کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری کانال رسمی امیر ترکاشوند نویسندۀ کتب: • حجاب شرعی در عصر پیامبر: T.me/baznegari/4 • نسخ سنگسار توسط اسلام: T.me/baznegari/6 و گردآورندهٔ کتاب • رجمِ سنگسار: T.me/baznegari/314 • فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال: T.me/baznegari/1162 .
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام کانال بازنگری | ترکاشوند
کانال کانال بازنگری | ترکاشوند (@baznegari) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 786 مشترک است و جایگاه 4 947 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 20 431 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 786 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 07 نوامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -65 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -5 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 30.83% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند دین, رهبری, فلسطین, آقا, بازنگری تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/11...”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 08 نوامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگذاری دادهها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 نوامبر | 0 | |||
| 07 نوامبر | 0 | |||
| 06 نوامبر | 0 | |||
| 05 نوامبر | 0 | |||
| 04 نوامبر | 0 | |||
| 03 نوامبر | 0 | |||
| 02 نوامبر | 0 | |||
| 01 نوامبر | 0 |
| 2 | زندگی وقتی بسیار سخت شود اعتراض هم از نوع سخت خواهد شد (امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۱۰/۱۸).
رهبر معظم! سلام؛ اصلا آمارها را کنار گذارید و یک روز صبح عازم سطح شهر شوید و از چهار تا بنگاه املاک در نقاط مختلف، قیمت اجاره بهای یک واحد ۸۰ متری را بپرسید، سپس آن را با حقوق ماهانه حقوقبگیران مقایسه کنید؛ آیا چیزی تهش باقی میماند؟ از همان املاکیها قیمت خرید آن واحد آپارتمانی را هم بپرسید و خودت با ماشین حساب ضرب و تقسیم کن و ببینید یک نفر آدم چند سال باید عمرش را صرف کند و از خورد و خوراک و اجاره بزند تا صاحب خانه شود. لطفاً سرِ راه از دو تا نمایشگاه ماشین، قیمت سه تا از خوروهای ارزانقیمتِ ایرانخودرو را بپرسید و بعد که از نمایشگاه اومدید بیرون دوباره ماشینحساب رو باز کنید و قیمت اون خودروهای ارزانِ داخلی را تقسیم بر حداقل حقوق مصوب یا نه حقوق یک کارمند با ده سال سابقه کنید و ببینید پس از چه مدت میتواند با آن حقوق ،بی آن که ریالی خرج خورد و خوراک و اجاره و اقساط کند، صاحب خودرو شود. میدانم خسته شدید پس نمیخواهم زیاد زحمتتون بدهم به همین خاطر در مسیر برگشت به خانه به دو تا فروشگاه/سوپری مراجعه کنید و قیمت اجناس ضروری را یادداشت کنید و از میوهفروشیِ بغلدستش قیمت میوهها و از اون یکی قیمت مرغ و گوشت را به دست آورید بعد که به خانه رسیدید و یک استکان چای میل کردید بروید سراغ قیمت اجناسی که یادداشت کردید. اول از حاج خانوم بپرسید اجناس و کالاهای لازم برای مصرف یک ماه در یک خانوار چهار نفره از هر قلم چند کیلو و چقدر است سپس خودتان با توجه به قیمتهای یادداشتشده و ضرب و تقسیمی که میکنید به خوبی به دست میآورید که هزینه ماهانه زندگی (منهای اجاره و اقساط و پول برای خرید خانه و خودرو کنار گذاشتن) چقدر خواهد شد آنگاه آن را با حقوق متوسط افراد مقایسه کنید. به نظرتون با اون مبلغ اجاره خانه با اون قیمت خودروها و با این هزینه جاری ماهانه که خودتون حساب کردید آیا چشمانداز روشنی پیشِ چشمان مردم هست!؟ خب اعتراضات به خاطر عمق همین مشکلات است که عمیق و سخت است.
اگر نظر مرا (که هرگز بدخواه شما نیستم را) خواسته باشید، به نظر من اشکال در این است که شما همانند امام خمینی، ایران را برای اسلام میخواهید (و تازه همان اسلامی که در حوزهها فرا آموختهاید) و به همین خاطر است که کشور ایران، برای اهدافی خارج از ایران (که اُمت واحده مینامیدش) تا آخرین قطره مصرف میشود؛ در حالی که به قول مهندس بازرگان اسلام را باید برای ایران خواست و یعنی با مبنا قرار دادن آموزههای راستین اسلام میتوان ایران را از همه جهت به رشد و تعالی و پیشرفت و رفاه و عظمت و ارزشها رساند. راستی یادتان هست آقای خمینی در همان اوایل چه گفت؟ مگر نگفت که رفاه که سهل است ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم؟ به نظر شما خودبهخدا آیا به رفاه رسیدیم؟ (مگر نه این است که بحران از مسکن و خودرو عبور کرده و وارد فازهای بسی خطرناکِ مواد غذایی شده) آیا به مقام انسانیت رسیدیم؟ (مگر نه این است که با وجودی که باشگاههای ورزشی را همهاش را اسماً باشگاه "فرهنگی" ورزشی کردید اما هنگام مسابقه که میشود هزاران جمعیت یکصدا به تیم مقابل و بازیکنانش فحاشی میکنند و حرفهای رکیک میزنند). راستی رهبر معظم! حالا چه اصراری هست که مسئولیتها مادامالعمر حفظ شود و یعنی چرا دورهی مسئولیت یک فرد در فلان جایگاهِ حساس فقط و فقط با وفات او به مرگ طبیعی در اثر کهنسالی در ۹۰ سالگی و ۱۰۰ سالگی (خدا برکت بده بیشتر از آن) پایان یابد؟ خب چه اشکال دارد که شما این سنّت حسنه را از خود به یادگار گذارید و پیش از وفات (که انشاءالله بسیار دور باد) با مسئولیت خطیر رهبری (که همهی خوب و بدِ حکمرانی به او منسوب میشود) خداحافظی کنید. ثواب آن سنت حسنه به خاطر وارستگی و اخلاقی که پشت آن اقدام نهفته، تا انتهای ادوار مختلف رهبری به پای پایهگذارش نوشته خواهد شد.
https://t.me/baznegari/1682 | 2 830 |
| 3 | کاش به تنظیمات کارخانه باز نمیگشتید و آرام آرام مردمیتر میشدید
هنگامی که مردم با وجود ناملایمات تو در تو که از ناحیه حکمرانی به آنها رسیده بود، اما در جریان تهاجم وحوش آپارتایدی و ضد بشری اسرائیل، از خود خویشتنداری و عظمت و شخصیت نشان دادند و پشت نیروهای مسلح را خالی نکردند، انتظار میرفت حاکمیت پس از آن جنگ، به پاس این بزرگی و متانتی که از مردم دید، به بخشی از تنگنظریها ، سیاستهای غیر مردمی ، تحلیلهای متوهمانه ، فسادهای ساختاری ، حذف نخبگان از حکمرانی ، تبعیضات بنیادین ، نگاه آخوندی به مردم و جهان ، ... پایان دهد و دستِ ملتاش را ببوسد، اما پس از مدتی (و فقط با نشان دادن چند تظاهر و اقدام نمادین)، متأسفانه به تنظیمات کارخانه باز گردید ... تا شاهد دورِ جدیدی از اعتراضات مردمی شود.
آنچه این روزها از اعتراضات عمیق در جریان است، صدای سیاسیون و جریانهای سیاسی نیست بلکه صدایی بلند از دلِ تودههای به ستوهآمده از نابسامانیهای تمامنشدنی است که با چشم خود میبینند هیچ ارادهای درون هسته سخت قدرت، قصد تغییرِ ریل را نداشته و حتی اوضاع را رو به وخامت بدتر میبینند به طوری که: هر سال دریغ از پارسال (که بهتر است بگوییم هر ماه دریغ از ماهِ پیش)
و اما شما که خود را حکومت دینی میدانید، به تأسی از کدام رسول و پیامبر، زندگی ملت خود را ۴۷ سال فدای ملل دیگر کردید؟ الگویتان کدام رسول کدام نبی کدام وصی کدام امام بود؟. مگر نه این است که آنان عزمشان ایجاد رفاه و سیادت برای "ملت و قوم خودشان" بود؟ آیا شما نمونهای از هدررفتِ سرمایه و نیروی ملتشان به نفع دیگر ملل، از خیل رسولان و انبیا سراغ دارید؟
امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
https://t.me/baznegari/1681 | 4 581 |
| 4 | آیا فلسفه وجودیتان را از دست ندادهاید؟
(اندک اندک چه شد!؟ انتقاد از مقام معظم رهبری)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
رهبر خامنهای در اوایل رهبری: فلسفهی وجودی ما جز خدمت به مردم چیز دیگری نیست
اما همو در اواخر رهبری قائل شد که فلسفهی وجودیِ او و دیگر متولیان دینی، خدمت به مردم و رسیدگی به رفاه آنان نیست!!!
دقت کنید:
الف- رهبری در دیدار با مسئولان نظام به تاریخِ ۱۳۷۰/۰۵/۲۳:
《ما با "تقوا، ورع و بیاعتنایی به دنیا" در چشم مردم محبوب شدیم و با حفظ اینهاست که میتوان محبوب دلها باقی ماند. با بیاعتنایی به جاذبههای زندگی و بیان صادقانه و صحیح واقعیتهاست که محبت و اعتماد مردم حاصل میشود. ما همان طلبه، معلم و دانشجوی پیش از انقلاب هستیم و همانطور که امام فرمودند: مردم ولی نعمت ما هستند و فلسفهی وجودی ما جز خدمت به مردم چیز دیگری نیست》"اینجا"
و اما یک ربع قرن بعد 👇👇
ب- رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری به تاریخِ ۱۳۹۵/۰۳/۰۶:
《ما اگر چنانچه دنبال اقامهی حکم الهی و دین الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟ چرا بنده اینجا باشم؟ خب همانهایی که بودند -یا آنها یا امثال آنها- بیایند اداره کنند حکومت را. ما هستیم برای اینکه میخواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند؛ ما دنبال این هستیم؛ این است که اگرچنانچه کسی در راهش کشته شد، شهید در راه خدا است؛ این است که مردم ما جوانهایشان را اینجور سخاوتمندانه دادند و هنوز هم دارند میدهند؛ وَالّا اگر این نبود، خب رونق اقتصادی را دیگران و دیگران [انجام میدهند]؛ چرا بندهی آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم؟ میروم دنبال درس و بحث خودم؛ خب دیگران این کارها را میتوانند بکنند و انجام میدهند؛ در دنیا هم دارند انجام میدهند. اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیّت الهی نباشد، "بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد". پس این است: تحکیم اسلام》"اینجا"
شما در ابتدا آشکارا فلسفه وجودیتان را به جز خدمترسانی به مردم ندانستید ولی سپس با شفافیتِ هرچه تمامتر سخنی به کلی متعارض گفته و رسیدگی به سطح زندگی مردم را بیارتباط با مسئولیت خود دانستید!! چرا؟
اینک در اعتراضات مردمی که در جای جای کشور وجود دارد نکتهای مهم در آنها دیده میشود و آن پیشتازی شهرهای غیر سیاسی و کوچکتر در قیاس با کلانشهرهای سیاسی است که به روشنی ریشه در همان "سلب مسئولیتی" دارد که رهبری در مقولهی رونق اقتصادی بیان کرد و ناخواسته به زندگی و رفاه مردم بیاعتنایی نشان داد. وقتی اقتصاد و بازار و معیشت مردم از اولویت رهبری و مسئولیت ذاتی وی میافتد (با این که تصمیمگیر و سیاستگذار اصلی کشور خودِ اوست) طبیعی است که سرانجام زندگی مردم دچار مخاطره میشد و در آن شرایط، این توده مردم در شهرهای کوچکتر و غیر سیاسیاند که جان بر لب آمده، به خیابانها میآیند. گویند: خودکرده را تدبیر نیست؛ امید که چنین مباد و شاهد تغییر ریل اساسی باشیم.
یادمان نمیرود شعار سرسختانۀ مبارزه با "ثروتهای بادآورده" از سوی رهبری آرام آرام رنگ باخت و به کلّی فراموش شد و هیچ از آب درآمد؛ و سپس در گام بعدی حتی واژۀ مستضعف از سوی ایشان به "غیر مستضعف" تفسیر شد تا ناخواسته هرچه بیشتر موضوع آن ثروتها از دستور کار خارج شود! اینک ربع قرن از دغدغههای مقام معظم رهبری در موضوع ثروتهای بادآورده میگذرد؛ آیا وقت آن نرسیده پس از این دوران طولانی، دفتر و نهادهای وابسته به معظّمله گزارشی در این باره ارائه کنند. نکند دستشان از گزارش خالی است و ثروت، بسان همان باد، درو میشود تا مستضعفان سابق مستضفتر، و مستضعفان جدید بیخیالتر شوند. | 7 048 |
| 5 | [نقض پیمانِ حکومت]
مصطفی داننده: 《بعد از انقلاب ۵۷ در همان اولین سرود ملی گفتید: «شد جمهوری اسلامی به پا ؛ که هم دین دهد هم دنیا به ما». این جمله، فقط شعر نبود وعده بود قرارداد بود قولی بود که با مردم بستید. حالا بیایید صادق باشیم: نه دنیا مانده، نه دین. دنیا را گرفتید؛ با تورم، با فقر، با بیثباتی، با ناامنی اقتصادی. دین را هم گرفتید؛ با ریا، با اجبار، با تبدیل ایمان به بخشنامه، و ..... واقعیت ساده است و دردناک: اگر قرار بود جمهوری اسلامی هم دین بدهد هم دنیا، شما هر دو را سوزاندید. دنیا را با سوءمدیریت، فساد و انزوا. دین را با اجبار، تبعیض و دروغ. این مردم، معجزه نمیخواهند. زندگی عادی میخواهند. اقتصاد قابل پیشبینی. آیندهای که مجبور نباشند برایش از کشور فرار کنند ..... یادتان باشد قرارداد را شما شکستید ...》 [منبع، کانال روزنومهچی (مصطفی داننده) "اینجا"].
کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
T.me/baznegari | 4 702 |
| 6 | آیا حکومت ایران در خدمت مردم ایران است؟
امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
آیا حکومت ایران در خدمت مردم ایران است؟
آیا نظام سیاسیِ کشورمان، در ۴۷ سال گذشته، در خدمت کشور بوده؟
آیا رژیمِ حاکم بر "مردم ایران"!!! فکر و ذهنش متمرکز بر همان مردم بوده؟
مگر مردم را ولینعمتِ خود نشمردید؛ حال باید پاسخ دهید که آیا دأبتان در حکمرانی، همین ولی نعمتهایتان بوده یا نه؟
باز گردیم به تیتر:
آیا حکومت ایران در خدمت مردم ایران است؟
پاسخ، منفی نیست چرا که میبینیم تلاش دستاندرکاران معطوف به مردم است اما پاسخ چندان مثبت هم نیست زیرا آمالِ عملاً ضدِ ایرانیِ اُمتسازی (و پرداختن به دیگر کشورها)، مجال چندانی برای دستاندرکاران باقی نگذاشته تا بتوانند به خوبی در خدمت مردم ایران باشند.
به بیانی دیگر وقتی به چشم خود میبینیم انقلابی که "کلانشهرها" در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رساندند و تحویل جمهوری اسلامی دادند، اینک چند سالی است از سوی معترضانِ "شهرهای کوچکتر" دچار تهدید و نارضایتی عمیق شده، آیا این معنا را نمیدهد که "حکومت ایران چندان در خدمت ایرانیان نبوده!؟" آیا اعتراضات مرگ و زندگی در شهرهای کوچکِ فلان و فلان و فلان و فلان و ... (که غالباً خواستهای در محورهای سیاسی: دموکراسی، انتخابات آزاد، ... ندارند)، گواهِ آن نیست که "اولویت" حکومت ایران، ایران نیست؟
چرا نظام برآمده از انقلاب شهرهای سیاسی و بزرگ، اینک پس از گذشتِ نزدیک به نیم قرن از آن، در سالهای اخیر (و از جمله اینک در ایستگاه ۱۴۰۴) از سوی شهرهای کوچک و غیر سیاسی دچار برگریزان شده؟
اولویتهای حکمرانی باید تغییر یابد تا حکومت ایران، به صورت واقعی (و نه عنوانی بیمسمّا) حکومت ایران شود.
https://t.me/baznegari | 5 976 |
| 7 | مرجع فقید خویی:
《زمانی من به مشهد مقدّس مشرّف شدم ... من قبل از فرارسیدن جمعه به خارج از مشهد سفر نموده و به زیارت قبر فردوسی رفتم و برگشتم》
منبع: کانال آداب المتعلمین در ایتا:
https://eitaa.com/HEDAYAT14HEDAYAT/1901
کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
T.me/baznegari/1677 | 7 142 |
| 8 | در یادداشت "آیا مشکلات عظیم کشور به سیاستهای رهبری برمیگردد؟" عبارت "(: تأسیس امت و رهبری آن)" در اوایل بند ب جا افتاده بود که افزوده شد هر چند در بندهای پیش و پس آمده بود و چندان جای ابهام نداشت.
کانال بازنگری
https://t.me/baznegari/1675 | 5 912 |
| 9 | آیا مشکلات عظیم کشور به سیاستهای رهبری برمیگردد؟
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۱۰/۰۹
پاسخ چندان آسان نیست و دارای پیچیدگیهایی است.
ابتدا با پیگیری عنوان زیر (در قالب مقدمه و پیشگفتار) به استقبال پاسخ به پرسش بالا میرویم
الف- پیشگفتار
چرا پس از انقلاب اسلامی، ارزش پول ایرانیان آب میرود و زندگی سختتر و سختتر میشود
در ریشهیابی مشکلات عظیم اقتصادی معیشتی، سه علت زیر را میتوان رصد کرد:
یک- چون قانون اساسی، مأموریت تأسیس اُمّت واحده (تجمیع تمام کشورهای مسلمان و بلکه بیشتر در ذیل یک واحد سیاسی) ،که خواه ناخواه سبب دخالت بنیانبرافکن در دیگر کشورها میشود را، با تأکید بر عهده متولیان نظام و دستگاههای مربوطه اعم از دیپلماسی و نظامی و ...نهاده و انقلاب را تا تحقق آن، ناتمام شمرده است. این مأموریت و رسالت، ناگفته پیداست که به تنشهای بیپایان میانجامد و با شتاب ارزش پول کشور را پایین میآورد و زندگی را ملتهب و نا آرام میکند
دو- پایبندی کامل هر دو رهبر نظام (۱- رهبر فقید انقلاب ۲- رهبر کنونی) در عمل به مفاد بند یک (تأسیس امت) و به ویژه راهبردشان در اولویت دادن به آن مأموریت در قیاس با مأموریتهای مربوط به داخل ایران و مردمش
سه- فسادبار بودنِ نهادهای اقتصادی پولی تجاری، و رویآوری قوای اجرایی به مدیریت هیئتی (البته با حداکثر معایبش و فاقد محاسنش). فسادها تا جایی ریشه دوانده و عادی شده که خودِ مسئولان نیز سربسته و تلویحا با ذکر مصادیق مشخص به آن اشاره میکنند (سخنان اخیر معاون بانک مرکزی در وجود ۹۰۰ کارت بازرگانی اجارهای و یکبار مصرف، و تخصیص ۱۵ میلیارد دلار در بحبوحه جنگ بزرگ اقتصادی به همان کارتهای صادرشده اما قلابی، اوج آشفتگی و بی در و پیکری مملکت در حوزه اقتصاد و دارایی و بازرگانی و ارزی را نشان میدهد)
ب- آیا مشکلات عظیم کشور به سیاستهای رهبری برمیگردد؟
پاسخ از جهتی "نه" است زیرا او مطابق قانون اساسی وظیفه ذاتی و اساسی خود میداند که سیاست کشور را بر آن آن پایه تنظیم کند و نهادهای نظام را در همان راستا صفآرایی دهد؛
اما آیا این بدان معناست که وی در مشکلات عظیم کشور، سهمی ندارد، بیتقصیر است و انتقادی به او وارد نیست؟ پاسخ این است با وجودی که آن مشکلاتِ عظیم، ریشه در مأموریتهای قانون اساسی دارد ولی باید توجه کرد که اولویتبندی مأموریتهای متعدد و متنوع قانون اساسی برای حکمران، بر عهده رهبری است که در زمانبندیاش، به هر کدام چقدر بها دهد، هر مأموریت را با چه سرعتی پیش ببرد و به ویژه اولویت را بیشتر به کشور و ملت دهد یا به کشورهای دیگر و امت!!!؟. چنین پیداست و با گوشت و پوست خود احساس میکنیم که اولویت، دیگر مردم مسلمانِ جهان است و مردم داخل ایران فرع بر آن رسالت هستند. امام خمینی تنها دو و نیم ماه پیش از رحلتش در دوم فروردین ۱۳۶۸ صریح و آشکار اولویت میان داخل کشور و خارج کشور را تعیین کرد:
《مسوولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت ارواحنا فداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسایل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسوولین را از وظیفهاى که بر عهده دارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمایند، ولى این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند ...》 "اینجا"
پ- راهکار چیست؟
راهکار درونحکومتی به ترتیب:
۱)تصمیم رهبری
تغییر اولویتبندیِ اجرای قانون اساسی توسط رهبری (چرخش از رسالت فرامرزی به مأموریتها و دغدغههای داخل ایران). امام رضا نیز از خوشحالی مأمون به خبر فتوحات جدید و غفلت از سرزمین خود (مدینه) انتقاد کرد
۲) دستور رهبری
صدور دستور اصلاح قانون اساسی در موادِ موسوم به مأموریتهای امتمحور از سوی رهبری (بازگشت به "جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد" که متأسفانه دچار اشتباه خانمانسوزِ یک کلمه زیاد یعنی رسالت تأسیس امت شدیم و هنوز که هنوز است مردم را در برهههای پی در پیِ حساس کنونی نگه داشتهاند). تغییر قانون اساسی وِفقِ پیشبینی اصل ۱۷۷ همین قانون اساسی میباشد.
۳) تصمیم دولت
دولت سیاستی در شأن نام دولت اتخاذ کند. بسیاری از مردم (به گمانم اکثرشان) با تمام وجود احساس بیدولتی در اقتصاد و دارایی، بانکی و ارزی، بازرگانی داخلی و خارجی، بنگاههای دولتی میکنند و قائل به ایناند که مملکت صاحب ندارد. دولت باید به تصمیمها و بیتصمیمیهای فسادآفرین که موجب اوضاعی هردمبیلوار شده و بیدولتی از سر و کول آن میبارد پایان دهد تا اخباری که هرازگاه درز میکند و مایه شرمساری در مملکتداری است شنیده نشود.
T.me/baznegari | 8 603 |
| 10 | معترضان فتنهگر نامیده نشدند
تلویزیون ایرنا امروز (نهم دی! ۱۴۰۴) در بخش صبحگاهی اتاق خبرش در سالگرد نه دی، معترضان را فتنهگر ننامید و پزشکیان دستور گفتوگو با آنان را صادر کرد.
آرزو میکنیم هیچگاه معترضان را نه فتنهگر نه اغتشاشگر نه وابسته به این سرویس جاسوسی و آن کشور بیگانه بنامند حتی اگر اعتراضات تداوم یافت یا با تدبیر شنیده شد و رفع گردد
کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۰۹
منبع، تلویزیون خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا "اینجا" | 6 578 |
| 11 | در آستانۀ سوگ در نوشتهی علی زمانیان
《⚫️ و پدر، رفت.
ما همه، مسافرانیم
نشسته به انتظار
یکی هنوز گیت پذیرشش باز نشده
دیگری در حال پذیرش
سومی کارت پرواز در دست
منتظر است
و چهارمی، رفته است
ما همه مسافرانیم
مقصد یکی است
با این تفاوت
که ساعت پروازمان معلوم نيست
بر بالین پدر
که نفسهایش به شماره افتاده بود
لحظهای هوشیار و ساعتها ناهشیار،
به سفر فکر میکردم
پریشانم و او نمیبیند
میگویم و او نمیشنود
نگران نباش پدر
ما هم میآییم
ما همه، مسافران همان مقصدیم
تو زودتر
و من کمی دیرتر
ما همه مسافریم
چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴》
منبع، کانال خرد منتقد (علی زمانیان) "اینجا".
کانال بازنگری | 6 910 |
| 12 | این چه منجی و امام زمان و موعودی است که فقط به شرطِ وخامت هولناکِ اوضاع و به اوج رسیدن بدبختیهای مردم و درگرفتن جنگهای خونین و کشتارهای گسترده، از او رونمایی میشود؟ به آنان که با او پیوسته در ارتباطاند ،بهطوریکه از ریز حوادث آینده باخبرشان میکند، بگویید که به او بگویند: اگر نگران مردم و خلقالله و انسانیّت است آمدنِ خود را منوط و مشروط به بدبختی و کشتار و سیهروزی مردم نکند بلکه الساعه که اوضاع جهان متوسط است بیاید تا آن را عالی کند نه این که خدا خدا کند که مردم به جان هم بیفتند و به اوج بدبختی برسند تا او بیاید بر خرابهها و نسلهای سوخته و فانیشده، بنایی نو بسازد. به او بگویند: چرا بلد نیستی اوضاع متوسط را خوب و عالی کنی؟ چرا فقط به امید بسیار بسیار بد شدنِ حال و روز مردم نشستهای تا در پیِ آن، بیایی و حال و روزِ باقیماندگان را بهبود بخشی؟ مگر در آن حال لقمه از گلوی باقیماندگان جنگها پایین میرود با وجود نسلهای سوخته از پدر و مادر و خواهر و برادر و همسر و فرزندشان؟. کسی که رجعت یا ظهور خود را مشروط به کشتارهای مردم با یکدیگر و اسفناک شدنِ زندگیشان کند، از انسانیت و دیانت بویی نبرده و دورترین فاصله را با تقوا که برجستهترین مطالبهی قرآنی از مردم است دارد.
این قرائت داعشی از موضوع را به زبالهدان اندازید و به قرائت بهتری از مهدویت روی آورید تا بلکه ملک و ملت از اندیشههای شما در عذاب نباشند
العامِلُ عَلى غَيرِ بَصيرَةٍ كَالسّائرِ عَلى غَيرِ الطَّريقِ، و لا يَزيدُهُ سُرعَةُ السَّيرِ مِنَ الطَّريقِ إلاّ بُعدا
امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۰۳
https://t.me/baznegari/1672 | 8 525 |
| 13 | ما مطمئن نیستیم حاکمان کشورمان، دغدغهشان چیزهایی شبیهِ دغدغۀ "منّان رئیسی نماینده قم در مجلس شورای اسلامی" نیست!
لطفاً ما مردم را که بر آنان حکمرانی میکنید، از تردید درآورید.
با احترام، امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۰۳
T.me/baznegari
(آن دغدغههای منان رئیسی که در دو یادداشت اخیرش آمده را در "اینجا" بخوانید) | 6 550 |
| 14 | دغدغههای تأسفبارِ منّان رئیسی نماینده قم. دو یادداشت (تصاویر بالا یا اینجا و و)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۱۰/۰۲
تو که میخوای پیچ حکمرانی رو با خوابِ این و اون یا تشرّف به محضر فلان و بهمان تنظیم کنی، پس چرا نامزد نمایندگی مجلس شدی که کشور رو بر اساس واقعیت اداره کنی؟
چرا موعودِ تو، منتظر کشتار و بدبختی مردم است تا بتواند خوشبختی و سعادت و فَرَج! بیاورد؟
آقای نمایندۀ مجلس! به نظرت خوشبختی و رضایت یک نسل در فلانزمانِ مبهم (و به قول خودت قابل بدا) با این که تو نمایندۀ آنان نیستی، آیا رواست با تشویق به تداوم بدبختیِ نسلهای قبلِ آن، که اتفاقا و با تأسف فراوان تو نمایندهاش هستی (و ناسلامتی قراره با وضع قانون به افزایش رضایت همینها از زندگی بپردازی) به دست آید؟
مگر تو نماینده نشدی که خوشبختی برای هموطنان معاصرت به ارمغان آوری؟ پس چرا در سر هوای بدتر شدن اوضاع و اِشغال کشور و کشتار و.. را میپرورانی؟ و تازه از مردمی که قراره خوشبختشون کنی قول میگیری که بر بدبختتر شدن صبر کنند
آیا با این کارِت آنچه به تجربه نزدیک مرگ موسوم شده و در برخی، تنبّهات اخلاقی به وجود آورده را به ابتذال نکشاندی؟
T.me/baznegari/1667 | 8 196 |
| 15 | امام باقر آیا تلویحاً امام حسن را ترسو شمرده!؟
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
الف- روایت
راوی گوید به ابوجعفر (امام باقر) گفتم: ای زادهی رسول خدا، فرزندانِ [امام] حسن میپندارند که قائم از (میانِ) آنها است و صاحبان این امر آنها هستند. فرزندانِ [محمد]بن حنفیّه نیز چنان پنداری (در باره خود) دارند. (امام باقر در واکنش) گفت: رحمت خداوند بر "عمویم حسن" باد! [ولی] او هنگامی که امیرالمؤمنین (علی ع) ضربت خورد (و به شهادت رسید) چهل هزار شمشیرِ (سربازان علی ع) را غلاف کرد و تسلیمِ معاویه کرد؛ و محمّد بن علی (حنفیه، دیگر فرزند علی ع) نیز هفتاد هزار شمشیرِ (رزمندگانی) را به نیام برد که اگر خطری علیهِشان حادث میشد تا پای مرگ پایداری میکردند؛ (امّا) حسین (دیگر فرزند علی ع فقط) با هفتاد مرد ،و با عرضهی جان خود برای خدا، خروج کرد. [حال بگو] چه کسی به خونخواهی او شایستهتر از ما (فرزندان حسین) است؟ به خدا سوگند صاحبان امر ماییم و قائم در میان ما است؛ سفّاح و منصور (نیز) از ما است ... :
《عن حمران عن أبیجعفر ع قال قلت له: يا ابن رسولالله ص زعم ولد الحسن ع أن القائم منهم ،و أنهم أصحاب الأمر، و يزعم ولد ابن الحنفية مثل ذلك، فقال: رحم الله "عمي الحسن ع" لقد غمد الحسن ع أربعين ألف سيف حين أصيب أميرالمؤمنين ع و أسلمها إلى معاوية و محمد بن علي سبعين ألف سيف قاتله، لو خطر عليهم خطر ما خرجوا منها- حتى يموتوا جميعا، و خرج الحسين ص فعرض نفسه على الله- في سبعين رجلا من أحق بدمه منا، نحن و الله أصحاب الأمر- و فينا القائم و منا السفاح و المنصور و قد قال الله «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» نحن أولياء الحسين بن علي ع و على دينه -تفسیر عیاشی ج۲ ص ۲۹۱ ش ۶۹ ، بحار ج ۲۹ ص ۴۵۲-》: "اینجا"
ب- نفی روایت:
به نظر میرسد این روایت سالیانی دراز پس از امام باقر ساخته شده باشد! زیرا:
امام حسن پدربزرگِ امام باقر بود و نه عموی وی! پدر بزرگِ بلافصل.
در آن روایت، امام باقر، آشکارا امام حسن را به این اعتبار که عموی پدرش (= عموی امام سجاد) بود عموی خود نامیده است حال آنکه امام حسن نسبت بسیار نزدیکتری با امام باقر داشت؛ بله او پدر بزرگِ امام باقر بود (پدرِ مادرش؛ چنانکه امام حسین پدرِ پدرش بود) و نه عمو یا عموی پدرش. طبیعی است کسی پدر بزرگِ خود را عمو صدا نمیزند. همین کافی است که نیازی به نقد سندی و متنی روایت نداشته باشیم. تنها امامی که امام حسن عموی اوست فقط امام چهارم امام سجاد است و بس!؛ بنابراین هر روایتی از امام پنجم تا دوازدهم که در آنها امام حسن را عموی خود معرفی کرده باشند را باید فاقد اعتبار دانست
از امام پنجم تا آخر، همه (علاوه بر امام حسین همچنین) نوادگان امام حسن نیز هستند.
سجاد/زینالعابدین (پسر امام حسین) با فاطمه/اُمّعبدالله (دختر امام حسن) ازدواج کرد و حاصل آن، ولادت محمد باقر (امام پنجم) است که هم نوهی امام حسن (از طرف دخترش) و هم نوۀ امام حسین (از طرف پسرش) میباشد (به عبارت دیگر ازدواج فاطمه/امّعبدالله با امام سجاد باعث شد نسل آن دو از امام باقر به بعد تا آخر، از طرف مادر به امام حسن و از طرف پدر به امام حسین برسد). به همین خاطر به امام باقر لقبِ "علویٌّ بین علویَّیْن" یا "فاطمیٌّ بین فاطمیَّیْن" دادهاند.
بنابراین همهی امامانِ پنجم تا دوازدهم از طریق دخترش فاطمه/امعبدالله فرزندان و نوادگان وی (: امام حسن) هستند چنانکه همهی امامانِ دوم تا دوازدهم نیز از طریق دخترش فاطمه/زهرا (س) فرزندان و نوادگان وی (: رسولخدا ص) شمرده میشوند. جالب این که در همین روایت، راوی در خطابش به امام باقر (و به خاطر اتصال او از طریق فاطمهزهرا به رسولالله، با چهار پُشت فاصله) از وی به پسرِ رسولخدا تعبیر میکند ولی جاعلی که این روایت را ساخته، از زبان امام باقر، امام حسن را (با وجودی که فقط دو پُشت با او فاصله داشته) حاضر نشده وی را پدر بزرگ و خود را پسر او معرفی کند!!
یلدا، شبِ چله بر نوروزیان و ایرانیان مبارک و فرخنده باد. امید که بارشهای اخیر تداوم یابد و شبِ طولانی خشکسالی و بیتدبیریمان به روزهای درازِ بارش و آب و رودهای جاری و سدهای پر آب و زمینهای آمادهی کِشت و تدابیر مردممحور و ایرانمحور تبدیل شود 💐💐💐
T.me/baznegari | 5 848 |
| 16 | بحرانهای عظیمتری که هوای آلوده و مرگآور در برابرش کوچک و ناچیز است
یادداشتی با همین عنوان و عطف به دو ویدئوی ادغامشدهی بالا و سخنان اخیر معاون ارزی بانک مرکزی مبنی بر وجود ۹۰۰ کارت بازرگانی اجارهایِ!!! که بیش از ۱۵ میلیارد دلار ارز (معادل کل ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که دولت در بودجه امسال برای کالاهای ضروری اختصاص داده) را به چرخه رسمی برنگرداندهاند و به گفتهی همو ۱۵ نفر از این افراد بهتنهایی حدود ۶ میلیارد دلار تعهد ارزی دارند که آدرس بسیاری از آنها در روستاهای دورافتاده و شهرهای مرزی ثبت شده است، منتشر خواهد شد
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۹/۲۸ | 7 321 |
| 17 | ترجمۀ جلد هفتم تاریخ جواد علی منتشر شد
امروز ترجمه جلد هفتمِ
"المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام"
اثر جواد علی با ترجمهی زاهد ویسی
(با عنوان "تاریخ مفصل عرب پیش از اسلام") که از سوی انتشارات ایدهی نو (۰۲۱۶۶۴۱۴۴۱۵) منتشر شده و بالغ بر ۱۰۲۵ صفحه است به دستم رسید.
مطالعه این اثرِ ۱۰ جلدی (که تاکنون ۷ جلد آن ترجمه شده) میتواند قرآنپژوهان را در شناخت بسترهای نزول این کتاب آسمانی یاری رساند تا به فهم واقعبینانهتری از آن آیات دست یابند
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۹/۲۵
https://t.me/baznegari | 7 584 |
| 18 | افراط در توصیف ائمه، "گمراهی" است
(دیدگاه شیخ مفید رئیس متکلمان شیعه)
شیخ مفید در "تصحیح اعتقادات الإمامیة" کسانی که در وصف فضایل امامان در امور دین و دنیا، از حدّ (واقعی آنان) در آن باره فراتر روند و از اعتدال خارج شوند را گمراه و کافر شمرده، و معتقد است خودِ ائمه نیز حکم به کفر و نامسلمانیِ چنین افرادی دادهاند.
عین سخن شیخ مفید در آن کتاب (ج ۱ ص ۱۳۱ "اینجا") چنین است:
و الغلاة من المتظاهرين بالإسلام هم الذين نسبوا أميرالمؤمنين و الأئمة من ذريته ع إلى الألوهية و النبوة و وصفوهم من الفضل في الدين و الدنيا إلى ما تجاوزوا فيه الحد و خرجوا عن القصد و هم ضلال كفار حكم فيهم أمير المؤمنين ع بالقتل و التحريق بالنار و قضت الأئمة عليهم بالإكفار و الخروج عن الإسلام
(: كسانى .. كه اميرالمؤمنين و امامانِ فرزند او را ... در امور دین و دنیا موصوف به فضيلتهايى كه از حدّ آنها فراتر است نمودند گمراه و كافر هستند ... [خودِ] ائمه [نیز] آنان را محکوم به كفر کرده و خارج از دایره اسلام دانستند -ر.ک: اینجا)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۹/۲۳
T.me/baznegari | 7 593 |
| 19 | اعتبارسنجی برخی روایات مهدویت و نقدی به نگاشتهی ترکاشوند
سیدحسین علیزاده طباطبایی ۱۴۰۱/۱۲/۱۸
اختصاصی شبکه اجتهاد: آقای امیرحسین ترکاشوند به مناسبت نیمه شعبان، مطالبی را در کانال اجتماعی خود بازنشر داده که یکی از چالشیترین عنوانها «وفات اول مهدی» است. وی بر اساس روایات امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) مدعی است، (حضرت) مهدی دارای دو زندگی و دو وفات است و نتیجه گرفته، وفات اول ایشان در قرن سوم واقع شده است و تولد دوم (رجعت) درآستانه ظهور واقع میشود و در نهایت چالشهای التزام به چنین عقیدهای و کلیت موضوع مهدویت را بیان کرده است. آنچه در این سطور میآید در خصوص مستندات آموزه دو تولد و دو وفات برای حضرت مهدی (عج) با تقریر فوق، چه میزان از اعتبار و استحکام در میان روایات برخوردار است ......
توجه
ادامهی یادداشتِ آقای سیدحسین علیزاده طباطبایی را یا از روی تصویر بالا بخوانید و یا به خودِ وبسایت شبکه اجتهاد ،لینک زیر، بروید:
http://ijtihadnet.ir/?p=70552
کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۹/۲۲
یادداشتِ وفات اول مهدی "اینجا" | 6 701 |
| 20 | دو سکانس از روزهای کوتاهِ فاطمه پس از پیامبر
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۹/۲۰
۱- فاطمه و عُمَر در جریان تهاجمِ بیعت.
کلینی در کافی از امام باقر و امام صادق چنین روایت کرد: هنگامی که آن مردمِ [مهاجم برای اخذ بیعت اجباری از علی]، كردند آنچه كردند، فاطمه گريبانِ عمر را گرفت و او را پيش كشيد، و گفت: همانا به خدا اى پسر خطاب! اگر من از رسيدن بلا به بیگناهان كراهت نداشتم، میفهمیدی که خدا را به سوگند میگرفتم و او نیز (نفرینم را) سریعاً اجابت میکرد.
(عن أبیجعفر و أبیعبدالله قالا إنّ فاطمة لمّا أَنْ کان مِن أَمرهم ما کان أَخدت بِتَلابيب عُمرَ فجذَبتْه إِلیها ثمّ قالت أَما والله یا ابن الخطّاب لولا أَنّی أَكره أَنيُصيب البلاء مَن لا ذنبَ له لَعلمتَ أَنّی سَأُقسمُ علی الله ثمّ أَجدهُ سریع الإِجابَة -کافی کلینی ج ۱ ص ۴۶۰ ح ۱۲۴۰-).
۲- فاطمه و همسر ابوبکر، در ساعات پایانیِ زندگی.
اسماء بنت عميس (همسر ابوبکر، خلیفهی وقت) روايت کرد كه: فاطمه دختر حضرت محمد به وی [اسماء] گفت: من اين عمل را زشت میدانم كه یک پارچه روی جسد زنان میاندازند؛ زيرا هر كسی از حجم و وصف آن جنازه آگاه میشود. اسماء گفت: ای دختر رسول خدا! من نظير آن تابوتی را كه در سرزمين حبشه ديدهام، به تو نشان میدهم [اسماء همراه با همسر سابق و شهیدش جعفر طیّار چند سالی به امر رسولخدا به حبشه مهاجرت کرده بودند]. آنگاه فرستاد تا شاخههای تازه خرما آوردند و او تابوتی نيكو ساخت و یک پارچه روی آن انداخت. حضرت زهرا گفت: چقدر اين تابوت خوب است؛ زيرا جنازهای كه در ميان آن باشد تشخيص داده نمیشود كه پیکر زن يا پیکر مرد است. سپس حضرت فاطمه به اسماء گفت: پس از آنكه من وفات کردم تو مرا غسل بده، احدی حق ندارد نزد من بيايد. و هنگامي كه فاطمه از دنيا رحلت نمود، عايشه آمد كه نزد جنازهاش برود، اسماء به وی گفت: مبادا نزد فاطمه بروی! عايشه به [پدرش] ابوبكر شكايت كرد و گفت: اسماء [همسرت] نمیگذارد من نزد دختر رسول خدا بروم، اسماء يك هودج نظير هودج عروس برای فاطمه ساخته است. بعد از آن أبوبكر آمد بر درِ خانه و گفت: أى اسما چه حال است تو را كه منع میكنى ازواج نبى را از نزد دخترش و مثل هودج عروس براى او درست كردهای؟ اسماء در جواب ابوبكر گفت: فاطمه به من دستور داده كه كسی نزد جنازهاش نرود، من اين تابوت را در زمان حيات فاطمه طبق دستور شخص آن بانو ساختهام. ابوبكر گفت: مانعی ندارد، آنچه را كه فاطمه دستور داده انجام بده. ابوبكر اين را گفت و بازگشت. آنگاه بدن آن حضرت را علی و اسماء غسل دادند.
(عن أسماء بنت عميس ان فاطمة بنت رسول الله قالت لأسماء إني قد استقبحت ما يصنع بالنساء أنه يطرح على المرأة الثوب فيصفها لمن رأى فقالت أسماء يا بنت رسول الله انا أريك شيئا رأيته بأرض الحبشة قال فدعت بجريدة رطبة فحنتها ثم طرحت عليها ثوبا فقالت فاطمة ما أحسن هذا وأجمله لا تعرف به المرأة من الرجل قال قالت فاطمة فإذا مت فغسليني انت ولا يدخلن على أحد فلما توفيت فاطمة جائت عائشة لتدخل عليها فقالت أسماء لا تدخلي فكلمت عائشة أبابكر فقالت ان هذه الخثعمية تحول بيننا وبين ابنة رسولالله وقد جعلت لها مثل هودج العروس فجاء أبوبكر فوقف على الباب فقال يا أسماء ما حالك على ان منعت ازواج النبي وجعلت لها مثل هودج العروس فقالت أسماء لأبيبكر هي أمرتنى أن لا يدخل عليها أحد واريتها هذا الذي صنعت وهى حية فأمرتني ان أصنع لها ذلك فقال أبوبكر اصنعي ما امرتك فانصرف وغسلها على وأسماء -کشف الغمه اربلی ج ۲ ص ۱۲۶-)
و اما اسماء بنت عمیس و همسری جعفر و ابوبکر و علی، یکی پس از دیگری.
اسما ابتدا همسر جعفر بن ابیطالب بود و از وی چند فرزند داشت
او پس از شهادت جعفر، به عقد ابوبکر درآمد و از او محمد را به دنیا آورد
وی پس از درگذشت ابوبکر به عقد علی درآمد و از او یحیی را به دنیا آورد. با ازدواج اخیر، محمد فرزندخواندهی علی شد
دختر فاطمه و عمر.
مطابق روایت کلینی در کافی، وقتی عمربنخطاب (در سال ۲۳ هجری) درگذشت، امام علی دخترِ خود امکلثوم که در سال ۱۷ به عقد عمر درآمده بود (و از وی دو فرزند به نامهای زید و رقیه به دنیا آورده بود) را از خانه عمر به خانه خود بازگرداند
(سألت أباعبدالله عن امرأة توفي زوجها أين تعتد في بيت زوجها تعتد أو حيث شاءت قال بلى حيث شاءت ثم قال إن علياً ع لما مات عمر أتى أم كلثوم فأخذ بيدها فانطلق بها إلى بيته -کافی ج ۶ ص ۱۱۵ ح ۲ و ۱-).
پایان (فاطمه و غروبِ جمعهها).
فاطمه غروب جمعهها که میشد به وردستش میگفت برو پشتِبام و ببین، هر گاه نیمی از قرص خورشید غروب کرد خبرم کن تا [در آن لحظه زیبا و دلانگیز] نیایش کنم. فاطمه تحسین نیایش در آن وقت را از پدرش پیامبر شنیده بود.
فاطمه از دنیا به سه چیز بیش از همه علاقه داشت:
تلاوت کتاب خدا
نگاه به چهره رسولخدا
انفاق در راه خدا
T.me/baznegari | 6 891 |
