Vocab.coding
前往频道在 Telegram
بزرگترین و متفاوت ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding
显示更多📈 Telegram 频道 Vocab.coding 的分析概览
频道 Vocab.coding (@vocabcoding_insta) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 76 258 名订阅者,在 语言学 类别中位列第 40,并在 伊朗 地区排名第 4 330 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 76 258 名订阅者。
根据 05 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -339,过去 24 小时变化为 -14,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 6.04%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.05% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 4 608 次浏览,首日通常累积 1 562 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 48。
- 主题关注点: 内容集中在 ابدی, لغت, وقت, کس, صفت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“بزرگترین و متفاوت ترین کانال آموزش زبان انگلیسی
Admin : @imanpandi
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/vocab.coding”
凭借高频更新(最新数据采集于 06 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 语言学 类别中的关键影响点。
76 258
订阅者
-1424 小时
-717 天
-33930 天
帖子存档
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Tangerine
🧩 معنی: نارنگی 🍊
🧠 نقش: اسم (Noun)
💬 مثال:
I peeled a tangerine. 🍊
من یه نارنگی پوست کندم.
This tangerine is very sweet. 😋
این نارنگی خیلی شیرینه.
She ate a tangerine after lunch. 🍊
او بعد از ناهار یه نارنگی خورد.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Betray
🧩 معنی: خیانت کردن، به اعتماد کسی خیانت کردن 💔🗡️
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
deceive, cheat, backstab, be disloyal
🔴 متضاد:
support, defend, protect, be loyal
💬 مثال:
He betrayed his best friend. 💔
او به بهترین دوستش خیانت کرد.
She would never betray my trust. 🤝
او هیچوقت به اعتماد من خیانت نمیکنه.
The politician betrayed the people who voted for him. 🗳️
آن سیاستمدار به مردمی که به او رأی داده بودند خیانت کرد.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Succumb
🧩 معنی: از پا درآمدن، تسلیم شدن، مغلوب شدن 😵💫🏳️
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
give in, surrender, yield, submit
🔴 متضاد:
resist, withstand, fight, overcome
💬 مثال:
He finally succumbed to exhaustion. 😩
او بالاخره از خستگی از پا درآمد.
She succumbed to the pressure. 😰
او زیر فشار از پا درآمد.
He refused to succumb to fear. 🦁
او حاضر نشد تسلیم ترس شود.
76 250
یکی دیگه هم تو کپشن گفتم👇
🍸Brandy
🍹برندی
🍹مشروب حاصل از جفتگیری غلات با شکرببخشید؛ انگار اشتباهی شده
🍹برندی به نوشیدنی تقطیری حاصل از شراب یا آبمیوه تخمیرشده که معمولا انگور باشه، اطلاق میشه
🍹یه نوعش، کنیاکه که از تفاله و آت و آشغال بهجا مونده از شراب گرفته میشه
🍹عرق میوهای باکلاس
🍹یعنی میوه اول یه مدت تخمیر میشه، بعد تقطیر میشه؛ بعد تکثیر میشه... تکتیر میشه شلیک میکنه به مغزت.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Narrow
🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
thin, slim, tight, restricted, limited
🔴 متضاد:
wide, broad, spacious, open
💬 مثال:
This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗
این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه.
The room has a narrow window. 🪟
این اتاق یک پنجره باریک دارد.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Astute
🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
clever, smart, sharp, shrewd, perceptive
🔴 متضاد:
stupid, foolish, naive, dull
💬 مثال:
She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨
او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه میداند چه کار کند.
He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀
او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی میبیند، آن را تشخیص میدهد.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Abdicate
🧩 معنی: کنارهگیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit,
🔴 متضاد:
accept, assume, retain
💬 مثال:
The king decided to abdicate the throne. 👑🚪
پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کنارهگیری کند.
He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶♂️
او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.
76 250
🎉فروش دوره جدید و ویدئویی " مکالمه در دَدَر (پندیتاک) " شروع شد...
✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبتنام کن
آموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️
آموزش جذاب و همراه با طنز و استندآپ کمدی🤡
پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️
دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️
ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰
ثبت نام از طریق سایت زیر :
https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Denounce
🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، بهشدت سرزنش کردن 🚫😡
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف: condemn, criticize, censure
🔴 متضاد: praise, approve, support
💬 مثال:
The government denounced the violent attack. 🚫💥
دولت این حملهی خشونتآمیز را بهشدت محکوم کرد.
She publicly denounced his behavior. 😡📢
او رفتار او را علناً محکوم و سرزنش کرد.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bias
🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
prejudice, favoritism, partiality
🔴 متضاد:
fairness, neutrality, impartiality
💬 مثال:
Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️
همهی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم.
His bias against women affected his decisions. 🚫👩
تعصب او علیه زنان روی تصمیماتش تأثیر گذاشت.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Perish
🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
die, vanish, cease to exist
🔴 متضاد:
survive, live, endure
💬 مثال:
Thousands of people perished in the war. ⚔️💀
هزاران نفر در جنگ جان باختند.
If we don’t protect nature, many species could perish. 🌳🐾
اگه از طبیعت محافظت نکنیم، خیلی از گونهها ممکنه تلف بشن.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Injury
🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
damage, wound, harm
🔴 متضاد:
health, wellness, recovery
💬 مثال:
I got a serious injury while working out. 🏋️♂️🤕
وقتی داشتم ورزش میکردم، یه آسیب جدی دیدم.
He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣
اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Cemetery
🧩 معنی: قبرستان، گورستان ⚰️🪦
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
graveyard, burial ground, churchyard
🔴 متضاد:
—
💬 مثال:
I walked through the cemetery at night. 🌙🪦
شب از داخل قبرستان رد شدم.
The cemetery was completely silent and empty. 😨
قبرستان کاملاً ساکت و خالی بود.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Dilemma
🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور میشی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
difficult choice, tough decision, predicament
🔴 متضاد:
easy choice, certainty, solution
💬 مثال:
I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔
تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟
She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️🔥🤯
بین دنبال کردن دلش و منطقی رفتار کردن، سر یک دوراهی قرار گرفت.
76 250
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Turmeric
🧩 معنی: زردچوبه 🌱
🧠 نقش: اسم (Noun)
💬 مثال:
I accidentally spilled turmeric all over my clothes. 😂
🤣 اشتباهی زردچوبه رو ریختم روی کل لباسم!
She added some turmeric to the soup. 🍲
🥣 اون یه مقدار زردچوبه به سوپ اضافه کرد.
