fa
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

رفتن به کانال در Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 798
مشترکین
-124 ساعت
+287 روز
+5630 روز
آرشیو پست ها
سلام کارفرماری پدرسگ. بنده از ساعت ۸ و نیم، تا الان که ۱۰ باشه، دارم سعی می‌کنم نمونه کارها و پروژه نهایی رو براتون داخل ایتا ارسال کنم و ارسال نمی‌شه. خب بیناموس گمشو تلگرام نصب کن خبرِ مرگت. اه.

حتی عکس‌های این شهرِ نفرین شده هم تار میوفته.

و اینکه خواهشاً مهربون‌تر‌ باشید باهم. کم‌تر دلِ همدیگه رو بشکنید و نسبت به همدیگه سخت بگیرید. این رفاقت‌ها، دوستی‌ها، عشق‌ها و هر نوع روابطی که دارید حیفه از بین بره. اعتماد کردن و آشنا شدن با دیگران از چیزی که فکرش رو می‌کنید خیلی سخت‌تر شده‌ها، قدرِ همو‌ بیشتر بدونید. حیفه. خراب که بشه پشیمون می‌شید. بخدا پشیمون می‌شید.

فصلِ جدیدِ تِد لاسو همچنان جذاب، زیبا، حال خوب کن، و آرامش بخشه برام. دلم برای حال و هواش تنگ شده بود. خوشحالم که برگشت و باعث شد لذت ببرم از دیدنش.

یک نفر آدمم، وسطِ زندانِ آزکابان، در مقابلِ یک ارتش دِمِنتور. باید اِکسپِکتو پاترونام رو فریاد بزنم. ولی نمی‌دونم چقدر قدرت دارم برای مبارزه، و چقدر قدرت دارم برای اینکه بتونم به یک خاطره‌ی خوب و قدرتمند فکر کنم.

به گمونم تنها راهی که می‌تونم با این شرایط کنار بیام اینه که تا جایی که بتونم شُل بگیرم و آسون کنم‌ زندگی رو برای خودم. چون به اندازه‌ی کافی همه چی سخت شده، منم بخوام سخت بگیرم دیگه از پسش برنمیام. خلاصه که به مرحله‌ای رسیدم که یا من شکست می‌دم تاریکی‌های این زندگیِ سگی رو، یا تاریکی‌های این زندگیِ سگی من رو شکست می‌ده. حدِ وسطی وجود نداره دیگه،

این حجم از مهربونی و وفاداری و محبت رو از طرفِ خانواده‌ام نمی‌پذیرم. من مطمئنم توطئه‌ای‌ درکاره. حس می‌کنم آرامشِ قبل از طوفانه و هر لحظه ممکنه چنان جنگِ داخلی‌ای رخ بده که در حدِ قسمتِ آخرِ فصلِ سومِ گیم‌اف‌ترونز ( red wedding ) باشه.

خانواده‌ی عزیزم، بنده این همه سال‌ تلاش نکرده بودم رابطه‌ام رو باهاتون قطع کنم که الان تمامِ خریدها و زحماتتون رو روی دوشِ من بذارید. یعنی این همه سال سابقه‌ی جر و بحثامون رو چطوری دارید چشم‌پوشی می‌کنید و فکر می‌کنید پسرِ خوبی‌ام؟ من نمی‌دونم.

از ساعت هشت شب تا الان توی ترافیک بودم. من دیگه پشت فرمون نمی‌شینم. از همین لحظه انصرافم از رانندگی رو اعلام می‌کنم. بازگشت به سوی اسنپ.

اگر اینجا کسی هست که قُم زندگی می‌کنه، لطفاً بهم پیام بده، ممنان. t.me/BluChtBot?start=61a7ac09bfdfad8e8e43

I Killed My Love.mp38.57 MB

I Killed My Love چهارمین ترک از آلبومِ تیمارستان.
I Killed My Love چهارمین ترک از آلبومِ تیمارستان.

کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که دیگه با آدم‌هایی بیش از حد حساس، زودرنج، سخت‌گیر، وسواس، بی‌جنبه، و زود بربخور ( اسمشو نمی‌دونستم ) هستن، دیگه نمی‌تونم کنار بیام.

آدم‌ها واقعاً عجیب شدن. خودشون هزار و یک دلیل برای ناراحت بودن بهوونه می‌کنن، به تو که می‌رسن طوری رفتار می‌کنن که انگار تمومِ حق‌های دنیا با اوناس و تو خودت هیچ حقی برای درگیر بودن و ناراحتی نداری و وظیفته حالشو خوب کنی، چرا؟ چون فقط اون یه نفره که حق داره حالش بد باشه.

واقعاً چرا انسانم؟ می‌تونستم گربه باشم. درخت باشم. ابر باشم. سنگ باشم، هرچی می‌شدم بهتر از اینی بود که هستم.

یه جوری از هیچ‌جا هیچ نوتیفی ندارم که پشمام از این همه تنهایی ریخته.

Three Ghosts in a Silver Car.mp37.92 MB