fa
Feedback
راه توده - Rahetudeh

راه توده - Rahetudeh

رفتن به کانال در Telegram

سیاسی،فرهنگی،اجتماعی

نمایش بیشتر
4 612
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
https://youtu.be/hHTH_hgw0Lg?si=Z4PJgvC2FuCE3EG9 گفتگوی یازدهم گفتگوی یازدهم سردبیر راه توده با "رسانه ما" درباره سالهای آستانه انقلاب 57 و سالهای نخست جمهوری اسلامی.

راه توده 1008

photo content

سرمقاله راه توده ۱۰۰۸ اصلاح طلبان غربگرای ایران در رکاب امریکا حرکت می کنند! اخیرا آقای "مازیار بابایی" یکی از رهبران حزب اعتماد ملی با اشاره به اینکه "اصلاح طلبان باید مفروضات گذشته خود را مورد بازخوانی قرار دهند" خواهان تجدید نظر در نگاه اصلاح طلبان به غرب شده و گفته است: "تحولات مهمی همچون خروج آمریکا از برجام و جنگ ۱۲ رزوه نشان داده نگاه این جریان به غرب و الگوهای گذشته نیازمند اصلاح اساسی است." در واقع نیز بدون چنین اصلاح اساسی غربگرایان به‌ تدریج به نمایندگان عقب مانده ترین و واپسگرا ترین قشرهای جامعه ایران تبدیل خواهند شد. در تایید این سخن آقای بابایی فقط به یک نمونه از صدها نمونه مطالب و تحلیل هایی که در رسانه های اصلاح طلب هر روز منتشر می شود نگاه می کنیم: پایگاه خبری جماران که متاسفانه گفته می شود منتسب به حسن خمینی است وهر روز بیشتر به بخشی از رسانه های زنجیره ای غربگرایان ایران تبدیل میشود، در این هفته مطلبی منتشر کرده است با عنوان: "امید بربادرفته کشورهای عربی خلیج فارس به چین؛ سود تجاری بدون مسئولیت‌پذیری امنیتی". براساس این عنوان، چین کشوری است که از دیگران سود تجاری می برد ولی مسئولیت امنیت آنها را نمی پذیرد. بعبارت دیگر ایران نباید به چین اعتماد کند. با مراجعه به اصل مطلب روشن می شود که ترجمه ای از نشریه "فارن افرز" امریکاست که در آن شکایت شده است چرا چین در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بجای آنکه طرف اعراب را بگیرد، طرف ایران را گرفته است. بنوشته مقاله: "خودداری پکن از فشار بر تهران و پرهیز از ورود مستقیم به بحران، امید کشورهای عربی به چین به‌عنوان وزنه‌ای امنیتی در برابر آمریکا را کمرنگ کرده است... پکن با وتوی قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل نیروی بین‌المللی صیانت از تنگه هرمز و انتشار گزارش‌هایی درباره ارائه داده‌های ماهواره‌ای به ایران، خشم شدید ریاض را برانگیخت." کاملا مشخص است که منظور گردانندگان شورای روابط خارجی آمریکا از این مقاله چیست. اینکه گویا کشورهای عربی جز آمریکا راه حل دیگری ندارند، ولو اینکه آمریکا نه تنها امنیت آنها را تامین نکرده بلکه در خطر قرار داده و روی چین هم نباید حساب کنند چون طرف ایران است و بنابراین باید به باج دادن به آمریکا و حفظ پایگاه های آن رضایت دهند. ولی ترجمه و انتشار بدون توضیح این مقاله درباره ماهیت نشریه "فارن افرز" و نتیجه گیری آن که "به چین نمی شود اعتماد کرد" طرف ایران را گرفته و قطعنامه های ضد ایرانی را وتو کرده، وضع وخیم رسانه ها و خودباختگی هولناک غربگرایان ایرانی و اهمیت تجدیدنظری را که آقای مازیار بابایی به آن اشاره می کند نشان می دهد. کسانی که امروز رسانه های ایرانی را دنبال می کنند به روشنی می بینند که یک دره عمیق بینشی و تحلیلی میان غربگرایان رسانه ای و تحلیلگران ضد امپریالیست یا غیرغربگرا بوجود آمده است. هرقدر گروه اول در حفظ جهان تک قطبی به رهبری آمریکا بیشتر ذینفع می شوند توانایی آنان برای درک جهان موجود نیز کمتر شده است و بیشتر به منابع و نگاه و تبلیغات دروغین آمریکایی نزدیک شده اند. برای درک ماهیت این مقاله لازم است بدانیم که ناشر آن یعنی"فارن افرز" ارگان رسمی"شورای روابط خارجی" و نماینده"اجماع جریان اصلی" در سیاست خارجی آمریکا است که گرایش شدید به نهادگرایی لیبرال و مداخله جویی آمریکایی دارد. از نظر نهادی و طبقاتی شورای روابط خارجی پیوند عمیقی با سرمایه مالی بین‌المللی (وال استریت)، اندیشکده‌های بزرگ واشنگتن، و تکنوکرات‌های وزارت امور خارجه و پنتاگون دارند. بعبارت دیگر این نشریه تریبون رسمی"الیگارشی حاکم" و بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های کلان‌پروژه‌های سرمایه‌داری فراملی و دیپلماسی سنتیو جنگ طلب آمریکاست. جای چنین مقاله ای با چنین عنوانی بدون توضیح درباره ماهیت نشریه منتشر کننده آن در ایران و رسانه های ایرانی، در میانه جنگ بزرگی که به مردم ما تحمیل شده است نباید باشد. تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh

photo content

مقالاتی كه از مجید فیاض در باره سیاست و نقش حزب توده ‌ایران در سال‌های پس از انقلاب ۵۷ منتشر شد نشان داد که او اهل تحقیق پیگیرانه تحولات ایران و نقش حزب توده ایران در بطن آن هاست. او که خود از روزنامه نگاران قدیمی در خراسان بود، در سالهائی که در انگلستان زندگی می کرد و ساکن لندن بود، مقالاتی در هفته ‌نامه نیمروز و فصلنامه "روزگارنو" در دفاع از خط مشی پس از انقلاب حزب توده ایران و تجلیل از شخصیت کیانوری منتشر کرد، كه عمدتا در تقابل بسیار جدی با مطالبی بود كه از سوی برخی جداشدگان از حزب توده ‌ایران نظیر بابك امیرخسروی و فریدون آذرنور و دیگران قرار داشت. پس از انتشار مقالات مجید فیاض در هفته ‌نامه نیمروز در خارج از كشور، زنده ‌یاد نورالدین كیانوری دبیراول وقت حزب توده ‌ایران، در دورانی كه در آپارتمان اجاره‌ای خویش در خیابان سنائی تهران زندگی می‌كرد با خواندن برخی از این مقالات تلاش كرد تا بلكه شخصا با وی تماس برقرار كرده و از جسارت، پایمردی و صداقت گفتار مجید فیاض تشكر و قدرانی كند، اما این ارتباط تا پایان حیات کیانوری و مجید فیاض ممكن نشد. مجید فیاض که از جمله وکلای "حاج حسین ملک" از مالکان خوش نام و معروف خراسان نیز بود، در سالهای پایانی عمر خود، سفر کوتاهی به آلمان نیز کرد و درشهر برلین با شماری از همکاران و همفکران راه توده نیز دیداری تاریخی کرد و خاطراتی را از دوران فعالیت حزب در خراسان – بویژه مشهد- در دهه ۳۰ که برای توده ایهای حاضر دراین دیدار بسیار جذاب بود!   تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh

آزادی زندانیان سیاسی، بویژه باقی ماندگان گروه ۵۳ نفر، تاسیس حزب توده ایران، آغاز فعالیت این حزب و وقایعی كه از شهریور ۲۰ تا كودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ بخشی از تاریخ معاصر ایران را شامل می‌شود، جانمایه ماندگار كتاب خاطرات مجید فیاض است. مجید فیاض كه شجره‌ خانوادگی او به نادرشاه افشار باز می‌گشت خاطراتی را از دوران كودكی خود نقل می‌كند، كه ریشه در مسائل متن و حاشیه مناسبات اقتصادی- سیاسی بزرگترین بنیاد مالی ایران، یعنی آستان قدس رضوی دارد. شرح بیعت روحانیون حوزه مشهد و آستان قدس رضوی با "رضاخان  میرپنج" صدراعظم كودتای سوم اسفند، جدال بین روحانیون و دربار رضاشاه برای سلطه بر این بنیاد عظیم مالی و سرانجام یافتن این ستیز به سود رضاخان و به قیمت كشتار در مسجد گوهرشاد، آشكارا نشان می‌دهد كه واقعه مسجد گوهرشاد نیز مانند هر پدیده و رویداد دیگری پیش از آنكه ریشه در تجدد خواهی رضاخان و یا شریعت دوستی روحانیون داشته باشد، ریشه در ثروت عظیمی داشت كه در آستان قدس رضوی خوابیده‌ است. نویسنده از معدود روحانیون بازمانده از آن دوران كه تا انقلاب ۵۷ زنده مانده بودند و نقش و موقعیتی كه بعدها در جمهوری اسلامی ایفاء كردند نیز یاد می‌كند، اما پیش از این بازماندگان، نویسنده از فرزندان و نوادگان آن روحانیون در كتاب خود اسم می‌برد: آیت‌الله غلامحسین طبسی (پدر شیخ عباس طبسی تولیت كنونی آستانقدس رضوی)، طلبه جنجال آفرینی بنام "بهلول" كه در كشاندن مردم به مسجد گوهرشاد نقش مهمی برعهده داشت و پس از یورش نظامیان رضاخان به مسجد گوهرشاد به آن كه صدمه نرسید وی بود! او بعدها مدعی شد كه با توصیه آیت‌الله العظمی آقاسید ابوالحسن اصفهان از نجف اشرف به مشهد اعزام شده بود و بالاخره آیت‌الله حسین قمی (پدر آیت‌الله حسن قمی كه در جمهوری اسلامی منزوی است و در مشهد حصر خانگی شد.) مجید فیاض همچنین از فرزندان و نوادگان نظامیانی كه در خراسان تا پیش از سقوط رضاخان سایه دیكتاتور در منطقه بودند نیز یاد می‌كند. این فرزندان نیز مانند فرزندان روحانیون آن دوران كه به صف روحانیون مترقی و روحانیون مرتجع، روحانیون درباری و روحانیون مخالف دربار تقسیم شدند، این ها نیز برخی به صف ملیون جلب شدند، برخی كارگزار دستگاه سلطنتی فرزند رضاخان شدند و جمع قابل شمار و توجهی از آنها به صف حزب توده‌ ایران پیوستند و در دل حوادث تاریخی نقش آفرین، مرعوب، شهید، اعدام، مهاجر، حاكم و محكوم شدند.  بی شك نشان دادن ریشه و پیوند حزب توده ‌ایران در عمق جامعه و تحولات آن، یادگاری است كه از مجید فیاض باقی مانده است. نویسنده خاطرات كه تا کودتای عضو حزب توده ایران بود اما به نوشته خویش بعد از كودتای ۲۸ مرداد از سیاست فاصله گرفته و پس از انقلاب ۵۷ نیز به صفوف حزب توده ‌ایران نپیوست، در سراسر كتاب خود به ستیزی افشاگرانه علیه جداشدگان پرادعا از حزب توده ‌ایران می ‌پردازد و از بردن نام برخی از این چهره‌ها- نظیر انورخامه‌ ای و خلیل ملكی- كه هم چنان پیروان و مقلدانی پرادعا از خود باقی گذاشته‌ اند می‌پردازد. او پروائی به خود راه نداده و در سخت‌ ترین و دشوارترین سال‌های یورش همه جانبه به حزب توده‌ایران در جمهوری اسلامی، با سند و برهان به دفاع از نقش تاریخی حزب توده‌ ایران پرداخته ‌است. امری كه صداقت این عضو نیپوسته به صفوف حزب در سال‌های پس از انقلاب ۵۷ را برتر و والاتر از ادعاهای كسانی قرار می‌دهد كه ۳-۴ سالی بعد از پیروزی انقلاب از دروازه گشوده حزب در خیابان ۱۶ آذر وارد آن شده و پس از یورش به حزب و بویژه در مهاجرت از در پشتی گریختند و اكنون با تف كردن به گذشته خویش آینده ای را در كنار سلطنت طلب‌ها جستجو می‌كنند. خاطرات مجید فیاض نشان می‌دهد، كه امثال او و كسانی كه وی از آنها در كتابش نام برده و قهرمانان گمنام جنبش‌ها و خیزش‌های یكصد سال اخیراند، از جمله كسانی است كه نه در پی جاه و مقام و نه از سر هوا و هوس به جنبش عمومی و مترقی مردم ایران پیوسته و حزب توده‌ایران را سنگر خود یافته بودند. شرحی كه مجیدد فیاض در باره نقش مترقی و ملی فرقه دمكرات آذربایجان در كتاب خاطرات خود می‌دهد، او را در كنار جسورترین خاطره نویسان دوران اخیر قرار می‌دهد. جلد اول این كتاب در دو هزار نسخه منتشر شد و تا آنجا كه اطلاع داریم استقبال از آن چنان بود كه مقدمات چاپ دوباره آن شروع شد که عمر دولت خاتمی به سر آمد. جلد دوم كتاب خاطرات مجید فیاض سال‌های پس از ۲۸ مرداد تا انقلاب ۵۷ را شامل می‌شود.

راه توده 1008 نگاهی به کتاب خاطرات "مجید مجید فیاض" رویدادهای گذشته را باید خواند و تبدیل به آگاهی کرد   از میان كتاب‌های خاطراتی، كه در سال‌های دولت خاتمی در ایران منتشر شد، شاید خاطرات "عبدالمجید مجید فیاض" از جمله كم نظیرترین آنها باشد. جلد این كتاب، در ۴۸۵ صفحه در تهران منتشر شد و در آخرین دوران حیات نویسنده، جلد دوم آن نیز انتشار یافت. در جلد دوم نکات خبری و تاریخی مهم و جالبی وجود دارد، اما به پای جلد اول نمی رسد. از جمله درباره سید جلال تهرانی که در سال انقلاب ۵۷ رئیس شورای سلطنت شد و با تولیت "آقا اسدی" در آستان قدس رضوی و اعدامش بدستور رضاشاه و سپس درباره دو شخصیت در راس این امپراطوری مالی. یعنی پیرنیا و سپس ولیان. این تولید پس از انقلاب با حکم آقای خمینی به آیت الله طبسی رسید و پس از او به ابراهیم رئیسی و اکنون نیز حجت الاسلام احمد مروی  در راس آنست. (عکس: آقا اسدی)   فصل‌های نخست جلد اول كتاب  خاطرات مجید فیاض اختصاص دارد به اوضاع خراسان در سال‌های آستانه به قدرت رسیدن رضاخان و صدراعظمی كوتاه مدت او، كه بسرعت تبدیل به سلطنت وی شد. در همین فصل‌ها شرحی بدیع از مناسبات نزدیك رضاخان با روحانیون در دوران صدراعظمی وی و نقش آفرینان حوزه علمیه مشهد و آستانقدس رضوی در وقایع منجر به سلطنت رضاخان وجود دارد كه شاید برای نخستین بار در ایران فاش شده است. تجدد گرائی دوران رضاشاه كه كشف حجاب مشخصه آن بود، تجمع مردم در مسجد گوهرشاد مشهد، روحانیون نقش آفرین و مشوق این تجمع و سپس یورش نظامی‌ها به این تجمع، بی شك از فصول خواندنی این جلد است، بویژه در آن بخش كه روحانیون در مسجد گوهرشاد  سنگر را خالی می‌كنند و مردم بی‌دفاع را در مسجد گوهرشاد جلوی گلوله می‌دهند. حمله خونین نظامی به اجتماع و تحصن مردم در صحن مسجد گوهرشاد، سركوب مردم معترضی را همراه داشت كه نمی‌دانستند چرا حجاب برداشته می‌شود و چرا روحانیون از حجاب دفاع می‌كنند و اساسا دعوا بر سر چیست؟ حادثه مسجد گوهرشاد، به دیكتاتوری رضاخان چهره آشكار و بی پرده ‌ای داد که تا تلاش برای پیوند پنهان و آشكار رضاخان با هیتلر پیش رفت و منجر به ورود قوای متفقین به ایران و سقوط رضاخان شد. یک سر ماجرای مسجد گوهر شاد رقابت پنهان رضاشاه با روحانیون بر سر تسلط بر امپراطوری آستان قدس رضوی بود که با پیروزی رضاشاه پایان یافت و این نبرد و رقابت سرنوشت غم انگیزی را برای "آقا اسدی" تولیت آستان قدس در آن دوران، که انسانی شریف و درستکار نیز بود رقم زد. فصل اعدام "آقا اسدی" بدستور رضا شاه یکی از خواندنی ترین و غم انگیزترین فصول کتاب خاطرات مجید فیاض است. از فردای سقوط رضاخان، انگلستان از بیم رشد نیروهای ملی و چپ سرکوب شده در دوران رضاشاه، توسط عیادی خویش و با نفوذی كه در میان كارگزاران و وابستگان دربار پهلوی و در میان روحانیون داشت به تلاشی در سراسر ایران دست زد كه هدف از آن تقویت روحانیون سركوب شده در دوران رضاخان و ترویج خرافات مذهبی برای مقابله با افكار چپ و دمكرات در ایران بود. كانون این تلاش حفظ سلطنت و ایجاد انحراف در خواست عمومی مردم ایران برای تحولاتی بود كه با شروع جنگ دوم و بیرون آمدن جامعه از سیطره دیكتاتوری رضاخان از هر سو آغاز شده بود. انگلستان كوشید تحولات ایرانی را كه از سیطره دیكتاتوری رضاخانی خلاص شده بود در سقوط پدر و جانشینی پسر خلاصه و محدود نگهدارد.

photo content

۶- پس از راهپيمايی تاريخی عيد فطر، که رفراندوم گويايی در جهت تأييد هدف‌های اساسی جنبش ملی ‏ميهن ما بود، حزب تودۀ ايران در اعلامیۀ ۱۳ شهريور ۱۳۵۷ خود، پيشنهاد روشنی دربارۀ نکاتی که ‏می‌تواند به‌عنوان برنامۀ مبرم مورد پذيرش همۀ نيروهای اصيل مبارز ملی قرار گيرد و خط فاصل بارزی ‏ميان مبارزان و سازش‌کاران با رژيم شاه و امپرياليسم بکشد، تدوين و مطرح کرد. از اين پيشنهاد، که ‏به ‌ضميمۀ اين نامه به ‌نظر آيت‌اﻟﻠﻪ می‌رسد، ديده می‌شود که بين آنچه که حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ تاکنون بيان ‏داشته ‌ايد و آنچه که حزب ما خواستار است، در مهم ‌ترين و عمده‌ ترين جهاتش، انطباق و يا لااقل نزديکی ‏بسيار زياد موجود است. واقعيت مبارزات روز در ميدان‌های نبرد ايران و قطع ‌نامه‌ های راهپيمايی‌های ‏عظيم و بی ‌نظير روزهای تاسوعا و عاشورا هم مؤيد کامل اين واقعيت است. با تکيه به همين واقعيات ‏است که حزب تودۀ ايران همواره اميدوار است که بالاخره تجربيات زندگی، شرايط عينی و ذهنی لازم را ‏برای نزديکی و همکاری همۀ نيروهای ملی و آزادی‌دوست آماده خواهند کرد. با تکيه به همين واقعيات ‏است که حزب تودۀ ايران از حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ به‌عنوان برجسته ‌ترين شخصيت ملی جنبش کنونی ايران ‏انتظار دارد که نفوذ و اعتبار بزرگی را که در ميان مبارزان راه استقلال و آزادی داريد، در راه تحکيم ‏بيش ‌تر امر اتحاد همۀ نيروهای ملی و آزادی ‌دوست به کار اندازيد و به نيروهايی که به سخنان آيت‌اﻟﻠﻪ ارج ‏فراوان می‌گذارند، توصيه فرماييد که از گرفتن مواضع دشمنانه نسبت به حزب ما که با تمام نيروی خود ‏در راه استقلال ملی و آزادی و پيشرفت همه‌ جانبۀ اجتماعی ميهن عزيزمان مبارزه می‌کند و افراد و ‏هوادارانش چه در زندان‌ها و شکنجه‌ گاه‌ ها و چه در ميدان‌های نبرد دوش‌ به ‌دوش ساير مبارزان راه مردم ‏پيگيرانه به مبارزه ادامه می‌دهند، احتراز نمايند. ‏ ۷- اکنون جنبش انقلابی مردم ايران به حساس‌ ترين مرحلۀ خود رسيده و دوران نبرد نهايی، نبردی که ‏می ‌تواند سرنوشت ميهن ما را برای يک دورۀ تاريخی معين سازد، فرا رسيده است. امپرياليسم از راه مقابلۀ ‏مسلح با تظاهرات مردم و از راه تلاش برای ايجاد شکاف و نفاق در جبهۀ مخالفين خود می‌کوشد راه‌ حل ‏سازش‌کارانۀ خويش را به مردم ما تحميل کند. رژيم و امپرياليسم نشان داده‌اند که تا آن لحظه که بتوانند ‏ايستادگی کنند، حاضر نيستند از مواضع اصلی غارتگرانۀ خويش عقب‌ نشينی نمايند. از سوی ديگر مردم ‏مبارز هر روز بيش ‌تر به اين حقيقت پی می‌برند که در مقابل دسايس امپرياليسم و ارتجاع تنها از راه ‏تظاهرات و اعتصابات نمی‌توان مقاومت رژيم و امپرياليسم را در هم شکست. به‌نظر ما مردم را بايد برای ‏اشکال قاطع‌تر مبارزه آماده ساخت. حزب تودۀ ايران اعتقاد دارد که هنگام آن رسيده است که امر اتحاد ‏همۀ نيروهای ملی و آزادی‌ دوست وارد مرحلۀ جدی‌تر و عالی‌تری گردد و کوشش‌های عملی فوری برای ‏تشکيل «جبهۀ متحد آزادی ملی ايران» به عمل آيد. ‏ به‌نظر حزب تودۀ ايران، وظيفۀ اين جبهه بايد اين باشد که با همکاری همۀ نيروها، شخصيت‌ها، ‏سازمان‌های سياسی و اجتماعی اصيل ضدرژيم با توجه عميق به بيانات حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ در مصاحبه با ‏مخبر روزنامۀ الوطن چاپ بيروت دربارۀ اين که جبهۀ مخالفان ضدرژيم هنوز متشکل نيست، مرکز متحد ‏رهبری به وجود آورد، امر رهبری عملی مبارزات عموم مردم را عليه رژيم شاه و امپرياليسم در دست ‏گيرد و ضمن استفاده از همۀ شيوه ‌های عادی مبارزۀ سياسی، امر تدارک مبارزۀ مسلحانۀ خلق را عليه ‏نيروهای مسلح رژيم شاه و در درجۀ اول درهم ‌کوبيدن مراکز ساواک و پليس و از پا درآوردن گاردهای ‏آدم کش پليس را مطالعه کند و سازمان دهد. ‏ با توجه به مقام شامخ حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ در جنبش ملی ميهن ما، حزب تودۀ ايران درست و بجا می‌داند که ‏شما ابتکار تشکيل چنين جبهه‌ای را به نام «جبهۀ متحد آزادی ملی ايران» و يا هر نام ديگری که شما ‏بهتر بدانيد، در دست گيريد و از همۀ سازمان‌ها و گروه‌ها و نيروهای اصيل ضدرژيم دعوت فرماييد که در ‏اين جبهه شرکت نمايند. حزب تودۀ ايران آماده است که تمام نيروی خود را برای شرکت در چنين جبهه ‏و پشتيبانی فعال از آن به کار اندازد. ‏ ما با اميد زياد اين نامه را به حضور حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ می‌فرستيم و آماده هستيم که هر طور صلاح بدانيد، ‏به‌طور مستقيم و يا با واسطۀ هرکس که تعيين بفرماييد، نظريات و پيشنهادهای ‌مان را مشروح ‌تر در ‏اختيارتان بگذاريم و از نظريات حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ نيز به‌ طور دقيق‌تر آگاه شويم. ‏ با احترام ‏ کميتۀ مرکزی حزب تودۀ ايران ‏ ‏۱۲ دی‌ماه ۱۳۵۷ تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh

برای حزب تودۀ ايران هم کاری با نيروهای ملی و آزادی‌ خواه، و به ‌ويژه نيروی عظيم مبارزانی که زير پرچم ‏انديشه‌های اسلامی در راه استقلال و آزادی ايران نبرد می‌کنند، يک مسئلۀ گذرای سياسی نيست. برای ‏حزب ما اين همکاری دارای اهميت اساسی و تعيين‌کننده بوده و يکی از عمده‌ ترين پايه‌ های سياست ‏طويل ‌المدت ما بر روی آن استوار است. ما با احساس عميق ‌ترين مسئوليت، به ضرورت تاريخی اين ‏همکاری عقيده داريم و با صداقت کامل، علی‌رغم برخوردهای ناروا و دردآوری که بارها و بارها از طرف ‏بخش‌های گوناگون جنبش ضدامپرياليستی و آزادی‌خواهانۀ ميهن ما ــ و با کمال تأسف حتی از طرف ‏شخص آيت‌اﻟﻠﻪ ــ به حزب ما شده است، اين دست هم کاری را هميشه آماده نگاه می‌داريم. تجربيات ديگر جنبش‌های رهايی‌بخش ملی در سراسر جهان، چه در دوران مبارزه برای رسيدن به ‏هدف‌های مبرم و چه پس از رسيدن به قدرت دولتی، همه مؤيد اين واقعيت است که هر جا اين اتحاد ‏عمل به وجود آيد، پيروزی آسان ‌تر و امکان نگهداری پيروزی‌های به ‌دست‌آمده اطمينان ‌بخش‌ تر است. امروز ‏هيچ‌ کس نمی‌تواند اين حقيقت را انکار کند که اتحاد عمل همۀ نيروهای تشکيل ‌دهندۀ سازمان ‏آزادی‌ بخش فلسطين، که هم نيروهايی را که زير پرچم اسلام در مبارزه شرکت می‌کنند و هم هواداران ‏سوسياليسم علمی را دربرمی‌گيرد، مهم‌ ترين ضامن مقاومت درخشان خلق فلسطين و محکم‌ ترين وثيقۀ ‏پيروزی نهايی آن است. اين حقيقت نيز کاملاً روشن است که تفرقه و نفاق و چند دستگی ميان کشورهای ‏عربی که محصول خيانت سادات‌های مسلمان‌نما و نظاير اوست، تا چه حد پايه‌های تسلط خون ‌بار ‏امپرياليسم و صهيونيسم را بر خلق‌های عرب منطقه تحکيم نموده است. ‏ ۵- يکی از فجيع‌ترين اتهاماتی که از روز پيدايش جنبش توده‌ ای، به حزب ما وارد شده و تاکنون نيز ادامه ‏دارد، اين است که گويا اين واقعيت که حزب ما هوادار بی‌ چون‌وچرای دوستی مردم ايران با کشورهای ‏سوسياليستی و به‌ويژه همسایۀ بزرگ و نيرومند ما اتحاد شوروی است، نشانۀ آن است که ما منافع مردم ‏ايران را محترم نمی‌شماريم. اين بزرگ‌ترين دروغی است که ارتجاع در سراسر تاريخ جهان، همواره به ‏نيروهای مترقی جامعۀ خود وارد کرده و در هر دوره رنگ و لباس تازه‌ای بدان داده است. ولی حقيقت اين ‏است که تنها وفاداری عميق به منافع ملی ميهن عزيرمان، همراه با تحليل علمی دربارۀ جريانات سياسی ‏سراسر جهان و ماهيت نظام‌ های اقتصادی‌ـ‌اجتماعی‌ـ‌سياسی کشورهای دنيا و شناخت درست ماهيت ‏امپرياليسم و سوسياليسم ما را به آنجا رسانده است که مانند حضرت آيت‌اﻟﻠه امپرياليسم و به ‌ويژه ‏امپرياليسم امريکا را دشمن خلق خود و همۀ بشريت بدانيم و خلق‌های سراسر جهان و دولت‌هايی را که ‏دارای ماهيت خلقی هستند و بر پایۀ همين ماهيت در اردوی ضد امپرياليستی قرار دارند، دوست مردم ‏ميهن خود بشناسيم. دوستی ما با اتحاد شوروی بر واقعيت غيرقابل انکار تاريخ ۶۲ سالۀ اين دولت و نقشی ‏که در اين دوران در تمام حوادث جهانی ايفا کرده، استوار است. در عرض تمام اين دوران بيش از شصت ‏سال، حتی يک جنبش نجات‌بخش ملی در سراسر جهان نمی‌توان يافت که يا از همان آغاز مبارزه و يا از ‏همان مراحل اولیۀ تکاملش مورد پشتيبانی معنوی و مادی اتحاد شوروی قرار نگرفته باشد؛ جنبشی را ‏نمی‌توان يافت که توانسته باشد بدون استفاده از اين کمک‌ های بی ‌دريغ، در مبارزۀ خود عليه ‏امپرياليست‌ های خون‌خوار به‌ طور قطعی و نهايی پيروز گردد. جهان کنونی هم شاهد گويای اين واقعيت ‏است که خلق‌های زير ستم تنها و تنها در سایۀ حمايت بی‌دريغ کشورهای سوسياليستی و پشتيبانی ‏جنبش عظيم کارگری جهان و همبستگی بين خود می‌توانند از آزادی و استقلال ملی خود در برابر هجوم ‏امپرياليسم متجاوز و خون‌خوار دفاع کنند. در دنيای اسلام کيست که بتواند انکار کند که ايستادگی ‏کشورهای کوچکی مانند ليبی، يمن جنوبی و سوريه در برابر دسايس روزافزون جبهۀ مشترک امپرياليست ‏و صهيونيست‌ها، تنها به اتکای وحدت درونی ملی خويش و پشتيبانی بی‌دريغ و معنوی و مادی کشورهای ‏سوسياليستی و ساير نيروهای مترقی جهان، ميسر است. ‏ اين‌هاست دلايلی که به‌نظر ما، هر ايرانی ميهن‌ پرست را به تحکيم دوستی با کشورهای سوسياليستی، ‏به‌ويژه با اتحاد شوروی، بزرگ ‌ترين سنگر جبهۀ عظيم جهانی ضدامپرياليسم، موظف و متعهد می‌سازد. اين ‏است يگانه انگيزۀ ما در اتخاذ سياست دوستی با اتحاد شوروی و ساير کشورهای سوسياليستی و لاغير. ‏

در اجرای اين سياست نفاق ‌افکنانه، رژيم از هر وسيله‌ ای بهره‌ برداری می‌کند: عوامل خود را به درون ‏سازمان‌های مبارزان می‌فرستد و به‌وسيلۀ آن‌ها تخم نفاق و دشمنی را می‌افشاند. از خامی تازه ‌واردان در ‏مبارزۀ سياسی، که هنوز به‌دنبال يک «موضع‌گيری» سياسی می‌دوند، بهره‌برداری می‌کند و به‌وسيلۀ آن‌ها ‏از درون جنبش به پشت مبارزان خنجر می‌زند. به ‌دست عناصر خود سازمان‌ها و گروه‌های تفرقه ‌اندازی با ‏نام سازمان‌های پي گير و مبارز ضد امپرياليست به وجود می‌آورد و از آن‌ها برای بدنام ‌کردن و تفرقه ‌انداختن ‏ميان نيروهای اصيل ملی بهره ‌برداری می‌کند. وازدگان و منحرفين جنبش بين‌المللی کارگری و حتی ‏خائنين و خود فروختگان سازمان‌های سياسی ملی را به کار می‌کشد و با دست آن‌ها بذر خصومت ‏می‌افشاند و از وجود نکبت ‌بار آن‌ها برای بدنام‌ کردن سازمان‌های سياسی ملی استفاده می‌کند. در اين ‏زمينه به‌ويژه مائوئيست‌ها نقش نفرت ‌انگيزی را ايفا می‌کنند، چه آن‌ها که کورکورانه به‌دنبال رهبران ‏کنونی چين می‌دوند که با سياه ‌ترين نيروهای ارتجاعی جهان، و ازآن‌جمله با رژيم شاه ايران، برای سرکوب ‏همۀ جنبش‌های اصيل آزادی‌ بخش ملی سازش ننگينی کرده‌اند و چه آن‌ها که آگاهانه و به‌دستور ‏سازمان‌های جاسوسی امپرياليستی نقاب‌های رنگارنگ هواداری از سوسياليسم علمی به صورت زده‌ اند، ولی ‏در عمل تنها برای نفاق ‌افکنی ميان نيروهای اصيل جنبش رهايی ‌بخش ملی فعاليت می‌کنند. نمونۀ عمل ‏نفرت‌انگيز يکی از اين گروه‌ها را در «سازمان مجاهدين خلق» ديده‌ايم که چگونه با نقاب ريا و تزوير در ‏اين سازمان راه يافتند و با توسل به همۀ وسيله‌ها، حتی تا کشتن افراد مبارز، سرانجام اين سازمان را ‏به‌ سوی تفرقه و تلاشی سوق دادند. ‏ به‌نظر ما وظيفۀ ميهنی و تاريخی همۀ افراد و سازمان‌های ملی و آزادی‌خواه ايران است که صرف‌ نظر از ‏همۀ اختلافات مسلکی و اعتقادات فلسفی و سياسی در اين دام‌ های دشمنان خلق نيفتند و تمام نيروی ‏خود را برای بی‌اثر ساختن اين سياست مزورانه و خطرناک به کار اندازند. ‏ آنچه امروز برای گسترش باز هم بيش ‌تر جنبش، برای درهم‌ شکستن همۀ دسايس دشمنان مردم ما ‏ضرورت درجۀ اول دارد، همان وحدت عمل همۀ اين نيروها در جبهۀ متحدی است که بتواند با استفاده از ‏همۀ امکانات مساعد درون جامعۀ ايران و همۀ عوامل مساعد بين‌المللی، مقاومت رژيم شاه و امپرياليست‌ها ‏را درهم ‌شکند و اين نبرد تاريخی پرافتخار را به پيروزی قطعی و نهايی برساند. ‏ ۴- در آنچه که مربوط به حزب تودۀ ايران است، ما توجه ويژۀ حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ را به اين واقعيت جلب ‏می‌کنيم که حزب ما از همان آغاز فعاليت و در سراسر تاريخ پررنج و خون‌آلود موجوديت ‌اش، با پي گيری و ‏قاطعيت در راه تحقق شعارهايی که امروز به شعارهای عموم مردم مبدل شده‌ اند، مبارزه کرده است. آنچه ‏تعيين‌کننده و شاخص تاريخ مبارزات حزب ماست، همانا صداقت و پيگيری و آشتی‌ناپذيری‌اش در نبرد ‏برای دفاع از مردم زحمت‌ کش، نبرد برای استقلال و آزادی، نبرد عليه غارتگران خودی و چپاولگران ‏امپرياليستی، نبرد برای سربلندی ميهن عزيزمان ايران است. به ‌علاوه حزب ما، در طول تمام تاريخش، ‏همواره در جهت اتحاد همۀ نيروهای ملی و دموکراتيک و ضدامپرياليستی و ضدارتجاعی گام برداشته و ‏تشکيل جبهۀ متحدی از اين نيروها را شرط ضروری برای پيروزی جنبش رهايی‌بخش ملی ايران دانسته ‏است. به همين علت هم هست که امپرياليسم و رژيم شاه، حزب تودۀ ايران را در صف بزرگ‌ ترين دشمن ‏خود قرار می‌دهند؛ به همين جهت است که از همان اولين روز پيدايش تاکنون، حزب ما مورد ‏نفرت ‌انگيزترين سفسطه‌ها و اتهامات و کين ‌توز ترين حملات از طرف نيروهای سياه ارتجاع و امپرياليسم ‏قرار گرفته است. ‏ در دوره‌هايی از تاريخ معاصر که حزب ما تنها و يا تقريباً تنها در ميدان نبرد عليه رژيم سياه شاه و ‏امپرياليسم قرار داشت، اين اتهامات و حملات تنها متوجه حزب ما بود، ولی اکنون که رژيم از طرف طيف ‏پهناوری از نيروهای اجتماعی با عقايد و افکار سياسی و فلسفی گوناگون مورد حمله قرار گرفته، سيل اين ‏اتهامات و ناسزاها و حملات به‌ سوی همۀ جنبش و حتی به‌سوی شخص آيت‌اﻟﻠﻪ نيز سرازير شده است. ‏

به ‌نظر حزب ما هنوز در برابر مبارزان ميهن ما برای رسيدن به اين هدف‌ها، دشواری‌های بسيار بزرگ و ‏موانع بسيار سخت وجود دارد. برپاکنندگان اين موانع و دشواری‌ها، هم در جامعۀ ايران و هم به‌ويژه در ‏صحنۀ جهانی، هنوز دارای پايگاه‌های قابل توجيهی هستند. در درون جامعۀ ايران، هواداران رژيم سياه شاه ‏و کارگزاران امپرياليسم، هنوز از امکانات قابل ملاحظه‌ای برخوردارند و می‌توانند نه‌ تنها امروز، بلکه در ‏مراحل آتی گسترش جنبش، حتی پس از سرنگون‌شدن رژيم استبدادی شاه، ضربات دردناک و حتی ‏جبران‌ناپذيری به جنبش ملی و دموکراتيک ما وارد سازند. در صحنۀ جهانی، همۀ امپرياليست‌ها، به ‏سرکردگی امپرياليست‌های امريکايی و انگليسی، و به‌ويژه امريکايی، که نقش ژاندارم خون‌آشام را در ‏سراسر جهان به عهده گرفته است جبهۀ متحدی عليه جنبش ملی و دموکراتيک ميهن ما به وجود ‏آورده‌اند و با تمام نيروی خود می‌کوشند پيروزی قطعی اين جنبش را غيرممکن سازند. ‏ درست است که در جهان کنونی به‌علت وجود جبهۀ نيرومند نيروهای ضدامپرياليستی، که کشورهای ‏سوسياليستی، جنبش‌های رهايی‌بخش ملی، کشورهای مترقی و ضد امپرياليست «جهان سوم» و جنبش ‏عظيم زحمت‌کشان وآزادی‌خواهان را دربرمی‌گيرد، به ‌دليل نيرومندی روزافزون و پيروزی‌های تازه ‌به ‌تازه‌ای ‏که اين جبهه به دست می‌آورد و پيروزی‌های خلق ما تاکنون يکی از نمونه‌های برجستۀ آن است، ‏امپرياليست‌ها ديگر مانند گذشته برای مداخلۀ علنی و مستقيم در امور کشورهای ديگر، به‌ويژه در کشوری ‏با اهميت سوق‌الجيشی کم‌ نظيری مانند ايران، دست ‌شان باز نيست و همان‌ طور که آيت‌اﻟﻠﻪ در مصاحبۀ ‏خود با روزنامۀ الوطن چاپ کويت اظهار داشته‌ ايد، امپرياليست‌ها از مداخلۀ مستقيم در کشورهای ديگر ‏تجربيات تلخ و دردناکی دارند و می‌دانند که چنين مداخله‌ ای برای آنان گران تمام خواهد شد، با اين‌همه ‏هنوز امپرياليست‌ها امکانات بسياری در اختيار دارند. آن‌ها به نيروهای سياه رنگارنگ ارتجاعی در درون ‏کشور و نيروهای سازش‌کار در درون جنبش تکيه دارند و می‌توانند از وسايل و شيوه‌های گوناگون ‏مردم ‌فريبانه و رياکارانه، غدارانه و جنايت ‌بار برای سرکوب جنبش استفاده کنند. ‏ ۳- شيوه‌های رايج مقابلۀ رژيم کنونی ايران با جنبش انقلابی مردم، مانند هميشه، توسل به زور و سرکوب ‏خونين و تشبث به تزوير و دروغ برای گمراه‌ کردن و بالأخره نفاق‌افکنی و ايجاد شکاف و تصادم در ميان ‏نيروهای مخالف خويش است. در زمينۀ توسل به زور، يعنی به‌ کارانداختن نيروهای مسلح برای کشتار ‏مردم و سرکوب جنبش، امکانات رژيم هر روز محدود تر می‌شود و شعله‌های فروزان آتش ميهن‌پرستی و ‏آزادی‌خواهی از ديوارهای سربازخانه‌ها عبور کرده مهم ‌ترين پايگاه رژيم را به خطر می‌اندازد. رويدادهای روزهای اخير بار ديگر نشان داد که از اين پس تکيه‌ گاه رژيم سياه شاه و امپرياليسم تنها ‏فرماندهان خود فروختۀ ارتش، آدم کشان حرفه ‌ای ساواک و پليس، اراذل، اوباش و چاقوکشان و بخش ‏کوچکی از افسران و درجه‌داران و سربازانی است که با دقت دست چين شده و برای آدمکشی از طرف ‏مربيان امريکايی و اسرائيلی آموزش يافته ‌اند. ضربۀ مردم‌ فريبی و رياکاری رژيم هم مدت‌هاست که اثر خود ‏را از دست داده است. ولی تنها ضربه‌ای که هنوز امپرياليست‌ها و دست‌نشاندگان به وسيع‌ترين شکل مورد ‏استفاده قرار می‌دهند و هر روز بيش‌تر به عمده ‌ترين سلاح اميد بخش آن‌ها مبدل می‌شود، حربۀ ‏نفاق‌افکنی و شکاف ‌اندازی در ميان گردان‌های مبارز نيروهای ميهن‌پرست است، هم در ميدان نبرد درون ‏ايران و هم در ميدان بزرگ نبرد جهانی. ‏ در صحنۀ مبارزات درون کشور، سمت‌گيری اساسی رژيم شاه و کارشناسان امريکايی و اسرائيلی ‌اش به ‌ويژه ‏در جهت جداکردن نيروهای مبارز جنبش توده‌ ای و کارگری ايران از ساير نيروهای ملی و به‌ ويژه از آن ‏بخشی از مبارزان است که زير پرچم مذهب در اين نبرد عظيم ملی شرکت دارند. در صحنۀ مبارزات ‏جهانی، سمت‌ گيری اساسی رژيم شاه و امپرياليست ‌های حامی آن به ‌ويژه در جهت جدا ساختن اين بخش ‏جنبش از پشتيبانان راستين جنبش‌های رهايی‌بخش ملی، يعنی از کشورهای سوسياليستی و احزاب ‏کارگری جهان است. تمام تبليغات مشمئزکنندۀ رژيم شاه و همۀ مفسرين سياسی اردوگاه امپرياليستی ‏درست همين سمت‌ گيری را دارند. ‏

راه توده 1008 نامه تاریخی دیماه ۵۷ حزب توده ایران به آیت الله خمینی در سال انقلاب ۵۷، یعنی سالی که همه سازمان های سیاسی ایران، از نهضت آزادی تا جبهه ملی و حتی شخصیت های مستقل سیاسی به پاریس رفته و در دیدار با آیت الله خمینی با وی بیعت می کردند، حزب توده ایران نامه ای تاریخی برای آیت الله خمینی نوشته و آن را از طریق زنده یاد "قدوه" عضو هیات سیاسی وقت حزب که مدتی درس طلبگی در حوزه علمیه قم خوانده و با بسیاری از روحانیون – از جمله آیت الله خمینی- آشنائی داشت به دفتر وی در پاریس رساند. در کتاب خاطرات محمد علی عمونی از رهبران وقت حزب توده ایران که با نام "صبر تلخ" منتشر شده ماجرای ارسال این نامه برای آقای خمینی در پاریس شرح داده شده و نشریه "اندیشه پویا" نیز در تهران این نامه را منتشر کرده است. دراین نامه چند نکته و اشاره تاریخی وجود دارد که آینده انقلاب در آن پیش بینی شده و همچنین دلیل حمایت حزب توده ایران از آیت الله خمینی و جنبش انقلابی مردم ایران اعلام شده است. در همین نامه پیشنهادهای حزب توده ایران درباره رهبری انقلاب نیز مطرح شده است. ما این نکات را به رنگ قرمز در متن این نامه برجسته کرده و منتشر می کنیم. به حضور حضرت آيت‌اﻟﻠﻪ‌العظمی خمينی! ‏ با ارسال اين نامه، کميتۀ مرکزی حزب تودۀ ايران پيش از هر چيز احترام عميق خود را به حضور حضرت ‏آيت‌اﻟﻠﻪ و به مبارزۀ آشتی‌ناپذيری که از ديرزمان عليه استبداد و استعمار آغاز و پيگيرانه دنبال کرده و ‏می‌کند، ابراز می‌دارد و پشتيبانی خود را از اين مبارزه، که در عمده‌ ترين هدف‌هايش منطبق با خواست‌های مبرم حزب ماست با صراحت تمام بيان می‌کند. ‏ احساس عميق‌ترين مسئوليت در برابر منافع حياتی مردم قهرمان ايران و خون‌های ريخته ‌شدۀ هزاران و ‏هزاران مبارز قهرمان، در نبرد حياتی کنونی برای سرنگونی رژيم سياه سلطنتی پهلوی و در راه استقلال و ‏آزادی ايران، به گردن هر شخصيت ملی، هر سازمان سياسی ملی و آزادی‌خواه و هر ايرانی ميهن‌پرست ‏تعهدات سنگينی می‌گذارد. همين احساس مسئوليت کميتۀ مرکزی حزب تودۀ ايران را بر آن داشته ‏است که در اين حساس‌ترين لحظات تاريخ کشورمان، بوسيلۀ اين نامه به شما که بدون ترديد نقش بسيار ‏بااهميتی را در گسترش جنبش کنونی مردم ايران و دادن سمت‌گيری درست، پيگير و آشتی‌ناپذير به آن ‏در مرحلۀ کنونی ايفا کرده‌ايد، مراجعه نمايد و نظر خود را دربارۀ آنچه که برای سرنوشت آتی نبرد مردم ‏ايران اهميت حياتی دارد، با شما در ميان گذارد و کمک شما را برای پيداکردن راه اتحاد همۀ نيروهای ‏ملی يعنی عمده‌ ترين مسئلۀ جنبش در لحظۀ کنونی و آينده، خواستار شود: ‏ ۱- به‌ نظر ما جنبش نيرومند و همگانی کنونی در ميهن ما در سراسر تاريخ مبارزات خلق‌های جهان برای ‏استقلال و آزادی کم‌نظير است و هم‌ اکنون به‌حق تحسين شورانگيز همۀ هواداران راستين آزادی را در ‏سراسر جهان برانگيخته است. اين جنبش توانسته است ضربات سختی بر يکی از سياه‌ ترين رژيم‌های ‏فاسد، غارتگر، ضدانسانی و آزادي کُش در جهان و به يکی از عمده‌ ترين پايگاه‌های تسلط جبهۀ متحد ‏امپرياليسم جهانی، به سرکردگی متجاوز چپاولگر و خون‌خوار امريکا وارد کند و پايه‌های اين کاخ ستم را، ‏که برپاکنندگانش آن را يکی از «پرثبات‌ترين سنگرها»ی تسلط جهنمی خود بر خلق‌های محروم جهان ‏می‌دانستند، به‌شدت متزلزل سازد. ‏ ۲- به‌نظر ما، با وجود اين پيروزی چشم گير، هنوز مردم ايران برای رسيدن به هدف اساسی خود در مرحلۀ ‏کنونی، راهی بسيار دشوار و پردرد در پيش دارند. رويدادهای ايران بدون ابهام بيانگر اين واقعيت است که ‏صرف ‌نظر از برخی موضع‌گيری‌های ويژۀ اين يا آن بخش از جبهۀ عظيم مبارزان ضد رژيم شاه و ‏ضداستعمار، اکثريت مطلق مردم ايران خواستار آنند که رژيم استبدادی شاه منفور و خائن سرنگون گردد، ‏بساط سلطنت بدون بازگشت برچيده شود، تسلط نظامی، سياسی، اقتصادی، فرهنگی امپرياليست‌ها بر ‏ميهن عزيزمان ريشه‌کن گردد، پرچم جمهوری متکی به ارادۀ خلق در ميهن ما به اهتزار درآيد و يک ‏حکومت ملی و آزادی‌خواه زمام امور کشور را در دست گيرد، حکومتی که در راه تأمين کامل استقلال ‏ملی و آزادی‌های کامل دموکراتيک برای همۀ مردم، در راه سالم‌سازی اقتصاد ملی و بيرون کشيدن منابع ‏عظيم ثروت‌های ملی از چنگال خون‌آلود غارتگران داخلی و امپرياليست‌های خارجی و بهبود زندگی ‏قشرهای وسيع ده‌ها ميليونی مردم زحمت‌کش شهر و روستا گام بردارد، حکومتی که از حمايت همۀ ‏نيرو‌های ملی و آزادی‌خواه ميهن ما برخوردار باشد و با تکيه به آرای عمومی مردم، قانون اساسی جديدی ‏را برای نظام ملی و دموکراتيک آيندۀ ميهن ما تدارک ببيند.

photo content

حزب توده در نامه سرگشاده می نویسد: «حزب پس از انتشار متن پیشنهادی (قانون اساسی) بلافاصله آن را مورد مطالعه قرار داده و نظریات و پیشنهادات تکمیلی خود را ارائه می کند.»  این نامه خطاب به نخست وزیر دولت موقت صادر شده می گوید: «مقدمتاً به استحضار می رساند که پیش نویس طرح قانون اساسی آنچنان که در مطبوعات انتشار یافته در خطوط کلی خود خواست های مشروع و حقه مردم ایران را منعکس می سازد و از این جهت مورد تأیید کمیته مرکزی ما قرار گرفته است.» نامه سپس در ادامه می افزاید: «پیشنهاد‌‌های مورد نظر حزب توده صرفاً مرتبط به مسائل عمده ای است که به نظر ما تصریح آنها در قانون اساسی جمهوری اسلامی از لحاظ تثبیت دستاوردهای انقلاب و پیشرفت کشور در دوران سازندگی جامعه نوین نقش موثری ایفا خواهند نمود.» پیشنهادات حزب توده که در هفت بند تنظیم شده بود و به اختصار در نامه سرگشاده آمده بود عبارت است از: ۱ - در خصوص ضرورت ایجاد فصلی مشخص در قانون اساسی درباره نظام اقتصادی جمهوری اسلامی بیان می کند: نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایرانی بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی، خصوصی و برنامه ریزی منظم دولتی قرار دارد. ۲ - در زمینه اصول اساسی سیاست خارجی نیز می گوید: سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر پایه عدم تعهد، عدم شرکت در بلوک بندیهای نظامی و بر اساس حفظ صلح و امنیت همسایگان باید تنظیم شود. ۳ - بند دیگر پیرامون حق حاکمیت ملی و قوای ناشی از ان می گوید: حاکمیت خلق از طریق مجلس شورای ملی و شوراهای محلی منتخب مردم اعمال می شود.  ۴- در زمینه حفظ حقوق زنان می آورد: قانون اساسی حقوق کامل سیاسی، اقتصادی، اداری، مدنی و اجتماعی و فرهنگی زن را تضمین می کند. ۵ - در بند دیگر درباره پارلمان و انتخابات مجلس شورای ملی پیشنهاد بدیعی دارد که علی رغم طرح آن در مجلس خبرگان از طرف برخی نمایندگان به تصویب نرسید و آن اینکه «کرسیهای نمایندگی در سطح کشور و شورا به نسبت آرایی که به هر یک از سازمانها و احزاب شرکت کننده در انتخابات داده، توزیع شود.» ۶ - بند شش پیشنهادات حزب عمدتاً مربوط به بحث تأمین اجتماعی و حقوق کاربود و چنین عبارت پردازی شده بود که هر یک از افراد کشور حق کارکردن دارند و این حق باید بوسیله دولت تأمین شود. ۷ - اخرین بند پیشنهادی حزب توده معطوف به نفی شکنجه و نظام حقوقی و قانونی بود.( ۴۷)   همانطور که اشاره شد به جز بند ۵ تمامی بندها در قانون اساسی مجلس خبرگان لحاظ شد.    (متن کامل را ازاینجا بخوانید)   راه توده ۲۶۰ ۱۵.۰۳.۲۰۱۰   تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh

راه توده 1008 نگاهی به یک رساله دکترا در دانشگاه تهران نقش حزب توده ایران در تدوین قانون اساسی ج. اسلامی   هیچ قدرتی توانائی انکار نقش و تاثیر تاریخی و انقلابی حزب توده ایران، بر انقلاب ۵۷ را ندارد. مخالفان حزب ما، حاکمان جمهوری اسلامی و مخالفان انقلاب ۵۷ می توانند به مقتضای سیاست ها و اهداف خود، درباره این نقش تفسیرهای خود را نه تنها ارائه دهند، بلکه در وسیع ترین حد ممکن پخش کنند – کاری که حاکمیت جمهوری اسلامی با استفاده از امکانات رادیوئی و تلویزیونی و مطبوعاتی خود کرده و می کند-، اما آنجا که پای تحقیق و تفحص و تاریخ نگاری پیش می آید و یا زمانی که تجربه و قضاوت مردم به میدان می آید، همه این بافته های مخرب نقش برآب می شوند. آیا این سخن ما، ادعائی است یکسویه که هدف از آن تبلیغ حزب توده ایران و یا رهبری قتل عام شده حزب توده ایران در قتل عام ۶۷؟ ما می خواهیم به همین سئوال پاسخ بدهیم، اما نه از قلم خود، بلکه از قلم محققی که کوچکترین ارتباطی با حزب توده ایران ندارد. وی دکتر "محمدمهدی باباپور" نام دارد و رساله دکترای خود را با عنوان "گفتمان فقهی- سیاسی و قانون اساسی جمهوری اسلامی"- تهیه کرده است. او در دیماه گذشته (۱۳۸۸) از دکترای خود در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دفاع کرده و درجه دکترای خود را دریافت داشت. ما، فصل سوم این رساله را در بخش رساله های برجسته دکترا، در سایت اینترنتی دانشگاه تهران، یافته ایم. این فصل شامل مراحل تهیه نخستین و واپسین طرح قانون اساسی، نظر روحانیون و سازمان های سیاسی در باره هر یک از طرح ها، دیدگاه های اعضای شورای وقت انقلاب درباره قانون مذکور و سرانجام رفراندوم قانون اساسی است. در این بخش، بویژه آنجا که روحانیون هیچ کاره انقلاب ۵۷ – مانند آیت الله العظمی گلپایگانی و یا آیت الله العظمی مرعشی نجفی- بتدریج خود را به حاکمیت بعد از انقلاب تحمیل می کنند و حتی آیت الله خمینی را نیز مرعوب خویش می سازند، دارای اهمیتی تاریخی است و به همه علاقمندان سرگذشت قانون اساسی در جمهوری اسلامی خواندن آن را توصیه می کنیم. اما، آن بخشی که ما دراینجا می خواهیم آن را بعنوان سئوال طرح شده در بالا منتشر کنیم، آن بخش از این تحقیق یا رساله دکترا است که به نقش و تاثیر احزاب و سازمان های سیاسی در این قانون باز می گردد. دراین بخش است که آشکارا دیده می شود، هیچ حزب و سازمان سیاسی نتوانسته آرمان ها و خواست های مردم انقلابی ایران را بصورت فرمول های قانونی به تدوین کنندگان قانون اساسی ارائه داده و انقلاب را در قانون اساسی منعکس سازد. در همین بخش شما می خوانید که جبهه ملی و یا نهضت آزادی ایران، بجای پرداختن به ضرورت منطبق کردن قانون اساسی با خواست های انقلاب، تا پایان رفراندوم قانون اساسی در اسارت "اول تخم مرغ بود و یا اول مرغ" باقی می مانند و بحث پیرامون این که طرح اولیه و در پاریس تهیه شده قانون اساسی بهتر بود و یا طرح در ایران تهیه شده تا پایان کار گریبان آنها را رها نمی کند. ما از این فصل و از این بخش، فصل مربوط به نقش حزب توده ایران در تدوین قانون اساسی را عینا منتشر می کنیم و برای مطالعه کامل فصل سوم این رساله نیز لینک آن را در پایان می آوریم. دکترباباپور می نویسد: نقدها و منازعات گفتمانی پیش نویس قانون اساسی با انتشار پیش نویس قانون اساسی و اعلام مهلت یک ماهه از طرف دولت موقت برای اظهار نظر درباره پیش نویس و تأکید امام خمینی(ره) که از همه و به خصوص علما و روحانیون می خواست که پیش نویس را مورد بحث و بررسی قرار دهند. احزاب و گروهها، اشخاص، مراجع و علما وارد عرصه نقادی شدند. هزاران صفحه نقد حقوقی، سیاسی و اقتصادی از پیش نویس توسط فعالان و نیروهای سیاسی- اجتماعی ایران در این مدت به چاپ رسید که در نوع خود در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده است. این نقدها تنها به بیان حک و اصلاح یا ارائه پیشنهادات متوقف نشد، بلکه افراد و گروه ها، شخصیتهای سیاسی و حتی مراجع تقلید به تدوین قانون اساسی پیشنهادی همت گماشتند. رقم این قوانین اساسی که بعضاً تا شصت و پنج مورد از آن یاد شده است، بیانگر تلاش خستگی ناپذیر نیروهای انقلابی در صورتبندی حقوقی نظام سیاسی برآمده از انقلاب ۱۳۵۷ بود. حزب توده ایران حزب توده یکی از تأثیر گذارترین احزابی بود که اکثر اصولی را که پیشنهاد داده بود در متن نهایی قانون اساسی در مجلس خبرگان از آن استفاده شد که بیشتر آن در زمینه مسائل اقتصادی بود. این حزب با گشودن ستونی خاص در روزنامه مردم ارگان خود در حدود یک ماه نسبت به تبیین موارد پیشنهادی خود اقدام نمود. در واقع حزب توده ایران بر خلاف احزاب دیگر به جای نقد، به تدوین برخی از اصول مورد قبول خود در قانون اساسی پرداخت و همین موضوع در نامه سرگشاده کمیته مرکزی حزب درباره پیش نویس برخی از اصول قانون اساسی به صورت کاملاً آشکاری متبلور شده است.

photo content

راه توده 1008 پروین گنابادی نگاهی به زندگی ادیب سرخ خراسان   محمد پروین گنابادی ایب فرهیخته ای که به نمایندگی از مردم سبزوار وارد مجلس شد و به فراکسیون حزب توده ایران در مجلس چهاردهم پیوست. پس از کودتای ۲۸ مرداد تحت پیگرد قرار گرفت اما جان به سلامت در برُد. سالها در انزوا زیست تا آب ها از آسیاب کودتاچی ها ریخت و او که دیگر عرصه ای برای فعالیت سیاسی نداشت همه نیروی خود را صرف تحقیق و ترجمه و تدریس در دانشگاه تهران کرد. بسیاری از سرفصل های  لغت ‌نامه دهخدا را او نوشت و در اصلاح این لغت نامه آنچه را در توان داشت به میدان آورد. شرح حال فردوسی و هفت‌خوان رستم با تفسیر لغات برای شاگردان دبیرستان از جمله آثار تدریسی اوست. راه توده ۱۴ سال پیش و در دورانی که چاپ می شد، با عنوان ادیب سرخ ایران به زندگی ادبی و سیاسی پروین گنابادی پرداخته بود که در لینک زیر قابل دسترسی است.  http://www.rahetudeh.com/rahetude/Sarmaghaleh-vasat/PDF/nov-۲۰۰۵/parvine_gonabadi.pdf