کافه مستاجر پلاک ۱۲
رفتن به کانال در Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 778
مشترکین
-124 ساعت
+377 روز
+5730 روز
آرشیو پست ها
1 776
دارم یک سبکِ کاملاً جدیدی تولید میکنم که پشمای خودم از خروجی ریخته. میدونم چون هیچی ازش نمیدونید براتون قابل درک نیست و تا انتشارِ نهاییِ آلبوم باید صبر کنید ولی نیاز دارم جلو جلو ذوقم رو نشون بدم.
1 776
آلبومِ بعدی شاملِ یک مجموعهی داستانیه. مثلِ یک نمایشنامه، چند پرده داره. اولین پردهی آلبومِ جدید آمادهس. کسایی که میخوان زودتر از انتشارِ آلبومِ کامل بهش گوش بدن، میتونن پیام بدن.
1 776
دو تا پسرِ نوجوانِ دو قلو نشستن با موهای بلند و فرفری، لباسها سِت، مُدل مو سِت، همه چی شبیه به هم، فرد و جرجِ نسخه ایرانی رو یافتم.
1 776
توی قطار یکی از ممبرهای کانال قبلیم رو دیدم، اومد جلو سلام کرد و بعد از کلی احوال پرسی گفت چرا دیگه فعالیت نمیکنی؟ بابا ولم کنید :(((( یعنی چی که هنوز خیلیا نمیدونن.
1 776
" میخوام پرواز کّونَم " دستِ خر. کل آهنگو به اون خفنی اجرا کردی، لنگِ همین یه جمله بودی که برینی توش؟
1 776
دوستان روزی که هوش مصنوعی نسخهی فارسی و خوانش و ترانه سازیش رو ساپورت کنه، من یه دهنی ازش سرویس کنم که مادر بگرید. یک سبک و تولید محتوای کاملاً جدید خلق میکنم در دنیای موسیقی. با اولین آپدیتی که آهنگ فارسی رو ساپورت کنه خون آغاز میکنم.
1 776
دیگه مطمئنم رسیدم به فصلِ پنجم، ششمِ سریالِ زندگیم و نویسندهام نمیدونه میخواد با این داستانِ بی سر و تَهَم چیکار کنه و شخصیت اصلیش که من بدبخت باشم خودشوم نمیدونه چی به چیه. به جای این همه اتفاقای رندوم شِت و برگردوندنِ شخصیتهایی که توی فصلهای قبلی مُرده بودن یه ذره پول اضافه کن به این فصل قرمساق. دچار چالش کن این کاراکتر رو.
1 776
فیلمای هری پاتر رو هزاربار ریواچ کردم. دوبار کتابهاش رو خوندم، یه بار هم نسخهی صوتیش رو با صدای آرمان سلطانزاده گوش دادم. الان این نسخهی زبان اصلی جدیدش از کتابهای صوتیش که منتشر شده، با این همه گویندههای مختلف، واقعاً داره قلقلکم میده.
1 776
تنها جایی که میتونم خودمو خالی کنم توی همین چنلمه. به غیر از چند خط نوشتن و غر زدن و فحش دادن خیلی کاری از دستم بر نمیاد و شرایط کشور و زندگیم هم طوری نیست که بتونم عفت کلام رو رعایت کنم و حرفای قشنگ بزنم براتون. شرمنده.
