fa
Feedback
انتشارات تیمورزاده

انتشارات تیمورزاده

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی انتشارات تیمورزاده Teimourzadeh Pub Official Channel

نمایش بیشتر
3 740
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
🔹جهنمی به نام علوم پزشکی اهواز/ کاهش شدید دستیاران جراحی اهواز / هر نفر ماهانه ۱۵ کشیک 🔹تعداد دستیاران سال دوم جراحی دانشگاه علوم پزشکی اهواز از ۲۵ نفر در سال گذشته به ۱۰ نفر رسیده است. علت این کاهش، انصراف گسترده در یک سال گذشته و انتقالی دو نفر در سال جاری عنوان شده است. 🔹این ۱۰ نفر در حال حاضر ماهانه ۱۵ کشیک انجام می‌دهند، در حالی که طبق قانون سقف کشیک دستیاران سال دوم ۱۰ کشیک در ماه است. https://t.me/laayehemed

🔵 بروز تخلفات و سوءاستفاده از جایگاه شغلی؛ این بار در اصفهان 🔹 ۴۴ ماه دریافت غیرقانونی داروی ترک اعتیاد توسط یکی از مدیران ارشد نظارتی دانشگاه علوم پزشکی! ▫️ براساس اسنادی که به دست پالنا رسیده است، یکی از مدیران ارشد نظارتی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۶ تا امروز، علی‌رغم ممنوعیت‌های قانونی، به طور همزمان هم به عنوان یک مدیر ارشد نظارتی مشغول فعالیت بوده و هم به عنوان موسس، مرکز ترک اعتیاد داشته است. ▫️ وی همچنین همزمان با اشتغال غیرقانونی خود در بخش خصوصی، از حق محرومیت از مطب (معادل حق شغل و شاغل و حق مدیریت تا سقف ۶۵ میلیون تومان در ماه) که شرط آن تمام وقتی و عدم فعالیت در بخش خصوصی است، بهره‌مند بوده است. . 🔷️ نکات حقوقی قضیه: 1⃣ «آیین‌نامه تأسیس و بهره‌برداری مرکز سرپایی درمان اختلالات مصرف مواد (SUD)» از تاریخ ابلاغ توسط وزارت بهداشت (۲۶ دی ۱۴۰۱) لازم‌الاجرا بوده است. 2⃣ «موسس» طبق بند ۹ ماده ۱ و بند ۱ ماده ۲ و منطبق با ماده ۵ شرح وظایف موسس، یک «شغل فعال و پاسخگو» محسوب می‌گردد. 3⃣ ماده ۴۰ آیین‌نامه مقرر می‌دارد: افراد دارای موافقت اصولی، پروانه بهره‌برداری، مجوز درمان دارویی یا پروانه مسئول فنی مراکز درمان سرپایی اختلالات مصرف مواد، مجاز به حضور در پست‌های نظارتی وزارت، دانشگاه، دانشکده و عضویت در کمیته‌های نظارت کشوری، استانی، منطقه‌ای و همچنین تیم‌های بازرسی، نظارت و ارزشیابی نیستند. تبصره: افرادی با جایگاه‌های مذکور در این ماده که تاکنون موافقت اصولی پروانه بهره برداری مجوز درمان دارویی یا پروانه مسئول فنی اخذ نموده‌اند مشروط به استعفا مجاز به تداوم فعالیت در مراکز/بخش‌های سرپایی درمان اختلالات مصرف مواد خواهند بود. ▫️ درواقع شخص مذکور در طول مدت ۴۴ ماه که به صورت غیرقانونی مرکز ترک اعتیاد خود را دایر داشته است، معادل هزاران بطری ۲۵۰ سی سی شربت متادون و یا هزاران عدد قرص متادون را به صورت غیرقانونی دریافت و توزیع کرده است. 🔹 موضوع بعدی نیازمند بررسی، دریافت خلاف قانون حق محرومیت مطب است. ماده یک قانون مزبور اشعار می‌دارد:  اجازه داده می‌شود به دارندگان مدرک دکتری در رشته‌های گروه پزشکی (‌پزشکی، دندانپزشکی، دامپزشکی، دارو سازی، علوم‌آزمایشگاهی) و پیراپزشکی و بهداشتی که به طور رسمی برابر مقررات مربوط در وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی، شرکت‌های دولتی و شرکت‌ ها و‌سازمان‌هایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است و نهادهای انقلاب اسلامی شاغل می‌باشند و مستقلاً توان اشتغال در خارج از محیط اداری را‌ دارند، در صورتی که به طور تمام وقت در رسته‌های بهداشتی، درمانی، کشاورزی و یا محیط زیست در خدمت بوده و به کار انتفاعی تخصصی (‌اعم از‌مطب، داروخانه و آزمایشگاه و غیره) اشتغال نداشته باشند و ۶۰ ساعت در ماه در غیر ساعات اداری مشغول خدمت باشند (‌درقبال انجام وظایف و‌ مأموریت‌های محوله در غیر ساعات اداری) با تشخیص بالاترین مقام اجرایی دستگاه، مبلغی حداکثر معادل حقوق و فوق‌العاده شغل یا مزایای شغل‌دریافتی، به عنوان «حق محرومیت از مطب» پرداخت شود. بر طبق اسناد: اولا: مدیر نیروی انسانی دانشگاه و صاحب سامانه ساعت زنی، رسما اعلام نموده که کارکرد اضافی از وی ندارد و لذا به زبان بی‌زبانی درخواست اعلام کارکرد کرده است. دوم: در عین حال، مدیر دفتر رییس دانشگاه اقدام به تایید کارکرد نموده است!! براساس ماده ۱ قانون ارتقاء سلامت اداری و مقابله با فساد، این موارد قابل تعقیب بوده و‌ لازم است مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و‌ مراجع ذیصلاح، بررسی این موارد را در دستور کار خود قرار داده و نتیجه را به اطلاع عموم برسانند. . .
🔺 نام و عنوان اشخاص در این گزارش ذکر نشد و اسناد دریافتی در تحریریه پالنا، محفوظ هستند. به نظر می‌رسد چنانچه اراده‌ای جهت بررسی موضوع وجود داشته باشد، کشف خطا و خاطی برای مقامات ذیصلاح، مساله پیچیده‌ای نباشد.
. جهت درج کامنت، اینجا کلیک کنید پالنا / اینستاگرام / روابط عمومی @pezeshkanghanon

‏ریچارد نفیو طراح معماری تحریم ایران در کتاب «هنر تحریم» می‌نویسد: ‏«آمریکا عمداً واردات کالای لوکس را تحریم نکرد تا: ‏ ‏۱. م
‏ریچارد نفیو طراح معماری تحریم ایران در کتاب «هنر تحریم» می‌نویسد: ‏«آمریکا عمداً واردات کالای لوکس را تحریم نکرد تا: ‏ ‏۱. منابع ارزی ایران سریع تر تحلیل برود. ‏۲. وجود کالای لوکس و عدم وجود کالای ضروری باعث تشدید حس تحریم‌شدگی در مردم شود.» ‏مسئولان طی چند دهه خواسته یا ناخواسته به تئوری‌های «نفیو» لبیک گفته‌اند. ‏برای مثال: ‏در حالی که در واردات واکسن انفولانزا یا داروی بیماران خاص کمبود شدید داریم؛ اما شاهد آخرین مدل و برندهای روز خودروهای جهان و یا گوشی‌های پرچم‌دار؛ آن هم تنها دو روز بعد از رو نمایی، پشت ویترین مغازه‌ها هستیم. ‏مردم حق دارند بهترین کالاهای جهان را داشته باشند؛ اما وقتی بیمار برای دارو سرگردان است و کالای لوکس بی‌دردسر به ویترین می‌رسد، باید پرسید: چه کسی این اولویت‌ها را تعیین می‌کند؟ @yashar_soltani | یاشار سلطانی

هشتاد و پنجمین نشست علمی مرکز تحقیقات تروما و جراحی سینا: عنوان نشست: How to connect with depressed friends? تاریخ: دوشنبه شش
هشتاد و پنجمین نشست علمی مرکز تحقیقات تروما و جراحی سینا: عنوان نشست: How to connect with depressed friends? تاریخ: دوشنبه ششم مهرماه ۱۴۰۵ ساعت: 11 صبح ارایه دهنده: دکتر پیمان سلامتی ارایه به زبان انگلیسی لطفا پیش از شرکت در کلاس، این ویدیو را تماشا کنید: https://youtu.be/B43f89Y9f-A?is=ANEZLLIJdlzR0iiY نشست به شکل حضوری برگزار می شود. مکان: سالن شورای مرکز تحقیقات تروما و جراحی بیمارستان سینا

Repost from هم‌میهن
خبرنگار الجزیره در تهران: مذاکرات ایران و آمریکا در نیویورک از تماس‌های اولیه دیپلماتیک فراتر رفته و وارد مرحله‌ای جزئی‌تر و فنی‌تر شده است نورالدین الدغیر، خبرنگار الجزیره در تهران: 🔹مذاکرات ایران و آمریکا در نیویورک از تماس‌های اولیه دیپلماتیک فراتر رفته و وارد مرحله‌ای جزئی‌تر و فنی‌تر شده است؛ منابعی در تهران فضای مذاکرات را به‌طور فزاینده‌ای مثبت توصیف کرده‌اند. 🔹پس از نخستین دیدار میان استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان آمریکا، کارشناسان فنی نیز به مذاکرات در نیویورک پیوسته‌اند. 🔹اگرچه دولت آمریکا در ابتدا برای هیئت ایرانی روادید صادر نکرده بود، اما این روادیدها به‌سرعت صادر شد و به هیئت ایرانی اجازه داد به مذاکرات ملحق شود. 📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید: سایت ـ بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام

Repost from امتداد
✅شکوری‌راد: سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل مؤثر و گیرا بود 🔹فعال سیاسی اصلاح‌طلب با مثبت ارزیابی کردن سخنرانی رئیس‌جمهور پزشکیان در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، گفت: رئیس‌جمهور متناسب با شرایط کنونی سخنرانی مؤثر و گیرایی ارائه کرد و تأکید او بر تبعیض هسته‌ای و آمادگی ایران برای مذاکره، از نقاط برجسته این سخنرانی بود. 🔹علی شکوری‌راد درباره ارزیابی خود از سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اظهار کرد: به نظر من، با توجه به شرایط موجود و همچنین سخنرانی سخیف روز گذشته دونالد ترامپ، بهتر از این نمی‌شد چنین سخنرانی‌ای انجام شود. 🔹وی با بیان اینکه سخنرانی دکتر پزشکیان یک سخنرانی مؤثر و گیرا بود، گفت: آقای پزشکیان موضوعات مختلفی را مطرح کرد، اما به نظر من نقطه اوج سخنرانی، اشاره او به تبعیض در نظام جهانی بود. رئیس‌جمهور منطق حاکم بر نظام جهانی را منطق زور و قدرت توصیف کرد و این حرف کاملاً درستی است. در کنار آن نیز تأکید کرد که ایران همواره آماده مذاکره است که این هم از نقاط قوت سخنان او بود. 🔹وی تصریح کرد: به نظر من، مؤثرترین جمله سخنرانی این بود که گفت «بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران.» این جمله پیام روشنی درباره تبعیض موجود در نظام بین‌الملل دارد و همه در جهان، چه موافق و چه مخالف، می‌توانند این پیام را دریافت کنند. 🔹شکوری‌راد در پایان خاطرنشان کرد: بسیاری از این مواضع پیش از این نیز مطرح شده بود، اما بیان آن‌ها از تریبون سازمان ملل جایگاه ویژه‌ای به این سخنان می‌دهد و در مجموع، در شرایط کنونی بهتر از این نمی‌شد چنین سخنرانی‌ای ارائه شود. #امتداد @emtedadnet

دیدن و‌نگاه کردن میگویند هر نگاه کردنی به دیدن منجر نمی‌شود .دکتر محمد روحانی استاد برجسته مغز و اعصاب کشور مردم مستاصلی را که در اطراف بیمارستان های بزرگ اتراق کرده‌اند ‌و در معرض نگاه همه ما قرار دارند دید ! حاصل آن متنی است که موضوع را از زاویه ای انسانی و از نگاه یک طبیب واقعی میکاود و‌مینمایاند ؛ «هر روز صبح، وقتی از کنار بیمارستان حضرت رسول عبور می‌کنم، صحنه‌ای می‌بینم که هیچ وقت برایم عادی نمی‌شود و هر بار غم و اندوهی زیاد در تمام وجودم را فرا می‌گیرد. در پارک کنار بیمارستان، خانواده‌هایی را می‌بینم که در چادر یا حتی در فضای باز شب را به صبح رسانده‌اند. بعضی‌ها هم در ماشین‌هایشان مانده‌اند؛ خانواده‌هایی که یکی از عزیزانشان در بیمارستان بستری است و خودشان نه توان اجاره‌ی اتاق یا مسافرخانه را دارند و نه امکان رفت‌وآمد روزانه از شهری دیگر. تصور کنید بیماری دارید که در بیمارستان بستری است و باید تمام نگرانی و اضطراب بیماری او را تحمل کنید؛ و در کنار آن، دردِ بی‌خانمانی و آوارگی در پارک را هم به دوش بکشید. حالا تصور کنید همین آدم، بعد از چندین شب بی‌خوابی، بدون یک غذای مناسب، بدون امکان استحمام و با خستگی و اضطراب شدید، وارد بیمارستان می‌شود. آنجا با پزشک، پرستار و ده‌ها نفر از کارکنان درمان روبه‌رو می‌شود؛ آدم‌هایی که خودشان هم خسته‌اند و هر کدام مشکلات و رنج‌های خودشان را دارند. آدمی که چند شب درست نخوابیده، روزها در پارک سر کرده، نگران جان عزیزش است و از نظر روحی و جسمی فرسوده شده، طبیعی است که آستانه‌ی تحملش پایین آمده باشد. ممکن است چهره‌اش خسته و غمگین باشد، ممکن است زودتر عصبانی شود و حتی گاهی با پرخاشگری واکنش نشان دهد. از طرف دیگر، کادر درمان هم ممکن است ساعت‌ها و روزها تحت فشار، با کمبود امکانات و حجم زیادی از بیماران کار کرده باشد. در چنین شرایطی، یک چرخه‌ی دردناک شکل می‌گیرد: آدم‌های خسته و رنج‌کشیده، روبه‌روی آدم‌های خسته و رنج‌کشیده قرار می‌گیرند. همراه بیمار با اضطراب و عصبانیت وارد می‌شود؛ کادر درمان تحت فشار قرار می‌گیرد؛ تنش بیشتر می‌شود؛ و در نهایت، هم کار درمان برای پزشک و پرستار دشوارتر می‌شود و هم رنج بیمار و خانواده‌اش افزایش پیدا می‌کند. به نظرم بسیاری از تنش‌هایی که در بیمارستان می‌بینیم، فقط مسئله‌ی اخلاق یا رفتار یک بیمار، همراه یا کادر درمان نیست. گاهی محصول یک سیستم فرسوده و شرایطی است که همه را تحت فشار قرار داده است. زمانی قرار بود بیمارستان جایی باشد که تقریباً تمام نیازهای درمانی بیمار در همان‌جا فراهم شود. اما امروز، بارها می‌بینیم که بیمار یا خانواده‌اش با یک فاکتور یا درخواست خرید مواجه می‌شوند و باید برای تهیه‌ی دارو، وسیله یا تجهیزات مورد نیاز، بیمارستان را ترک کنند و به بیرون بروند. ای‌کاش روزی نظام سلامت ما به نقطه‌ای برسد که خانواده‌ی بیمار مجبور نباشد برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای درمانی، سرگردان خیابان‌ها و بازارها شود. ای‌کاش بیمارستان آن‌قدر کامل و مجهز باشد که اگر حضور همراه برای مراقبت از بیمار ضروری نیست، خانواده‌ی او مجبور نباشد روزها و شب‌ها در پارک، ماشین یا گوشه‌ای از خیابان‌های اطراف بیمارستان سر کند. شاید یکی از نشانه‌های یک نظام سلامت انسانی این باشد که بیمار فقط با بیماری خود بجنگد، خانواده‌اش با فقر و آوارگی نجنگد، و کادر درمان هم مجبور نباشد در میان این همه رنج، با فرسودگی و تنش دائمی کار کند. این خانواده‌ها، بخشی از بیماران ما هستند؛ حتی اگر تختی در بیمارستان به نام آنها ثبت نشده باشد.» دکتر محمد روحانی https://t.me/bzyad

✳️تحلیل حقوقی مطلب منتشر شده در رسانه پالنا در خصوص وضعیت هیات مدیره محترم نظام پزشکی شیراز
کمیته حقیقت یاب/ارجاع قضایی/تعلیق موقت متهمین از سمت اجرایی/ مشروط شدن مصوبه به تایید مشاور حقوقی سازمان
✍️تورج شمشیری نظام 🔺اعلام فرصت یکماه به شورای عالی سازمان نظام پزشکی در انتشار مصوبه رسمی جلسه 🔺 و عدم حق امحا ویدیو جلسات متضمن حق و تکلیف عمومی و صرفا حفظ ان با رعایت اصول محرمانگی 🔺 و عدم تعریف نظر مشاور حقوقی در تنفیذ یا رد تصمیمات و مصوبات شورای عالی متن ذیل در رسانه پالنا بازنشر شده است و طبیعتا نیازمند تحلیل حقوقی است. https://t.me/pezeshkanghanon/70505 1️⃣در قانون سازمان نظام پزشکی، حکمی که اعتبار یا قابلیت اجرای مصوبات شورای عالی را منوط به تأیید مشاور حقوقی سازمان کرده باشد، مشاهده نمی‌شود؛ بلکه تبصره ۲ ماده ۸ قانون، تصمیمات شورای عالی را در صورت رسمیت جلسه و حصول اکثریت آرا معتبر و برای واحدهای ذی‌ربط لازم‌الاجرا اعلام کرده است. بنابراین، نسبت دادن «حق تأیید یا رد مصوبات شورای عالی» به مشاور حقوقی، نیازمند ارائه مستند قانونی یا مقرراتی صریح است و صرف عنوان مشاور، چنین صلاحیتی ایجاد نمی‌کند. بنابراین، در صورت ادعای مشروط بودن مصوبه شورای عالی به تأیید مشاور حقوقی، مستند قانونی ایجاد چنین شرطی باید صراحتاً ارائه شود؛ زیرا عنوان «مشاور حقوقی» فی‌نفسه متضمن اختیار تصویب، تنفیذ یا وتوی مصوبات شورای عالی نیست.» 2️⃣در خصوص فایل صوتی ـ تصویری جلسه نیز، در قانون سازمان نظام پزشکی اختیار صریحی برای حذف یا امحای فایل ضبط‌شده جلسات شورای عالی پیش‌بینی نشده است. از آنجا که صوت و تصویر ضبط‌شده در قانون دسترسی و انتشار ازاد اطلاعات سال ۸۸ -سازمان نظام پزشکی بعنوان موسسه خصوصی عهده دار خدمات عمومی و در مشمولیت این قانون است-، در مفهوم «اطلاعات» قرار می‌گیرد، لازم است مستند قانونی یا مقررات داخلیِ اختیار حذف، مقام تصمیم‌گیرنده، علت حذف و تشریفات مربوط به نگهداری یا امحای این فایل مشخص شود. لذا اگر فایل صوتی ـ تصویری جلسه به عنوان سابقه رسمی جلسه ضبط و نگهداری شده باشد، باید مشخص شود مستند قانونی یا مقررات داخلی اختیار حذف یا امحای آن چیست، چه مقامی چنین اختیاری داشته و تشریفات مقرر برای امحاء یا حذف سوابق رعایت شده است چراکه رعایت اصول محرمانگی ان قانون به مفهوم امحا نیست. 3️⃣ به دلیل مشمولیت سازمان نظام پزشکی در قانون ارتقا سلامت اداری و مبارزه با فساد بند ث ماده ۱ «قانون شفافیت قوای سه‌گانه، دستگاه‌های اجرایی و سایر نهادها مصوب سال ۱۴۰۳ مجلس شورای اسلامی» شورای عالی نظام پزشکی مکلف است وفق ماده ۳ قانون شفافیت نهایتا ظرف یکماه مصوبه رسمی جلسه خود را انتشار نماید. https://t.me/drshamshirilawinstitue http://ble.ir/drshamshirilawinstitue

✳️ یادتون است که در همه دولت‌ها می‌گفتند در صنعت دارو تا ۹۵ درصد خودکفا شده‌ایم و فقط جز معدودی دارو که‌مواد اولیه آنها وارداتی است سایر بخشهای صنعت، بومی شده است؛ من که هیچ‌وقت باور نمی‌کردم و شرکتهای دارویی را وارد کننده مواد اولیه می‌دانستم که با هزاران شرکت تودرتو و این اواخر دانش‌بنیان، فقط رانت‌بازی می‌کردند و اکنون که محاصره و تحریم شدت گرفته،عیارشان مشخص شده است، بطوری که رییس دولت با هواپیمای شخصی ده‌تن دارو می‌آورد؛ چه‌همه ارز ترجیحی گرفتند و آخرش هیچ‌و‌پوچ؛ سایر صنایع ما هم همین است؛ همه‌اش دورهم نشینی رفقا و آقازاده‌ها و دلال‌ها و سواستفاده از شرایط سیاسی و اقتصادی؛ هرجا که بنگری دروغ است و تزویر؛ واقعا که پادشاه قصه‌ ما لخت بود. @moje3news

🔴 چهره ماندگار پزشکی درگذشت 🔻 استاد دکتر سعید پناهی، از پزشکان پیشکسوت و چهره‌های ماندگار جامعه پزشکی در رشته جراحی مغز و ا
🔴 چهره ماندگار پزشکی درگذشت 🔻 استاد دکتر سعید پناهی، از پزشکان پیشکسوت و چهره‌های ماندگار جامعه پزشکی در رشته جراحی مغز و اعصاب و همچنین رئیس ادوار سازمان نظام پزشکی تبریز، دار فانی را وداع گفت. 🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا 🌐سایت |🌐واتس‌اپ I ▶️ یوتیوب I 📻کست باکس

واهمه فسادمداران از صفحات من در فضای مجازی( اینستاگرام و تلگرام) که در واقع تریبون درد دل ها و دلنوشته‌های مظلومان جامعه پزشک
+3
واهمه فسادمداران از صفحات من در فضای مجازی( اینستاگرام و تلگرام) که در واقع تریبون درد دل ها و دلنوشته‌های مظلومان جامعه پزشکی بود، بهرها از قاضی پرونده درخواست شد و با اجابت این درخواست‌ها ان بخش از حکم که متضمن دوسال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی است، در نوع خود جالب است. آیا این در شان قوه قضائیه است که بدون توجه به اصول قانون اساسی زمینه‌های خواندن و شنیدن و توجه به درددل‌های مردمی را مسدود کند؟ باشد! نگذارید حرف‌های مردم و بدنه مظلوم جامعه پزشکی شنیده شود!

💢 بازگشت به وطن و آزمون حکمرانی حقوقی   🔹در روزهایی که اخبار بازگشت برخی چهره‌­های مطرح ایرانی به میهن مانند محسن نامجو و مسعود بهنود مورد توجه قرار گرفته، باید بیشتر به یک سؤال اساسی پرداخته شود؛ آیا قرار است اینها چند مورد استثنایی باشند یا نشانه آغاز تغییری در نگاه حاکمیت به شهروندان ایرانی؟ پاسخ این سؤال است که میزان امیدی که این بازگشت‌ها ایجاد می‌‌کنند را تعیین خواهد کرد.   🔹اکثر بخش‌های حاکمیت تا کنون از این بازگشت‌‌ها استقبال کرده‌‌اند اما واقعیت آن است که این رفتار فردی برخی چهره‌‌ها برای تبدیل شدن به یک ظرفیت ملی نیازمند یک پیوست بسیار محکم در حکمرانی حقوقی کشور است. به طور مثال باید پرسیده شود که چرا اساساً یک ایرانی برای برگشتن به کشور خودش باید نیازمند بررسی، هماهنگی، فهرست یا اطمینان‌بخشی باشد؟ حق بازگشت به وطن، اگر قرار است حق باشد، نمی‌تواند امتیازی باشد که هر بار با تشخیص یک نهاد یا در شرایط خاص به کسی داده شود.   🔹مسأله مهمتر اما پرداختن به دلایل مهاجرت و تبعید خودخواسته بسیاری از چهره‌هاست. نمی‌شود بدون اینکه نظام حکمرانی حقوقی ما از خود درباره این دلایل پرسش کند و به تجدیدنظر در رفتار و رویکرد خود بپردازد، منتظر کسب منفعت ملی از این بازگشت‌ها بود.   🔹اکثریت جامعه آنچه که امروز می­‌خواهد نه نماد، بلکه تغییری محسوس در همان سیاست عمومی است که وظیفه این تغییر بر عهده نظام حکمرانی می‌‌باشد. اگر بازگشت نامجو یا بهنود مثبت و دارای آثارمثبت است، وظیفه حاکمیت این است که این نشانه را به یک روند تبدیل کند؛ روندی که برای هزاران ایرانی کمتر شناخته شده نیز قابل دسترس باشد. در غیر این صورت، ما فقط چند تصویر از چند چهره مشهور خواهیم داشت و نه یک سیاست جدید.   🔹بازگشت این چهره‌ها یک سؤال دیگر هم پیش روی ساختار سیاسی می‌گذارد: اگر امروز از بازگشت آنها خوشحالیم، آیا نباید درباره تصمیمات دیروزمان هم سؤال کنیم؟ به عبارتی حاکمیت اگر امروز بازگشت را اتفاقی مبارک می‌داند، باید درباره آن بستر نیز تردید کند. نمی‌شود از معلول استقبال کرد و درباره علت، هیچ پرسشی نداشت. شاید ارزش واقعی بازگشت نامجو و آمادگی بهنود برای بازگشت، در همین پرسش ساده باشد: آیا می‌توانیم کاری کنیم که بازگشت به ایران دیگر خبر نباشد؟   مشروح یادداشت را از اینجا بخوانید

اسرائیل در نقض منشور ملل متحد به پایتخت کشورهای همسایه خود حمله کرده و موارد متعددی از نقض حقوق بشردوستانه بین‌المللی درباره اقدامات آن مستند شده است، با این حال زرادخانه هسته‌ای خود را بدون پذیرش محدودیت‌های مشابه حفظ می‌کند. در مقابل، ایران که دو قرن است جز برای دفاع وارد جنگ هیچ جنگی نشده، هدف تحریم و حمله قرار می‌گیرد، در حالی که تأسیسات هسته‌ای آن همچنان تحت توافق پادمان با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارند. در مورد تنگه هرمز، پزشکیان گفت تلاش کرده‌اند این تنگه را به روی ایران ببندند، در حالی که خود از همان مسیر برای انتقال موشک و تسلیحات به منطقه استفاده کرده‌اند. حقوق دریاها چنین وضعیتی را غیرقانونی می‌شمارد. کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، که واشنگتن به برخی از قواعد آن استناد می‌کند اما خود آن را تصویب نکرده است، مقرر می‌کند کشتی‌هایی که از یک تنگه بین‌المللی عبور می‌کنند باید از هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه دولت‌های ساحلی آن تنگه خودداری کنند. بر اساس قاعده عبور بی‌ضرر نیز، کشتی‌ای که عبور آن در خدمت حمله به دولت ساحلی باشد، دیگر از وصف «عبور بی‌ضرر» برخوردار نیست. ایران نخواهد پذیرفت از آب‌های سرزمینی خود محروم شود، در حالی که دیگران از همان آب‌ها برای انتقال ابزارهای جنگی علیه آن استفاده می‌کنند. پزشکیان در پایان بر تفکیک‌ناپذیری امنیت تأکید کرد: امنیت یا برای همه کشورهای منطقه وجود دارد یا برای هیچ‌کس. این ایده پیشینه‌ای طولانی دارد. دولت‌های اروپایی آن را در سال ۱۹۷۵ در سند نهایی هلسینکی وارد کردند و در سال ۱۹۹۹ نیز بر آن تأکید کردند و متعهد شدند امنیت خود را به بهای کاهش امنیت دیگران تقویت نکنند. پزشکیان گفت: «ما همسایگان قدرتمند می‌خواهیم.» او تأکید کرد ایران همواره برای دیپلماسی آمادگی داشته است، «بدون آنکه زبان زور را بپذیرد». https://x.com/RezaNasri1/status/2102802712005841156

ترجمه: رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان با متنی مکتوب به نیویورک رفت. پس از آنکه روز قبل سخنان دونالد ترامپ را از همان جایگاه شنید، متن آماده‌شده خود را کنار گذاشت و به نمایندگان دولت‌های عضو گفت این سخنرانی را پیش از آن نوشته بود که رئیس‌جمهور آمریکا ایران را «دولت تروریستی» بنامد. او، به گفته بسیاری، نخستین رهبر کشوری بود که در میانه جنگ با ایالات متحده، شخصاً در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد. همین سخن گفتن از دل است که باعث می‌شود این سخنرانی تاریخی بسیار فراتر از این سالن شنیده شود. با این حال، تأثیر عاطفی سخنرانی نباید موجب شود دقت آن از منظر حقوقی، اخلاقی و راهبردی نادیده گرفته شود. او سخنان خود را با تصاویری از کودکان کشته‌شده، قربانیان بمباران‌های آمریکا و اسرائیل، آغاز کرد و پاسخی مستقیم داد: «ما قربانی تروریسم بوده‌ایم.» «ما تنها از خود دفاع کرده‌ایم. ما تروریست نیستیم.» فلسطینیان این وارونه‌سازی را به‌خوبی می‌شناسند. ملتی از خود دفاع می‌کند و متجاوز، دفاع آن ملت را تروریسم می‌نامد. هرکس تحولات هفت ماه گذشته را با دقت دنبال کرده باشد، این واقعیت را خواهد شناخت. او در برابر زبان زور و تهدیدی که ترامپ به نمایش گذاشته بود و حتی آشکارا از نابودی ایران سخن گفته بود، بر مبنای حقوق بین‌الملل ایستاد. او نشان داد اظهاراتی که از آن جایگاه علیه ایران مطرح شده، با منشور ملل متحد در تعارض است. موضع رئیس‌جمهچر ایران با متن منشور سازگار است. ماده ۲ بند ۴ منشور، دولت‌ها را از «تهدید به زور» و نیز «استفاده از زور» علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت‌های دیگر منع می‌کند. هنگامی که رئیس یک دولت، در برابر مجمع عمومی، از احتمال نابودی یک دولت عضو دیگر سخن می‌گوید، با مصداقی روشن از تهدید به زور مواجهیم. نگارندگان منشور در خواب هم نمی‌دیدند روزی شاهد چنین اتفاقی باشند. ایران خواهان برخورداری از امتیاز ویژه‌ای نیست. خواسته آن، برخورداری از همان برابری حاکمیتی است که منشور برای همه اعضای سازمان ملل متحد به رسمیت می‌شناسد. در موضوع هسته‌ای، فرمول پزشکیان روشن بود: «نه سلاح هسته‌ای و نه محدودیتی بر فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز.» این فرمول با معامله‌ای که در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ان‌پی‌تی، پیش‌بینی شده، همخوان است. این معاهده دولت‌های فاقد سلاح هسته‌ای را از دستیابی به این سلاح منع می‌کند و ماده ۴ آن «حق مسلم» همه طرف‌های معاهده را برای توسعه و استفاده از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز «بدون تبعیض» به رسمیت می‌شناسد. پزشکیان همچنین صریح گفت ایران توان دفاعی خود را برای تضمین این امر ایجاد کرده است که هر حمله‌ای به شهرهای ایران با پاسخ مواجه شود. دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه نیکاراگوئه علیه ایالات متحده تصریح کرده که حقوق بین‌الملل، در غیاب تعهدات معاهده‌ای، محدودیت کلی و مستقلی بر میزان تسلیحات یک دولت حاکم وضع نمی‌کند. او سپس روایت اسرائیل درباره فروپاشی قریب‌الوقوع ساختار سیاسی ایران و استقبال مردم ایران از مهاجمان خارجی را به چالش کشید. طی هفت ماه، مردم هر روز در خیابان‌ها برای حمایت از تلاش‌های دفاعی کشور حضور داشته‌اند. همین واقعیت پاسخی به ادعای ترامپ نیز به شمار می‌رود که دولت ایران ده‌ها هزار نفر از مردم خود را کشته است. مردمی که حکومتی را قاتل خود بدانند، در شرایط بمباران پشت سر آن حکومت بسیج نمی‌شوند. سپس پزشکیان به جنایات جنگی پرداخت. او تصاویری از دبستان شجره طیبه در میناب و سالن ورزشی در لامرد نشان داد، مکان‌هایی که کودکان در آنها مشغول بازی بودند. سلاحی که ده‌ها هزار قطعه تنگستن را در محیط پراکنده می‌کند، نمی‌تواند علیه یک مدرسه یا سالن ورزشی به کار گرفته شود بدون آنکه خطر اصابت غیرتفکیکی به افراد و اموال غیرنظامی ایجاد کند. یک هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد در همین ماه گزارش داد «دلایل معقولی» برای باور به ارتکاب جنایات جنگی از سوی ایالات متحده در حملات ۲۸ فوریه وجود دارد. نماینده آمریکا در جریان این بخش از سخنرانی سالن را ترک کرد. پزشکیان این وضعیت را با غزه مقایسه کرد؛ جایی که دیوان بین‌المللی دادگستری دستور داده است اسرائیل از ارتکاب اعمال نسل‌کشی جلوگیری کند و دیوان کیفری بین‌المللی نیز برای نخست‌وزیر و وزیر دفاع پیشین اسرائیل قرار بازداشت صادر کرده است. او سپس به زرادخانه هسته‌ای اسرائیل پرداخت. اسرائیل همچنان خارج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای قرار دارد و یک نظام جامع پادمانی را نیز نپذیرفته است. این در حالی است که شورای امنیت در قطعنامه ۴۸۷ سال ۱۹۸۱ از اسرائیل خواست تأسیسات هسته‌ای خود را تحت پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد و مجمع عمومی نیز هر سال این درخواست را تکرار می‌کند.

🖼️ #قاب | تأسیس مدرسۀ علوی (۱۳۳۵) و مدرسۀ نیکان (۱۳۴۷) 📆 یکم مهر بیش از #نیم_قرن از تأسیس مدرسۀ علوی و نیکان می‌گذرد و عوام
🖼️ #قاب | تأسیس مدرسۀ علوی (۱۳۳۵) و مدرسۀ نیکان (۱۳۴۷) 📆 یکم مهر بیش از #نیم_قرن از تأسیس مدرسۀ علوی و نیکان می‌گذرد و عوامل مختلفی، این دو مدرسه را در تاریخ معاصر فرهنگ و تعلیم و تربیت ایران برجسته کرده است: تربیت یافتن چهره‌های سرشناس از اقشار و سلایق متنوع در این دو مدرسه، پیچ و خم‌های تاریخی مهمی که این مدرسه‌ها پشت سر گذاشتند، تعدد مدارسی که دانش‌آموختگان علوی و نیکان به تأسی از اساتید خود بنیان نهاده‌اند و نهایتاً الگوهای نوین تربیتی که در علوی و نیکان شکل گرفته و الهام‌بخش مدارس مختلفی در سراسر ایران شده است. اما امروز در آغاز مهرماه و در زمان بازگشایی مدارس، جا دارد به این بیندیشیم که #هدف بنیان‌گذاران این دو مدرسه چه بوده است؟! در فرستۀ بعدی به بازخوانی هدف مؤسسان علوی و نیکان می‌پردازیم. #تاریخ_آموزش‌وپرورش #مدرسه_علوی #مدرسه_نیکان 🌐 allameh.ir 💠 @allameh_karbaschian

Repost from مخ نویس
لُپ مجنون بعضی ها با پاهایشان وارد میشوند بعضی ها با صدایشان بعضی هم با سایه شان ولی بعضی ها مثل او با چشمهایشان وارد مطب میشوند. مادربزرگ مثل قرقی پرید داخل مطب و نشست جلوی من با آن چشمهای گرد و خاکستری اش! چی شده مادرجان! با لهجه غلیظ گیلکی داشت چیزهایی میگفت که دخترش پرید وسط حرفش.. - مامان میگوید دستش خواب می‌رود! پرونده را نگاه میکنم! خانم.. مجنون! نوار عصب دستش را که میگیرم معلوم می‌شود کانال دستش تنگ شده است میپرسم: مادرجان زیاد کار میکنی؟ دخترش باز هم به جایش جواب می‌دهد: خیلی اقای دکتر! مامان من یک خانه کوچک دارد در روستا ولی توی همین خانه قد یک غربیل ، گاو دارد سگ‌دارد گربه دارد مرغ دارد خروس دارد کبوتر دارد به گنجشک هاغذا میدهد به شمعدانی هایش باید آب بدهد خیلی کار میکند آقای دکتر! به صورتش نگاه میکنم! انگار خود مادربزرگه ست همان خونه مادربزرگه که هزارتا قصه داره یا همان که یک خانه داشت قد یک غربیل و وقتی باران گرفته بود آنکه جیک جیک میکرد براش و تخم کوچیک میکرد براش را به خانه اش راه میداد همان قصه ای که مادربزرگم تا تعریف میکرد خودش خوابش میبرد. انگار او را درست از وسط قصه ها برداشته بودند و آورده بودند مطب من! دلم میخواست لپش را بکشم ولی اگر دکتری لپ بیمارش را بکشد مردم فکر میکنند دکتر...یاد فامیلش می افتم! مجنون! حالا چرا فامیلتون مجنونه مامان جان! طوری از خنده ریسه می‌رود که میترسم از روی صندلی بیفتد زمین! با همان زبان گیلکی به من می‌فهماند که آنقدر پدرش عشق و عاشقی کرده که در ده معروف شده به مجنون! میپرسم عاشق کی بوده؟ فورا میگوید: عاشق مامان من دیگه و شروع می‌کند اهنگ لیلی و مجنون را به گیلکی خواندن! میپرسم  پدرت مجنون بود مادرت هم لیلی بود‌؟ میگوید نه رقیه بود! دخترش باز میپرد وسط حرف مادربزرگ و میگوید همه دایی هایم فامیلشان را عوض کردند ولی مامان گفت من همین فامیل مجنون را میخواهم! برایش مچ بند مینویسم و به او میگویم اگر باز هم زیاد کار کنی مجبور میشوی دستت را عمل کنی ! میگی کار نکنم دکتر!‌ پس کی به گاوم به سگم به گربه م به مرغ و خروسهام به گنجشکهام غذا بده کی به شمعدانی هام آب بده و باز هم از خنده ریسه می‌رود. وقت خداحافظی همان حسی را دارم که در کودکی وقتی تیتراژ پایانی خونه مادربزرگه پخش میشد داشتم. به این فکر میکنم که در تمام این مدتی که من ازین کانال به آن کانال ازین خبر به آن خبر میرفتم و از ترس رفتن به عصر حجر شبها خوابم نمیبرد و موشکها را می‌شمردم  و پیگیر آمد و شدِ عاصم منیر بودم مادربزرگه وسط یک قصه واقعی در یک خانه ی قد یک غربیل زندگی اش را میکرد با گاو و سگ و ..، بدون اینکه اسم عاصم منیر به گوشش خورده باشد! اصلا چرا ما باید عاصم منیر را بشناسیم؟ چندروز پیش با بچه ها در ماشین از کنار باغچه همسایه رد شدیم که خانمم گفت ببینین براون (سگ قهوه ای همسایه) دختر کوچکم با تعجب گفت ترامپ؟ اینجا چکار مبکند؟ چرا مغز دختر کوچک من وسط کوچه باید براون را ترامپ بشنود؟چرا اصلا باید یک دختر دبستانی در ایران این اسم را  بلد باشد؟چرا نه فقط بچه های ما بلکه مادربزرگهای ما هم اینقدر باید سرشان در گوشی باشد؟چرا دیگر هیچ کدامشان شبیه مادربزرگه نیستند؟ مادربزرگهای مو سپید قصه ها کجا رفته اند؟چرا موی مادربزرگها سفید نیست؟ بگذریم امروز اول مهر بود دختر کوچکم را که رساندم مدرسه برعکس هرسال از شلوغی اول مهر حس خوبی گرفتم حس معمولی بودن، عادی بودن همان همیشگی بودن! یاد معلم های دبستان خودم خانم شریفی جارالهی مشرقی افتادم و یاد خدابیامرز مادر بزرگ‌معمولی خودم! چقدر دلم برای معمولی ها و روتین هایم تنگ شده است! دلم میخواهد شب برسم خانه و دخترها قصه هایشان را از روز اول مدرسه و معلم های جدیدشان برایم تعریف کنند بدون اینکه نگران خبرهای جنگی باشم. کاش مثل مادربزرگه نه تنها اسم عاصم منیر بلکه حتی اسم ترامپ را هم نشنیده بودم. کاش شبها که از مطب می آمدم بدون نگرانی از اینکه آکسیوس و الجزیره و بی بی سی چه گفته اند میتوانستم پای تلوزیون با بچه ها لیسانسه ها را ببینم و در تخت لم بدهم و رمان خانه ی ادریسی های غزاله علیزاده را تمام کنم. کاش مثل قبل، آخر هفته ها برای بچه ها پیتزا درست کنم و صبح زود بالای کوه با رفقا املت بزنم! دلم میخواهد مثل سابق فقط وقتی پمپ بنزین بروم که چراغ بنزینم روشن شده باشد. کاش امروز اول مهر فقط درباره مدرسه و مدرسه رفتن مطلب میخواندم و اصلا نمیدانستم و نمیخواستم بدانم امروز در نیویورک چه کسی چه گفته و چه نگفته است. کاش اسم عاصم منیر از مغزم زودتر پاک شود انقدر که وقتی کسی بگوید عاصم بگویم کی؟ کاش امروز هم درِ مطب باز شود و مادربزرگه یک بار دیگر با همان لباس گل گلی و آن چشمان خاکستری بنشیند جلویم و اینبار بدون خجالت به او بگویم اجازه می‌دهید یک بار لپتان را بکشم خانم مجنون؟ https://t.me/draboutorab