واقعیت ایران بداند. اما مکاتبات دیپلماتیک و اطلاعاتی درون پروژه‌هایی چون رقابت امپراتوری، مذاکره، برنامه‌ریزی نظامی و گسترش نفوذ تولید شده‌اند. آنها فقط ایران را توصیف نمی‌کنند؛ نشان می‌دهند نهادهای امپراتوری چگونه می‌کوشیدند ایران را بشناسند و بر آن عمل کنند. 🔹راه‌حل، کنار گذاشتن اسناد خارجی یا جایگزین کردن آنها با ستایش بی انتقاد منابع ایرانی نیست. فرمان‌های قاجاری، تواریخ درباری و خاطرات نخبگان نیز در مناسبات قدرت ساخته شده‌اند. وظیفه روش شناختی این است که اسناد را در نسبت با یکدیگر بخوانیم؛ منابع را کنار و علیه یکدیگر بخوانیم؛ بپرسیم هر شکل از ثبت چه چیزی را مرئی می‌کند، چه چیزی را می پوشاند و چه کارکرد نهادی دارد. نقد آرشیو میدان شواهد را گسترش می‌دهد، نه اینکه شواهد را منحل کند. گفتگوی مفهوم و شاهد 🔹اکنون می‌توان موضعی را صورت بندی کرد که هم از اثبات‌گرایی ساده فاصله دارد و هم از متن‌گرایی افراطی: نظریه پرسش‌ها را سامان می‌دهد و شواهد توضیح‌ها را منضبط می‌کنند. هیچ‌ یک نباید به تنهایی بر پژوهش مسلط شود. ای. پی. تامپسون در جدال با لویی آلتوسر از همین حرکت متقابل دفاع می‌کرد. اعتراض او به تفکر مفهومی نبود؛ تاریخ‌نگاری خودش درباره طبقه، عرف و اقتصاد اخلاقی عمیقاً نظری بود. اعتراضش متوجه نظریه‌ای خودبسته بود که پیشاپیش تعیین می‌کرد تاریخ باید چه باشد و سپس شواهد را تأیید منفعل نظام خود می‌دید. در نظر تامپسون، دانش تاریخی در گفت‌وگویی منضبط میان مفهوم و شاهد شکل می‌گیرد. این گفتگو هر دو طرف را تغییر می‌دهد. مفهوم توجه را به سوی برخی شواهد هدایت می‌کند، اما شواهد ممکن است نشان دهند مفهوم بیش از حد گسترده است، چند فرایند متفاوت را یکی کرده، یا قدرت علّی را به کنش گر نادرست نسبت داده است. آنگاه باید صورت بندی را عوض کرد. این لحظه شکست نظریه نیست؛ لحظه‌ای است که نظریه واقعاً مولد می‌شود. 🔹مفهوم نوسازی را در نظر بگیرید. اگر بی‌احتیاط به کار رود، تاریخ پیچیده را به جدولی تبدیل می‌کند که جوامع را بر اساس شباهت شان به اروپای غربی رتبه بندی می‌کند. آرشیو به فهرستی از پیشرفت و تأخیر بدل می‌شود: ارتش مدرن زود یا دیر پدید آمد؛ دانشگاه با موفقیت ساخته شد یا با تأخیر تقلید شد؛ اصلاحات کامیاب شد یا شکست خورد. مفهوم از پیش طرح داستان را نوشته است. اما شواهد می‌توانند این طرح را بی‌ثبات کنند. دانشگاه تهران نه از هیچ در یک روز ساخته شد و نه صرفاً نسخه‌ای از الگوی اروپایی بود. قانون جدید، مدارس پیشین، برنامه‌های ترجمه، ضرورتهای دولت، رقابت نخبگان، معماری فرانسوی، تجربهٔ تحصیل‌کردگان خارج و اراده اقتدار گرای حکومت را در آرایشی تازه گرد آورد. وقتی این عناصر را کنار هم می‌گذاریم، شاید «نوسازی» باید جای خود را به مفاهیم دقیقتری چون باز آرایی نهادی، تمرکز آموزشی، دولت سازی، اقتباس گزینشی و منازعه بر سر دانش بدهد. 🔹مفاهیم اصلاح شده دوباره ما را با پرسشهای تازه به آرشیو بازمی گردانند. دیگر فقط به دنبال نخستین ظهور نهادی اروپایی نیستیم؛ پروژه‌های رقیبی را می‌جوییم که ناکام ماندند، شیوه‌هایی را که نام آشنایی نیافتند و امکان‌هایی را که تاریخ ملی پیروزمندان فراموش کرد. نظریه امکان می‌دهد شواهدی را ببینیم که نظریه‌ای قدیمی بی‌اهمیت کرده بود. چرا مقایسه ضروری است؟ 🔹گفتگوی نظریه و شواهد از راه مقایسه سخت‌گیرانه‌تر می‌شود. یک توضیح ممکن است در مطالعه یک مورد قانع کننده به نظر برسد، زیرا همه ویژگی‌های همان مورد را می‌توان پس از وقوع در زبان نظریه جا داد. مقایسه مقاومت ایجاد می‌کند و می‌پرسد آیا توضیح پیشنهادی بیرون از روایتی که از آن استخراج شده نیز توان توضیح دارد. ادامه یادداشت 👇 https://t.me/mardomnameh
449