ar
Feedback
Vocab.coding

Vocab.coding

الذهاب إلى القناة على Telegram

بزرگترین و متفاوت‌ ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Vocab.coding

تُعد قناة Vocab.coding (@vocabcoding_insta) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 76 693 مشتركاً، محتلاً المرتبة 37 في فئة Linguistics والمرتبة 4 256 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 76 693 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 25 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -324، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -21، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.74‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 1.60‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 633 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 227 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 40.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ابدی, لغت, وقت, کس, صفت.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
بزرگترین و متفاوت‌ ترین کانال آموزش زبان انگلیسی Admin : @imanpandi اینستاگرام : https://www.instagram.com/vocab.coding

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 26 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة Linguistics.

76 693
المشتركون
-2124 ساعات
-677 أيام
-32430 أيام
أرشيف المشاركات
..........😔😔

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Injury 🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: damage, wound, harm 🔴 متضاد: health, wellness, recovery 💬 مثال: I got a serious injury while working out. 🏋️‍♂️🤕 وقتی داشتم ورزش می‌کردم، یه آسیب جدی دیدم. He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣 اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Cemetery 🧩 معنی: قبرستان، گورستان ⚰️🪦 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: graveyard, burial ground, churchyard 🔴 متضاد: — 💬 مثال: I walked through the cemetery at night. 🌙🪦 شب از داخل قبرستان رد شدم. The cemetery was completely silent and empty. 😨 قبرستان کاملاً ساکت و خالی بود.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Dilemma 🧩 معنی: دوراهی، موقعیت سختی که مجبور می‌شی بین دو انتخاب دشوار یکی رو انتخاب کنی 🤯 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: difficult choice, tough decision, predicament 🔴 متضاد: easy choice, certainty, solution 💬 مثال: I’m in a dilemma. Should I stay or leave? 🤔 تو یه دوراهی گیر کردم؛ بمونم یا برم؟ She faced a dilemma between following her heart and being practical. ❤️‍🔥🤯 بین دنبال کردن دلش و منطقی رفتار کردن، سر یک دوراهی قرار گرفت.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Turmeric 🧩 معنی: زردچوبه 🌱 🧠 نقش: اسم (Noun) 💬 مثال: I accidentally spilled turmeric all over my clothes. 😂 🤣 اشتباهی زردچوبه رو ریختم روی کل لباسم! She added some turmeric to the soup. 🍲 🥣 اون یه مقدار زردچوبه به سوپ اضافه کرد.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bizarre 🧩 معنی: عجیب‌وغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd 🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional 💬 مثال: That was a bizarre thing to say in front of everyone. 🤨 حرف خیلی عجیب‌وغریبی بود که جلوی همه زدی! His bizarre behavior made everyone stare at him. 😳 رفتار عجیب‌وغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bedridden 🧩 معنی: زمین‌گیر، بستری، ناتوان از ترک تخت به‌دلیل بیماری یا آسیب 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated 🔴 متضاد: healthy, active, mobile 💬 مثال: After the accident, he was bedridden for several weeks. 🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمین‌گیر و بستری بود. The illness left her bedridden and unable to walk. 🤒 بیماری او را زمین‌گیر کرد و نتوانست راه برود.

بانو منو ببر تایلند🥲🥲

💇‍♂️ Crew Cut (کْرو کات) — مدل موی خیلی کوتاه مردانه 💇‍♂️ Buzz Cut (باز کات) — مدل موی ماشین‌شده کوتاه 💇‍♂️ Side Part (ساید پارت) — فرق کج 💇‍♀️ Middle Part (میدِل پارت) — فرق وسط 💇‍♂️ Slicked-Back Hair (اِسلیکت بَک هِر) — موی کاملاً به عقب خوابانده‌شده 💇‍♂️ Spiky Hair (اِسپایکی هِر) — موی سیخ‌سیخی 💇‍♀️ Afro (اَفرو) — مدل موی آفرو 💇‍♀️ Perm (پِرم) — موی فر دائم 💇‍♀️ Curly Hair (کِرلی هِر) — موی فر 💇‍♀️ Straight Hair (اِسترِیت هِر) — موی صاف 💇‍♀️ Wavy Hair (وِیوی هِر) — موی موج‌دار

انواع مدل مو : انواع مدل مو : 💇‍♀️ Bob (باب) — مدل موی باب 💇‍♀️ Pixie Cut (پیکسی کات) — مدل موی خیلی کوتاه 💇‍♀️ Bangs (بَنگز) — چتری 💇‍♂️ Fade (فِید) — مدل سایه‌دار و محو 💇‍♀️ Ponytail (پونی‌تِیل) — دم‌اسبی 💇‍♀️ Bun (بان) — گوجه‌ای 💇‍♀️ French Braid (فِرِنچ بْرِید) — بافت فرانسوی 💇‍♀️ Fishtail Braid (فیش‌تِیل بْرِید) — بافت تیغ‌ماهی 💇‍♀️ Box Braids (باکس بْرِیدز) — بافت‌های مربعی 💇‍♀️ Dreadlocks (دْرِدلُکس) — درِدلاک 💇‍♂️ Mohawk (موهاک) — مدل موهاک 💇‍♂️ Mullet (مالِت) — مدل مولت 💇‍♀️ Shag (شَگ) — مدل شَگ، لایه‌لایه و نامرتب 💇‍♀️ Wolf Cut (وُلف کات) — مدل وُلف‌کات 💇‍♀️ Layered Hair (لِیِرد هِر) — موی لایه‌لایه 💇‍♀️ Curtain Hair (کِرتِن هِر) — مدل موی پرده‌ای

چیکار داری میکنی با موهات؟🤣

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Bedlam 🧩 معنی: غوغا، بلوا ، آشوب و بی‌نظمی شدید ، هرج و مرج 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: chaos, turmoil, mayhem, uproar 🔴 متضاد: order, peace, calm, tranquillity 💬 مثال: The explosion caused absolute bedlam in the city. 💥 انفجار باعث غوغا و آشوب کامل در شهر شد. When the fire broke out, the whole building descended into bedlam. 🔥 وقتی آتش‌سوزی شروع شد، کل ساختمان به آشوب و غوغا کشیده شد.

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Eradicate 🧩 معنی: نابود کردن، از بین بردن 🧠 نقش: فعل (Verb) 🟢 مترادف: destroy, eliminate, wipe out, exterminate 🔴 متضاد: create, preserve, protect, maintain 💬 مثال: ThisThe fire eradicated the entire forest. 🔥 آتش کل جنگل را نابود کرد. This mistake could eradicate all our hard work. 🤦‍♂️این اشتباه می‌تونه تمام زحماتمون رو نابود کنه.

چیکار دارین می‌کنین؟🤣🤣

نیمروی تخم انسان هم انقد نمی‌ارزه
نیمروی تخم انسان هم انقد نمی‌ارزه

انواع پارتی‌های ترند رو یاد بگیر به کارت میاد😎

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Ambiguous 🧩 معنی: مبهم، دوپهلو، نامشخص 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: unclear, vague, uncertain, equivocal 🔴 متضاد: clear, obvious, explicit, unambiguous 💬 مثال: His answer was ambiguous. جوابش مبهم و دوپهلو بود. یا مثلاً وقتی یه نفر حرفی می‌زنه که دقیقاً معلوم نیست منظورش چیه، می‌تونی بگی: The message was ambiguous. «پیام مبهم و دوپهلو بود!» 🤔

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Jerk 🧩 معنی: عوضی، آدم بی‌ملاحظه و آزاردهنده 😤 🧠 نقش: اسم (Noun) 🟢 مترادف: asshole, idiot, douchebag, mean person 🔴 متضاد: nice person, gentleman, sweetheart 💬 مثال: He’s such a jerk! «این دیگه چه عوضیه!» 😤 یا مثلاً وقتی یکی عمداً باهات بدرفتاری می‌کنه یا کار خیلی بی‌ملاحظه‌ای انجام می‌ده، می‌تونی بگی: Don’t be a jerk! «عوضی نباش!» 😅 ⚠️ نکته: Jerk یه فحش نسبتاً رایج و محاوره‌ایه؛ از نظر شدت معمولاً از asshole ملایم‌تره.

چیکار داری میکنی با خودت مستر؟😂

📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡 😎 Jaunty 🧩 معنی: سرحال، قبراق، شاد و پرانرژی (گاهی با اعتمادبه‌نفس و استایل خاص) 🧠 نقش: صفت (Adjective) 🟢 مترادف: cheerful, lively, upbeat, sprightly 🔴 متضاد: gloomy, dull, depressed, miserable 💬 مثال: Mr. Jenaty is always so jaunty. آقای جنتی همیشه این‌قدر سرحال و سرزنده‌ست. یا مثلاً اگه دوستت با کلی انرژی و لبخند وارد جمع بشه، می‌تونی بگی: You look jaunty today! «امروز خیلی سرحال و قبراقی!» 😎