fa
Feedback
Vocab.coding

Vocab.coding

رفتن به کانال در Telegram

بزرگترین و متفاوت‌ ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Vocab.coding

کانال Vocab.coding (@vocabcoding_insta) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 76 468 مشترک است و جایگاه 38 را در دسته زبان‌شناسی و رتبه 4 286 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 76 468 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 15 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -335 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -23 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 5.12% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.75% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 3 913 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 342 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 39 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ابدی, لغت, وقت, کس, صفت تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
بزرگترین و متفاوت‌ ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 16 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته زبان‌شناسی تبدیل کرده‌اند.

76 468
مشترکین
-2324 ساعت
-987 روز
-33530 روز
آرشیو پست ها
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Narrow 🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: thin, slim, tight, restricted, limited 🔴 متضاد: wide, broad, spacious, open 💬 مثال: This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗 این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه. The room has a narrow window. 🪟 این اتاق یک پنجره باریک دارد.

عن‌واع رابطه به انگلیسی ، پارت ۲

عن‌واع رابطه به انگلیسی ، پارت ۱

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Astute 🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡ 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: clever, smart, sharp, shrewd, perceptive 🔴 متضاد: stupid, foolish, naive, dull 💬 مثال: She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨ او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه می‌داند چه کار کند. He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀 او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی می‌بیند، آن را تشخیص می‌دهد.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Abdicate 🧩 معنی: کناره‌گیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن 🧠 نقش: فعل (Verb) 🟢 مترادف: resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit,  🔴 متضاد: accept, assume, retain 💬 مثال: The king decided to abdicate the throne. 👑🚪 پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کناره‌گیری کند. He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶‍♂️ او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.

🎉فروش دوره جدید و ویدئویی " مکالمه در دَدَر (پندی‌تاک) " شروع شد... ✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبت‌نام کن آموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️ آموزش جذاب و همراه با طنز و استند‌آپ کمدی🤡 پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️ دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️ ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰 ثبت نام از طریق سایت زیر : https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Denounce 🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، به‌شدت سرزنش کردن 🚫😡 🧠 نقش: فعل (Verb) 🟢 مترادف: condemn, criticize, censure 🔴 متضاد: praise, approve, support 💬 مثال: The government denounced the violent attack. 🚫💥 دولت این حمله‌ی خشونت‌آمیز را به‌شدت محکوم کرد. She publicly denounced his behavior. 😡📢 او رفتار او را علناً محکوم و سرزنش کرد.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bias 🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: prejudice, favoritism, partiality 🔴 متضاد: fairness, neutrality, impartiality 💬 مثال: Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️ همه‌ی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم. His bias against women affected his decisions. 🚫👩 تعصب او علیه زنان روی تصمیماتش تأثیر گذاشت.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Perish 🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥 🧠 نقش: فعل (Verb) 🟢 مترادف: die, vanish, cease to exist 🔴 متضاد: survive, live, endure 💬 مثال: Thousands of people perished in the war. ⚔️💀 هزاران نفر در جنگ جان باختند. If we don’t protect nature, many species could perish. 🌳🐾 اگه از طبیعت محافظت نکنیم، خیلی از گونه‌ها ممکنه تلف بشن.

..........😔😔

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Injury 🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: damage, wound, harm 🔴 متضاد: health, wellness, recovery 💬 مثال: I got a serious injury while working out. 🏋️‍♂️🤕 وقتی داشتم ورزش می‌کردم، یه آسیب جدی دیدم. He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣 اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Cemetery 🧩 معنی: قبرستان، گورستان ⚰️🪦 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: graveyard, burial ground, churchyard 🔴 متضاد: — 💬 مثال: I walked through the cemetery at night. 🌙🪦 شب از داخل قبرستان رد شدم. The cemetery was completely silent and empty. 😨 قبرستان کاملاً ساکت و خالی بود.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Dilemma 🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور می‌شی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: difficult choice, tough decision, predicament 🔴 متضاد: easy choice, certainty, solution 💬 مثال: I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔 تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟ She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️‍🔥🤯 بین دنبال کردن دلش و منطقی رفتار کردن، سر یک دوراهی قرار گرفت.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Turmeric 🧩 معنی: زردچوبه 🌱 🧠 نقش: اسم (Noun) 💬 مثال: I accidentally spilled turmeric all over my clothes. 😂 🤣 اشتباهی زردچوبه رو ریختم روی کل لباسم! She added some turmeric to the soup. 🍲 🥣 اون یه مقدار زردچوبه به سوپ اضافه کرد.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bizarre 🧩 معنی: عجیب‌وغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd 🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional 💬 مثال: That was a bizarre thing to say in front of everyone. 🤨 حرف خیلی عجیب‌وغریبی بود که جلوی همه زدی! His bizarre behavior made everyone stare at him. 😳 رفتار عجیب‌وغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bedridden 🧩 معنی: زمین‌گیر، بستری، ناتوان از ترک تخت به‌دلیل بیماری یا آسیب 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated 🔴 متضاد: healthy, active, mobile 💬 مثال: After the accident, he was bedridden for several weeks. 🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمین‌گیر و بستری بود. The illness left her bedridden and unable to walk. 🤒 بیماری او را زمین‌گیر کرد و نتوانست راه برود.

بانو منو ببر تایلند🥲🥲

💇‍♂️ Crew Cut (کْرو کات) — مدل موی خیلی کوتاه مردانه 💇‍♂️ Buzz Cut (باز کات) — مدل موی ماشین‌شده کوتاه 💇‍♂️ Side Part (ساید پارت) — فرق کج 💇‍♀️ Middle Part (میدِل پارت) — فرق وسط 💇‍♂️ Slicked-Back Hair (اِسلیکت بَک هِر) — موی کاملاً به عقب خوابانده‌شده 💇‍♂️ Spiky Hair (اِسپایکی هِر) — موی سیخ‌سیخی 💇‍♀️ Afro (اَفرو) — مدل موی آفرو 💇‍♀️ Perm (پِرم) — موی فر دائم 💇‍♀️ Curly Hair (کِرلی هِر) — موی فر 💇‍♀️ Straight Hair (اِسترِیت هِر) — موی صاف 💇‍♀️ Wavy Hair (وِیوی هِر) — موی موج‌دار

انواع مدل مو : انواع مدل مو : 💇‍♀️ Bob (باب) — مدل موی باب 💇‍♀️ Pixie Cut (پیکسی کات) — مدل موی خیلی کوتاه 💇‍♀️ Bangs (بَنگز) — چتری 💇‍♂️ Fade (فِید) — مدل سایه‌دار و محو 💇‍♀️ Ponytail (پونی‌تِیل) — دم‌اسبی 💇‍♀️ Bun (بان) — گوجه‌ای 💇‍♀️ French Braid (فِرِنچ بْرِید) — بافت فرانسوی 💇‍♀️ Fishtail Braid (فیش‌تِیل بْرِید) — بافت تیغ‌ماهی 💇‍♀️ Box Braids (باکس بْرِیدز) — بافت‌های مربعی 💇‍♀️ Dreadlocks (دْرِدلُکس) — درِدلاک 💇‍♂️ Mohawk (موهاک) — مدل موهاک 💇‍♂️ Mullet (مالِت) — مدل مولت 💇‍♀️ Shag (شَگ) — مدل شَگ، لایه‌لایه و نامرتب 💇‍♀️ Wolf Cut (وُلف کات) — مدل وُلف‌کات 💇‍♀️ Layered Hair (لِیِرد هِر) — موی لایه‌لایه 💇‍♀️ Curtain Hair (کِرتِن هِر) — مدل موی پرده‌ای

چیکار داری میکنی با موهات؟🤣