fa
Feedback
saeed_khaksar58

saeed_khaksar58

رفتن به کانال در Telegram

بین تو و بوسه و شرم و گناه ماندم و صد خاطره در یک نگاه #سعید_خاکسار @saeed_khaksar58 https://t.me/saeed_khaksar58 @saeed_khaksar : پی وی

نمایش بیشتر
1 142
مشترکین
+424 ساعت
+37 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
#رد_پای_ترانه شعر آخرم تموم شد ... واژه یخ کرد و نخوندی چمدون بستی و رفتی ... به جهنم که نموندی رد شو از  پاکی عشق و ... همه ی سادگی من پیش پای تو هدر شد ... شوق دلدادگی من اومدم به پات بمونم اومدی تا که نمونی ذات ادما یکی نیس خودتم اینو میدونی واسه ی تو یه هوس بود ... واسه ی من که هوس نیس پر بکش برو ، رها باش عشق تعبیر قفس نیس ماجرای من و عشقت ... ماجرای من و مرگه اگه باشی یا نباشی آخر بازی  قشنگه #سعید_خاکسار @saeed_khaksar58 405/06/05 @saeed_khaksar58

08 To Dar Masafate Barani.mp33.73 MB

🔥 #شعر #غزل 🔥 ❤️
🖋 #شاعر : #هوشنگ_ابتهاج
❤️ 🎧 #فوقالعاده_زیبا
🕯 چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت که هرگز این غ م ندهم به هیچ شادی 🔥 ز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این چه خوشتر تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی؟ 🔥 چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین به از این در تماشا که به روی من گشادی 🔥 تویی آنکه خیزد از وی همه خرمی و سبزی نظر کدام سروی ؟ نفس کدام بادی؟ 🔥 همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی همه رنگی و نگاری ، مگر از بهار زادی؟ 🔥 ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی که ندیده دیده ناگه به درون دل فتادی؟ 🔥 به سر بلندت ای سرو که در شب ِ زمین کَن نفس ِ سپیده داند که چه راست ایستادی 🔥 به کرانه های معنی نرسد سخن چه گویم که نهفته با دلِ سایه چه در میان نهادی؟ 🕯
🔥
🎵❤️ #خوانندگان🎙 ❤️ #محمد_احتشامی #مهدیار 👑 🆎
🎧🆎
🎵 #میکس #تنظیم #مهدیار👑 🆎
💎 #زیباترین_دکلمه_و_آوازها ⬇️⬇️⬇️ @Naaji_Rap 📣

⬅️🎙مدیران محافل شعر، دکلمه و خوانندگی، این پیام مخصوص شماست! 🔴 🎼 تا حالا وسط ویس‌کال، اجرای شاعر یا دکلماتور به خاطر پیدا
⬅️🎙مدیران محافل شعر، دکلمه و خوانندگی، این پیام مخصوص شماست! 🔴
🎼 تا حالا وسط ویس‌کال، اجرای شاعر یا دکلماتور به خاطر پیدا کردن یک موزیک بی‌کلام متوقف شده؟ یا زمان زیادی صرف گشتن بین کانال‌ها و فایل‌ها کرده‌اید؟ ⚡️
دیگه تموم شد!
🤖 با ربات موزیک پلیر ویسکال گروه و کانال حرفه‌ای CYRAX فقط کافیست درگروه خود بنویسید: 🎼 "بیکلام خزان" 🎼 "بیکلام باران" 🎼 یا نام هر قطعه دیگری... ⚙️ ربات در کمتر از چند ثانیه فایل موردنظر را داخل گروه ارسال می‌کند تا اجرای شعر، دکلمه یا آواز بدون حتی یک لحظه وقفه ادامه پیدا کند. ⚙️ امکانات ویژه ربات موزیک پلی ویسکال گروه،کانال: 🎵 پخش حرفه‌ای موزیک در ویس‌کال 🎼 آرشیو عظیم موزیک‌های بی‌کلام و باکلام 🔎 جستجوی هوشمند و سریع پشتیبانی از انواع رسانه ها، ویدیوها،انواع فرمت فایل ها، موزیک ها..... قابلیت جستجو و پخش خودکار باسرعت حیرت انگیز..... ⚠️دارای قابلیت پخش آنلاین : تمام کانال های ماهواره، رادیو، TV,تمام شبکه های استانی،داخلی، سراسری،......
ربات گارد گروه هوشمند و دقیق وپرسرعت سایراکس:
🔐📣 ربات محافظ قدرتمند گروه ⛔️ ضد پورن ⛔️ ضد خشونت ⛔️ ضد محتوای مواد مخدر ⛔️ جلوگیری از ارسال محتوای مخرب و نامناسب 🗝 افزایش امنیت گروه و مدیریت حرفه‌ای اعضاوهزاران کارایی و قابلیت های کاربردی درامنیت گروه....

🥰 اگر می‌خواهید محفل هنری شما حرفه‌ای‌تر،امنیت بالا، منظم‌تر و با کیفیت‌تر برگزار شود، CYRAX بهترین انتخاب شماست
.
📩 برای دریافت اطلاعات، خرید یا مشاهده امکانات کامل، به پشتیبانی پیام دهید.
➡️➡️ @CYRAX_owner

Repost from N/a
زر کوب کرده آیه و قرآن فروختیم کفری که در نهایت ایمان فروختیم جز عدل در عیان به زبان نیست در نهان کافر گرفته ایم و مسلمان فروختیم حکمی به دستمان نرسید از قضای دهر در هرج و مرجْ ... بیشه و سلطان فروختیم روشن نشد به گردش ایام روزگار پروانه را به شعله ی سوزان فروختیم بازار این معامله گرم است بی دلیل یا در رکود جامعه انسان فروختیم ؟! #لویال

دوستان کانال بانوی شعر و ترانه سرکار خانم لویال راه اندازی شده حضورتون در این کانال سبز برقرار باشید

امشب که تنها تا ته آیینه رفتم پاییز در تصویر زردم گریه افتاد میلاد من غمگین تر از قبل است شاید فهمیده باید رفت کم کم در دل باد ای مرد مردادی به پاییزت رسیدی همچون درختی در خزان خویش هستی با رنگهای زرد و سرخ برگهایت دلواپسی و سر پر از تشویش،هستی از زندگی چیزی ندیدی جز خیانت اما کماکان از غرورت دل نگردان مانند شیری مانده تنها روی پا باش مانند دریا روی از ساحل نگردان آه ای درخت ای سایه افکن بر عزیزان بر قامتت جای تبر مانده ست هشدار جای تبرهای نمک نشناسها را یکدم به خود آی و برای خویش،بشمار هی سالها را پشت هم  بی تاب طی کن مرداد ها را یک به یک  از عمر رد شو  از هر چه هست و نیست دل برگیر اما در دل کمی نامهربانی هم بلد شو #سعید_خاکسار @saeed_khaksar58 ۱۱/مرداد/۱۴۰۳

تصمیت

Chaartaar - Barmigardam (320).mp39.31 MB

photo content

همیشه آنکه رفته است به قدر وسعت بزرگی حضور خود برای انکه مانده است «نبود» را بروز داده است و من که مانده ام عذاب میکشم به قدر یک جهان نبود تو چقدر بی تو زندگی شبیه مُردنی شبانه روزی است چقدر بی تو نامِ "مادر" - این امید جاری جهان   برای  زنده ماندنم کم است کجای قصه گم شدی که من غریب مانده ام میان راه روزگار  صدای گامهای تو به سنگفرش مرده ی حیاتمان کجاست ؟  تا که جان دهد چقدر  گریه کرده ام و نیستی ببینی ام و نیستی که عاشقانه در بغل بگیری ام چقدر بی تو هیچم ای شکوه زندگانی ام کجای قصه گم شدی ؟ که بعد از آن من از جهان و از خودم - و از تمام خنده های پر فریب - و از تمام گریه های پر ریا - گذشته ام - و  خسته ام چقدر پر شکسته ام... و نیستی ببینی ام و نیستی که عاشقانه در بغل بگیری ام کجای قصه گم شدی ... . #سعید_خاکسار #سعید_خاکسار@saeed_khaksar58

Repost from saeed_khaksar58
همیشه آنکه رفته است به قدر وسعت بزرگی حضور خود برای انکه مانده است «نبود» را بروز داده است و من که مانده ام عذاب میکشم به قدر یک جهان نبود تو چقدر بی تو زندگی شبیه مُردنی شبانه روزی است چقدر بی تو نامِ "مادر" - این امید جاری جهان   برای  زنده ماندنم کم است کجای قصه گم شدی که من غریب مانده ام میان راه روزگار  صدای گامهای تو به سنگفرش مرده ی حیاتمان کجاست ؟  تا که جان دهد چقدر  گریه کرده ام و نیستی ببینی ام و نیستی که عاشقانه در بغل بگیری ام چقدر بی تو هیچم ای شکوه زندگانی ام کجای قصه گم شدی ؟ که بعد از آن من از جهان و از خودم - و از تمام خنده های پر فریب - و از تمام گریه های پر ریا - گذشته ام - و  خسته ام چقدر پر شکسته ام... و نیستی ببینی ام و نیستی که عاشقانه در بغل بگیری ام کجای قصه گم شدی ... . #سعید_خاکسار #سعید_خاکسار@saeed_khaksar58 کلمه حیاط  هم مد نظر بوده

-------- تاریخ مادر مرده مے ڪَوید تنت زخمیست حتے لبم از ماجرای ڪَفتنت زخمیست #سعیدخاڪسار🖋 اجراے برخط #مهداافڪار🎙 405/04/12 𝓜𝓪𝓱𝓭𝓪.𝓪𝓯𝓴𝓪𝓻🎙

دچار باید بود... #سعید_خاکسار اصفهان نه تنها پایتخت فرهنگی ایران بلکه به واقع نماد تلفیق فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی است . وقتی در آثار معماری آن اندیشه کنیم تفاوت های بسیاری با معماری اسلامی دارد ، با اینکه شباهت در نوع کاربری ، اعتقادات  در آن به چشم می خورد . در این شهر هنر و ظرافت ، معماری و قلم زنی ، موسیقی و شعر از جایگاهی ویژه برخوردار است . بزرگانی چون جناب هاتف و جناب نشاط و هزاران شاعر شیرین سخن مهر تاییدی است بر آنچه عرض گردید . تغییر و انقلاب در سال ۱۳۵۷ خورشیدی مسیری نو برای جامعه ی ایران بود در همان آغاز به سال ۱۳۵۸ هنرمند خوش ذوق و بی ریا جناب سعید خاکسار در شهر اصفهان قدم بر خاک پاک وطن نهادند . طبع بلند و مقام رفیع ایشان باعث شده تا اطلاعات بیشتری از زندگی این شاعر عزیز نداشته باشیم . به هر حال برای ایشان سلامت و سعادت آرزومندیم . چشم انتظار آثار بیشتری از این شاعر توانمند و خوش قلم هستیم . تصمیمت این شدست ، بسوزانی ام ! برو ... گفتی که میروی که بمیرانی ام ! برو ... باشد قبول ، کندی این نبض دست تو پاییز باش ، زردی این سبز دست تو باشد قبول ، زحمت رفتن به پای تو ماندن برای من ، که بمیرم برای تو حالا که خسته ای و نمیخواهی ام ، برو آری تو خوب ، آخر گمراهی ام ، برو حالا که بین ماست سرانجام مبهمی ... وقتی زیادها تو و من ذره ی کمی ... دیگر مجال ماندن و تردید ها نماند طوفان بدان ، توان به تن بید ها نماند پر باز میکنی بروی پر شکسته ام اری تو دل نبند من آنم که بسته ام ننشین دگر کنار من و ساحلی که نیست بگذر از این مترسک و این حاصلی که نیست پایان روزگار من و توست ، اوج درد باشد بهار باش ...  منم فصل زرد سرد باشد ، ببند پشت سرت درب خانه را با خود ببر خیال سر و بغض و شانه را با خود ببر هر آنچه که بین من و تو بود با خود ببر دلی که برای تو می سرود باید رها کنی من و این خاطرات را حتی ببر ز فکر و خیالم خدات را بردار با خودت چمدان را ، بهانه را آن شال چارخانه و ایوان خانه را لازم نکرده است بمانی برای من غیر از خودت مرا ببر از ماجرای من اردیبهشت از تو و آبان برای من خورشید مال تو ، نم باران برای من لازم نکرده است که ویران شوی، برو ... ویران منم ، نخواه پریشان شوی برو ... من بیقرار  _ صاحب صبر و قرار تو یخ بسته من  _ حکایت صدها بهار تو شیراز باش ... درد سپاهان خسته ام پرواز باش ...  من که پر خویش بسته ام باشد ، بخند ، گریه ی این ماجرا منم آنکس که مانده است میان بلا ، منم اصلن قبول دختر مردادِ داغ تو خاموشی ازمن است حضور چراغ تو عالیجناب شعر و غزل را ... ولش کنید آن چشمهای رنگ عسل را ... ولش کنید اصلن ، تو کوه های لرستان _ کویر من در کنج بغض های خودم _ گوشه گیر من من مبتلا به چشم تو هستم ، ولی نمان اصلن قبول ، پیش تو مستم ، ولی نمان شاعر چرا به درد خودت خو نمیکنی ؟ پایان مثنویست غزل رو نمیکنی ؟ حالا دگر به حال دلت واژه واژه نیست اما چرا تو اخم به ابرو نمی کنی ؟ بغضت ، زلال آینه ها را  ندیده است دردت به جان، نگاه به این سو نمی کنی ؟ * گفتی که با دعا نگهم ... ، گفتمت برو گفتی دریغ و درد ، به من رو نمیکنی ؟ * ای عشق ؛ انتظار من از تو زیاد نیست بسیار دیده ام که تو - جادو نمیکنی اینجا غزل به گریه نشست و تمام شد شاعر چرا به درد خودت خو نمیکنی ؟ خورشید مثنوی پس ِ ابر غزل ، نمان در این غروب ِ شعر افق را به خون کشان بارانغزل به گونه ی شعرم روان شد و ... نور از غروب مثنوی اکنون عیان شد و ... حالا دم غروب غم انگیر بین ماست من در منم اسیر و تو در بودنت رهاست احساسم این شده ست بدهکاره بودنم مدیون لحظه های پس  از  این سرودنم شک کرده ام به شور و جنون در نگاه تو حتی به حوض آب من  و عکس ماه تو خوردی قسم ، که دست مرا ول نمیکنی یا برکه ی خیال مرا  گل  نمیکنی رفتن قبول ،از نظرم... ، از خیال نه ممکن نبود رفتنت اما ، محال نه وقتی محال ها همه امکان پذیر شد تف بر منی که پای محال تو پیر شد شک کرده ام به عشق ، به رنگ نگاه تو شک بر عذاب های دلم  ، بر گناه تو باشد برو تو خوب ،  بد ماجرا منم انکس که خورده سیب ِ بهشت ِ خدا منم شیطان منم ،رجیم منم ، رانده ی بهشت گویا تویی عزیزِ پدرخوانده ی بهشت هنگام رفتن است ، ببر هر چه داشتی میلت به چشم های مرا جا گذاشتی پایان ماجراست به چشمم نگاه کن اصلن بمان ، بمان و مرا رو سیاه کن @DOCCHHAARR

XrAYthPC Shadmehr Rooze Sard unplugged OFFICIAL VIDEOشادمهر روز سرد آنپلااگد 00:03:55

P CvCGJXio Siavash Ghomayshi Ghorbatسیاوش قمیشی غربت 00:06:04

Repost from saeed_khaksar58
سعید خاکسار.mp33.37 MB

دست و دلم بند است بند یک جهان احساس دورت بگردم تا زمان برپاست با وسواس دورت بگردم بهترین همراه من با درد اینجا که تنها واژه ی گم گشته باشد مرد تعبیر هر خوابی که دیدم  بی سرانجامی ست پایان فال عمق فنجانها که بدنامی ست هربار از تجریش رفتم راه آهن را در بغض دیدم مرد را در گریه ها زن را تهران همین غول تمدن روی دوشش دود تهران که در شبهای غمگین خودش فرسود در شهرهای دیگر این خاک  غم پرپاست این مادر آتش به جان ایران بی پرواست این سرزمین همراه دردم بوده یا خود درد با گریه هم کاری برای ما نخواهد کرد دل تنگ آزادی شدم آنسوی جمهوری دل کندم از این زندگی ، این حس مجبوری نان را به نرخ جان میان سفره آوردیم تحویل سال آمد غریبی را بغل کردیم امروزمان از حسرت دیروزمان پر شد دیروزمان هم خالی از طعم تفکر شد پاییز سرخ و زرد مان  بسیار طولانی ست هر نوبهاری میرسد جنسش زمستانیست از ابتدای بودنت تا انتها درد است هر جا جوانی دیده ام در شهر ولگرد است از درد تا درمان  هجوم سر بداری هاست داد و هوار مردمانت از نداری هاست آواره گی سهم من  و بیچاره گی از تو هر نا امیدی مال من پتیاره گی از تو دهلیز قلبت را هر انکس دیده میداند رنجیدنت را هر کسی رنجیده میداند گفتم شمالت را جنوبت گریه باران شد گفتم جنوبت داغ سهم سوگواران شد بر تاج غمگین دماوندت نگینی نیست جان خزر  دلواپس بالا نشینی نیست خو کرده ای با دردهای ترکمن چایت راه نداری گم شوی در بغض فردایت حمام فین یاد آور خون  کبیرانت اروند و دست بسته ی جمع اسیرانت قاجار تاریخ تو را از قهوه ها پر کرد چنگیز دردی بدتر از،خود بر سرت آورد دریای نور و کوه نور و نادرت مردند هی تکه تکه نقشه ات را بیگمان خوردند اسم تو آمد بر لبم روحم ترک برداشت تا سیب  سرخ بودن این خاک لک برداشت تاریخ مادر مرده می گوید تنت زخمیست حتی لبم از ماجرای گفتنت زخمیست #سعید_خاکسار @saeed_khaksar58 405/04/12

Saeid Raad - Ba To Hastam (320).mp33.69 MB

آدمیزاد است و کلی های و هو آدمیزاد است و کلی ماجرا گاه اشک و گاه بغض و گاه درد گاه لبخند است و گاهی ادعا سر به سقف آسمان ها میزند تن به دریا میزند ، دل بر جنون دست میشوید از احساسات خود پشت پاها می زند بر میم و نون از نبودن تا خدا پر می زند از تمنا میرود تا اشتیاق سوی هر جا میرود تا ناکجا قصه ی سردرگم وصل و فراق دل در امید شدن در ناشدن خسته از آمال و امیال خودش قصه گوی قصه های ناتمام ناتمامی خسته از حال خودش آدمیزاد است و از آدم شدن حرف هایی در دلش جا مانده است هر چه حوا هر چه آدم دیده ام قصه ی ننوشته و ناخوانده است آدمیزاد است و دل بستن به هیچ بوی جوی مولیان شد آرزو یاد یار مهربان یادش بخیر آدمیزاد است و کلی های و هو ✍ #سعید_خاکسار #آرتادخت 🎙 @saeed_khaksar58 405/04/05